مقایسه اثربخشی برنامه تقویت بنیان خانواده و آموزش شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کفایت اجتماعی نوجوانان 13 تا 14 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دورهی نوجوانی از دورههای بحرانی و پیچیده از زندگی پس از کودکی است؛ که معمولاً از 11 تا 12 سالگی آغاز میشود و در 18 تا 21 سالگی خاتمه مییابد. پژوهش حاضر در نظر دارد به این موضوع بپردازد که آیا بین آموزش برنامهی تقویت بنیان خانواده[1] و درمانشناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر کفایت اجتماعی هویت نوجوانان 13- ۱۴ سال تفاوت معناداری وجود دارد؟ این تحقیق، بر مبنای هدف، کاربردی و، بر مبنای روش، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل است. جامعهی آماری پژوهش حاضر شامل کلیهی نوجوانان 13 تا 14 سال مدارس متوسطه دورهی اول شهر بیرجند در سال 1403 میباشد که از میان آنها 45 نفر به روش نمونهگیری هدفمند براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب و با توجه به توان آزمون 80% و خطای 05/0 و اندازهی اثر متوسط برای هر گروه 15 نفر در نظر گرفته شد. سپس افراد تصادفی در سه گروه آموزششناختی مبتنی بر ذهنآگاهی (15 نفر)، آموزش برنامهی تقویت بنیان خانواده (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامهی کفایت اجتماعی توسط نوجوانان هر سه گروه تکمیل شد. یافتهها نشان داد آموزششناختی مبتنی بر ذهنآگاهی تأثیر قابل توجهی بر بهبود کفایت اجتماعی نوجوانان دارد. این نوع آموزش با افزایش خودآگاهی اجتماعی و هیجانی، کاهش تکانشگری و تقویت خودتنظیمی هیجانی و بهبود مهارتهای حل مسئلهی اجتماعی به نوجوانان کمک میکند تا روابط اجتماعی مؤثرتر و سالمتری داشته باشند. در مجموع، ذهنآگاهی نوجوانان را قادر میسازد تا با تأمل بیشتری به موقعیتهای اجتماعی پاسخ دهند و تعاملات مثبتتری را تجربه کنند که این امر موجب ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان میشود