فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۶۱ تا ۵٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
315 - 347
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل رابطه «پایگاه اقتصادی- اجتماعی افراد و ذائقه فرهنگی شهروندان با تاکید بر مصرف و مطالعه کتاب» انجام گرفته است. روش پژوهش، تحلیلی_توصیفی و به صورت پیمایشی(پرسشنامه) داده های تحقیق گردآوری شده است. جامعه آماری، شهروندان شهر تهران است. روش نمونه گیری، تصادفی خوشه ای در پنج ناحیه (شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز) و حجم نمونه، مطابق با جدول حجم نمونه مورگان به تعداد 400 نفر انتخاب گردیده است. روایی ابزار پژوهش صوری و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ(کل) 885/0 بدست آمده است. در این پژوهش نتایج ضریب همبستگی بین شاخص های پایگاه اقتصادی- اجتماعی شهروندان و ذائقه فرهنگی مصرف یا مطالعه کتاب نشان می دهد بین متغیرهای مستقل تحصیلات فرد به میزان(401/0)، تحصیلات پدر(252/0)، تحصیلات مادر(208/0) و درآمد ماهیانه(165/0) و متغیر وابسته ذائقه فرهنگی مطالعه کتاب رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین متغیرهای شغل(167/0-) و محل سکونت(169/0-) با مصرف یا مطالعه کتاب رابطه معکوس و معنی داری است و رابطه بین مالکیت منزل(078/0) و مصرف یا مطالعه کتاب معنی داری(119/0) نیست. البته نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه برای ذائقه فرهنگی مصرف یا مطالعه کتاب بر اساس متغیرهای تحصیلات فرد، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، درآمد ماهیانه، شغل، مالکیت منزل و محل سکونت با متغیر وابسته ذائقه فرهنگی مصرف یا مطالعه کتاب حاکی از وجود تفاوت معنی دار در ذائقه فرهنگی مصرف یا مطالعه کتب به تناسب متغیرهای مذکور دارد.
رابطه سرمایه اجتماعی و گرایش به مدرنیته (مورد مطالعه: شهروندان گرگان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی به یکی از مهمترین مباحث مطرح در میان اندیشمندان شاخه های مختلف علوم اجتماعی و انسانی در چند دهه ی اخیر تبدیل شده است. هدف این پژوهش شناسایی تأثیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر گرایش به مدرنیته در شهر گرگان می باشد. روش تحقیق پیمایشی بوده، داده ها به روش میدانی جمع آوری شده، جامعه آماری شامل شهروندان ساکن شهر گرگان بود که تعداد 401 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بودکه اعتبار آن به واسطه اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (879/0) مورد تایید قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از تکنیک ها و روش های آماری پیشرفته متناسب با سطح سنجش متغیرها استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی با گرایش به مدرنیته در بین شهروندان گرگان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین میزان تاثیر سرمایه اجتماعی بر گرایش به مدرنیته بیش از سرمایه اقتصادی است. انسجام مهمترین مؤلفه در سرمایه اجتماعی و رابطه گرایی مهم ترین بعُد در مدرنیته است. بین سرمایه اجتماعی و مولفه های آن (اعتماد، مشارکت، امنیت، انسجام) با گرایش به مدرنیته رابطه معنی دار وجود دارد. متغیر مشارکت تاثیر معکوس بر روی مدرنیته دارد، بین اقسام سرمایه اجتماعی (شناختی و ساختاری) با گرایش به مدرنیته رابطه معنی داری وجود دارد و سرمایه اجتماعی ساختاری عامل مهمتری در تغییرات مدرنیته است. همچنین بین متغیرهای جنسیت (مردان)، سطح تحصیلات، قومیت و شغل با گرایش به مدرنیته رابطه معنا داری وجود دارد، در حالی که بین مذهب با گرایش به مدرنیته، رابطه معنا داری وجود ندارد.
ضرورت آموزش شیوه ها و مهارت های گفت وگوی ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روزگار ما با وجود جنگ های عقیدتی، مهاجرت و جهانی شدن، گفت وگو پدیده ای اجتناب ناپذیر است. در مقام مقایسه، در جهان غرب، مسیحیان شخصیت اصلی گفت وگوی بین دینی هستند و روحانیون مسیحی تکنیک ها و روش های آن را فرا می گیرند؛ درحالی که مسلمانان که مهم ترین هدف گفت وگوی مسیحیان هستند، کمتر به آموزش روش ها و فنون گفت وگوی بین ادیان در آموزشگاه های خود می پردازند. مسئله اصلی این مقاله آن است که دانشگاه چه نسبتی با موضوع گفت وگوی ادیان دارد؟ آیا انتظار نقش آفرینی دانشگاه در این زمینه با رسالت دانشگاه مغایر است یا بالعکس؟ دانشگاه با چه سازوکاری می تواند به این موضوع بپردازد تا نتایج در خوری به دست آورد؟ زیربنای این آموزش باید دانش تحول گرا، اخلاق محور و ارزش بنیان باشد. این دانش در وهله نخست موجب شناخت ارزش ها و اهداف ادیان و در گام بعدی، موجب احترام به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی سنت های دینی مختلف می شود. برنامه ریزی راهبردی برای آموزش گفت وگوی ادیان، رسالت دانشگاهی است که در پی حقیقت، صلح و رفاه اجتماعی از طریق آموزش و پژوهش است. این مقاله متکفّل تبیین ضرورت آموزش گفت وگوی ادیان در دانشگاه به شیوه تحلیلی و توصیفی است.
واکاوی سبک زندگی مصرفی جوانان و بزرگسالان متأهل در شهرهای اردبیل و پارس آباد بر حسب تجربۀ آن ها از ارتباطات رسانه ای از طریق رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
166 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش مطالعه سبک زندگی مصرفی جوانان و بزرگسالان متأهل در شهرهای اردبیل و پارس آباد بر حسب تجربه آن ها از ارتباطات رسانه ای است. روش تحقیق به صورت کیفی از نوع داده بنیاد است. مشارکت کنندگان پژوهش را جوانان و بزرگسالان متأهل تشکیل داده اند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و پایان نمونه گیری از طریق اشباع نظری مشخص شده است. ابزار گردآوری مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تجزیه و تحلیل اطلاعات در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. نرم افزار مورد استفاده در این پژوهش، مکس کیودا بود. نتایج منجر به شناسایی 184 مضمون پایه، 19 مضمون فرعی و 10 مضمون اصلی شامل «سبک زندگی انفعالی، سبک زندگی ارتباطی، سبک زندگی ابداعی، مصرف فرهنگی، مصرف مادی، مصرف فراغت، مصرف سلامت، شرایط مردم، بعد اعتقادی و دینی، بعد جمیعت شناسی» بود. سپس برای تعیین مقوله های علّی، زمینه ای، محوری، مداخله گر، راهبردها و پیامدها، مدل پارادایمی پژوهش تدوین شد. با استفاده از یافته های این پژوهش، می توان سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های خوبی در زمینه سبک زندگی اسلامی- ایرانی اتخاذ کرد و در این زمینه تغییر سیاست های صدا و سیما می تواند باعث اجرای چنین سبک بومی در کشور گردد.
بررسی ارتباط دینداری با فساد اقتصادی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
199 - 218
حوزههای تخصصی:
امروزه فساد اقتصادی به مفهوم سوق دادن منافع اجتماعی به سمت منافع فردی یا گروهی، یکی از مهم ترین آسیب های جدی به جوامع قلمداد می شود. عوامل مؤثر بر فساد می تواند برون زا یا درون زا باشد. دین با توجه به تأکیداتی که بر سجایای اخلاقی دارد، می تواند یک مانع درون زا بر فساد باشد. از این رو هدف مقاله حاضر بررسی تأثیر دینداری و فساد اقتصادی است. روش مورد استفاده تحلیل میدانی براساس اطلاعات پرسشنامه ای است. در پرسشنامه هم زمان دینداری و تمایل افراد به فساد با هم سنجیده شده و سپس ارتباط میان این دو گزارش تحلیل می شود. براساس نتایج با افزایش سطح این زیرشاخه های دینداری شامل اعتقادات، عبادیات، اخلاقیات و شرعیات در افراد، آنها پدیده فساد را ناپسندتر می دانند و افراد کمتر به اعمال فسادآلود دست می زنند. در صورت افزایش سطح متغیرهای عبادیات، اخلاقیات، شرعیات و دینداری اجتماعی، افرادی که در پست و مقامی قرار بگیرند در شرایط ناعادلانه از فرصت های موجود به نفع خود بهره نمی برند. با افزایش سطح متغیرهای یاد شده به عنوان عوامل تشکیل دهنده شاخص دین داری، افراد کمتر از راه های غیر مجاز برای حل مشکلات خود استفاده می کنند، میزان پارتی بازی و تقلب کاهش می یابد، کمتر دست سوءاستفاده از فرصت های موجود به نفع خود می زنند همچنین افراد در راستای حل مشکلات، کاهش فاصله طبقاتی خود و بهبود شرایط خود کمتر به اعمال فسادآلود دست می زنند.
Internal Positioning Model for Banking Services (Public Sector Banks)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to design an internal positioning model of state-owned banking services and accreditation. Method: The present study was applied and exploratory. The statistical population of the qualitative stage were the managers of the branches of agricultural, national and housing banks of Khorasan Razavi province and university professors in the field of management who were selected as the sample size by theoretical saturation method. According to Morgan's table, 284 people were selected by simple random sampling as the sample size. For data collection in the qualitative part of the interview and in the quantitative part of the researcher-made questionnaire was used. In order to analyze the data in the qualitative part, the theory of grounded theory and the method of Strauss and Corbin and Maxquda software and in the quantitative part, the technique of structural equations and PLS2 software have been used. Results: The results showed that the model presented in 6 dimensions of causal factors, contextual, intervening, pivotal, strategies and consequences has a good fit. Conclusion: Based on the research findings, they should pay attention to social and personal interactions in order to strengthen their relationships with customers.
تأثیر مخاطب گرایی و ویژگی های فیلم بر رضایت مخاطبان سینما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
323-359
حوزههای تخصصی:
سینما هم هنر است و هم صنعت و هر صنعتی برای بقاء نیاز به کسب سود دارد. تحقیقاتی که در زمینه سینما انجام می شود یا به فیلم (به عنوان محصول) می پردازد و یا به مخاطبان آن. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است که بصورت توصیفی (پیمایشی) انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از شهروندان زنجان و ساری است که در زمان انجام این پژوهش به سینماهای شهر زنجان و ساری مراجعه و فیلم های سینمایی را به تماشا می نشستند. حجم نمونه مورد نظر، با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد. سپس پاسخ دهندگان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های حاصل با استفاده از نرم افزارهای AMOSو SPSS و با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج پژوهش حاکی از آن است که تأثیر ویژگی های فیلم و مخاطب گرایی بر رضایت مخاطبان سینما معنی دار می باشد. از بین مؤلفه های فیلم فقط تأثیر ستاره فیلم، فیلم نامه و موفقیت فیلم بر رضایت مخاطبان سینما معنی دار است. از بین دو مؤلفه مخاطب شناسی نیز تأثیر سبک زندگی بر رضایت مخاطبان سینما معنی دار است ولی تأثیر مسائل اجتماعی معنی دار نمی باشد.
برساخت هویت فرهنگی- بومی در بستر نسل ها؛ پژوهشی کیفی در میان سه نسل از شهروندان شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به روندهای توسعه، تکثر فرهنگ ها و رشد مدرنیزاسیون شهری، هویت فرهنگی-بومی از شکل اولیه آن فاصله گرفته و در حال تغییر است؛ از طرفی این مسئله در میان نسل های مختلف و در شهرهای مهاجرپذیر، شکلی ویژه به خود می گیرد. پژوهش حاضر به شیوه های برساخت هویت فرهنگی-بومی در میان شهروندان بومی بندرعباس می پردازد. روش به کار رفته، کیفی و داده های مورد نیاز با بکارگیری مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با 28 نفر از مردان و زنان 20 تا 65 ساله گردآوری شده است. یافته ها نشان از تفاوت های نسلی در برساخت هویت بومی و مواجهه با آن دارد؛ بدین ترتیب که گروه سنی بالای 50 سال مبتنی بر نوعی "انسجام و مقاومت" وگروه سنی 31-50 سال مبتنی بر "همراهی و پذیرش" با عناصر فرهنگی، هویت فرهنگی- بومی خود را برساخت کرده و در نهایت گروه سنی 20-30 سال از "هویتهای دوگانه و نامنسجم" برخوردار بوده اند. در حقیقت نسل اول(بالای 50 سال) از هویت فرهنگی-بومی یکدست و منسجمی برخوردار بوده و در برابر هویت یابی جدید، مقاومت می کند. گروه دوم(50-31 سال)، عناصری از دو هویت بومی و غیربومی را در کنار یکدیگر قرار می دهد و در نهایت نسل جوانتر(30-20 سال)، هویت فرهنگی خود را به شکلی نامنسجم و دوگانه، برساخت کرده است.
بازنمایی شهر تهران در موسیقی رپ فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۶
201 - 224
حوزههای تخصصی:
موسیقی رپ به عنوان یکی از صورت های متأخر موسیقی، با اقبال قابل توجهی از اقشار مختلف جوامع و به ویژه جوانان مواجه شده است. کشور ایران نیز از این روند جهانی مستثنی نبوده و مصرف این نوع موسیقی در میان جوانان ایرانی امری شایع است. این مصرف یقیناً همراه با سطوحی از تأثیرگذاری بر سبک زندگی شنوندگان خواهد بود. مروری بر موسیقی رپ نشان می دهد که برخلاف ارزش نازل موسیقایی آن، محمل مهمی جهت طرح مهم ترین مسائل اجتماعی از جمله شهر نشینی شده است. این مقاله در نظر دارد تهرانی را که توسط موسیقی رپ فارسی برساخته شده و در برابر تهران جهان خارج قرار دارد، مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین سؤال اصلی این پژوهش آنست که موسیقی رپ فارسی، شهر تهران را چگونه بازنمایی میکند؟ جهت پاسخگویی به این سؤال با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 11 آهنگ با بیشترین اقبال مخاطب و با موضوع تهران انتخاب شده و تلاش می گردد با استفاده از روش تحلیل مضمونی، اصلی ترین مضامین برساختی از تهران در این صور موسیقایی شناسایی شود. یافته ها نشان می دهد که مضمون اصلی برساختی از تهران، بازنمایی آن به عنوان یک «شهر ضداتوپیا» است که ویژگی هایی همچون شکاف اقتصادی، کالایی شدن، حس ریاست، شهر کثیف، تهران ترا، شهر دزدان، پوچی زندگی و تهران بی قانون بر آن مترتب است.
الگوی تعیین مسائل در فرآیندِ خط مشی گذاریِ سازمان هایِ فرهنگیِ بخشِ عمومی مطالعه موردی: سازمان فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله عبارت است از تفاوتی که میان وضع موجود و وضع مطلوب امور وجود دارد. امّا اساساً چه اتفاقی رخ می دهد که ما در مواجهه با یک پدیده می گوییم این «مسئله » ی ماست؟ چه می شود که وقتی ما به چیزی نگاه می کنیم جرقه ای در ذهنمان ایجاد می کند که این جرقه برای فرد دیگری که به همان چیز نگاه می کند ایجاد نمی شود. آن چه بارقه های مسئله شناسانه را در ذهن ها ایجاد می کند «نظریه» است. هر نظریه ی فرهنگی یک معیار و هدف کلیدی به نام وضعیت مطلوب دارد و این وضعیت مطلوب را می تواند حدود و ثغور منافع، ایدئولوژی ها، نیازها وخواسته های فردی و اجتماعی تعریف و ترسیم نماید و آن چه که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مانع تحقق این وضعیت مطلوب می شود را «مسئله ی فرهنگی» می گویند. بنابراین این وضعیت مطلوب است که مشخص می کند چه چیزی مشکل و مسئله هست و چه چیزی مشکل و مسئله نیست. سوال اصلی این تحقیق این است که در جمهوری اسلامی ایران چه الگو یا مدل هایی برای شناخت مسائل در حوزه ی فرهنگ وجود دارد، چرا که بررسی الگوی مسئله شناسی در هر جامعه، مبیّن نوع نگاه به مسائل در یک نظام مبتنی بر نظریه فرهنگی خاص می باشد. مطالعه ادبیات علمی کشور، فقدان بررسی های نظری و در عین حال ناظر به عمل و واقعیت در زمینه ی مسئله شناسی فرهنگی را نشان می دهد و یک موضوع و یا رخداد فرهنگی بیش از آن که از دریچه ی یک الگوی دقیق رد شود و به مسأله ی فرهنگی تبدیل شود، از دالان برداشت ها و علایق شخصی فرد خط مشی گذار می گذرد و شکل مسأله ی فرهنگی به خود می گیرد. بدین منظور، این تحقیق با مطالعه موردی یکی از سازمان های فرهنگی بخش عمومی کشور و با استفاده از روش تحلیل مضمون، نمونه ای از الگوی مفهومی مسئله شناسی را پیشنهاد داده است. این الگوی سه وجهی نشان می دهد در این سازمان فرهنگی نوع نگاه به مسائل فرهنگی چگونه شکل می گیرد.
تبلیغات محصولات فرهنگی و ارائه مدل مناسب تبلیغاتی در فضای رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۱شماره ۵۹
219 - 247
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو در صدد ارائه مدل مناسب برای تبلیغات محصولات فرهنگی است. در این پژوهش تلاش شده فرایند تبلیغات محصولات فرهنگی در فضای رسانه ای کشور (تلویزیون، روزنامه ها و مجلات) و تغییر و تحولات آن از زوایای مختلف بررسی و موشکافی شود و متناسب با ابعاد، مؤلفه ها، شاخص ها، عوامل مؤثر و ویژگی های آن، مدل بومی مناسب و جامع و یکپارچه ای برای تبلیغات محصولات فرهنگی ارائه شود. رویکرد مورداستفاده در پژوهش پیش رو روش کمّی و کیفی (آمیخته) است. جامعه آماری پژوهش خبرگان دانشگاهی و متخصصان علمی و اجرایی فعال در حوزه تبلیغات محصولات فرهنگی و فضای رسانه ای را شامل می شود که بر اساس دیدگاه های 18 نفر از خبرگان و 385 فعال تبلیغاتی با رویکرد سیستمی استراوس و کوربین، طی سه مرحله کدگذاری باز و محوری و انتخابی، 50 مفهوم و12 مقوله استخراج شد. از این میان، تبلیغات محصولات فرهنگی به عنوان مقوله مرکزی و 11 مورد دیگر اجزای نظریه داده بنیاد پژوهش را تشکیل دادند. یافته ها نشان داد از چهار مقوله اصلی شرایط علّی، محوری، راهبردی و پیامدها به ترتیب سیاست های دولتی مبتنی بر حمایت از تولیدات فرهنگی و تغییر نگرش به محصول یا کالابودن آن ها، داشتن برنامه تبلیغاتی و اطلاع رسانی، آموزش های نهادی در دو سطح تولیدکنندگان و نهاد خانواده و تأکید بر حفظ هویت و ارزش های اصیل جامعه بالاترین سطح تأکیدات را دارند. لذا، در چارچوب ادبیات نظری پژوهش، دیدگاه خبرگان و بهره گیری از نظریه داده بنیاد، مدل پیشنهادی برای تبلیغات محصولات فرهنگی در فضای رسانه ای ایران طراحی و تدوین شد.
بررسی عمومیت شیوه های مدیریت اقتصادی خانواده در مشهد و عوامل مؤثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۸۵)
111 - 132
حوزههای تخصصی:
چگونگی اداره امور خانواده دغدغه بسیاری از افراد جامعه است؛ در واقع، مدیریت مناسب اقتصاد خانواده مهارتی است که افراد تلاش می کنند بدان دست یابند. این موضوع نیز مانند سایر پدیده های انسانی - اجتماعی به عوامل گوناگونی مرتبط است و بین خانواده ها به اشکال متفاوتی ظاهر می شود. در مقاله حاضر دو هدف اساسی در نظر گرفته شده است؛ نخست شناسایی میزان عمومیت سبک های مختلف مدیریت اقتصادی خانواده و دوم عوامل مرتبط با انتخاب این سبک ها بین خانواد های مشهدی. روش پژوهش استفاده شده، پیمایش و ابزار آن، پرسش نامه است. جامعه آماری، همه سرپرستان خانوار ساکن در شهر مشهد در سال 1398 است. حجم نمونه با فرمول کوکران برآورد شد و در مجموع 369 نفر بررسی شدند. براساس شاخص های این پژوهش، بیش از نیمی از خانواده های مشهدی (54 درصد) در مدیریت اقتصادی خانواده خود عقلانی عمل می کنند. متغیرهای نوع روابط در خانواده، تحصیلات سرپرست خانواده، وضعیت اقتصادی، وضعیت فرهنگی، وضعیت اجتماعی و طبقه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری با سبک مدیریت اقتصادی خانواده دارند. براساس نتایج تحلیل مسیر، مهم ترین متغیر تأثیرگذار، تعداد منابع درآمدی خانواده ها بوده است؛ به این معنا که در صورتی که بیش از یک نفر در خانواده درآمد داشته باشد، مدیریت خانواده به سمت سبک های غیر عقلانی گرایش پیدا می کند؛ ازاین رو، بسیج منابع (پرهیز از تک روی های اقتصادی) بدون ایجاد روابط چندحاکمیتی در خانواده می تواند تأثیر مهمی در اصلاح الگوی مدیریت در خانواده ها داشته باشد و سطح مطلوبیت و رضایتمندی را در خانواده ها افزایش دهد.
نقش میانجی فرهنگ سازمانی در تأثیرگذاری دانش سازمانی بر پیشگیری اجتماعی از جرم (مورد مطالعه: فرماندهی انتظامی شهرستان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
1 - 30
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رویکرد جامعه محوری پلیس به دنبال آن است که همه آحاد جامعه، نهادهای دولتی و مردم نهاد در رویکرد پیشگیری اجتماعی پلیس، نقش آفرینی کنند. در این مسیر بهره گیری از دانش سازمانی در بستر فرهنگ سازمانی همسو با این رویکرد، امری ضروری و تضمین کننده حرکت در مسیر یادشده می باشد. هدف از تحقیق حاضر، شناخت تأثیر دانش سازمانی در پیشگیری اجتماعی از جرم از طریق فرهنگ سازمانی است. روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و از نظر روش تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان فرماندهی انتظامی شهرستان بوشهر است که از این بین، 217 نفر نمونه آماری را تشکیل می دهند. روش نمونه گیری نیز تصادفی ساده است. گردآوری داده ها، توصیفی و ابزار تحقیق، پرسش نامه می باشد و روایی پرسش نامه های تحقیق توسط خبرگان و کارشناسان انتظامی مورد تأیید قرار گرفته است. با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، ساختار کلی پرسش نامه های تحقیق مورد روایی سنجی محتوایی قرار گرفته است. روش تجزیه و تحلیل آماری مدل سازی معادلات ساختاری است و تحلیل عاملی با نرم افزار لیزرل نسخه 8/8 انجام گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، دانش سازمانی با پیشگیری اجتماعی از جرم رابطه مستقیم ندارد ولی دانش سازمانی با متغیر میانجی فرهنگ سازمانی رابطه مستقیم با ضریب همبستگی 0/51 دارد. همچنین فرهنگ سازمانی با پیشگیری اجتماعی رابطه مستقیمی با ضریب همبستگی 0/42 دارد. با انجام تحلیل مسیر مشخص شد که متغیر دانش سازمانی به طور غیرمستقیم به اندازه 0/21 با پیشگیری اجتماعی از جرم رابطه دارد. نتیجه گیری: با تقویت ابعاد متغیر میانجی فرهنگ سازمانی، می توان به طور مستقیم و از طریق دانش سازمانی به طور غیرمستقیم پیشگیری اجتماعی از جرم را تقویت کرد.
Effects of Competency-Based Approach on Enhancing Complexity, Accuracy, and Fluency of Writing among Iranian Upper- Intermediate Pre-Service Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed at investigating the effect of competency-based approach on enhancing complexity, accuracy, and fluency of writing of pre-service teachers. Methodology: To this end, an Oxford Quick Placement Test (OQPT) was administered to 100 Iranian pre-service teachers studying at Farhangian University, of whom 40 upper-intermediate learners were selected and assigned to an experimental group (n = 20) and a control group (n = 20). The selected participants were both male and female and aged from 19 to 22. Both selected groups were then given a writing test as the pre-test. Subsequently, the experimental group received the competency-based treatment and were proposed to some real-world issues and there was no time limit. However, the traditional styles used for improving the writing skill of the subjects in the control group and a specific time limit was considered for the subjects to do the job. After that, a writing post-test and an attitude questionnaire were delivered to the participants. The obtained data was analyzed using one-way between group analysis of covariance (ANCOVA) and one-sample t-test. Findings: The results indicated no significant difference between pre-test and post-test scores of the control group, whereas, the post-test scores of the participants in experimental group were significantly better than their pre-test scores especially regarding complexity. Conclusion: The findings suggest that the teachers should take competency-based approach into consideration in their target language classes to have a more fruitful educational process.
Designing the Psychological Capital Model in Iran's Government Organizations Using a Mixed Method from the Islamic Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Psychological capital refers to the state of positive psychological development of a person and it is important and investigated considering thestrive to achieve goals and to undertake and make the necessary effort to succeed in challenging tasks. From the Islamic perspective, psychological capital (PC) is a person's belief in his abilities to achieve success, to have perseverance in pursuing goals, endure problems and having patience in this regard. The purpose of the current research was to design the model of psychological capital from the Islamic perspective in Iran's governmental organizations. Methodology: The current research is considered a mixed research (qualitative-quantitative). The qualitative section included Quran and Nahj al-balagha, and the quantitative section included PC experts, as well as faculty members who have conducted research in the field of PC. In the qualitative section, the study sample selected using complete enumeration and included Quran and Nahj al-Balagha, and to collect the data in the quantitative section, a total of 15 people were selected using purposive sampling method who then answered the questions of the Delphi questionnaire. According to the analysis of the Quran and Nahj al-Balagha, a total of 126 semantic expressions and primary open code as well as 17 PC-related indices were extracted. These indices were merged and then selective coding was carried out. In the second stage, Delphi quantitative research method was used. Finally, PC-related indices and items were extracted and categorized after data collection. Cohen's kappa index was used to validate the coding process and ensure quality control of the factors. Findings: The results of the research showed that the Islamic-based PC included 18 axial codes and 4 selective codes (the self-purification dimension with six axial codes; the patience dimension with two axial codes. Conclusion: the positive thinking dimension with four axial codes and the truth-seeking dimension with six axial codes).
تحلیل عوامل و پیامدهای شکاف ارتباطی و گفتگویی بین نسل ها در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ابعاد شکاف ارزشی و نگرشی و هنجاری بین نسلی، پدیده شکاف ارتباطی و گفتگویی بین نسل فرزندان و والدین در خانواده است.هدف مطالعه حاضر تحلیل عوامل و پیامدهای شکاف ارتباطی بین نسلی در خانواده ایرانی است. با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری با 20 نفر از پژوهشگران و مطالعات نسلی در ایران مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند انجام شد. مهمترین عوامل علی «مسئولیت سنگین اقتصادی و اجتماعی خانواده»، «کاهش فراغت جمعی خانواده محور»، «از دست رفتن مرجعیت و والدگری والدین» و «فقدان مهارت ارتباطی بین والدین و فرزندان» و مهمترین عوامل زمینه ای، «جهان بینی و ارزش های متمایز نسل ها» و «اختلال در منابع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مولد گفتگو» و مهمترین عوامل مداخله گر «به رسمیت نشناختن هویت نسلی فرزندان درخانواده» و «حضور قدرت سیاسی درعرصه تولید گفتگو» هستند. مهمترین کنش ها و راهبردها شامل«فقدان مکانیزم آموزش ارتباطات گفتگومحور»، «عدم توانمندسازی والدین برای پذیرش ارزش ها و جهان زندگی نسل فرزندان» و «فقدان سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی و ارتباطی خانواده محور» بوده و مهمترین پیامدها شامل «عدم شکل گیری خانواده مدنی گفتگومحور»، «کاهش کارایی و بهره وری بین نسلی» و «کاهش همدلی و مشارکت بین نسلی برای ساختن حال و آینده مشترک» هستند.
مضامین اثربخش در حمایت اجتماعی از منظر روان درمانگران: تدوین مدل مبتنی بر رویکرد کیفی به پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
131 - 167
حوزههای تخصصی:
حمایت اجتماعی یکی از متغیر های مورد مطالعه در علوم روانشناسی و اجتماعی است. حمایت اجتماعی با تأثیر گذاری بر عرصه های مختلف فردی و اجتماعی سلامت روانی و بهروری افراد را ارتقا می دهد و فرد را برای مواجه با مشکلات یاری می رساند. این پژوهش در مورد شناسایی مضامین اثر گذار بر حمایت اجتماعی از منظر روان درمانگران بود. پژوهش از منظر هدف کاربردی و از نوع روش جز تحقیقات کیفی محسوب می شود. نمونه پژوهش را ۱۸ نفر از روانشناسان و درمانگران که در سال ۱۴۰۰در استان قم مشغول به فعالیت بودند تشکیل دادند. نمونه گیری به شکل هدفمند صورت گرفت. برای جمع آموری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بهره گرفته شده است. جمع آوری اطلاعات تا اشباع نظری و نیافتن یافته جدیدی ادامه داشت. از روش تحلیل تماتیک برا تحلیل مصاحبه ها استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل در سطح درمانگر (عناصر مهارتی )، در سطح مدرسه ( عناصر آموزشی )، در سطح اجتماع (عناصراجتماعی _ قانونی)، در سطح خانواده (عناصر تعاملاتی) در سطح والدین (عناصر بین فردی _ معیشتی )، در سطح فرد ( عناصر شخصیتی) مضامین اثر گذار بر حمایت اجتماعی از منظر روان درمانگران بود. بحث: حمایت اجتماعی از ابعاد و زوایایی مختلف زندگی بشر قابل تحلیل و ارزیابی است و لزوم توجه به این مؤلفه از نگاه متخصصان و اندیشمندان حوزه های مختلف مرتبط با انسان ضروری است.
شناسایی ابعاد و نشانگر های بازدارنده آسیب های تولید علم در دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
105 - 128
حوزههای تخصصی:
شناخت آسیب ها و چالش های تولید علم یکی از مهم ترین ابزار ها در تدوین استراژی ها و سیاست گذرای علم و فنّاوری کشور است. توجه به این موضوع در دانشگاه ها به دلیل نقشی که در پاسخ به تغییرات و نیاز های جامعه، بهبود کیفیت آموزش، ارتقاء جایگاه دانشگاه، افزایش درآمد و توسعه ارتباطات علمی دارند، اهمیت بالایی دارد. بررسی پیشینه آسیب های تولید علم در دانشگاه های کشور بیانگر آن است که تاکنون مطالعات زیادی در این عرصه انجام گرفته لیکن در ارتباط با عوامل بازدارنده آسیب ها، مطالعه مستقلی صورت نگرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و نشانگر های بازدارنده آسیب های تولید علم در دانشگاه آزاد اسلامی با روش آمیخته «کمی و کیفی» انجام شده است. در بخش کیفی، داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته جمع آوری شده و با روش تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی تحلیل شده اند. در بخش کمی تحقیق نیز داده ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS و در قالب روش مدل سازی معادلات ساختاری (تحلیل عاملی) تحلیل گردیده اند. بر اساس نتایج به دست آمده مؤلفه های آمایش علم و فنّاوری، توانمندسازی پژوهشگران، حاکمیت تفکر سیستمی، ارتقاء فرهنگ تولید علم و نظارت و ارزیابی نظام مند از ابعاد و نشانگر های بازدارنده آسیب های تولید علم دانشگاه آزاد اسلامی می باشند.
اختلاف ذهنی به عنوان عامل مهم در مشکلات خانوادگی: مطالعه ای در چارچوب جامعه شناسی معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
283 - 312
هدف اصلی این پژوهش بررسی "اختلافات ذهنی به عنوان عاملی موثر بر مشکلات خانوادگی و طلاق" است. به عنوان اهداف فرعی، بررسی انضمامی این مساله در قالب مطالعاتی بود که به صورت مجزا، هر کدام جنبه ای از اختلافات ذهنی را به صورت تجربی و هدف محور در خانواده های ایرانی مورد بررسی قرار دادند. برای این منظور، به کمک نظریه ی همسان همسری با اعمال دو تغییر عمده به عنوان مبنای نظری، و با استفاده از تلفیقی از روشهای کیفی (با ابزار مصاحبه) و کمی (با ابزار پرسشنامه) به تبیین بخشی از وضعیت پیچیده ی مذکور پرداخته شد. تقریبا همه ی این مطالعات نشان دادند که درصد زیادی از اختلافات مستمر و نیز طلاق های صورت گرفته در اثر این اختلافات در خانواده های مختلف و مرتبط با قشرها و صنف های متفاوت، مبتنی بر اختلافات ذهنی و برداشت های متفاوت طرفین از امور مشترک فی مابین بوده است. در نهایت، تئوری همسان همسری نشان داد که همسانی زوجین بخصوص در فکر و اندیشه، علاوه بر اهمیت فراوان در ابتدای ازدواج، در تداوم ازدواج نیز اثر ویژه ای دارد و زمانی که به هر علتی این همسانی تبدیل به ناهمسانی غیرقابل تحمل گردد، زندگی مشترک دچار اختلال شده و در نهایت به پدیده طلاق ختم میشود.
طراحی الگوی جامعه پذیری دانش آموزان متوسطه دوم بر اساس مبانی جامعه شناختی سند تحول بنیادین در نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
218 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت جامعه پذیری دانش آموزان در نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی ایران، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی جامعه پذیری دانش آموزان متوسطه دوم بر اساس مبانی جامعه شناختی سند تحول بنیادین در نظام تعلیم وتربیت انجام شد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر زمانی مقطعی، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش سند تحول بنیادین نظام تعلیم وتربیت و خبرگان نظام تعلیم وتربیت و مدیریت آموزشی استان بوشهر در سال 1399 بودند. علاوه بر سند تحول بنیادین در نظام تعلیم وتربیت، نمونه پژوهش طبق اصل اشباع نظری 16 نفر بدست آمد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با کمک مرور اسناد و مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری که روایی آن با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین سه کدگذار 88/0 بدست آمد و با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA-12 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که برای جامعه پذیری دانش آموزان متوسطه دوم بر اساس مبانی جامعه شناختی 48 شاخص، 9 مولفه و 2 بعد استخراج شد. بعد درون فردی شامل چهار مولفه ارتباطات و تعامل، خلاقیت و مهارت، نگرش و خانواده و بعد محیطی شامل پنج مولفه مدرسه، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ارزشی و فرهنگی بود. در نهایت، با توجه به ابعاد و مولفه ها، نظام بازخورد و اصلاح، فلسفه و اهداف، مراحل اجرایی الگو و سازوکار اجرایی الگو، الگوی جامعه پذیری دانش آموزان متوسطه دوم بر اساس مبانی جامعه شناختی سند تحول بنیادین در نظام تعلیم وتربیت ترسیم شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت بهبود جامعه پذیری دانش آموزان از طریق الگوی جامعه پذیری دانش آموزان متوسطه دوم بر اساس مبانی جامعه شناختی سند تحول بنیادین در نظام تعلیم وتربیت ضروری می باشد.