ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۴۴۱.

اثربخشی آموزش داستان نویسی بر عزت نفس و معنای زندگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش داستان نویسی بر عزت نفس و معنای زندگی در بین نوجوانان بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و مقایسه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان پسر 14 ساله شاغل به تحصیل در مدارس زیرمجموعه اداره آموزش و پرورش منطقه کامفیروز در استان فارس بود که تعداد 30 نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. سپس آزمودنی ها در محدوده زمانی آبان تا آذر سال 1402 طی 8 جلسه 90 دقیقه ای در کلاس درس فرهنگ و هنر، مورد آموزش گروهی هنر داستان نویسی توسط معلم مجرب در این زمینه قرار گرفتند. آزمودنی های این پژوهش در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری پس از 45 روز از اتمام پژوهش با استفاده از مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) و معنای زندگی استگر (2006) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش هنر داستان نویسی باعث افزایش عزت نفس و تأثیر مثبت بر میزان معنای زندگی اعم از وجود معنا و جست وجوی معنا در بین نوجوانان می شود.
۴۴۲.

مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری: نقش واسطه ای خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان 15 تا 18 ساله شهر بهبهان در سال 1402-1403 بود که از بین آنها تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، خودکارآمدی عمومی شوارزر و جروسالم (1995)، رابطه دانش آموز با والدین پیانتا (2011)، رابطه دانش آموز با همسالان هادسون (1992) و رابطه دانش آموز با معلمان موری و زوواک (2011) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSSV19 و AMOSV20 استفاده شد. نتایج نشان داد متغیرهای رابطه دانش آموز با والدین (188/0-b=)، همسالان (194/0-b=)، معلمان (166/0-b=) و خودکارآمدی (193/0-b=) اثر مستقیم، منفی و معنا داری بر قلدری در مدرسه دارند (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که رابطه دانش آموز با والدین (067/0-b=)، همسالان (042/0-b=) و معلمان (029/0-b=) با میانجی گری خودکارآمدی اثر غیرمستقیم، منفی و معنا داری (01/0>P) بر قلدری در مدرسه دارند. در نهایت می توان گفت که مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و از این رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روان شناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای خودکارآمدی و روابط دانش آموز با والدین، همسالان و معلمان و کاهش قلدری در مدرسه کمک نماید.
۴۴۳.

روابط ساختاری خود بزرگ بینی با تجارب آسیب زای دوران کودکی: نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند تأثیرات بلندمدتی بر ویژگی های شخصیتی و رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و ویژگی خودبزرگ بینی، با نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. نمونه ای به حجم ۳۹۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه قلدری سایبری آنتیادو و همکاران (۲۱۰۶)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس خودبزرگ بینی راسکین و تری (۱۹۸۸) بود. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss ۲۶ و Amose24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی تأثیر مستقیم و معناداری بر قلدری سایبری (β=.51) و خودبزرگ بینی (β=58.) دارد. همچنین، قلدری سایبری تأثیر مستقیم و معناداری بر خودبزرگ بینی (β=.71) داشت. نتایج تحلیل میانجی نشان داد که قلدری سایبری نقش میانجی معناداری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و خودبزرگ بینی ایفا می کند (β=.58، P<.001). شاخص های برازش مدل (RMSEA=.063، CFI=.964) نشان دهنده تناسب مطلوب مدل بودند. نتایج پژوهش نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند از طریق افزایش رفتارهای قلدری سایبری، ویژگی خودبزرگ بینی را در نوجوانان تقویت کنند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی و مداخله زودهنگام در مورد تجارب آسیب زای دوران کودکی و طراحی برنامه های آموزشی و روان شناختی برای کاهش رفتارهای قلدری سایبری تأکید دارند.
۴۴۴.

ارتباط نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی بر نگرش به اعتیاد: میانجی گری جوّ عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۲۹
هدف از این پژوهش، بررسی نقش نگرش به اعتیاد بر اساس نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده در شهر اردبیل بود. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند. تعداد ۲۵۵ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به اعتیاد کریمی، نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، خودکنترلی هیجانی تانجی و همکاران و جوّ عاطفی خانواده برن استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نشخوار فکری بر نگرش به اعتیاد اثر مستقیم مثبت و معنادار، خودکنترلی هیجانی و جوّ عاطفی خانواده اثر مستقیم منفی و معنادار بر نگرش به اعتیاد داشتند. اثر غیرمستقیم مسیرها نشان داد که نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده بر نگرش به اعتیاد معنادار بود. با توجه به یافته ها توصیه می شود برای آشنایی و نحوه مقابله با نگرش به اعتیاد به برگزاری کارگاه و آموزش در مدارس پرداخته شود
۴۴۵.

نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوار کودکی با افسردگی در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوارکودکی با افسردگی بود. در قالب یک طرح توصیفی_ همبستگی، ۳۲۴ نفر از دانشجویان دانشگاه مراغه در سال تحصیلی 1401 - 1400 به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، شرکت کنندگان پرسشنامه تجارب ناگوار کودکی، مقیاس سطوح خودسرزنشگری، مقیاس خودشفقتی و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. برای تحلیل آماری داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل میانجی چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که تجارب ناگوار کودکی با سطوح خودسرزنشگری همبستگی مثبت، با ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت و با افسردگی همبستگی مثبت داشت. همچنین خودسرزنشگری با افسردگی همبستگی مثبت و ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی با افسردگی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت دارد. نتایج تحلیل میانجی نشان داد سطوح خودسرزنشگری و ابعاد خودشفقتی، به استثنای ذهن آگاهی، ارتباط بین تجارب ناگوارکودکی و افسردگی را به صورت جزئی میانجی گری می کنند. این یافته ها حاکی ازاین هستند که تجارب ناگوار کودکی گرچه مستقیما عامل خطری برای افسردگی هستند، اما همچنین منجر به افزایش خودسرزنشگری و نیز سه بعد منفی خودشفقتی مانند خودقضاوتی، انزوا و همانندسازی افراطی شده و برعکس منجر به کاهش دو بعد مثبت خودشفقتی مانند مهربانی با خود و انسانیت مشترک شده و آنها نیز به نوبه خود منجر به افزایش افسردگی می شوند.
۴۴۶.

مطالعه مروری چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در مشاوره و روان درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: در دهه های اخیر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفت های کلیدی فناوری، در حوزه های مختلف ازجمله سلامت روان و خدمات مشاوره ای نفوذ یافته است و با توجه به گسترش کاربردهای آن، بررسی ابعاد مختلف بهره گیری از هوش مصنوعی در مشاوره و روان درمانی ضرورت می یابد. هدف: هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در حوزه مشاوره و روان درمانی، و تحلیل پیامدهای احتمالی آن بر ساختارهای حرفه ای و انسانی این عرصه است. روش: این مطالعه از نوع مرور نظام مند بوده و با جست وجو در پایگاه های گوگل اسکالر، اسکوپوس و پاب مد در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در گام نخست، ۹۵ مقاله شناسایی گردید که پس از ارزیابی دقیق معیارهای روش شناختی، کیفیت پژوهشی و ارتباط موضوعی، ۱۴ مقاله دارای بالاترین سطح اعتبار و هم راستایی باهدف پژوهش برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هوش مصنوعی می تواند موجب افزایش دسترس پذیری خدمات، رفع محدودیت های زمانی و مکانی، ارتقای دقت تشخیص، و ارائه مدل های نوین مشاوره مجازی شود. بااین حال، چالش هایی نظیر تهدید امنیت داده ها، احتمال افشای اطلاعات شخصی، تضعیف تعامل انسانی اصیل، کمبود تحلیل های عمیق و چندوجهی، و مسائل اخلاقی و نظارتی همچنان پابرجاست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر ضرورت تدوین چارچوب های اخلاقی و فرهنگی متناسب باارزش های جامعه ایرانی، نظارت میان رشته ای متخصصان، و انجام پژوهش های کنترل شده کمی و کیفی تأکید دارد. به کارگیری هوش مصنوعی در مشاوره و روان درمانی تنها در صورتی می تواند مؤثر و انسانی باقی بماند که با ملاحظات فرهنگی، دینی و اخلاقی همساز گردد.
۴۴۷.

اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود در دانش آموختگان روان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۷
در این پژوهش اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود دانش آموختگان روان شناسی بررسی شد. طرح پژوهش آمیخته توضیحی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموختگان کارشناسی ارشد روان شناسی در شهر مشهد تشکیل می دادند. در ابتدا در یک مطالعه نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۴ جلسه ۸ ساعته آموزش درمان هیجان مدار پیشرفته را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) بود و داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. در ادامه به منظور آگاهی از تجربه زیسته افراد شرکت کننده، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و نتایج  از طریق تحلیل محتوا کدگذاری شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود شرکت کنندگان گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد (0.01>P). تحلیل مصاحبه ها نیز نشان داد که شرکت کنندگان گروه آزمایش، دریافت مداخله را بر کاهش ترس از ورود به فرایند درمانگری و افزایش آگاهی و اعتماد به نفس  موثر می دانستند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان از کارگاه آموزشی درمان هیجان مدار به منظور افزایش شفقت به خود به عنوان یک مهارت شخصی جهت آماده سازی درمانگران بهره برد.
۴۴۸.

The Role of Parental Phubbing and Ego-Resilience in Adolescents’ Tendency Toward Digital Game Addiction: A Neural Network Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۲
Aim: The growing prevalence of digital games and their potential impact on mental health highlight the need to identify protective mechanisms against possible negative effects. The present study aimed to investigate the role of parental phubbing and ego-resilience in adolescents’ tendency toward digital game addiction: a neural network approach. Method: This research employed a descriptive-correlational design. The statistical population included all male high school students (second cycle) in public schools of Karaj during the 2024 academic year. A total of 300 students were selected using a cluster random sampling method and completed the Digital Game Addiction Scale by Başol et al. (2018), the Parental Phubbing Scale by Ding et al. (2020), and the Ego-Resilience Scale by Block and Kremen (1996). The collected data were analyzed through an artificial neural network using the multilayer perceptron (MLP) approach in SPSS version 26. Results: The findings indicated that parental phubbing and ego-resilience significantly contributed to predicting digital game addiction among adolescents (p< 0.01). Neural network analysis revealed that parental phubbing positively predicted digital game addiction, whereas ego-resilience negatively predicted it. Parental phubbing emerged as the strongest predictor (100%), while ego-resilience served as a protective factor (57.8%). Moreover, the artificial neural network model accurately captured the trends and variations of digital game addiction based on these variables. Conclusion: The results demonstrated that parental phubbing and ego-resilience are critical factors in explaining adolescents’ digital game addiction. Moreover, the artificial neural network model showed high accuracy in predicting the intensity and course of this addiction.
۴۴۹.

آسیب شناسی و راهبردهای ساماندهی سازمان های مردم نهاد در مبارزه با اعتیاد در ایران: تحلیل چالش ها و فرصت های مشارکت مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: این پژوهش با هدف آسیب شناسی، تحلیل چالش ها، فرصت ها و ارائه راهبردهای ساماندهی سازمان های مردم نهاد در حوزه مبارزه با اعتیاد در ایران انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری شامل 270 نفر از مدیران، کارشناسان و روسای کمیته های تخصصی سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه مبارزه با اعتیاد بود. همه افراد این جامعه نمونه مطالعه را تشکل دادند. داده ها از طریق پرسش نامه های استاندارد و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شدند. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار تخصصی تحلیلی داده های کیفی و روش های آماری تکمیلی (آزمون های خی دو، تحلیل واریانس، و ضریب همبستگی پیرسون) برای بخش کمی صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آسیب های سازمان های مردم نهاد را می توان در سه دسته ی ساختاری، زمینه ای و رفتاری طبقه بندی کرد که بیشترین سهم مربوط به آسیب های ساختاری بود. به طور خاص، مهم ترین آسیب ها و چالش های سازمان های مردم نهاد به ترتیب شامل مشکلات و کمبود منابع مالی؛ ضعف در سیستم های پایش و ارزیابی مستمر؛ کمبود دانش، آموزش و نیروی متخصص؛ عدم توجه کافی به کیفیت برنامه ها و اثربخشی آن ها؛ و کمبود پروژه های تحقیقاتی و مطالعاتی بودند. در مقابل، فرصت هایی نظیر تقویت گفتمان مشارکت اجتماعی در مبارزه با اعتیاد، حساسیت بالای افکار عمومی نسبت به مسائل اعتیاد و پتانسیل شبکه سازی سازمان های مردم نهاد شناسایی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که سازماندهی و توانمندسازی سازمان های مردم نهاد از طریق رفع چالش ها و بهره برداری از فرصت ها، نقش حیاتی در افزایش اثربخشی تلاش های مبارزه با اعتیاد خواهد داشت. به علاوه، راهبردهایی شامل توسعه طرح های کلان ملی، ایجاد پلتفرم تبادل تجربیات، توانمندسازی سازمان های مردم نهاد، تقویت مکانیزم های نظارت و ارزیابی و همکاری بین بخشی برای مبارزه با اعتیاد پیشنهاد می شود.
۴۵۰.

شناسایی فرصت ها و تهدیدهای ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام: با تأکید بر استراتژی های سازمانی، مکانیسم های بازتوانی و شیوه های درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
هدف: پژوهش حاضر به شناسایی نقاط ضعف و نقاط قوت استراتژی های سازمانی و شیوه های درمانی انجمن معتادان گمنام پرداخت. روش: پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و اعضای انجمن با تعداد سال های پاکی بالا بود. بر اساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و با استفاده از روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته تا حد اشباع دادهها و اشباع نظری، 18 نفر انتخاب شدند. بنابراین، با استفاده از کدگذاری های پیشنهادی استراوس و کربین، تحلیل داده ها بر اساس مدل سوآت انجام شد. یافته ها: تحقق اهداف انجمن در گرو حفظ تعادل نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. علی رغم تاکید بر برابری و دموکراسی مشورتی، قهرمان پروری ایدئولوژیک شخص محور بقای سازمانی را تهدید می کند. در مقابل، کمیته محوری و تلاش برای بازتولید نظم گروهی بر اساس فهم مشترک کنشگران کارکرد مناسبی برای انجمن دارد. به علاوه، شکل گیری تعلق خاطر افراطی به انجمن، اگرچه موجب انسجام درونی شده، نوعی تعصب که مانع از اعمال تغییرات منطبق با مقتضیات زمان در انجمن می شود را نسبت به اساسنامه ایجاد کرده است. همچنین، بروز گزینش گری های سلیقه ای انجمن را به سمت فرقه ای شدن سوق داده که پیامد آن ظهور دو نگرش تقابل جویانه است: انحصارگرایی در تخصصِ درمان اعتیاد و طرد سایر روش های درمانی. نتیجه گیری: انجمن معتادان گمنام با بهره گیری از معنادرمانی، بدنبال تغییر نگرش فرد و بازاجتماعی کردن او از طریق ایجاد بینشی جدید نسبت به خود است. این ساختار در کنار استفاده از روش های پرهیزمدار و گروه درمانی، موفقیت چشمگیری داشته است. هرچند با چالش هایی نظیر طرد سایر رویکردهای درمانی و نقد جایگزینی وابستگی از مواد مخدر به وابستگی به انجمن روبروست، اما همچنان بستری فرصت ساز برای بهبود اعضا فراهم می کند.
۴۵۱.

اثربخشی آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه: اختلال یادگیری از چالش برانگیزترین اختلالات در زمینه روانشناسی و آموزش ویژه است. هدف: هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری بود. روش: این پژوهش از نوع ، نیمه آزمایش ی ب ا طرح پیش آزمون و پس آزم ون ب ا دو گ روه آزمایش و کنت رل بود. جامع ه آم اری شامل تمام ی دانش آم وزان ب ا ناتوان ی یادگ یری مراجعه کنن ده ب ه مرک ز آموزش ی و توانبخش ی مش کلات وی ژه یادگی ری ژرفای ذهن ش هر سنندج در س ال 1403-1402 بود که تعداد 30 دانش آم وز پسر با روش نمونه گی ری در دس ترس انتخاب و در 2 گ روه آزمایش ی (15 نف ر) و گ واه (15 نف ر) تقس یم شدند. ابزار گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه های استاندارد کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان و برگزاری دوره اثربخشی یکپارجگی حسی- حرکتی. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و به کمک تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر ارتقای کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری تاثیرگذار می باشد ، (001/0>P). به طوری که کارکردهای اجرایی از ۵/۴۲ به ۶/۸۵، عزت نفس از ۲۵/۳۳ به ۴۳/۶۲ و روابط با همسالان از ۱۰۳/۸ به ۷۷/۲۷ رسیده است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این بود که مداخله یکپارچگی حسی- حرکتی با ایجاد تجربه جدید به کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان را در بین دانش آموزان با اختلال یادگیری کمک کرده و می تواند به عنوان مداخله سودمند برای کاهش مشکلات دانش آموزان با اختلال یادگیری به کار گرفته شود.
۴۵۲.

پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه دانشجویان: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: این مرور نظام مند با هدف بررسی پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه در دانشجویان انجام شد.روش: پژوهش حاضر یک مرور نظام مند است. جستجوی مقالات منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Springer، ProQuest، ScienceDirect و Google Scholar با استفاده از کلیدواژه های انگلیسی «Cognitive restructuring»، «Experiential learning»،«Self-regulated learning و فارسی («بازسازی شناختی»، «یادگیری تجربی»، «یادگیری خودتنظیمی») و عملگرهای بولی انجام شد. مقالات بر اساس معیارهای ورود (مانند مقالات پژوهشی اصلی، مداخله در محیط دانشگاهی و گزارش پیامدهای مرتبط) و خروج غربالگری شدند. داده های مقالات منتخب با استفاده از جدول بندی سیستماتیک استخراج و به روش کیفی و توصیفی تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که آموزش بازسازی شناختی بر مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه تأثیر مثبت دارد. این مداخله با هدف گذاری مؤثرتر، بهبود نظارت و بازاندیشی در فرآیند یادگیری، و تقویت راهبردهای فراشناختی همراه است و به دانشجویان در مدیریت فعالانه تر و انعطاف پذیرتر تجارب یادگیری کمک می کند. نتیجه گیری: آموزش بازسازی شناختی به عنوان یک راهبرد مداخله ای مؤثر برای ارتقای یادگیری خودتنظیمی در بستر تجربی شناخته می شود. ادغام این آموزش در برنامه های درسی دانشگاهی می تواند کیفیت یادگیری دانشجویان را بهبود بخشد. انجام مطالعات بیشتر با طرح های پژوهشی قوی تر برای تعمیق این یافته ها پیشنهاد می گردد.
۴۵۳.

ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش نگرش نسبت به فرزند آوری (ATCHS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش نگرش نسبت به فرزندآوری در زنان شاغل بدون فرزند بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در شهر گلپایگان در سال های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بود که در بخش های دولتی و خصوصی اشتغال داشتند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و ۲۳۹ نفر از این زنان در مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه سنجش نگرش به فرزندآوری، پس از بررسی روایی صوری و محتوایی و حذف ماده های تکراری یا مشابه، در قالب نسخه ای ۷۶ سؤالی طراحی گردید. با اجرای تحلیل عاملی، ۱۵ عامل اصلی استخراج شد که درمجموع، 86/79 درصد از واریانس کل پرسشنامه را تبیین کردند. در ادامه، با به کارگیری چرخش واریماکس و حذف یک عامل، ساختار نهایی ابزار شامل ۱۴ عامل با بارهای عاملی بالاتر از ۰/۵۰ مورد تأیید قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 96/0 به دست آمد که بیانگر هماهنگی درونی بسیار مطلوب گویه ها و اعتبار بالای ابزار است. همچنین، اعتبار بازآزمایی مقیاس ازطریق ضریب همبستگی 74/0 تأیید شد که نشان دهنده ثبات و همسانی مناسب پاسخ ها در طول زمان است.
۴۵۴.

تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان دختر: نقش میانجی افکار خودکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی با نقش مداخله گر افکار خودکار در جمعیت دانشجویی انجام شد. نمونه مورد پژوهش، شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه زابل بود. اعضای نمونه پرسشنامه های افکار خودکار، نشانگر بهزیستی روانی و هوش معنوی را به صورت گزارش شخصی (مداد و کاغذی) تکمیل کردند و در نهایت، اطلاعات حاصل از ۱۴۵ آزمودنی (۱۸ تا ۳۲ساله) با میانگین سنی ۲۱.۷۸، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج همبستگی پیرسون، حاکی از وجود ارتباط معنا دار بین ابعاد هوش معنوی، افکار خودکار منفی، و بهزیستی روانی بود و نتایج معادلات ساختاری نیز نقش میانجی افکار خودکار منفی در تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان را مورد تأیید قرار داد. یافته های مطالعه حاضر به ما نشان داد که افکار خودکار منفی به عنوان یک سازوکار روان شناختی، هوش معنوی را به بهزیستی روانی مرتبط می سازد و بهبود هوش معنوی افزون بر مزایای مستقیم برای بهزیستی روانی، به صورت غیرمستقیم و از طریق کاهش افکار خودکار منفی نیز موجب بهبود بهزیستی روانی می گردد؛ بنابراین، تلفیق مداخلات درمانی با آموزش های مبتنی بر هوش معنوی می تواند به مدیریت و بازسازی بهتر الگوهای فکری منفی افراد کمک کند.
۴۵۵.

تحلیل کتاب سنجی روند پژوهش های کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی کتاب سنجی مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی انجام شده است. این مطالعات در نشریات معتبر نمایه شده در نمایه استنادی علوم اجتماعی از پایگاه داده Web of Science و با بهره گیری از نرم افزار VOS viewer مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مورد انتظار شامل شناسایی نشریات فعال در این حوزه، بررسی توزیع زمانی و جغرافیایی مقالات، شناسایی نویسندگان برجسته، مجلات تأثیرگذار، موضوعات کلیدی، کاربردهای هوش مصنوعی، گروه های نمونه منتخب، روش های پژوهش استفاده شده و نیز بررسی نقش ها و الگوریتم های محبوب هوش مصنوعی بود. پژوهش به شیوه تحلیل کمّی و با مراحلی از گردآوری داده ها، تحلیل کمّی، تحلیل شبکه و استفاده از نرم افزار انجام گرفت. منابع بررسی شده بر پایه دو معیار اصلی انتخاب و ارزیابی شدند: نخست، استفاده از یک تکنیک مشخص هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهبود فرایند یادگیری یا آموزش، و دوم، برخورداری از شواهد تجربی مؤثر یا بررسی های جامع، و در یک بازه زمانی معین (۲۰۰۰-۲۰۲۴) انجام گرفت. یافته های پژوهش در قالب جداول، نمودارها و نقشه های علمی ارائه گردید تا تفسیر آسان تر و ایجاد درک عمیق تری از این حوزه علمی را امکان پذیر سازد.
۴۵۶.

اثربخشی آموزش ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس شهر اراک در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز دختر و پسر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند (هر گروه 30 نفر). گروه آزمایش تحت 8 جلسه برنامه آموزشی ذهنی سازی قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس پرخاشگری باس و پری (BPAQ؛ باس و پری، 1992)، سیاهه خودآسیبی اُتاوا-کارکردها (OSI-F؛ مارتین و همکاران، 2013) انجام شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری و رفتار آسیب به خود در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p). بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (01/0>p). نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع یافته ها بر پتانسیل برنامه آموزشی ذهنی سازی به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان تأکید دارد. در همین ارتباط ادغام آموزش ذهنی سازی در سیستم های آموزشی می تواند نوید بخش ارتقای سلامت روان در نوجوانان باشد.
۴۵۷.

مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
۴۵۸.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1404 بود که 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش تعارضات زناشویی ثنایی (1379،MCQ ) و رضایت جنسی هادسون و همکاران (1981،ISS ) بود. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان مدار در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای دو گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه زوج درمانی هیجان مدار و گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما این تفاوت در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل، معنادار نبود (05/0<P). نتایج نشان داد زوج درمانی هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری بر رضایت جنسی زنان دارای تعارضات زناشویی اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). بنابراین می توان از زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود رضایت جنسی در زنان دارای تعارضات زناشویی به عنوان یک درمان حمایتی بهره برد.
۴۵۹.

نقش ملاتونین در بهبود مشکلات خواب در کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی: یک مرور روایتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۵
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه-بیش فعالی یکی از اختلالات عصبی رشدی شایع در کودکان است که اغلب با مشکلات خواب همراه است. این مشکلات می توانند به تشدید علائم اختلال نقص توجه-بیش فعالی و کاهش کیفیت زندگی کودکان و خانواده هایشان منجر شوند. هدف از این مطالعه، بررسی اثربخشی ملاتونین در بهبود مشکلات خواب کودکان مبتلا به این اختلال و تحلیل شواهد موجود در این زمینه بود. مواد و روش ها: این پژوهش یک مرور روایتی بود که مقالات مرتبط از پایگاه های داده ای معتبر مانند PubMed، Scopus، Web of Sciences و Google Scholar جمع آوری شدند. استراتژی جستجو شامل ترکیب واژگان کلیدی "ملاتونین"، "اختلال نقص توجه-بیش فعالی"، "مشکلات خواب" و "بی خوابی" بود. معیارهای ورود شامل مقالات آزمایشی، شبه آزمایشی و پژوهش های بود که جمعیت هدف آن ها کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی بودند. در مجموع، از 117 مقاله شناسایی شده، 9 مقاله بر اساس معیارهای ورود انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: پژوهش های بررسی شده نشان دادند که ملاتونین به طور معناداری باعث کاهش تأخیر در شروع خواب، افزایش مدت خواب، و بهبود کیفیت کلی خواب در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی می شود. برخی پژوهش هایبه کاهش مشکلات خواب ناشی از مصرف داروهای محرک مانند متیل فنیدیت نیز اشاره کردند. عوارض جانبی گزارش شده شامل موارد خفیف و گذرا بود. اثربخشی ملاتونین در تمامی سنین و در هر دو جنس مشاهده شد، اما تأثیرات بلندمدت ملاتونین نیاز به بررسی های بیشتری دارد. نتیجه گیری: ملاتونین می تواند به عنوان یک درمان ایمن و مؤثر برای مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی استفاده شود. با این حال، استفاده ترکیبی از ملاتونین با مداخلات رفتاری مانند بهداشت خواب می تواند نتایج بهتری را به همراه داشته باشد. پژوهش های آینده باید بر بررسی تأثیرات بلندمدت و فردی سازی درمان ها تمرکز کنند. واژه های کلیدی: اختلال نقص توجه-بیش فعالی، ملاتونین، مشکلات خواب، کودکان، مرور روایتی.
۴۶۰.

Prediction of guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
The present study aimed to predict guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce. This study is applied in terms of its purpose and descriptive correlation type. The statistical population of this study consisted of all working women seeking divorce in Tehran in 2024. 200 people were selected through purposive sampling from the family counseling centers of the judiciary. The research tools included the Guilt Inventory by Kugler and Jones (1992); the Social Phobia Inventory by Connor et al. (2000) and the UCLA Loneliness Scale by Russell (1996). The research data were analyzed using stepwise regression analysis and SPSS-22 software. The results showed that there is a positive and significant relationship between social anxiety and loneliness with guilt at the 0.01 level. Social anxiety (P=0.009, β=0.183) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt, and loneliness (P=0.005, β=0.197) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt. In general, the results showed that guilt feelings are predicted based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان