فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۸۲۱ تا ۱۱٬۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) زمستان ۱۳۹۸ شماره ۸۷
1 - 20
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد است تا شرح های علامه طباطبائی در زمینه حیات اجتماعی انسان را به لحاظ همخوانی و یا ناهمخوانی مورد ارزیابی قرار دهد. نوشته های ایشان در این مقوله، دو دسته است. یک دسته با ادبیات کاملاً فلسفی نوشته شده و دسته ای دیگر دارای ماهیتی الهیاتی فلسفی می باشد. این مقاله از روش اسنادی و کتابخانه ای بهره برده و بر مجموعه آثار مکتوب علامه در این زمینه متمرکز است. فیش گیری داده های لازم و سپس تجزیه وتحلیل عمیق به شیوه توصیفی استنباطی، روش انجام این پژوهش بوده است. از یافته های پژوهش حاضر این است که علامه به طور مکرّر اصل مدنیٌ بالطبع بودن انسان را به اصل مستخدمٌ بالطبع بودن انسان تفسیر و تحویل نموده است که با یکدیگر ناهمخوان و ناسازگار است. اگر اصل اوّلی در انسان، مدنی بالطبع باشد، اجتماع برای او امری طبیعی بوده و او موجودی تعاونی تلقّی شده که برای بقاء نوع با همنوعان خود همکاری می کند و هر گاه اصل اوّلی در بشر، اصل استخدام باشد، او بالطبع (یعنی طبیعت اوّلی) موجودی استخدام کننده و رقابت کننده با دیگران برای استخدام بیش تر، تصوّر می شود. او بالذات موجودی اجتماعی نیست بلکه از روی ناچاری تن به زندگی اجتماعی می دهد تا از ثمرات دیگران بیشتر بهره مند گردد.
کاریزما و شبه کاریزما مروری انتقادی بر نظریه سیاستِ کاریزماتیک وبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غالباً در زبان فارسی وبر از طریق پارسونز و تفسیر وی از جامعه شناسی سیاسی او شناخته شده است. بدین ترتیب ماکس وبر در ادبیاتِ علوم اجتماعیِ ما عموماً به عنوانِ فردی که نظریه پرداز بوروکراسی و قفس آهنینِ آن است معرفی گردیده . جامعه شناسیِ سیاسی وبر در نسبت با معنایِ کاریزما[1] و قدرتِ خلاق ِ آن کم تر مورد توجه قرار گرفته یا به صورتِ منفک از نظریه بوروکراسی ترسیم شده است. در این متن تلاش شده تا نشان داده شود که وبر چه تفسیری از قدرتِ خلاقه مردم در سیاستِ مدرن داشت. تفسیری که در مخالفت با اهمیتِ بوروکراسی قرار می گرفت و در عوض راه به بازکردنِ فضایی برای ظهورِ شبه کاریزما[2] درون یک نظامِ پارلمانی و قانونی می بُرد. در این تفسیر سعی بر آن است تا تدقیق نظری در خصوصِ معنا، ریشه ها و دلالت هایِ کاریزما صورت گیرد و نشان داده شود که سیاستِ مطلوبِ مدرنِ وبری نه یک سیاستِ بوروکراتیک که یک سیاستِ کاریزماتیک است. در این مسیر متون خودِ وبر و شرح هایی که سیاست کاریزماتیک را برجسته ساخته، مطالعه شده اند. در انتهای متن نیز بن بستِ منظومه مفهومی وبر در نسبت پارلمان با کاریزما واکاویده شده است.
ظرفیت های فرهنگی و ارتباطی جهانگردی در راستای دعوت اسلامی
حوزههای تخصصی:
صنعت جهانگردی در عصر حاضر جزو پرآمدترین ترین صنعت هاست، به گونه ای که بسیاری از کشورها یکی از محورهای اصلی درآمد خود را متوجه این صنعت می کنند و آن را صادرات نامرئی می نامند. کشور ما با توجه به جذابیت های مختلف تاریخی-تمدنی و طبیعی جزو کشورهای غنی از حیث ظرفیت های بالقوه جهانگردی محسوب شده و در سال های اخیر، ورود جهانگردان به کشور ما رشد چشمگیری داشته است.این عرصه دارای ظرفیت های فراوان در حوزه های مختلف است، اما غلبه نگاه اقتصادی باعث ناشناخته ماندن و عدم استفاده از فرصت ها و ظرفیت ها در سایر حوزه ها شده است. یکی از این فرصت ها، رویکرد دعوت اسلامی در بستر گردشگری است. بدین معنا که از حضور گردشگران خارجی در کشورمان نهایت استفاده را کرده و پیام اسلام و معارف اسلامی را به دور از هیاهو و هژمونی رسانه های غربی، به آن ها برسانیم و آن ها را با روایت متفاوتی از اسلام و ایران آشنا نماییم. در این پژوهش با ده نفر از فعالان عرصه تبلیغ و دعوت اسلامی ویژه گردشگران خارجی، مصاحبه عمیق صورت گرفته است. روش تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها در این پژوهش، روش تحلیل مضمون(تماتیک) است. یافته های این تحقیق شامل ملاحظات، ضروریات و فرصت های فعالیت در این عرصه است که به تفکیک عناصر اصلی این عرصه یعنی گردشگر (مهمان)، محتوا یا پیام (معارف اسلامی)، مبلّغ یا داعی(میزبان)، جذابیت از منظر گردشگر، فضای حضور گردشگر (زمان و مکان)، راهنمای گردشگر، و سازمان ها و ساختارهای مرتبط با فعالیت در این عرصه مقوله بندی شده اند. در پایان نیز پیشنهادهایی برای سیاست گذاران این عرصه و همچنین پیشنهادهایی برای محققان و پژوهشگران در این زمینه بیان شده است.
بایسته های ارتباطات میان فرهنگی شیعه و اهل سنت در ایران با تأکید بر مفهوم غیریت در اندیشه لویناس
حوزههای تخصصی:
امانوئل لویناس که از او به عنوان فیلسوف اخلاق نیز نام برده شده، فیلسوفی است که دغدغه اصلی اش توجه به پدیده ای به نام «دیگری» است. دیگری ای که او خود را در قبال آن مسئول می داند. مقاله حاضر تلاش دارد به بررسی مسئله دیگری و غیریت در اندیشه لویناس و موردکاوی آن در ارتباطات میان فرهنگی شیعه با اهل سنت در ایران بپردازد. در این مجال، پژوهشگر شیعیان ایران را به مثابه «خود» و پیروان مذهب اهل سنت ایران را در مقام «دیگری» در نظر گرفته است و تلاش کرده با تکیه بر اندیشه غیریت و توجه به دیگری در آراء امانوئل لویناس، به بررسی و تحلیل وضعیت کنونی ارتباط با اهل سنت در ایران و بررسی اجمالی راه کارها جهت بهبود این ارتباط با هدف تقویت هم گرایی و حفظ انسجام ملی و وحدت اسلامی در ایران، بپردازد. از این روی پژوهشگر با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی مسائل فرهنگی-ارتباطی میان شیعیان و اهل سنت ایران پرداخته و پس از تحلیل آن بر اساس اندیشه لویناس، محورهایی را جهت بهبود ارتباطات میان فرهنگی شیعه و اهل سنت در ایران استخراج کرده که عبارت اند از: «افزایش ارتباطات میان شیعه و اهل سنت»، «افزایش شناخت طرفین از یکدیگر»، «لزوم توجه به حقوق اقلیت های مذهبی» و «رعایت احترام و پرهیز از توهین به مقدسات طرفین». به نظر می رسد محورهای مذکور در سیاست گذاری برای مسائل اهل سنت از اهمیت بالایی برخوردار است و همواره باید موردتوجه سیاست گذاران و تصمیم سازان کلان جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.
سیاست گذاری رسانه ای و تأثیر آن بر توسعه: مطالعه موردی کشور هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۷
141 - 168
حوزههای تخصصی:
سیاستگذاری رسانه ای مجموعه ای از هنجارها و اقداماتی است که از سوی دولتها و به عنوان راهنمای عمل نظامهای رسانه ای شکل میگیرد. این سیاستها که به عنوان مکانیزمی برای رصد و کنترل فعالیتهای رسانه ای تدوین میشوند، علی-رغم تفاوتهایی که با یکدیگر دارند، غالباً از سیاستهای رسانه ای غرب تأثیر پذیرفته اند.هند به عنوان کشوری کهن در آسیا، تجارب منحصربه فردی در سیاستگذاری کسب کرده است که عمده آن به واسطه مواجهه رسانه های این کشور با نظام رسانه ای غرب و پاسخگویی به نیازها و فشارهای داخلی مبنی بر تجاریسازی و آزادی رسانه ای می باشد. هدف مطالعه حاضر ارزیابی نحوه مواجهه رسانه های هند با الگوهای نوین سیاست گذاری رسانه ای پس از گذار از دهه ۹۰ و پیوستن به الگوی تجارت آزاد و جهانی سازی است تا تأثیر تغییرات ایجادشده بر الگوهای توسعه و آزادی رسانه ای این کشور شناسایی شود. نتایج این تحقیق که به روش کتابخانه ای انجام شده، نشان می دهد که هند پس از دهه ۹۰ علی رغم توسعه تجاری و افزایش سودآوری از محل فعالیت های ارتباطی و رسانه ای، نتوانسته است در زمینه سیاست گذاری این عرصه موفق عمل کند و باوجود داعیه دموکراتیک ترین کشور جهان، در تحقق آزادی رسانه ای چندان موفق نبوده است.
بررسی تطبیقی پوشش خبری تحولات سوریه در دو روزنامه جمهوری اسلامی و القدس العربی
منبع:
علوم خبری سال هشتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۱
21 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی پوشش خبری تحولات سوریه در دو روزنامه جمهوری اسلامی و القدس العربی است. روزنامه جمهوری اسلامی از نظر گرایش سیاسی خط مشی میانه رو و معتدلی دارد و در هیچ کدام از طیف های اصول گرایی و اصلاح طلبی قرار نمی گیرد. همچنین روزنامه القدس العربی یک روزنامه ای مستقل از دولت است که در خارج از مرزهای سیاسی فلسطین و در لندن چاپ می شود و با دیگر روزنامه های کشورهای عربی مانند عربستان و قطر که در این پژوهش به نقش این کشورها اشاره شده است، متفاوت می باشد. از این رو با توجه به این شباهت ها،این دو روزنامه برای بررسی در این پژوهش انتخاب شده اند. روش مورد استفاده، روش تحلیل محتوا از نوع کمی است. حجم نمونه شامل 6 ماه (بهار و تابستان1397) از کلیه مطالب مربوط به تحولات سوریه در این دو روزنامه است. در این پژوهش،جهت گیری هر دو روزنامه مذکور با توجه به نظریه سوگیری مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نظریه سوگیری و کاربرد آن در تحلیل های رسانه ای می توان به عینیت و واقعیت گرایی رسانه ها و همچنین به جهت گیری های مثبت و منفی و حتی خنثی آنان پی برد. در این زمینه یافته های پژوهش حاضر به تفاوت معنی داری بین جهت گیری دو روزنامه مذکور رسیده است. با استفاده از برجسته سازی رسانه ای،رسانه ها در نحوه انعکاس و برجسته کردن اخبار و مطالب خود بر اساس خط مشی و رسالت سازمان خبری متبوع خویش عمل می کنند. روزنامه های جمهوری اسلامی و القدس العربی نیز بر اساس همین اصل به پوشش تحولات سوریه پرداخته اند. ودر این زمینه نیز تفاوت معنی داری بین این دو روزنامه بر اساس یافته های پژوهش مشاهده می شود.
خدمات رسانه های جایگزین و سیاستگذاری رسانه ای در یک بحران؛ مطالعه زلزله کرمانشاه در سال 1396
منبع:
علوم خبری سال هشتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۱
47 - 72
حوزههای تخصصی:
رسانه های جایگزین (alternative media) همواره به عنوان جریانی در برابر رسانه های جریان اصلی (main stream media) مطرح هستند، چراکه صداها و نوع نگاهی که این نوع از رسانه ها منعکس می سازند، به دلیل ماهیت پیام ها و نیز اهدافی که دنبال می کنند، چه از جنبه خاستگاه و چه فرایند مشارکت مخاطبان و کاربران و یا گستره دارای تفاوت های عمده با نوع دیگر رسانه هاست. در این میان، حادثه زلزله کرمانشاه به عنوان بستری قابل مطالعه پیرامون پیامدهای فرهنگی و اجتماعی یک بحران و نحوه بازنمایی وقایع آن می تواند سطح تمایز این رسانه ها را در جامعه کنونی ایران به خوبی روشن سازد. از آنجاکه رسانه های جایگزین به عنوان بخشی از صدای قومیت ها و مذاهب و خرده فرهنگ ها محسوب می شوند، این مقاله در تلاش است تا جهت پاسخ به چند پرسش پیرامون آن ها دست زند. اول اینکه انواع رسانه های جایگزین در حادثه زلزله کرمانشاه کدامند و چه تمایزهایی با یکدیگر داشته اند؟ و دوم اینکه مضامین اصلی پیام های این رسانه ها چه بوده است و چگونه می توان از ظرفیت این رسانه ها در راستای سیاستگذاری رسانه ای بحران بهره گرفت؟. لذا محققان ضمن مطالعه اخبار و وقایع منعکس شده از این حادثه در قالب های گوناگون و نیز خوانش گزارش ها به گونه شناسی رسانه های جایگزین در بحران زلزله دست زده اند و در مرحله بعدی متکی بر روش تحلیل مضمون مضامین اصلی پیام ها را در کنار احصای خدمات این نوع از رسانه ها در مسیر سیاستگذاری رسانه ای بحران استخراج نموده اند.
بررسی فرایند و مولفه های تاثیر گذار در تدوین اهداف آموزشی آموزش و پرورش ابتدایی ایران، آلمان و مالزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۴۲)
221 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی فرایند و مولفه های تاثیر گذار در تدوین اهداف آموزشی در ایران، آلمان و مالزی می باشد. روش پژوهش توصیفی -تحلیلی از نوع تطبیقی است که باتوجه به رویکرد چهارمرحله ای (توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه)، جورج اف بردی صورت پذیرفته است. جامعه آماری در سطح کلان (کشوری) تعیین و نمونه های منتخب، سه کشور ایران، آلمان و مالزی می باشند. تاکنون در هر سه کشور تدوین اهداف آموزشی در شوراهای بالادستی صورت می گیرد که این شوراها در ایران بیشتر حالت متمرکز داشته و در آلمان تمرکز آن ها کمتر و در مالزی ترکیبی از هر دو هست. مؤلفه های تأثیر گذار آموزش و پرورش ابتدایی نشان می دهد که در آموزش وپرورش ایران مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار در این حوزه مؤلفه های ایدئولوژیک همچون آیات قرآن و روایات و همچنین مؤلفه های تربیتی همچون اندیشه های تربیتی جدید و نتایج تحقیقات نوین در این زمینه هست. در آلمان نیز این مؤلفه ها عبارت اند از نتایج تحقیقات و اندیشه های تربیتی آلمان و مؤلفه های بین المللی در مالزی نیز ترکیبی از این دو در این زمینه بسیار تأثیرگذار بوده است که بدین سان ترکیب این مؤلفه ها می تواند تشکیل دهنده اهداف نظام تربیتی ابتدایی باشد. نتیجه حاصل از این پژوهش آن است که مدیران و مسئولان باید الزامات منطقه ای را به همراه سندهای بالادستی در تدوین اهداف آموزشی دوره ابتدایی در نظر بگیرند.
واکاوی مختصات تلفیق عاملیت نوجوانان و فنآوری با توجه به خانگی شدن ICTS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۳
145-180
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی تکنولوژی های نوین ارتباطاتی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده جوانان
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی مطالعات فضای مجازی شبکه های اجتماعی
بر اساس تغییرات اجتماعی-فنآورانه شهر اطلاعاتی تهران، خانگی شدن فنآوری های ارتباطی و اطلاعاتی سبب شده است تا ایده هم زیستی انسان و فنآوری در ابعادی از سطوح شناختی تا کنشی تسهیل شود. در این میان، عاملان اجتماعی نوجوان از سطح انطباق پذیری بیش تری با فنآوری های جدید در بُعد کنش های روزمره برخوردارند؛ تا جایی که تشدید وابستگی به فنآوری های به روز، زمینه ادغام عاملیت انسان و فنآوری را فراهم می آورد. در این مقاله، نویسندگان تلاش کرده اند تا برخی از جنبه های زندگی خانوادگی مرتبط با مسئله مذکور را بر طبق نگرش نوجوانان(نسل جدید) و نیز مادران و پدران تحلیل کنند. پس از برآورد آمایشی اطلس کلان شهر تهران، با توجه به نمونه گیری هدفمند و تیپیک و با اتخاذ روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 120 نوجوان و 20 نفر از مادران و پدران مصاحبه شد. رویکرد نظری منطبق بر دوگانه ساختار-عاملیت برای انسان و فنآوری بوده و از تحلیل کدگذاری چند-مرحله ای و سنخ یابی استفاده شده است. در مجموع، نتایج نشان می دهند که طیفی از نگرش های متعدد میان نوجوانان و والدین مانند سه گانه تکنیک گرایان، محافظه کاران و انسان گرایان قابل احصاست. یکی از مضامین کلیدی در تحلیل مسئله و امکان تلفیق عاملیت عبارت از ایده «فنآوری به مثابه منبع قدرت» برای نوجوانان است. از این رو، نوعی «انسان شناسی جدید» در فهم کنش نوجوانان به دلیل اتصال به ابزارها و فنآوری های جدید شکل می گیرد که بر سطحی از ادغام کنشگر با فنآوری های نو ظهور دلالت دارد. در این چشم انداز، توجه به مفهوم «نمایش قدرت» حائز اهمیت است.
گاچو؛ گهواره سنتی سیرجان
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ایرانی
حوزههای تخصصی:
زﻣﻴﻨﻪ و ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ: ﺷﺒﻜﻪ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ در ﻛﻨﺎر ﻣﺰاﻳﺎي ﺑﻲ ﺷﻤﺎرش، ﻣﻌﺎﻳﺒﻲ ﻧﻴﺰ دارد ﻛﻪ ﻋﺪم آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ آﺳﻴﺐ ﻫﺎﻳﻲ را ﺑﺮاي ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﺎر آورد. اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ در ﺻﺪد ﺑﻮده اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻌﺎﻳﺐ و ﺗﻬﺪﻳﺪات ﻣﻮﺟﻮد در اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ و ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺠﺎزي را ﻣﻌﺮﻓﻲ و راﻫﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺖ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ و ﻛﺎﻫﺶ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ آﺳﻴﺐ ﻫﺎ اراﻳﻪ ﻧﻤﺎﻳﺪ. روش ﭘﮋوﻫﺶ: ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ از ﻃﺮﻳﻖ اﺳﺘﻨﺎدي ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﻧﻈﺮي و ادﺑﻴﺎت ﭘﮋوﻫﺸﻲ ﻣﻮﺟﻮد ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﻣﻮﺿﻮع ﺗﺤﻘﻴﻖ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎ: در اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﺲ از ﻃﺮح ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ واﺣﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﭘﻳﺪایش ﻓﻦ آوري ﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎت و ارﺗﺒﺎﻃﺎت، ﻇﻬﻮر اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ و ﮔﺴﺘﺮش ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻃﺮح آﻧﻬﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎ و ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎ ﺑﻪ آﺳﻴﺐ ﻫﺎي ﻧﻮ ﭘﺪﻳﺪ ﻧﺎﺷﻲ از ﻣﺎﻫﻮاره، ﺑﺎزي ﻫﺎي راﻳﺎﻧﻪ اي، ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮاه و اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. واﻟﺪﻳﻦ ﭼﻨﺪان ﺑﺎ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ و ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻧﺪارﻧﺪ و ﻓﺮزﻧﺪان آﻧﻬﺎ ﺟﻬﺖ ﺑﺮﻗﺮاري ﺗﻤﺎس ﺑﺎ دوﺳﺘﺎن ﻗﺪﻳﻤﻲ و ﻳﺎﻓﺘﻦ دوﺳﺘﺎن ﺟﺪﻳﺪ و ﺑﻪ اﺷﺘﺮاك ﻧﻬﺎدن اﻃﻼﻋﺎت ﺷﺨﺼﻲ و ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ ﺷﺎن در ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺠﺎزي ﻋﻀﻮ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و اﻏﻠﺐ ﻧﻴﺰ از ﺧﻄﺮاﺗﻲ ﻛﻪ در ﻛﻤﻴﻦ آﻧﻬﺎﺳﺖ، آﮔﺎه ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ.؛ ﻟﺬا راﻫﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺖ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ و ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻬﺪﻳﺪات اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ در اﺑﻌﺎد ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، آﻣﻮزﺷﻲ و ... ﺑﻪ وﻳﮋه ﺑﻮﻣﻲ ﺳﺎزي ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺠﺎزي ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ اراﻳﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﺘﺎﻳﺞ: در اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، ﺿﻤﻦ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ اﻫﻤﻴﺖ ﻧﻬﺎد ﺧﺎﻧﻮاده و ﻣﻮرد ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ آن از ﺳﻮي ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﭘﻴﺸﻨﻬﺎداﺗﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪات ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي و اﺳﺘﻔﺎده ي ﺻﺤﻴﺢ از ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎزي اراﻳﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ.
توسعه معنویت در دوران کودکی؛ رویکردی نهفته برای ارتقای سلامت و توسعه اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷۱
۲۳۶-۲۰۷
حوزههای تخصصی:
معنویت یکی از عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی، سلامت و توسعه انسانی، اجتماعی است. هدف این مطالعه مروری، تحلیل ابعاد معنویت مذهبی و شناسایی عناصر مرتبط با توسعه این ابعاد، به ویژه توسعه معنویت در دوران کودکی است. مرور انتقادی طبق شواهد موجود در متون، تجربیات دوران کودکی و چگونگی پرورش او در این مرحله، اثر مهمی بر کیفیت زندگی و سلامت فرد در طول زندگی او دارد. اغلب نظریه پردازان، تکامل بعد معنوی را مرتبط با سایر ابعاد توسعه انسانی مطرح کرده اند. در نظریه های ارائه شده، عناصر مؤثر بر شکل گیری معنویت یا مراحل توسعه آن در شرایط و زمینه های گوناگون (سن کودک و محیط زندگی) مورد بحث قرار گرفته است. حمایت از کودکان برای بیان احساسات و تجارب معنوی مانند عشق و نفرت، امید و ترس، اعتماد و نا امنی، ایجاد فرصت برای احساس حیرت و شگفتی، مهیا کردن زمینه برای تصویرسازی ذهنی، تقدیر از مشارکت کودک در کارها، همچنین بر انگیختن و تشویق کردن کنجکاوی او برای پرسیدن سؤال های مهم، برخی از روش های پرورش معنوی هستند. بحث همه کودکان با یک معنویت ذاتی متولد می شوند و ظرفیت پرورش آن را دارند. جایگاهی که کودک برای خود می یابد، احساس تعلق، تجربه معنا و شناخت پیدا کردن نسبت به خود، دیگران و نیروی برتر (امید و اعتماد)، از مهم ترین عناصر توسعه معنویت مذهبی در کودکان هستند. اهمیت دادن به زیبایی های درونی و تعمق در زیبایی ها و پدیده های هستی، زمینه رشد خلاقیت و پرورش روح یا تکامل معنوی را فراهم می کند. احساس همدلی و مسئولیت پذیری نسبت به خود، سایر موجودات و طبیعت، علاوه بر بهبود کیفیت زندگی فرد می تواند در ارتقای سلامت و توسعه اجتماعی نیز مؤثر باشد.
بررسی عوامل جامعه شناختی بر نگرش نسبت به لباس روحانیت در تجربه زیسته همسران طلاب
منبع:
فرهنگ پژوهش زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۶ ویژه علوم اجتماعی
91 - 122
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار به منظور بررسی عوامل زمینه ساز اجتماعی در شکل گیری نگرش همسران طلبه نسبت به لباس روحانیت از روش کیفی «نظریه زمینه ای» استفاده شده است. بدین منظور 24 مصاحبه هدفمند به صورت عمیق و نیمه ساختاریافته از همسران طلاب صورت گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مهم ترین عامل ایجادی و تأثیرگذار در نیرومندی نگرش همسران طلاب نسبت به روحانیت و لباس آنان «خانواده» است. عوامل شناختی در نگرش همسران طلاب نسبت به لباس روحانیت شامل «تأثیر استاد به عنوان دیگران مهم»، «معنویت روحانیون» و «اعتقاد به تقدس با پوشش لباس روحانیت» است. عامل احساسی نیز «احساس محبوبیت از تلبس» است و عوامل زمینه ساز رفتاری برای پذیرش لباس روحانیت شامل «تأثیر تلبس در میان مردم به عنوان نماد لباس پیامبر اکرم (ص) »، «شناخته شدن روحانیت با لباس خاص به عنوان یکی از شعائر اسلامی»، «تأثیر رضایت از زندگی بر تصور قالبی نسبت به روحانیت»، «ارتباط بهزیستی معنوی همسر با رضایت از زندگی طلبگی» است. همچنین عوامل مداخله گر که مانع پذیرش و همراهی کنشگر به پوشش لباس روحانیت همسر در مکان های عمومی می شود شامل «خود ساخته نبودن بعضی از روحانیون ملبس عامل تصور قالبی منفی به روحانیت» و «برداشت جامعه از جایگاه اجتماعی، اقتصادی خانواده طلاب» است.
بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی بر فاصله اجتماعی (انزوا) در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات علوم اجتماعی ایران سال پانزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۶
134 - 149
حوزههای تخصصی:
امروزه حضوری شبکه های اجتماعی در زندگی اجتماعی شهروندان بخش جدایی ناپذیری از زندگی شده اند. هرچند نمی توان منکر برخی محاسن این شبکه ها شد، اما استفاده غیرمعمول از این شبکه ها پیامدهای نامطلوبی را برای جامعه و افراد به دنبال خواهد داشت. در همین راستا این پژوهش با هدف بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی بر فاصله اجتماعی (انزوا) در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر با روش توصیفی از نوع پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان عضو شبکه های اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر هستند که حجم نمونه با استفاده از جداول لین و مورگان برای سطح اطمینان 095/0 و حداکثر پراکندگی به تعداد 384 نفر برآورد شده و شیوه نمونه گیری نیز سیستماتیک چند مرحله ای است. نتایج حاصل از این بررسی نشان داده است که میزان استفاده از شبکه های اجتماعی اثر معناداری بر انزوای اجتماعی، شدت ارتباطات خانوادگی، عضویت در گروه های واقعی، اعتیاد به اینترنت، بحران هویت و اختلال در شکل گیری شخصیت، تعارض ارزش ها و گسترش ارتباطات نامتعارف داشته اند، اما میزان استفاده از شبکه های اجتماعی بر اساس پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد تفاوت معناداری را نداشته، هرچند بر اساس جنسیت متفاوت بوده و مردان بیش از زنان از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) بر نگرش نسبت به زندگی دانش آموزان پسر متوسطه ی دوم شهرستان شوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرش نسبت به زندگی دانش آموزان انجام گرفت.جامعه آماری،کل دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان شوش در سال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند؛ تعداد 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی(15نفر) و کنترل(15نفر) جایگزین شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تجدیدنظر شده28 عبارتی شاخص نگرش نسبت به زندگی که توسط باتیستا و آلموند(1998) تدوین شده است،استفاده گردید.جلسات آموزش ذهن آگاهی به مدت 10 جلسه در مورد گروه آزمایشی اجراء شد و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد.در این پژوهش از طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل با پیگیری 60 روزه استفاده شد.نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به دانش آموزان باعث تغییر در نگرش آنان به زندگی می شود.(p>0.05)
چگونه با کودکان درباره خبرهای «تلخ و سخت» صحبت کنیم؟
حوزههای تخصصی:
خبرهای ناگوار فقط کام مخاطبان را برای دقایقی تلخ نمی کنند، بلکه تاثیرات درازمدت و "عمیقی" بر ضمیر و روان آنها می گذارند. روانشناسان و روان درمانگرها برای این اثرات "مخرب" روحی و روانی، نام "زخم" گذاشته اند و معتقدند در بسیاری اوقات، این زخم و "تروما " از کودکی تا پایان عمر همراه انسان خواهد بود. انتشار خبرهای تلخ و ناگوار و تکرار مداوم این خبرها در بخش های مختلف خبری، یکی از مهم ترین دلایل زخمی شدن روح و روان انسان است که از کودکی شروع می شود. به این ترتیب، کودکان به عنوان مخاطبان خبرهای ناخوشایند، همواره ناخواسته، در معرض آسیب های جدی خبرهای تلخ هستند. روانشناسان با تمرکز بر مطالعات آسیب شناسی اخبار رسانه ها باور دارند با شدت گرفتن بمباران های اطلاعاتی توسط رسانه ها و پوشش گزارش های خبری حوادث "ناخوشایند" در همه حوزه های خبری سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... کودکان بیشترین تشویش و نگرانی ها را متحمل می شوند؛ تشویش هایی که ناشی از خبرهای تلخ است. روانشناسان برای خبرهای تلخ، عنوان خبرهای "سخت" را مطرح می کنند.
پیش بینی بهباشی روان شناختی و شادکامی براساس سبک زندگی اسلامی با کنترل عوامل شخصیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی اسلامی و صفات شخصیتی نقش عمدهای در بهباشی روانشناختی و شادکامی ایفا میکنند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک زندگی اسلامی و پنج عامل بزرگ شخصیت در بهباشی روانشناختی و شادکامی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی – همبستگی است. جامعه پژوهش را دانشجویان و طلاب شهر قم تشکیل دادند که با استفاده از نمونهگیری در دسترس 911 دانشجو و طلبه بهعنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامههای سبک زندگی اسلامی (ILST-75)، پنج عامل بزرگ شخصیت (Goldberg 1999)، بهباشی روانشناختی (Ryff 1995) و شادکامی- افسردگی (McGreal & Joseph 1993) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که سبک زندگی اسلامی و خردهمقیاسهای آن شامل اجتماعی، باورها، عبادی، اخلاق، مالی، خانواده، سلامت، تفکر و علم، امنیتی و زمانشناسی با بهباشی روانشناختی و شادکامی رابطه مثبت و معنادار دارند. همچنین پنج عامل شخصیت با بهباشی روانشناختی و شادکامی نیز رابطه مثبت و معنادار دارند. یافته دیگر پژوهش حاضر نشان داد که سبک زندگی اسلامی با کنترل عوامل شخصیتی، شادکامی و بهباشی روانشناختی را پیشبینی کند؛ بنابراین تقویت سبک زندگی اسلامی میتواند موجب تقویت و افزایش شادکامی و بهباشی روانشناختی در افراد شود.
سنجش نگرش پیروان ادیان توحیدی در مورد توسعه گردشگری پایدار شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گردشگری از دیرباز به عناوین مختلف مورد توجه ادیان و آموزه های دینی بوده است و در عمده ادیان جهان در خصوص سفر، گردش، سیر و سیاحت سخنانی آموزنده در قالب وحی یا اسطوره سخن به میان آمده است. در همین راستا این پژوهش به منظور سنجش نگرش پیروان ادیان توحیدی در مورد توسعه گردشگری پایدار شهر اصفهان به روش کمی انجام شده است که با اتکا بر رویکردهای نظری موجود در ارتباط با نگرش پیروان ادیان توحیدی پرسشنامه ای مشتمل بر 114 پرسش 5 گزینه ای انجام شده و سپس این پرسشنامه بر طبق فرمول کوکران 384 نمونه مشخص شد که با توجه به حجم میلیونی تعداد مسلمانان در اصفهان در مقابل جمعیت چند صد تا چند هزار نفری مسیحیان، یهودیان و زرتشتی ها، فرمول کوکران تعداد آنها را در نمونه آماری لحاظ نمی نمود، لذا به کمک روش لگاریتمی حجم نمونه تعداد 951 مشخص شد که به جهت جلوگیری از خطاهای احتمالی و افزایش دقت 980 نمونه آماری مورد تحقیق پیمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میان «نگرش پیروان ادیان توحیدی برساخته از آموزه های کتب مقدس» و «نوع دین ایشان» در مورد توسعه گردشگری پایدار شهر اصفهان تفاوت معناداری وجود دارد. در کل نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان می دهد، مناسب ترین مدل برای پیش بینی توسعه گردشگری پایدار برای پاسخگویان «متدین به ادیان چهارگانه توحیدی» در شهر اصفهان متغییرهای: مناسکی، اعتقادی و پیامدی است که معادله آن نشان می دهد که 4/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای سه گانه فوق (متغیرهای مستقل) تبیین می شود.
بازشناسی دانش بومی خانه های چوبی در روستای زیارت گرگان ونقش آن در توسعه پایدار محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰
103 - 150
حوزههای تخصصی:
روستای زیارت در بخش کوهستانی جنوب گرگان در استان گلستان واقع شده است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی نقش دانش بومی در توسعه پایدار در ساخت خانه های این روستا به صورت کیفی و به روش تحلیل محتوی انجام شد. 18مصاحبه با ده مطلع و سه استادکار نجار بومی انجام و سپس مصاحبه ها بصورت دست نویس پیاده شد و با روش کیفی گراندهیم و لاندمن تجزیه و تحلیل شد. فرآیند سیستماتیک تجزیه و تحلیل با کدگذاری آغاز گردید و اطلاعات از داده های متنی فراتر رفت و از طریق آن مضامین و مفاهیم پنهان از درون محتوی داده ها نمایان شد و 622 کد سطح اول بدست آمد. پس از ادغام کدهای مشابه، فرآیند ایجاد زیر طبقات بر پایه مشابهت مفهومی موجب پدیدار شدن شانزده زیر طبقه شد. فرآیند ادغام و تقلیل داده ها در نهایت به پنج طبقه اصلی فن چوب شناسی، مهارت خانه سازی، تعاملات اجتماعی-فرهنگی، بهره وری اقتصادی و انتقال تجارب منجر شد. طبقه فن چوب شناسی دارای سه زیر طبقه گونه ها و مکانهای مناسب چوب، روشهای تهیه چوب و نحوه انتقال چوب بود. طیقه مهارت خانه سازی شامل چهار زیر طبقه چینش طبقه همکف، ساخت طبقه اول، روش اجرای بام و ابزارها و وسایل بود. طبقه تعاملات اجتماعی فرهنگی دارای چهار زیرطبقه همیاری و مشارکت، نقش فرهنگ در انسجام اجتماعی، استقلال و خودکفایی و بهبود کیفیت زندگی ونیز طبقه بهره وری اقتصادی دارای زیرطبقات کاهش هزینه ساخت، توانمندسازی و اشتغال، تاثیر اقتصاد بر کالبد خانه، ونهایتا طبقه انتقال تجارب دارای زیر طبقات اشتیاق یادگیری و رابطه استاد- شاگردی بود. در انتها می توان نتیجه گرفت اجرای طرح های توسعه در این روستا باید به گونه ای باشد که خانه های این روستا با مصالح بومی همچون چوب با بکارگیری دانش بومی توام با شناخت ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و طی مشارکت جوامع محلی برنامه ریزی و اجرا گردد.
بررسی جامعه شناختی محرومیت اجتماعی دختران روستایی زابل و عوامل مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محرومیت اجتماعی، واقعیتی است که برخی افراد به اندازه قابل توجهی بیشتر از دیگران در معرض آن هستند. در این میان، گروه های جمعیتی متشکل از دختران مجرد در نواحی روستایی، کسانی هستند که به شدت از محرومیت اجتماعی آسیب می بینند. بر همین اساس، این پژوهش به بررسی جامعه شناختی محرومیت اجتماعی دختران روستایی شهرستان زابل و عوامل مرتبط با آن پرداخته است. چارچوب نظری پژوهش، نظریه زیبرا، بوردیو، بلوم برگ، و نارایان و روش مورد استفاده، تکنیک پیمایش است. داده ها با ابزار پرسش نامه محقق ساخته و استاندارد به دست آمد ه است. جامعه آماری پژوهش، دختران روستایی شهر زابل هستند که تعداد 384 نفر به عنوان نمونه براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای متناسب با حجم pps انتخاب شده اند . برای سنجش پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. محرومیت اجتماعی در شش بعد محرومیت از ازدواج، محرومیت از شبکه روابط اجتماعی ، محرومیت از مشارکت اجتماعی، محرومیت آموزشی، محرومیت اوقات فراغت، و محرومیت فکری، سنجیده شده است. بیشترین محرومیت در بعد محرومیت از ازدواج و کمترین محرومیت در بعد محرومیت اوقات فراغت مشاهده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین متغیرهای مورد بررسی نگرش سنتی والدین، نابرابری جنسیتی، منابع در دسترس اقتصادی اجتماعی محیط، تحصیلات، و درآمد، با متغیر محرومیت اجتماعی، رابطه معنا داری وجود دارد. در این میان، متغیر نگرش سنتی والدین، بیشترین نقش را در تبیین متغیر محرومیت اجتماعی ایفا می کند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که متغیرهای مستقل واردشده به مدل رگرسیون، 36 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده است.