ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۸۱.

ادبیات پست مدرن، بازگشت به خویشتنِ کلاسیک: «تحلیل جلوه های روایی انیمیشن آخرین داستان و شاهنامه فردوسی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۲۱۲
هنر پست مدرن به مثابه گفتمانی در تقابل با انگاره های دوره مدرن، با تغییر شیوه های روایی و بازگشت به ویژگی های روایی کلاسیک و نفوذ در جهان رسانه، گفتمان سینمای پست مدرن را خلق کرده است. ماهیت متناقض و وهم آلود انیمیشن، ظرفیت لازم جهت روی آوردن به نظریه ها و رویکردهای نوین روایی از جمله جنبه های مشخصی از پست مدرنیسم را در اختیار این رسانه قرار می دهد. بر این مبنا و بنا بر فرضیه پژوهش، داستان «ضحّاک» در شاهنامه و انیمیشن «آخرین داستان»، دو روایت قیاس پذیر و با ویژگی های روایت شناسانه مشترک هستند. هدف اصلی این مقاله تبیین مفاهیم پست مدرنیست و بیان چگونگی بهره گیری از برخی جلوه های روایی این گفتمان در روایت سینمایی «آخرین داستان» در مقایسه با نیای کلاسیک خود می باشد. برای نیل به این هدف، با به کارگیری روش اسنادی و با رویکردی توصیفی -تحلیلی، برخی از مؤلفه های بیانی پست مدرن در مقایسه با عناصر روایت کلاسیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. براساس نتایج حاصل شده، انیمیشن «آخرین داستان» با بهره گیری از مفاهیمی مانند بینامتنیت، روایت غیرخطّی، علّیت، خیال-واقع انگاری، رویکرد سورئالیسی و بریکولاژ، ارتباط فنّی و منطقی خود را با تکنیک های روایی و عناصر کلاسیک حفظ کرده و در انتقال معنا به مخاطب و خلق سوژه های سرگردان و جهانی پیچیده و وهم آلود موفق بوده است.
۸۲.

تحلیل نهادی و حقوقی مشارکت رسانه ای سازمان های مردم نهاد در سیاست گذاری رفاه زنان در ایران: با تأکید بر قواعد حاکم و مبانی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۱
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نهادی چند سطحی و با بهره گیری از چارچوب مفهومی اوستروم، نقش رسانه ها را در فرآیند مشارکت سازمان های مردم نهاد (سمن ها) در سیاست گذاری رفاه زنان در ایران بررسی می کند. این مطالعه کیفی، مبتنی بر تحلیل مضمون ۱۵ مصاحبه نیمه ساخت یافته با کنشگران حوزه زنان، فعالان سمن ها، پژوهشگران و سیاست گذاران است. یافته ها نشان می دهد که بازنمایی گزینشی و ظاهرمحور، بی اعتمادی نهادی، حذف خاموش و ضعف روایت گری، از موانع اصلی اثرگذاری رسانه ای سمن ها بر سیاست گذاری رفاهی زنان هستند. این موانع، نه تنها از منظر حقوق رسانه و حق مشارکت مدنی، بلکه در چارچوب آموزه های دینی درباره عدالت ارتباطی، تبیین حق، و مسئولیت اجتماعی رسانه ها نیز قابل نقدند. در مقابل، بهره گیری از رسانه های اجتماعی ظرفیت هایی برای توانمندسازی کنشگری مدنی و روایت گری مستقل فراهم می کند. تحلیل ها بر فقدان قواعد ارتباطی منصفانه و قانونی میان رسانه، دولت و سمن ها تأکید دارد و ضرورت بازتعریف حکمرانی رسانه ای، حمایت از رسانه های مستقل و تقویت سواد رسانه ای سمن های فعال در حوزه زنان را برجسته می سازد. این پژوهش تلاش می کند تا با تمرکز بر ابعاد نهادی، حقوقی و دینی، خلأهای ارتباطی را آشکار و مسیرهای کنشگری فعال تر در سیاست گذاری رفاه زنان را ترسیم کند.
۸۳.

دانشگاه و چالش اعتماد اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
این پژوهش به بررسی سطح اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران می پردازد و آن را با سایر گروه های اجتماعی مقایسه می کند. درحالی که پژوهش های بین المللی اغلب تحصیلات عالی را با افزایش اعتماد اجتماعی مرتبط می دانند، یافته های ایران این روند را به چالش می کشد و کاهش اعتماد در میان افراد تحصیل کرده را نشان می دهد. این تفاوت نشان می دهد عوامل زمینه ای به ویژه عملکرد نهادها می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری نگرش های اجتماعی در میان تحصیل کردگان داشته باشد.این مطالعه بر تحلیل ثانویه داده های «پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال ۱۴۰۲» استوار است. در این پژوهش، از روش های آماری از جمله تحلیل رگرسیون برای بررسی رابطه میان برداشت از اثربخشی نهادی و عدالت رویه ای با سطح اعتماد اجتماعی در گروه های تحصیلی مختلف استفاده شده است.مطابق نتایج، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی نسبت به افراد بدون تحصیلات عالی، اعتماد اجتماعی کمتری را گزارش کرده اند. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت، برداشت منفی از نهادهای کلیدی مانند قوه قضائیه، نیروی انتظامی و نهادهای دولتی است. مدل های رگرسیون نشان می دهد اثربخشی نهادی و عدالت رویه ای به ترتیب حدود ۴۸ درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و 5/47 درصد در میان فارغ التحصیلان را تبیین می کنند. این یافته ها بر حساسیت بیشتر افراد تحصیل کرده نسبت به ناکارآمدی ها و بی عدالتی های سیستماتیک تأکید دارد.این پژوهش نشان می دهد تحصیلات عالی به صورت جهان شمول به افزایش اعتماد اجتماعی منجر نمی شود، به ویژه در شرایطی که نارسایی های نهادی آشکار است. در ایران، افراد تحصیل کرده به ضعف های نهادهای دولتی آگاه تر هستند و این آگاهی موجب افزایش تردید و بی اعتمادی می شود. این مطالعه نتیجه می گیرد که افزایش شفافیت، پاسخگویی و عدالت در ساختارهای حکومتی برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است. این یافته ها فرض رایج پیوند مستقیم آموزش با سرمایه اجتماعی را به چالش می کشد و بر نقش محوری کیفیت نهادها در شکل گیری نگرش های جمعی تأکید دارد.
۸۴.

بررسی مؤلفه ها و ابعاد حکمرانی مدیریت عملکرد با نقش میانجی توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۱
این پژوهش باهدف تبیین ابعاد و مؤلفه های حکمرانی مدیریت عملکرد با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی کشور با رویکردی ترکیبی بررسی شد. در فاز نخست، از روش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد برای شناسایی ابعاد و مؤلفه ها استفاده شد. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری و در 3مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شدند و اعتبار آن ها با بازبینی خبرگان تأیید گردید. در فاز دوم، برای آزمون مدل پیشنهادی، از روش توصیفی-پیمایشی و هم بستگی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل 292/19نفر از مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی بود که با فرمول کوکران، ۳۵۱نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته توسعه فردی منابع انسانی و پرسش نامه عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت بود. داده های کیفی با نرم افزار MAXQDA و داده های کمی با آزمون های تحلیل مسیر، تی، هم بستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان بااستفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. نتایج نشان داد حکمرانی مدیریت عملکرد تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه منابع انسانی و به ویژه ابعاد فردی آن دارد و می تواند حدود ۲۹درصد از واریانس توسعه فردی منابع انسانی را پیش بینی کند. این یافته ها می تواند در بهبود حکمرانی مدیریت عملکرد با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۸۵.

راهبردهای توسعه اقتصاد فرهنگ در اقلیم فرهنگی مکران و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۴۳
توسعه اقتصاد فرهنگ به عنوان یکی از شاخص های اصلی سنجش توسعه یافتگی نظام فرهنگی منطقه ای و ملی می تواند به رفع چالش های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مناطق کمک کند. پژوهش حاضر در پی راهبردهای توسعه اقتصاد فرهنگ در اقلیم فرهنگی مکران و بلوچستان است که از ظرفیت های چشمگیر آن در حوزه اقتصاد فرهنگ، بهره شایسته برده نشده است. هدف از انجام این پژوهش ضمن شناسایی ظرفیت ها، پس ران ها و پیش ران های توسعه اقتصاد فرهنگ در این اقلیم، دستیابی به راهبردهایی برای توسعه اقتصاد فرهنگ در این منطقه و افزایش نقش آفرینی آن در توسعه اقتصاد فرهنگ کشور در سطح جهانی است. یافته های پژوهش، حاصل تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون داده های گردآوری شده با روش مطالعه کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. بر این اساس، توسعه اقتصاد فرهنگ در این اقلیم با اتخاذ راهبردها و سیاست هایی در سطوح مختلف کلان، میانی و خرد همراه است ازجمله: توسعه زیرساخت ها؛ گسترش روابط درون اقلیمی و برون اقلیمی؛ بهره گیری از مشارکت محلی در تمام سطوح؛ برندسازی اقلیم؛ بهره گیری از مشارکت نهادها و سازمان های موجود و جدید. به علاوه پشتیبانی سیاست هایی که این اقلیم را به عنوان عضوی از شبکه اقلیم واحد فرهنگی ایران در نظر گرفته و به ارزش افزایی فرهنگی در مراحل مختلف زنجیره ارزش صنایع فرهنگی توجه داشته باشند، ضروری به نظر می رسد. چرا که حاصل توسعه منطقه ای یا اقلیمی در کل شبکه اقلیم های واحد فرهنگی ایران بسط می یابد و درنتیجه چرخه توسعه فرهنگی ملی، اقلیمی و محلی، جایگاه کشور را در اقتصاد فرهنگ جهانی تقویت می کند.
۸۶.

مقایسه اثربخشی برنامه تقویت بنیان خانواده و آموزش شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کفایت اجتماعی نوجوانان 13 تا 14 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۹
دوره‌ی نوجوانی از دوره‌های بحرانی و پیچیده از زندگی پس از کودکی است؛ که معمولاً از 11 تا 12 سالگی آغاز می‌شود و در 18 تا 21 سالگی خاتمه می‌یابد. پژوهش حاضر در نظر دارد به این موضوع بپردازد که آیا بین آموزش برنامه‌ی تقویت بنیان خانواده[1] و درمان‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کفایت اجتماعی هویت نوجوانان 13- ۱۴ سال تفاوت معناداری وجود دارد؟ این تحقیق، بر مبنای هدف، کاربردی و، بر مبنای روش، از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه‌ی نوجوانان 13 تا 14 سال مدارس متوسطه دوره‌ی اول شهر بیرجند در سال 1403 می‌باشد که از میان آن‌ها 45 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب و با توجه به توان آزمون 80% و خطای 05/0 و اندازه‌ی اثر متوسط برای هر گروه 15 نفر در نظر گرفته شد. سپس افراد تصادفی در سه گروه آموزش‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (15 نفر)، آموزش برنامه‌ی تقویت بنیان خانواده (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. پرسش‌نامه‌ی‌ کفایت اجتماعی توسط نوجوانان هر سه گروه تکمیل شد. یافته­ها نشان داد آموزش‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی تأثیر قابل ‌توجهی بر بهبود کفایت اجتماعی نوجوانان دارد. این نوع آموزش با افزایش خودآگاهی اجتماعی و هیجانی، کاهش تکانشگری و تقویت خودتنظیمی هیجانی و بهبود مهارت‌های حل مسئله‌ی اجتماعی به نوجوانان کمک می‌کند تا روابط اجتماعی مؤثرتر و سالم‌تری داشته باشند. در مجموع، ذهن‌آگاهی نوجوانان را قادر می‌سازد تا با تأمل بیشتری به موقعیت‌های اجتماعی پاسخ دهند و تعاملات مثبت‌تری را تجربه کنند که این امر موجب ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان می‌شود
۸۷.

خوانشی لاکانی از نحوه ادراک مدرنیته و شکل گیری الگوی اسلامی-ایرانی دولت مطلوب در آراء آیت-الله طالقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
در طول تاریخ اندیشه سیاسی به ویژه پس از دوران مدرنیته، انواع مختلفی از نظم سیاسی-اجتماعی، در جهت پیشرفت جوامع اروپایی از سوی نظریه پردازان غربی ارائه گشته است که تاثیر به سزایی بر نوع حکومتها و دولتهای کل جهان داشته اند؛ اما از آنجایی که این اندیشه هابا الگوی ایرانی-اسلامی همخوانی نداشته، نوعی سردرگمی میان روشنفکران ایرانی به بار آورده است که تازمان حاضر نیز هنوز پاسخ قطعی برای حل آن ارائه نشده است.آیت الله طالقانی به مثابه یکی از برجسته ترین نواندیشان دینی دوران انقلاب،اگر چه به طور صریح اشاره زیادی به نوع الگوی حکومت مطلوب در جهت پیشرفت اسلامی-ایرانی نداشته اند،اما با بررسی آثار ایشان می توان موانع و همچنین راهکارهای رسیدن به پیشرفتی که هم خوان با الگوی اسلامی ایرانی باشد را دریافت.لذا پژوهش حاضر با واکاوی افکار طالقانی در سه قالب امر واقع، خیالی و نمادین، به عنوان گامی در جهت تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از الگوی سه گانه لاکانی از یک سو به بررسی این مسئله می پردازد که آیت الله طالقانی چه نوع حکومتی را برای پیشرفت جامعه ایرانیِ معتقد به دین اسلام عرضه می دارد و سوی دیگر به موانع حکومت پهلوی بر سر راه سعادت انسان و جامعه که هدف نهایی پیشرفت است،در دیدگاه ایشان می پردازد.روش تحقیق مبتنی بر استراتژی تحلیلی-توصیفی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای استوار است و نتایج آن نشان می دهد آیت الله طالقانی دموکراسی مبتنی بر شورا را مدل حکومتی مطلوب برای پیشرفت انسان و جامعه می داند و آن را به عنوان جانشینی برای نمونه های مطروحه غربی معرفی می نماید.
۸۸.

توسعه دیپلماسی علم مبتنی بر زیست بوم جدید ارتباطات علم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸
در دهه های اخیر، فناوری و رسانه های جدید تغییرات زیادی در زیست بوم ارتباطات علم ایجاد کرده اند. این تغییرات نه تنها بر روند ارتباط دانشمندان و عموم مردم تأثیر گذاشته اند، بلکه در دامنه دیپلماسی علم نیز موثر بوده اند. در واقع، دیپلماسی علم هم متاثر از این تغییرات و نوعی از «دیپلماسی جدید» است که موجب شده است که وظایفی که به طور سنتی توسط بازیگران صریح مانند وزارت امور خارجه و خدمات دیپلماتیک و کنسولی انجام می شد توسط بازیگران ضمنی و غیرنهادی و با استفاده از نسل دوم ارتباطات علم نیز انجام شود. این مقاله که به روش مرور روایتی انجام شده است به دنبال پاسخ به این سوال است که تغییرات جدید در ارتباطات علم چه تاثیری بر دیپلماسی علم می گذارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا ۱۳۸ منبع از پایگاه های معتبربین المللی مورد بررسی قرار گرفت که پس از حذف ۷۴ منبع به دلیل نامرتبط بودن چکیده و متن به سوال پژوهش، ۶۴منبع مرتبط برای بررسی نهایی درنظر گرفته شد. این مقاله سعی دارد با مرور روندهای تجربی و نظری این حوزه به نقش تازه ای که ارتباطات علم در دیپلماسی علم ایفا می کند بپردازد و بدین منظور مدل مفهومی برای جایگاه جدید ارتباطات علم در دیپلماسی علم ارائه می کند. ابتدا، زیست بوم جدید ارتباطات علم مورد بررسی قرار می گیرد، سپس اثرات این تغییرات و هم زیستی ارتباطات علم نسل اول و دوم بر روی دیپلماسی علم تبیین می شود. در نهایت، با تکیه بر این مدل مفهومی، تأثیر تکثر واسطه ها و چالش های جدید این زیست بوم بررسی می شود.
۸۹.

تحلیلی بر شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی (مطالعه موردی: دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۱
هدف از پژوهش حاضر، بررسی شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی در دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. پژوهش حاضر با جامعه آماری حدود 4588 نفر از دانش آموزان دختر و پسر از 27 دبیرستان متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب نمونه ای ۳00 نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه ای تأیید شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده ها با روش های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که بین شاخص های شهر دوستدار کودک، رابطه ای قوی و معنادار وجود دارد، به طوری که داده ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج را تأیید می کند. در این میان، شاخص «محیط آموزشی» با امتیاز 159/17، قوی ترین رابطه را با شاخص شهر دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب دارد. پس از آن، شاخص های «محیط کالبدی» با امتیاز 515/15، «محیط اجتماعی» با امتیاز 837/12 و «محیط روان شناختی» با امتیاز 952/8 قرار دارند که نشان دهنده تأثیر این شاخص ها بر مدارس دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب است. به طور کلی نتایج نشان داد که محیط آموزشی دارای بیشترین تأثیر بوده و محیط روان شناختی کمترین تأثیر را داشته است. 
۹۰.

مدل یابی روابط میان عوامل اجتماعی–فرهنگی و ابعاد هویت اجتماعی جوانان شهر اشنویه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۸
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عوامل اجتماعی-فرهنگی شامل سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای، جلب توجه و پایگاه اقتصادی-اجتماعی بر هویت اجتماعی جوانان شهر اشنویه انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق از آراء گیدنز، بوردیو، گربنر، گافمن، جنکینز و تاجفل اقتباس شده و تلفیقی از رویکردهای جامعه شناسی فرهنگی، روانشناسی اجتماعی و مطالعات رسانه ای در آن به کار رفته است. روش تحقیق، پیمایشی (کمی) بوده و داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده اند. جامعه آماری شامل کلیه جوانان ۱5 تا 29 سال ساکن شهر اشنویه و حجم نمونه ۳۷۵ نفر انتخاب شده با روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری و ضریب همبستگی استفاده شده است. یافته ها نشان داد سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای، جلب توجه و پایگاه اقتصادی-اجتماعی به ترتیب ۳۶، ۳۲، ۴۰ و ۴۱ درصد از واریانس هویت اجتماعی جوانان را تبیین می کنند و هر چهار متغیر در سطح اطمینان ۹۹ درصد تأثیر مثبت و معنادار بر ابعاد هویت اجتماعی (جنسیتی، قومی، ملی و دینی) دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که هویت اجتماعی جوانان در شهر اشنویه تحت تأثیر ترکیب پیچیده ای از سرمایه فرهنگی، الگوهای مصرف رسانه ای، میزان جلب توجه و شرایط اقتصادی-اجتماعی قرار دارد و این عوامل با تعامل با یکدیگر می توانند فرآیند شکل گیری هویت را تقویت یا تعدیل کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر مناطق مرزی و چندقومیتی و تحلیل همزمان چند عامل اجتماعی-فرهنگی، شکاف موجود در مطالعات پیشین را پر می کند و می تواند راهنمای برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی برای تقویت هویت اجتماعی جوانان باشد.
۹۱.

غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان (محورپژوهی: تحلیل بازاندیشی انتقادی در بستر تحولات اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۳
در اخلاق معاصر، پرسش از نسبت میان غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان، به ویژه در بستر تحولات اجتماعی شتابان، به مثابه چالش های نظری و عملی پیش روست. دگرگونی در هنجارها و ارزش های جمعی، بستر بحران های هویتی و روانی را فراهم کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در چیستی و کارکرد غایت محوری اخلاق در فرهنگ و روان انسان معاصر را برجسته ساخته است؛ چراکه هر الگوی اخلاقی، اعم از غایت مدار یا وظیفه محور، پیامدهای اجتماعی و روان شناختی خاص خودرا به دنبال دارد. این پژوهش می کوشد با رویکردی انتقادی، نسبتِ میان غایت مداری اخلاق و آثار فرهنگی آن بر سلامت روان را در پرتو دگرگونی های اجتماعی تحلیل کند و تبیین نماید که چارچوب های اخلاقی چگونه می توانند تعادل روانی و انسجام فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیلی–انتقادی و بازاندیشانه است و بر تحلیل مفهومی داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای مبتنی است. افزون براین، با بهره گیری از رویکرد تطبیقی، تأثیرات غایت مداری اخلاقی با الزامات فرهنگی و روانی تحولات اجتماعی سنجیده و ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد غایت محوری در اخلاق، به دلیل تمرکز بر هدف مندی کُنش و توجه به پیامدهای آن، توان بالایی در تقویت انسجام فرهنگی و بهبود سلامت روان در بافت اجتماعی دارد؛ اما در شرایط تحولات سریع و ارزش های متغیر، این رویکرد با خطراتی به مانند نسبی گرایی و تقلیل اخلاق به کارکردهای ابزاری مواجه می شود که می تواند بر سلامت روان جمعی اثرات نامطلوب برجای گذارد. این پژوهش بر ضرورت بازتعریف انتقادی غایت مداری اخلاق درمواجهه با چالش های فرهنگی و اجتماعی معاصر تأکید می کند. به منظور حفظ کارآمدی اخلاق در تثبیت هویت فردی و تعادل روانی، بازسازی این رویکرد براساس اقتضائات تحول یافته فرهنگ ضروری است تا همچنان بتواند در ارتقای سلامت روان و انسجام اجتماعی مؤثر واقع شود.
۹۲.

نظم و ترجیح گفتمانی در سریال «آوای باران» (با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۸
در عصر حاضر، رسانه های جمعی به ویژه سریال های تلویزیونی، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا کرده و به بستری مؤثر برای تولید، بازتولید و چرخش گفتمان های اجتماعی تبدیل شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناخت نظم و ترجیح گفتمانی بازنمایی شده در سریال «آوای باران» و با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده انجام شده است. در روش تحلیل گفتمان شش مرحله ای این پژوهش، واحد تحلیل، سریال و واحد مشاهده، مناسبات گفتمانی موجود در فیلم بوده است. یافته ها نشان داد که در این سریال، دو گفتمان خانوادگی جاه طلب و مسئولیت پذیر بازنمایی شده است. روابط تعارضی اعضای خانواده در گفتمان جاه طلب با یکدیگر از دو گونه شکاف نسلی و شکاف فرهنگی ناشی می شود. در گفتمان مسئولیت پذیر، روش تربیتی فرزندان، اهمیت اساسی داشته است و در این گفتمان، اعتماد به یکدیگر، جایگاه ویژه ای دارد. فرجام گفتمانی با برتری گفتمان خانواده مسئولیت پذیر، خاتمه یافته است. نکته دیگر مشاهده، نوعی بی اعتماد نهادی و به ویژه بی اعتمادی نسبت به نیروی انتظامی و پلیس بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان به این نتیجه دست یافت که سریال «آوای باران» با ترسیم تقابل گفتمانی میان خانواده هایی با محوریت جاه طلبی و مسئولیت پذیری، ترجیح معنایی خود را به سوی الگوی مسئولیت پذیر سوق داده است. این ترجیح ضمن تأکید بر نقش اخلاق فردی در حفظ نظم اجتماعی، نقش نهادهای ساختاری را کمرنگ کرده و بر ایدئولوژی فردگرایانه و تقدیرمحور تکیه کرده است.
۹۳.

راهنمایی دانشجویان در تحصیلات تکمیلی؛ سبک ها، فرصت ها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۹۱
رساله ها و پایان نامه ها بخش مهمی از فرایند تولید دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به شمار می آیند و ارتقای کیفیت و استانداردهای آنها تضمین کننده توسعه دانش و پیوند بیشتر آن با متن اجتماعی و فرهنگی است. با اتکا به تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساخت یافته با بیست و دو عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مقاله حاضر به دنبال شناسایی سبک های سرپرستی به کار گرفته شده اعضای علمی و ارزیابی آنها از فرصت ها و چالش هایی است که در مسیر ایفای این نقش با آن رو به رو می شوند. بر اساس سه پیوستار، سطح درگیری در نقش، شیوه نظارت و نیز توجه به خصوصیات رفتاری و شخصیتی دانشجویان، گونه های اصلی سبک های سرپرستی را می توان در پنج دسته واگذارکنندگان، مراقبین منضبط، حامیان عاطفی، مربیان فردی و مربیان مشارکت جو تفکیک کرد و در ذیل آنها گونه های فرعی را نیز شناسایی کرد. سبک های به کار گرفته شده بیش از آنکه حاصل قواعد و چهارچوب های مدون سازمانی باشند برآمده از تجارب، سلیقه ها و مناسبات قدرت در دانشگاه و خرده فرهنگ های شکل گرفته حول آن و نیز شرایط اقتضایی هستند و به تناسب، فرصت ها و محدودیت هایی را برای اساتید به همراه می آورند.
۹۴.

کالایی شدن هویت و شبکه های اجتماعی مجازی، با تاکید بر اندیشه های تئودور آدورنو با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۲۰۲
امروزه یکی از مباحث جدی در مطالعات هویت، موضوع تغییرات هویت از منظر کالایی شدن می باشد که پیامدهای مختلفی را بر ساختار نظام فرهنگی برجای می گذارد. در این پژوهش، مقوله کالایی شدن هویت با توجه به گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی مجازی و با تاکید بر اندیشه های تئودور آدورنو بررسی و تحلیل شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد پژوهش یک تحقیق کیفی بود، که با بهره گیری از روش داده بنیاد مبتنی بر رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه متخصصان و خبرگان حوزه فرهنگ و فضای مجازی در شهر تهران بودند، که با توجه به ماهیت روش داده بنیاد و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی و برای تعیین حجم نمونه از معیار اشباع نظری استفاده شد که در مجموعه داده های تحقیق با 14 مصاحبه به اشباع نظری رسید.. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از کدگذاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد؛ الگوی کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکه های اجتماعی مجازی شامل: شرایط علی(رسانه ها و شبکه های اجتماعی، انقلاب اطلاعات و ...)، مقوله مرکزی(کالایی شدن هویت)، بسترها(مشکلات اقتصادی، بیکاری و ...)، عوامل مداخله گر(تحریم های بینالمللی و ...)، راهبردها(هدفمندی اجتماعی و ...) و پیامدها(تغییر ارزش ها و نظامی معنایی و ...) می باشد که طبق نظر خبرگان آن را می توان به عنوان الگویی مناسب برای شناخت کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکه های اجتماعی مجازی به شمار آورد.
۹۵.

آسیب شناسی فعالیت حرفه ای مطبوعات محلی از منظر مرجعیت رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
وجود مطبوعات محلی به عنوان بخشی از زیست بوم توسعه فرهنگی و رسانه ای، تمرکززدایی از مرکز، پیگیری اولویت های محلی، توسعه فرهنگ گردش اطلاعات در هرم پایینی قدرت و شنیده شدن صدای طبقات دور از مرکز مورد تاکید است اما در شرایط فعلی، مطبوعات محلی با فقدان تاثیرگذاری، نبود مرجعیت رسانه ای و عدم اقبال مخاطبان مواجه هستند. در این پژوهش جایگاه مطبوعات و نشریات محلی(مطالعه موردی استان مازندران) از جهت مرجعیت رسانه ای بررسی شده و آسیب های پیش روی فعالیت این مطبوعات در سپهر رسانه ای کشور مورد پژوهش قرار گرفته است و این مساله مورد پرسش واقع شده است که آیا مطبوعات محلی در شرایط فعلی به عنوان محل رجوع مخاطبان مورد مصرف قرار می گیرند.این پژوهش، با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با روزنامه نگاران محلی و نیز صاحبنظران و استادان ارتباطات و روزنامه نگاری است. از طریق روش کیفی با استفاده از تلفیق یافته های برآمده از مشاهده میدانی و مصاحبه عمقی با صاحبنظران، داده ها احصا شده است و برای تجزیه و تحلیل "تحلیل مضمون" به کار گرفته شده است.یافته های این تحقیق نشان می دهد فضای فعلی رسانه ای در کشور نیازمند بازگشت به مرجعیت رسانه های داخلی به ویژه رسانه های بومی است که این مهم از محل تغییر الگوی صدور مجوز رسانه های چاپی، بازتعریف کارکرد مطبوعات محلی در عصر جدید رسانه ها، بازگرداندن مساله محوری و خودباوری به مطبوعات محلی، توجه و اعتماد به دغدغه پیرامون مسائل روزنامه نگاران موثر خواهد بود.
۹۶.

تحلیل جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست: رویکردی بر پایه نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف پژوهش: بحران های محیط زیستی در سال های اخیر به یکی از چالش های اصلی جوامع شهری تبدیل شده اند. در این میان، مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست به عنوان راهبردی بنیادین در تحقق حکمرانی محیط زیستی و مدیریت پایدار مطرح است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست، بر مبنای چارچوب نظریه رفتار برنامه ریزی شده انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر سنندج بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و براساس فرمول کوکران، تعداد ۴۲۴ نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه گردآوری و با نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که از میان هشت فرضیه مطرح شده، پنج فرضیه تأیید و سه فرضیه رد شدند. متغیرهای آگاهی از مشارکت، کنترل ادراک شده رفتاری، قصد مشارکت و محیط سیاسی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار مشارکتی شهروندان داشتند، در حالی که متغیرهای درک منافع و هنجار ذهنی، تأثیر معناداری بر قصد رفتاری نداشتند. همچنین، نقش میانجی قصد مشارکت در روابط میان آگاهی و کنترل ادراک شده با رفتار مشارکتی مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که مشارکت در حفاظت از محیط زیست شهری، بیش از آنکه متأثر از نگرش های فردی باشد، تحت تأثیر آگاهی واقعی، احساس خودکارآمدی و زمینه های نهادی و سیاسی است. بنابراین، تقویت سواد محیط زیستی، ایجاد بسترهای مشارکتی شفاف و ارتقای اعتماد عمومی به نهادهای مسئول، از راهبردهای مؤثر برای افزایش مشارکت شهروندان در سیاست گذاری محیط زیستی محسوب می شود.
۹۷.

جایگزین سازی در اینستاگرام ایرانی: سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع اینستاگرام در میان جوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۸۲
این پژوهش با هدف بررسی سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع بر جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. با استفاده از مصاحبه های عمیق با 30 نفر از جوانان ایرانی، مفهوم «جایگزین سازی» به عنوان مکانیسم اصلی تأثیرگذاری گروه های مرجع در اینستاگرام ایرانی معرفی شده است. در این فرآیند، کاربران، گروه ها یا شخصیت های مرجع را به عنوان جایگزینی در زندگی خود قرار می دهند و رفتارهایشان را با آن ها منطبق می کنند. یافته ها نشان می دهد که این جایگزین سازی، یکپارچگی هویتی کاربران را تضعیف کرده و آن ها را به سمت تبعیت گزینشی از گروه های مرجع متنوع سوق می دهد. همچنین، برخلاف نظریه های موجود که تأیید اجتماعی هم گروهی ها را عامل اصلی تبعیت از هنجارهای گروهی می دانند، در اینستاگرام ایرانی تأیید اجتماعی فرد مرجع اصلی ترین عامل تبعیت است. این تحقیق تأثیر عمیق گروه های مرجع اینستاگرامی بر تغییرات اجتماعی در جامعه ایران را برجسته کرده و به نقش آن ها در تحولات سیاسی اشاره دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، از طریق فرآیند جایگزین سازی، نقش مهمی در شکل دهی به هنجارها و ایده آل های اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران ایفا می کنند.
۹۸.

الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی؛ گامی مهم درالگوی پیشرفت اسلامی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
انضباط در هندسه معرفت اسلامی ضمن تأکید بر اصول کرامت انسانی، ویژگی تعالی بخشی داشته و بنا دارد زمینه رشد استعدادهای مادی و معنوی افراد را مهیا سازد. معاشرت انضباط یافته میان افراد و سازمان ها یکی از مؤلفه های مهم و اساسی حیات هر سازمانی است. بدون انضباط سازمانی تعالی بخش بقای هر سازمانی به خطر افتاده و شالوده آن از هم خواهد پاشید. هدف این پژوهش فهم و طراحی الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی به عنوان گامی مهم در الگوی پیشرفت اسلامی است. در این پژوهش با بهره گیری از روش ترکیبی به شناسایی عناصر الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی و ترسیم روابط بین آن ها، پرداخته شده است. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون، به شناسایی ابعاد الگوی انضباط سازمانی با تأکید بر آموزه های اسلامی، پرداخته شده و در ادامه با روش کمی مدل سازی ساختاری-تفسیری، سطح بندی معیارها انجام شده است. نتایج نشان می دهد که عناصر اصلی الگوی انضباط سازمانی تعالی بخش با تأکید بر آموزه های اسلامی عبارتند از: رشد و توسعه فردی، رشد و ارتقا خودکنترلی، رشد و ارتقا رهبری، رشد و ارتقا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های دینی، رشد و ارتقا کیفیت عملکرد سازمانی، بهبود محیط کاری در راستای رشد معنوی کارکنان، رشد و ارتقا جنبه های مادی و معنوی در کار، رشد و ارتقا عدالت محوری و رشد و ارتقا مسئولیت اجتماعی است. همچنین نتایج نشان داد، 2 عامل «رشد و ارتقا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های دینی» و «بهبود محیط کاری در راستای رشد معنوی کارکنان»، دارای بیشترین قدرت نفوذ و کمترین میزان وابستگی هستند.
۹۹.

الزامات ایجاد زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
با گسترش شبکه اینترنت و ایجاد تغییرات جدی در شیوه ارتباط بین انسان ها با یکدیگر، تغییر در تعاملات و نظام های اجتماعی و همچنین تحول در عرصه حکمرانی عمومی، فضای مجازی به عنوان عرصه ای جدید حکمرانی، پیش روی خط مشی گذاران قرار گرفته است. به دلیل ویژگی های خاص فضای مجازی، مراحل چرخه ی خط مشی گذاری در این بستر با رویکردهای تازه ای مواجه شده اند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی الزامات راه اندازی زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران و با تأکید بر ضرورت حکمرانی مؤثر در این عرصه پیچیده، صورت گرفته است. این تحقیق اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 11 خبره حوزه خط مشی گذاری فضای مجازی جمع آوری شده اند . تحلیل یافته ها نشان می دهد که زیست بوم ارزیابی خط مشی در ایران، ناپایدار است و با چالش های متعددی روبه رو است. در چرخه خط مشی گذاری، بر اساس چارچوب های نظری (حکمرانی چند ذی نفعی و تاب آوری سایبری)، الزامات تحول در سه سطح محوری پیشنهاد شده است: سطح نهادی، سطح فناورانه و سطحِ مفهوم و مشارکت. در سطح فناورانه پیشنهاد شده است که یک سازمان فرابخشی ارزیابی، برای نظارت، رفع تعارض نقش ها و یکپارچه سازی سیاست ها در نظر گرفته شود. در سطح فناورانه بر توسعه زیرساخت ها و فناوری های بومی برای تقویت تاب آوری سایبری تأکیدِ شده است و در سطح مفهوم و مشارکت، بازتعریف شاخص های ارزیابی بومی که هم زمان امنیت سایبری، اقتصاد و ارزش های اجتماعی-فرهنگی را پوشش دهد و همچنین طراحی سازوکارهای مشارکت فعال ذی نفعان، پیشنهاد شده و مورد بررسی قرار گرفته است. 
۱۰۰.

سلوک دیجیتال: بازخوانی مفهوم خلوت و فنا در عصر شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی، صورت های سنتی خلوت و فنا را که ریشه در سلوک عرفانی و تجربه معنوی انسان داشت، دستخوش تحول بنیادین کرده است. در این پژوهش با رویکرد تحلیلی تفسیری و با اتکای بر مبانی عرفان اسلامی و فلسفه تکنولوژی، تلاش شده است نسبت میان حضور دیجیتال و خلوت درونی انسان معاصر بررسی شود تا امکان بازشناسی سلوک معنوی در بافت شبکه ای فراهم شود. روش مطالعه مبتنی بر تحلیل مفهومی و تطبیقیِ متن های عرفانی و گفتمان های ارتباطی معاصر است. یافته ها نشان می دهد که در زیست دیجیتال، خلوت از انزوا به «خلوت داده ای» و فنا از «فنا فی الله» به «فنا در اتصال» تغییر معنا یافته است؛ به گونه ای که فرد در مواجهه با سیلان اطلاعات، نوعی ریاضت داده محور و خویشتن داری ارتباطی را تجربه می کند. جمع بندی پژوهش بیانگر آن است که سلوک دیجیتال می تواند به منزله ی الگویی برای بازتعریف معنویت در عصر شبکه ها تعبیر شود؛ الگویی که میراث اخلاق خلوت و فنا را از سنت عرفانی به زیست جهانی متصل منتقل می کند و افق تازه ای برای تربیت رسانه ای و زیست معنوی انسان مدرن می گشاید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان