فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۴۱ تا ۵٬۷۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
19 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با افزایش اهمیت مسائل زیست محیطی، روان شناسی محیطی نیز به دنبال ایجاد رابطه پایدار بین انسان و طبیعت است. در همین راستا، پژوهش حاضر برای شناخت بیشتر این رابطه به بررسی نقش صفات شخصیتی در رفتارهای حفاظت از محیط زیست پرداخته است. همچنین نقش واسطه ای دلبستگی به مکان را نیز در ارتباط شخصیت و رفتارهای حفاظت از محیط زیست بررسی کرده است.روش: روش این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه ی آماری این مطالعه دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در سال تحصیلی 1399-1400 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 250 نفر انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس صفات شخصیت مک کری و کاستا (1992)، مقیاس دلبستگی به مکان صفاری نیا (1390) و پرسش نامه تلفیق شده توسط فردوسی، مرتضوی و رضوانی (1386) از پرسش نامه های رفتارهای حفاظت از محیط زیست کایزر، ولفینگ و فهرر (1999) و تارانت و کوردل (1997) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل مسیر در مدل معادله ساختاری استفاده شد.یافته ها: شاخص های برازش و ضرایب مسیر (p<0.05) نشان دادند که عوامل شخصیتی برون گرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی با توجه به نقش واسطه ای عامل وابستگی به مکان در رفتار محیطی نقش دارند.نتیجه گیری: اگر فرد دارای صفات برون گرایی، توافق پذیری و وظیفه شناسی باشد و به محل زندگی اش دلبستگی داشته باشد، احتمال بروز رفتارهای حفاظت کننده از محیط زیست او در آنجا بیشتر است. در نتیجه می توان با شناخت رابطه انسان ها با ویژگی های شخصیتی متفاوت و رابطه عاطفی با خانه، رفتارهای محیطی مثبت آن ها را تقویت کرد.
تبیین خود شفقت ورزی براساس سبک های دلبستگی و کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطه ای کمال گرایی در رابطه ی بین سبک های دلبستگی و خودشفقت ورزی دانشجویان بود. طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی بوده که در آن روابط علّی بین متغیرها در قالب مدل یابی معادلات ساختاری مورد مطالعه قرار گرفت. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 98-97 بود که از این بین 295 دانشجو (162دختر (%9/54) و 133 پسر(%1/45)) با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند و مقیاس بازبینی شده ی سبک دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990)، خودشفقت ورزی- فرم کوتاه (رائس، نف و ون گوچت، 2010) و کمال-گرایی (هیل و همکاران، 2004) را تکمیل کردند. نتایج معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos، حاکی از برازش خوب مدل نهایی با داده های پژوهش بود. نتایج بررسی مدل معادلات ساختاری نشان داد که سبک دلبستگی اجتنابی، اثر مستقیم بر خود شفقت ورزی دارد. هم چنین، سبک های دلبستگی، کمال گرایی سازگار و ناسازگار را تحت تاثیر قرار دادند. علاوه بر این، نقش واسطه ای کمال گرایی سازگار و ناسازگار در رابطه ی بین سبک های دلبستگی و خودشفقت ورزی مورد تایید قرار گرفت. در مجموع، نتایج این پژوهش نشانگر نقش تعیین کننده ی سبک های دلبستگی و کمال گرایی در خودشفقت ورزی دانشجویان است.
من نخبه نیستم، رهایم کنید!(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
11 - 15
حوزههای تخصصی:
اثربخشی تلفیق طرحواره درمانی با فن مواجهه و پیشگیری از پاسخ بر تحمل پریشانی و نشانگان وسواس زنان مبتلا به وسواس شستشو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تلفیق طرحواره درمانی با فن مواجهه و پیشگیری از پاسخ بر تحمل پریشانی و نشانگان وسواس انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنانی که در بازه زمانی اول آبان 99 تا پایان بهمن 99 به کلینیک های مشاوره تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی در شمال و مرکز شهر تهران مراجعه و توسط روانپزشک تشخیص قطعی اختلال وسواس شستشو دریافت کردند بود؛ که 30 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی بصورت هدفمند بعنوان نمونه انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه 15نفری قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش طی 14جلسه بصورت انفرادی تحت مداخله قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس تحمل پریشانی (DTS، سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس وسواس فکری-جبری ییل-براون (1989، YBOCS) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد بین گروه آزمایش و گواه در پس آزمون و پیگیری تحمل پریشانی و نشانگان وسواس تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P). بدین معنا که تلفیق طرحواره درمانی با فن مواجهه و پیشگیری از پاسخ موجب افزایش تحمل پریشانی و کاهش نشانگان وسواس شده؛ و میزان اثربخشی تا مرحله پیگیری دو ماهه نیز معنادار بوده است. براساس نتایج به دست آمده در پژوهش می توان گفت تلفیق طرحواره درمانی با فن مواجهه و پیشگیری از پاسخ بر افزایش تحمل پریشانی و کاهش نشانگان وسواس در زنان مبتلا به اختلال وسواس شستشو مؤثر بوده است.
نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس ادراک شده و تصویر بدن با بهزیستی ذهنی زنان ورزشکار شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: بهزیستی ذهنی می تواند نقش سازگارانه ای در مواجهه با شرایط نامساعد و استرس زا ایفا کند لذا هدف پژوهش نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس ادراک شده و تصویر بدن با بهزیستی ذهنی زنان ورزشکار شهر تهران بود.
روش : پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحظ گرداوری داده ها کمی توصیفی از نوع همبستگی بود جامعه آماری تمامی زنان ورزشکار مراجعه کننده به باشگاه های ورزشی در شهر تهران در سال 1399، بازه سنی(50-20 سال) بودند.250نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی ذهنی دینر و همکاران(1985)، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن، کمارک و مرملستین(1983) و پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن وینستد و جان دا(1987) بود . داده ها با استفاده از روش همبستگی اسپیرمن و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار spss و PLS تحلیل شد.
یافته ها: به طور کلی تحلیل مسیر نشان داد که شفقت به خود در مسیر تصویر بدن به بهزیستی نقش میانجی داشت، نتایج نشان داد که استرس ادارک شده و شفقت به خود توانست بهزیستی ذهنی را پیش بینی کندهمچنین تحلیل مسیر نشان داد که شفقت به خود در مسیر بین استرس ادارک شده و بهزیستی ذهنی توانایی نقش میانجی را نداشت. در مسیر تصویر بدن به بهزیستی نقش میانجی داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان نتیجه گیری کرد که راهبردهایی که شفقت به خود را افزایش می دهد می تواند تصویر بهتری از تصویر بدن ارایه دهد و بهزیستی ذهنی زنان ورزشکار را افزایش دهد.
تبیین روش های مرحله ای کشف آیات روان شناختی قرآن کریم
منبع:
قرآن و روانشناسی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
50 - 27
حوزههای تخصصی:
با توجه به استقبال کم نظیر جامعه دانشگاهی دنیا به روانشناسی اسلامی، وجود پژوهش های روش شناسانه ضرورت بیشتری پیدا کره است. به همین جهت پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین روش های کشف آیات روانشناختی قرآن کریم و بیان مراحل بکارگیری آن انجام شده است که به عنوان مقدمه ای ضروری برای فهم یا تفسیر روانشناختی قرآن کریم محسوب می شود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده که براساس آن، روش های موجود در منابع تفسیری و روانشناسی اسلامی جمع آوری شده و پس از تحلیل، کارکرد آنها در فهم روانشناختی آیات به همراه نمونه های مرتبط با مباحث روانشناسی بیان شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با استفاده از چهار مرحله می توان آیات روانشناختی متناسب را از قرآن کریم استخراج نموده و در نهایت دسته بندی مناسبی از آیات مرتبط ارائه نمود. مرحله اول، انتخاب موضوع یا مسأله روانشناختی است که با مطالعه هدفمند در منابع روانشناسی و جزئی کردن موضوع انجام می شود. مرحله دوم، انتخاب واژگان مناسب جهت جستجو در قرآن کریم می باشد که به انتخاب کلیدواژه مناسب در پژوهش روانشناختی اشاره دارد. مرحله سوم، جستجوی آیات روانشناختی در قرآن کریم است که از طریق کلیدواژه ها، فرهنگ نامه ها، کتب و مقالات مرتبط و نیز تناسب محتوایی انجام می شود. مرحله چهارم کدگذاری آیات است که از طریق کدهای باز، انتخابی و محوری انجام می شود. پس از طی نمودن این مراحل، آیاتی که دقیقاً مرتبط با موضوع انتخابی است، به همراه یک دسته بندی مناسب در اختیار پژوهشگر قرار گرفته، و پس از آن، نوبت بکارگیری روش های فهم روانشناختی است. استفاده مطلوب از این روش ها نیازمند به ترتیب طی نمودن مرحله ها و توجه به جزئیات بکارگیری این روش ها است. آنچه که به عنوان آسیب در یافته های روانشناسی اسلامی موجود مشاهده می شود، عدم روشمند بودن برداشت های روانشناختی از آیات قرآن کریم است که گاه به تفسیر به رأی و یا سطحی نگری از مفاهیم روانشناختی انجامیده است. در نتیجه روش مرحله ای بیان شده در این پژوهش، اگرچه به عنوان پیش نیاز آغاز روش های اصلی فهم روانشناختی می باشد، اما بکارگیری آن در ابتدای پژوهش می تواند پژوهشگر را به داده های مرتبط تر سوق داده و مسیر پژوهش را سهل تر و دقیق تر نماید.
ارزیابی دستور داستان در گفتمان روایتی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تازه های علوم شناختی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۸)
۱۳۶-۱۲۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آزمون گفتمان روایتی فارسی که ابزاری برای بررسی بالینی گفتمان کودکان و بزرگسالان فارسی زبان با و بدون نیازهای ویژه به شمار می رود، مقیاسی برای ارزیابی دستور داستان ارائه نکرده است. پژوهش حاضر به منظور استانداردسازی آزمون دستور داستان در گفتمان روایتی فارسی زبانان مبتلا به اختلالات ارتباطی جهت ارزیابی بالینی انجام شد. روش کار: با استفاده از مقیاس لیکرت برای ارزیابی روایت، از پرسشنامه پنج سطحی برای سنجش وضوح عناصر چهار بخش روایت در مدل سلسله مراتبی ثرندایک استفاده شد. برای تعیین این که آیا سؤالات پیشنهادی، دامنه رفتاری مشاهده شده (دستور داستان) را پوشش می دهد، و برای همه آزمون گران ساده و ملموس است، و به طور کلی پرسشنامه دارای شاخص اعتبار محتوای بالایی بر اساس نظر متخصصان می باشد یا خیر، با شش زبان شناس و شش آسیب شناس گفتار و زبان مشاوره شد. برای تعیین روایی افتراقی، بررسی دستور داستان در رابطه با دو تکلیف بازگویی داستان و خلق بداهه روایت توسط دو گروه از دانش آموزان دبستانی با و بدون اختلال شنوایی در مدارس ابتدایی عادی انجام شد. پایایی به صورت درون ارزیاب و برون ارزیاب مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: در بخش های صحنه و موضوع، بین میانگین نمرات گروه های شنوا و دچار آسیب شنوایی در خلق روایت یا بازگویی داستان تفاوت معنا داری وجود نداشت اما در بخش های اپیزودها (001/0>P) و گره گشایی (001/0>P)، نمرات گروه شنوا به طور قابل توجهی بالاتر از گروه آسیب دیده شنوایی بود. نتیجه گیری: روایی و پایایی آزمون مبتنی بر مدل ثرندایک مشخص کرد که برای ارزیابی بالینی دستور داستان موثر است.
اثربخشی توان بخشی شناختی بر حافظه فعال و دیداری دانش آموزان نارسانویس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تازه های علوم شناختی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۸)
۱۷۷-۱۶۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به تأثیرات نارسانویسی در بعد روان شناختی دانش آموزان مبتلا و مشکلات شدید یادگیری تحصیلی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی توان بخشی شناختی بر حافظه فعال و دیداری دانش آموزان نارسانویسی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دوره پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه دوم و سوم ابتدایی مبتلا به اختلال نارسانویسی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از مدارس عادی به مراکز آموزشی و توان بخشی مشکلات ویژه یادگیری ارجاع داده شده بودند؛ که از بین آنها 28 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. دانش آموزان به مقیاس تشخیصی نارسانویسی یعقوبی و همکاران (1400)، آزمون حافظه فعال N-BACK (2001) و آزمون حافظه دیداریKim Karad (1945) پاسخ دادند. سپس گروه آزمایش برنامه آموزش توان بخشی شناختی را دریافت کردند، ولی برای گروه کنترل فقط آموزش های مدرسه ارائه شد. برای تحلیل داده ها از آزمون اندازه گیری مکرر با نرم افزار SPSS نسخه 24 در سطح معنا داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال و دیداری دانش آموزان نارسانویس مؤثر بود و نتایج در دوره پیگیری، پایدار بود (01/0>P). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود جهت بهبود حافظه فعال و دیداری دانش آموزان نارسانویس، رویکرد توان بخشی شناختی در مراکز آموزشی و تربیتی مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه پاسخ های رفتاری به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه پاسخگویی نسبت به ابراز هیجانات همسر از جمله عواملی است که می تواند در شکل گیری صمیمیت زناشویی نقش داشته باشد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه پاسخ های رفتاری نسبت به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه موردپژوهش شامل ۲۰ نفر از زنان متأهل شهر تهران در سال ۱۴۰۰ بود که با روش نمونه گیری هدفمند و در نظر داشتن اصل اشباع انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش هفت مرحله ای پدیدارشناختی کلایزی تجزیه وتحلیل شدند. در نتیجه تحلیل داده ها شش مضمون اصلی از هر گروه استخراج شد. مضامین اصلی به دست آمده از گروه با صمیمیت عاطفی بالا شامل «همراهی، توجه به هیجان و پذیرش آن»، «همراهی در پردازش شناختی هیجان»، «پاسخ دهی کنش گرانه»، «زمان بندی در پاسخ دهی به هیجان همسر»، «اقدامات اصلاحی» و «مدیریت محرک های محیطی» و مضامین اصلی حاصل از گروه با صمیمیت عاطفی پایین دربرگیرنده «عدم همراهی، فقدان توجه به هیجان و عدم پذیرش آن»، «عقلانی سازی»، «پاسخ دهی هیجانی واکنشی»، «شتاب زدگی در پاسخ دهی»، «اقدامات تلافی جویانه» و «پاسخ دهی گزینشی» بودند. یافته ها نشان داد که بین پاسخ های رفتاری دو گروه در چهار محور انعطاف پذیری، سازنده بودن، همراهی کردن و عاملیت تفاوت هایی وجود دارد.
نقش میانجی درگیری شغلی در رابطه بین صفات شخصیت و عملکرد سازمانی کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
31 - 49
حوزههای تخصصی:
کیفیت و اثربخشی عملکرد سازمان ها، عامل تعیین کننده و حیاتی تحقق برنامه های توسعه و رفاه آن سازمان است. اجرای موفقیت آمیز عملکرد سازمانی نیازمند شناخت علل مؤثر در آن است. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش صفات شخصیت و درگیری شغلی در عملکرد سازمانی در بین کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران بود. مطالعه حاضر به روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل تمام کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران در سال 1399 که از بین آنها 130 نفر به صورت در تصادفی انتخاب شدند. در این مطالعه از پرسشنامه جمعیت شناختی، " مقیاس عملکرد شغلی، پرسشنامه درگیری شغلی و پرسشنامه تجدید نظر شده صفات استفاده شد. روایی محتوا به روش کیفی و پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه ها بررسی شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 25 و Smart PLS نسخه 3/3 و روش تحلیل مسیر استفاده شد. اثر مستقیم مسئولیت پذیری بر درگیری شغلی کارکنان معنادار بود. اثر مستقیم درگیری شغلی بر عملکرد شغلی کارکنان معنادار بود. اثر غیر مستقیم روان رنجوری، برون گرایی، توافق پذیری، انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری با میانجی گری درگیری شغلی بر عملکرد شغلی معنادار نبود.
تعارضات زناشویی، تاب آوری و ساختار توزیع قدرت در خانواده به عنوان پیش بین های کیفیت زناشویی زنان دارای همسر نظامی: یک تحلیل تشخیصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
151 - 172
حوزههای تخصصی:
کیفیت روابط زناشویی به واسطه ی نقش مهمی که بر سلامت روانشناختی زوج ها دارد، مورد توجه متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعارضات زناشویی، تاب آوری و مؤلفه های ساختار توزیع قدرت در خانواده در پیش بینی کیفیت زناشویی زنان دارای همسر نظامی بود. جامعه ی مورد پژوهش زنان دارای همسر نظامی رسمی یکی از سازمان های نظامی مستقر در استان خوزستان بود که نمونه ای شامل 188 زن به روش نمونه گیری تصادفی ساده (94 نفر کیفیت زناشویی بالا و 94 نفر کیفیت زناشویی پایین) انتخاب شدند. پژوهش حاضر یک پژوهش همبستگی از نوع پیش بینی است که با هدف پیش بینی عضویت گروهی و دستیابی به معادله ی تشخیصی (ممیز) طراحی شده است. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و تحلیل تشخیصی استفاده شد. شرکت کنندگان، پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی ذاکر، 1387)، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه توزیع قدرت خانوده مهدوی و صبوری خسروشاهی (1382) و شاخص کیفیت زناشویی نورتون (1983) را پاسخ دادند. نتایج به دست آمده با روش تحلیل تشخیصی همزمان، پیش بینی کیفیت زناشویی بر اساس تعارضات زناشویی، تاب آوری و ساختار توزیع قدرت در خانواده (مؤلفه های شیوه های اعمال قدرت، ساختار قدرت و حوزه و قلمرو قدرت) را تأیید کرد. همچنین، نتایج تحلیل تشخیصی با روش گام به گام نشان داد که هر 5 متغیر و به ترتیب شیوه های اعمال قدرت، تعارضات زناشویی، ساختار قدرت، حوزه و قلمرو قدرت و تاب آوری قوی ترین پیش بین های کیفیت زناشویی بالا و پایین زنان هستند (05/0>p). بر اساس یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که این متغیرها نقش مهمی در کیفیت زناشویی زنان دارای همسر نظامی دارد.
استاندارد سازی نسخه فارسی پرسشنامه پشتکار: سنجش روایی و پایایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پشتکار با بسیاری از متغیرهای شخصیتی، رفتاری و تحصیلی مرتبط است و از این رو نیاز به پرسشنامه ای به زبان فارسی برای سنجش پشتکار احساس می شود. این پژوهش با هدف استاندارد سازی و بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه پشتکار انجام گرفت. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. از حیث نوع گردآوری اطلاعات پیمایشی و از نظر روش شناسی، از جمله مطالعات آزمون سازی به حساب می آید که در قالب کلی یک طرح پژوهشی توصیفی انجام گرفته است. جامعه آماری در این تحقیق شامل شامل کلیه مدیران و کارمندان سازمان های غیردولتی شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونه پژوهش شامل 865 مدیر و کارمند بود که به روش خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پشتکار داک ورث (2008) جمع آوری شد. در این پژوهش، روش های همبستگی، مطالعه نیکویی برازش و تحلیل عاملی و تحلیل پایایی (روش آلفای کرونباخ) بکار گرفته شد. داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS.22 و SPSS.22 تحلیل شد. یافته ها: براساس تحلیل داده ها پژوهش حاضر 2 عامل را شناسایی کرد (علاقه مندی و تلاش) که در مجموع 92/60 درصد متغیر پشتکار را تبیین می کنند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد شاخص های برازش مدل در وضعیت مطلوبی قرار دارند. بعلاوه، ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس ها بین 74/0 تا 82/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: با توجه به تحلیل های آماری مناسب و نتایج حاصله، به نظر می آید که نسخه فارسی پرسشنامه پشتکار(Grit–S) از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و ابزاری کارآمد در این زمینه محسوب شود.
نقش واسطه ای سلامت معنوی در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی با گرایش به قلدری سایبری در دانش آموزان متوسطه اول
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مشکلات رایج در مدارس پدیده قلدری است که امروزه امری جدی است و کمتر به این پدیده شایع توجه می شود؛ لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای سلامت معنوی در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی با گرایش به قلدری سایبری در دانش آموزان متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی 658 دانش آموز پسر متوسطه اول پایه نهم در 5 مدرسه دولتی شهر بابل در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 30 (7 متغیر مشاهده شده در مدل) و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص 250 نفر به عنوان حجم نمونه به روش دردسترس انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پرسشنامه تجربه قلدری – قربانی سایبری آنتیادو و همکاران (2016)، مقیاس سه صفت تاریک شخصیت جانسون و وبستر (2010) و پرسشنامه سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (1982) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری مبتنی بر معادلات رگرسیون انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد روابط معنا داری بین صفات تاریک شخصیتی و سلامت معنوی با گرایش به قلدری سایبری در دانش آموزان متوسطه اول وجود دارد و مدل پژوهش تایید شد و به طور کلی 46 درصد از گرایش به قلدری سایبری توسط صفات تاریک شخصیتی و سلامت معنوی در دانش آموزان متوسطه اول قابل تبیین می باشد. همچنین متغیرهای صفات تاریک شخصیتی و سلامت معنوی بر گرایش به قلدری سایبری در دانش آموزان متوسطه اول اثر مستقیم معنادار دارند و مسیر غیر مستقیم صفات تاریک شخصیتی با میانجی گری سلامت معنوی بر گرایش به قلدری سایبری در دانش آموزان متوسطه اول تایید گردیده شد. نتیجه گیری: این پژوهش تلویحات کاربردی در جهت نقش عوامل شناختی و معنوی در گرایش به گرایش به قلدری سایبری دانش آموزان برای روانشناسان و مشاوران ارایه می دهد.
طراحی و ارزیابی کارآمدی درمان خانواده محور مبتنی بر رویکرد فراتشخیصی بر شاخص توده بدنی و نظم جویی هیجان در دوران پاندمی کووید-19 در نوجوانان چاق و با اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ تابستان (شهریور) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۶
۱۱۳۶-۱۱۲۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات نشان می دهد که اختلال در تنظیم هیجان می تواند یک عامل خطر برای رفتار پرخوری ناسازگار باشد که نشان دهنده پاسخ ناکافی به احساسات منفی است و منجر به افزایش وزن و چاقی می شود. بنابراین به کارگیری مداخله ای مبتنی بر تنظیم هیجان به افراد با اضافه وزن و چاقی کمک می کند تجارب هیجانی شدید را شناسایی، و مهارت هایی را برای خودتنظیمی رفتار و کاهش هیجان های منفی شدید در مقابل رفتار غیر انطباقی پرخوری فرا بگیرند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی طراحی و ارزیابی کارآمدی درمان خانواده محور مبتنی بر پروتکل یکپارچه درمان فرا تشخیصی بر شاخص توده بدنی، نظم جویی هیجان در دوران پاندمی کووید-19 در نوجوانان چاق و با اضافه وزن انجام شد. روش: این پژوهش مطالعه ای نیمه آزمایشی به همراه پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری است. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان چاق و دارای اضافه وزن در محدوده سنی (15-12 سال) بود که به یکی از مراکز خدمات جامع سلامت کرمان در سال 1401-1400 مراجعه کرده بودند. نمونه آماری به روش نمونه گیری در دسترس از بین نوجوانان چاق و دارای اضافه وزن و و مادران آن ها انتخاب شد و آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. چک لیست تنظیم هیجان و پرسشنامه تنظیم هیجان رفتاری برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. نوجوانان چاق و دارای اضافه وزن و مادران آن ها 15 جلسه از پروتکل های یکپارچه برای درمان فراتشخیصی دریافت کردند، درحالی که آموزش خاصی به گروه کنترل ارائه نشد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سه اندازه گیری انجام شده در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در زمینه های شاخص توده بدن و نظم جویی هیجان در نوجوانان از نظر اثربخشی درمان فراتشخیصی تفاوت معنی داری دارند (0/000 P=). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده حاکی از کارآمدی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی بر بهبود شاخص توده بدن، نظم جویی هیجان در نوجوانان است
اثربخشی مداخله شناختی - حرکتی بر سواد بدنی و لذت از فعالیت بدنی دانش آموزان دختر: پیگیری دو ماهه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ تابستان (تیر) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۴
۷۰۲-۶۸۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: ازآنجایی که گسترش فن آوری های نوین، پیشرفت سواد رسانه ای و عدم تحرک کافی افراد، منجر به کم سوادی حرکتی شده است، استفاده از رویکردهای نوین آموزشی می تواند سطح سواد بدنی کودکان را افزایش دهد. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله شناختی - حرکتی بر سواد بدنی و لذت از فعالیت بدنی دانش آموزان دختر در یک طرح پیگیری دوماهه بود. روش: تحقیق حاضر نیمه تجربی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر 10 تا 12 سال شهر یزد بود که تعداد 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش، 20 نفر گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و انجام آزمون های سواد بدنی و تکمیل پرسشنامه لذت از فعالیت بدنی (مور و همکاران، 2001) به صورت پیش آزمون - پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل در این پژوهش شرکت کردند. گروه آزمایش به مدت 18 جلسه به صورت 3 جلسه در هفته در برنامه شناختی - حرکتی شرکت کردند و گروه کنترل فعالیت های معمول خود را انجام دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازه گیری تکراری و آزمون t مستقل در سطح معنی داری 0/05 p≤ انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شرکت کنندگان گروه آزمایش در سواد بدنی و لذت از فعالیت بدنی در پس آزمون و پیگیری، عملکرد بهتری نسبت به پیش آزمون داشتند، اما در گروه کنترل تفاوت معنی داری بین مراحل آزمون مشاهده نگردید. همچنین در مقایسه گروه ها، نتایج نشان دهنده عملکرد بهتر شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در سواد بدنی و لذت از فعالیت بدنی بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از مداخله شناختی - حرکتی جهت توسعه سواد بدنی و افزایش لذت از فعالیت بدنی دانش آموزان دختر استفاده نمود.
اثرات تحریک مکرر مغناطیسی مغز بر کارکردهای شناختی پرسنل پلیس مبتلا به استرس پس از سانحه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات تحریک مکرر مغناطیسی مغز بر کارکردهای شناختی پرسنل پلیس مبتلا به استرس پس از سانحه انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی و نیمه آزمایشی با طرح تحقیقی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. مواد و روش ها مطالعه حاضر در زمره مطالعات نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری مطالعه شامل افسران پلیس ناجا و مراجعه کننده به بخش اعصاب و روان بیمارستان امام سجاد ناجا تهران در یک بازه زمانی 6 ماهه بود که در این مطالعه 30 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های کنترل و آزمایش جایگزین شدند. جهت تشخیص اختلال استرس پس از سانحه از مصاحبه تشخیصی توسط روانپزشک و روان شناس بالینی متخصص استفاده شد. کارکردهای شناختی از طریق آزمون حافظه دیداری ری به منظور سنجش نوع فعالیت ادراکی حافظه دیداری، آزمون حافظه شنیداری کلامی رِی جهت ارزیابی حافظه و یادگیری شنوایی کلامی، آزمون عملکرد اجرایی برج لندن به منظور ارزیابی عملکرد اجرایی و آزمون کارتی استروپ برای اندازه گیری توانایی بازداری پاسخ، توجه انتخابی و تغییر پذیری شناختی و انعطاف پذیری شناختی مورد استفاده قرار گرفتند که به صورت پیش آزمون و پس آزمون برای هر 2 گروه آزمایش و کنترل اجرا شدند. گروه آزمایش 10 جلسه در معرض تحریک مکرر مغناطیسی مغز با فرکانس 20 هرتز، هر فرکانس با مدت زمان تحریک 5 ثانیه و فاصله زمانی 20 ثانیه بین تحریک ها و هر جلسه هم 1000 موج قرار گرفت. داده ها به وسیله آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نتایج نشان می دهد گروه آزمایش در مؤلفه های کارکرد شناختی حافظه دیداری، حافظه شنیداری کلامی، برج لندن، خطای درجاماندگی، تعداد طبقات، نمره تداخل، زمان تداخل، خطای هم خوان و خطای ناهم خوان نسبت به گروه کنترل نمرات بهتری نشان دادند. نتیجه گیری نتایج حاکی از اثربخشی مثبت تحریک مکرر مغناطیسی فرا قشری مغز با فرکانس بالا بر کارکرد های شناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی فرم کوتاه پرسش نامه ذهنی سازی عاطفه محور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف باوجود اهمیت فراوان تنظیم هیجان، مقیاس های محدودی برای سنجش آن وجود دارند و هر کدام از ابزارها نیز غالباً بر جنبه خاصی از آن متمرکز است و نگاه تحولی ندارند. نظریه ذهنی سازی عاطفه محور با در نظر گرفتن نقش ذهنی سازی در تنظیم هیجان، نگاهی نوین را در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. برخورداری از مقیاسی روا و معتبر برای سنجش این سازه در پژوهش، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بنابراین هدف این پژوهش ارزیابی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی فرم کوتاه پرسش نامه ذهنی سازی عاطفه محور است. مواد و روش ها این پژوهش یک طرح توصیفی ارزشیابی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان دانشگاه های تربیت مدرس، شهید بهشتی و تهران بودند. از دانشجویانی که در بهار و تابستان 1401 مشغول به تحصیل بودند، ۴14 نفر با روش نمونه گیری در دسترس ارزیابی شدند نسخه فارسی وکوتاه پرسش نامه ذهنی سازی عاطفه محور پس از طی مراحل ترجمه و بازترجمه، تنظیم و همراه با پرسش نامه 10 سؤالی شخصیت، دشواری تنظیم هیجان، رضایت از زندگی و اضطراب بک اجرا شد. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی، روایی هم گرا و روایی واگرا از همبستگی پیرسون و برای بررسی اعتبار آن از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب بازآزمایی و اعتبار مرکب استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 23 و R نسخه 43/1 انجام شد. یافته ها نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از برازش مدل 3 عاملی شناسایی،پردازش و ابراز هیجان بود. همبستگی های معنادار بین عوامل به دست آمده با پرسش نامه 10 سؤالی شخصیت، رضایت از زندگی ، دشواری تنظیم هیجان و اضطراب بک نیز روایی هم گرا و واگرای مقیاس را تأیید کردند. اعتبار مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای عوامل از 0/86 تا 0/88، ضریب بازآزمایی از 0/75 تا 0/80 و همچنین میزان اعتبار مرکب از 0/79 تا 0/82بود. نتیجه گیری به طور کلی می توان گفت نسخه فارسی فرم کوتاه پرسش نامه ذهنی سازی عاطفه محور ساختاری 3 عاملی (شناسایی، پردازش و ابراز هیجان) دارد و روایی( سازه، واگرا و هم گرا) و اعتبار لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی در جمعیت ایرانی را دارد.
تأثیر مداخله مبتنی بر هستی شناسی دینی بر نشانگان بالینی و تفکر وجودی دانشجویان دارای اختلال افسردگی: یک مطالعه موردی خط پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر هستی شناسی دینی بر نشانگان بالینی و تفکر وجودی دانشجویان دارای اختلال افسردگی انجام شد. روش: این پژوهش در چارچوب یک مطالعه ی آزمایشی تک موردی در سه دانشجوی دارای نشانگان افسردگی که به روش نمونه گیری هدفمند از بین دانشجویان دانشگاه اردکان در سال تحصیلی 1402-1401 انتخاب شده بودند انجام شد. شرکت کنندگان 8 جلسه مداخله مبتنی بر هستی شناسی دینی را به صورت فردی دریافت کردند و دو بار در طی مرحله خط پایه، سه بار در طی مرحله درمان و دو بار در طی مرحله پیگیری با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک (1996) و مقیاس تفکر وجودی آلن و شرر (2012)، مورد سنجش قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل نموداری، تعیین درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پیشرفت های بالینی و آماری معنی داری در کاهش نشانگان بالینی و افزایش تفکر وجودی بعد از مداخله به دست آمد (01/0>p). در مدت دو ماه پیگیری نیز پیشرفت های به دست آمده در طول مداخله حفظ شد که بیانگر پایداری اثرات درمان بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان از مداخله مبتنی بر هستی شناسی دینی جهت کاهش نشانگان بالینی و افزایش تفکر وجودی دانشجویان دارای اختلال افسردگی استفاده کرد.با توجه به اینکه جامعه ایران دارای یک بافت دینی منسجم می باشد و مذهب جایگاه ویژه ای در زندگی افراد دارد، این مداخله می تواند در کاهش نشانگان افسردگی رهگشا باشد.
آموزش سواد رسانه ای در دوره ابتدایی
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
43 - 48
حوزههای تخصصی:
از چند دهه گذشته، کشورهای زیادی با درک ضرورت آموزش سواد رسانه ای در عصر جدید، به آموزش این نوع از سواد پرداخته اند و سعی کرده اند در این زمینه اقتضائات و شرایط بومی کشورشان را هم در نظر بگیرند. تجربیات کشورهای مختلف، دانش گران بهایی است که ما می توانیم با استفاده از آن تا حدودی عقب افتادگی خود را در این زمینه جبران کنیم و با در نظر گرفتن شرایط بومی خود، به الگوی بومی آموزش سواد رسانه ای دست یابیم. با توجه به اهمیت سنین نوجوانی و تمرکز هجمه های رسانه ای بر آنان، هدف تحقیق حاضر طراحی الگوی بومی آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان است. برای این منظور، از روش نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در الگوی بومی آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان در ایران، دو نهاد آموزش و پرورش و صدا و سیما، نقش بسزایی در آموزش سواد رسانه ای دارند. در این الگو، هدف اصلی، هدایت و تربیت نوجوانان است و ملزومات آموزش سواد رسانه ای، شیوه تدریس و محتوای آموزشی بر اساس اهداف اصلی و فرعی الگو، طراحی شده است.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش تنظیم هیجان بر انعطاف پذیری شناختی و احساس تنهایی در افراد وابسته به مواد خود معرف به سازمان بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال هفدهم بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۷
۱۸۰-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش تنظیم هیجان بر انعطاف پذیری شناختی و احساس تنهایی در افراد وابسته به مواد خودمعرف به سازمان بهزیستی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد وابسته به مواد خودمعرف به سازمان بهزیستی شهرستان شیراز در سال 1400 بود که از بین آن ها 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس احساس تنهایی استفاده شد. یک گروه آزمایش درمان متمرکز بر شفقت و گروه دیگر آزمایش آموزش تنظیم هیجان را به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای و هر هفته یک جلسه به طور گروهی دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت بین گروه های آزمایش و گروه کنترل در هر دو رویکرد معنادار و به ترتیب درمان متمرکز بر شفقت در مقایسه با آموزش تنظیم هیجان بر کاهش احساس تنهایی تأثیر بیشتر داشت. از سوی دیگر، آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان متمرکز بر شفقت بر افزایش انعطاف پذیری شناختی تأثیر بیشتری داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل می توان نتیجه گرفت افراد دارای اعتیاد به مواد با یادگیری فنون مبتنی بر تنظیم هیجان و درمان متمرکز بر شفقت می توانند به انعطاف پذیری شناختی بیشتری دست یابند و احساس تنهایی کمتری را تجربه نمایند. همچنین، درمان متمرکز بر شفقت در افزایش انعطاف پذیری شناختی و آموزش تنظیم هیجان در کاهش احساس تنهایی افراد وابسته به مواد اثریخشی بیشتری دارند.