ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۶۱.

رتبه بندی و خوشه بندی استانهای ایران بر پایه شاخصهای اشتغال و کارآفرینی: تحلیل نابرابری اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: اشتغال از ارکان اساسی توسعه و رفاه هر جامعه ای است و تحلیل توزیع مکان محور به شناخت بسترهای فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی آن کمک می کند؛ بنابراین هدف این پژوهش خوشه بندی و رتبه بندی استانهای کشور بر اساس مؤلفه ها و شاخصهای اشتغال و کارآفرینی است. روش: داده های این مطالعه به روش تحلیل ثانویه و از منابع رسمی و معتبر همچون سرشماری عمومی نفوس و مسکن و آخرین سالنامه های آماری (1401 تا 1403)، وزارت کار و داده های سایت مرکز آمار ایران در سال 1403 جمع آوری شده و به وسیله تکنیک تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. یافته: استانهای گیلان، کردستان، قزوین و آذربایجان غربی بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال بخش خصوصی را دارند؛ درحالی که استانهای سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد با کمترین میزان مشارکت و موفقیت کاریابی، در زمره استانهای محروم دسته بندی می شوند. همچنین، استانهای تهران، البرز و قم به دلیل تراکم بالای جمعیت، سهم بیشتری از اشتغال در بخش خدمات دارند. تحلیل خوشه ای، استانها را در چهار خوشه اصلی دسته بندی کرده که این خوشه بندی می تواند مبنای سیاست گذاریهای منطقه ای هدفمند قرار گیرد. بحث: بر اساس یافته ها، تمرکز بر توسعه بخش خصوصی، ایجاد زیرساختهای صنعتی و خدماتی در استانهای کم برخوردار و تقویت مهارت آموزی و کاریابی پیشنهاد شده است. همچنین، بهبود شرایط اقتصادی در استانهای جنوبی کشور به واسطه دسترسی به آبهای آزاد و توسعه اقتصاد دریامحور توصیه می شود. این پژوهش به سیاست گذاران کمک می کند تا با بهره گیری از تفاوتهای منطقه ای، راهبردهای مؤثرتری برای توسعه اقتصادی و کارآفرینی ارائه دهند.
۶۲.

تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۳۲۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
۶۳.

Representation of the Iranian Family on Instagram: A Reception Analysis of Family Bloggers’ Pages

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۲۶
Background: In the digital age, the expansion of social media platforms has profoundly impacted various aspects of life, including family relationships.Aim: This article addresses the complex dynamics of family communication, particularly focusing on Iranian families. In this article, we study the perceptions of users and followers of family blogger pages regarding the representations of family life on Instagram.Methodology: Through interviews with users, we seek to understand their understanding of concepts such as love, intimacy, home, and marital relationships. To study how followers perceive and interpret family-oriented pages on Persian Instagram, approximately 29 qualitative interviews were conducted with three groups of respondents. These groups included users, informants, and family psychologists and counselors (couple therapists).Findings: The concept of family display helps us understand what practices are defined as "family practices" from the perspective of users and followers of family pages on Instagram. On the other hand, Hall’s theoretical model helps us understand the category of readings that users’ interpretations and perceptions of the family representation on these pages fall into. The findings reveal the evolving nature of family relationships in the digital age, particularly concerning Iranian families. The findings show that the readings of users following these pages are generally hegemonic and can be divided into three main axes: family rituals, marital relationship, and feminine power, each of which has its own sub-themes. In addition, some interviewees mentioned contrasting and negotiating perceptions.Conclusions: The results indicate that readings are complex processes shaped by the cultural contexts and lived experiences of the readers, leading to a combination of interpretations rather than a wholesale acceptance or rejection of media representations. Additionally, followers with preferred readings expressed dual emotions ranging from idealization and beautiful aspirations to feelings of alienation and dissatisfaction with their relationships.
۶۴.

کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر باهدف کشف و توصیف تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از مفهوم اخلاق در فضای مجازی و شناسایی مؤلفه های شکل دهنده درک اخلاقی آنان در بستر دیجیتال انجام شده است. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 10 نوجوان 13 تا 19 ساله شهرستان ساری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته نیمه عمیق (20-30 دقیقه) تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید. تحلیل داده ها منجر به استخراج 21 مضمون اصلی در سه دسته کلی شد: (1) عوامل زمینه ساز شامل پنهان بودن هویت، فقدان محدودیت، نقش والدین و رقابت کاذب؛ (2) افعال اخلاقی/غیراخلاقی شامل تقلید بدون تأمل، عمل غرض ورزانه و توجه به قاعده طلایی اخلاق؛ (3) پیامدها شامل اعتیاد به فضای مجازی، آسیب های روانی و تضعیف بنیان خانواده. درک نوجوانان از اخلاق در فضای مجازی پدیده ای چندسطحی است که تحت تأثیر ویژگی های ساختاری فضای دیجیتال، فرآیندهای یادگیری اجتماعی و تصمیم گیری های موقعیتی شکل می گیرد. این یافته ها ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و تربیتی موجود و طراحی مداخلات چندبعدی متناسب با پیچیدگی های اخلاق دیجیتال را نشان می دهد.
۶۵.

نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند
۶۶.

جریان سازی رسانه ای سند محور در اخبار صداوسیما مطالعه موردی :قانون افزایش ظرفیت پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
قانون افزایش ظرفیت پزشکی، یکی از مهم ترین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که در دی ماه 1400 به امضای رئیس جمهور رسید. اخبار صداوسیما نیز با ماموریت پیگیری اسنادبالادستی به ماجرا وارد شد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی جریان سازی سند محور، با بررسی سه بخش خبری نیمروزی (14) و شبانگاهی (21) شبکه اول سیما و بخش خبری (20:30) شبکه دوم سیما در پیشبرد قانون افزایش ظرفیت پزشکی بوده است. در ابتدا تمامی فراورده های خبری منتشرشده تحلیل محتوای کمی شده اند و سپس به صورت هدفمند، اقدام به مصاحبه عمیق با سه دسته از سردبیران خبر، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان وقت وزارت بهداشت شده است. نتایج نشان می دهد از بازه زمانی آبان 1400 تا تیرماه 1401 از سه بخش خبری ذکر شده ۴۱ فراورده خبری پخش شده اند. بخش خبری 20:30 به دلیل لحن انتقادی، کوتاه بودن و مصاحبه های صریح با مسئولان بیشترین تأثیر را بر مخاطبان و مسئولان داشته و پس از آن، بخش خبری 21 شبکه اول سیما، مورد اقبال مصاحبه شوندگان و مسئولان قرارگرفته است. به عقیده مصاحبه شوندگان، برگزاری برنامه های زنده گفت وگو محور با حضور کارشناسان تراز اول در حوزه پزشکی، می تواند در انتقال پیام و آشنایی با ادله موافق و مخالف، موثر واقع شود. تحلیل محتوایی نشان داد که تمرکز اصلی این اخبار پیگیری اجرای یکی از سیاست های کلان نظام سلامت بوده است. صداوسیما در این فرایند توانسته است نقش واسط را در میان مردم، نخبگان و سیاستگذاران ایفا کند.
۶۷.

ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان در بررسی تطبیقی اسناد و قوانین بین المللی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۶
زمینه و هدف: یکی از ابعاد مغفول مانده در نظام های سنتی، توجه به ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان بوده است؛بررسی و تحلیل تطبیقی سیاست ها و مقررات مربوط به حمایت از بزه دیدگان در اسناد و قوانین بین المللی و ایران با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، راهکارهایی برای تقویت جایگاه بزه دیده در فرآیند عدالت کیفری کشور و نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان فراهم می سازد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ رویکرد، کیفی تطبیقی است که از روش تحلیل محتوا(کدگذاری سه مرحله ای) برای تحلیل آن استفاده شد.روش گردآوری داده ها، به صورت اسنادی و با استفاده از ابزار فیش برداری شامل 9 جلد کتاب، 18 نسخه مقاله، 6 سند قانونی و 8 سایت معتبر حقوقی بوده که به علت محدودیت منابع در حوزه اقدامات حمایتی از بزه دیدگان به صورت تمام شمار مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: قوانین ایران مانند قانون حمایت از بزه دیدگان ، قانون آیین دادرسی کیفری و... در راستای نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان حقوق اولیه ای برای بزه دیدگان فراهم کرده اند، اما نسبت به استانداردهای بین المللی نظیر «اصول حقوق بزه دیدگان» سازمان ملل متحد کاستی هایی دارند. به ویژه، مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی و... که در فرهنگ حمایت از بزه دیدگان ایران محدودتر است. نتیجه گیری: هرچند قوانین ایران در راستای فرهنگ حمایت از بزه دیدگان گام هایی مثبت برداشته اند، اما با استانداردهای بین المللی فاصله قابل توجهی دارند.کاستی هایی نظیر مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی ها و... ضروری است تا حقوق بزه دیدگان به نحو جامع تری تضمین شود.
۶۸.

حاشیه نشینی، محرومیت و گرایش های خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۰
پدیده خودکشی در کشور به نسبت میانگین جهانی در وضعیت نرمالی قرار دارد؛ اما به نظر می رسد واریانس آن در بین گروه های اجتماعی و به ویژه استان های کشور بالاست. به طوری که نرخ خودکشی در برخی از استان های کشور همچون کرمانشاه، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و ایلام بالاتر از نرخ کشوری است. علاوه بر این، میزان گسترش این پدیده در مناطق حاشیه نشین بالاتر است و نرخ شیوع آن طی سال های اخیر چشمگیر بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن بوده است تا به فهمی در خصوص وضعیت و دلایل خودکشی در محله های حاشیه نشین شهر کرمانشاه دست یازد. روش پژوهش حاضر ترکیبی و فنون گردآوری داده پرسشنامه و مصاحبه هستند. نتایج نشان می دهند که: 1. از اواسط دهه 40 خورشیدی تا کنون، 34 محله حاشیه نشین در شهر کرمانشاه به وجود آمده اند که بالغ بر 30 درصد جمعیت شهر را تشکیل می دهند؛ 2. نرخ گرایش به خودکشی در محلات حاشیه-نشین، در سه بعد تفکر، قصد و اقدامات ناموفق خودکشی زیاد است؛ 3. وضعیت یاد شده متأثر از حاشیه نشینی، مشکلات اقتصادی و احساس نابرابری است؛ 4. حمایت اجتماعی به میزان زیادی مانع اصلی و بازدارنده خودکشی در میان افراد است.
۶۹.

نقش رهبری رسانه ای و شایستگی سرمایه انسانی در تقویت پایداری برند باشگاه پرسپولیس در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: پایداری برند در باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت بلندمدت و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. باشگاه پرسپولیس، به عنوان یکی از پرهوادارترین و باسابقه‎ترین باشگاه‎های فوتبال ایران، نیازمند راهبردهایی دقیق و علمی برای تقویت پایداری برند خود در فضای رسانه‎ای و اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل پیشران‎های کلیدی مؤثر بر پایداری برند این باشگاه انجام‎شده است. روش‎شناسی: روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون در مرحله کیفی و تکنیک دیمتل فازی در مرحله کمی بود. در گام نخست، با بهره‎گیری از مصاحبه‎های نیمه‎ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان رسانه، مدیریت ورزشی و برندینگ، 35 پیشران فرعی در قالب 7 پیشران اصلی استخراج شد. سپس، با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و تحلیل روابط علّی ـ معلولی میان مؤلفه‎ها، جایگاه هر پیشران در ساختار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مشخص گردید. یافته‎ها: یافته‎ها نشان داد که سه پیشران «ارتباط با هواداران و افکار عمومی»، «ساختار و سیاست‎های رسانه‎ای» و «مدیریت بحران رسانه‎ای» دارای بیشترین تأثیرگذاری در ساختار برند باشگاه هستند و به عنوان عوامل علی باید در اولویت مداخلات راهبردی قرار گیرند. در مقابل، «سرمایه انسانی برندمحور»، «انسجام درون‎سازمانی» و «سرمایه انسانی تیم رسانه» بیشتر تأثیرپذیر هستند. نتیجه‎گیری: این نتایج می‎تواند به تدوین نقشه راهی برای سیاست‎گذاری رسانه‎ای باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای کمک نماید و ابزاری کاربردی برای مدیران در جهت تقویت برند سازمانی فراهم سازد.
۷۰.

تحلیل فضایی شورش های شهری پس از انقلاب اسلامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
شورش های شهری، اعتراضاتی خشونت بار، ناگهانی و مبتنی بر انگیزه های اقتصادی هستند که عمدتا با اشغال فضاهای شهری به عنوان بستر اصلی اعتراضات همراه هستند. فضای شهری نیز خودشان متشکل از فضاهای مصرف، فضاهای قدرت و فضاهای شبکه ای هستند که هرسه، ابزار و هدفی برای شورش های شهری هستند. پژوهش حاضر با تأکید بر مهم ترین ترین شورش هایی که پس از انقلاب اسلامی رخ داده اند، به دنبال تحلیل سویه های فضایی شورش های شهری است. داده های تحقیق، منابع تاریخی ثانویه هستند و برای تحلیل داده ها از تکنیک بولی استفاده شده است. نتایج ماتریس بولی نشان می دهد، زمانی که علت اعتراضات، سکونتگاه های شهری و کنشگری شورشیان صرفا مبنی بر وندالیسم باشد، شورش های شهری در سطح محلی و اگر نارضایتی ها فارغ از موضوع از طریق شبکه های تعاملی تشدید شوند و کنشگری کارناوالی در کنار کنشگری وندالیستی در بین معترضان متداول شود، شورش های شهری در سطح ملی رخ می دهند.
۷۱.

استفاده و رضایتمندی زنان ایرانی از سریال های تلویزیونی و نمایش خانگی با تأکید بر نگرش دینی مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی الگوهای استفاده و رضامندی زنان ایرانی از مجموعه های نمایشی در قیاس میان دو بستر رسانه ای اصلی، یعنی تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، و با هدف محوری بررسی نقش و همبستگی این الگوها با متغیر نگرش دینی مخاطبان تدوین شده است. اهمیت این موضوع در نفوذ فرهنگی فزاینده محتوای نمایشی در جامعه و نقش آن در تعامل یا تعارض با ارزش ها و باورهای دینی ریشه دارد. این پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکرد پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را زنان ایرانی بالای ۱۲ سال تشکیل می دادند که از میان آن ها نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان استفاده از مجموعه ها در میان زنان به طور کلی بالاست؛ اما نگرش دینی نه تنها یک متغیر زمینه ای بلکه عامل مهمی در جهت دهی به انتخاب و میزان رضایتمندی مخاطبان زن است. یافته ها به وضوح حاکی از وجود یک شکاف رضایتمندی معنادار میان دو بستر رسانه ای بود؛ به طوری که زنان با سطح دینداری بالاتر، مجموعه های تلویزیون را به دلیل تأکید بیش تر بر ارزش های خانواده محور و اخلاقی، مشروع تر و مطلوب تر دانسته و ترجیح می دهند. درمقابل، زنان جوان تر، تحصیل کرده تر و با نگرش دینی ضعیف تر، رضایت بیش تری را در محتوای شبکه نمایش خانگی جستجو می کنند که بر مضامینی نظیر فردگرایی، آزادی محتوایی و بازتعریف هویت زنانه مستقل تأکید دارد. این نتایج درنهایت نشان دهنده آن است که رقابت میان تلویزیون و نمایش خانگی، بازتاب دهنده تنش های فرهنگی و ارزشی در میان زنان ایرانی بوده و نگرش دینی نقش پالایش فرهنگی فعال را در مصرف رسانه ای ایفا می کند.
۷۲.

بازنمایی شکاف های اجتماعی ایران در رسانه های فارسی زبان خارجی (مورد مطالعه: ایران اینترنشنال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۷
رسانه را یکی از اثرگذارترین مراجع فکری افکار عمومی در میان جوامع معاصر دانسته‌اند. اعتراضات سال ۱۴۰۱ به دلیل فوت مشکوک مهسا امینی، بهانه و دستاویز مناسبی برای پرداخت محتوای متناسب با اهداف رسانه‌ای شبکه‌های معاند در جهت اثرگذاری بر افکار عمومی فراهم آورد. بررسی اجمالی محتوای تولیدات شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی، نشان‌دهندۀ تمرکز این رسانه‌ها بر شکاف‌های اجتماعی ایران و تشدید آن‌ها بوده است. برای روشن‌شدن مسیر شبکه‌های معاند در زمینۀ بازنمایی شکاف‌های اجتماعی ایران، شبکۀ خبری ایران اینترنشنال برگزیده شده است. از آن‌رو که دسترسی به شبکه‌های اجتماعی آسان‌تر و عمومی‌تر از شبکه‌های ماهواره‌ای است، صفحۀ این شبکۀ خبری در شبکۀ اجتماعی اینستاگرام مورد بررسی قرار گرفته است. روش جمع‌آوری دادۀ این پژوهش متن‌کاوی بوده و نمونۀ آن متناسب با چهار بازۀ زمانی مرتبط با نقاط عطف اعتراضات و در مجموع ۱۳۰ پست انتخاب شده است. پست‌های منتخب با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل کیفی قرار گرفته‌اند و ۲۷۵ مضمون توصیفی اولیه، ۲۷ مضمون توصیفی ثانویه، ۸ مضمون تفسیری و ۴ مضمون فراگیر استخراج شده است. در نتیجه، مضامین موردتوجه ویژۀ این رسانه عبارت‌اند از: تقابل و رویارویی مردم و حکومت، ناکارآمدی حکومت و بی‌کفایتی مسئولان، محرومیت و مظلومیت زنان در ایران و قبح‌زدایی از بی‌حجابی در جامعۀ ایرانی که به‌طور عمده ذیل شکاف سیاسی (دولت ـ ملت) قرار می‌گیرند.
۷۳.

تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر حیات موسیقایی شمال خراسان از دهه 80 شمسی تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
موسیقی شمال خراسان در دهیه 80 تا کنون تحت تأثیر شبکه های مجازی قرار گرفته است. این تأثیرات به حفظ شغل، انتشار، بازاریابی، ارتباط با مخاطب و ... برمی گردد؛ به گونه ای که این شبکه ها در نزدیکی آن به موسیقی مردم پسند تأثیر داشته اند. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که شبکه های مجازی چه تأثیری بر حیات موسیقی شمال خراسان داشته اند؟ روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است. روش گردآوری منابع برگرفته از مصاحبه ها، بررسی فعالیت های موسیقی پردازان محل در شبکه های اجتماعی مجازی و جنبه های فرهنگی مرتبط با آن است. هدف از این تحقیق چگونگی شکل گیری روند مذکور است. بی شک تغییرات حاصله از تحولات رسانه ای در هر شهر یا منطقه ای متفاوت است، در این تحقیق موسیقی پرداز، موسیقی و مخاطب سه رکن اصلی محسوب می شوند. به طور کلی شبکه های مجازی در این موارد نقش ایفاء کرده اند: تعامل گستره تر با مخاطب، حفظ شغل در زمینیه انتشار و بازاریابی موسیقی، هزینیه کمتر برای موسیقی پرداز، ستاره سازی موسیقی پردازان شمال خراسان، فعالیت هایی از قبیل ضبط های استودیویی و تهییه موزیک ویدئوها، امکان بارگذاری اجراهای زنده و اشتراک گذاری هنرمندان مورد علاقیه مخاطبان. فرایند مذکور در نزدیکی رفتار اجرایی موسیقی پردازان به موسیقی مردم پسند، گزینش ترانه های رایج که مردم گرایش بیشتری به آن دارند و تمایلات مخاطبان به جنبه های صوتی و بصری این حوزه مشهود است. بنابراین شبکه های اجتماعی علاوه بر پیامدهای مثبت، تأثیرات منفی نیز به دنبال داشته اند. مهم ترین تأثیرات مذکور عبارتند از: تجاری سازی موسیقی و تبدیل ماهیت موسیقی مردمی به موسیقی مردم پسند است.
۷۴.

همباشی به مثابه واکنشی مقاومتی به ناکارآمدی ساختارها در شهر ایلام( یک مطالعه کیفی به روش گراندد تئوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی پدیده همباشی به عنوان یک پدیده شهری و یکی از مسائل مهم مورد توجه جامعه شناسان شهری در شهر ایلام است. روش شناسی: این پژوهش به روش گراندد تئوری انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، شهروندان ایلامی هستند که به سبک همباشی زندگی می کنند. ابزار جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته است که بعد از انجام 17 مصاحبه به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها به روش کد گذاری سه گانه: باز ، محوری و گزینشی بوده است. یافته ها: .بر اساس یافته ها شرایط علی شامل: فشارهای مالی و اقتصادی در تصمیم گیری ازدواج، انگیزه ها و نیازهای فردی در انتخاب سبک زندگی، تجربه ها و تاثیر آن بر نگرش به ازدواج و هم باشی می شوند. شرایط زمینه ای عبارتند از: فشارهای خانوادگی و فرهنگی و تاثیر آن بر ازدواج، نقش نظارت اجتماعی و خانوادگی در شکل گیری روابط و موانع قانونی و جغرافیایی در ازدواج . عوامل مداخله مشتمل بر جهانی شدن، ترس ها و موانع روانی در تصمیم گیری ازدواج، فشارها و موانع خانوادگی و اجتماعی و موانع اقتصادی و مالی در ازدواج می باشند. راهبردها عبارتند از تحول فرهنگی و پذیرش اجتماعی سبک های نوین زندگی، مدیریت و حفاظت از حریم خصوصی در روابط، آموزش و فرهنگ سازی برای کاهش تعارضات اجتماعی. و پیامدهای همباشی شامل پیامدهای روانی و اجتماعی زندگی هم باشی، مشکلات قانونی و اجتماعی ناشی از عدم پذیرش، تأثیرات اقتصادی و سلامت جسمی-جنسی بر کیفیت زندگی می باشند با توجه به تحلیل کلی، کد فراگیر که تمام ابعاد پدیده همباشی در ایلام را در بر می گیرد، عبارت است از: «همباشی به عنوان واکنش مقاومتی و سازگاری فعال جوانان ایلام در مواجهه با محدودیت های اقتصادی، فرهنگی، قانونی و خانوادگی در مسیر ازدواج رسمی» این کد بیانگر آن است که همباشی یک پاسخ منطقی و فعال به شرایط نامساعد و موانع متعدد موجود در جامعه است.
۷۵.

Children, Healthy Lifestyle and Media Literacy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۲۷۰
Background: Media content plays a significant role in shaping behaviors, attitudes, and lifestyle choices, especially among children, a demographic that is highly impressionable and actively engaged with various media platforms.Aims: This article explores the role of media literacy in equipping children to critically evaluate media content that promotes unhealthy lifestyles, including poor dietary choices, sedentary behavior, celebrity worship and unrealistic body ideals.Methodology: This study employs a qualitative approach, synthesizing data from case studies, government reports, and peer-reviewed academic literature to explore the role of media literacy in fostering healthy lifestyle choices among children.Findings: The findings indicate that current media literacy education programs for children are insufficient, largely because they often fail to include parental education. Parents play a pivotal role as mediators of children’s media consumption, and their active participation in media literacy education strengthens the impact of such interventions. The article argues for an integrated media literacy curriculum targeting both children and parents to create a more comprehensive understanding of healthy lifestyle practices and critical media engagement. Recommendations for policy, educational frameworks, and family-centered interventions are proposed to address these gaps.Conclusions: We emphasize the importance of a holistic approach to media literacy that includes all involved people and bodies in promoting healthier lifestyle choices among children.
۷۶.

زنان و پویش های هویت شخصی تجربه طلاق در شهرستان اسلام آباد غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۹
هدف نهاد خانواده به عنوان نخستین و بنیادی ترین ساختار اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در سامان دهی حیات فردی و جمعی ایفا می کند. با این حال، در عصر مدرن، این نهاد بیش از هر زمان دیگری با چالش های جدی مواجه شده است. یکی از مهم ترین این چالش ها، پدیده ی طلاق است که در ایران نیز طی دهه های اخیر با روندی فزاینده همراه بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه، به بررسی تجربه زیسته ی زنان از طلاق و عوامل مؤثر بر آن می پردازد. اهمیت این مطالعه از آن روست که منطقه مورد بررسی، علی رغم برخورداری از ساختارهای قومی و فرهنگی سنتی، در معرض تحولات سریع ناشی از مدرنیته و گسترش ارتباطات جهانی قرار گرفته است؛ تحولاتی که به طور مستقیم بر نهاد خانواده و روابط زناشویی تأثیرگذار بوده اند. از منظر نظری، این تحقیق بر مبانی اندیشه ی آنتونی گیدنز، به ویژه مفهوم «رابطه ناب»، استوار است. گیدنز معتقد است که در جوامع مدرن، استمرار زندگی زناشویی دیگر مبتنی بر الزامات اقتصادی یا فشارهای سنتی نیست، بلکه بر پایه هایی چون عشق، صمیمیت و تحقق فردیت استوار می شود. هدف اصلی این پژوهش، تبیین چگونگی فقدان این بنیان ها و ظهور مطالبات نوین در حوزه ی هویت فردی، به عنوان زمینه ساز افزایش نرخ طلاق در جامعه ای نیمه سنتی مانند اسلام آباد غرب است. روش این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ی عمیق انجام شده است. جامعه ی آماری شامل زنان و مردانی است که تجربه ی طلاق داشته یا در آستانه ی جدایی قرار دارند. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری صورت گرفت و در نهایت ۱۶ نفر مورد بررسی قرار گرفتند. داده های گردآوری شده از طریق فرایند کدگذاری اولیه و ثانویه تحلیل شدند؛ به گونه ای که مفاهیم کلیدی از متن مصاحبه ها استخراج، طبقه بندی و در نهایت به مقولات اصلی تبدیل گردیدند. معیار اصلی تحلیل، فهم معانی و احساسات مشارکت کنندگان از تجربه ی طلاق و بازنمایی آن در چارچوب نظری گیدنز بود. این روش امکان آشکارسازی ابعاد پیچیده و چندلایه ی طلاق در زمینه ای فرهنگی-اجتماعی خاص را فراهم ساخت. یافته ها نتایج پژوهش نشان داد که طلاق در اسلام آباد غرب حاصل تعامل مجموعه ای از شرایط و تجارب زیسته ی زنان و مردان در بستری فرهنگی و اجتماعی خاص است. یکی از عوامل برجسته، سلطه ی ساختاری مردان در خانواده و تجربه ی زنان از سرکوب فردیت خویش بود. در چنین ساختارهایی، تصمیم گیری های اصلی در اختیار مردان قرار دارد و زنان فاقد حق انتخاب و عاملیت تلقی می شوند؛ تجربه ای که با احساس بی قدرتی، نادیده انگاشته شدن و بی اعتنایی به خواسته ها و نظرات آنان همراه بوده و زمینه ساز تنش و جدایی شده است.عامل مهم دیگر، فقدان عشق و صمیمیت در روابط زناشویی بود. برخلاف الگوهای سنتی که ازدواج را بر پایه ی مناسبات اقتصادی و فشارهای اجتماعی تعریف می کردند، مشارکت کنندگان تأکید داشتند که در شرایط کنونی، تنها عشق و رابطه ی ناب می تواند استمرار زندگی مشترک را تضمین کند. حتی زوج هایی با وضعیت اقتصادی مطلوب، به دلیل نبود ارتباط عاطفی، تصمیم به جدایی گرفته اند.تمایل به تحقق فردیت نیز نقش مهمی در تصمیم زنان برای پایان دادن به زندگی زناشویی ایفا کرده است. بسیاری از آنان ازدواج را فرصتی برای رهایی از محدودیت های خانوادگی و شکوفایی استعدادهای فردی تلقی می کردند، اما در عمل با محدودیت های مضاعف از سوی همسر مواجه شدند. این نارضایتی، طلاق را به عنوان راهی برای بازیابی هویت و استقلال فردی مطرح ساخت.از دیگر یافته های قابل توجه، تجربه ی ازدواج های زودهنگام و کودک همسری بود. زنان در سنین پایین و بدون آمادگی روانی و اجتماعی وارد زندگی مشترک شده، تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرده و به دلیل فقدان مهارت های لازم، در ایفای نقش همسر یا مادر با چالش مواجه بودند؛ وضعیتی که آنان را به سوی جدایی سوق داده است.خشونت خانگی نیز در روایت ها به طور مکرر مطرح شد. زنان از خشونت های کلامی، روانی و فیزیکی سخن گفتند و تأکید کردند که این خشونت ها احساس امنیت و آرامش را از آنان سلب کرده است. این خشونت ها اغلب ریشه در الگوهای نسلی داشته و تجربه ی خشونت در خانواده ی والدین در تداوم این چرخه مؤثر بوده است.برخی از زنان نیز از ازدواج های تحمیلی سخن گفتند؛ ازدواج هایی که تحت فشار خانواده یا شرایط اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته و فاقد رضایت و علاقه ی متقابل بوده اند. این امر از همان آغاز رابطه را متزلزل ساخته و طلاق را اجتناب ناپذیر کرده است.در برخی روایت ها، خیانت و روابط فرازناشویی به عنوان پیامد فقدان عشق و صمیمیت مطرح شد. زنان بیان داشتند که در غیاب محبت همسر، به تدریج به روابط دیگر گرایش یافته یا با خیانت همسر مواجه شده اند. گسترش فضای مجازی نیز بستر مناسبی برای شکل گیری این روابط فراهم کرده و بحران زناشویی را تشدید کرده است.در نهایت، تفاوت در فرایند جامعه پذیری دختران و پسران نیز به عنوان یکی از عوامل زمینه ساز طلاق شناسایی شد. انتظارات متفاوت خانواده ها و جامعه از نقش های جنسیتی، موجب شکل گیری نگرش های متعارض در زندگی مشترک شده و این تعارضات به شکاف و جدایی انجامیده است.به طور کلی، یافته ها نشان می دهند که طلاق در اسلام آباد غرب حاصل تلاقی عوامل متعددی است؛ از ساختارهای سنتی و مردسالارانه تا تحولات فرهنگی ناشی از مدرنیته، از تجربه ی خشونت و ازدواج های ناخواسته تا میل به استقلال و تحقق فردیت. هر یک از این عوامل، به تنهایی یا در تعامل با یکدیگر، نهاد خانواده را با بحران مواجه ساخته اند. نتیجه تحلیل داده ها نشان می دهد که طلاق در اسلام آباد غرب، فراتر از مسائل اقتصادی یا ضعف نهادی، ریشه در تحولات فرهنگی و هویتی دارد. زنان نسل جدید، در مقایسه با نسل های پیشین، عاملیت بیشتری در تعریف هویت فردی خود دارند و کمتر حاضر به پذیرش نقش های سنتی هستند. از سوی دیگر، مدرنیته ی متأخر با گسترش ارتباطات، ظهور رسانه ها و افزایش آگاهی های فردی، انتظارات تازه ای از زندگی زناشویی ایجاد کرده است؛ انتظاراتی که در صورت فقدان عشق، صمیمیت و احترام متقابل، به سرعت به بحران منجر می شوند.بر اساس نظریه ی گیدنز، می توان نتیجه گرفت که استمرار زندگی زناشویی در جامعه ی امروز، مستلزم تحقق رابطه ی ناب است؛ رابطه ای که تنها در صورت وجود رضایت و عشق متقابل پایدار خواهد بود. از این رو، ازدواج های تحمیلی، کودک همسری و روابط مبتنی بر ساختارهای مردسالارانه، بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار دارند.در نهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد که افزایش نرخ طلاق در اسلام آباد غرب، هم راستا با روندهای کلان مدرنیته در ایران است. ظهور نسلی که خواهان استقلال، تحقق فردیت و تجربه ی عشق ناب است، موجب شده است که ازدواج دیگر صرفاً به عنوان نهادی برای بقا یا تبعیت از سنت پذیرفته نشود. بنابراین، طلاق را باید نه تنها به عنوان یک آسیب اجتماعی، بلکه به مثابه نمودی از کشاکش میان سنت و مدرنیته و میان الزامات جمعی و تمایلات فردی تحلیل کرد.بر این اساس، سیاست گذاری های اجتماعی در حوزه ی خانواده، در صورتی که هدف کاهش نرخ طلاق را دنبال کنند، باید بر آموزش مهارت های زندگی، تقویت گفت وگو میان زوجین، حمایت از زنان در مسیر تحقق فردیت، و بازنگری در الگوهای تربیتی و جامعه پذیری تمرکز یابند. تنها در چنین شرایطی می توان انتظار داشت که نهاد خانواده در برابر فشارهای مدرنیته ی متأخر مقاوم تر شده و تعادلی پایدار میان خواسته های فردی و الزامات جمعی برقرار گردد.
۷۷.

تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی در تکرار انحرافات اجتماعی (جرم) و بازگشت به زندان در شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۱
زمینه و هدف: مطالعه حاضر به نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در تکرار انحرافات (جرم) و بازگشت به زندان در شهر ایلام پرداخته، مسئله ای که همواره یکی از دغدغه های مهم مسئولان قضایی و انتظامی بوده است. لذا هدف اصلی تحقیق حاضر مطالعه نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر بازگشت مجدد زندانیان به زندان است. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه در زمره تحقیقات کمی است. جامعه آماری پژوهش کلیه زندانیان مرد شهر ایلام می باشند که به دفعات به زندان برگشته اند که تعداد آن ها 265 نفر بوده که از این تعداد براساس فرمول کوکران تعداد 158 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. اعتبار ابزار تحقیق به روش صوری و جهت تعیین پایایی ابزار تحقیق از آزمون آلفای کرونباخ استفاده گردید که نتایج برای عوامل فرهنگی 78 درصد و برای عوامل اجتماعی 80 درصد بدست آمد. یافته ها: نتایج نشان داد که معاشرت (هم نشینی) با سایر زندانیان و زندگی در زندان در اولویت اول و میزان تحصیلات زندانی در اولویت آخر اهمیت در تکرار انحرافات اجتماعی و بازگشت به زندان در شهر ایلام می باشند، ضمن این که حمایت اجتماعی، آموزش، خدمات در زندان، کنترل و نظارت اجتماعی و حمایت خانواده در تکرار انحرافات مؤثر است، نتیجه گیری: براساس نتایج تحقیق، تعداد زندانیان مجرد در مقایسه با زندانیان متأهل بیشتر بود، لذا می توان گفت که مجرد بودن باعث کاهش وابستگی عاطفی نسبت به خانواده شده و آزادی عمل فرد در ارتکاب جرم را افزایش می دهد. همچنین زندانیانی که از سطح تحصیلات کمتری برخوردار بودند میزان تکرار انحراف و بازگشت به زندان بیشتری داشتند، بعلاوه میزان طرد و عدم پذیرش محکومان بعد از آزادی از سوی دوستان، همکاران و حتی خانواده در حد بالایی بود
۷۸.

واکاوی موانع ساختاری و فرهنگی اقامه نماز در عملیات های پلیسی؛ مطالعه موردی آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۵
اقامه نماز به عنوان یکی از اصول اساسی دین اسلام، در محیط های کاری و عمومی اهمیت ویژه ای دارد. با این حال، در عملیات های پلیسی، افسران با چالش های متعددی در اقامه نماز مواجه می شوند که می تواند بر عملکرد و رضایت شغلی آنها تأثیر بگذارد. هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل موانع فرهنگی و ساختاری اقامه نماز در محیط های پلیسی و ارائه راهکارهای عملی و مبتنی بر فناوری برای تسهیل اقامه نماز در این محیط ها بود. این مطالعه کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود که با مشارکت ۴۵ نفر از فرماندهان میدانی عملیات های پلیسی، روحانیون شاغل در عقیدتی و سیاسی و کارکنان کوپ، پلیس های تخصصی و یگان ویژه فرماندهی انتظامی استان آذربایجان غربی در سال ۱۴۰۳ انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی انجام شده و داده های جمع آوری شده از طریق سوالات باز و تحلیل با روش کلایزی استخراج و به روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که موانع فرهنگی شامل تأثیرات اجتماعی و نگرش عمومی، آگاهی و آموزش دینی، حمایت و فرهنگ سازی در محیط کار و توازن بین وظایف شغلی و دینی است. همچنین، موانع ساختاری شامل زیرساخت ها و امکانات فیزیکی، زمان بندی و برنامه ریزی، قوانین و مقررات و فناوری و منابع بود. نتایج نشان داد که برای رفع موانع اقامه نماز در عملیات های پلیسی، نیاز به رویکردی جامع و چندجانبه است که شامل آموزش و فرهنگ سازی، بهبود زیرساخت ها، برنامه ریزی مناسب و استفاده از فناوری های نوین باشد. این اقدامات می توانند به ایجاد محیطی مساعدتر برای اقامه نماز و تقویت ارزش های دینی در جامعه کمک کنند.
۷۹.

طراحی و تبیین الگوی غرور سازمانی در فراجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۸
غرور سازمانی به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند و یک دارایی استراتژیک، نقشی تعیین کننده در ارتقای قابلیت های انسانی و سازمانی ایفا می کند. این امر در محیط مأموریت محور فراجا که موفقیت آن ها به میزان تعهد، انگیزه و همبستگی نیروی انسانی وابسته است، اهمیتی دوچندان می یابد. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیین مدل غرور سازمانی در یکی از حساس ترین نهادهای کشور، یعنی فراجا، صورت پذیرفت. به لحاظ نوع هدف، تحقیق کاربردی - توسعه ای و کیفی بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان و مدیران، باتجربه مرتبط با موضوع تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت هدفمند و غیرتصادفی انجام شد و ۱۴ نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب گردیدند. تجربه زیسته آنان از پدیده غرور سازمانی با استفاده از استراتژی داده بنیاد و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بررسی شد. قابلیت اعتماد ابزار پژوهش از طریق کاوش سیستماتیک مشارکت کنندگان و تحلیل دقیق داده ها با رویکرد استراوس و کوربین تعیین گردید. تحلیل داده ها مدلی جامع برای غرور سازمانی در فراجا ارائه می دهد که این پدیده را چندبعدی (هیجانی و نگرشی) می داند. غرور سازمانی تحت تأثیر عوامل علّی فردی (نگرش، ارزش های حرفه ای، شایستگی های شغلی) و سازمانی (منابع، نمادها، رهبری، فرهنگ سازمانی، تقدیر و تعاملات) شکل گرفته، در بستر شرایط زمینه ای فرهنگ و ساختار سازمانی (هویت، ارزش ها، ثبات) تقویت می شود و توسط چالش های روان شناختی و مدیریتی تعدیل می گردد. مدل به پیامدهای فردی (سرمایه روان شناختی) و سازمانی (اعتماد اجتماعی، انسجام) منجر شده و راهکارهای عملی نظیر توسعه فرهنگی و بهینه سازی منابع انسانی را برای تقویت غرور سازمانی در نهادهای نظامی و انتظامی پیشنهاد گردید.
۸۰.

ظرفیت روایت های منتخب تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف: هدف این پژوهش، تبیین ظرفیت های نمایشی برخی از روایت های تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن است و بر همین اساس به دنبال کشف عناصر درام موجود در این اثر و کاربردی کردن آن ها برای استفاده در انیمیشن می باشد.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از روش تحلیل روایت بهره برده است، به این صورت که اذکار «معروف کرخی»، «حسن بصری»، «جنید بغدادی»، «رابعه»، «ابوسعید ابوالخیر» و «مالک دینار» به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده و سپس عناصر درام موجود در هر ذکر (روایت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درنهایت نیز مثال یا ایده ای برای به تصویر درآمدن در قالب انیمیشن متناسب با محتوای هر ذکر، به منظور کاربست آن در نگارش فیلمنامه انیمیشن پیشنهاد شده است.یافته ها: بیشتر عناصر درام ازجمله آغاز، میانه و پایان، ستیز، آشفتگی، پیچیدگی، بحران، کشش و غیره در روایت های منتخب تذکره الاولیاء به صورت بالقوه حضور دارد. منظور از بالقوه این است که آنچه به عنوان عناصر درام از دل متن اصلی هر روایت استخراج شده است، الزاماً تمامی ویژگی های نظری عناصر درام را دربرنمی گیرد. برخی از عناصر مانند تفکیک احباب و اجتماع ضدین در هیچ یک از روایت ها کشف نشدند و عنصر کنایه نیز در نیمی از روایت ها حضور داشته و در نیمی دیگر یافت نشد. عناصر هماهنگی و منولوگ نیز در دو مورد از روایت ها دیده نشدند.بحث و نتیجه گیری: با توجه به عناصر درام کشف شده از روایت های منتخب تذکره الاولیاء و همچنین تناسب محتوای این روایت ها با ویژگی های قالب انیمیشن، این روایت ها ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی به ویژه انیمیشن را دارا هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان