ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۰۱ تا ۶٬۱۲۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۶۱۰۱.

مؤلفه های تمدن ساز در اندیشه امام موسی صدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
در عصر حاضر با ظهور انقلاب اسلامی ایران مباحثی همچون ایجاد تمدن نوین اسلامی و نقد تمدن مدرن غرب بیش از پیش در جوامع اسلامی مطرح شده است؛ بنابراین انجام پژوهش هایی برای تحلیل زوایای اندیشه ی اسلام تمدنی ضروری است. در این مقاله با رویکرد تمدنی و به روش توصیفی و تحلیلی اندیشه امام موسی صدر به عنوان الگویی موفق در عرصه ی نظریه پردازی و کنش گری تمدنی مورد تحلیل قرار گرفته است و مؤلفه های تمدن ساز اسلام از منظر ایشان بیان شده اند. این مؤلفه ها عبارتند از: الف) دین اسلام با توجه به فرهنگ متعالی اش هدایت گر انسان به زندگی عقلانی است و همانطور که در گذشته تمدن ساز بوده در آینده نیز می تواند تمدن ساز باشد. ب) روابط اخلاقی و توأم با معنویت با ایجاد انسجام اجتماعی موجب شکل گیری تمدن خواهد شد. ج) علم به معنای کشف قوانین و حقایق هستی برای رسیدن به آرامش و آسایش در زندگی مکمل دین برای ساختن تمدن حقیقی انسانی هستند. د) حضور مؤثر، کارآمد و انسان محور زنان در جامعه و خانواده برای سازندگی و تعالی اجتماع و تمدن پردازی. ه) عدالت به معنای توازن در نظام هستی و همسویی جامعه با نظم الهی آفرینش و ایجاد فرصت برابر برای شکوفایی استعدادهای انسانی به عنوان یکی از پایه های اصلی ایدئولوژی اسلام که باید در اجتماع امتداد یابد تا به شکل گیری تمدن منجر شود. و) آزادی به معنای رهایی توأمان از سلطه ی دیگران و از هوای نفس که حدی ندارد و سازنده ی تاریخ و تمدن خواهد بود.
۶۱۰۲.

چگونگی قرابت صوفیه طبقه اول با امامان معصوم (ع)با توجه به منابع رجالی و حدیثی: نمونه پژوهی سفیان ثوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
سفیان ثوری از جمله مشایخ اولیه صوفیه است که از طرفی ارتباط با ائمه معصومین از او چهره ای موجه ساخته و از طرف دیگر وجود تعابیر و مواجهه های خاص او با اهل بیت علیهم السلام موجبات سوء تفاهم ها و برداشت های دیگری شده است.تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیل داده های کتابخانه ای و منابع رجالی و حدیث، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که میزان و کیفیت ترابط میان سفیان ثوری با حضرات معصومین علیهم السلام چگونه بوده است؟نتیجه حاصل از این تحقیق که با بررسی و تحلیل منابع تاریخ تصوف و علم رجال و حدیث حاصل گردیده این است که، علاوه بر قطعی بودن اختلاف فکری ، اعتقادی و سیاسی سفیان ثوری با حضرات معصومین، بنابر روایات متعدد موجود در منابع موثق، مواجهه او با امامان معصوم علیهم السلام و مخالفت های سیاسی و رفتاری او با امامان هم عصرش با نگاه و اعتقاد اهل تصوف در مورد قطبیت انسان کامل هم عصرش، سازگار نیست و با اینکه استضعاف را در قرون میانه اسلامی به عنوان مانعی در استناره حداکثری از مشکات ائمه معصومین علیهم السلام می توان لحاظ کرد اما در صوفیه طبقه اول و بخصوص سفیان ثوری دور از ذهن به نظر می رسد.
۶۱۰۳.

افلاطون در سایه ارسطو؛ چرایی کم توجهی به آثار افلاطون در نهضت ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۶۲
مطالعه حاضر به بررسی نابرابری در میزان ترجمه آثار افلاطون و ارسطو در خلال نهضت ترجمه می پردازد. علی رغم این تصور اولیه که فلسفه افلاطون قرابت بیشتری با آموزه های دینی دارد، میزان اقبال به آثار ارسطو به مراتب فزون تر بوده است، به نحوی که تقریباً تمامی تألیفات ارسطو به عربی ترجمه شد، حال آن که تنها بخش محدودی از آثار افلاطون، آن هم عمدتاً در قالب گزارش ها و گزیده هایی که توسط امثال جالینوس گردآوری شده بود به این زبان منتقل گردید. این مقاله با مطمح نظر قرار دادن عوامل تاریخی و محتوایی، علل عمده این تمایز را در چند محور تبیین می نماید. نگرش ایدئولوژیک و پیامبرگونه به ارسطو، توأم با حمایت ویژه مأمون از وی، به ترجمه جامع آثارش انجامید. این رویکرد تا بدان جا پیش رفت که برای افزایش مقبولیتِ آثار ترجمه شده، برخی آثار فلاسفه دیگر نیز به ارسطو منسوب گردید. فصاحت و بلاغت چشمگیر زبان یونانی آثار افلاطون و ضرورت آشنایی عمیق با فرهنگ یونانی جهت درک دقیق آثار وی فرایند ترجمه آثار او را به مراتب پیچیده تر می ساخت. فلسفه افلاطون علاوه بر وفور عناصر فرهنگی و غیرفلسفی، دارای پیوندی درهم تنیده میان حوزه های فکری مختلف است، به گونه ای که فهم و بهره برداری از یک اثر او اغلب مستلزم احاطه بر کلیت دستگاه فکری وی است. این در حالی است که در فلسفه ارسطو امکان جداسازی و کاربرد اجزای مختلف بدون نیاز به اخذ سایر بخش ها فراهم بود. همچنین علاوه بر فلسفه سیاسی افلاطون که می توانست برای خلافت عباسی چالش آفرین باشد، مفاهیم اخلاقیِ خاصِ موجود در فلسفه وی، و برخی آموزه های او مانند اعتقاد به خدایان متعدد، تناسخ و... می توانست اقبال به فلسفه در آن برهه خاص در جامعه اسلامی را با مشکل جدی مواجه سازد.
۶۱۰۴.

معناشناسی واژگان سنت مهلت دهی در قرآن کریم با تأکید بر تحلیل معنایی «املاء»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
املاء یکی از سنت های الهی به معناى مهلت دادن و به تأخیر انداختن عذاب است. نوشتار پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی و با دو رویکرد روابط جانشینی وهم نشینی، مؤلفه های معنایی واژه ی «اِملاء» و مشتقات آن را در قرآن کریم مورد کاوش و تحلیل معنایی قرار داده است، براین پایه، واژگان: «خیر»، «أخذ»، «کید»، «ازدیاد»، «استهزاء» با محوریت روابط همنشینی و در بخش دیگر، واژگان: «استدراج»، «إمهال»، «إنظار»، «اَجل»، «تَمتیع»، «تأخیر»، «ذَر»، «مَد»، با محوریت روابط جانشینی با واژه «اِملاء» مورد ارزیابی لغوی، صرفی و معناشناختی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که املاء یکی از سنت های الهی است و با توجه به شرایط حاکم بر کافران معاند، این فرصت به سود آنان نخواهد بود چرا که این امر برای هلاکت و نابودی آنان در نظر گرفته شده است. براین پایه واژه ی املاء وقتی به خدای متعال نسبت داده می شود عقوبتی از سوی خداوند در قبال کافرین است برخلاف کاربرد واژه امهال و انظار که معنایی اعم از عقوبت یا غیر آن را می رساند و در مفهوم آن توقع بهبودی اوضاع و رفع عذاب نیز وجود دارد ونیز در مفهوم استدراج، سقوط تدریجی قرار دارد و املاء به چگونگی این سقوط تدریجی اشاره دارد.
۶۱۰۵.

حدوث زمانی مجردات، پیامدها و نتایج آن در نظام فلسفی امام خمینی(ره)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۵
حدوث زمانی مجردات، به عنوان یکی از موضوعات جدید در فلسفه اسلامی، به امکان و چگونگی حدوث موجودات غیرمادی در چارچوب زمان می پردازد. امام خمینی;، با بهره گیری از مبانی فلسفی ملاصدرا و نظریه حرکت جوهری، به تفسیر حدوث زمانی مجردات و پیوند آن با زمان می پردازد که در نظام فکری او نقش مهمی دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی حدوث زمانی مجردات پرداخته است. یافته ها نشان می دهد امام خمینی دیدگاه منحصر به فرد در باب حدوث زمانی مجردات دارد که با بهره گیری از حرکت جوهری، معنایی متفاوت از زمان و حدوث را ارائه می دهد. زمان مختص موجودات مادی نیست و در مرتبه ای بالاتر به عنوان عنصری در خدمت تکامل موجودات مجرد قرار می گیرد؛ از این رو حدوث زمانی به عنوان یک حرکت درونی به سوی کمال در نظر گرفته می شود. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که حدوث زمانی مجردات، پیامدها و نتایج آن در نظام فلسفی امام خمینی چیست؟ نتایج نشان می دهد موجودات مجرد نیز به سوی کمال حرکت می کند و این حرکت به معنای ورود به زمان مادی نیست، بلکه نوعی تکامل در بُعد غیرمادی و موجودات مجرد است.
۶۱۰۶.

بررسی تحلیلی تعارض روایت «اِنَّما عِمادُ الدّینِ ... العامَّهُ مِنَ الاُمَّه» با آیه «وَإِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی ٱلأَرضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللهِ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۲
روایت «اِنَّما عِمادُ الدّینِ العامَّهُ مِنَ الاُمَّه» که فرازی از نامه ۵۳ نهج البلاغه است که لزوم اعتماد و تکیه به مردم در جامعه را بیان می کند با آیه «وَإِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی ٱلأَرضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ ٱللَّه»ِ که آیه ۱۱۶ سوره انعام است و اطاعت از اکثریت مردم را نفی می کند، در تعارض است. گرچه تفاسیر به تبیین آیه پرداخته اند ولی به تبیین تعارض آن با اعتماد به مردم و اطاعت از اکثریت نپرداخته اند. این پژوهش تلاش دارد که تعارض بین این فراز از نامه 53 نهج البلاغه با آیه 116 سوره مبارکه انعام را به روش توصیفی-تحلیلی بررسی کند. دستاورد مقاله این است که روایت «اِنَّما عِمادُ الدّین» دلالت بر مسائل اجتماعی دارد و بر اهمیت حضور مردم در پیشبرد حکومت و مقابله ی با دشمن اشاره دارد که مسئولان می توانند از آن ظرفیت، به خوبی بهره ببرند و اهداف منطقی و دینی را به پشتوانه ی مردم متدین ولایت مدار محقق کنند. اما آیه ی «وَإِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی ٱلأَرض» دلالت بر مسائل دینی و اعتقادی دارد و به منظور جلوگیری از تقلید کورکورانه از رفتار اکثریت کافر و مومنان ناآگاه و غافل هشدار می دهد. این آیه مسئولان را برحذر می دارد تا مبادا برای خوش آیند آنها، دستورات دینی را نادیده گرفته و از ایشان اطاعت کنند.
۶۱۰۷.

تأثیرات متقابل فرد و جامعه از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۸
یکی از مباحث محوری در جامعه شناسی، نحوه ارتباط فرد با جامعه در متن اجتماع و در موقعیت انضمامی است. روان شناسان اجتماعی و جامعه شناسان خرد نگر و قائلان به فردگرایی روش شناخت یک سویه، از تأثیر فرد بر جامعه سخن می گویند. جامعه شناسان ساختارگرا و قائلان به اصالت و تقدم جامعه بر فرد نیز یک سویه و منحصراً از تأثیر جامعه بر فرد سخن می گویند. نظریه پردازان تلفیقی از تعامل فرد و جامعه، یا عاملیت و ساختار در عرصه های گوناگون حیات اجتماعی سخن می گویند. استاد مصباح به رغم اعتقاد به اصالت فرد و اعتباریت جامعه، در موضعی شبیه تلفیقی ها معتقد است: نه فرد یکسره از جامعه متأثر است و نه جامعه یکسره از فرد متأثر، بلکه باید از تأثیر متقابل فرد و جامعه سخن گفت. به همین سبب، بحث «ارتباط فرد و جامعه» را در دو بخش جداگانه، ذیل عناوین «تأثیر جامعه بر فرد» و «تأثیر فرد بر جامعه» مطرح ساخته است. این نوشتار درصدد است تا موضع ایشان را در این خصوص در مقایسه با سایر اندیشمندان توضیح دهد. روش نوشتار تحلیل محتوای مباحث مندرج در کتاب «جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن» است که در میان آثار استاد، به صورت انحصاری به این بحث وارد شده است.
۶۱۰۸.

Moral Principles and Norms of Legislators from the Perspective of Islamic Teachings.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
SUBJECT & OBJECTIVES: This article examines the moral principles and norms required by legislators, particularly parliamentarians, from the perspective of Islamic teachings, which is significant for crafting appropriate codes of conduct. It aims to differentiate the unique professional ethics requirements for parliamentarians within a religious democratic context like the Islamic Republic of Iran. Additionally, it identifies potential conflicts or synergies between Islamic ethics and global ethical standards. METHOD & FINDING: The approach includes a comparative analysis, looking at contemporary practices of ethical code development, alongside a focused review of Islamic religious texts and their interpretations regarding moral governance. Key findings suggest that trustworthiness, confidentiality, consultation, and adherence to the law stand out as crucial ethical obligations. Moreover, the article highlights the potential pitfalls of not adhering to these ethical standards, such as the loss of public trust and the erosion of the legislative body's effectiveness. The approach includes a comparative analysis, looking at contemporary practices of ethical code development, alongside a focused review of Islamic religious texts and their interpretations regarding moral governance. Key findings suggest that trustworthiness, confidentiality, consultation, and adherence to the law stand out as crucial ethical obligations. Moreover, the article highlights the potential pitfalls of not adhering to these ethical standards, such as the loss of public trust and the erosion of the legislative body's effectiveness.CONCLUSION: The development of a comprehensive moral framework for parliamentarians is not only a foundational step in enhancing the integrity of governance but also crucial for maintaining public trust and accountability. Islamic teachings provide a robust foundation for these ethical norms, emphasizing the importance of moral conduct in leadership roles. By adhering to these principles, legislators can ensure more effective governance and a greater alignment with the public's interests, which ultimately strengthens the overall democratic structure.
۶۱۰۹.

Comparative Study of the Origin of Human Creation in the Quran and Sacred Texts of Other Religions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
The present study, through a documentary study and descriptive-interpretive method, aims to examine the perspectives of various religions based on their sacred texts regarding the origin of human creation in a comparative manner. The findings of the research indicate that the sacred text of Islam, the Quran, presents a strong and explicit account of the independent creation of the first human, stating that his origin is from clay and soil, not from another being. The views of other Abrahamic religions, namely Judaism and Christianity, based on the teachings of the Bible, align with this perspective. Some Zoroastrian texts suggest the emergence of "Gayomarth" or "Kayomarth" (the first human) from soil, but the predominant view in this tradition is that the first human originated from the Rivas plant (rhubarb, scientific name: Rheum). The sacred texts of Hinduism, in varied and somewhat ambiguous expressions, consider all creations, including humans, as manifestations of the Creator, with fire, water, and soil as the primary elements constituting the material aspect of human creation. In none of the sacred texts of the examined religions and traditions is the issue of human evolution or the emergence of humans from other beings or any alternative origin proposed.
۶۱۱۰.

چالش ناقض معرفتی و خاستگاه شکل گیری باورهای مهدوی در میان پیروان مدعیان مهدویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
نشانه ها و علائم ظهور و نیز ویژگی های امام موعود که در روایات اسلامی آمده، به طور عمده راهی تلقی شده که به موجب آن، افراد مختلف بتوانند ادعای مدعیان را محک زنند. با این حال، مدعیان کم و بیش با اتکا به همین نشانه ها و تطبیق شان بر خود تلاش کرده اند تا ادعاهای خویش را برای پیروانشان باورپذیر کنند. عطف نظر به این مسئله که پیروان متمهدیان، با ناقض های معرفتی قابل توجه و پر تواتری روبه رو هستند، حجیت باورهای این گروه مورد خدشه جدی است. اما از سویی اصرار بر باورهای این پیروان در چنین شرایطی نشان می دهد که منشاء باور این پیروان، همراه با دلایل و قراین کافی نیست؛ زیرا با وجود تضعیف ادله و از دست رفتن پایگاه شواهد، تغییری در موضع معرفتی حاصل نمی شود. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای، درپی یافتن خاستگاه شکل گیری باورهای پیروان مدعیان مهدویت است. نتایج پژوهش نشان می دهد رذیلت های معرفتی و فقدان فضایل شناختی همچون خردورزی و استدلال صحیح، ژرف اندیشی، تواضع معرفتی، گشودگی نسبت به قراین جدید برای باورمندان به این گونه باورهای غیرپایه و متکی بر گواهی، موجب گردیده تا آنان مدعیات تجربه گران مهدوی را بپذیرند. درنتیجه از نقطه نظر معرفت شناختی، پیروان مدعیان مهدویت در صورت اصرار بر باورهای خود با وجود ناقض معرفتی، باید بتوانند از داشتن فضایل معرفتی کافی مطمئن شوند و در صورت غیاب یک یا چندین فضیلت معرفتی، و یا برخورداری از رذایل معرفتی، باور آنان غیرموجه و نامعقول است.
۶۱۱۱.

بررسی پدیدارشناسانه رویکرد امام علی(ع) در مواجهه با قبیله گرایی؛ با تأکید بر بحران ارتداد در دوره خلیفه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
پژوهش حاضر با تمرکز بر این پرسش اصلی که رویکرد امام علی7 در مواجهه با پدیده قبیله گرایی با محوریت بحران بادیه نشینان در دوره خلیفه اول چگونه بود؟ به بررسی تحولات اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی پس از رحلت حضرت محمد6 می پردازد. در این دوره، بحران ارتداد قبایل بادیه نشین و امتناع آنان از پرداخت زکات، ساختار قدرت و مفهوم خلافت را با چالش های جدی مواجه ساخت و بازتولید سنت های قبیلگی در رفتار کنشگران سیاسی را آشکار کرد. این پژوهش با بهره گیری از رهیافت پدیدارشناسی تاریخی و تحلیل گفتمان نشان می دهد که امام علی(ع) با تأکید بر گفتمان دینی و عناصر عدالت، تقوا و وحدت اسلامی تلاش کرد تا هویت دینی را بر هویت قبیلگی غالب سازد و بدیل های معنوی و اخلاقی را جایگزین مؤلفه های قبیلگی کند. در مقابل، نهاد خلافت با تلفیق عناصر قبیلگی و دینی به بازتولید ساختارهای قبیلگی و امتیازدهی به سران قبایل پرداخت. نتایج کلی پژوهش بیانگر آن است که بحران ارتداد، نقطه عطفی در تعارض گفتمان دینی و قبیلگی بود و واکنش امام علی7 الگویی برای گذار از ساختار سنتی قبیلگی به سوی شکل گیری هویت و ساختار قدرت دینی در جامعه اسلامی اولیه فراهم ساخت. این پژوهش نشان می دهد که تعارض میان گفتمان دینی و قبیلگی نقش مهمی در روند تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام ایفا کرد و اتخاذ رویکرد عدالت محور و وحدت گرای امام علی7، زمینه ساز تحول در ساختار قدرت و هویت اجتماعی مسلمانان شد.
۶۱۱۲.

تحلیل معنی شناسی شناختی دنیای مکانی شده در زبان نهج البلاغه براساس نظریه معاصر استعاره با تمرکز بر بنیان استعاره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
شناخت دنیا به عنوان محل زندگی انسان، از دیدگاه امام علی به عنوان انسان کامل به نگاه انسان ها در هر زمان و هر مکان، رویکردشان به آن و در نتیجه دانستن راه و رسم زیستن در آن کمک شایانی می کند. از آنجاکه استعاره شناختی (نگاشت نظام مند از یک حوزه مبدا بر یک حوزه مقصد)، به عنوان نوعی فعالیت ذهنی مرتبط با مفهوم سازی، در تفکر، استدلال، درک، تحلیل، اقناع مخاطب، انتقال مفاهیم به وی، حتی در رفتارسازی و تولید مفاهیم جدید همچنین ایجاد واقعیت اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی، ابزاری کارآمد به شمار می رود، در گفتمان هدایتگر و انسان ساز نهج البلاغه بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد شناختی، مکان شدگی دنیا را در در زبان نهج البلاغه تحلیل می کند تا روشن سازد مکان هایی که در مفهوم سازی دنیا در چارچوب نظریه معاصر استعاره در نهج البلاغه مورد توجه و استفاده قرار گرفته اند کدامند سپس بنیان استعاره های شناختی را که در این مفهوم سازی به کار رفته اند مورد بررسی قرار می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد مزرعه، دریا، آبشخور، رودخانه/ دریاچه، تکیه گاه، چراگاه، میدان مسابقه، خیمه و بازار مکان هایی هستند که در مفهوم سازی دنیا در زبان نهج البلاغه مورد توجه قرار گرفته اند. تحلیل دنیای مکانی شده بیانگر آنست که بنیان همه استعاره های شناختی این مقوله همبستگی های تجربی غیر مستقیم ما هستند، نه هم زمانی تجربی و نه بدن مندی.
۶۱۱۳.

الگوی نظری موعظت − صیانت بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۰۴
مقدمه و اهداف: مطالعات متعدد نشان داده اند که کیفیت روابط والدین و فرزند، به ویژه در دوران پیش دبستانی، نقش بسیار مهمی در رشد سالم کودکان ایفا می کند. شیوه های تربیتی نامناسب نه تنها به روابط والدین و فرزند آسیب می رساند بلکه می تواند منجر به مشکلات رفتاری و عاطفی در کودکان شود. انسان به عنوان یک موجود پیچیده، نیازمند آموزش های صحیح برای تعامل موثر با فرزندان است. در رویکرد والدگری معنوی خداسو، عقل به عنوان محور اصلی عملکرد والدین مطرح شده است. عقل تنها ابزار شناختی است که می تواند بعد معنوی انسان را فعال نگه دارد. با توجه به اهمیت خانواده در شکل گیری شخصیت کودکان، کمبود دانش والدین در زمینه فرزندپروری و استفاده از شیوه های تربیتی نادرست می تواند کودکان را از مسیر رشد و تعالی منحرف کند. جهل و نادانی ریشه اصلی بسیاری از مشکلات، از جمله مشکلات تربیتی است. هر رفتاری براساس میزان شناخت و آگاهی افراد از واقعیت ها شکل می گیرد. یکی از مهم ترین واقعیت هایی که والدین باید به آن آگاهی داشته باشند، ماهیت دنیا و هدف زندگی است. متون دینی، به ویژه قرآن و روایات، می توانند در افزایش آگاهی والدین نسبت به این موضوع و در نتیجه بهبود روابط والد و فرزند موثر باشند. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی برای والدگری معنوی خداسو بر اساس آموزه های اسلامی انجام شده است. سوال اصلی پژوهش این است که الگوی موعظت و صیانت در والدگری معنوی خداسو چه الگوهای شناختی و رفتاری را برای والدین و فرزندان تعریف می کند؟ اجزای این الگو و روابط بین آنها چگونه است؟ نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی برای والدین باشد و به آنها کمک کند تا با استفاده از آموزه های دینی، روابط خود با فرزندان را بهبود بخشند و به رشد معنوی آن ها کمک کنند. روش: پژوهش حاضر با هدف استخراج الگوی موعظت و صیانت در والدگری معنوی از منابع اسلامی به ویژه روایات، از روش تحلیل اسنادی کلاسیک بهره برده است. این پژوهش در دو مرحله اصلی انجام شده است: 1- تشکیل خانواده حدیث و تحلیل محتوایی: ابتدا تمام روایات مرتبط با موضوع جمع آوری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل محتوایی، ابعاد روان شناختی و کارکردهای هر روایت مورد بررسی قرار گرفته است. این مرحله به شناسایی اجزای مختلف هر متن و نقش آنها در الگوی کلی کمک کرده است. 2- الگوپردازی نظری: در این مرحله، روابط میان اطلاعات استخراج شده از روایات شناسایی شده و به صورت یک الگوی جامع ترسیم شده است. بدین منظور، متون به دو بخش رفتار والد و فرزند تقسیم شده و هر بخش به صورت جداگانه تحلیل شده است. سپس، این دو الگوی جزئی با یکدیگر ترکیب شده و الگوی کلی موعظت و صیانت برای والدگری معنوی به دست آمده است. پس از تحلیل بیش از 100 حدیث و آیه مرتبط با موضوع، 22 روایت برای الگوپردازی انتخاب شده است. بر اساس این روایات، دو مؤلفه اصلی در الگوی موعظت و صیانت شناسایی شده است: 1- موعظت: این مؤلفه به نقش والدین در آموزش و آگاه سازی فرزندان در مورد واقعیت های دنیا و مهم تر از آن، هدف زندگی اشاره دارد. 2- صیانت: این مؤلفه به نقش فرزندان در پذیرش واقعیت ها و تعهد به ارزش های دینی اشاره دارد. این پژوهش با ارائه یک الگوی جامع برای والدگری معنوی بر اساس آموزه های اسلامی، می تواند به والدین در تربیت فرزندان کمک کند. همچنین، این الگو می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی برای والدین و مشاوران باشد. نتایج: این پژوهش با هدف استخراج الگوی موعظه و صیانت در والدگری معنوی از منابع اسلامی به ویژه روایات انجام شده است. براساس این منابع، والدین موظفند به فرزندان خود درباره ماهیت دنیا، فرصت ها و چالش های آن آموزش دهند (موعظه) و فرزندان نیز باید با پذیرش این واقعیت ها (صیانت) و تلاش برای رسیدن به کمال معنوی، به تعهدات خود عمل کنند. حال، الگوی شناختی والدین شامل موارد زیر می باشد: دنیاپنداشت: والدین باید به فرزندان بفهمانند که دنیا فرصتی برای رشد معنوی است اما در عین حال فریبنده و ناپایدار است. پنداره زدایی: والدین باید به فرزندان کمک کنند تا به جای دلبستگی به دنیا، به دنبال ارزش های معنوی باشند. الگوی شناختی-رفتاری فرزندان شامل موارد زیر می باشد: پذیرش: فرزندان باید واقعیت های دنیا را همانطور که هست بپذیرند و از آنها درس بگیرند. تعهد: فرزندان باید به ارزش های معنوی پایبند باشند و برای رسیدن به کمال تلاش کنند. سازش یافتگی به عنوان نتیجه ی الگوی موعظه و صیانت: هدف نهایی این الگو، ایجاد سازش یافتگی در فرزندان است. سازش یافتگی به معنای پذیرش شرایط زندگی و تلاش برای بهترین استفاده از فرصت ها است. فرزندان باید بتوانند در شرایط مختلف زندگی، از جمله خوشی ها و ناخوشی ها، با آرامش و تعادل برخورد کنند. الگوی موعظه و صیانت، یک الگوی جامع برای والدگری معنوی است که براساس آموزه های اسلامی استوار شده است. این الگو به والدین کمک می کند تا فرزندان خود را برای زندگی در دنیا و آخرت آماده کنند. سازش یافتگی به عنوان هدف نهایی این الگو، به فرزندان کمک می کند تا زندگی موفقی داشته باشند. این پژوهش می تواند به عنوان یک منبع ارزشمند برای والدین، مربیان و پژوهشگران در زمینه تربیت دینی کودکان مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، این پژوهش می تواند به غنی سازی ادبیات علمی در حوزه روانشناسی اسلامی کمک کند. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش بر روی الگوی موعظه و صیانت در تربیت فرزندان تمرکز دارد. این الگو بر اهمیت نقش قلب و عواطف در فرایند تربیت تاکید می کند و بر این باور است که با استفاده از موعظه های تاثیرگذار، می توان قلب فرزند را نرم کرده و او را برای پذیرش آموزه های دینی آماده ساخت. قلب به عنوان مرکز احساسات، عواطف و شناخت در نظر گرفته شده و تقویت آن به عنوان کلید رشد معنوی فرزند مطرح شده است. و موعظه به عنوان ابزاری برای ارتباط عاطفی و شناختی به فرزند معرفی شده است و به عنوان یک روش موثر برای انتقال مفاهیم به فرزند شناخته می شود. و سازش یافتگی هدف نهایی این الگو، ایجاد سازش یافتگی در فرزند است به این معنی که کودک بتواند با واقعیت های زندگی سازگار شود و در شرایط مختلف تصمیمات صحیحی بگیرد. اجزای الگوی این پژوهش شامل موارد زیر می شود. 1- موعظه: والدین با استفاده از موعظه، مفاهیم را به فرزندان منتقل می کنند و به آنها کمک می کنند تا دنیای اطراف خود را بهتر درک کنند. 2- حزم: موعظه باعث افزایش حزم و دوراندیشی در فرزندان می شود و آنها را قادر می سازد تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرند. 3- بصیرت: موعظه باعث افزایش بصیرت و شناخت درونی فرزندان می شود و آنها را به سمت حقایق هدایت می کند. 4- تذکر: موعظه با تذکر همراه است و به فرزندان کمک می کند تا از اشتباهات پرهیز کنند و به سمت کمال حرکت کنند. با توجه به بیانی که گذشت، الگوی روان شناختی موعظت - صیانت در نمودار زیر روشن شده است.   شکل 1: نمودار الگوی موعظت و صیانت والدگری معنوی خداسو مراحل پردازش الگوی پژوهش از این قرار است که والدین با استفاده از موعظه، اطلاعات و مفاهیم دینی را به فرزند منتقل می کنند. و فرزند این اطلاعات را پردازش کرده و آنها را با عقل و قلب خود تطبیق می دهد. فرزند بر اساس اطلاعات پردازش شده، تصمیمات خود را می گیرد.   شکل 2: شکل مسیر پردازش الگوی موعظت-صیانت  
۶۱۱۴.

تقریری نوین از گستره قدرت الهی با رویکرود هستی شناختی در آموزه های صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۱۵
 بحث درباره خداوند و صفات او نزد فیلسوفان و متکلمین، همواره از دغدغه های محوری محسوب می شود. مباحث پیرامون صفات الهی، به معنای صفات و اثبات آن برای خداوند و نیز بیان برخی شبهات مرتبط، به ویژه درباره گستره قدرت الهی، ناظر است. هدف پژوهش حاضر پرداختن به صفت قدرت الهی است. پرسش اصلی عبارت است از این که آیا می توان از تقریر کران ناپذیری قدرت الهی مطابق مستندات صحیفه سجادیه دفاع نمود؟ در این پژوهش، تلاش شد تصویری از قدرت الهی و به دنبال آن تصویری که از نظام هستی از گفتمان مناجات گونه امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه می توان استنباط کرد، بیان شود. در این رابطه استدلال این پژوهش بر دو تحلیل زبانی و تحلیل فلسفی مبتنی است. حاصل تحلیل زبانی و فلسفی برخی از مستندات ارائه شده از فقرات صحیفه سجادیه، تصویری کران ناپذیر از قدرت الهی است. از این رو، نتیجه پژوهش حاضر بیان کننده بازخوانی معنایی از گستره قدت الهی است که در این بازخوانی، گستره قدرت الهی به عنوان کران ناپذیری خداوند در فعل تعیین می شود. روش پژوهش در مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است و محققان با مراجعه به صحیفه سجادیه، مسئله مورد پژوهش در این تحقیق را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده اند.
۶۱۱۵.

Examining Mulla Sadra's Approach in Reducing Aristotelian Moderation to Unity

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
Aristotle and Mulla Sadra have similar approaches to acquiring moral virtues. The three main ethical approaches are virtue ethics, deontology, and consequentialism. Mulla Sadra, while accepting Aristotelian virtue-centeredness and moderation as the manifestation of true virtue, completes it and reveals the nature of true virtue. True virtue is of the genus of knowledge and belongs to the highest part of human identity, namely, the theoretical intellect. Moderation in practical reason provides the necessary ground for attaining the true virtue of theoretical wisdom. The final flourishing of the theoretical intellect is achieved by knowing the highest stage of unity. Both thinkers emphasize the acquisition of all moral virtues and the completion of all dimensions of human identity. Mulla Sadra considers all virtues, even moderation, to be preliminary, viewing true virtue as the theoretical intellect's knowledge of the high stage of unity. The teacher of philosophers (Aristotle), however, while also focusing on theoretical wisdom, considers all virtues related to human perfections as true virtues and does not accept the deprivation of any of them. In this paper, the author aims to integrate Aristotle's holistic approach with Mulla Sadra's monism using an analytical method and to explain this process in order to provide a more complete depiction of ethical virtue-centeredness. The data collection method for this paper is library-based, and the research method is descriptive-analytical, which are methods of qualitative research.
۶۱۱۶.

دوگانه امنیت و ارزش ها از منظر فقه امنیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
امنیت به عنوان یکی از نیازهای اساسی فرد و جامعه، همواره جایگاه برجسته ای در نظام های فکری و سیاسی داشته است. در نظام های مدرن، امنیت غالباً با ملاحظات سیاسی، اقتصادی و نظامی تعریف می شود و در بسیاری از موارد، تأمین امنیت با تحدید یا تعلیق برخی ارزش های انسانی و حقوق بنیادین توجیه می شود. در نظام فکری اسلام به ویژه در چهارچوب فقه امنیت، امنیت در بستر منظومه ای از ارزش ها و اصول دینی تعریف شده است و نمی تواند به صورت مستقل از آن ها مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی و مطالعه کتابخانه ای، ضمن تکیه بر منابع فقهی و اصول حاکم بر فقه امنیت، به بررسی نسبت میان امنیت و ارزش ها می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد از منظر فقه امنیت، نه تنها این دو مقوله در تعارض نیستند، بلکه امنیت اصیل و پایدار تنها در پرتوی التزام به ارزش ها ازجمله عدالت، اخلاق، توسعه و آزادی قابل تحقق است. در این چهارچوب، امنیت تنها به معنای فقدان تهدید نیست، بلکه به معنای فراهم بودن شرایط رشد و تعالی انسان در سایه ارزش های الهی است. درنهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که فقه امنیت در مقابل قرائت های سکولار از امنیت، الگویی ارائه می دهد که امنیت را نه به بهای کنار گذاشتن ارزش ها، بلکه در پیوند وثیق با آن ها معنا می کند و در مسیر تأمین امنیت، هیچ گاه اصول اخلاقی و الهی را قربانی نمی سازد.
۶۱۱۷.

شناسایی الزامات راهبردی «جهاد تبیین» مبتنی بر آموزه های نبرد نظامی در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
جهاد دارای انواع متعددی است که در یک تقسیم بندی کلی می توان آن ها را ذیل دو مجموعه ی کلی جهاد سخت یا نظامی و جهاد نرم یا شناختی بررسی نمود. یکی از انواع جهاد که زیر مجموعه ی جهاد نرم بوده و از اهمیت والایی برخوردار است، «جهاد تبیین» می باشد. هدف اصلی در این جهاد، زدودن سیاه نمایی ها و وارونه سازی هایی است که دشمن تلاش دارد با نهادینه سازی آن ها، افکار و باور جامعه ی رقیب را از درک حقایق منحرف سازد. رسیدن به هدف مذکور در این جهاد همانند هر جهاد دیگری نیازمند به کارگیری یک سری الزامات راهبردی است. در این پژوهش که از نوع کاربردی می باشد، تلاش شده است با کاربست ترکیبی از روش های تحلیل مضمون و متن پژوهی و با رویکردی استقرایی به شناسایی این الزامات راهبردی مبتنی بر آموزه های نبرد نظامی در کتاب شریف نهج البلاغه پرداخته شود. از این رو منبع مورد بررسی در این پژوهش، خطبه ها، نامه ها و حکمت های مرتبط با جهاد و جنگ در نهج البلاغه می باشد. داده های مورد نیاز از راه مطالعه ی کتابخانه ای و با استفاده از ابزار فیش برداری گردآوری شده است. یافته های پژوهش حاکی از آنند که آموزه های امام علی (ع) در این کتاب شریف، از چنان جامعیتی برخوردار بوده که افزون بر جهاد سخت، در جهاد نرم و به طور خاص جهاد تبیین نیز قابل استفاده می باشند. مطابق با این آموزه ها، الزامات راهبردی «جهاد تبیین» مستخرج از آموزه های نبرد نظامی در نهج البلاغه را می توان در سه حوزه ی روحی- شخصیتی، مدیریتی و اجرایی- عملیاتی که هر یک خود مشتمل بر مولفه هایی است، مورد تحلیل و بررسی قرار داد.
۶۱۱۸.

نظام تعلیم و تربیت حکمت بنیاد در مسیر تربیت انسان تراز مهدویت در هندسه نظم نوین جهانی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۸
نظم موجود جهانی، ریشه در تحولات مهم ترین پیشران آن؛ علم و فناوری دارد که با غایت تبدیل انسان به «خدا _ انسان»، پویایی مدنظر خود را سامان دهی می کند و انسان آرمانی غربی را به واقعیت می رساند. نظام تعلیم و تربیت فعلی حاکم، با تربیت انسان سلطه پذیر، شأن عبودیت انسان را به خودبسندگی وهمی فرو می کاهد که سرانجام آن، ناکجاآبادی ازهم گسیخته و سرسام آور است. انسان آرمانی ازمنظر دین مبین اسلام، حاصل نظام تزکیه، تعلیم و تربیت متناسب، «انسان حکیم» در تراز مهدویت است و در آخرین خطبه ماندگار نهج البلاغه شریف از امام علی؟ع؟ با تبیین امام زمان؟عج؟، ظهور بنیادین یافته است. در تحقق انسان و گروه های انسانی حکیم از نگاه تحلیل کلان، مؤلفه های سه گانه«فرد _ جمع، ظاهر _ باطن و نظر _ عمل» با تأکید بر یکپارچگی«نظر _ عمل» و راهبری متناسب به اتحاد و قوام می رسد. از منظر ترکیبی، منطق ربوبیت به عنوان منطق وصل، در برابر منطق فصل نظام سلطه جهانی، خود را در شبکه کانون ها متجلی می کند. این منطق جدید، با مراتب نفس، مراتب خلیفگی، مراتب اراده و مراتب ربوبیت، به سوی بساطت میل می کند و عبودیت حق را برای انسان به کمال می رساند. منظومگی ربوبیت تبیین شده، با یکپارچگی خانه، مدرسه، مسجد(مراکز حکمت بنیان) و دانشگاه(شبکه مراکز حکمت بنیان) معین می شود که در کانون آن، دانشگاه حکمت بنیان قرار دارد که غایت آن، منظومه حکمت بنیاد و انسان تراز مهدویت در نظم نوین جهانی است. در این مقاله با رویکردی بنیادین و روشی تحلیلی _ اجتهادی، نظام تعلیم و تربیت حکمت بنیاد را در مسیر تربیت انسان تراز مهدویت در هندسه نظم نوین جهانی معرفی می کند.
۶۱۱۹.

انسان کامل از دیدگاه مکتب بریلویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۶
عرفان، طریقتی مشترک در میان اقوام و مذاهب موجود در جهان است که موضوع آن معرفتِ حقیقت بر پایه اشراق، کشف و شهود باطنی است. بریلویه، یکی از مکاتب مهم عرفانی در شبه قاره هند است که جز موارد اندکی، زوایای عرفانی آن تاکنون مورد توجه عرفان پژوهان قرار نگرفته است و این در حالی است که عرفان و تصوف از درخشان ترین وجوه مشترک فرهنگی دو تمدن ایران و هند است. این نوشتار بر آن است تا ابتدا مفهوم انسان کامل در بریلویه را مورد بررسی قرار دهد، آنگاه نقش انسان کامل در خودسازی و تصفیه باطن را معرفی نماید و این بیان می تواند در ساحت عرفان و تصوف آموزنده و ثمربخش باشد. نوشتار پیش رو، با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای درصدد پاسخگویی به این سوالات است: دیدگاه عرفان اسلامی نسبت به انسان کامل چگونه است؟ مقصود از انسان کامل در عرفان بریلوی کیست؟ پیوند و هم بستگی فضایل اخلاقی و انسان کامل در عرفان بریلوی چگونه است؟ یافته های پژوهش مبتنی بر آثار بزرگان بریلوی نشان می دهد، مظهر تام انسان کامل، حضرت ختمی مرتبت می باشد که مظهر نمایاندن کمالات حسنای حضرت حق، مرکز تجمیع تمام مراتب وجود و موطن تجلی اسم اعظم است و به سبب همین مظهریت تامه، استحقاق خلافت و استعداد وساطت فیوضات الهی را یافته است.
۶۱۲۰.

بازپژوهی فقهی حقوقی حکم وضعی و تکلیفی پزشک در سقط جنین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۳
سقط جنین ممکن است به انگیزه پنهان کردن عمل شنیع زنا و حفظ آبروی خانواده، انگیزه نجات دادن مادر درصورتی که ادامه حاملگی حیات مادر یا حیات جنین و مادر را تهدید کند، پیشگیری از انتقال بیماری های خونی مانند بیماری هموفیلی، رهایی از به وجودآمدن کودک ناقص الخلقه، پیشگیری از سرایت صفات ارثی و... باشد. حکم شرعی پزشک را از دو منظر قابل مطالعه است. نخست حکم وضعی و مسئولیت پزشک در سقط جنین بوده که بر اساس علم و جهل، مهارت و عدم مهارت داشتن پزشک متفاوت است. دوم، حکم تکلیفی پزشک است که بر اساس انگیزه های اسقاط جنین تفاوت دارد. در این راستا حکم تکلیفی و مسئولیت یا رفع مسئولیت پزشک منوط به مشروعیت و عدم مشروعیت سقط است. به نظر بعضی از فقها باید علل و اسباب ضروری بودن اسقاط جنین به طور قطع ثابت شود و نتایج مترتب بر آن یقینی و ملاک و مصلحتی که از آن استفاده می شود بر ملاک و مصلحت ممنوع بودن برتری داشته باشد. از این رو شناخت حکم وضعی و تکلیفی پزشک در موارد پیش گفته و مسئولیت های مترتب بر آن لازم انگاشته می شود. نوشتار حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی مسئولیت سقط جنین توسط پزشک و کادر پزشکی در موارد متعدد را مورد بررسی قرار داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان