ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۴۴۱.

Effectiveness of Schema Therapy and Compassion-Focused Therapy on Emotional Self-Awareness, Hostile Attribution, and Critical Thinking in Adolescents with Binge Eating Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۱۵
This study compares the effectiveness of schema therapy and compassion-focused therapy on emotional self-awareness, hostile attribution, and critical thinking in adolescents with binge eating disorder. The aim of this research was to evaluate the impact of these two therapies on improving the cognitive and emotional aspects of individuals. The research method was a semi-experimental study with a pretest-posttest and control group. The statistical population consists of adolescents with binge eating disorder in Azarshahr. The samples that were selected as available were randomly divided into two therapy groups (n=15). The first group received schema therapy, while the second group received compassion-focused therapy. To collect data, the Hostile Attribution Questionnaire (Arntz et al., 2003), the Self-Reflection and Insight Scale (Grant et al., 2002), and the Critical Thinking Questionnaire (Ricketts, 2003) were used. The results indicated that both therapies had a significant effect on increasing emotional self-awareness and reducing hostile attribution and critical thinking. However, compassion-focused therapy demonstrated a greater impact on reducing hostile attribution and improving critical thinking. The findings suggested that both approaches can be effective interventions for treating binge eating disorder in adolescents, with compassion-focused therapy being more effective in some aspects.
۴۴۲.

مدل یابی ساختاری کیفیت زندگی کاری بر اساس شفقت به خود و توانمندی شناختی با بررسی نقش میانجی اضطراب سلامتی پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی ساختاری کیفیت زندگی کاری بر اساس شفقت به خود و توانمندی شناختی با نقش میانجی اضطراب سلامتی پرستاران بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه پرستاران بیمارستان های شهر سبزوار در نیم سال اول 1404 بود که از این بین ۲۹۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد شفقت به خود (ریس و همکاران، ۲۰۱۱)، توانمندی شناختی (نجاتی، ۱۳۹۲)، کیفیت زندگی کاری (والتون، ۱۹۷۳) و اضطراب سلامت (سالکوسکیس و همکاران، ۲۰۰۲) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای اس پی اس اس 22 و آموس 22 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که شفقت به خود ( 01/0>0, p=25/0=r) و توانمندی شناختی ( 05/0>0, 13/0-= r) هر دو با کیفیت زندگی کاری رابطه معنی داری دارند. مهم تر آنکه، نتایج آزمون بوت استرپ تأیید کرد که اضطراب سلامت در رابطه بین شفقت به خود (05/0>0, p=04/0=B) و توانمندی شناختی (01/0>0, p=14/0-=B) با کیفیت زندگی کاری نقش میانجی معنی داری ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی و برنامه های آموزشی جهت بهبود کیفیت زندگی کاری و کاهش اضطراب سلامت در محیط های بیمارستانی فراهم می آورد.
۴۴۳.

Investigating the Effect of Narcissistic Tendencies on Marital Relationship Stability and the Mediating Role of Emotional Maturity in Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۳۵۴
Objective: The present study aimed to investigate the effect of narcissistic tendencies on marital relationship stability and examine the mediating role of emotional maturity in couples. Methods and Materials: This study employed a descriptive-correlational design and was conducted among married couples residing in Chaharmahal and Bakhtiari Province, Iran. A total of 384 couples were selected using multistage cluster sampling. Inclusion criteria included at least two years of marital experience and no history of severe psychological disorders. Data were collected using three standardized instruments: the Marital Instability Index (MII), the Narcissistic Personality Inventory (NPI), and the Emotional Maturity Scale (EMS). The psychometric properties of these tools were confirmed through Cronbach’s alpha and split-half reliability. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation, and structural equation modeling (SEM) via SPSS and AMOS software. Bootstrapping was also employed to test the mediating effect. Findings: The results revealed that narcissistic tendencies were significantly and negatively associated with marital relationship stability (β = -0.32, p < .001). Emotional maturity was found to have a significant positive effect on marital stability (β = 0.43, p < .001) and a significant negative relationship with narcissistic tendencies (β = -0.38, p < .001). Importantly, emotional maturity partially mediated the relationship between narcissistic tendencies and marital stability (indirect effect β = -0.16, p < .01), and the total effect of narcissism on marital instability was substantial (β = -0.48, p < .001). The proposed model demonstrated a good fit to the data with acceptable fit indices. Conclusion: The findings suggest that narcissistic traits undermine marital stability directly and indirectly by reducing emotional maturity. Emotional maturity serves as a protective factor that enhances relational resilience. These results highlight the importance of addressing emotional development and personality traits in marital counseling and relationship education.
۴۴۴.

رابطه استفاده از نقاط قوت با به زیستی مرتبط با کار از طریق رشد پس از سانحه در کارکنان نظامی در شرایط جنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
تروماهایی مانند جنگ همیشه با پیامدهای منفی روان شناختی همراه نیستند و گاهی به رشد و تغییرات مثبت منجر می شوند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه استفاده از نقاط قوت با به زیستی مرتبط با کار شامل رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار از طریق نقش واسطه ای رشد پس از سانحه در کارکنان نظامی انجام شد. نمونه آماری شامل ۲۶۰ نفر از کارکنان یک سازمان نظامی در اصفهان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد شامل مقیاس استفاده از نقاط قوت، پرسشنامه رشد پس از سانحه، پرسشنامه رضایت شغلی، مقیاس سلامت روان مثبت و مقیاس رشد و شکوفایی در کار جمع آوری شدند. یافته ها نشان داد استفاده از نقاط قوت به صورت مستقیم بر رشد پس از سانحه، رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار تأثیری معنادار دارد. همچنین، رشد پس از سانحه به عنوان متغیر واسطه ای، تأثیر غیرمستقیم استفاده از نقاط قوت را بر رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار تسهیل کرد. مدل پژوهش از برازشی مطلوب برخوردار بود. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که به کارگیری نقاط قوت شخصی نه فقط به صورت مستقیم، بلکه از طریق تقویت رشد پس از سانحه، می تواند به بهبود به زیستی روانی و شغلی کارکنان نظامی در شرایط پراسترس منجر شود. پیشنهاد می شود سازمان های نظامی با برگزاری کارگاه های آموزشی و تقویت سیستم های حمایتی، زمینه را برای ارتقای تاب آوری و رضایت شغلی کارکنان فراهم کنند.    
۴۴۵.

اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم بر سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۴۰۷
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم بر سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان بود. پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را همه دانش آموزان پسر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی روستای اشکستگ شهرستان سرباز در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 85 نفر تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش طی 8 جلسه آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم را دریافت کردند، در حالی که آزمودنی های گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. قبل و پس از آموزش همه آزمودنی ها پرسشنامه سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری در SPSS-26 انجام گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، افزایش نمره معناداری را در سرزندگی تحصیلی (001/0>P) و احساس تعلق به مدرسه (001/0>P) تجربه کردندو بر مبنای نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم در ارتقای سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان دختر با مشکلات تحصیلی تأثیر مثبت دارد و ازطریق آموزش این راهبردها امکان بهبود شرایط تحصیلی این دسته از دانش آموزان وجود دارد.
۴۴۶.

رابطه سبک های دلبستگی و کیفیت خواب با واسطه گری عدم تحمل بلاتکلیفی در زنان متاهل دارای افکار خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۷۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی و کیفیت خواب زنان متاهل دارای افکار خودکشی با واسطه گری عدم تحمل بلاتکلیفی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش شامل تمام زنان متاهل شهر شیراز در سال 1402 بود که در مقیاس افکار خودکشی بک (BSSI) نمره بیش از 5 به دست آوردند، از بین آن ها به صورت در دسترس 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال RAAS)) کولینز و رید (1989)، مقیاس افکار خودکشی (BSSI) بک) 1989)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) فریستون(1996) و پرسشنامه کیفیت خواب (PSQI) پیترزبورگ (1993) بود. mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')">[aS1] روش تحلیل این پژوهش، تحلیل مسیر بود. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود. بررسی اثرات مستقیم نشان داد که تاثیر هر سه سبک دلبستگی اضظرابی/دوسوگرا،ایمن و اجتنابی و عدم تحمل بلاتکلیفی بر کیفیت خواب تایید شد (001/0>p). بررسی اثرات غیرمستقیم نشان داد عدم تحمل بلاتکلیفی نقش میانجی بین سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی/دوسوگرا با کیفیت خواب داشت (05/0>p). mouseout="msoCommentHide('_com_2')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_2','_com_2')">[ao2] این نتایج نشان می دهد که عدم تحمل بلاتکلیفی نقش میانجی معناداری در رابطه سبک های دلبستگی وکیفیت خواب زنان متاهل دارای افکار خودکشی دارد. mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')"> [aS1]سال ساخت درج شود mouseout="msoCommentHide('_com_2')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_2','_com_2')"> [ao2] نتیجه گیری نوشته شود
۴۴۷.

The Effect of Active Education Based on Poetry Reading, Picture Reading, and Dramatization on the Speaking Skills of Fourth Grade Elementary School Students(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۲
This study aimed to investigate the impact of active learning, incorporating poetry recitation, picture reading, and drama, on enhancing the speaking skills of fourth-grade elementary students. The research was applied in purpose and employed a semi-experimental design with a pretest-posttest and a control group. The statistical population consisted of all male fourth-grade students in Nazarabad County during the 2024–2025 academic year. A convenience sampling method was used, and two classes of 20 students each were randomly assigned to the experimental and control groups.The research instrument was a 20-item researcher-made checklist assessing speaking skills, whose validity was confirmed by five experts, and reliability was calculated with a Cronbach's alpha of 0.87. The experimental group participated in eight 60-minute sessions of active learning, including poetry recitation, picture reading, and drama. Sample activities involved performing poems with attention to tone and rhythm, analyzing and retelling images using the "See, Think, Say" approach, and performing short plays to strengthen public speaking and speech coherence. Data were analyzed using analysis of covariance (ANCOVA) in SPSS. The findings revealed that active learning based on these three approaches significantly improved the students’ performance in all components of speaking skills, including coherent speech, public speaking, context- and audience-appropriate communication, tone and rhythm, and comprehension of visual messages. These results highlight that active and interactive teaching methods are effective tools for empowering students’ oral communication skills.
۴۴۸.

مقایسه شخصیت عاطفی عصبی، نظریه ذهن و عملکرد خانواده در مادران کودکان مبتلا به اوتیسم، نقص توجه-بیش فعالی و کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۵۳
زمینه: مطالعات پیشین نشان داد که مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی از نظر ویژگی های شخصیتی، نظریه ذهن و عملکرد خانواده با مادران کودکان عادی تفاوت دارند، اما پژوهشی که به طور همزمان متغیرهای عملکرد خانواده، نظریه ذهن و شخصیت عاطفی عصبی را در این مادران مقایسه کرده باشد، یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه عملکرد خانواده، شخصیت عاطفی عصبی و نظریه ذهن در مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعال و کودکان عادی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی و کودکان عادی در شهر تبریز بود که از میان آن ها تعداد 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هم چنین از بین مادران دارای کودکان عادی مشغول به تحصیل در مقطع ابتدایی مدارس عادی شهر تبریز در سال تحصیلی 1401- 1400، پس از همتاسازی سن، نمونه ای به تعداد 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه های شخصیت عاطفی عصبی (پانکسپ، 1998)، نظریه ذهن (آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم، بارون- کوهن، 2001) و عملکرد خانواده مک مستر (اپستاین و همکاران، 1950) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل واریانس یک راهه و چندمتغیری و نرم افزار SPSS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وجود تفاوت میان مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی و عادی از نظر مؤلفه های ترس، مراقبت و معنویت بود. هم چنین میان مادران از نظر متغیر نظریه ذهن و عملکرد کلی خانواده تفاوت وجود دارد. (05/0 P<). هم چنین در دیگر مؤلفه های شخصیت عاطفی عصبی (جستجو، خشم، بازی، غم، اجتماعی) و عملکرد خانواده (حل مشکل، نقش ها، همراهی عاطفی، ارتباط، آمیزش عاطفی و کنترل رفتار) تفاوتی میان مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی و کودکان عادی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، برای مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، ADHD و عادی کارگاه های آموزشی جهت بهبود عملکرد خانواده و مؤلفه های آن و افزایش نظریه ذهن توسط روان شناسان برگزار شود.
۴۴۹.

پیشایندها و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۷۳
هدف از پژوهش حاضر تعیین پیشایندها (خودکنترلی، خودکارآمدی و عزت نفس) و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت (کیفیت خواب، پریشانی روان شناختی و بهزیستی روان شناختی) بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کاربران دانشجویی شبکه های اجتماعی دانشگاه دامغان در سال ۱۴۰۲ بود. با استفاده از نمونه گیری دردسترس ۲۹۸ نفر انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ، شاخص کیفیت خواب پترزبورگ، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، مقیاس خودکنترلی تنگی، پریشانی روان شناختی کسلر و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف پاسخ دادند. داده ها با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS 3/0 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین خودکنترلی و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس وجود دارد. اعتیاد به اینترنت به صورت مستقیم بر کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی و به صورت غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی اثرگذار بود. براساس نتایج حاصله می توان گفت ضعف خودکنترلی باعث اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به اینترنت باعث کاهش کیفیت خواب، افزایش پریشانی روان شناختی و درنهایت کاهش بهزیستی روان شناختی می شود. مبتنی بر یافته های حاصله می توان به آماده سازی و ارایه بهتر برنامه های پیشگیری و درمان ازطریق تقویت خودکنترلی برای افراد درمعرض اعتیاد به اینترنت پرداخت و از این طریق به کاهش اعتیاد به اینترنت و به تبع آن بهبود کیفیت خواب، کاهش پریشانی روان شناختی و ارتقا بهزیستی روان شناختی کمک نمود.
۴۵۰.

رابطه سبک دلبستگی مادر با اختلالات درونی سازی و برونی سازی شده کودک: نقش واسطه ای اجتماعی کردن هیجان کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطه ای اجتماعی کردن هیجان کودک در رابطه بین دلبستگی مادر با اختلالات درونی سازی و برونی سازی شده ی کودکان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه مادران کودکان 6 تا 10 ساله ی ساکن شهر تهران بودند که 211 نفر آن ها با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های فهرست رفتاری کودک (آخنباخ، 1991)، سازگاری با هیجانات منفی کودکان (فابز، پولین، آیزنبرگ و مدن_دردیچ، 1990) و تجربه روابط نزدیک-ساختار رابطه (فرالی، والر و برنان، 2001) جمع آوری و با استفاده از همبستگی اسپیرمن و تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS-27 و Amos-26  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : دلبستگی اجتنابی و اضطرابی مادر با اختلالات درونی سازی و برونی سازی شده، ارتباط مثبت معنادار دارد (05/0 > P). همچنین بین دلبستگی اجتنابی و اضطرابی مادر و اجتماعی کردن هیجان (001/0 > P) ارتباط معنادار وجود دارد. اجتماعی کردن هیجان با اختلالات درونی سازی و برونی سازی شده، ارتباط معنادار (001/0 > P) دارد. علاوه بر این اجتماعی کردن هیجان در رابطه بین دلبستگی مادر و اختلالات درونی سازی و برونی سازی شده، نقش واسطه ای ایفا می کند (001/0 > P). نتیجه گیری: دلبستگی مادر و شیوه های اجتماعی کردن هیجان، با ایجاد بستری برای شکل گیری واکنش های ناسازگارانه به هیجانات کودک، می توانند منجر به تشدید اختلالات درونی سازی و برونی سازی شده شوند؛ بنابراین یافته های این پژوهش می تواند در طراحی برنامه های آموزشی برای بهبود سبک های دلبستگی و مهارت های اجتماعی کردن هیجان والدین کاربرد داشته باشد.
۴۵۱.

بررسی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد- فرزندی بر همدلی و تنظیم هیجان دختران نوجوان بد سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۲۵۴
زمینه: نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های رشدی در روند تحول انسان است. نوجوانان بدسرپرست از حمایت های روانی و عاطفی والد یا والدین خود محروم هستند. نداشتن تنظیم هیجانی و ناتوانی در همدلی از مهم ترین مشکلات و چالش های روانشناختی است که نوجوانان بدسرپرست با آن مواجه هستند. تاکنون پژوهشی به بررسی اثربخشی برنامه درمانی مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد-فرزندی بر میزان همدلی و تنظیم هیجان دختران نوجوان بدسرپرست نپرداخته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی بر همدلی و تنظیم هیجان دختران نوجوانان بدسرپرست انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دختران نوجوان بدسرپرست بود که در بازه زمانی فروردین ماه تا بهمن ماه سال 1402 در مراکز حمایتی دخترانه وابسته به اداره بهزیستی شهرستان سنندج حضور داشتند. نمونه آماری پژوهش نیز شامل 30 نوجوان دختر بدسرپرست بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجان برای کودکان و نوجوانان (گروس و جان، 2003) و پرسشنامه همدلی (دیویس، 1983) بود. برنامه آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته روابط والد فرزندی نیز در قالب ۸ جلسه 60 دقیقه ای و به صورت هر هفته یک جلسه برای گروه آزمایش برگزار شد. هم چنین جهت تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس و نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در گروه آزمایش در نمره کل همدلی و مؤلفه های آن (دغدغه همدلانه، دیدگاه گرایی و آشفتگی شخصی) اثربخشی معناداری نسبت به گروه گواه دارد (05/0 P<). هم چنین این برنامه آموزشی بر راهبرد ارزیابی مجدد شناختی اثربخش بود (05/0 P<) ولی اثربخشی این بسته آموزشی بر راهبرد بازداری هیجانی تأیید نشد (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود، مراکز نگهداری نوجوانان بدسرپرست از برنامه آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته نوجوانان دختر بدسرپرست در روابط والدین و فرزند برای بهبود همدلی و تنظیم هیجانی در این افراد استفاده کنند.
۴۵۲.

بازسازی داستان زندگی به شکل سفر قهرمان: یافتن معنای زندگی و رسیدن به شکفتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
آدمی همیشه درجستجوی معنای زندگی بوده اما امروزه یافتن آن برای او دشوارتر شده است پس روانشناسان باید در این راه به مردم کمک کنند. پژوهش کنونی پیشنهادکرد که اگر مردم بتوانند زندگی خود را به شکل داستان سفر یک قهرمان ببینند معنای زندگی خود را پیدامیکنند و شکفتگی آنها نیز افزایش می یابد. با هدف آزمون این فرضیه، از میان 50هزار مشترک تلفن همراه تهران و کرج، 533 نفر (270 مرد) با میانگین سنی 42 سال باروش دردسترس گزینش و در یک طرح آزمایشی با روش تصادفی به گروه های آزمایش (که داستان زندگی آنها به شکل سفر قهرمان بازسازی شد) و گواه (که فقط داستان زندگی خود را نوشتند) گمارده شدند. معنای زندگی با آزمون کرامبو و مهالیک (1964)، نگاه به زندگی به شکل داستان سفر قهرمان باآزمون راجرز و همکاران (2023)، و شکفتگی باآزمون دینر و همکاران (2010) اندازه گیری شد. آزمونهای t نشان دادند که نگاه به زندگی به شکل داستان سفر قهرمان، معنای زندگی، و شکفتگی در گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه است و الگوسازی فرایند شرطی نشان داد که بازسازی داستان زندگی به شکل سفر قهرمان (متغیر مستقل)، از راه نگاه به زندگی به شکل داستان سفر قهرمان (متغیر میانجی)، معنای زندگی و شکفتگی (متغیرهای وابسته) را افزایش داده است. پس داستان سفر قهرمان چهارچوبی است که روانشناسان میتوانند با بکارگیری آن مردم را در چگونگی اندیشیدن به زندگیهایشان راهنمایی و به آنها در ساختن یک داستان زندگی بهتر کمک کنند و از این راه، معنای زندگی و بهزیستی مردم را افزایش دهند
۴۵۳.

رابطه سرمایه روان شناختی با شادکامی با نقش واسطه ای عملکرد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف: شادکامی یکی از متغیرهای برگرفته از روان شناسی مثبت نگر است که نقش موثری در بهبود بسیاری از ویژگی های روان شناختی دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرمایه روان شناختی با شادکامی با نقش واسطه ای عملکرد خانواده انجام شد. روش و مواد: مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بود. جامعه پژوهش همه پرستاران متأهل بیمارستان های شهر کرمانشاه در سال 1399 بودند. حجم نمونه 75 نفر در نظر گرفته شد که این تعداد با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای این مطالعه شامل پرسشنامه های سرمایه روان شناختی (لوتانز و همکاران، 2007)، شادکامی آکسفورد (آرگایل و لو، 1990) و سنجش عملکرد خانواده مک مستر (اپستاین و همکاران، 1983) بودند. داده های پژوهش حاضر با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که سرمایه روان شناختی شامل امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی با شادکامی و عملکرد خانواده در پرستاران رابطه مثبت و معنادار داشتند (05/0P<). همچنین، سرمایه روان شناختی نقش موثری در پیش بینی شادکامی و عملکرد خانواده در پرستاران نداشت (05/0P>)، اما توانست نقش موثری در پیش بینی ترکیب شادکامی و عملکرد خانواده آنان داشته باشد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، ارتقای سرمایه روان شناختی از طریق کارگاه های آموزشی نقش موثری در بهبود ترکیب شادکامی و عملکرد خانواده در پرستاران دارد.
۴۵۴.

مطالعه تطبیقی ورزش کودکان در ایران و کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
هدف از پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی ورزش کودکان در ایران و کشورهای منتخب بود. این پژوهش مطالعه ای تطبیقی با راهبردی کیفی است و داده ها از اسناد و مدارک، دستورالعمل ها، مقالات، طرح های تحقیقاتی و منابع اینترنتی مرتبط با ورزش کودکان کشورهای منتخب، جمع آوری و با الگوی تطبیقی جورج بردی در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه تحلیل شده اند. پس از جمع آوری و تحلیل داده ها، اقدامات شناسایی شده در راستای ورزش کودکان در کشور های مورد مطالعه در هفت بخش سازمان های مرتبط، وجود اسناد بالا دستی، ساختار حاکمیت، اهداف سیاست گذاری، امکانات ورزشی، نیروی انسانی و پایش و ارزیابی طبقه بندی شدند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که نظام ورزش کودکان در جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با کشورهای منتخب، با چالش های بنیادین در حوزه حکمرانی چند بخشی، هماهنگی نهادی، بهره گیری از فناوری، تربیت نیروی انسانی متخصص، و نظام پایش و ارزیابی مواجه است. این نتایج می تواند مورد بهره برداری نهادهای مسئول و سیاست گذار در حوزه ورزش کودکان باشد و مدیران این سازمان ها می توانند از تجارب کشورهای مورد مطالعه در پژوهش حاضر و کشورهای پیشرو در راستای ورزش کودکان بهره برداری نموده و در برنامه های آتی خود پیاده سازی کنند.
۴۵۵.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری مبتنی بر تجربه زیسته مادران با سابقه بد رفتاری در کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی، دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی والدگری (PSAM، دومکا و همکاران، 1996) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بسته آموزشی توانمندسازی والدگری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، باعث افزایش معنادار خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی در پس آزمون و پیگیری شد (001/0>p). همچنین تعامل معنادار گروه×زمان نشان دهنده اثربخشی پایدار مداخله بود. بنابراین می توان از این بسته آموزشی به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در قالب برنامه های ارتقاء سلامت خانواده استفاده کرد.
۴۵۶.

بررسی چندوجهی فرآیندهای شناختی در نارساخوانی: چشم اندازهایی پیرامون توجه و ادراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
مقدمه: نارساخوانی از شایع ترین اختلال های یادگیری است که علاوه بر پردازش آوایی، می تواند مهارت های توجه و ادراک را نیز مختل کند. شواهد نشان می دهند کودکان نارساخوان در پردازش محرک های دیداری و شنیداری دشواری دارند. این پژوهش با هدف ارزیابی نقص های توجه و ادراک در کودکان نارساخوان و مقایسه ی آنها با کودکان عادی انجام شد. روش کار: طی یک مطالعه مقطعی، ۴۰ کودک (۲۰ کودک نارساخوان و ۲۰ کودک عادی) از مدارس و مرکز جامع تکامل کودکان بیمارستان ضیاییان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سنجش توجه و ادراک، با استفاده از چهار تکلیف شناختی آدبال، پلک زنی توجه، نشانه گذاری پوزنر و ادراک شباهت و تفاوت در قالب یک وب اپلیکیشن جامع طراحی و اجرا گردید. تکالیف در دو محتوای زبانی/غیرزبانی و در دو حالت دیداری و یا شنیداری ارائه شدند. داده های دقت پاسخ و زمان واکنش با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آمیخته، واریانس تک عاملی در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: کودکان نارساخوان در تکالیف زبانی و شنیداری عملکرد ضعیف تری از گروه کنترل داشتند (01/۰>P) و در برخی تکالیف زبانی زمان واکنش طولانی تری نشان دادند. افت درستی پاسخ و افزایش زمان واکنش در محرک های شنیداری_زبانی، نقش چالش برانگیز بار زبانی و پردازش آوایی را برجسته می کند. در مقابل، عملکرد در شرایط دیداری غیرزبانی تا حدی بهتر بود، اما همچنان از گروه عادی ضعیف تر گزارش شد. نتیجه گیری: نقص های توجه و ادراک در کودکان نارساخوان، به ویژه در موقعیت های زبانی و شنیداری، برجسته تر است. بنابراین، طراحی ابزارهای جامع ارزیابی چندوجهی و مداخلات آموزشی مبتنی بر تلفیق محرک های دیداری_شنیداری برای بهبود مهارت های خواندن و پردازش شناختی در این کودکان توصیه می شود.
۴۵۷.

اثربخشی شفقت ورزی متمرکز به خود بر شدت علائم، حساسیت اضطرابی و تحمل پریشانی در افراد مبتلا به اختلال پوست کنی و موکنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شفقت ورزی متمرکز به خود بر شدت علائم، حساسیت اضطرابی و تحمل پریشانی در افراد با اختلال پوست کنی و موکنی انجام شد. مواد و روش ها این پژوهش از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و کاربردی بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال پوست کنی و موکنی مراجعه کننده به کلینیک پارسه در نیمه اول سال 1403 بود و مداخله در کلینیک پارسه انجام گرفت و درمان توسط روانشناس بالینی (نویسنده مسئول) ارائه شد. نمونه شامل 30 نفر بود که به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. پیش از آموزش شفقت به خود، پیش آزمون انجام شد و سپس گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش شفقت به خود گیلبرت (2005) قرار گرفت. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس از آموزش، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های حساسیت اضطرابی، تحمل پریشانی هیجانی، مقیاس موکنی بیمارستان عمومی ماساچوست و مقیاس دست کاری و کندن پوست بودند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نتایج نشان داد با مقایسه میانگین نمرات دو گروه مشاهده می شود که میانگین نمرات شدت علائم و حساسیت اضطرابی افراد گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری در مقایسه با افراد گروه کنترل، کاهش و میانگین نمرات تحمل پریشانی افزایش یافته است. نتیجه گیری بنابراین نتیجه گرفته می شود شفقت ورزی متمرکز به خود بر شدت علائم، حساسیت اضطرابی و تحمل پریشانی در زنان مبتلا به اختلال پوست کنی و موکنی مؤثر بوده است.
۴۵۸.

نگاه تطبیقی بر الگوهای برنامه ریزی استراتژیک با تاکید بر سازمان های آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۱
این پژوهش با عنوان "نگاه تطبیقی بر الگوهای برنامه ریزی استراتژیک با تأکید بر سازمان های آموزشی" به بررسی مقایسه ای الگوهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک در حوزه سازمان های آموزشی می پردازد. برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یکی از ابزارهای اساسی مدیریت، نقش تعیین کننده ای در موفقیت سازمان ها ایفا می کند. این فرآیند شامل تحلیل محیط داخلی و خارجی، تعیین اهداف کلان، تدوین استراتژی ها و اجرای اقدامات عملیاتی است. در این تحقیق، مهم ترین الگوهای برنامه ریزی استراتژیک از جمله مدل SWOT، تحلیل PESTEL، مدل پورتر، کارت امتیازی متوازن (BSC) و مدل زنجیره ارزش مورد بررسی قرار می گیرند. هر یک از این الگوها با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، مزایا و محدودیت هایی دارند که در این مطالعه تشریح می شود. همچنین، کاربرد این الگوها در سازمان های آموزشی و تأثیر آن ها بر بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف بلندمدت مورد تحلیل قرار می گیرد. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و برنامه ریزان آموزشی کمک کند تا با انتخاب الگوی مناسب، بهره وری و اثربخشی سازمان خود را افزایش دهند.
۴۵۹.

اثربخشی مداخله آموزشی«خودت باش» بر باورهای منفی، خودپذیری، ابراز وجود و عزت نفس نوجوانان 18–15 ساله دارای خودانتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف این پژوهش، اثربخشی مداخله آموزشی «خودت باش» بر باورهای منفی، خودپذیری، ابراز وجود و عزت نفس نوجوانان دارای خودانتقادی بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی، پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل نوجوانان 18-15 ساله دارای خودانتقادی در شهر اصفهان سال 1402 بوده که تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با در نظر گرفتن معیارهای مطالعه، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های باورهای منفی، ابراز وجود و عزت نفس و مداخله اسکین بود که گروه آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای هفته ای یک بار دریافت نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر تحلیل گردید. نتایج نشان داد، مداخله آموزشی خودت باش بر باورهای منفی، خودپذیری، ابراز وجود و عزت نفس نوجوانان دارای خودانتقادی تأثیر معناداری دارد و تأثیرات آموزش در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. از این رو می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی کسب شده در مداخله آموزشی خودت باش به نوجوان کمک می کند تا از افکار مزاحم رد شوند و به باورهای خودشان نچسبند. براین اساس، پیشنهاد می شود این مداخله در راستای کاهش و بهبود مشکلات روان شناختی نوجوانان استفاده شود.
۴۶۰.

The effect of the HOPS educational program on academic self-regulation of procrastinating students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۵
Objective: The purpose of this study was to examine the effect of the HOPS (Homework, Organization and Planning Skills) educational program on academic self-regulation of procrastinating students. Method: The method of the current research was semi-experimental including pretest and posttest designs with a control group. All female students of secondary education of Ardabil city in the academic year of 2025-2026 comprised the population of this research. 40 procrastinating students were recruited through randomized cluster sampling which were randomly assigned to experimental group (n=20) and control group (n=20). The participants of the experimental group, received 12 sessions of the HOPS educational program. The Bufford's Self-Regulation Questionnaire (1995) and Solomon and Ruth Bloom's Academic Procrastination Scale (1984) were taken to collect data. The data were analyzed using statistical method of covariance. The results demonstrated that the academic self-regulation of procrastinating students in posttests of the experimental group significantly outperformed the control group and the research hypothesis based on the effect of the HOPS educational program on academic self-regulation of procrastinating students was approved. Results: The results demonstrated that the academic self-regulation of procrastinating students in posttests of the experimental group significantly outperformed the control group and the research hypothesis based on the effectiveness of the HOPS educational program on academic self- regulation of procrastinating students was approved. Conclusions: Thus, it can be concluded that the HOPS educational program is indeed effective on academic self-regulation of procrastinating students; therefore, applying this program in case of increasing student's academic self-regulation in schools is suggested.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان