فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۲۱ تا ۴٬۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش باهدف تدوین مدل ساختاری علائم اختلال اضطراب فراگیر بر اساس عدم تحمل بلاتکلیفی با میانجی گری جهت گیری منفی به مشکل، تفکر منفی تکرارشونده، حساسیت اضطرابی و انعطاف پذیری شناختی انجام گرفت. روش: در این مطالعه از میان تمامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز ۲۰۸ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و موردمطالعه قرار گرفتند، جهت جمع آوری داده ها از مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی، پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مشکل، پرسشنامه افکار تکرارشونده، پرسشنامه حساسیت اضطرابی و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی استفاده شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. تجزیه وتحلیل داده ها و ارزیابی مدل توسط نرم افزارهای AMOS و SPSS صورت گرفت . یافته ها: نتایج تحلیل بیانگر تأیید مدل کلی ارتباط بین علائم اختلال اضطراب فراگیر و عدم تحمل بلاتکلیفی با میانجی گری جهت گیری منفی به مشکل، تفکر منفی تکرارشونده، حساسیت اضطرابی و انعطاف پذیری شناختی بوده است. همچنین یافته های حاصل از پژوهش ضمن تأیید اثر مستقیم عدم تحمل بلاتکلیفی بر علائم اختلال اضطراب فراگیر، جهت گیری منفی به مشکل، تفکر منفی تکرارشونده و حساسیت اضطرابی نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی از طریق میانجی گری جهت گیری منفی به مشکل، تفکر منفی تکرارشونده، انعطاف پذیری شناختی به طور غیرمستقیم با علائم اختلال اضطراب فراگیر مرتبط است. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش، حاکی از این بود که این روابط به صورت مدل می تواند علائم اختلال اضطراب فراگیر را پیش بینی کند. بنابراین استفاده از مداخلاتی برای بهبود این ویژگی ها می تواند در کاهش علائم اختلال اضطراب فراگیر مؤثر باشد.
مروری بر ترس از موفقیت زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
333 - 354
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مفهوم ترس از موفقیت و علل و عوامل تاثیرگذار بر این پدیده به ویژه در زنان است. از آنجا که زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند، پرداختن به نقش آنها در فرآیند توسعه جامعه اهمیت عمده ای دارد. نگاهی به تاریخچه مساله جایگاه زنان نشان می دهد که زن و مرد نقش های متفاوتی در جامعه و گروه های اجتماعی ایفا کرده و جایگاه های متفاوتی به لحاظ قدرت و منزلت اشغال می کنند، ولی نه صرفا به خاطر تفاوت های زیست شناختی، بلکه تحت تأثیر عوامل تاریخی، اقتصادی و فرهنگی، که آن چنان قوی و هماهنگ عمل می کنند که به راحتی می توانند موقعیت ترس از موفقیت زنان را تولید کنند. از میان عللی که سبب ساز عدم پیشرفت فرد می باشد، ترس از موفقیت آمار چشم گیری به خود اختصاص داده است که توجه به آن خالی از لطف نیست. این مفهوم برای اولین بار توسط Matina Horner (1972) معرفی شد. به باور وی ترس از موفقیت بیشتر مختص زنان و ناشی از برداشت آن ها از پیامدهای منفی موفقیت آنها در حوزه های سنتی مردانه بوده و زنان زمانی دچار تضاد می شوند که دارای صلاحیت هایی باشند که می تواند بر خلاف نقش جنسیتی درونی شده کلیشه ای آنها باشد. لذا پژوهش حاضر ابتدا به مفهوم ترس از موفقیت و علل شکل گیری آن و سپس به عوامل فرهنگی، اجتماعی و نقش های جنسیتی به منزله عوامل موثر بر این پدیده می پردازد.
تدوین برنامه آموزشی والد – فرزند بر اساس تربیت تمام ساحتی سند تحول بنیادین و اثربخشی آن بر عزت نفس، خودکارآمدی و خودنظم جویی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ پاییز (مهر) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۷
۱۵۰۵-۱۴۸۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از موضوعاتی که در سال های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، ناتوانی های یادگیری ویژه در دانش آموزان است. پژوهش حاضر درصدد است ضمن تدوین برنامه آموزشی والد – فرزند که محتویات آن برگرفته از سند تحول بنیادین است، اثربخشی این برنامه را بر سطح خودنظم جویی، خودکارآمدی و حرمت خود دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه که همواره در این عوامل دچار ضعف هستند، بررسی کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی والد – فرزند بر اساس تربیت تمام ساحتی سند تحول بنیادین و بررسی اثربخشی آن بر عزت نفس، خودکارآمدی و خودتنظیمی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه انجام شد. روش: این پژوهش بر مبنای جستجوی داده، دارای ماهیت ترکیبی بود به طوری که به طور همزمان از دو رویکرد تحقیق کیفی و کمی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و در بخش کمی والدین کلیه دانش آموزان و فرزندان دارای اختلال یادگیری شهر اسدآباد استان همدان بودند که در سال تحصیلی (1399-1400) در پایه های چهارم، پنجم، و ششم که به مراکز اختلال یادگیری مراجعه کرده بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی مانند تحلیل کواریانس استفاده شد. این تحلیل ها در سطح خطای 0/05 و با کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش برنامه تدوین شده والد - فرزندی بر اساس تربیت تمام ساحتی سند تحول بنیادین بر بهبود خودکارآمدی دانش آموزان با اندازه اثر (0/827)، بر بهبود خودنظم جویی دانش آموزان با اندازه اثر (771/0) و بر بهبود حرمت خود (عزت نفس) دانش آموزان با اندازه اثر (0/702) تأثیرگذار است نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد آموزش برنامه آموزشی والد - فرزندی تدوین شده بر اساس سیستم تربیتی تمام ساحتی سند تحول بنیادین به والدین کودکان دچار اختلال یادگیری ویژه، باعث افزایش آگاهی و توانایی افراد در برخورد مناسب با کودکان دچار اختلال ودر نتیجه ارتقاء حرمت نفس و افزایش خودکارآمدی و خودنظم جویی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژه می شود.
بازنمایی جنسیت در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو: تلفیق شعرشناسی شناختی و تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تازه های علوم شناختی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۱)
155 - 172
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شعرشناسی شناختی به مثابه روشی برای خوانش ادبیات که الگوهای شناختی را به شعر تعمیم می دهد، باید بتواند به پرسش های مطرح در نظریه های ادبی، از جمله تاثیر جنسیت، پاسخ گوید. رابطه زبان و جنسیت، متأثر از روابط قدرت و نیازمند تحلیل گفتمان انتقادی است. هدف پژوهش حاضر بررسی بازنمایی جنسیت در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو است.
روش کار: در مطالعه حاضر شعرشناسی شناختی با تحلیل گفتمان انتقادی Fairclough تلفیق و چارچوب نظری حاصل برای بررسی اشعار به کار گرفته شد. دو اثر از فرخزاد و شاملو برای مطالعه انتخاب و تمام خوانی شدند. جنسیت بر اساس موارد زیر در اشعار ردگیری شد: اشاره مستقیم یا ضمنی به مرد و زن، اشاره به زنان یا مردان در نقش های مختلف، اشاره به تجربیات مختص به یک جنسیت، استفاده از حوزه کنش جنسی برای مفهوم سازی و انتساب زنانه و مردانه به اشیا و پدیده های فاقد جنسیت. بر اساس این موارد بریده های متنی تعریف و با استفاده از چارچوب نظری تلفیقی بررسی شدند.
یافته ها: بازنمایی زنان و مردان در شعر فرخزاد و شاملو را می توان در سه محور تبیینی زنان و مردان به عنوان والد، زنان و مردان به عنوان سوژه رابطه و زنان و مردان مستقل از یکدیگر دسته بندی کرد. در محور اول هر دو شاعر گفتمان غالب را طرد می کنند، اما در دو محور دیگر شاملو عمدتاً مؤید گفتمان غالب و فرخزاد در مقابل آن است.
نتیجه گیری: بازنمایی جنسیت در شعر فرخزاد و شاملو از خلال بررسی فضاهای رقیب آشکار می شود. فضاهای رقیب در شعر فرخزاد بیشتر میان انواع زنان و در تقابل با گفتمان غالب و در شعر شاملو میان جنسیت ها و با به حاشیه راندن جنسیت زنانه شکل می گیرد.
تبیین الگوی پیش بینی تعارضات زناشویی دانشجویان براساس نیازهای اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
51 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین مدل پیش بینی تعارضات زناشویی دانشجویان براساس نیازهای اساسی بود. پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان متاهل 4 دانشگاه آزاد شهر تهران در سال 1398 بود. نمونه ای به تعداد 172 دانشجو (131 زن، 41 مرد) که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و در داخل هر خوشه با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های تعارضات زناشویی (MCQ)و نیازهای اساسی گلاسر گردآوری شدند و با استفاده از نرم افزار spss-22 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که میان میزان ارضاشدگی نیازهای اساسی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همبستگی میان تعارضات زناشویی با نیاز به عشق و تعلق خاطر و نیاز به تفریح نیز منفی و معنادار است. همبستگی میان پنج نیاز اساسی مثبت و معنادار است؛ لذا تعارضات زناشویی با استفاده از نیازهای اساسی قابل پیش بینی است.
بررسی رابطه رهبری اصیل و تعهد سازمانی با متغیر میانجی رضایت شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه رهبری اصیل و تعهد سازمانی کارکنان با متغیر میانجی رضایت شغلی در منطقه 4 آموزش-وپرورش شهر تهران بود. این پژوهش از نظر هدف بنیادی، روش گردآوری اطلاعات میدانی و از نظر روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداره آموزش و پرورش منطقه چهار آموزش و پرورش شهر تهران به تعداد 420 نفر بودند، که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی 201 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد سبک رهبری اصیل آلیو و همکاران (2007)، تعهد سازمانی آلن و مایر (2007) و رضایت شغلی اسمیت و هیولین (1969) بود. روایی این پرسشنامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب (90/0، 88/0، 86/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی و درصد تجمعی) و استنباطی (کولموگروف- اسمیرنوف و معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزارهای Spss26 و Lisrel انجام شد. نتایج نشان داد که مدل تبیین تعهد سازمانی مبتنی بر رهبری اصیل و رضایت شغلی براساس داده های تجربی به دست آمده برازش دارد. هم چنین نتایج نشان داد بین رهبری اصیل با تعهد سازمانی کارکنان و رضایت شغلی با تعهد سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش منطقه 4 شهر تهران رابطه معنا داری وجود دارد. همین طور نشان داد که بین رهبری اصیل و تعهد سازمانی با میانجیگری رضایت شغلی کارکنان اداره آموزش وپرورش منطقه 4 شهر تهران رابطه معنا داری وجود دارد.
شیوع نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی در دانش آموزان کم توان ذهنی و ارتباط آن با خستگی از دلسوزی مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
145 - 166
حوزههای تخصصی:
به خاطر وجود برخی از ویژگی های دانش آموزان کم توان ذهنی و صدق نکردن برخی از معیارهای تشخیصی در مورد نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی در این افراد، ممکن است تشخیص اختلال نقص توجه/بیش فعالی در افراد کم توان ذهنی مدنظر قرار نگیرد یا شیوع آن خیلی کمتر از میزان واقعی برآورد شود. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی در دانش آموزان کم توان ذهنی و ارتباط آن با خستگی از دلسوزی مادر بود. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بود. نمونه پژوهش را 105 دانش آموز کم توان ذهنی تشکیل داده بود. برای گردآوری داده ها از سیاهه رفتاری کودک (آخنباخ و رسکورلا، 2001) و پرسشنامه خستگی از دلسوزی (عبداله زاده رافی و همکاران، 1401) استفاده شد. نتایج نشان داد که 1/58 درصد دانش آموزان کم توان ذهنی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی را در حد بالینی نشان می دهند. همچنین، خستگی از مراقبت، رابطه مثبتی با افزایش شدت نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی در دانش آموزان کم توان ذهنی داشت (05/0>p ). شیوع بالای نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی در دانش آموزان کم توان ذهنی ضرورت رسیدگی به این مشکل را به ما یادآوری می کند. همچنین، لازم است برای کاهش نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی در دانش آموزان کم توان ذهنی، خستگی از دلسوزی مادران آن ها مدنظر قرار بگیرد.
اثر هیجانات اخلاقی و هویت اخلاقی به عنوان میانجی در رابطه بین گسست اخلاقی و قلدری در مدارس ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش واسطه ای هیجان و هویت اخلاقی، در ارتباط با گسست اخلاقی و قلدری پرداخته شد. روش شناسی: بدین منظور، از بین جامعه آماری که شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی شهر تهران بود، نمونه 486 دانش آموز با استفاده از روش های خوشه ای و تصادفی ساده انتخاب گردید، که شامل 254 دانش آموز پسر و 232 دانش آموز دختر بود. شرکت کنندگان در این پژوهش به چهار پرسشنامه قلدری (تورنبرگ و جانگرت، 2014)، گسست اخلاقی (تورنبرگ و جانگرت، 2014)، هیجان اخلاقی تورنبرگ و همکاران (2016) و هویت اخلاقی آکویینو و رید (۲۰۰۳)، که همگی دارای روایی و پایایی بودند، پاسخ دادند. روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای spss22 و PLS-SEM جهت تجزیه و تحلیل بکار گرفته شد.یافته ها: هر دو فرضیه پژوهش تأیید شده و نشان داده شد که هویت اخلاقی و هیجان اخلاقی هر دو نقش واسطه ای در رابطه بین گسست اخلاقی و قلدری دارند. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که مطابق با مفهوم عاملیت اخلاقی از نظریه شناختی اجتماعی بندورا، جهت بررسی رفتارهای اخلاقی افراد، علاوه بر عوامل شناختی و استدلال اخلاقی، می بایست به عوامل هیجانی نیز توجه نمود.
مدل یابی روابط ساختاری اهمال کاری تحصیلی بر اساس باورهای انگیزشی با نقش میانجی گری سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
158-178
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری اهمال کاری تحصیلی بر اساس باورهای انگیزشی با نقش میانجی گری سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی ۴۰۱ -۱۴۰۰ بود. تعداد ۳۰۴ دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (۱۹۸۶)، راهبردهای انگیزش یادگیری پینتریچ و دیگروت (۱۹۹۰) و سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (۲۰۰۸) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای SPSS-25 و Amos-24 صورت گرفت. نتایج نشان داد که باورهای انگیزشی اهمال کاری تحصیلی را به صورت مستقم (۴۷/۰-=β)، سرزندگی تحصیلی اهمال کاری تحصیلی را به صورت مستقیم (۴۵/۰-=β) و باورهای انگیزشی با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کند (۲۶/۰-=β). بر اساس نتایج این پژوهش باورهای انگیزشی و سرزندگی تحصیلی از عوامل اثر گذار بر اهمال کاری تحصیلی هستند. به عبارت دیگر، با مداخله و تقویت باورهای انگیزشی و سرزندگی تحصیلی می توان به دانش آموزان کمک کرد تا بر اهمال کاری تحصیلی خود غلبه کنند.
فراتحلیل تاثیر میزان و نوع استفاده از فضای مجازی بر هویت و ارزش های خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
47 - 60
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه فضای مجازی به عنوان یک پدیده نوین تأثیر گسترده ای بر ابعاد زندگی افراد در خانواده دارد و تحولات بسیاری را در بین آنان موجب شده است از آنجایی که خانواده کانون اصلی حفظ هنجارها و ارزش های اجتماعی است از این رو در این پژوهش به بررسی تأثیر میزان و نوع استفاده از فضای مجازی بر هویت و ارزش های خانواده به شیوه فراتحلیل پرداخته شده است.روش: بدین منظور از بین پژوهش های مرتبط بین سال های 1390- 1400 تعداد 46 (19پژوهش نوع استفاده، 27 پژوهش میزان استفاده) که از نظر روش شناختی ملاک های لازم جهت ورود به فراتحلیل را داشتند، انتخاب و با استفاده از روش مقایسه ای (همبستگی) نرم افزار فراتحلیل تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که نوع استفاده از فضای مجازی به طور کلی بر ارزش ها و هویت خانواده تأثیر معناداری ندارد، درحالی که میزان استفاده از فضای مجازی برحسب جدول تفسیری اندازه اثرکوهن به طور متوسطی (313/0) می تواند بر هویت و ارزش های خانوادگی اثرگذار باشد و آن را کاهش دهد (05/0>P).نتیجه گیری: بر این اساس می توان گفت که بیشتر از آن که نوع استفاده از فضای مجازی بر ارزش ها و هویت خانواده تاثیرگذار باشد، میزان استفاده از آن منجر به نزول هویت و ارزش ها در خانواده به اندازه متوسطی می گردد.
پیش بینی تعادل بین کار و زندگی شاغلین بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و رجحان شغلی با نقش میانجی هوش معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین بهترین مدل پیش بینی تعادل بین کار و زندگی شاغلین بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و رجحان شغلی با نقش میانجی هوش معنوی است.
روش: روش تحقیق، همبستگی از نوع پیش بینی و جامعه آماری شاغلین در ستاد مرکزی (در شهر تهران) و معاونت خریدراهبردی مدیریت های درمان (در سراسر کشور) سازمان تأمین اجتماعی در سال 1400 می باشند. گردآوری اطلاعات به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای است که بر اساس فرمول کلاین حداقل تعداد 200 نمونه تعیین گردید. پرسشنامه به شکل الکترونیک با استفاده از پرس لاین طراحی و توسط بیش از 600 نفر مورد بازدید و 213 نفر پرسشنامه را تکمیل نمودند که شامل پرسشنامه های هوش معنوی عبدالله زاده و همکاران (1387)، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)، تعادل کار و زندگی وانگ و کو (2009) و رجحان شغلی آمابایل و همکاران (1994) بوده است.
یافته ها: مقادیر T نشان از صحت رابطه ی بین سازه ها و تأیید روابط بین متغیرهای پژوهش در سطح اطمینان 95% است. مقدار Q2 برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.25 است؛ لذا مدل ساختاری از قدرت پیش بینی بالایی برخوردار می باشد. مقدار GOF برابر با 0.2775 است؛ بنابراین سطح برازش کلی مدل در حد خوبی می باشد.
نتیجه گیری: متغیر حمایت اجتماعی و رجحان شغلی دارای تأثیرگذاری معنی داری بر تعادل کار و زندگی شاغلین هستند و در این بین حمایت اجتماعی ادارک شده دارای تأثیرگذاری بالاتری می باشد. متغیر هوش معنوی دارای تأثیرگذاری معنی داری بر تعادل کار و زندگی شاغلین نمی باشد.
رابطه ابعاد دینداری و تاب آوری با میانجی گری امید و سبک های مقابله ای(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد بررسی رابطه ابعاد دینداری و تاب آوری با میانجی گری امید و سبک های مقابله ای است. بدین منظور برای تعدادی از کاربران فارسی زبان شبکه های اجتماعی (روبیکا، سروش، ایتا، واتساپ و تلگرام) پرسش نامه هایی ارسال شد. 202 نفر به اختیار پرسش نامه را پُر کردند. پرسش نامه های پژوهش شامل پرسش نامه سنجش دینداری گلاک و استارک، پرسش نامه تاب آوری کانر و دیویدسون، پرسش نامه امید اسنایدر و پرسش نامه سبک های مقابله ای بلینگز و موس بود. یافته ها نشان داد در همبستگی دو به دو بین دینداری و تاب آوری، تاب آوری و امید، و تاب آوری و سبک های مقابله ای رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. همچنین در رابطه با مسیرها در مدل پیشنهادی، مسیر بین دینداری و امید، و مسیر امید و تاب آوری (مسیر بین دینداری و تاب آوری از طریق میانجی امید) تأیید شد. اما مسیرهای دیگر یعنی بین تاب آوری و دینداری، یعنی از طریق میانجی سبک مقابله و مسیر مستقیم تأیید نشد. این یعنی دینداری ای که از آن امید حاصل شود یا در آن امید وجود داشته باشد موجب تاب آوری می شود.
اعتباریابی نسخه ی فارسی ابزار ریتم خلق تجدید نظر شده(MRhI)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ شماره ۶ (پیاپی ۸۷)
۱۲۰-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر اعتباریابی نسخه ی ایرانی ریتم خلق بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه ارومیه در سال 1401 بود، با توجه به حداقل نمونه مورد نیاز جهت تحلیل عاملی که 250 نفر است 340 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به این ترتیب از بین دانشکده های دانشگاه های ارومیه، 10 دانشکده به صورت تصافی انتخاب شدند. سپس در هر دانشکده 34 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه ریتم خلق (MRhI؛ دی اولیویرا و همکاران، 2021) را تکمیل نمودند. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل عاملی بود. بررسی روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس دارای ساختاری سه عاملی شامل شناختی، جسمانی و عاطفی است. و از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است (926/0= CFI، 919/0=GFI ، 061/0= RMSEA ,001/0 p < ) برای پایایی به روش کودر ریچاردسون برای عامل جسماتی 79/0، عامل شناختی 76/0، عامل عاطفی 73/0 و کل سوالات 82/0 ( 001/0 p < ) به دست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار ریتم خلق است. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که این پرسش نامه از اعتبار و روایی مناسبی در جامعه ی ایرانی برخوردار است و می تواند برای اندازه گیری و غربال گری اختلالات چرخه های شبانه روزی و در جهت اهداف تحقیق و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی خرسندی زناشویی براساس سرمایه اجتماعی خانواده در زنان متاهل (دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش پیش بینی خرسندی زناشویی براساس سرمایه اجتماعی خانواده در زنان متاهل است. جامعه ی آماری کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس (حدوداً 1100 نفر) در سال تحصیلی 1402-1401 است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول گرین 164 نفر انتخاب شد و روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری در این پژوهش شامل پرسشنامه خرسندی زناشویی آزرین ناتان )1973)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998) بود. در این پژوهش جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی(فراوانی درصد، میانگین) و آمار استنباطی (رگرسیون تک متغیره) استفاده شد. نتایج یافته های پژوهش حاکی از این است که بر اساس سرمایه اجتماعی خانواده می توان خرسندی زناشویی پیش بینی نمود.
Model of Hope in Breast Cancer Patients after Surgery(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۶, Issue ۱ - Serial Number ۱۵, Winter ۲۰۲۳
55 - 68
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study determined the fit of hope model based on spiritual health, body image, family support, and health locus of control mediated by social comparison in patients with postoperative breast cancer. Method: The sample of the study included 400 women selected using the purposive sampling method from patients with breast cancer who after surgery referred to Imam Khomeini Hospital in Tehran in the spring and summer of 2021. Data collection tools included Gibbons and Buunk's Social Comparison Orientation Scale (1993), Khodapnahi et al.'s Social Support Questionnaire (2009), Schneider Hope Scale (1991), Paloutzian and Ellison's Spiritual Well-Being Scale (1982), Cash, Winstead, and Janda's Body Image Questionnaire (1985), and Wallston et al.'s multidimensional Health Locus of control scales (1978). Results: The hope model based on spiritual health, body image, family support, and health locus of control mediated by social comparison in postoperative breast cancer patients had a good fit. Also, spiritual health (r = 0.48), body image (r = 0.46), family support (r = 0.37), and health locus of control (r = 0.23) had a direct correlation and indirect effect on the variable of hope mediated by social comparisons. Conclusion: In order to increase the hope as the inner force needed to fight breast cancer, we can improve the quality of spiritual health, positive body image, family support, source of health control, and social comparison.
An Investigation of the Causal Pattern of the Relationship Between Personality Variables and Corona-Related Health Attitudes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۶, Issue ۳ - Serial Number ۱۷, Summer ۲۰۲۳
57 - 70
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to investigate the causal pattern of the relationship between personality variables and coronavirus-related health attitudes mediated by the internal locus of control, and the moderating role of self-esteem in students. The sample participants consisted of 150 students of varying educational levels who completed the Health Behavior, Health Attitude, Internal Locus of Control, risk-taking, self-esteem, and conscientiousness and neuroticism questionnaires, online and through messaging applications (Telegram and WhatsApp). To analyze data, structural equation modeling (SEM) was used to measure fitness of the model and examine direct relationships. Measurement of the mediator relationship was assessed via, Bootstrap, and the moderator relations were examined with hierarchical regression. The results showed that the model's fitness well with the data and all direct relationships, except the relationship between risk-taking, and health attitudes were confirmed. The findings also confirmed the mediating role of the internal locus of control in the relationship between personality traits and health attitudes. The results further indicated the moderating role of self-esteem in the relationship between the internal locus of control and students' health attitudes. In other words, the relationship between the internal locus of control and health attitudes in students with higher self-esteem is stronger than the relationship in which students reported lower self-esteem. The results also confirmed the moderating role of self-esteem in the relationship between neuroticism and students' health attitudes. In other words, the relationship between neuroticism and health attitudes in students with lower self-esteem is stronger than the relationship in which students reported higher self-esteem
نقش هویت اخلاقی در پیش بینی سازگاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال نوزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
165 - 151
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش هویت اخلاقی در پیش بینی سازگاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش انجام تحقیق توصیفی همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم شهر زاهدان به تعداد 6865 نفر در سال تحصیلی 1400-1401 که براساس جدول مورگان تعداد 366 نفر دانش آموز به صورت طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه هویت اخلاقی آکویینو و رید(2002)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک(1984) و خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان(1999) بود. روایی پرسشنامه ها از نوع محتوایی و اعتبار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هویت اخلاقی 79/0، سازگاری تحصیلی 81/0 و خودکارآمدی تحصیلی 80/ برآورد گردید. یافته های پژوهش نشان داد بین هویت اخلاقی با سازگاری تحصیلی و خودکارآمدی دانش-آموزان رابطه معناداری وجود مثبت و معناداری وجود داشت. یافته های تحلیل رگرسیون نشان داد هویت اخلاقی توانست 6/67 درصد از تغییرات سازگاری تحصیلی و 4/70 درصد از تغییرات خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی نمایند. همچنین مؤلفه های هویت اخلاقی قادر به پیش بینی سازگاری تحصیلی و خودکارآمدی دانش آموزان بودند.
تأثیر مهارت های رفتاردرمانی دیالکتیک بر خودانتقادی و شفقت خود دختران نوجوان با سابقه خودزنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
354-364
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به آمار بالای خودزنی در سال 2022 در نوجوانان و اثر مخرب آن، پژوهش حاضر با هدف تأثیرسنجی رفتار درمانی دیالکتیک بر خود انتقادگری و شفقت خود نوجوانان با سابقه رفتارهای خودزنی انجام شد. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر، آزمایشی از نوع تک آزمودنی با چند خط پایه می باشد که به این منظور، 3 نفر از نوجوانان دختر شهر شیراز با سابقه رفتارهای خودزنی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های خود انتقادی گیلبرت و همکاران، شفقت خود نف و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت بود. هر یک از افراد به صورت تصادفی در یکی از دوره های دو، سه و یا چهار هفته ای در مرحله خط پایه قرار گرفتند. سپس 16 جلسه درمان دریافت کردند و در نهایت یک پیگیری یک ماهه انجام شد. یافته ها: رفتاردرمانی دیالکتیک در کاهش خودانتقادگری و افزایش شفقت خود در هر سه مراجع بعد از درمان، مؤثر بود اما پایداری اثر درمان فقط برای مراجع اول و دوم باقی ماند. نتیجه گیری: به نظر می رسد به کارگیری مهارت های رفتاردرمانی دیالکتیک در صورت همکاری و حمایت والدین می تواند با کاهش خودانتقادی و افزایش شفقت خود نوجوانان دختر با سابقه رفتارهای خودزنی همراه باشد.
پیش بینی مسئولیت پذیری فرزندان بر اساس ترتیب تولد و سبک های فرزندپروری والدین
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مسئولیت پذیری فرزندان بر اساس ترتیب تولد و سبک های فرزندپروری والدین، به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را افراد 12 تا 35 سال قمی در سال 1400و والدین آن ها تشکیل می دادند که ۱۶6 نفر (49 نفر مرد و 117 نفر زن) به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیر های پژوهش، از پرسشنامه مسئولیت پذیری هاریسون گاف(1984) و پرسشنامه فرزندپروری بامریند(1991) استفاده شد. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی از نوع میانگین، انحراف معیار، فراوانی، ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سبک مستبدانه ۱۱ درصد و سبک سهل گیرانه ۱۶ درصد از واریانس مسئولیت پذیری را پیش بینی می کند. با وجود رابطه معنادار ترتیب تولد و مسئولیت پذیری، نتایج تحلیل رگرسیون نقش پیش بینی کننده آن را تأیید نکرد. بنابراین می توان چنین نتیجه گیری کرد که آموزش سبک های فرزندپروری مطلوب به والدین، می تواند در بهبود مسئولیت پذیری فرزندان نقش مؤثری داشته باشد.
مقایسه اثربخشی درمان فرا تشخیصی یکپارچه و روان پویشی کوتاه مدت در بهزیستی فضیلت گرای زنان آسیب دیده از بی وفایی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط فرا زناشویی، یکی از دشواری ها و مشکلاتی است که همواره تهدیدی برای همسران و یکی از مهم ترین آسیب های خانوادگی و اجتماعی در طول زندگی به شمار می آید. هدف پژوهش مقایسه اثربخشی درمان های فراتشخیصی یکپارچه و روان پویشی کوتاه مدت در بهزیستی فضیلت گرای زنان آسیب دیده از بی وفایی زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری زنان آسیب دیده از بی وفایی زناشویی شهر جم در شش ماهه اول 1401 و نمونه آماری 45 نفر از زنان واجدالشرایط و داوطلب مراجعه کننده به مرکز مشاوره مطالعات اجتماعی بودند. پس از ارزیابی، افراد به طور تصادفی به گروههای آزمایش(درمان فراتشخیصی یکپارچه و درمان روان پویشی کوتاه مدت) و گروه کنترل واگذار شدند(هر گروه 15 نفر). سپس گروه روان پویشی کوتاه مدت 12 جلسه و گروه فرا تشخیصی یکپارچه 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار بود. پس از پایان مداخلات ، پس آزمون و بعد از دو ماه پیگیری انجام شد. ابزار سنجش پرسشنامه بهزیستی فضیلت گرا واترمن و همکاران (2010) بود. برای آزمون فرضیه از تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-25 استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچه و درمان پویشی کوتاه مدت در افزایش بهزیستی فضیلت گرا موثر بودند و درمان فراتشخیصی یکپارچه موثرتر از درمان روان پویشی کوتاه مدت بود و این اثر بخشی در طی زمان ماندگار است (P<05). درمان های فراتشخیصی یکپارچه و روان پویشی کوتاه مدت در افزایش بهزیستی فضیلت گرا در زنان آسیب دیده موثر هستند و می توانند در مشاوره آنان مورداستفاده قرار گیرد.