بحث پیرامون تحریف و یا عدم تحریف قرآن کریم،از دیرباز توجه محدثین،اخباریون و مفسران شیعه و سنی،حتی علماء ادیان دیگر را به خود معطوف نموده است.هرگروه با استناد به دسته ای از روایات،در پی اثبات نظریه خود می باشد.البته قائلان به تحریف نیز،سخنی از زیادت به میان نیاورده اند و تنها از وقوع برخی نقیصه ها سخن رانده اند که علامه طباطبایی ـ طی هفت فصل ـ با استدلالات روشن و قطعی این دعا را رد نموده و عدم ایجاد هر گونه تحریفی درقرآن را به اثبات رسانده است.ما در این نوشته پس از تعریف واژه تحریف و بیان عوامل پیدایش نظریه تحریف،این هفت فصل را به طور مختصر می آوریم.
علامه طباطبایی(ره) با بررسی آیات معرفت نفس در قرآن کریم علاوه بر تعریف فلسفی از نفس، آن را موجودی معتدل و ساده دانسته که تقوا و فجور بر اساس آن نسبت پیدا می کند. موجودی که با گناهان آلوده شده و با تقوا، تزکیه و تهذیب می شود. بر اساس نفس است که انسان محروم یا سعادتمند و رستگار می شود. به طورکلی نفس آدمی موجودی مجرد و ماورای بدن بوده و احکامی غیر از احکام بدن دارد. به بیانی دیگر موجودی است غیرمادی که نه طول دارد نه عرض و نه در چهاردیواری بدن می گنجد؛ بلکه با بدن ارتباط و علقه ای دارد و یا به عبارتی با آن متحد است و با شعور، اراده و سایر صفات ادراکی، بدن را اداره می کند. علامه طباطبائی(ره) معتقد است نفس انسان طریقی است که به واسطه آن به پروردگار خود می رسد. راه و مسیر انسان به سوی خداوند متعال همان نفس است زیرا چیز دیگری به جز خود انسان نمی تواند طریق او باشد و این خود انسان است که دارایِ تطورات، درجات و مراحل مختلف است. این حرکت و سیر در نفس، تنها به واسطه اعمال قلبی و تهذیب نفس که با اعمال بدنی، انجام فرایض و ترک محرمات صورت می گیرد، واقع می شود. در این مقاله با استناد به آیات قرآن کریم به بیان مراتب نفس، ارتباط آن با معرفت نفس و ارتباطِ معرفت نفس با تهذیب و اخلاق پرداخته شده است. مسئله اصلی تحقیق بررسی چگونگیِ ارتباطِ تهذیب نفس با اخلاق است و فرضیه آن به اثبات این موضوع می پردازد که با استناد آیات قرآن کریم رابطه اخلاق و معرفت نفس دوطرفه است.
دیدگاه ابن سینا در اخلاق برگرفته از مبانی فلسفی وی است و، بنابراین، تعریف و موضوع و مسائل و روش و غایتی که برای اخلاق ارائه می دهد برگرفته از آن مبانی فلسفی است. در این مقاله، تلاش ما برای تبیین غایات و اهداف اخلاق از دیدگاه ابن سینا است و آن را با توجه به آثار ابن سینا مورد توجه و بررسی قرار داده ایم. غایت اخلاق در نظر ابن سینا کمال عقل عملی است که به معنای حصول ملکه اعتدال است. حصول ملکه اعتدالْ کمالِ متوسط و مقدمه برای رسیدن به کمال عقل نظری است و کمال عقل نظری از دید ابن سینا دارای مراتبی است که عالی ترین آن اتصال با عقل فعال است. کمال نفس در جنبه عملی و نظری انسان را به سعادت و خیر می رساند. انسان ها به اعتبار تحصیل مراتب کمال در جنبه عقل عملی و عقل نظری دارای مراتب مختلف سعادت می گردند. بر دیدگاه ابن سینا اشکالات جدی ای وارد است که در پایان مقاله مورد توجه قرار می گیرد.
هدف از این تحقیق، بررسی شباهت ها و تفاوت های بخشش (بخشودن، بخشایش) از دیدگاه قرآن کریم و روان شناسی می باشد که به روش کتابخانه ای و روش تحلیل محتوایی، که نوعی تفسیر قرآن به قرآن است، انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد که کلمه عفو، بهمعنای ""نگرفتن انتقام دربرابر خطای دیگران توسط شخص قادری که حق انتقام گرفتن را دارد""، نزدیک ترین معنا با کلمه بخشش را دارد. هر دو دیدگاه بر تأثیر عفو در ایجاد صلح، افزایش بهزیستی روانی و رضایت از زندگی تأکید دارند. اما در قرآن کریم، علاوه بر بیان روابط بخشش با متغیرهای دیگر، فضل را علت بخشش می داند و عفو کردن را مشروط به شرایطی کرده است و همچنین با جهت گیری اخروی، بیشترین انگیزه انجام بخشش را در معتقدان به خود ایجاد می کند.
این مقاله مىتواند در زمینه شناخت بهتر از این مکتب و نوع تاریخنگارى مکتب آنال مفید باشد.
مکتب تاریخى (تاریخنگارى) آنال در فرانسه رشد و گسترش یافت. طى سه دهه از 1929ـ1959م مکتبى مهمتر و شاخصتر از آنال وجود نداشته است. نام این مکتب تاریخى، برگرفته از اولین کلمه عنوان نشریهاى است که در سال 1929م توسط لوسین فبور و مارک بلوخ (بلوک) منتشر شد و بعدها در سال 1956م تحت مدیریت فرناند برودل قرار گرفت. ویژگى مشترک این دو متفکر این بود که اندیشه رایج در تاریخنگارى را که «مکتب روش» نام داشت و از فون رانک و اثباتگرایى تأثیرپذیر بود، قبول نداشتند. نظریهپردازان این مکتب در واقع علیه سبک و سیاق تاریخنگارى فرانسوى و مکتب پوزیتیویسم (اثباتگرایى) شوریدند. دیدگاه پوزیتیویسم (اثباتى) بر نظامىگرى حاکمان و جنگ و ستیز آنان و زندگى پادشاهان و درباریان تأکید داشت. آنان وقایع تاریخى را به شخصیتهاى تاریخى نسبت مىدادند و تاریخ را بر محور وجود ایشان تفسیر مىکردند. از نظر پوزیتیویسمها کار مورخ، کشف است نه بازسازىِ زمان گذشته در ظرف حال. تاریخنگار، گزارشگر دقیق و امینى است که تنها به اسناد و مدارک معتبر متکى است. بهرغم گذشت حدود پنج دهه از پیدایش تاریخنگارى مبتنى بر تجربه آنال، آشنایى ما با آن بسیار اندک است، از اینرو ترجمه و ارائه
لفظ غنا در آیات قران استفاده نشده و امر و نهی خاصی صریحا بدان تعلق نگرفته است بلکه تمسک کنندگان به ایات آنها را به واسطه دلایل خارجی همچون احادیث وارده دلیل بر حرمت گرفته اند در این آیات الفاظی نظیر قول زور و باطل و لهو الحدیث آمده است که برخی انها را غنا معنا کرده اند در باب غنا و موسیقی آیات و احادیثی دال بر حرمت و حلیات وجود دارند که هیچ یک توانائی اثابت حکم مطلق غنا را نداشته و وافی به مقصود قائلان به حرمت مطلق یا حلیت مطلق نیست نتیجه این بررسی کوتاه چنین است که غنای شهوانی و فساد انگیز حرام و غیر آن حلال و مباح است از این رو معنای غنای حرام در آواز لهوی و مفسده انگیز متعین می گردد
زهد و ساده زیستی یکی از ارزشمندترین فضایل اخلاقی است که اهمیت آن در آیات و روایات به روشنی مشهود است. این مقاله، پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که ضمن بررسی مفاهیم زهد، ساده زیستی و مفهوم قرآنی رشد، به بررسی آثار زهد و ساده زیستی و چگونگی نقش هر یک از این آثار، در رشد فردی و اجتماعی می پردازد. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که نهادینه شدن زهد و ساده زیستی در زندگی فردی اجتماعی، منجر به ظهور آثار تأثیرگذار و بنیادینی خواهد شد که زمینه ساز رشد فردی و اجتماعی می شود. این آثار عبارتند از: حق پذیری و حق پرستی، رشد دنیوی و اخروی، آسودگی خاطر، رشد فکری و رفتاری، شناخت عیوب دنیا، رشد عملی، عزت نفس، رشد اقتدار و صلابت، دوست داشتن مؤمنان، رشد هدایتی، علم و هدایت، رشد فراگیر در تمامی عرصه ها، رویش حکمت و بصیرت، رشد اعتقادی، گفتاری و رفتاری، و درک وضعیت محرومان، رشد روانی محرومان و رشد اخلاقی زاهدان را به همراه دارد.