ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۲۱ تا ۳٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۰۲۱.

ارزیابی چالش های نظام آموزش عالی ایران بعد از انقلاب در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم سازی علمی و اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۰۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی چالش های نظام آموزش عالی ایران بعد از انقلاب در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم سازی علمی و اجرایی می باشد.   روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها ترکیبی(آمیخته اکتشافی) است. جامعه پژوهش شامل اسناد و منابع مکتوب و صاحب نظران و اساتید دانشگاهی بوده اند که در موضوع مورد بررسی دارای اطلاعات کافی باشند. ابزار پژوهش شامل: 1- فرم های فیش برداری، 2- مصاحبه نیمه ساختاریافته، 3- پرسشنامه محقق ساخته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از آزمون های آماری تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و معدلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار PLS انجام شد.   یافته ها: بر اساس نتایج بخش کیفی پژوهش چالش های نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران در حوزه علمی و اجرایی در 19 مؤلفه دسته طبقه بندی شدند. در بخش کمی نتایج بیانگر آن است که از 19 مؤلفه چالش های بدست آمده در بخش کیفی مؤلفه های (تمرکز بر گسترش کمی آموزش عالی (حاکمیت پارادایم کمی)، مغفول ماندن کیفیت و بی توجهی به آن در سیاست های کلی آموزش عالی، عدم توجه به آمایش سرزمین در آموزش عالی، مناسب نبودن استانداردهای آموزشی و تسهیلات در سطح جهانی و ابعاد مرتبط با خصوصی سازی دانشگاه ها) به عنوان چالش های نظام آموزش عالی بعد از انقلاب مورد تأیید قرار نگرفت و 14 مؤلفه دیگر مورد تأیید قرار گرفتند.   نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که ارزیابی نظام آموزش عالی ایران بعد انقلاب نشان می دهد که چالش های زیادی در آموزش عالی وجود دارد که مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
۳۰۲۲.

اعتبار سنجی مدل آموزش الکترونیکی دوره ابتدایی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
هدف: هدف کلی این پژوهش اعتبارسنجی مدل آموزش الکترونیکی دوره ابتدایی در کشور عراق بود.   روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان و مدیران دوره ابتدایی کشور عراق بود که از این میان تعداد 381 نفر به روش نمونه گیری سهمیه ای برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدل آموزش الکترونیکی با 152 گویه در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند.   یافته ها: مدل آموزش الکترونیکی شامل 15 مقوله اصلی و 31 مقوله فرعی بود که همگی دارای برازش مطلوب بودند. عوامل کلیدی شامل حرکت به سمت تغییر در خدمات آموزشی، تغییر در نیازهای جامعه هدف و دیجیتالی شدن جهان به عنوان شرایط علی شناخته شدند. همچنین تغییر در ماهیت دانش، گفتمان عدالت اجتماعی و پیش بینی ناپذیری به عنوان عوامل مداخله گر و سیستم های زیرساختی و پشتیبانی به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند. استراتژی های توسعه سیستمی و مدیریت فضای یادگیری نیز به عنوان راهبردهای مؤثر معرفی شدند. پیامدهای فردی، سازمانی و اجتماعی از نتایج اجرای آموزش الکترونیکی بودند.   نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که مدل آموزش الکترونیکی برای دوره ابتدایی در عراق دارای اعتبار و برازش مناسبی است. این مدل می تواند به عنوان یک چارچوب مؤثر برای بهبود فرآیند آموزش در نظام آموزشی عراق مورد استفاده قرار گیرد و تأثیرات مثبت قابل توجهی بر عملکرد فردی، سازمانی و اجتماعی داشته باشد. بهبود زیرساخت ها، افزایش سواد دیجیتالی و تطبیق با تغییرات تکنولوژیکی برای اجرای موفقیت آمیز آموزش الکترونیکی ضروری است.
۳۰۲۳.

سنجش رضایتمندی ساکنین سکونتگاه های غیر رسمی از شاخص های توسعه اجتماعی، نمونه مطالعه: شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۲
با گذشت چندین دهه از برنامه ریزی برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان، هم چنان سهم قابل توجهی از ساکنین شهرها در تأمین نیازمندی های خود ناتوان هستند. در این میان سکونتگاه های غیررسمی را می توان نمونه بارزی از محیط های با سطح پایین توسعه اجتماعی قلمداد کرد که ساکنان آن ها با مشکلات و محدودیت های عدیده ای مواجه هستند؛ از همین رو در این پژوهش، شاخص های توسعه اجتماعی از طریق پرسشنامه از ساکنین پنج سکونتگاه غیررسمی در شهر همدان مورد پرسش قرار گرفته است. متغیرهای مورد بررسی به کمک مدل تحلیل عاملی در پنج عامل: «تعاملات اجتماعی»، «توان اقتصادی»، «خدمات محلی»، «توزیع خدمات» و «حق شهروندی» دسته بندی شده اند؛ هم چنین ارزیابی امتیازات عاملی در محلات مورد بررسی نشان می دهد ترتیب محلات برمبنای سطح رضایتمندی ساکنین از توسعه اجتماعی شامل: «منوچهری»، «مزدقینه»، «خضر»، «حصار» و «دیزج» بوده است. در ادامه به کمک مدل تحلیل رگرسیون چندمتغیره خطی وزن عوامل پنج گانه در تحقق رضایت از توسعه اجتماعی محاسبه شده است که عامل توان اقتصادی با وزن 429/0 بیشترین تأثیر را نشان می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد اولویت نخست افزایش رضایت ساکنین از توسعه اجتماعی در تمامی محلات مربوط به عامل «توزیع خدمات» است.
۳۰۲۴.

بازاندیشی و بی اعتمادی: تجربه شهروندان اصفهانی از زیست در شرایط کرونایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۰۹
ویروس کرونا، نه تنها موجودیت زیستی آدمی را تحت تأثیر قرار داده است، بلکه هستی اجتماعی ما را نیز زیر فشارهای سهمگین هراس پزشکی شده و جدایی گزینی های اجتماعی تهدید کرده است. این بیماری همه گیر منجر به تلفات گسترده زندگی و یک بحران اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بی سابقه، با تأثیرات اجتماعی گسترده ای شده است. هدف از تحقیق حاضر، واکاوی تجربه زیسته شهروندان اصفهانی از پیامدهای ویروس کرونا بر زندگی آن ها و تأثیر این اپیدمی بر بازاندیشی تجربه شده در این دوران است. تحقیق حاضر، از روش کیفی پدیدارشناسی بهره برده است.  بدین منظور 30 نفر از شهروندان اصفهانی در گروه های سنی، شغلی و پایگاهی متفاوت به روش نمونه گیری با حداکثر تنوع انتخاب شده و مورد مصاحبه عمیق نیمه-ساختاریافته قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. تفسیر مشارکت کنندگان از هم زیستی با شرایط حاصل از همه گیری کووید 19 گویای آن است که برهم کنشی اجتماعی شهرنشینان با شرایط کرونایی در درون بافت فرهنگی و اقتصادی کلان شهر اصفهان، کنشگران را به تغییرات، بازاندیشی ها و بازتنظیمی هایی در ظرفیت های فکری و تأملی خود و نظم اجتماعی حاکم بر زندگی روزمره شان سوق داده است. پنج مقوله «تغییر سبک زندگی»، «بازاندیشی معنایی»، «تقویت باهم بودگی اجتماعی»، «رشد فرهنگ دیجیتالی» و «بی اعتمادی نهادی»، مهم ترین تجارب شهروندان اصفهانی از زیست در شرایط کرونایی بوده است.
۳۰۲۵.

تحلیل جامعه شناختی پویایی جامعه شهری؛ براساس معنویت راهبردی کارآفرینان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
این که پویایی شهری می تواند از چه ابعادی برخوردار باشد انگیزش مطالعاتی این پژوهش است. هدف آن است که با رویکردی متفاوت دیدگاهی مطرح نمود که چگونه می شود دینامیسم اجتماعی در فضای شهری را مورد تحلیل قرار داد. در این زمینه از توشه اطلاعات دو رساله جامعه شناسی با اتخاذ روش تحلیل ثانویه استفاده شده است؛ این رساله ها با تلفیقی از روش های کمّی و کیفی در شهرهای تهران و اراک انجام شده؛ ولی براساس طرح مسأله پژوهش، نتیجه حاکی از آن است که زندگی شهری می تواند از فضای پویایی برخوردار باشد با توجه به ابعاد مهمی مانند: فرصت های متنوع جهت آسایش و سلامت اجتماعی، کاهش آسیب ها، ارتقاء بهداشت محیط زیست و... به علاوه شهر پویا، اتخاذ سیاست هایی را در «میدان فرهنگی» جامعه لازم دارد تا خود اجتماعی شهروندان به سمت ابراز مسئولیت، شایستگی ها و توانایی ها فعال بشود. در این عرصه از مشارکت کنشگران کارآفرین در عرصه های مختلف باید استفاده کرد. توسعه پویایی شهری را می توان فرآیندی دانست که تحت لوای خوداجتماعی، قادر به تحقق است. اگر خوداجتماعی شهروندان ارتقاء یابد، با افزایش سطح اعتمادسازی از طریق تفویض مسئولیت، حس تعلق و مشارکت شان نیز افزایش خواهد یافت. این فرآیند درنهایت از طریق ارتقاء سطح آگاهی به خود، افزایش عزت نفس، خودکارآمدی، اعتماد و تقویت پیوندهای درونی به رونق و پویش شهری می انجامد. پویایی خوداجتماعی شهروندی در پرتو نقش فعال کارآفرینانی است که درحقیقت از نوعی معنویت: باورها، ارزش ها و نگرشی غیرسنتی برخوردارند؛ و باور دارند خود نیز در میدان عینی روابط مدنی شهر عمل می کنند؛ از این رو مؤثر واقع شده و می توانند الگوسازی کنند.
۳۰۲۶.

نگرش به زندگی در نوجوانان دختر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف: هدف از این پژوهش بررسی نگرش به زندگی در دختران نوجوان شهر تهران بود. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل موثر بر نگرش های آنان و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود کیفیت زندگی شان انجام شد.   روش شناسی: این پژوهش کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. شرکت کنندگان به صورت هدفمند از میان دختران نوجوان ساکن تهران انتخاب شدند. داده ها تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری و با استفاده از نرم افزار NVivo تحلیل شدند.   یافته ها: نتایج نشان داد که نگرش به زندگی در دختران نوجوان تحت تاثیر عواملی مانند اعتماد به نفس، تصویر بدنی، نقش های جنسیتی، مدیریت استرس، ارزش های شخصی، روابط خانوادگی، دوستی ها، تعامل با معلمان، پذیرش اجتماعی، فعالیت های گروهی، اهداف تحصیلی و شغلی، نگرانی ها و امیدها نسبت به آینده، تأثیر رسانه و فناوری، نگرش به ازدواج و خانواده در آینده و مسائل محیط زیستی و اجتماعی قرار دارد.   بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که نگرش به زندگی در دختران نوجوان تحت تاثیر عوامل متعدد فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. درک این نگرش ها می تواند به بهبود برنامه ها و سیاست های مرتبط با سلامت جسمی و روانی دختران نوجوان کمک کند و زمینه ساز ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود کیفیت زندگی آن ها باشد.
۳۰۲۷.

قتل ناشی از تقصیر یا قصور مأمورین انتظامی در به کارگیری سلاح؛ فرهنگ قانون گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۴۴
کارکنان نیروی انتظامی عمده مأموریت های عملیاتی خود را با سلاحی که دولت در اختیار آنان قرار داده است انجام می دهند. در اثر به کارگیری سلاح بعضاً متهمین و افراد بی گناه کشته می شوند. هدف از پژوهش حاضر، تبیین قتل ناشی از تقصیر یا قصور مأمورین انتظامی در به کارگیری سلاح است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و برای نگارش آن از روش توصیفی- تحلیلی با مطالعه آرای محاکم کیفری استفاده شده است. قانون گذار در غالب موارد، در صورت تقصیر مأمور، قتل را مصداقی از بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی 1392 بیان داشته و مجازات قصاص را برای مأمور مقصر پیش بینی نموده است. اما مأمور به حکم قانون مسلح گردیده و لذا می بایست تفاوتی بین جنایت ناشی از تقصیر مأمور مسلح با جنایت ناشی از تقصیر فرد عادی که به صورت غیرقانونی مسلح گردیده وجود داشته باشد. همچنین علاوه بر قصور مأمورین، قصور سازمان چه از نظر ارائه آموزش های لازم و چه از نظر سلاحی که در اختیار مأمورین قرار داده نیز باید مورد توجه قرار گیرد. لذا یکی از مؤلفه های مورد نیاز، ارتقاء فرهنگ قانون گرایی است؛ که باید به عنوان فرهنگ سازمانی در نیروی انتظامی پذیرفته شده و در انجام مأموریت های پلیسی از جمله در تیراندازی ها سرلوحه اقدامات مأمورین قرار بگیرد.
۳۰۲۸.

بررسی چالش های ناشی از رکود گردشگری در حوزه حمل ونقل هوایی با تأکید بر بروز بیمارهای اپیدمیک با رویکرد تحلیل مضمون (نمونه موردی: کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۹
 هدف از پژوهش حاضر، بررسی چالش های ناشی از رکود گردشگری در دوران همه گیری (اپیدومی) کرونا در حوزه حمل ونقل هوایی با تأکید بر فرودگاه کاشان است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون است. جامعه آماری این پژوهش شامل مسئولان، دست اندرکاران و مدیران کسب وکارهای وابسته به صنعت گردشگری در شهر کاشان است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و براساس روش اشباع نظری انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت و تعداد 17 مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته انجام گرفت. به منظور شناسایی چالش های حمل ونقل هوایی فرودگاه کاشان و راهکارهای مقابله با این بحران ها از روش تحلیل مضمون در سه سطح شناسایی مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر انجام گرفت و درنهایت به منظور برقراری رابطه بین مفاهیم تولیدشده در مرحله کدگذاری کدها و مؤلفه ها وارد محیط نرم افزار مکس کیودا ِورژن 2020 شد و درنهایت مدل نهایی ارائه گردید. نتایج نشان داد که چالش های حمل ونقل هوایی فرودگاه کاشان ناشی از شیوع ویروس کرونا شامل وقوع مشکلات عملیاتی و کاهش فعالیت های زنجیره ای، وقوع بحران های مالی، مشکلات مربوط به نیروی انسانی، ناتوانی در سیاست گذاری و برنامه ریزی هدفمند و بروز ناهنجاری های اجتماعی و روان شناسی است. همچنین راهکارهای مقابله با این بحران ها شامل ارائه تسهیلات حمایتی در سطح کلان، ارتقای راهبرد های سازمانی و فراسازمانی و اتخاذ رویکردهای مطلوب برای پیشگیری و درمان است.
۳۰۲۹.

مطالعه ای بر عوامل تاثیرگذاری اینستاگرام بر مخاطب بر مبنای نظریه کاشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۳۶
هدف: هدف این پژوهش بررسی و تحلیل عواملی است که باعث جذب کاربران در اینستاگرام شده و با تکیه بر نظریه کاشت آن را بررسی می کند. این پژوهش به صورت میان رشته ای بوده و به عواملی مثل انگیزه های روان شناختی-اجتماعی و همچنین بستر و فضای موجود و اعتیاد کاربران به دوپامین و عملکرد این هورمون در مغز پرداخته شده است.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات به صورت کتابخانه ای جمع آوری شده و با یکدیگر تطبیق داده شده است.یافته ها: عوامل موثر تأثیرگذاری در اینستاگرام شامل دوپامین، جامعه دموکراسی مجازی، و همچنین عوامل روان شناختی-اجتماعی که در بستر سیل اطلاعات رسانه های اجتماعی موردبررسی قرارگرفته و با نظریه کاشت تطبیق داده شده است.بحث و نتیجه گیری: باتوجه به تحقیقات انجام شده، کاربران اینستاگرام با حذف بعضی از ویژگی ها و ساخت هویت جدید برای کسب تأیید از دیگران، عدم قضاوت و همچنین دوری از انزوای اجتماعی و تأثیرات اختلالات دوپامین ترشح شده در مغز، و حجم زیاد اطلاعات و عدم کنترل انتشار آن، افراد دچار خودسانسوری می شوند و به مرور هویت اصلی خود را بر مبنای هویت مجازی خود تصور می کنند و هر آن چیزی که در این فضا مشاهده می کنند را باور می کنند.
۳۰۳۰.

دین و رسانه های نوین، طرح پرسش دینی از بات های هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۵ تعداد دانلود : ۳۱۳
هدف: این پژوهش به بررسی کارکرد رسانه های نوین مجهز به هوش مصنوعی در حوزه دین پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، شناخت تأثیرات احتمالی هوش مصنوعی بر باورها و رویه های دینی و نقش آن در شکل دهی و بازتولید مفاهیم دینی است. همچنین به چالش ها و فرصت هایی که ممکن است هوش مصنوعی در ارائه اطلاعات و پاسخ به پرسش های دینی ایجاد کند، ارزیابی شده است.روش شناسی پژوهش: این پژوهش کیفی بوده و با رویکرد تحلیل و توصیف به اجرا درآمد. داده ها از طریق طرح پرسش های مشخص از بات های هوش مصنوعی مرتبط با رسانه های اینترنتی گردآوری شدند. این رویکرد به پژوهشگران کمک کرد تا به طور عمیق تر تأثیر هوش مصنوعی در پاسخ به پرسش های دینی و بررسی احتمال ایجاد تغییرات در این حوزه را مطالعه کنند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، استفاده از هوش مصنوعی می تواند در پاسخگویی به پرسش های دینی و تفسیر متون مذهبی تأثیرگذار باشد. با توجه به پیشرفت های شتابنده این فناوری، ارزیابی قابلیت ها و اثرات آن به عنوان ابزاری پرکاربرد برای پاسخگویی به پرسش های دینی و تعالیم مذهبی ضروری به نظر می رسد.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، بهره مندی از بات های هوش مصنوعی می تواند چالش هایی را در ارتباط با کیفیت و نحوه تعامل کاربران با اطلاعات دینی ایجاد کند. این ارتباطات شامل شیوه های تعامل کاربران با بات های گفتگو و تأثیر این تعاملات بر تفکر انتقادی کاربران و درک آنها از اطلاعات دینی است. ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه دین، پرسش های جدیدی را در باره نقش آن در بازتولید و تغییر باورهای دینی ایجاد کرده است. نتایج این پژوهش روشن می کند که هوش مصنوعی می تواند تأثیر مهمی در شکل دهی مفاهیم دینی و رویه های مذهبی داشته باشد. براین اساس، سناریوهای مختلفی که ممکن است با ادامه داده یابی این فناوری در اعمال و باورهای دینی پدید آیند، بررسی شد، به نحوی که زمینه بهبود پاسخگویی و افزایش عمق شناختی از مفاهیم دینی به کمک این فناوری، نیازمند تداوم پایدار و دانش افزایی در این زمینه است.
۳۰۳۱.

واکاوی حق صمیمیت در نگاه دختران دهه هشتادی؛ مطالعه ای کیفی در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۳۲۸
تغییرات اجتماعی و فرهنگی در سال های اخیر، روابط و ساختار خانواده ها را دستخوش تحولات عمیقی کرده است. در این میان به نظر می رسد فهم و تفسیر جدیدی از روابط، حقوق و انتظارات بین والدین و فرزندان در حال شکل گیری است. مطالعه کیفی حاضر که در سال ۱۴۰۳ در شهر یزد انجام شده، به بررسی درک و تفسیر دختران دهه هشتاد از حقوق و انتظاراتشان در خانواده پرداخته است. با توجه به معیار اشباع داده ها، ۳۰ نفر از مشارکت کنندگان به صورت هدفمند انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده ها به روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافته ها نشان داد مشارکت کنندگان، حقوق و انتظارات متفاوتی در خانواده برای خود قائل اند که بیشتر آن ها از سوی والدین به رسمیت شناخته نمی شود. یکی از مهم ترین انتظارات آن ها، برخورداری از حق صمیمیت، به ویژه در تعامل با پدر، بود. مضامین اصلی شامل "صمیمیت بایسته"، "پدرانگی تک ساحتی"، "بت انگاری مادی"، "تله پساسنت و گسست عاطفی" و مضمون نهایی "والدگری صمیمی و چندوجهی" بود که نشان از نیاز دختران به صمیمیت در روابط با والدین به ویژه پدر دارد. یافته های این مطالعه گویای آن بود که حق صمیمیت یکی از حقوق کلیدی مورد انتظارِ دختران دهه هشتادی از والدین خویش است. از نظر آن ها، والدگری صرفاً به تأمین رفاه مادی فرزند محدود نمی شود و پدر و مادر ایدئال باید فرصت فراغتی خود را در کنار فرزندان، همراه با صمیمیت و محبت سپری کنند علاوه بر این، رسیدگی به امور دختران تنها وظیفه مادر نیست و پدران نیز مسئولیت های زیادی دارند. این مطالعه افزون بر باز کردن دریچه ای برای مطالعات کمّی و کیفی در زمینه حقوق و انتظارات نسل جدید در خانواده و فراهم ساختنِ امکان ورود حوزه های مختلف علمی به آن، به لحاظ کاربردی توجه بیشتر والدین، مسئولین مدارس، مراکز مشاوره و سیاست گذاری اجتماعی به این موضوع را تأکید می کند.
۳۰۳۲.

مطالعه فرآیند شکل گیری پدیده زباله گردی و پیامدهای آن در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۱۹
پدیده زباله گردی یکی از مسائل اجتماعی نوظهور و در حال گسترش در کلان شهرهای ایران است که زیست شهری را با چالش های متعددی مواجه کرده و تأثیرات زیادی بر زندگی فردی، بنیان خانواده و مدیریت شهری گذاشته است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه فرایند شکل گیری پدیده زباله گردی در شهر اهواز است. در این راستا، از روش نظریه پردازی زمینه ای و شیوه نمونه گیری هدفمند با استراتژی نمونه گیری نظری استفاده شده و با ۲۲ نفر از زباله گردهای اهواز مصاحبه های عمیق صورت گرفته است. یافته ها نشان دهنده ۱۲ مقوله فرعی شامل چالش های مسکن، تنگناهای معیشتی خانواده، فشارهای دوستان و بستر محیطی ملتهب، فقدان حمایت های نهادی کافی و پایدار، فقر فرهنگیِ تشدیدکننده فقر معیشتی، تنش های عاطفی درون خانواده، بستر شکل دهنده راهبرد زیست معیشتی خودگردان، تقلا برای بقای معیشت خانواده، پیامدهای جسمی، روحی، زیست محیطی، اجتماعی و امنیتی است. همچنین، پنج مقوله اصلی شامل استیصال اقتصادی، فشارهای ساختاری، بستر فرهنگی تنش زا، اتخاذ راهبرد زیست معیشتی خودگردان و پیامدهای چندگانه پدیده زباله گردی و یک مقوله هسته با عنوان «پدیده زباله گردی به مثابه زایش تنش اجتماعی» شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد فرایند شکل گیری پدیده زباله گردی از بسترهای اقتصادی و فرهنگی خانوادگی آغاز و توسط فشارهای ساختاری تشدید می شود. در چنین شرایطی، زباله گردها راهبرد زیست معیشتی خودگردان را اتخاذ می کنند و به طور فردی، گروهی یا خانوادگی مشغول به زباله گردی می شوند. آن ها مفهوم زباله گردی را به شغلی مستقل و در دسترس تقلیل می دهند که پیامدهای چنین کنشی، شامل مشکلات جسمی، روحی و زیست محیطی است.
۳۰۳۳.

ارائه الگوی تدریس دوره های فنی و عملی دانشکده هنر در عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۰۳
هدف: این مطالعه با هدف ارائه الگوی تدریس دوره های فنی و عملی دانشکده هنر در عراق انجام شده است.   روش: این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای است و از منظر روش گردآوری داده ها یک پژوهش غیرآزمایشی (توصیفی) است که با شیوه پیمایش مقطعی انجام است. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی استفاده گردید. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید، معلمان، مدیران مدارس و متخصصان آموزش هنر عراق بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت پس از 10 مصاحبه به اشباع نظری دست پیدا شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان استفاده گردید. روایی بخش کیفی براساس پیشنهاد لینکلن و گوبا، چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تاییدپذیری و اطمینان پذیری از دیدگاه داوران ارزیابی و تایید شد. برای بررسی پایایی بخش کیفی و کدگذاری مصاحبه های انجام شده ضریب هولستی 712/0 برآورد شد که مورد تایید است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش گراندد تئوری در نرم افزار MAXQDA استفاده شد که با استخراج مقوله های اصلی و فرعی پژوهش با استفاده از نتایج تحلیل کیفی داده بنیاد، مدل نهایی ارائه گردید.   یافته ها: براساس نتایج بدست آمده مشخص گردید که شرایط علی شامل عوامل محیطی، سازمانی، آموزشی و انسانی می باشند. شرایط مداخله گر شامل نظام آموزش سنتی و شرایط زمینه ای شامل بسترهای آموزش فنی و عملی شناسایی شد.   نتیجه گیری: همچنین نتایج نشان داد پدیده محوری شامل تدریس دوره های فنی و عملی، راهبرد ها شامل برنامه ریزی راهبردی تدریس و در نهایت پیامدها شامل پیامدهای آموزشی، فردی، اجتماعی می باشند.
۳۰۳۴.

بررسی وضعیت توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۰۵
هدف: پس از وقوع شبکه جهانی وب، اینترنت اشیا با توجه به افزایش چشمگیر اینترنت میتواند انقلاب بعدی باشد و این سازه به دنبال ایجاد پلی بین دنیای واقعی و مجازی است که توانمندی ایجاد شبکه ای یکپارچه از میلیاردها اشیاء با قابلیت اتصال بیسیم به یکدیگر جهت تبادل اطلاعات را دارد لذا با توجه به اهمیت اینترنت اشیاء در مدارس امروزی، پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کمّی بود. جامعه پژوهش مدیران و برنامه ریزان آموزش وپرورش و مسئولان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 281 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی با 26 گویه بود که داده های آن با روش تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی دارای 26 گویه در 7 مولفه حذف محدودیت زمان (با سه گویه اتصال در هر ساعت، استفاده بدون محدودیت و بهره گیری آفلاین)، حذف محدودیت مکان (با چهار گویه استفاده در هر مکان، استفاده در مدرسه و خانه، بهره گیری بدون تجهیزات خاص و قابلیت استفاده با رایانه)، کاهش هزینه های زیرساختی (با چهار گویه اشتراک گذاری آموزش ها، انتقال بی واسطه آموزش، حذف امکانات زیرساختی ویژه و اتصال بی واسطه به سیستم)، مدیریت دانش (با سه گویه خلق دانش، انتقال دانش و توزیع دانش)، صلاحیت حرفه ای (با سه گویه صلاحیت شناختی، صلاحیت دانشی و صلاحیت مهارتی)، فناوری اطلاعات (با سه گویه خودکارسازی جریان اطلاعات، دسترسی راحت به اطلاعات و تغییر شکل سازمان) و اثربخشی نظام آموزشی (با شش گویه آموزش کارآمد، الگوهای رفتاری متناسب با زمان، استعدادمحوری متناسب با نیاز آینده، تطابق درون داد مدارس با انتظارهای آینده، رضایت بخشی فرآیند آموزشی و ارائه خدمات آموزشی رضایت بخش متناسب با نیاز آینده) بود. در این مطالعه، بار عاملی هر 26 گویه بالاتر از 40/0، بار عاملی هر 7 مولفه بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده آنها بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی آنها بالاتر از 70/0 بود. همچنین، یافته های آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که میانگین هر 7 مولفه به طورمعناداری بالاتر از میانگین فرضی جامعه بود (P<0.001). نتیجه گیری: با توجه به اهمیت اینترنت اشیاء در مدارس و از آنجایی که میزان همه مولفه های آن اندکی بالاتر از میانگین فرضی جامعه بود، پیشنهاد می شود که بر اساس پرسشنامه پژوهش حاضر برنامه های کارآمد و کاربردی برای توسعه اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر آینده پژوهی طراحی و اجرا شود.
۳۰۳۵.

طراحی مدل تفسیری-ساختاری جامع برای حذف شکاف دیجیتالی آموزش و پرورش در دوران همه گیری بحران کویید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۲۵
هدف: پژوهش حاضر به دنبال طراحی مدل حذف شکاف دیجیتالی در آموزش و پرورش با تاکید بر بحران همه گیری کویید 19 بوده است. در این راستا هدف از انجام این پژوهش، شناسایی متغیرهای مدل و همچنین تعیین روابط علی بین متغیرهای مدل بود.   روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی - توسعه ای و از نظر شیوه اجرا آمیخته ( کیفی و کمی) بود. در بخش کیفی متغیرها، مولفه ها و شاخص های تحقیق با استفاده از روش داده بنیاد با تکنیک کدگذاری از طریق مصاحبه با خبرگان استخراج شدند و در بخش کمی از روش توصیفی اکتشافی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان آموزش و پرورش بودند که به صورت نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند و با روش گلوله برفی و نظری انتخاب شدند. معیار حجم نمونه در بخش کیفی، اشباع نظری بود.   یافته ها: نتایج  بخش کیفی نشان داد که مدل حذف شکاف دیجیتالی دارای متغیرهای «موانع شمول دولت الکترونیک» (عوامل مداخله گر)، «بستر توسعه دیجیتال» (عوامل زمینه ای)، «ظرفیت های دیجیتال» (عوامل علی)، «محتوای دیجیتال» (مقوله کانونی)، «حذف شکاف دیجیتالی» (راهبردها) و «پیامدها» می باشد. بر اساس نتایج بخش کمی، دو متغیر «بسترهای توسعه دیجیتال» و «موانع شمول دولت الکترونیک» بیشترین تاثیر و اهمیت در مدل داشتند و جزء متغیرهای مستقل و محرک قوی هستند که توجه بیشتر مدیران و نظارت مؤثر بر این محرک ها می تواند دستیابی به اهداف سازمان کمک کند در بخش کمی از روش مدل سازی تفسیری-ساختاری جامع برای ایجاد مدل و تعیین روابط علی بین متغیرهای تحقیق استفاده شده است.   نتیجه گیری: انتظار می رود که مدل حذف شکاف دیجیتالی در آموزش و پروش منجر به پیامدهای کاهش نابرابری-های دیجیتالی، کاهش نابرابری های اجتماعی، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و افزایش مشارکت خانواده ها در فرآیند آموزش گردد.
۳۰۳۶.

شناسایی مؤلفه های اقناعی مبتنی بر علوم شناختی، دستاوردهای یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۱۵
باتوجه به اهمیت و توسعه روزافزون علوم شناختی و تأثیر و کاربرد آن در رشته های مختلف علمی، به ویژه در حوزه ارتباطات، هدف از این پژوهش، احصا و شناسایی مؤلفه های اقناعی مبتنی علوم شناختی با استفاده از روش فراترکیب بوده است. از میان ۱۴۲۵ مقاله بررسی شده، مقالاتی که عنوان آنها ارتباطی با پژوهش نداشت، حذف و بقیه با معیارهای سختگیرانه تری از نظر چکیده و سپس محتوا ارزیابی شده اند. دراین میان، از آثاری هم که نیازهای محتوایی پژوهش را برآورده نمی ساختند، صرف نظر شده است. داده های استخراج شده از این مراحل، یعنی ۱۱۱ مقاله، زمینه تحلیل های کمی و کیفی را فراهم آورده اند. براین اساس ۵ مؤلفه اصلی «توجه، تصمیم، استدلال، احساسات و کنترل» به عنوان مؤلفه های شناختی اقناع، شناسایی شده اند. این مؤلفه ها دلالت بر اهمیت طراحی پیام های متقاعدکننده باتوجه به اصول شناختی دارند. روایی پژوهش، با استناد به منابع علمی و استفاده از داده های معتبر تأیید شده و با بررسی خبرگانی، با شاخص کاپا ۰/۶۹۵، پایایی نیز مورد تأیید قرار گرفته است. این پژوهش می تواند با تعمیق درک ما از تعامل و ارتباط بین اقناع و فرایندهای شناختی، بنیانی برای توسعه راهبردهای اقناعی دقیق تر و مبتنی بر داده های علمی، باتوجه به اهمیت آن در حوزه های مختلف از جمله مهندسی و ساخت پیام مباحث و رقابت های رسانه ای در آینده باشد.
۳۰۳۷.

مطالعه نقش رسانه و شبکه های اجتماعی در تغییرات هویت فرهنگی ایرانیان: مرور تاریخی-تجربی داده های ثانویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۲
رسانه و شبکه های اجتماعی، با احاطه زندگی و جهان اطراف ما منجر به گذار از الگوهای مرجع سنتی، خویشاوندی، هنجارها و ارزش های محلی به سوی ارزش های مدرن و هنجارهای نوینی شده اند که هویت فرهنگی را دچار تغییرات اساسی کرده است، جامعه ایرانی نیز در روند گذار اجتماعی و جامعه پذیری با ظهور رسانه و مصرف آن، تغییرات هویت فرهنگی را پذیرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه نقش رسانه و شبکه های اجتماعی در تغییرات هویت فرهنگی ایرانیان (مرور تاریخی-تجربی داده های ثانویه) بوده است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی و مرور نظام مند با تکیه بر منابع و اسناد علمی منتشرشده از سایت نورمگز، مگ ایران و ایران داک دربازه زمانی 1403-1379 بوده و از جامعه آماری 98 پژوهش، با رعایت مراحل غربالگری و ملاک ورود (پیمایش و کمی بودن، دارا بودن حجم نمونه و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، سطح معنی داری و اعتبار علمی)، 52 سند به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی و دسترس)، انتخاب و وارد نرم افزار CMA2 شده اند. آزمون مورداستفاده d کوهن و f  فیشر بوده است. درنهایت ضریب اندازه اثر (Effect Size) کوهن و فیشر نشان داده است که رسانه و شبکه های اجتماعی در هویت فرهنگی ایرانیان تأثیر معنی داری داشته و 51 درصد (معکوس) از آن را پیش بینی کرده است. همچنین رسانه و شبکه های اجتماعی بر ارزش و هنجارهای خانوادگی (10 درصد)، تعلق به هنجارهای ملی (21 درصد)، تعلق به هنجارهای قومی (13 درصد)، هنجارهای پوشش و عفاف (16 درصد) و باورها و مناسک دینی (27 درصد) اثری معکوس و منفی و بر متغیرهای مصرف متظاهرانه (33 درصد)، هویت خرده فرهنگی (48 درصد) و ارزش های فرهنگی مدرن (19 درصد) تأثیر معنی دار و مستقیم (مثبت) داشته اند. 
۳۰۳۸.

بازنمایی پاندمی کووید 19 در رسانه های اجتماعی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
بحران ها جزء جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی به شمار می روند و روزبه روز برتعداد و تنوع آن ها افزوده می شود. رسانه های اجتماعی به دلیل قابلیت های گسترده در جذب مخاطب و توانایی شکل دهی به افکار عمومی نقش مهمی در پیشگیری و مدیریت بحران ها دارند به نحوی که با توجه به کارکردهای متعددشان، می توانند به عنوان یکی از ارکان اصلی مدیریت بحران محسوب شوند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون در بازه زمانی اسفندماه ۹۸ تا شهریورماه ۹۹ باهدف بازنمایی اخبار ویروس کووید 19 در رسانه های اجتماعی ایرانیان، به تحلیل بیشترین مطالب منتشرشده و نیز پر بازدیدترین پست های کانال های تلگرامی مرتبط با شیوع کرونا پرداخته است. بر اساس یافته های پژوهش با کاهش شدت انتشار مطالب مرتبط با کرونا، از میزان اهمیت پست های مرتبط با قرنطینه، فاصله گذاری اجتماعی و اقدامات دولت برای مدیریت بحران در کانال های تلگرامی کاسته شده و حساسیت و توجه مردم به اعمال محدودیت های کرونایی در بازه زمانی موردبررسی کاهش یافته است که این امر عاملی اصلی تشدید بحران کرونا در جامعه در بازه زمانی موردمطالعه بوده است.
۳۰۳۹.

نقش تفکر انتقادی در بهبود کارکرد سواد رسانه ای با تکیه بر منظومه شناختی مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف پژوهش حاضر، شناخت رابطه بین مهارت تفکر انتقادی و تعهد مذهبی به عنوان منظومه ی شناختی مخاطب با سواد رسانه ای در دانش آموزان سال آخر متوسطه مدارس منطقه 4 آموزش وپرورش شهر تهران است که در سال تحصیلی 99-98 اشتغال به تحصیل داشتند. این پژوهش به روش زمینه یابی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش، 205 دانش آموز بودند که از طریق محاسبه فرمول کوکران از بین جامعه آماری، انتخاب شدند. نمونه گیری پژوهش به روش احتمالی ساده انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بوده و برگرفته از پرسشنامه های تفکر انتقادی ریکتس، تعهد مذهبی ورتینگتون و پرسشنامه محقق ساخته است. روایی پرسشنامه محقق ساخته، با مشارکت و کسب نظر 35 نفر از اساتید دانشگاه های کشور و بر اساس الگوی لاوشه سنجیده شد. در این پژوهش از آزمون پیرسون برای بررسی میزان همبستگی بین متغیرها و مدل رگرسیون چندگانه برای بررسی برازش داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش، رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت. همچنین بین یک به یک زیرمقیاس های متغیرهای پژوهش رابطه مستقیم وجود داشت. مدل رگرسون چندگانه، همبستگی نسبتاً نیرومند و معناداری را بین متغیرهای پژوهش نشان داد. مقدار ضریب تعیین تعدیل شده در این مدل نیز نشان داد که برازش داده ها به خوبی صورت یافته و فرض پژوهش تأیید می شود. بنابراین برای بهبود اثربخشی سواد رسانه ای می توان از آموزش مهارت تفکر انتقادی به مخاطب و تقویت منظومه شناختی، ارزشی معتبر وی سود جست.
۳۰۴۰.

طراحی مدل مطلوب برندسازی شخصی ورزشکاران حرفه ای در اینستاگرام و نقش آن در مهاجرت ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف از انجام تحقیق طراحی مدل مطلوب برندسازی شخصی ورزشکاران حرفه ای در اینستاگرام و نقش آن بر مهاجرت ورزشی بود. روش تحقیق آمیخته به صورت کیفی و کمی و اطلاعات بخش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختارمند از 15 نفر از خبرگان به دست آمد. متعاقباً با تکنیک دلفی غربالگری صورت گرفت که 4 عامل و 52 شاخص شناسایی و براین اساس پرسشنامه 52 سؤالی تدوین شد. جامعه آماری شامل ورزشکاران حرفه ای فعال در اینستاگرام و برای تعیین حجم نمونه به ازای هر عامل 10 نمونه، درمجموع 520 نمونه در نظر گرفته شد. برای مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار SmartPLS2 استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی بعد از سه مرحله اصلاح، چهار عامل 1-عملکردی با 7 شاخص 2-شخصی با 12 شاخص 3-اجتماعی با 13 شاخص و 4-اخلاقی با 8 شاخص، درمجموع 40 شاخص به دست آمد. از طریق بررسی پایایی درونی، پایایی گویه ها، روایی همگرا و واگرا و ضرایب معناداری مسیرها و همچنین میزان R2 مدل مورد برازش و تأیید قرار گرفت. شاخص نیکویی برازش (گاف) برابر 48/0 محاسبه شد که بسیار مناسب بود. همچنین نتایج نشان داد که برند شخصی ورزشکاران بر روی مهاجرت ورزشی تأثیر دارد (44/0=(و 11/17 =T). میزان تأثیر عوامل اجتماعی برابر 0.185 و عوامل شخصی برابر 0.384 و در سطح P<0/01 معنی دار بودند ولی عوامل عملکردی و اخلاقی تأثیر معنی داری نداشتند. مقدار R2 نشان داد که عوامل چهارگانه برند شخصی ورزشکاران حدود 48 درصد از علل مهاجرت ورزشی را تبیین می کند. در نهایت علی رغم عوامل مختلفی که سبب مهاجرت می شود، مهاجرت ورزشکاران به عنوان بخشی از فرآیند ورزش جهانی است و رسانه ها با انتشار سریع اطلاعات این فرآیند را تسهیل می نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان