تحلیل قصیده «لَیالی المَنفَی: شب های تبعید» اثر مُحی الدّین فارِس با تکیه بر نظام های معنایی تعاملی اریک لاندوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۷ خرداد و تیر ۱۴۰۵ شماره ۲ (پیاپی ۹۲)
415 - 444
حوزههای تخصصی:
لاندوفسکی نشانه شناس اجتماعی کانون توجه خود را بر روی سوژه گفتمانی و گفته پردازی معطوف می کند و بدین ترتیب مفاهیم حضور و ادراک و احساس را در نشانه شناسی مطرح می کند. اینکه گفته پردازی بیشتر از ساحت گفته اهمیت می یابد مقدمات نشانه شناسی پدیدار شناختی را فراهم می کند. مسأله مهم نگارندگان پژوهش این است که با توجه به اینکه در نظام «تطبیق» شاهد وحدت میان سوژه ها هستیم و «دیگری» یا آن وجه «غیریت» نه تنها ابژه ای منفعل نیست بلکه حکم سوژه ای با تعاملی پویا را ایفا می کند چگونه فرآیند معنایی شکل می گیرد و آیا می توان ادعا کرد که ارتباط میان سوژه ها با نظریه «تطبیق» لاندوفسکی هم خوانی دارد. با توجه به مسأله پژوهش، فرضیه نگارندگان این است که دریافت معنا با توجه به تعامل های مشخص بین سوژه ها در بافت های اجتماعی متفاوت می باشد، از این رو دریافت معنا نمی تواند جدا از بافت و ساحت گفته پردازی باشد بلکه تابع تعامل بین سوژه ها در شرایط متفاوت گفتمانی است.پژوهش حاضر به بررسی نشانه معناهای موجود در قصیده «لیالی المنفی» اثر مُحی الدین فارِس پرداخته است. دستاوردها حاکی از آن است که نظام معنایی حاکم بر گفتمان این قصیده از نوع نظام تطبیق است. در واقع ارتباط تعاملی و تطبیقی نظام نشانه ای در این قصیده به گونه ای است که معانی تبعید، جنگ داخلی، اشغالگران از پیش تعیین شده و یک جانبه نیست بلکه این معانی تنها در صورتی قابل دریافت هستند که مسأله حضور و تعامل هم زمان سوژه و دیگری مطرح شود. ضمن اینکه گفته پرداز به ترتیب از دو نظام آپولونی و دیونیسوسی برای نامطلوب جلوه دادن پدیده استعمار و نوستالژی بهره برده است.