ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۱۸۱ تا ۳۲٬۲۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۳۲۱۸۱.

The European Union's Strategic Autonomy: A Case Study of the Iran Nuclear Issue, the Ukraine War, and the Gaza Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۱
This research seeks to address whether the European Union (EU) has successfully maintained its strategic autonomy in managing key global issues and crises, a critical element in its decision-making process and a fundamental aspect of the institution itself. The study's conceptual framework centers on the notion of the EU's strategic autonomy, which is analyzed through three case studies: Iran's nuclear issue, the war in Ukraine, and the Gaza crisis. The hypothesis posits that the EU's responses to Iran's nuclear program and the conflicts in Ukraine and Gaza reveal a deficiency in its strategic autonomy. Iran's nuclear issue, after two decades of extensive negotiations and agreements that ultimately failed, represents a key instance where the EU's inability to assert strategic autonomy is most evident. Moreover, the EU's handling of the Ukraine and Gaza conflicts, marked by inconsistencies in its application of soft power and moral-value-based leadership, has further cast doubt on the Union's strategic autonomy. The research findings, derived from these case studies, suggest that without political coherence and a unified diplomatic and political strategy—critical elements of strategic autonomy—the EU will continue to be perceived as a dependent and subordinate actor. This condition is commonly referred to in the academic literature as a "strategic autonomy deficit" or a "political and military sovereignty deficit." The methodology of this research is descriptive and analytical, utilizing data collected from a range of sources, including books, peer-reviewed journal articles, online databases, and authoritative expert opinions.
۳۲۱۸۲.

Examining the Influence of Iranian and Chinese Strategic Cultures on Their Bilateral Strategic Partnership(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۷
Despite common interests, historical ties, and mutual needs in areas such as military and economic cooperation, Iran–China relations have not evolved into a decisive level of strategic partnership. Accordingly, the authors of the present article seek to explore this issue through the lens of strategic culture. By examining the key components of the strategic cultures of Both Countries, as well as the internal obstacles and challenges arising from them, this study aims to answer the question: How has the strategic culture of Iran and China, at the domestic level, influenced the development of their strategic partnership? It appears that the absence of a shared perspective among the political elites of Iran and China on various issues has hindered the formation of a decisive strategic partnership between the two countries. The research findings indicate that the role of security considerations and domestic issues—such as differing strategic cultures reflected in policymakers’ perceptions of elements like power, legitimacy, welfare, development, and security—along with internal constraints in both countries, have played a fundamental role in creating obstacles within Iran-China strategic relations. This study employs a qualitative-interpretive methodology with an explanatory approach.
۳۲۱۸۳.

Regional and Transregional Security Policy of the Islamic Republic of Iran in the Maritime Domain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
Topic and Significance of the Discussion: The Islamic Republic of Iran boasts 190,000 square kilometers of maritime territory and over 5,800 kilometers of coastline, with approximately 40% of its borders being maritime. A crucial element in the realm of marine defense diplomacy is the enhancement of maritime defense capabilities, which includes extending the presence of naval fleets beyond territorial waters and into international waters. Consequently, the Supreme Leader has consistently emphasized the importance of leveraging maritime resources and strengthening naval forces. The central research question is: What are the regional and transregional security policies of the Islamic Republic of Iran in the maritime domain, and what achievements have been realized in pursuit of maritime-oriented development? Results: The regional and transregional security policy of the Islamic Republic of Iran can be demonstrated through the enhancement of its strategic naval force, which consists of both the Navy and the Islamic Revolutionary Guard Corps Navy, each playing a complementary role. This policy yields several key outcomes: it allows for the display of the Islamic Republic of Iran's flag in distant waters, ensures the security of Iranian commercial ships and oil tankers to promote sustainable international maritime security, and safeguards Iran's interests in strategically important waters. Additionally, it showcases the naval force's capability to operate wherever the nation's interests dictate. The policy also aims to send messages of peace and friendship globally while countering narratives of Iranophobia. It enhances combat capabilities, broadens the operational reach of naval units, and evaluates Iran's readiness and self-sufficiency in the realms of science and technology. The policy maintains a presence in targeted waters despite facing comprehensive economic and military sanctions and allows for the acquisition of valuable experiences in navigation and international maritime law by traversing critical, heavily trafficked international straits and waterways. Furthermore, it facilitates the collection of intelligence regarding the combat readiness and deployment status of transregional forces, broadens the scope of Iran's diplomatic efforts, and establishes security to promote trade in both regional and international contexts. This, in turn, fosters economic activity and supports maritime-oriented development.
۳۲۱۸۴.

عملکرد وزرای امور خارجه ایران در عصر ناصرالدین شاه و رقابت دو امپراتوری روسیه و بریتانیا در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۸
با شروع حکومت ناصرالدین شاه وزارت خارجه در قالب یک نهاد مستقل جلوه گر شد. کوشش ناصرالدین شاه برای ایجاد ساختارهای نوین حکومتی و همچنین تعیین و تحدید وظایف وزارتخانه ها و نهادها و سپردن مسئولیت هر یک به یکی از رجال، تا حدود چشم گیری قدرت مطلقه را از دست صدراعظم خارج کرد و اختیارات وی را کاهش داد. امور خارجی، که تا پیش از سلطنت ناصرالدین شاه تحت تأثیر دربار و شخص صدراعظم بود با آغاز پادشاهی وی به شکل روزافزونی در وزارت امور خارجه خارج شد و هریک از وزیران نیز به تناسب نفوذ و قدرت خود کوشیدند با قوانین حکومتی ضمانت اجرا بالاتری برای اختیارات وزارت. امور باید به دست ارائه شود. پژوهش حاضر ضمن معرفی سه تن از وزرای امور خارجی بر سیاست خارجی در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، به بررسی شرایط و عملکرد دوران وزارت هریک از آن ها اختصاص داده شده است، همچنین عملکرد و وظایف وزارت امور خارجه را نیز یکی از مهم ترین ارکان های دیوان ناصرالدین شاهبررسی می کند. قرار داده است. در این راستا، این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات آن بر اساس اسناد و منابع کتابخانه های گردآوری شده است. نتایج گوی پژوهشی آن است که تضاد رقابت و رقابت هرکدام از موقعیت های ناپایدار و برای سیاست های متصدیان خارجی درمسند وزارت امور خارجه پدید آمدند و این رقابت ها به ارائه امتیاز جدید به دولت روسیه و یا انگلیس توسط وزیر امور خارجه می پرداختند. روابط خارج از ایران در حکمرانی وابسته ای بود، که سرنوشت آن را سیاسی کشور تعیین می کرد. در این راستا، این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات آن بر اساس اسناد و منابع کتابخانه های گردآوری شده است. نتایج گوی پژوهشی آن است که تضاد رقابت و رقابت هرکدام از موقعیت های ناپایدار و برای سیاست های متصدیان خارجی درمسند وزارت امور خارجه پدید آمدند و این رقابت ها به ارائه امتیاز جدید به دولت روسیه و یا انگلیس توسط وزیر امور خارجه می پرداختند. روابط خارج از ایران در حکمرانی وابسته ای بود، که سرنوشت آن را سیاسی کشور تعیین می کرد. در این راستا، این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات آن بر اساس اسناد و منابع کتابخانه های گردآوری شده است. نتایج گوی پژوهشی آن است که تضاد رقابت و رقابت هرکدام از موقعیت های ناپایدار و برای سیاست های متصدیان خارجی درمسند وزارت امور خارجه پدید آمدند و این رقابت ها به ارائه امتیاز جدید به دولت روسیه و یا انگلیس توسط وزیر امور خارجه می پرداختند. روابط خارج از ایران در حکمرانی وابسته ای بود، که سرنوشت آن را سیاسی کشور تعیین می کرد.
۳۲۱۸۵.

ارزیابی کارایی درس تاریخ دوره متوسطه از منظر جنگ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
جنگ شناختی از پدیده های نوظهوری است که حقیقتاً حیات انسان عصر حاضر را به شدت در معرض تکانه هایی ویرانگر قرار داده که در عین حال نادیده و عمدتاً درنیافتنی در ساحت شناختی و سیاسی است. اراده این نوع جنگ به ستاندن استواری و پابرجایی کنش های اجتماعی انسان عصر مدرن پیش از رسیدن هر ابزارآلاتی از جنگ سخت به مرزهای سرزمینی تعلق گرفته است. مقاله حاضر، تاریخ را به عنوان یک اصل پیشا شناختی می شناساند که در صورت حصول همه ابعاد شناختی آن، جنگ ادراکی یا شناختی هرگز به فرجامی نمی رسد. از همین روی نوشتار حاضر در مقام بررسی کارآمدی تاریخ دوره متوسطه دوم از نظرگاه جنگ شناختی برآمده است که بنابر هفت دلیل نظری و بنیادین شناختی که عبارتند از فقدان جهانبینی تاریخی، عدم پیوستگی هویت تاریخی، توقف تاریخی، غلبه نقل حوادث تاریخی بر بیان جریان های تاریخی، عدم امتداد زمانی نیروهای موثر تاریخ، فقدان فلسفه تاریخ، بی فردایی تاریخ، درس تاریخ دوره متوسطه دوم را فاقد عناصر تعیین کننده بسان ایجاد عقلانیت تاریخی کلان نگر در برابر نبرد شناختی دانسته است.
۳۲۱۸۶.

آمریکا و بهره گیری از ابزار تروریسم در رقابت های آینده با چین و روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۳
سابقه گروه های تروریستی در رقابت دو ابرقدرت شوروی و آمریکا و پس از آن در 11 سپتامبر 2001 تا جنگ های اشغال عراق و افغانستان که منجر به ظهور داعش گردید، نشان از نقش مهم آن ها در نظام بین الملل دارد. اکنون با توجه به کاهش هژمونی آمریکا از یکسو و قدرت یابی کشورهای منتقد و هم سویی چون چین، روسیه و ایران، پژوهش حاضر به این سوال می پردازد که «آمریکا چگونه می تواند از گروه های تروریستی در رقابت با چین و روسیه و حفظ و ارتقای هژمونی خود بهره گیرد؟» یافته های پژوهش نشان می دهد آمریکا جهت جلوگیری از موازنه گری دیگر بازیگران چندان نمی تواند از ابزارهای بازدارندگی، تحریم های سازمان ملل، جنگ نظامی و اقتصادی با قدرت های نوظهور بهره گیرد و لذا نیازمند راهبردها و راهکارهایی غیرمتعارف است که یکی از آن ها می تواند بهره گیری از ابزار تروریسم به ویژه گروه های تکفیری در دو سطح به صورت مستقیم (در راستای تهدید سرزمینی) و غیر مستقیم یعنی حمایت از گروه های تروریستی در مناطقی که روسیه و چین در آن دارای منافع مهم هستند مانند غرب آسیا باشد که به طور مستقیم با امنیت ملی ایران ارتباط می یابد. در این پژوهش از رهیافت آینده پژوهی و روش سناریونویسی استفاده شده است.
۳۲۱۸۷.

گذار فنّاورانه در سیاست خارجی: تأثیر حکمرانی هوش مصنوعی بر نقش ژئوپلیتیک امارات متحده عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
این مقاله به تحلیل و تبیین «گذار فنّاورانه در سیاست خارجی» با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی می پردازد و استدلال می کند که حکمرانی هوشمند و هدفمند بر هوش مصنوعی به ابزاری کلیدی برای بازتعریف و ارتقای نقش ژئوپلیتیک این کشور در عرصه منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است. در عصری که فنّاوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی در حال دگرگون سازی مفاهیم بنیادین قدرت، امنیت و دیپلماسی هستند، امارات با اتخاذ رویکردی آینده نگر و سرمایه گذاری های راهبردی کوشیده است تا از یک قدرت سنتی مبتنی بر منابع نفتی به یک بازیگر فنّاور و تأثیرگذار در نظم نوین جهانی گذر کند. پرسش اصلی پژوهش بر این محور استوار است که حکمرانی هوش مصنوعی چگونه و با چه سازوکارهایی بر سیاست خارجی و موقعیت ژئوپلیتیک امارات تأثیر گذاشته است. در پاسخ، فرضیه مقاله این است که بهره گیری راهبردی از هوش مصنوعی و ایجاد ساختارهای حکمرانی فنّاورانه، به افزایش قدرت نرم، نفوذ دیپلماتیک و تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک امارات در منطقه و فرامنطقه منجر شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای راهبردی، به بررسی اسناد، سیاست ها و اقدامات امارات در این حوزه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهبرد امارات فراتر از ابعاد صرفاً اقتصادی و توسعه داخلی بوده، پیوندی نظام مند میان سیاست های هوش مصنوعی و اهداف سیاست خارجی برقرار کرده است. این کشور با تأسیس نهادهای پیشرو مانند «وزارت هوش مصنوعی» برای اولین بار در جهان (۲۰۱۷م.) و تدوین «راهبرد ملی هوش مصنوعی امارات ۲۰۳۱م.»، چارچوبی جامع برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی در این حوزه تعریف کرده است. این راهبرد بر محورهایی چون نهادسازی، جذب استعداد، توسعه زیرساخت های داده محور و ایجاد یک اکوسیستم نوآورانه استوار است. سرمایه گذاری های عظیم در شرکت های فنّاورانه مانند G42 که به تازگی سرمایه گذاری ۱.۵ میلیارد دلاری مایکروسافت را جذب کرد و همچنین توسعه مدل های زبان بزرگ بومی مانند Falcon، نشانگر تلاش امارات برای حرکت از جایگاه مصرف کننده فنّاوری به تولیدکننده و معمار نظم دیجیتال است. در بُعد ژئوپلیتیک، حکمرانی هوش مصنوعی به امارات امکان داده است تا «دیپلماسی فنّاورانه» را به عنوان یکی از ستون های اصلی سیاست خارجی خود به کار گیرد. امارات با میزبانی از غول های فنّاوری جهانی، ارائه مدل های هوش مصنوعی خود به صورت منبع باز و تلاش برای ایفای نقش در تنظیم گری جهانی، خود را چونان بازیگری مسئول و پیشرو در عرصه فنّاوری معرفی می کند. این اقدامات به تقویت «قدرت نرم» این کشور و برندسازی آن به عنوان یک دولت مدرن، نوآور و آینده نگر کمک شایانی کرده است. مقاله نشان می دهد که امارات در یک «بازی موازنه» هوشمندانه میان قدرت های بزرگ فنّاوری، یعنی ایالات متحده و چین قرار دارد؛ یعنی در حالی که از همکاری با شرکت های آمریکایی مانند مایکروسافت و OpenAI استقبال می کند، تلاش دارد تا از وابستگی مطلق به یک قدرت بپرهیزد و روابط فنّاورانه خود را متنوع سازد. این رویکرد فرصت طلبانه به امارات اجازه می دهد تا در رقابت های ژئوپلیتیک جهانی، موقعیتی مستقل و کلیدی برای خود تعریف کند. از منظر قدرت، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک مؤلفه جدید در کنار قدرت نظامی و اقتصادی است. امارات با ادغام فنّاوری های پیشرفته در ساختارهای دفاعی و امنیتی خود که نمونه آن در همکاری های فنّاورانه پس از «توافق نامه ابراهیم» با اسرائیل مشهود است، در حال تقویت «قدرت سخت» خود نیز می باشد. این گذار فنّاورانه صرفاً یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقا و نفوذ در قرن بیست و یکم به شمار می رود. امارات با درک این واقعیت، توانسته است هوش مصنوعی را به مثابه ابزاری برای افزایش استقلال راهبردی، ایجاد مزیت های اقتصادی پایدار و بازآفرینی نقش خود به عنوان یک قدرت کوچک، اما تأثیرگذار در معادلات منطقه ای و جهانی به کار گیرد. در نهایت این مقاله نتیجه گیری می کند که الگوی امارات در تلفیق حکمرانی هوش مصنوعی با اهداف سیاست خارجی، نمونه ای موفق از چگونگی استفاده دولت های کوچک و متوسط از فنّاوری برای عبور از محدودیت های ژئوپلیتیک سنتی و ایفای نقشی فراتر از وزن متعارف خود در نظام بین الملل است. این مدل می تواند به عنوان الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد که به دنبال ایفای نقش فعال تری در نظم جهانی آینده هستند.
۳۲۱۸۸.

وضعیت دین داری در جامعه ایرانی؛ مقایسه ی دو پیمایش هویت جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
دین داری به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین هویتی در جامعه ایرانی، در دهه های اخیر تحت تأثیر عوامل گوناگونی نظیر مدرنیزاسیون، جهانی شدن و تغییرات اجتماعی و فرهنگی، دستخوش تحول شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت دین داری ایرانیان و همچنین، بررسی تغییرات آن بین سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ و شناسایی ابعاد برجسته دین داری انجام شده است. با استفاده از روش ترکیبی (کمّی و کیفی) و پیمایش در میان ۱۴,۹۵۳ نفر از ساکنان مراکز استانی، نتایج نشان داد که میانگین نمره دین داری در این بازه زمانی کاهش یافته است. بُعد اعتقادی با بالاترین میانگین همچنان برجسته است؛ اما بُعد مناسکی و عاطفی کاهش یافته اند. همچنین، تمایل به دین فردی افزایش و مشارکت در دین اجتماعی کاهش یافته است. این پژوهش نشان می دهد که تغییرات دین داری با ظهور سبک های زندگی و هویت های جدید همراه بوده که پیامدهای مهمی برای انسجام اجتماعی و هویت ملی دارد.
۳۲۱۸۹.

ارائه مدل تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نیاز نسل آلفا تا سال 1418(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: پژوهش حاضر تلاشی است به منظور ارائه مدل تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نسل آلفا تا سال 1418 مبتنی بر استمرار روندهای کنونی در آینده(آینده محتمل) با توجه به نزدیک شدن به افق 1404 سند تحول بنیادین آ.پ. روش: این پژوهش از منظر هدف کاربردی، و در زمره پژوهشهای کیفی قلمداد میشود. مقاله حاضر دارای دو گام جهت تحقق هدف پژوهش است: گام نخست CLA و گام دوم تحلیل میک مک. یافته ها: در این مدل با توجه به پژوهش های انجام شده حوزه سند تحول بنیادین و نظر خبرگان در مصاحبه لایه ای، یک مدل سه وجهی جهت تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نسل آلفا مشخص و تبیین شده است. نتیجه گیری: ساختار فعلی سند تحول بنیادین، به دلیل عدم انعطاف پذیری، ضعف در رویکردهای یادگیری ترکیبی، عدم تناسب با سبک های یادگیری دیجیتال محور، و عدم برخورداری از زیرساخت های لازم برای تحقق عدالت آموزشی، با چالش های متعددی مواجه است. نسل آلفا، به عنوان نسلی که در بستر فناوری های هوشمند رشد یافته است، نیازمند روش های آموزشی نوین مبتنی بر تعامل، شخصی سازی یادگیری و بهره گیری از فناوری های نوظهور است. بسیاری از سیاست های موجود در سند تحول بنیادین، همچنان بر رویکردهای سنتی انتقال دانش تأکید داشته و نتوانسته است همگام با الزامات آموزشی این نسل حرکت کند.
۳۲۱۹۰.

فساد اداری به مثابه بحران عرصه مدنی: بازنمایی رسانه ای در روزنامه اصلاح طلب اعتماد (۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۸۴
در سال های اخیر، فساد اداری در ایران به مثابه یک مسئله اجتماعی برجسته شده است. روزنامه ها، با بازنمایی مناسب، می توانند در کاهش این موضوع نقش ایفا کنند. مقاله حاضر با هدف شناخت بازنمایی فساد اداری در روزنامه اصلاح طلب اعتماد تنظیم شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون شبکه ای اترید-استرلینگ است و داده ها از تحلیل ۲۶ سند منتخب با استفاده از نرم افزار MAXQDA22 استخراج شده اند. در مجموع ۷۳ کد، ۱۲ مضمون پایه، ۴ مضمون سازمان دهنده و مضمون فراگیر فساد اداری شناسایی شد. اعتبار یافته ها با کدگذاری مشترک دو کدگذار و مشورت با متخصصان تأمین شد. رویکرد نظری مقاله بر نظریه بازنمایی استوارت هال و نظریه های برنامه سخت، عرصه مدنی و ترومای فرهنگی جفری الکساندر استوار است. نتایج نشان می دهد که روزنامه اعتماد ضمن تأکید بر ضرورت ایجاد سیستم های پیشگیرانه، فساد اداری را به مثابه مسئله ای گسترده، سیستماتیک و تهدیدی برای ارزش های عرصه مدنی بازنمایی کرده است. این نوع بازنمایی، می تواند به شکل-گیری یک ترومای فرهنگی منجر شود.
۳۲۱۹۱.

Religion and Behavioral Patterns in Iran's Foreign Policy: A Comparative Study of the Pahlavi II Era and the Islamic Republic(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
This research presents a comparative analysis regarding the influence of religion as a key component of national identity on behavioral patterns in Iran's foreign policy across two distinct periods: that of Pahlavi II and the Islamic Republic. The significance of examining religion arises from its impact on national interest formulation within constructivist frameworks, where identity constructs play a pivotal role. The primary objective of this study is to elucidate how recognizing religion's position as an identity factor can enhance our understanding of behavioral patterns in Iran's foreign policy. Addressing the inquiry into religion's influence on these patterns during both eras, this paper posits that while religion was one of many influential factors in Pahlavi II's foreign policy landscape, it did not substantially integrate into national identity or affect foreign policy decisions at that time. Conversely, within the Islamic Republic framework, religion emerges as a fundamental ideology and an independent variable that shapes foreign policy behavior. The research findings ultimately reveal that during Pahlavi II’s era, national interests were defined through the lens of modern state identity, whereas Shia ideology became central to shaping foreign policy identity in the Islamic Republic. Consequently, religion has demonstrated a significant direct impact on behavioral patterns within this political context.
۳۲۱۹۲.

تبیین درگیری قره باغ از دیدگاه نظری با تأکید بر مناظره نو- نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۴
فروپاشی اتحاد شوروی با بحران های مرزی، قومیتی و ژئوپلیتیکی در سرزمین های استقلال یافته پس از آن همراه بوده است، خلأ قدرت ناشی از این فروپاشی موجب شد منطقه ای با ساختار آنارشیک شکل گیرد. تنوع اقوام و مذاهب و تنوع زبانی در این منطقه و مرزبندی های تحمیلی و ناهمگون با این تکثر قومی، دینی و زبانی و تکامل نیافتن فرایند دولت ملت سازی، منطقه را با چالش هایی روبه رو کرد که نتیجه آن جنگ های دهه های اخیر در این منطقه است. درگیری قره باغ که از سال ۱۹۸۸ آغاز شد و تاکنون ادامه دارد، از مهم ترین بحران های این منطقه است که ابعاد منطقه ای و بین المللی دارد. با اینکه نهادهای بین المللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل، با صدور قطعنامه های متعدد تأکید داشته اند که قره باغ و مناطق پیرامون آن متعلق به جمهوری آذربایجان است و از ارمنستان خواسته اند با استفاده از نفوذ خود بر ارامنه قره باغ آنان را به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت وادار کند، عوامل گوناگونی مانع بازگرداندن سرزمین های اشغالی به صورت مسالمت آمیز به جمهوری آذربایجان شد. این پرسش مطرح است که بحران قره باغ و روند آغاز و پایان آن از دیدگاه مناظره نو نو چگونه تبیین پذیر است؟ در این راستا فرضیه اصلی عبارتست از این که حل نظامی بحران قره باغ و ناکارآمدی نهادهایی مانند گروه مینسک، نشان دهنده برتری شاخص های نوواقع گرایی (خودیاری، بیشینه سازی قدرت در فضای آنارشیک) بر شاخص های نولیبرال گرایی (همکاری و نهادهای بین المللی) در تبیین این درگیری است. این نوشتار از نوع پژوهش کیفی است و با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر مناظره نو نو درگیری قره باغ را بررسی می کنیم. داده ها را نیز با استفاده از منابع کتابخانه ای و مقاله ها گردآوری کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که در بحران قره باغ رویکردهای نوواقع گرایی در سیاست کشورهای درگیر غالب بوده و رویکردهای نولیبرالی که بر همکاری و نقش نهادهای بین المللی تأکید دارد، نتوانسته است در حل وفصل این بحران مؤثر باشد.
۳۲۱۹۳.

شعر و نماد، بازنمایی بیداری اسلامی و مقاومت؛ تحلیل نمادشناختی دو قصیده از تمیم البرغوثی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
در ادبیات معاصر، استفاده از نمادها به عنوان شیوه ای برای بیان غیرمستقیم افکار، احساسات، برانگیختن عواطف واندیشه ها، مخصوصا در موضوعات سیاسی واجتماعی، رواج چشمگیری یافته است. این رویکرد که از نیمه دوم قرن نوزدهم شروع شده است، زمینه را برای درگیر کردن ذهن خواننده در فرایند خوانش فراهم ساخته است. از جمله شاعران معاصر که بخوبی از این ظرفیت بهره برده است، تمیم البرغوثی است؛وی با بکار گیری نمادهای دینی در اشعار خود، توانسته است تصاویری جدید وتأویل پذیر خلق کند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نمادشناختی و جمع آوری کتابخانه ای داده ها وبا بهره مندی از روش توصیفی تحلیلی،(روش) به بررسی نمادها در دو شعر شاخص البرغوثی با عنوان های«أمیر المؤمنین»و«سفینه نوح» می پردازد(مسئله). در شعر نخست، شاعر با بهره گیری از نمادپردازی دقیق، چهره سید حسن نصرالله را در قالب امیر مؤمنان بازآفرینی می کند؛ شخصیتی که به عنوان نماد ایستادگی، رهبری خردمندانه در حوزه مقاومت ووحدت اسلامی است. در شعر دوم نیز همین شخصیت با تصویر کشتی نوح بازنمایی می شودنمادی که بر نقش رهایی بخش ونجات بخش او برای امت اسلامی تأکید دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که البرغوثی با به کارگیری نظام مند نمادهای دینی، توانسته است مفاهیم سیاسی واجتماعی را در مجموعه های هنرمندانه وتأمل برانگیز بیان کند. این نمادها علاوه بر انتقال پیام های شاعر، خواننده را نیز به تفسیر ورمزگشایی فعالانه فرامی خوانند(یافته ها).
۳۲۱۹۴.

طالبان و چشم انداز پیکربندی ژئوپلیتیکی ساخت قدرت در افغانستان: سناریوی محتمل در افق 2030(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف : ظهور مجدد طالبان در می 2021، بار دیگر سرنوشت افغانستان را در کانون توجه قرار داده است. کنترل بلامنازع طالبان یک معمای پیچیده را در مورد آینده افغانستان ایجاد کرده است: آینده افغانستان چگونه خواهد بود؟ روش : برای پاسخگویی به پرسش تحقیق از منطق سناریونویسی استفاده شد. این مطالعه از متدولوژی شبکه جهانی کسب و کار برای توسعه سناریوها استفاده کرد. یافته ها:   بر پایه منطق روش  شبکه جهانی کسب و کار چهار سناریوی « مشت آهنین»، «شکست در میدان سیاست»، «ترس از یک بدعت شوم» و «اقبال بلند» از برآیند تقاطع عدم قطعیت های کلیدی در ارتباط با آینده افغانستان ارائه و داستان هرکدام نیز تدوین شد. تحلیل شواهد ارائه شده نشان می دهد که سناریوی شکست در عرصه سیاسی به نظر محتمل ترین آینده برای افغانستان باشد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع و دیدگاه متخصصان ایرانی و افغانستانی، تلاش کرد تا به ابهامات موجود پیرامون آینده افغانستان پرداخته و چشم اندازی از آینده کشور را در قالب چهار سناریو ارائه دهد
۳۲۱۹۵.

بررسی عوامل هویتی و تأثیر آن بر سیاست خارجی افغانستان در زمان حکومت اشرف غنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۲
عوامل هویتی نقش مهمی در عرصه سیاست خارجی کشور ایفا می کنند. این اثر هم می تواند هدف ها و فرصت ها باشد. بدین معنا که وجود هویت قومی، زبانی و میان دو کشور می تواند باعث ایجاد طرفین و دستیابی به مسائل مذهبی شود و یا بالعکس خطرات و تهدیداتی درازمدت شود. این رویه درباره کشور افغانستان به دلیل وجود هویت های متعدد قومی، قومی، مذهبی و زبانی بسیار برجسته است. در همین راستا، نوشتار حاضر درصدد است تا عوامل هویتی بر سیاست خارجی افغانستان را در دوره اشرف غنی احمدزی مورد بحث قرار دهد. تحقیق این است که عوامل هویتی برجسته در این دوره شامل چه مواردی است و آیا این عوامل برای سیاست خارجی افغانستان خطرآفرین و یا فرصت آور بوده است؟ یافته های مقاله حاضر نشان دهنده ناکامی سیاست خارجی اشرف غنی از منظر استفاده فرصت ایجاد از عوامل هویتی بوده است. در حوزه منطقه با غرب آسیا، علیرغم عدم چالش خطر، می تواند از فرصتی که برای مقابله با تهدیداتی استفاده کند. برنامه دولت اشرف غنی در حوزه اقتصادی نیز نشان دهنده عدم موفقیت وی در انتخاب عوامل هویتی است و مشکلات مهاجران، ثبات اقتصادی و وابستگی به کمک های، نشانگر تسلط عنصر «قوم » بر اساس ملی هم در داخل و هم در خارج از کشور. از مرزهای افغانستان در این دوره است. نظری پژوهش حاضر، سازه انگاری و روش مقاله نیز توصیفی و تحلیلی و بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای است.
۳۲۱۹۶.

شکیبایی سیاسی و کارکردهای آن در حکمرانی اخلاقی اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۴
هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و کارکردهای شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقیِ بنیادین در چارچوب حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. شکیبایی سیاسی که بر اصول اعتدال و حکمت مبتنی است، چونان شاخصی کلیدی در فرایند اعمال قدرت و تعاملات سیاسی، ضرورت حفظ سعه صدر، رواداری، تحمّل دیدگاه ها و مواضع مخالف، خویشتن داری و پرهیز از کینه توزی را به روشنی نشان می دهد. این فضیلت اخلاقی باعث می شود که در کنشگری سیاسی، آزادی، حضور و نقش دیگران به رسمیت شناخته شود و تعاملات سیاسی در بستر اخلاق، عدالت و خردمندی شکل گیرد که در نهایت به تقویت حکمرانی مطلوب و همگرایی اجتماعی منجر می شود. مسئله اصلی پژوهش، بررسی کارکردهای شکیبایی سیاسی در حکمرانی اخلاقی از منظر اسلام است. پرسش این است که چگونه شکیبایی سیاسی با ویژگی های ذاتی خود مانند سعه صدر، تحمّل مخالف و خویشتن داری، می تواند چونان اصلی بنیادین و محوری در حکمرانی اخلاقی در نظام اسلامی، نقش آفرینی کند و چه تأثیرات گسترده ای بر بهبود کیفیت روابط قدرت، تعاملات میان دولت، نهادهای مدنی و شهروندان خواهد داشت؛ افزون بر این پژوهش در پی ارائه راهکارهای عملی و سازوکارهای مؤثر برای نهادینه سازی این فضیلت اخلاقی در ارکان حاکمیت و فرایندهای حکمرانی است تا از این طریق زمینه های گفتگوی سیاسی سازنده، تحمل اختلافات و مدیریت تعارض های اجتماعی به شکل مؤثرتری بهبود یابد و به پیشرفت سیاسی پایدار کمک شود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از منابع اسلامی، متون فقهی و سیاسی، به روش اجتهادی مفاهیم کلیدی همچون شکیبایی، اعتدال، حکمت و رواداری به دقت بررسی شده اند. این روش امکان تحلیل عمیق و هم زمان تطبیقی مفاهیم با واقعیت های حکمرانی در نظام اسلامی را فراهم کرده است. داده ها به شکل توصیفی و تحلیلی از متون دینی استخراج گردیده و بر اساس رویکرد عقلانی و نقلی بررسی شده اند. نتیجه اینکه شکیبایی سیاسی، چونان فضیلتی اخلاقی، زمینه ساز تقویت عقلانیت و خردمندی در سطح جامعه است و به افراد و نهادها این امکان را می دهد که از دام احساسات گذرا و واکنش های هیجانیِ آنی فراتر روند. این قابلیت سبب می شود روابط میان شهروندان با دیدگاه ها و گرایش های مختلف به سمت همدلی، گفتگوهای منطقی و آرامش بخش هدایت شود و فضا برای تفاهم و مشارکت فعال تر فراهم گردد؛ افزون بر این شکیبایی سیاسی موجب ارتقای جایگاه نظام سیاسی در نظر مردم می شود و مشروعیت آن را تقویت می کند؛ زیرا پذیرش و احترام به دیدگاه های متنوع، موجب افزایش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی می شود؛ همچنین این فضیلت نقش مهمی در پیش گیری از رفتارهای خشونت آمیز، افراطی و واکنش های هیجانی دارد و از بروز شکاف ها و تنش های اجتماعی جلوگیری می کند. این مجموعه کارکردها، شکیبایی سیاسی را به یکی از ارکان اساسی تحقّق حکمرانی اخلاقی و توسعه سیاسی پایدار تبدیل می کند. نتیجه نهایی اینکه شکیبایی سیاسی به عنوان یک فضیلت اخلاقی، رکن اساسی و زیربنایی حکمرانیِ اخلاقی در نظام اسلامی به شمار می رود و ضروری است که این فضیلت به شکل نظام مند، ساختاری و پایدار در ارکان مختلف حکومت نهادینه شود. تدوین منشور شکیبایی سیاسی از ضرورت های کلیدی برای تحقّق این هدف است. این منشور، اصول الزام آور برای رفتار مداراگرانه نهادهای حکومتی، تعیین فرایندهای شفاف و منظم گفتگو و مذاکره سیاسی در شرایط عادی و بحران، قواعد تنظیمی برای رفتار صبورانه احزاب، رسانه ها و نخبگان سیاسی، ضمانت های اجرایی مؤثر برای مقابله با رفتارهای تندروانه، افراطی و خشونت سیاسی و همچنین ایجاد سازوکارهای نظارتی مردمی برای پایش میزان پای بندی نهادهای حاکمیتی به این فضیلت را شامل می شود. این منشور می تواند بستر مناسبی برای رشد فرهنگ حکمرانی مطلوب، تعمیق عقلانیت سیاسی و تقویت فضای گفتگوی علمی و انتقادی فراهم آورد؛ همچنین روابط میان دولت، شهروندان و نهادهای مدنی را به صورت قانونی، منطقی و محبت آمیز تنظیم کرده، موجب جلب اعتماد و مشارکت گسترده مردم در فرایندهای سیاسی و اجتماعی شود. در نهایت این نهادینه سازی شکیبایی سیاسی، نظام سیاسی را به سمت پویایی، پیشرفت پایدار و انسجام اجتماعی هدایت می کند؛ بدین ترتیب شکیبایی سیاسی نه تنها عاملی بازدارنده در برابر طغیان، خشونت و ناشکیبایی سیاستمداران و قدرتمندان است، بلکه بستری مهم و کلیدی در تحقّق عدالت، تعامل مثبت و همدلی اجتماعی در جامعه اسلامی به شمار می رود و نقش مؤثری در تحکیم بنیان های حکمرانی اخلاقی و ایجاد جامعه ای همراه با رفاه، آرامش و ثبات سیاسی دارد.
۳۲۱۹۷.

حق آزادی بیان در کنوانسیون های حقوق بشری و دایره حق حاکمیت بر محدودسازی آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۴
اصل آزادی بیان، بعنوان یکی از مهمترین حقوق و آزادی های بنیادین بشری، در سطح جهان مکررا در اسناد حقوق بشری مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، اجرای حق آزادی بیان که از سوی کشورها با چالشهای فراوانی از جمله حدود آن و تلاقی آن با حق حاکمیت و تفسیر های موسع روبروست در مطالعات کمتر مورد توجه قرار گرفته است.با توجه به جایگاه والای آزادی بیان و مسئولیت ملی و بین المللی مربوط به صیانت از آن باید شرایطی فراهم شود که امکان تعرض و نقض خودسرانه حکومتها را به حداقل رساند. این شرایط در پرتو آگاهی و عمل کشورها به تعهدات برخاسته از معاهدات بین المللی، حقوق عرفی بین المللی و قواعد آمره مرتبط با نسل اول حقوق بشر، حاصل می شود. مقاله حاضر با هدف بررسی حق آزادی بیان در کنوانسیون های حقوق بشری و محدودیت های حق حاکمیت بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی است. ابتدا مبانی تعهدات جامعه بین المللی حقوق بشر را تشریح و سپس، به احصای محدودیت های مشروع و قانونی قابل اعمال بر حق آزادی بیان و چالش های موجود در تعارض این دو حق و در نهایت با تبیین ارکان مسئولیت بین المللی کشورها به چگونگی ایجاد آن به هنگام نقض و تعدی حق آزادی بیان میپردازد. در عمل آزادی مطلق قابل تحقق نیست و طبیعتا برای اداره جامعه و جلوگیری از هرج و مرج، محدودیت هایی برای آن وجود دارد که رعایت قانون و حقوق دیگران از جمله آن هاست.همچنین صیانت از حق آزادی بیان مستلزم پایبندی کشورها به تعهدات بین المللی و قواعد آمره حقوق بشر می باشد.
۳۲۱۹۸.

مطالعه مقایسه ای دیپلماسی عمومی ایران و چین در عراق و لبنان (2010-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۹۸
ایران و چین به عنوان دو قدرت تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه تلاش می کنند از طریق دیپلماسی عمومی نفوذ خود را افزایش دهند. نفوذ این دو به ویژه در عراق و لبنان قابل توجه است. پرسش این است که چه تفاوت ها و شباهت هایی در دیپلماسی عمومی ایران و چین جهت نفوذ در عراق و لبنان وجود دارد؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده آن است که ایران با تاکید بر پیوندهای تاریخی و مذهبی آنهم با حمایت از گروه های سیاسی و اجتماعی در لبنان و عراق نفوذ خود را تقویت کرده است. این در حالی است که چین ضمن بهره گیری از ابزارهای فرهنگی، از ابزارهای اقتصادی (پروژه های زیرساختی و سرمایه گذاری) آنهم از طریق دولت های عراق و لبنان به دنبال نفوذ خود بوده است. به عبارت دیگر تفاوت و تشابه دو کشور در ابزارها و شیوه نفوذ است. یافته های پژوهش نشان داد دیپلماسی عمومی یکی از ابزارهای رایج در سیاست خارجی کشورها است و هر کشوری سعی می کند بر اساس مزیت های نسبی خود برای نفوذ از آن استفاده کند.
۳۲۱۹۹.

مدل سازی پارادایمیِ فتنه 1401 در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تمدنی مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۷
هدف این پژوهش، مدل سازیِ پارادیمی اغتشاشات 1401 در ایران با رویکرد تمدنی و مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری است. این پژوهش به لحاظ فلسفی، در پارادایم تفسیری و به لحاظ روشی، در پارادایم کیفی قرار می گیرد. برای گردآوری داده ها با 19 نفر از خبرگان علوم سیاسی و انقلاب اسلامی مصاحبه انجام شد. در نهایت با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی، 51 کد باز در هفت مقوله شناسایی و در قالب مدل پارادایمی، مدل سازی شد. بر اساس یافته های این پژوهش، «انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور تمدن بزرگ اسلامی» به عنوان «مقوله محوری» شناسایی شد. همچنین «مواجهه تمدنی انقلاب اسلامی و غرب» به عنوان «شرایط علّی»؛ «شیوع سبک زندگی غربی» و «ضعف رویکرد الهی در نظام تعلیم و تربیت» به عنوان «شرایط مداخله گر»؛ «کژکارکردهای حکمرانی» به عنوان «شرایط زمینه ای»؛ «راهبردهای حکمرانی مبنا» به عنوان «راهبردها»؛ و «استحکام ساخت درونی نظام» به عنوان «پیامدها» احصا شد.
۳۲۲۰۰.

Iran's Neighborhood Policy: A Strategic Choice or Foreign Policy Necessity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۶
Neighborhood policy can be explained by various strategies throughout different eras and actors, important states like China, the European Union (commonly referred to as "neighborhood policy"), Turkey with its "zero tension with neighbors" approach, India under the "Neighborhood First" policy, and Iran, which has developed its own "Neighborhood Policy." Essentially, neighborhood policy is defined as a strategy that prioritizes relationships with neighboring countries within a nation’s foreign policy framework. This article seeks to address a key question: Is Iran's implementation of its neighborhood policy a strategic choice or a short-term necessity stemming from specific challenges, such as sanctions? The hypothesis of this research posits that Iran's adoption of this policy is primarily a functional necessity in response to pressing foreign policy issues. However, it also suggests that this policy could evolve into a long-term strategic framework if it expands into other areas.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان