واگذاری امتیاز نفت دارسی از سوی مظفرالدین شاه قاجار به ویلیام ناکس دارسی در سال 1901 م.نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است ، چرا که ورود نفت به عرصه اقتصادی کشور پیامدهای سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی بسیار داشت . جنبش ملی نفت ایران با ابعادی وسیع تر از مناقشه اتمی ایران با امپریالیسم جهانی در حال حاضر از پیامدهای سیاسی - اجتماعی امتیازی بود که حق ملتی را به بیگانه واگذار کرده بود . تحکیم و تثبیت اقتدار و نفوذ انگلیس در ایران ، کوشش انگلیس برای تجزیه خوزستان از ایران ،برتری نیروی دریایی انگلیس در جنگ جهانی دوم با استفاده از نفت ایران از دیگر پیامدهای واگذاری این امتیاز بود . در عصر حاضر ، ناگفته هایی از پشت پرده واگذاری امتیاز نفت دارسی و کوشش دولت انگلیس برای به چنگ در اوردن این امتیاز بررسی می شود .
نوشتار زیر حاصل نظرات علیرضا علوىتبار درباره مسائل زنان از دیدگاه روشنفکرى دینى است. وى ضمن آنکه به بررسى پارهاى از مسائل زنان در ایران مىپردازد، انگیزه توجه جریان روشنفکرى دینى به مسائل زنان و اقدامات آنان را در راستاى بهبود بخشیدن به وضعیت زنان تشریح مىنماید و در جمعبندى نهایى فعالیت روشنفکران دینى در این حوزه را با توجه به محدودیتهاى موجود در جامعه ایران، تلاشى موفق مىشمارد.
مالیات بر ارزش افزوده در قرن حاضر مورد استقبال بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است ؛ به طوری که در حال حاضر بیش از 150 کشور جهان به اجرای این مالیات پرداخته اند و از مزایای این مالیات مدرن بهره می برند . این مالیات ، از ارزش افزوده بنگاه ها در مراحل مختلف فرایند تولید - توزیع اخذ می شود و از مزایای زیادی همچون توان درآمدزایی بالا برای دولت ، پایه گسترده مالیاتی ، سهولت اجرا ، کاهش انگیزه فرار مالیاتی ، مشارکت مستقیم مؤدی در فرایند مالیات گیری ، تکیه به روش خود اظهاری ، اعتماد به مؤدیان ، ساز و کار خود کنترلی ، پایین بودن هزینه اخذ مالیات به سبب خود اجرایی ، اجتناب از پدپده مالیات مضاعف و غیره برخوردار است .
در آستانه انقلاب مشروطه در ایران سه نیروی اجتماعی رقیب در عرصه اجتماعی و سیاسی، مشتمل بر روشنفکران مستقل و دینمداران سنتی و تجار، جهت افزایش سهم خود در بازار قدرت ایران به رقابت با یکدیگر و نیز ستیز با سلطنت پرداختند. این رقابت کارزاری گفتمانی را فراهم آورد که در قالب آن این نیروهای اجتماعی برای پیشبرد پروژه هژمونیک خود، هر یک درصدد آن برآمدند تا محتوایی متناسب با سایر مولفههای گفتمانی خود را بر دالهایی محوری، چون ملت و شاه و سلطنت، بار کنند. این سه نیروی اجتماعی در نهایت در جنبش تنباکو و در تقابل با سلطنت، ائتلافی موقت یافتند و همین ائتلاف زمینه ساز ابراز وجود ""ملت"" شد؛ ائتلافی که روشنفکران ابتکار عمل را در کارزار گفتمانی به دست داشتند. در این مقاله با تکیه بر رویکردی گفتمانی، و به ویژه موضع نظری رابرت وثنو در خصوص فرایند تولید فرهنگ، ضمن توصیف و مقایسه محتواهای گوناگون بار شده بر این دالهای محوری از جانب نیروهای اجتماعی آن، بستر اجتماعی که زمینهساز ستیز و آویزهای آنها و ائتلاف نهایی و موقت آنها شد تشریح و بر تفوق گفتمانی روشنفکران تاکید شده است.