فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۳۴۱ تا ۱۷٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
افرادی که از لحاظ اجتماعی دچار آسیب هستند از جمله معتادان به موادمخدر، عموماً دارای مهارت های سطح پایینی برای مقابله با مسائل زندگی و چالش های موجود اجتماعی هستند. این افراد به دلیل عدم دانش و مهارت لازم و همچنین کثرت مسائل و دشواری های زندگی، نتوانسته اند در موقعیت های مختلف و دشوار زندگی تصمیمات مناسب و مؤثر اتخاذ و یا راهکار سازشی مطلوبی را انتخاب کنند. به همین دلیل به عنوان یکی از عوامل اساسی پیشگیری از اعتیاد و آسیب های اجتماعی، آگاه سازی و آموزش مهارت های زندگی کمک می کند که در جهت پیشگیری و سلامت اولیه و بازتوانی بیماران گامی مهم برداشته شود. در این مقاله انواع مهارت های زندگی و نقش مؤثر آن ها در پیشگیری از آسیب های اجتماعی به خصوص اعتیاد و همچنین پژوهش های انجام شده مرور شد. در مجموع می توان گفت که آموزش مهارت های زندگی در دوره های مختلف زندگی می تواند راهکار مناسبی برای پیشگیری از اعتیاد باشد. لازم است موضوع آموزش مهارت های زندگی به صورت کاربردی در سنین مختلف بیش از پیش مورد توجه مسئولین قرار گیرد و از این طریق گامی مهم در پیشگیری از اعتیاد برداشته شود.
مقایسه تاب آوری و رضایت زناشویی بین معتادین ترک کننده در مراکز اقامتی میان مدت، معتادین تحت درمان با متادون و افراد عادی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاب آوری و رضایت زناشویی بین معتادین مقیم در مراکز اقامتی میان مدت، معتادین تحت درمان با متادون و افراد عادی بود. روش پژوهش علّی- مقایسه ای بود. تعداد 120 شرکت کننده (هر گروه 40 نفر) به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه های تاب آوری کانر و دیویدسون و رضایت زناشویی انریچ استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در متغیرهای تاب آوری و خرده مقیاس های رضایت زناشویی بین افراد مقیم در مراکز اقامتی میان مدت، افراد تحت درمان با متادون و افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد. بیشترین تفاوت در خرده مقیاس رضایت زناشویی و کمترین تفاوت در خرده مقیاس روابط جنسی بوده است. افراد عادی در مورد هر دو متغیر نسبت به دو گروه دیگر در سطح بالاتری قرار داشتند. در مجموع نتایج حاکی از مشکلات زناشویی افراد معتاد تحت درمان است که در روند بهبود باید در نظر گرفته شود. همچنین تاب آوری ضعیف درافراد معتاد نیز باید با برنامه های آموزشی ارتقا داده شود.
جایگاه الگوهای نژادی در ضمیر ناخودآگاه جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرایط محیطی و زیستی بشر طی سالیان متمادی سبب ایجاد تغییراتی در رفتار و ادراک انسان ها، همانند تغییرات جسمی شان، در راستای سازگاری بیشتر آن ها با محیط پیرامونشان گشته است. این سازگاری های رفتاری و ادراکی که حاصل رسوب تجارب انسان های گذشته بوده مانند الگوهای از پیش تعین شده بر ادراک و رفتار ما تأثیرگذارند، الگوهایی که از طریق عمل وراثت به نسل های آینده منتقل شده و در صورت اشتراک بین همه انسان ها کهن الگو خوانده می شوند. درواقع ضمیر ناخودآگاه جمعی به عنوان بخشی از ذهن، محل ذخیره و انباشته شدن تجارب و خاطرات نسل های گذشته بشر می باشد که حاوی این صفات سازگار یافته روح و روان است. آنچه تاکنون در پژوهش های روانشناسی به آن پرداخته شده، الگوهای مشترک میان همه انسان ها است؛ اما ازآنجاکه ایجاد این سازگاری ها بسته به شرایط زیستی بشر بوده و این شرایط برای جوامع مختلف به شدت متفاوت است، لذا آیا نمی توان از الگوهایی که مختص به جوامع مختلف بشری هستند نیز گفته شود؟ جهت بررسی این سؤال در پژوهش حاضر از روش قیاسی و مطالعات کتابخانه ای بهره گرفته شده است. یافته های ما فرضیه پژوهش را مبنی بر وجود الگوهای مختص به جوامع مختلف در کنار الگوهای جمعی موجود در ضمیر ناخودآگاه بشر است را تائید می کند؛ یعنی الگوهایی در ضمیر ناخودآگاه جمعی ذهن افراد هر نژاد وجود دارند که خاص همان نژاد بوده و عام همه انسان ها نیستند. لذا توصیه می گردد در بهره گیری از ضمیر ناخودآگاه به این الگوها به عنوان ذخایر تجارب بشر در یک محیط خاص نیز بهره گرفته شود.
روش های چندگانه هدفمند نقاشی در جهت بهبود توجه کودکان بر مبنای بازی های رایانه ای دیددرمانی و آرای گریفیتس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دیددرمانی در حوزه درمان نقص توجه/ بیش فعالی با تمرین های ویژه در جهت بهبود توانایی مغز در کنترل همگرایی چشم، تمرکز چشمی، حرکات چشم موثر عمل می نماید. این شیوه درمانی بیشتر با استفاده از برنامه های رایانه ای اجرا می شود بدین صورت که ترکیب خاصی از محرک های دیداری را در الگوهای ویژه ارائه می کند . هدف از این پژوهش بررسی شیوه های نقاشی درمانی مبتنی بر بازی های رایانه ای طراحی شده در جهت اهداف دیددرمانی بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد روانشناسی شناختی- رفتاری و هنردرمانی گروهی موضوع محور، صورت گرفته است. نتایج پژوهش، تاثیر شیوه های نقاشی درمانی مبتنی بر تداوم و تغییر توجه در طی مراحل چندگانه هدفمند، که براساس اهداف دیددرمانی طراحی شده اند؛ را نشان می دهد. شیوه مذکور از طریق افزایش هماهنگی چشم و دست، افزایش درک تناسبات و دقت در جزئیات، افزایش تعقیب و تمرکز چشمی و جلوگیری از جابه جایی زیاد چشم افزایش تمرکز چشمی و در نتیجه بهبود نقص توجه کودک را منجر می شود.
فراتحلیل کیفی مقالات پژوهشی حوزه «تعامل والد-نوجوان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به شناختی کیفی پیرامون آن دسته از مقالات علمی سامان یافته است که طی حدود دو دهه اخیر به طور مستقیم یا غیرمستقیم به مسئله «تعامل والد-نوجوان» در جامعه ایرانی پرداخته اند. در این راستا، فراتحلیل کیفی مقالات این حوزه در دو بعد روش شناختی و محتوایی بر روی 56 مقاله اجرا شد که از بانک های مقالات علمی استخراج گردیده بودند. طبق نتایج این پژوهش، بیش از 93% از پژوهش ها با هدف تبیین و تنها 7% با هدف توصیفِ پدیده ای به نام «تعامل والد-نوجوان» به پژوهش پرداخته اند. هم چنین بیش از 50% از مقالات یادشده، جامعه آماری مورد پژوهش خود را شهرهای تهران، مشهد، شیراز و اصفهان اعلام کرده و نیز تعداد مقالاتی که تنها بر روی دختران نوجوان کار کرده اند تقریباً پنج برابرِ آن هایی است که بر روی پسران نوجوان کار کرده اند. درنتیجه به نظر می رسد شاهد نوعی سوگیری این مطالعات به سوی نوجوانان دختر در شهرهای بزرگ ایران هستیم. همچنین تحلیل محتوای کلیدواژه های مقالات، در بعد محتوایی، حاکی از این است که تنها 6% از پژوهش ها به ابعاد اجتماعی تأثیرگذار بر «تعامل والد-نوجوان» پرداخته اند و حدود 40% از پژوهش ها نیز نوجوانی را وضعیتی آسیب شناختی در نظر گرفته اند که توسط مداخله تربیتی والدین بایستی مرتفع گردد. در نهایت ضمن بحث درباره ی پیش آیندها و پس آیندهای «تعامل والد-نوجوان»، انتقاداتی به رویه حاکم بر مقالات این حوزه صورت گرفت و پیشنهاداتی جهت رفع این مشکلات ارائه گردید.
اعتیاد در نوجوانان: مروری بر مباحث عصب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود پیشرفت های زیادی که در فهم عوامل زیستی و عصب شناختی دخیل در اعتیاد صورت گرفته، این اختلال همچنان یک مشکل سلامت عمومی عمده است که با رنج فردی و اجتماعی همراه است و بار زیادی برای فرد، خانواده و جامعه در پی دارد. احتمال شروع رفتارهای اعتیادی در طول دوره نوجوانی بیشتر از هر دوره سنی دیگر است. مسیرهای تحولی متفاوت مغزی در دوره نوجوانی که شامل مناطق قشری و زیر قشری است از جمله عواملی است که می تواند نوجوانان را نسبت به سایر گروه های سنی مستعد رفتارهای پر خطر از جمله رفتار های اعتیادی کند. بنابراین مطالعات بیشتر در زمینه فهم و شناسایی عوامل زیستی و عصب شناختی دخیل در اعتیاد نوجوانان که منجر به ایجاد راهبردهای پیشگیری و درمانی می شود، ضروری است. در مقاله حاضر، مروری بر مدل های زیستی اعتیاد، تحولات مغزی مربوط به دوره نوجوانی و تاثیرات مصرف مواد بر مغز با هدف یکپارچه سازی فهم و درک اعتیاد در نوجوانان صورت گرفته است. مرور ادبیات پژوهش نشان دهنده آن است که عدم توازن بین سرعت تحول مناطق مغزی قشری پیش پیشانی و مناطق زیر قشری مربوط به پاداش از عوامل دخیل در افزایش آمادگی نوجوانان برای ابتلا به رفتارهای اعتیادی است و مصرف مواد در نوجوانی، خود می تواند منجر به تغییرات مغزی شود که احتمال بروز اعتیاد و سوء مصرف مواد در سال های بعدی زندگی را افزایش می دهد.
بررسی نقش واسطه ای اضطراب امتحان در ارتباط اهمال کاری با رفتارهای پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم اضطراب امتحان در بروز برخی از رفتارهای پرخطر، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اضطراب امتحان در ارتباط بین اهمال کاری با رفتارهای پرخطر بود. روش: طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 96-1395 بود که تعداد 320 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شدند. از مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984)، پرسشنامه اضطراب امتحان ابوالقاسمی و همکاران (1375)، و مقیاس رفتارهای پرخطر برنر، کان و مک مانوس (2002)، برای گردآوری داده ها استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه متوالی همزمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی نشان داد که اضطراب امتحان می تواند به صورت معناداری نقش واسطه ای در ارتباط بین اهمال کاری با رفتارهای پرخطر ایفا کند (0/01 > p ). نتیجه گیری: اضطراب امتحان می تواند همراه با اهمال کاری، زمینه ای برای بروز رفتارهای پرخطر فراهم کند؛ بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعه رفتارهای پرخطر به نقش پیش بین این عوامل توجه ویژه ای گردد.
نقش میانجی تعارض معلم- شاگرد در رابطه بین مسولیت پذیری و فرسودگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش آموزان در فرایند یادگیری، به دلیل استرس، فشار درسی و یا دیگر عوامل روانی، حالتی از خستگی عاطفی، تمایل به زوال شخصیت و احساس موفقیت شخصی پایین را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط علّی فرسودگی تحصیلی و مسئولیت پذیری تحصیلی با نقش میانجی گری تعارض معلم- شاگرد در دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی و داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان سال دوم مقطع متوسطه شهر تهران بود که از میان آنان 400 نفر به صورت نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان و پرسشنامه تعارض معلم- شاگرد بود. نتایج پژوهش نشان دادمدل پژوهش برازندگی قابل قبولی با داده ها دارد. تأثیر مستقیم مسئولیت پذیری تحصیلی و تعارض معلم- شاگرد بر فرسودگی تحصیلی در سطح 01/0 معنادار بود و تأثیر غیر مستقیم مسئولیت پذیری تحصیلی با میانجی گری تعارض معلم- شاگرد بر آن در سطح 05/0 معنادار بود.این مدل می تواند رابطه بین مسولییت پذیری و فرسودگی تحصیلی را با میانجی گری تعارض معلم- دانش آموز را به خوبی پیش بینی کند و به منظور پیشگیری مورد استفاده قرار گیرد.
اثر بخشی برنامه آموزشی توانمندسازی روانشناختی بر مبنای نظریه روانشناسی فردی آدلر بر درماندگی آموخته شده زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، تعیین اثربخشی برنامه آموزشی توانمندسازی روانشناختی بر مبنای نظریه روانشناسی فردی آدلر بر درماندگی آموخته شده زنان سرپرست خانوار است. از این جهت، این پژوهش به روش نیمه آزمایشی انجام شد و طرح آن از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد استان همدان بودند؛ که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 30 نفر، و با توجه به ملاک های پژوهش، به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه درماندگی آموخته شده (LHS) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس تک متغیره استفاده گردید، که در ابتدا شرایط استفاده از این آزمون مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت، سپس از آن استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می داد که برنامه آموزشی توانمندسازی روانشناختی بر کاهش درماندگی آموخته شده زنان سرپرست خانوار(با احتمال 007/0>P) تأثیر دارد و آزمون پیگیری نیز همان را تأیید نمود. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، توانمندسازی روانشناختی فرایند قدرت بخشیدن به افراد است که به آنها کمک می شود تا احساس توانایی و شایستگی خویش را بهبود بخشند و بر احساس ناتوانی و درماندگی غلبه کنند. از این جهت پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی توانمندسازی زنان نیز به عنوان یکی از برنامه های مؤثر در دستور کار کمیته امداد و سایر نهادهای حمایتی قرار گیرد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی در دختران سخت شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف عمده پژوهش حاضر بررسی «اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی در دختران سخت شنوا» بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل نابرابر و پیگیری بعد از یک ماه بود. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری در دسترس از کلیه دختران سخت شنوای کانون ناشنوایان شهر مشهد، در محدوده سنی ۲۹ ۱۸ سال به کمک پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانور (SPIN) و پیامدهای رویدادهای منفی اجتماعی (CNSEQ)۱۶ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه ۸ نفر) جایگزین شدند. در این روش، گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه، تحت درمان شناختی- رفتاری گروهی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. در پایان برای بررسی فرضیه های پژوهش، داده های جمع آوری شده از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از تحلیل کواریانس چند متغیره به کمک نرم افزار spss_ 22 مورد تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد که درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی، بر اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی (خود ارزیابی منفی و ادراک ارزیابی منفی توسط دیگران) دختران سخت شنوا تأثیر معنی داری دارد(01/0>p). همچنین مداخله توانست اثربخشی خود را مرحله پیگیری بر روی اضطراب اجتماعی و خود ارزیابی منفی حفط کند اما بر ادراک ارزیابی توسط دیگران در بلند مدت کارایی آن موفق نبود.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های پُرخوری، افسردگی و تَن انگاره در مبتلایان به پُرخوری عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:پُرخوری عصبی نوع خاصی از اختلالات خورد و خوراک است که با مواد غذایی و تَن انگاره فرد رابطه دارد. لذا پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های پُرخوری، افسردگی و تَن انگاره در مبتلایان به پُرخوری عصبی انجام شد. روش:تحقیق از نوع نیمه تجربی با طرح پژوهش پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به پُرخوری عصبی از مراجعه کنندگان به مرکز روان پزشکی فارابی کرمانشاه بود؛ براساس معیارهای ورود به پژوهش، تشخیص روان پزشک و پرسشنامه های عادات خوردن (EHQ)، شدت پُرخوری (BES)، نگرانی از تَن انگاره (BIS)، و افسردگی بِک- فُرم کوتاه بیمارانی که دارای بالاترین نمرات بودند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به گروه های آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه مداخلة درمانی 120 دقیقه ای طی دو جلسه در هفته را دریافت نمود؛ اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. اطلاعات به دست آمده با تحلیل کوواریانس چندمتغیریتحلیل شد. یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد کهتفاوت معناداری بین گروه های آزمایش و گواه در کاهش شدت نشانگان پُرخوری عصبی و عادات خوردن وجود دارد. همچنین، در تَن انگاره و افسردگی تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده گردید. نتیجه گیری:با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش نشانگان پُرخوری عصبی، افسردگی و بهبود تَن انگاره در افراد تحت درمان شده است. استفاده از این روش درمانی برای مبتلایان به پُرخوری عصبی در جامعه بیماران پیشنهاد می شود.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی، درمان دارویی با بوسپیرون و درمان ترکیبی در بهبود علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال اضطراب فراگیر با توجه به سیر مزمن، شیوع زیاد و همبودی بالای با سایر اختلال های روانشناختی، به عنوان یکی از مهم ترین اختلال های ناتوان کننده بزرگسالان مطرح شده است و پرداختن به روش های درمانی مؤثر و اقتصادی تر برای این اختلال سودمند و ضروری است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عدم تحمل بلاتکلیفی، بوسپیرون و درمان ترکیبی عدم تحمل بلاتکلیفی با بوسپیرون در بهبود علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. در یک کارآزمایی بالینی با پیش آزمون و پس آزمون، از بین مراجعه کنندگان به مراکز و کلینیک های روانشناختی و روانپزشکی شهر تهران، 24 بیمار مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه درمان عدم تحمل بلاتکلیفی، بوسپیرون (60-5 میلی گرم در روز) و ترکیبی جایگزین شدند. داده ها در مرحله قبل و بعد از مداخله از طریق مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GADS-7)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS)، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ)، پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) و مقیاس سازگاری اجتماعی و شغلی (WSAS) گردآوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری کروسکال والیس، U من ویتنی و تحلیل کوواریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد کههر دو درمان عدم تحمل بلاتکلیفی و ترکیبی در مقایسه با بوسپیرون منجر به کاهش علائم اختلال اضطراب فراگیر، عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، افسردگی و افزایش سازگاری اجتماعی- شغلی شدند (01/0> p). نتایج آزمون U من ویتنی و تحلیل کوواریانس یک طرفه نیز نشان دادند که بین اثربخشی درمان عدم تحمل بلاتکلیفی و ترکیبی تفاوت معناداری وجود نداشت. نتایج این پژوهش در کل نشان داد که درمان عدم تحمل بلاتکلیفی و ترکیبی در بهبود علائم اختلال اضطراب فراگیر مؤثرتر از بوسپیرون (60-5 میلی گرم در روز) هستند. با این وجود، به نظر می رسد افزودن دارو (بوسپیرون) به درمان عدم تحمل بلاتکلیفی منجر به بهبودی بیشتر بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نمی شود.
بررسی رابطه ی بهزیستی روان شناختی با جهت گیری مذهبی و بخشش در دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۲
20-30
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: با توجه به ظهور رویکرد مثبت نگر به سلامت روانی در سال های اخیر، بهزیستی روان شناختی، که معیاری برای رشد استعدادهای واقعی هر فرد محسوب می شود، توجه مجامع علمی را به خود جلب کرده است؛ به همین دلیل، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن دارای اهمیت اساسی است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بهزیستی روان شناختی با جهت گیری مذهبی و بخشش در دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی؛ و جامعه ی آماری شامل همه ی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1394 است، که از میان آنان 150 دانشجو ( نمونه ی پژوهشی) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه ی بهزیستی روان شناختی ریف، پرسش نامه ی جهت گیری مذهبی آلپورت و مقیاس بخشش والکر و گارسوخ، جمع آوری؛ و با روش های آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که بین بهزیستی روان شناختی با جهت گیری مذهبی درونی و بخشش رابطه ی مثبت معنادار؛ و همچنین بین بهزیستی روان شناختی و جهت گیری مذهبی بیرونی رابطه ی منفی وجود دارد (01/0>P). نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که مد نظر قراردادن جهت گیری مذهبی و تلاش برای ارتقای بخشش در دانشجویان، می تواند زمینه ساز ارتقای بهزیستی روان شناختی آنان شود.
اثربخشی آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی در فزون کاری خبرنگاران دارای تنیدگی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۱
45-60
حوزههای تخصصی:
خبرنگاری همیشه به عنوان حرفه ای مطرح بوده که با تنیدگی زیادی همراه است. درگیری زیاد با کار و اشتغالات فاعلی می تواند عامل تنیدگی خبرنگاران باشد که هم برای افراد و هم برای سازمان نتایج منفی در بر خواهد داشت در این راستا برنامه مدیریت تنیدگی لرن یک مداخله کامل محسوب شده و می تواند از فزون کاری خبرنگاران جلوگیری کند لذا این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی در فزون کاری خبرنگاران دارای تنیدگی شغلی در غالب طرح پژوهشی شبه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) پرداخته است. نمونه مورد نظر متشکل از 30 نفر خبرنگاران پر تنیدگی داوطلب از خبرنگاران خبرگزاری فارس شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. جلسات طی 18 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی اجرا شد و آزمودنی ها به پرسش نامه فزون کاری ( WART ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که آموزش مدیریت چندوجهی تنیدگی لرن به صورت معناداری روی فزون کاری تأثیر دارد (0/01 p< ). همچنین بین گروه آزمایش و گروه گواه در نمرات حاصل از خودکارآمدی، گرایش های اجباری، مهار و ارتباطات ضعیف/ خودجذبی تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود دارد (0/01 p< ). بنابراین برنامه آموزشی مدیریت چندوجهی تنیدگی می تواند با توانش جرأت ورزی برای نپذیرفتن تقاضای شغلی خارج از توان خود، اصلاح باورها، شناخت ها و بازخوردهای نادرست، احساس تسلط بیشتر بر محیط و یافتن حمایت های اجتماعی شاخصه های فوق را بهبود ببخشد.
اثربخشی مداخله های روانشناختی خانواده- محور در رواندرستی و رضامندی زوجیت زنان باردار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۱
61-84
حوزههای تخصصی:
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که توانمندسازی خانواده، به گونه ای است که نقش خانواده در قالب گروه بتواند اعضایش را در موقعیت های مختلف زندگی به شکل های گوناگون دچار تحول کرده و به سطحی از رضامندی برساند. پس الگوسازی مبتنی بر سازوکارهای روانشناختی خانواده می تواند در تغییر و ایجاد رواندرستی و رضامندی زوجین از طریق برنامه های آموزشی خانواده محور مؤثر باشد. بنابراین بی توجهی به این مسأله می تواند بار زیادی از مشکلات را بر فرد و جامعه تحمیل کند. از این رو بررسی متغیرهای روانشناختی می تواند به فهم بهتر تأثیر مداخلات خانواده محور و افزایش رواندرستی اعضای خانواده و رضامندی زوجین بینجامد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی کارآمدی مداخله روانشناختی خانواده محور بر رواندرستی و رضامندی زوجیت مادران باردار شهر تهران بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری را کلیه زنان باردار سه ماه اول تشکیل می دادند که برای مراقبت های دوران بارداری به بیمارستان مدائن تهران مراجعه نمودند، که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس30 مادر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مداخله ای و گواه جایگماری شدند. مادران مقیاس رضامندی زوجیت افروز و رواندرستی را در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. سپس آموزش روانشناختی خانواده- محور برای گروه مداخله در مدت 16 هفته و هر جلسه120 دقیقه ای ارائه شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس چندمتغیره (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آموزش روانشناختی بر افزایش رواندرستی و رضامندی مادران باردار گروه مداخله ای نسبت به گروه گواه بود (0/05> P ). نتایج: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که، آموزش مادران می تواند تأثیر به سزایی در بهبود شاخص های متعدد باروری، بارداری و نیز سلامت نوزاد به شکل مثبت داشته باشد.
شگفتی های فیزیولوژی انسانی از دیدگاه توحید مفضّل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳
109-124
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: انسان؛ یکی از پیچیده ترین مخلوقاتی که نمود «فتبارک الله احسن الخالقین» است، موضوع بسیاری از علوم قرار گرفته است. یکی از علومی که به بررسی انسان ازجهت عوامل رشد و حیات و چگونگی فعالیت اعضای بدن می پردازد، «فیزیولوژی» است. از سوی دیگر بررسی انسان از این منظر در علوم دینی اسلامی هم صورت گرفته است و منابع مختلف دینی ازجمله قرآن و کتب باقی مانده از معصومان و بزرگان دینی نیز به آن پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش رسیدن به دیدی جامع نسبت به امکان تطابق علم با دین و درک جدانبودن این دو مقوله از یکدیگر است. روش کار: روش این پژوهش تطبیق و تحلیل مطالب و مراجعه به کتابخانه است و برای اجرای آن، از کتاب های مختلف حوزه ی علوم اسلامی و کتب مربوط به دانش فیزیولوژی و پزشکی و مقالات حوزه ی دینی و پزشکی استفاده شده است. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بسیاری از مواردی که در حوزه ی علم فیزیولوژی و پزشکی به آنها اشاره شده، بزرگان دین اسلام، به ویژه امامان معصوم (ع) که دارای علم الهی و عصمت بالغه هستند نیز به آنها اشاره کرده اند، که با علوم روز منطبق است. نتیجه گیری: بحث مقایسه یی درباره ی علم فیزیولوژی در دو حوزه ی علوم تجربی و دینی، نشان می دهد که دین (منبعی که دارای آموزه های وحیانی است)، با علم تجربی منطبق است و در حوزه ی علوم تجربی نیز حرفی برای گفتن دارد. این امر موجب می شود در حوزه ی ارتباط علم و دین به تعارض های کامل بین این دو مقوله قائل نباشیم و ارتباط بین این دو را بپذیریم که این امر منجر می شود در بُعد پزشکی، فیزیولوژی و علوم تجربی عقاید دینی را مؤثر بدانیم و گام های بلندی برای ارتباط تنگاتنگ بین آنها برداریم
اثربخشی آموزش شکوفایی بر کاهش پریشانی روان شناختی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:با توجه به مطرح شدن روان شناسی مثبت گرا در سال های اخیر، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مبتنی بر روان شناسی مثبت گرا و به طور ویژه آموزش شکوفایی بر کاهش پریشانی روان شناختی بود. روش:به منظور نیل به هدف پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۴۰۰ نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان رضوی منطقه ۱۲ شهر تهران بود. ابتدا از تمامی دانش آموزان، مقیاسDASS به عمل آمد و تعداد ۴۰ نفر که بیشترین نمره را در مقیاس DASS کسب کرده بودند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گروه آزمایش، آموزش شکوفایی در ۸ جلسه دو ساعته (هفته ای دو جلسه) اجراء شد، اما گروه کنترل هیچ نوع درمانی دریافت نکرد. داده ها با آزمون تحلیل چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها:نتایج آزمون کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان داد که آموزش شکوفایی موجب کاهش افسردگی، اضطراب و استرس دانش آموزان گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل شده است. نتیجه گیری:استفاده از روان شناسی مثبت گرا و به طور ویژه آموزش شکوفایی می تواند در کاهش افسردگی، اضطراب و استرس دانش آموزان دبیرستانی مؤثر واقع شود. لذا استفاده از این روش راهی مؤثر در کاهش پریشانی روان شناختی دانش آموزان است.
اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش به تغذیه در نوجوانان دارای اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش به تغذیه در نوجوانان دارای اختلال خوردن بود. روش: تعداد 20 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی به صورت تصادفی هدفمند انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از یک طرح آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه، گروه آزمایشی طی 9 جلسه تحت آموزش مدیریت استرس و آرام سازی قرار گرفت در حالی که در این مدت گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش آزمون پس آزمون با استفاده از پرسشنامه Eat-26 مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کُوواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه در پیش آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد اما آموزش مدیریت استرس و آرام سازی در گروه آزمایش نمرات نگرش به اختلالات تغذیه را به طور معنا داری کاهش داد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش اختلالات تغذیه در نوجوانان بود.
اثربخشی برنامه آموزش شادی بر کاهش استرس، اضطراب، افسردگی و علایم میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: میگرن از جمله بیماریهای ناتوان کننده دنیای امروز است. از جمله مهمترین علل روانشناختی آن میتوان به افسردگی، استرس و اضطراب اشاره نمود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش درمان روانشناختی ""آموزش شادی فوردایس"" بر کاهش استرس، اضطراب، افسردگی و علائم میگرن مبتلایان است. روش : پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به میگرن شهر تهران بود که در سال 1394 برای درمان به متخصصان مغز و اعصاب مراجعه کرده بودند که از بین آنها 40 نفر در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (20 نفر در هر گروه) گمارده شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه DASS-21، پرسشنامه سردرد میگرن اهواز و بسته آموزش شادی به شیوه فوردایس بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری و یک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که روش آموزش شادی فوردایس منجر به کاهش معنادار علائم میگرن، افسردگی و استرس در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده، اما تغییر نمرات اضطراب گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل معنادار نبوده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهشی نشان می دهند که برنامه آموزش شادی فوردایس با کاهش افسردگی و استرس منجر به کاهش علائم میگرن در افراد مبتلا به میگرن خواهد شد.
هراس اجتماعی و تاثیر آن بر اعتیاد به موادمخدر
حوزههای تخصصی:
افزایش اعتماد به نفس اجتماعی قدم مهمی در راه پیشگیری از اعتیاد به موادمخدر قلمداد می شود. می توان از اعتماد به نفس به عنوان یک عامل کلیدی در راستای مقابله با "هراس اجتماعی" و کاهش اعتیاد به موادمخدر استفاده کرد. اضطراب و کاهش اعتماد به نفس اجتماعی خود از دلایل کم رنگ شدن شناخت منابع و بالا رفتن انگیزه های گرایش به موادمخدر است. یکی از مسائل مهم اجتماعی افزایش عزت نفس افراد و کاهش میزان گرایش به موادمخدر، مقابله با فوبیای اجتماعی، بخصوص در طیف سنی جوانان است. برای پیشگیری از ورود معضل موادمخدر در جامعه، احداث یک «پایگاه واکسیناسیون اجتماعی» لازم و ضروری است. این پایگاه با تزریق اعتماد به نفس و کاهش تب اضطراب اجتماعی در درون خانواده (و رفتار پرستاری اجتماعی ملازم با این نگرش ) عمل خواهد کرد. در مقاله حاضر روش های پیشگیرانه اعتیاد با نگاه اولویت بندی با استفاده از نظریه "تبادل اجتماعی" نظریه برچسب زنی"، "نظریه هراس اجتماعی"، "بدیل های اجتماعی" "دو راهی اجتماعی"، "عادت واره های فردی"، "سبک زندگی،" پارادایم های رفتاری"، "از خود بیگانگی و "کارکردگرایی مرتن" مرور می شود. پژوهش حاضر نگاه پیشگیرانه به اعتیاد و تاثیر هراس اجتماعی در این مسیر با استفاده از نظریه های جامعه شناختی است. این تحقیق از نوع توصیفی و کتابخانه ای است و در آن سعی شده استکه علاوه بر بسط و بهبود نظریه های موجود، از زاویه ای تازه و از منظر اجتماعی به اعتیاد پرداخته شود. می توان گفت که هراس اجتماعی باعث تضعیف نمودن شقوق اصلی سرمایه اجتماعی یعنی "اعتماد" و "شادی اجتماعی" می شود. هراس اجتماعی به تدریج با سست کردن پایه های سرمایه اجتماعی موجی از بی اعتمادی فردی و گروهی را در جامعه بوجود می آورد. این بی اعتمادی ها منجر به ضعف اراده فردی و افسردگی اجتماعی و سپس گرایش به موادمخدر می شود. مفهوم اضطراب اجتماعی چون با افسردگی و کسالت همراه است، باعث تمایل به مصرف موادمخدر در جامعه (بخصوص در جوانان) می شود. بنابراین، فرد بر سر یک "دو راهی اجتماعی" قرار می گیرد که بر حسب ذایقه و وضعیت خلق و خوی فعلی، گرایش و مسیر مطلوب خود را انتخاب می نماید.