فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۸۱ تا ۱۰٬۳۰۰ مورد از کل ۷۶٬۷۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
الأدب حصیله ذهن الإنسان وإنّ لتحلیل الأفعال الذهنیه تأثیرٌ فی تطویر النقد الأدبی. وقد استطاع علم التحلیل النفسانی کمصدر یربط بین الأدب وعلم النفس أن یعکس مواضیع المجتمع ومشاکله على ضوء مفاهیم التحلیل النفسانی بعدما دخل إطار الأدب ودرس النصوص الأدبیه وشخصیاته وأحواله الداخلیه. وقد قامت الکاتبه السعودیه قماشه العلیان فی روایه «عیون قذره» بإعاده خلق شخصیات الروایه من منظور التحلیل النفسانی وقد عنیت بتأثیر الطلاق فی ظهور أنواع الاضطرابات النفسانیه عند أبناء الأسره. وتهدف هذه الدراسه إلی تحلیل تأثیر ظاهره الطلاق علی أفعال شخصیات هذه الروایه وتأثره بها عبر منهج توصیفی تحلیلی وفی إطار نقد التحلیل النفسانی لفروید ومستنده إلی نظریتی الاضطراب وآلیه الدفاع لکی تستخرج مکونات الطلاق وتمهد الأرضیه للاستیعاب الأفضل. تدل نتائج هذه الدراسه إلی أن شخصیتی الروایه الرئیسیتین تصابان فی ظروف مختلفه باضطرابات نفسانیه واقعیه ومؤذیه للنفس واضطرابات أخلاقیه بعد هدم کیان الأسره ونظراً إلی ذلک لجأتا إلی آلیات الدفاع وفقاً لموقع ظهور الاضطراب لحمایه أنفسهم من الحقائق و الصراعات النفسیه التی لا تطاق.
شیعیان و کتابت حدیث
منبع:
پژوهش های رجالی سال چهارم ۱۴۰۰ شماره ۴
171-218
حوزههای تخصصی:
حدیث، از بیان شدن توسط معصوم تا قرار گرفتن در سطور کتب حدیثی، راهی را از میان حافظه راویان، به دفاتر حدیثی ایشان پشت سر گذاشته است. یکی از مسائل مهم -که در اعتبار روایات مؤثر است- زمان و چگونگی مکتوب شدن روایات است؛ معمولاً هرچه فاصله میان صدور و کتابت روایت کمتر باشد، خلل آن کمتر خواهد بود. در این نوشته، پس از تقسیم دوران صدر اسلام تا زمان تصنیف جوامع حدیثی موجود نزد شیعه به پنج دوره (پیدایش منابع اولیه حدیثی، سکوت و تعلیق، شکوفایی حدیث، تکمیل، تدوین اولیه و پالایش، تصنیف جوامع حدیثی)، با ارائه شواهد متعدد، روشن می شود که حدیث شیعه از ابتدا با کتابت همراه بوده است. هرچند کتابت حدیث در ابتدا فراگیر نبوده و مکتوبات اولیه حدیثی در اختیار معصومان بوده، اما به طور خاص از دوره شکوفایی حدیث (دوران صادقین) به بعد، کتابت حدیث در امامیه رواج یافت؛ تا اینکه در دوران ائمه متأخر، غلبه تامی پیدا کرد. می توان ادعا کرد تا پیش از غیبت کبری، بخش اعظم روایات شیعه در اصول حدیثی و جوامع ابتدایی حدیثی تدوین شدند. در گام بعد با استفاده از این اصول، جوامع حدیثی تصنیف شدند که عمده میراث حدیثی امروز شیعه، از این تصنیفات است.
واکاوی الگوی اخلاقی و رفتاری ائمه اطهار (ع) در برخورد با بردگان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
105-132
حوزههای تخصصی:
رسم و سنّت برده داری که مطابق آن یک انسانْ تحت مالکیت انسانی دیگر قرار می گیرد، در آستانه ظهور اسلام و در عربستان رایج بود. گسترش قلمرو اسلامی و فتح مناطقی از آسیا و شمال آفریقا در سده های اول و دوم هجری قمری، و ورود بردگان و اُسرا، زمینه را برای تقویت برده داری در جامعه عرب فراهم آورد و بردگان به ابزار زندگی خانواده های مرفّه و اشراف جامعه اسلامی بدل شدند. پیامبر اکرم و ائمه اطهار (ع) ضمن نقد نگاه ابزارگرایانه به بردگان و نقض حقوق و کرامت انسانی آنان که در تنافی و تضاد با مبانی حقوق اسلامی بود، افزون بر آگاه ساختن مسلمانان در این زمینه، در رفتار و سلوک فردی خود الگوی اسلامی رفتار با بردگان را به نمایش گزاردند. در این پژوهش تلاش شد با بهره گیری از نوشته های تاریخی و غیر تاریخی منش و الگوی رفتاری ائمه (ع) نسبت به بردگان مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و با استفاده از روش توصیفی۔ تحلیلی، داده های به دست آمده تجزیه و تحلیل شود. نتایج این پژوهش، نشان می دهد در شرایطی که نسبت به غلامان و کنیزان از سر جهل و تعصب تبعیض روا داشته می شد، ائمه معصومین (ع) با نگاهی انسانی و برگرفته از مبانی و آموزه های اصیل اسلامی، ضمن حمایت حقوقی و اخلاقی از بردگان، با آزاد کردن و تعلیم و تربیت آنان، عملاً الگویی از رفتار درست و اسلامی ارائه دادند و جایگاه و منزلت بردگان را ارتقا بخشیدند.
تجلیات ما بعد الاستعمار المتمثّله بالشخصیات النسویه الإیجابیه فی روایه عذراء جاکرتا (دراسه اجتماعیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ (۱۴۴۳ه.ق) شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
279-312
حوزههای تخصصی:
إنّ الدراسه حول الأدب والآثار الأدبیّه، وخاصّه فی مجال النقد، قد واکبت الدراسات التی تتمّ بین الفروع المختلفه وخاصّه علم الاجتماع؛ وذلک لأهمیّه الآثار الأدبیّه بوصفها مرآه لانعکاس المشاکل الاجتماعیّه، فبإمکان الدراسات الأدبیّه الاجتماعیّه إصلاح البناء الثقافی للمجتمع، وحلّ مشاکله وتطویره فی مختلف المجالات. وبهذا السیاق، نلاحظ أنّ الروایه الإسلامیّه قد أولت اهتماماً بالغاً على تصویر القضایا والتطوّرات التی تطرأ على المجالات المختلفه للمجتمع الإسلامی، ومنها الاستعمار والاحتلال. ونظراً إلى المکانه المتمیَّزه لشخصیّه المرأه فی الروایه، فإنّ التحلیل الاجتماعی لأهمّ تأثیرات المقاومه على الشخصیّات النسائیه الإیجابیه فی روایه عذراء جاکرتا،وذلک فی ظلّ الاستعمار والمقاومه، من أهمّ أهداف هذا البحث ویدلّ على أهمیّته. إنّنا فی إطار الدراسه الاجتماعیه للنماذج المتعلّقه بأدب المقاومه، والتی قد تجلّت فی روایه عذراء جاکرتا للکیلانی، قد قمنا بتحلیل العلاقه بین القضایا الاجتماعیه للمجتمع، ومنها الاحتلال والاستعمار، وبین ملامح الشخصیّات النسویّه فی هذه الروایه، وحاولنا أن نبیّن موقف المؤلّف من موضوع الاستعمار والاحتلال فی مجتمع إسلامی، ونشرح آراءه حول دور المرأه فی مواجهه هذه القضیّه. وظهر من خلال البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، أنّ الکیلانی قد رکّز کثیراً علی رسم الشخصیّات النسویه الإیجابیه فی هذه الروایه، وذلک بالترکیز على ثلاث صور للمرأه وهی المناضله، والصامده والشهیده، وذلک لرسم آثار الاستعمار الشیوعی على المجتمع الإندونیسی من جانب، ولتحریض أبناء البلاد المستعمره فی مواجهه العدو من جانب آخر.
ماهیت و حقیقت نفس و ارتباط آن با بدن در فلسفه غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظر آغازین، منابعی مانند رؤیاها، حضور ارواح و تنفس موجودات از جمله خاستگاه هایی است که از فَهم آنها تصور نفس پدید آمده است. یکی از بزرگترین مشکلات فکری انسان این است که از خود، تصور درونی و معنوی دارد که تطبیق آن تصور با فهم فراگیر علمی از جهان مادی از جمله جسم، دشوار است. ما خود را موجوداتِ دارای نفس و عقل تصور می کنیم، البته در جهانی که از ذرات مادی بی ذهن تشکیل شده است. حال پرسش این است که چگونه می توان این دو تصور را بر یکدیگر انطباق داد؟ چرا مشکل تصور نفس در کنار تصور بدن این قدر دشوار است؟ دست کم از زمان دکارت، مشکل نفس و بدن به این شکل درآمده است که چگونه می توان ارتباط میان نفس و بدن را تفسیر کرد؟ فلاسفه غرب در مفهوم «من» که هر کس با آن به خودش اشاره می کند، اختلاف شدید دارند. در تبیین این اختلافات چه می توان گفت؟ آیا آنچه به آن اشاره می شود (من)، جسم است و جسمانی؛ یا نه جسم است و نه جسمانی و یا مرکب از این اقسام است؟ هدف ما در این مقاله این است که با کشف و تفسیر داده ها به روش تحلیل- توصیفی، ضمن تعریف فلاسفه غرب از نفس، راه حل آنان در خصوص ارتباط نفس و بدن را تبیین کنیم . می توان یافته این تحقیق درباره نفس را، هست بودن دانست؛ نفس در قالب هیچ تعریف و تبیین علمی نمی گنجد و ما نمی توانیم بگوییم چیست، لیکن می توانیم بگوییم که هست و در پیرامون آن، شعور و حیات وجود دارد .
ارزیابی خوانش اقتدارگرایی از اندیشه سیاسی آیت الله مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سنجش واکنش اندیشمندان در دو دوره مشروطه و انقلاب اسلامی در قبال امر سیاسی، برخی نویسندگان را به این نتیجه رسانده است که در دوره انقلاب اسلامی، نظریه پردازی های سیاسی عمدتاً از ایستاری اقتداگرایانه برخوردارند. در این مقاله، صحت این مدعا درباره یکی از اندیشمندان دوره انقلاب اسلامی، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، با استفاده از روش تحلیل و تفسیر بررسی می شود. بر اساس خوانش اقتدارگرایی، اندیشه سیاسی آیت الله مصباح یزدی به دلیل برخورداری از بنیاد «فرادستی» و همچنین مؤلفه های «لغویت بیعت»، «بی نیازی از مشاورت» و «اختیارات گسترده حکومت» در زمره اندیشه های اقتدارگرایی قرار دارد. عدم انطباق مبانی و مؤلفه های اقتدارگرایی بر اندیشه سیاسی آیت الله مصباح یزدی، دستاورد این پژوهش است.
تفسیر مفهومی أولی الامر در نظام هندسی سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خدای متعال در آیه 59 نساء می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ» ابهام موجود در این آیه پیرامون واژه «أولی الامر» است که اینان چه کسانی اند که اطاعت آنان در ردیف اطاعت خدا و رسول قرار گرفته و به طور مطلق واجب گردیده است. در مقاله حاضر با تحلیل مفهومی أولی الامر در نظام هندسی سوره نساء، کوشش شده تا مسئله فوق مورد تبیین قرآنی قرار گیرد. روش تحقیق تحلیلی استدلالی و استنباطی با استفاده از منابع کتابخانه ای و نرم افزاری است. نظام هندسی سوره نساء ترسیم کننده نظام خانواده و نظام جامعه و روابط اجتماعی مسلمانان می باشد. بر پایه آموزه های این سوره، عدل و امانت؛ ریشه حکومت اسلامی و اطاعت از خدا و رسول و أولی الامر، اساس جامعه اسلامی است. از نگاه قرآن کریم هر صاحب فرمان یا هر صاحب شأنی، أولی الامر نیست. مهم ترین شاخصه های أولی الامر در نظام هندسی سوره نساء عبارتند از: ضدّیت با طاغوت، حق حاکمیت، برگزیدگان الهی از میان مردم، برخورداری از علم آسمانی و الهی، صاحب مُلک عظیم، عدل و امانت و عصمت. معیار قرار گرفتن چنین شاخصه هایی برای شناخت أولی الامر، تشخیص مصداق آن را آسان می نماید.
ضرورت تمسّک به مجموعه قرآن کریم و عترت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رجوع به قرآن کریم و لزوم تمسّک به آن همواره مورد توجه عموم مسلمانان بوده است. لزوم تمسک به اهل البیت: نیز برای راه یابی به علوم قرآن، به ویژه در فقه و استخراج تخصّصی احکام و مبانی و اصول اعتقادات، مورد توجه برخی از مسلمانان آگاه می باشد. لیکن التزام به این مهم از دیرباز فراز و نشیب های بسیار زیاد داشته است. حکام بنی العبّاس با منزوی نمودن حجج الهی: و دور ساختن مردم از آنها این وظیفه را از یاد برده اند که آثار مخرّب آن تا مدتی طولانی ادامه داشته است؛ از جمله تحریف واقعیت و معنای مراجعه به این دو یادگار گرانبهای پیامبر در دریافت حقایق مبنائی مبدأ و معاد و دگرگونی هایی در مباحث دیگر مانند مبحث الفاظ و حقیقت اختیار و موضوع عالم تشریع. در این مقاله به تعدادی از این مغایرتهای پیامدهای علوم بشری با حقایق کتاب و سنت در جای خود اشاره می شود. کشف این مغایرتها عملاً تنها از طریق رجوع خالص و مبرّا از تأویلات علوم بشری به مجموعه قرآن و حجج الهی: تحت عنوان «حجیت جمعیه قرآن کریم و عترت» فراهم گشته است. این نوشتار به بازخوانی و یادآوری نکاتی چند در این موضوع از دیدگاه محدثان و فقهاء عظام رضوان الله علیهم می پردازد که مورد اتفاق تمام عقلاء اندیشمند در مباحث قرآنی می باشد.
مطالعه انتقادی نظریه معناشناسی مستقل فرازهای قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال پنجاه و سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰۷
103 - 124
حوزههای تخصصی:
درک صحیح معنای هر جمله و فراز قرآنی، متوقف بر درک مجموع قرائن پیوسته و سیاق آیات است؛ چنان که در محاورات عرفی نیز کشف مقصود گوینده از هر جمله، متوقف بر درک مجموع قرائن است. این در حالی است که برخی در خصوص قرآن کریم ادعا کرده اند که افزون بر معنای درون سیاقی برای هر فراز قرآنی، معنایی فراسیاقی نیز در هر فراز وجود دارد که با جدا کردن آن فراز از سیاق و سایر قرائن، به دست می آید. بر اساس این دیدگاه، انبوه معانی از فرازهای تقطیع شده قرآن کریم قابل استخراج خواهد بود که انتساب آن ها به قرآن کریم به عنوان مقاصد الهی، بیانگر ضرورت ارزیابیِ اعتبار این ادعاست. بر اساس تحقیق انجام شده، تنها آن دسته از معانی فراسیاقی که در چارچوب دلالت های زبانی و ضوابط عقلائی تعمیم قرار داشته باشند، معتبر دانسته می شود که البته اعتبار این گونه دلالت ها، به قرآن کریم اختصاص ندارد و در همه متن ها و سخنان بشری، معتبر شناخته می شود؛ اما معانی فراسیاقی بی ضابطه و ناشی از تقطیع یک فراز و آیه از جایگاه خود، فاقد اعتبار علمی و شرعی دانسته می شود؛ چنان که این گونه معانی، در متن ها و سخنان بشری نیز بی اعتبار به شمار می آیند. ارزیابی دلایل مطرح شده برای نظریه معناشناسی مستقل فرازهای قرآنی نیز گواه این حقیقت است که این ادله، نسبت به معانی فراسیاقی بی ضابطه، توان اثبات مدعا را ندارند.
اهمیت گزارش مورخان ارمنی در ثبت حوادث فتوحات اعراب در دو قرن اول هجری (با استناد به دو کتاب تاریخ سبئوس و تاریخ غِوُند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آغاز فتوحات اعراب مسلمان و فروپاشی امپراتوری ساسانی نقطه عطفی در تاریخ ایران و مناطق پیرامون آن است. فتوحات اسلامی سرفصل جدیدی از حوادث تاریخ اسلامی را رقم زده است. ثبت این حوادث توسط مورخان عرب و ایرانی با دو قرن تأخیر انجام شد. در این حین مورخان ارمنی به ویژه سبئوس و غوند که در قرن 7 و 8 میلادی به ثبت و ضبط این وقایع پرداختند، اولین مورخان غیرمسلمان در حوزه تاریخ نگاری فتوحات اسلامی هستند. در حوزه فتوحات اعراب خصوصاً فتح ایران، گزارش های گوناگونی به قلم مورخان عرب و ایرانی ارائه شده است. این گزارش ها با فاصله زمانی بسیار زیاد پس از وقوع حوادث، روایت شفاهی چند نسل و تحت تأثیر باورهای اعتقادی و هویتی راویان ارائه شده است. سؤال پژوهش حاضر این است که گزارش های منابع ارمنی سده 7 و 8 میلادی درباره فتوحات اعراب مسلمان حاوی چه ویژگی هایی است؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که گزارش های منابع دست اول ارمنی در مورد استفاده مورخان مسلمان قرار گرفته است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی و تطبیقی و با استناد به گزارش های تاریخ سبئوس و تاریخ غِوُند انجام شده نشان می دهد که گزارش های مورخان ارمنی درباره فتوحات اعراب از لحاظ زمانی هم عصر فتوحات اسلامی و از نظر اعتقادی و هویتی بی طرفانه تر نوشته شده است.
واکاوی توصیفات عرفانی در دو اثر «آواز پرجبرئیل» و «رود راوی» از ابوتراب خسروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۷
9 - 26
حوزههای تخصصی:
جهان و آن چه پیرامون آن است پیوسته در حال دگرگونی و تحول است. یکی از علومی که به صورت مبسوط از دیرباز به شناخت هستی و تغییرات مداوم آن می پردازد علم عرفان است. به هر میزان که قوه عقلانی و روحانی بشر پرورش می یابد مبناهای شناخت حقیقت و وجود نیز تغییر و تکامل می یابد. ابوتراب خسروی از جمله نویسندگان معاصری است که به مقوله عرفان از دریچه نگاه انسان معاصر نگریسته است. طریقه شناخت، کشف، شهود و ذوق وصال به حقیقت که از مبانی عرفان است با زبان و دریافتی متفاوت در دو اثر «آواز پر جبرئیل» و «رود راوی» تحلیل و تبیین می شود. چهار مبحث بنیادی «آفرینش»، «وحدت وجود»، «اساطیر» و «نور و رنگ» در این دو اثر از منظری بدیع بررسی شده است. مداقه روایت های داستانی او از جهت بن مایه های عرفانی و تأثیر آن بر شگردهای توصیفی، حائز اهمیت است که این پژوهش به آن می پردازد. شیوه این جستار (توصیفی - تحلیلی) می باشد. پرسش اصلی این تحقیق مبتنی بر این مطلب است که آیا با مطالعه آثار عرفانی ابوتراب خسروی، می توان به دیدگاهی نو در زمینه عرفان و به تبع آن واکاوی بافت های متفاوت توصیفی در متن دست یافت؟ نتایج این بررسی نشان می دهد که آثار عرفانی ابوتراب خسروی، توانایی نمود رگه های بدیعی از عرفان و واکاوی زنجیره های نوین توصیفی را در خود دارد.
تبیین تطبیقی نگرش ابن سینا، سهروردی وابن عربی درباره علم و ادراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
131 - 162
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد تبیین علم و ادراک و انواع و مراتب آن از دیدگاه دو حکیم بزرگ،ابن سینا (370- 428ه .ق) و شیخ شهاب الدین سهروردی (549-587 ه .ق) وپدر عرفان نظری، محیی الدین عربی (560-638ه . ق)، معروف به شیخ اکبر است. این بزرگواران هر کدام علم و اداراک را به گونه ای تعریف کرده اند.ابن سیناهمچون طبیعیون، قائل به انطباع صور مرتسمه نزد ذهن است و سهروردی در باب ابصار، نظریه انطباع ابن سینا و نظریه خروج شعاع (دیدگاه ریاضیون)را رد کرده و اشراق حضوری نفس را ملاک رؤیت، و اساس علم و ادراک را حضور و ظهور شیء می داند. به نظر ابن سینا، علم و ادراک شامل چهار نوع: حسی، خیالی، وهمی و عقلی است ولی سهروردی آن را سه نوع می داند و علم وهمی را در خیال مندرج می نماید. ابن سینا قائل به این است که نفس، اشیاء محسوس و متخیل را از طریق آلات، ادراک می کند و مجردات و کلیات را به ذات خود درک می کند. وی قائل به مادی بودن حواس ظاهری و قوای باطنی است و برای هر کدام در مغزجایگاه خاصی قائل است.(ابن سینا، 1364: ص159) ولی عقل راغیر مادی می داند و مدرک هم در هر صورت غیر مادی است ولی سهروردی ادراک خیالی را نیز مجرد می داند و برای صور خیالی جایگاه مادی قایل نیست و از طریق آن عالم مثال را نیز ثابت می کند.ابن عربی نیز نظریه انطباع را رد می کند و برای صور خیالی جایگاه مادی قایل نیست. وی بنا بر نظریه ی خلق مدام می گوید، علم، تجلی دائم خداوند بر دلهایی است که سرگرمی های دنیا آن ها را محجوب نکرده باشد. علم حقیقی همراه با عمل است و نتیجه آن بهشت معنوی است. وهیچ چیز نورانی تر از علم نیست که بر آن نوری بتاباند و جایگاه آن قلب آدمی است.
تجلی انسان کامل آخرالزمان در پرتو بلوغ اجتماعی از منظر قرآن کریم و عرفان اسلامی، با تأکید بر عوامل ایجابی ظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۷۰
373 - 400
حوزههای تخصصی:
بلوغ اجتماعی با قدم سیر و سلوک فردی از مبدأ ربوبى و منشأ واحد شروع شده و به رشد مسئولیت های فکرى و اخلاقى و همدلی در ایفای به عهد و وحدت هدف و صفات و قوانین ناشى از آن بار یافته و می تواند با مظهریت اسمای الاهی و آیینه تمام نمای حق تعالی به سوی حیات طیبه تداوم و استمرار یابد. تجلی انسان کامل، با یکی از مهم ترین مؤلفه های پیشاظهور یعنی بلوغ اجتماعی، تا حد قابل توجهی متأثر از رابطه علّی و معلولی است. بنابراین بررسی آن در زمینه سازی ظهور انسان کامل آخرالزمان ضرورت می یابد. بی شک ظهور انسان کامل به صورت تکامل مجموعى و بنا به مشیت عادی، محصول قانون الهی سرنوشت و عنصر اختیار و نیز بازتاب سنت الهی شکران و کفران نعمت ها است به گونه ای که اِعمال در مسیر تحقق آن تأثیرگذار و اهمال در واپس ماندگی و تأخر آن تأثیرپذیر خواهد بود. در این پژوهش ارزیابی مؤلفه های ایجابی بلوغ اجتماعی پیشاظهور از دیدگاه قرآن کریم و عرفان اسلامی با نگرش معرفت شناختی و به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، موردتوجه قرارگرفته است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که بین مؤلفه های ایجابی بلوغ اجتماعی و وقوع ظهور انسان کامل آخرالزمان رابطه همبستگی دوسویه و معناداری وجود دارد. بدین سان که رشد یافتگی در آراستن به علل ایجابی بلوغ اجتماعی بطور فزاینده ای موجبات تعجیل در ظهور را فراهم خواهد ساخت.
نقد دیدگاه شارل ویرولود درباره حضرت فاطمه زهرا (س)
حوزههای تخصصی:
سیره شناسی و پژوهش در باورهای دینی و مقدسات مسلمانان از مهم ترین بخش های اسلام شناسی به شمار می رود که از قرن شانزدهم با مطالعه بر روی متون اسلامی سده نخست هجری در فرانسه آغاز شد. زندگی پیامبر اکرم (ص) و خاندان وی از بخش های محوری این دسته از مطالعات به شمار می رود که در ادبیات مطالعاتی مغرب زمین به مطالعات «سیره» شهرت دارد. شارل ویرولود در قامت باستان شناسی مشهور، پس از بازدید از ایران و آشنایی با مذهب تشیع، به مطالعات شیعه شناسی نیز علاقه مند شده و دست به تألیف در این باب زده است. در این مقاله، به روش تحلیل محتوای کیفی به تبیین و نقد شیعه شناسی او، خاصه دیدگاه های او درباره حضرت زهرا از خلال مقاله اش تحت عنوانِ «اسطوره فاطمه، دختر محمد (ص)» پرداخته ایم. بازخوانی اثر ویرولود نشان می دهد او در غیر حوزه تخصصی خویش وارد شده و درنتیجه، در روش مطالعه و تحقیق، استفاده از منابع و تکیه بر تحلیل ها، تبیین ها و پیش فرض ها دچار اشکال جدی است. گواه این امر تکیه زیاد او بر نقل های عامیانه شیعه، به جای مراجعه به متون دسته اول این مکتب است؛ مسئله ای که همراه با تحلیل های عجولانه، سطحی و مبتنی بر پیش فرض های ذهنی، اثرش را در زمره آثار غیرعلمی و دسته چندم در شیعه شناسی قرار داده است.
بررسی عقد بیع و تاثیر بیع شرط در آن
حوزههای تخصصی:
بیع مهمترین و رایجترین عقد از عقود معین است و از این رو آن را ام العقود نامیده اند. عقد بیع دارای ابعاد و موضوعات و مسائل مختلف است که می تواند مورد مطالعه واقع گردد. متعاملین مختارند در عقد بیع هرگونه شرطی که بر خلاف مقتضای ذات عقد و شرع نباشد را درج نمایند. یکی از شروطی که ممکن است در عقد بیع درج شود، شرط استرداد مورد معامله است. یعنی شرط نمایند که هرگاه بایع در مدت معین تمام مثل ثمن را به مشتری رد کند خیار فسخ معامله را نسبت به تمام مبیع داشته باشد. در بیع شرط اصل بر این است که به مجرد انعقاد عقد بیع مشتری مالک مبیع خواهد شد و اگر بایع در وقت مقرر به شرط عمل ننماید بیع قطعی شده و مشتری مالک قطعی مبیع می گردد و اگر بایع به شرط عمل کند، در حین فسخ، بیع مال بایع خواهد بود اما ثمره و منافع حاصل از حین عقد تا قبل از اعمال حق فسخ متعلق به مشتری خواهد بود. در این گونه معاملات مطابق ماده ۳۳ قانون ثبت، در صورت درخواست ثبت از سوی انتقال دهنده، مکلف است در اظهارنامه قید کند که نسبت به ملک مورد درخواست، معامله با حق استرداد صورت گرفته است. به طور کلی هدف از این پژوهش تبیین معامله با حق استرداد در حقوق ایران می باشد که در این راستا، بررسی مواد قانون مدنی و قانون ثبت مورد توجه خواهد بود.
بررسی وجود ضمیر شأن محذوف و تأثیر آن در فهم و ترجمه معنای آیات قرآن (مطالعه موردی ترجمه های مصباح زاده، مصطفوی و مشکینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مفردات مهم به کار رفته در قرآن کریم، ضمیر شأن است که تأکید و تفخیم ویژه ای به کلام می بخشد و جز در موارد بسیار مهم به کار نمی رود. برخی از نحویان و مفسران قرآن در موارد متعددی ادعا نموده اند ضمیر شأن درآیاتی از قرآن مقدر است و برای این مدعا ادله ای ذکر نموده اند. در این پژوهش که به روش تحلیلی- توصیفی صورت گرفته، برای بررسی صحت این ادعا، ابتدا تبیین گردید ضمیر شأن به دلیل ایجاد ابهام، اسم بودن و رکن کلام بودن؛ از معنای تأکیدی فوق العاده و فراتر از دیگر ادوات تأکید برخوردار است و همچنین از جهات متعددی خلاف قیاس است؛ آنگاه ادله قائلین به تقدیر ضمیر شأن در موارد گوناگون ذکر و مورد نقد و بررسی قرارگرفت و سپس عدم تأیید تقدیر ضمیر شأن نزد عرف عرب و ناسازگاری تأکید با حذف به عنوان ادله نادرستی ادعای اضمار ذکر شده و اثبات گردید در هیچ یک از موارد ادعا شده ضمیری مقدر نیست. با بررسی ترجمه های مصباح زاده (تحت اللفظی)، مصطفوی (آزاد) و مشکینی (تفسیری) روشن گردید ترجمه مصطفوی دقیق تر از دیگر ترجمه ها بوده و ترجمه مشکینی در خصوص این مسئله، از دقت کمتری نسبت به دیگر ترجمه ها برخوردار است.
بررسی بینامتنی رابطه نفاق و ریا در قرآن و نهج البلاغه
منبع:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی سال سوم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۲۶
159 - 144
حوزههای تخصصی:
از جمله موضوعاتی که در قرآن و روایات به خصوص سخنان حضرت علی(علیه السلام) بسیار به آنها اشاره شده، موضوع «رابطه نفاق و ریا» است. «ریا» زیر مجموعه نفاق می باشد همچنین ریا وصف عمل شخص ریاکار است ولی نفاق وصف شخصی است که ظاهر و باطنش با هم مخالف است؛ ضرورت بررسی این موضوع در آن است که، مسلمانان جهت رسیدن به کمالات زندگی نیازمند هدایت های وحیانی و آموزه های اهل بیت به خصوص حضرت علی (علیه السلام) هستند، بنابراین اگر به نکات آموزنده قرآن و نهج البلاغه توجه نمایند، معیارهای موشکافانه ای را استخراج خواهند کرد که می تواند آنان را در پیشبرد اهداف زندگی موفق نماید. نوشتار حاضر که بر اساس روش توصیفی تحلیلی نگارش یافته، در صدد نشان دادن بخشی از رابطه بین دوچهره گان(منافقان) و ریاکاران از منظر قرآن و نهج البلاغه می باشد که از جمله یافته های این پژوهش می توان گفت: یکی از روابط بین «ریا» و «نفاق» آن است که، شخص ریاکار ظاهرش را برخلاف باطن خود مى نماید تا مردم را بفریبد، پس در این حالت، ریاکارى، نام دیگر پیدا مى کند که همان دورویى و نفاق است؛ اما بر مبنای قرآن مهمترین خصوصیت انسان ریاکار، نفاق است، به عبارت دیگر عمل ریایی از کسی صادر نمی شود، مگر اینکه آن شخص دارای صفت نفاق باشد.
شناسایی معیارها و مؤلفه های مؤثر بر اصول اخلاقی و ارائه مدل مناسب در نظام بانکداری الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق در صنعت بانکداری دارای کاربردهای گسترده ای است که بر تصمیمات سپرده گذاران، سرمایه گذاران و گیرندگان تسهیلات به شدت اثرگذار می باشد. رسالت اصلی بانک ها اتخاذ و استقرار روش های بهینه تامین، تخصیص و توزیع منابع و مصارف مالی در سطوح مختلف جامعه متناسب با نیازهای پیش روست به نحوی که همزمان با انجام فعالیت های مالی نه تنها اخلاقیات در جامعه دچار خدشه نشود بلکه در مسیر ارتقا و بهبود نیز واقع گردند. این پژوهش با هدف شناسایی معیارها و مؤلفه های مؤثر بر اصول اخلاقی در نظام بانکداری الکترونیک انجام گرفت و به لحاظ روش در زمره ی تحقیقات کیفی با رویکرد اکتشافی است. بدین منظور پس از مرور ادبیات، پیشینه و مبانی نظری تحقیق، عوامل و معیارهای مؤثر بر اصول اخلاقی در نظام بانکی کشور، شناسایی و دسته بندی شدند. بعد از اجرای تکنیک دلفی در سه دور برخی از مؤلفه ها از فهرست تنظیمی حذف و مدل نهایی آماده شد. خبرگان این پژوهش را تعداد 20 نفر از کارشناسان فعال در حوزه بانکی و خدمات بانکداری الکترونیک تشکیل می دادند که از جامعه آماری به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور اطمینان از روایی پرسشنامه دلفی از روایی محتوایی و روایی مصححان و برای پایایی نیز از روش اشباع نظری استفاده شد. نتیجه حاصل از این ارزیابی منجر به تأیید و نهایی شدن چارچوب کلی مدل مفهومی تحقیق گردید. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه هایی همانند اطلاعات محرمانه مشتریان، صداقت و درستکاری، تخصص و کارآمدی، مشتری مداری، مسئولیت اختیاری و داوطلبانه، مسئولیت اخلاقی و ... از عوامل اثر گذار بر نهادینه شدن اصول اخلاقی در نظام بانکداری الکترونیک می باشند.
تحلیل رجزهای امام علی(ع) و یهودیان در جنگ خیبر براساس مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی بینا رشته ای است که در کشف جهان بینی گفته پردازی اهمیت زیادی دارد. تئون ون دایک از نظریه پردازان برجسته حوزه تحلیل گفتمان انتقادی، با تاکید بر این نکته که جهان بینی گفته پرداز (ایدئولوژی) قابلیت بازنمایی در زبان را دارد، نظریه مربع ایدئولوژیک را بیان نمود. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با این فرض که می توان از رجز، خوانشی گفتمانی داشت، رجزهای علی( ع) و یهودیان را در جنگ خیبر بر اساس الگوی مربعی ایدئولوژیک ون دایک در تحلیل گفتمان انتقادی مورد بررسی قرار می دهد، تا ضمن کشف چگونگی بازنمود ایدئولوژی طرفین گفتگو، شناخت عمیق تر لایه های متن صورت گیرد. برآیند پژوهش نشان می دهد که در این رجزها فضای تخاصم به وسیله راهبرد گفتمانی قطب بندی بین دو گروه علی( ع) و دشمنانش بازنمایی شده است و علی (ع) با استفاده از گزاره های زبانی واو قسم ،نفرین ،اسم فاعل به معنای صفت مشبهه، مفعول مطلق نوعی وتاکیدی ، تقدیم خبر برمبتدا و رویکردهای بلاغی تشبیه ، استعاره مکنیه و سازه های واژگانی که بار ایدئولوزیکی منفی دارند «الکفره، اهل فسوق» وسازه های واژگانی که بار ایدئولوژیکی مثبت دارند «ربی خیر ناصر، آمنت بالله» از جمله رویکرد های زبانی موثر در حاشیه رانی رجزهای مخالفان و تبلیغ اسلام واثبات حقانیت آن در برابر یهودیان، نقش به سزایی را ایفا نموده، اشاره کرد.
واکاوی معیار و میزان جبران خسارت معنوی
منبع:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی سال سوم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۳۱
34 - 14
حوزههای تخصصی:
جبران خسارات معنوی با توجه به ماهیت این نوع خسارات، ویژگی های خاص خود را دارد به گونه ای که علاوه بر دشواری ارزیابی مالی، دارای چنان تنوع و کثرتی است که نیاز به بررسی دارد. در روشهای جبران معنوی بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. برخی موضوع را مسکوت گذاشته و یا صرفاً به بیان نظرات دیگران پرداخته اند و برخی نیز که امکان مطالبه خسارت معنوی را ذکر کرده اند، راه حلی برای نحوه مطالبه آن ارائه نکرده اند. شاید بتوان دلیل این ضعف را فقدان قانونگذاری مستقل دانست. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که این گونه خسارات لزوماً قابل جبران هستند لیکن ملاک دقیق تعیین میزان خسارت معنوی مشخص نیست، در حالی که در بسیاری از موارد وجود آنها به چشم نمی آید و اندازه گیری خسارت معنوی دشوار است، اما دشوارتر از این است که این غرامت برای این گونه خسارات نامشهود به طور دقیق قابل محاسبه، ترمیم و با پرداخت (مادی) جبران نمی شود، هرچند غرامت مادی رایج ترین نوع غرامت است. در مرحله فراقانونی (قانون اساسی) این خسارت قابل مطالبه تلقی می شود اما در مرحله تقنینی و فرعی همواره مشکل داشته ایم. علیرغم تصریح قانون اساسی مبنی بر اینکه در صورت عدم پیش بینی خسارت معنوی قابل مطالبه است، قاضی مستقل از دعوی نیست و چون یکی از منابع حقوقی ما مطابق اصل 167 قانون اساسی است، قاضی موظف است رسیدگی نموده و حکم هر دعوی را از منابع استخراج نماید.