فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۸۱ تا ۳٬۸۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
تالش یکی از مناطق استراتژیک ایران، واقع در غرب دریای خزر، در تعیین مرزهای سیاسی به جهت موقعیت خاص خود بسیار تاثیر گذار بوده است. همزمان با انقراض صفویان بیشتر زمین داران تالش برای حفظ منافع خود، به دولت روسیه گرویدند. پس از نادرشاه افشار، زمینه مناسبی برای تشکیل خانات مستقل و نیمه مستقل فراهم شد و در دوره کریم خان زند به دلیل آرامش حاصل در مرزها، خوانین روابط ناپایداری با روس ها داشتند. در دوره قاجار و به خصوص هم زمان با انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای که منجر به تقسیم منطقه تالش شد، موضع خوانین نسبت به روسیه جلوه بیشتری یافت؛ اما دلیل حضور روزافزون روس ها در منطقه و روی گردانی خوانین تالش از دولت ایران در مناقشات سیاسی میان ایران و روسیه را در چه عواملی می توان یافت؟ توجه به میزان قدرت، تسلط و نظارت حکومت وقت ایران در تالش از یک سو و سیاست توسعه طلبانه پطرکبیر از سوی دیگر موجب توجه بیش از پیش روس ها به خوانین تالش شد. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، این تغییر موضع، متأثر از شرایط توسعه استعمار در جهان، حس استقلال طلبی خوانین و نداشتن حامیان نظامی و سیاسی از طرف دولت ایران بوده است. مقاله حاضر درصدد بررسی رفتارهای سیاسی خوانین تالش در دوره قاجار در پی جنگ های ایران و روسیه و تأثیر آن بر نتایج جنگ با استفاده از روش توصیفی تحلیلی است.
تحلیل نقش سیاسی نظامی کهگیلویه در دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایالت کهگیلویه در روزگار صفوی (907-1135ق) یکی از ایالات مهم و از بیگلربیگی ها محسوب می شد و حاکم نشین های متعددی از جمله حویزه، دزفول و بصره در زمره آن قرار داشت. محدوده جغرافیایی آن از شهر امروزی یاسوج آغاز و به سواحل خلیج فارس در بندر دیلم ختم و مناطقی چون بهبهان و رامهرمز را شامل می شد. پادشاهان صفوی همواره برای این ایالت اهمّیت و اعتباری ویژه قائل بودند. بخش عمده این توجه ناشی از موقعیت سوق الجیشی و توان نظامی آن بود. همچنین از طریق این ایالت امنیت خلیج فارس تأمین می شد. همین وضعیت سبب گردید تا نزدیک به یک قرن حاکمیت و فرمانروایی ایالت کهگیلویه
مطالعه دگرگونی های فرهنگی و تغییرات مکان گزینی استقرارهای ادوار مس وسنگ تا عصر قاجار دشت کبودرآهنگ، استان همدان (مبتنی بر دو فصل بررسی باستان شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقرارهای جوامع انسانی، همواره در طول زمان دچار دگرگونی های فرهنگی و تغییرات مختلف در مکان گزینی خود بوده اند. ازجمله دلایل این دگرش، تحول در راهبردهای معیشتی در نتیجه تغییرات اقلیمی، دگرگشت در سازمان اجتماعی در پی تغییرات تولید، فناوری و... بوده است. در این بین، مهم ترین عامل را باید معیشت و به نوعی جبر وابسته به جغرافیای زیستی (زیست بوم) در تأمین نیازهای اولیه، در ساختار الگوی استقرارهای انسانی قلمداد کرد؛ بنابراین چارچوب های اقتصادی، اجتماعی و محیطی، مکمل یکدیگر برای تحلیل چراییِ ایجاد تغییرات یا عدم آن در الگوهای زیستی انسان ها در طول حیات تاریخی آن ها به شمار می آیند. دشت کبودرآهنگ، از دشت های شمالی استان همدان و از مهم ترین کریدور ها و راه های ارتباطی بین فرهنگ های فلات مرکزی، شمال غرب و زاگرس مرکزی در طی ادوار مختلف بوده است. این دشت در تابستان 1386، تحت عنوان: «بررسی و شناسایی باستان شناختی بخش گل تپه و مرکزی شهرستان کبودرآهنگ»، به صورت فشرده (پیمایشی) با گردآوری مواد فرهنگی از سطح محوطه ها، طی دو فصل بررسی و مطالعه گردیده است. برآیند مطالعات میدانی، دربردارنده 140 محوطه از ادوار مختلف مس وسنگ تا اسلامی متأخر است که نشان از دگرگونی و تغییرات زیست محیطی و فرهنگی در الگوهای استقراری از دوره مس وسنگ تا عصر قاجار دارد. از موضوعات اصلی که در علم باستان شناسی بدان پرداخته می شود، مسأله بررسی تغییرات مکان گزینی محوطه های باستانی و درنهایت، تلاش برای تحلیل تغییر و تحولات الگوهای استقراری و دلایل آن در طول زمان است. در این راستا و برای بررسی فرآیند دگرگشت های الگوهای استقراری، انگاره هایی مبنی بر تأثیر عواملی مانند: «فضا»، «زمان» و «مکان» در روند این تغییرات ارائه شده است. با این وصف، پرسش اصلی این پژوهش چنین طرح می شود که، عوامل تأثیرگذار در دگرگونی و تغییرات فرهنگی استقرارهای دشت کبودرآهنگ از دوره مس وسنگ تا عصر قاجار چه بوده است؟ روش اتخاذشده در پژوهش حاضر، بهره برداری از راهبردهای نظریه «کنت وات»، مبتنی بر تحلیل های GIS با رویکرد تاریخی-تحلیلی خواهد بود. نتایج مطالعه استقرارهای دشت کبودرآهنگ از دوره مس وسنگ تا عصر قاجار، نشان از تغییر در راهبردهای سازشی گروه های انسانی حاضر در آن، براساس الگوهای معیشتی در مکان گزینی با تأسی از جغرافیای منطقه مورد مطالعه در نیازهای جوامع انسانی دارد.
بررسی مؤلفه های دلائل نگاری نبوی (ص) در کتاب أعلام النبوه اثر ابوحاتم رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال چهاردهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
31 - 46
حوزههای تخصصی:
دلائل نگاری در سیرۀ نبوی(ص) به بررسی گزارش هایی می پردازد که به طور ویژه بر نشانه های پیامبری حضرت محمد(ص) به عنوان دلیلی برای اثبات نبوتش متمرکز شده اند. نوع پرداختن این نویسندگان به نشانه های پیامبری حضرت محمد(ص)، نشان می دهد که چه مؤلفه هایی در این گونه از سیره نگاری پیامبر مورد توجه آنها بوده، و این امر تا حد زیادی بر اساس مکتب کلامی و یا حدیثی این نویسندگان صورت پذیرفته است. اولین اثری که از اندیشمندان اسماعیلی در این موضوع ارائه شده، کتاب أعلام النبوه اثر ابوحاتم رازی (م322 ق ) است. پژوهش حاضر به روش توصیف و تحلیل تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای در پی پاسخگویی به این سوال است که ابوحاتم رازی به عنوان یک متکلم مشهور اسماعیلی، به کدام مؤلفه های دلائل نگاری نبوی توجه نشان داده و آیا از این نظر با نویسندگان غیراسماعیلی تفاوتی دارد یا نه؟ نتایج این تحقیق نشان می دهد که ابوحاتم با تقسیم بندی نشانه های پیامبری حضرت محمد به دلائل و معجزات، فاعلیت پیامبر را در این امر به طور خاص مورد توجه قرار داده و از این نظر مشابه متکلمان و متفاوت از محدثان عمل کرده است. اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش در این نکته نهفته است که کتاب ابوحاتم رازی، کهن ترین اثر اسماعیلی در موضوع موردبحث بوده و تاکنون از نظر نوع نگاه او به معجزات و نشانه های پیامبری حضرت محمد (ص)، موضوع هیچ تحقیقی قرار نگرفته است.
تحلیل انتقادی گفتمان طریقت و شریعت درباره ﻗﺼه ابومسلم نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﻗﺼه «ابومسلم نامه» از زمان پیدایش، یعنی دوران سلجوقیان تا پایان عصر صفویه، ﺻﺤﻨه رویارویی طیف ها و جریان های مذهبی فرهنگی و فکری، به تبعیت قدرت سیاسی، بوده است. قصه ای با قهرمانی، ایرانی که باورهای مذهبی وقت را به چالش کشید. در ابتدای قدرت یابی صفویان، این قصه علاوه بر سرگرم کردن یاوران قزلباش مرشد کامل، در حکم مرام نامه ای اعتقادی، در انسجام و تشجیع آنها برای غلبه بر حریفان مخالف داخلی و خارجی نقش بارزی ایفا کرد؛ ولی با تثبیت حکومت صفویه و ورود گفتمان شریعت، این اثر با بی مهری روبه رو شد و حتی راویان و دوستارانش، با هجمه و تهدید و قتل مواجه شدند. هدف این مقاله با تأکید بر فتوای محقق کرکی 940ق/1533م، عالم برﺟﺴﺘه دوره صفویه، و علمای شیعی آن است که ضمن بازنمایی بافت تاریخی حکومت صفویه، علت های همگرایی موافقان و واگرایی مخالفان این اثر کلاسیک را به طرح گفتمان شریعت و طریقت بررسی کند؛ سپس براساس مربع «وون دایک» و استفاده از تمهیدات بلاغی بیانی، این مسئله را تبیین کند که هر گفتمان چگونه با استفاده از شگردهای تخریب، انکار، تهدید و قتل و در مقابل با برجسته کردن ویژگی های مثبت خود، قادر است حریف را از ﺻﺤﻨه قدرت به حاشیه براند. نتیجه آنکه علما به علت ساختارمندبودن گفتمان شریعت و جلب نظر شاهان صفوی، با بهره گیری از تمهیدات بلاغی و با خدشه واردکردن به باورها و قهرمان های گفتمان تصوف و قزلباش ها، موفق شدند آنها را از ﺻﺤﻨه قدرت بیرون برانند و با کنترل و تفوق قدرت، گفتمان شریعت را بر ارکان سیاسی سیطره دهند.
بررسی مفاهیم زیبایی شناسی در مثنوی معنوی بر اساس نظریات ژرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال نوزدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۸
69 - 99
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی یکی از مباحث مهم و بنیادین در ادبیات ملل است، از این رو بررسی این موضوع در آثار اصیل ادبیات فارسی و با استناد به دیگر نظریه های زیبایی شناختی در این خصوص ضرورت دارد. از مثنوی معنوی می توان به منظور شناخت مفهوم و کارکرد زیبایی، به آن توجه و استناد کرد. که مهم ترین مبانی زیبایی شناسی عرفانی تبیین شده است. مسئله مورد پژوهش، بررسی مفاهیم ژرف ساختی زیبایی شناسی بر اساس تناسب، کمال، ذوق و لذت در مثنوی معنوی است. در مفهوم «تناسب و هارمونی» از منظر مولانا، اصل وجود تمام مخلوقات هستی از جانب خداوند متعال است و موجودات نمونه ای از جان و روح الهی هستند، بنابراین در ذات آن ها تناسب و هماهنگی وجود دارد و در آفریده های خداوند کژی و عدم تناسب نیست و همه موجودات متعادل و سازوار آفریده شده اند. در مفهوم «لذت» نیز، مولانا به دو معنی از لذت ظاهری و باطنی قائل است. او لذت را به معنی حس خوشایند و مطلوبی که از معانی چیزی حاصل شده باشد، تعریف می کند و تنها لذت هایی را اصیل می داند که حاصل دریافت عقل تعالی یافته انسان باشد. در مفهوم «کمال»، مولانا زیبایی را قرین و مرتبه ای از کمال می داند. او کمال موجودات را در رسیدن آن به اصل و حقیقت وجودی خود می داند و هر قدر که به آن مرتبه نزدیک باشد کامل و زیباست. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی بوده و روش گرد آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.
چگونگی نقش آفرینی زنان درباری در حکومت آل مظفر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
43 - 66
حوزههای تخصصی:
جایگاه اجتماعی زنان و چگونگی نقش آفرینی آنها در طول تاریخ ایران، تحت تأثیر اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و مذهبی این سرزمین، تغییر و تحولاتی داشته است. با استقرار ترکان و سپس مغولان در جایگاه حکمرانی ایران، تحت تأثیر سنن قبیله ای و شیوه های زندگی این اقوام و نیز موقعیت برجسته برخی زنان درباری آنان، شرایط و فرصت بیشتری برای حضور پررنگ تر زنان فراهم گردید. با گذر زمان و افزایش تأثیرپذیری ایلخانان مغول از فرهنگ و مذهب ایرانیان و نیز اندیشه سیاسی دیرینه و عمدتاً مردسالار ایران، نقش آفرینی زنان درباری بیش از امور سیاسی به امور اجتماعی و فرهنگی کشیده شد. این تغییر شکل نقش آفرینی زنان درباری همانند دیگر میراث ها، به برخی حکومت های محلی پساایلخانی رسید که بانیان و حکمرانان آنها بیش از ایلخانان متأخر در دامن فرهنگ ایرانی تربیت یافته بودند. تبیین وضعیت زنان درباری و چگونگی نقش-آفرینی آنان در حکومت محلی آل مظفر(713-795ق./ 1314- 1393م.)، با استفاده از رویکرد تاریخی و روش توصیفی– تحلیلی، هدف اصلی این پژوهش است. یافته های تحقیق، نشان می دهد که زنان درباری آل مظفر به دلیل ماهیت دینی حکومت آل مظفر و فرهنگ دیوانسالاری ایرانی، بیشتر در پس پرده سیاست به ایفای نقش پرداختند. زنان درباری این حکومت، علی رغم برخی فعالیت های سیاسی چون نیابت چند روزه حکومت برخی شهرها و تحریک گاهگاه شاهان و شاهزادگان مظفری در منازعات سیاسی و نظامی، بیشتر به فعالیت در پشت پرده سیاست از طریق اعمال نفوذ روی تصمیمات و اقدامات شخصیت های سیاسی و نیز انجام برخی امور عام المنفعه مانند احداث مساجد و مدارس مشغول بودند.
نقش زن در ادبیات جنگ تحمیلی
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۹
18-33
حوزههای تخصصی:
با انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، ادبیات انقلاب و ادبیات مقاومت زاده شد، حضور زن در این ادبیات بسیار پررنگ است چه تصویری که در آثار ادبی که مردان خلق کرده اند چه آثاری که زنان صاحب قلم خود آفرینشگر آن بوده اند. در این پژوهش تصویر دقیق و نسبتاً جامعی از زن در دوره دفاع مقدس ارائه می شود، تصویری که در آینه ادبیات دفاع مقدس اعم از رمان، داستان کوتاه، خاطره نویسی و شعر نمایان می شود و تمامی نقش های زن در قالب مادر، همسر، امدادگر، معلم و غیره با زبان ادبیات جنگ بیان می شود و به بیان مشکلات قشرهای مختلف بانوان می پردازد، زنانی که شاید کمتر دیده شده اند، زنان مهاجر، زنان روشنفکر و غیره. این پژوهش بر پایه این فرضیه استوار است که نقش زن در ادبیات جنگ، زنی متفاوت از ادبیات پیش از جنگ تحمیلی است. زنی که تمامی نقش های زن را در قالب مادر، همسر، امدادگر، معلم و حتی پدر را در یک جا برعهده دارد. با توجه به پژوهش انجام شده در یافته ایم که حجم آثاری که زنان نوشته اند نسبت به دوره های قبل افزایش یافته از نظر کیفی نیز زنان همراه مردان حرکت کرده اند و نگاه و گستره ای نو در ادبیات پدید آورده اند. شیوه پژوهش در این جستار کتابخانه ای و توصیفی- تحلیلی است .
بررسی عوامل مؤثر در مسئله مند شدن وضعیت تابعیت کردهای فیلی عراق در یکصد سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر کردهای فیلی ساکن عراق طبق قانون تابعیت 1924 عراق به تابعیت آن کشور درآمدند. از زمان تشکیل کشور عراق تا دوره عبدالکریم قاسم، گرفتن تابعیت عراقی برای کردهای فیلی آسان بود، اما از دوره عبدالسلام عارف به بعد به تابعیت عراقی درآمدن کردهای فیلی بسیار مشکل شد. در دوره حزب بعث نه تنها کسب تابعیت عراقی برای کردهای فیلی تقریباً غیرممکن شده بود، بلکه طی چندین دوره پس از سلب تابعیت، به کشور ایران اخراج شدند و از سقوط دولت بعث تاکنون نیز وضعیت خاص تابعیت کردهای فیلی برای آنها مشکل ایجاد کرده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر وضعیت تابعیت کردهای فیلی در یکصد سال اخیر است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع اسنادی، کتابخانه ای، خبرگزاری ها و مصاحبه با افراد آگاه به امور کردهای فیلی، انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که از یک سو تبار ایرانی، شیعه، مرزنشین و مهاجر بودن بخشی از کردهای فیلی و از سوی دیگر، شکل قانون تابعیت کشور عراق و رشد تفکرات ناسیونالیستی پان عرب، از جمله مهم ترین عوامل تأثیر گذار بر وضعیت تابعیت کردهای فیلی بوده است. ترس دولت بعث از همسویی کردهای فیلی با ایران و همچنین موقعیت مناسب اقتصادی و همکاری سیاسی آنها با احزاب کرد و شیعه مخالف رژیم بعث، از مهم ترین عوامل سلب تابعیت و اخراج آنها بود.
بررسی مناسبات سیاسی، اقتصادی وفرهنگی ایران و مصر در زمان داریوش اول هخامنشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شاهنشاهی هخامنشی پس از شکل گیری در جنوب غربی ایران امروزی به وسیله کوروش بزرگ، نیرومندترین دولت آریایی بود که تا این زمان شکل گرفته بود و بر بیشتر قدرت های بزرگ آسیای غربی غلبه نمود. یکی از اهداف کوروش تسخیر مصر بود، و پسرش کمبوجیه در سال 525پ.م، توانست مصر را فتح کند. جانشین او، داریوش اول دست به اقدامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گسترده ای برای اداره ساتراپی های سراسر شاهنشاهی، به ویژه در مصر زد و همین عوامل سبب گردیدند تا منابع مصری از او به عنوان فرعون بزرگ و قانونی یاد کنند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اقدامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داریوش بزرگ در جغرافیای مصر است و اینکه بر پایه تطبیق منابع موجود کهن و نو، سیاست های داریوش را در اداره این ساتراپ کهن بررسی و نقش او را در اداره ساتراپی مصر ارزیابی نماییم. بر پایه این اسناد، می توان داریوش را یکی از شاهان بزرگ دوران باستان دانست که نبوغ خاصی در اداره شاهنشاهی و ساتراپی ها داشته است
اقدامات فرهنگی در حکومت شیبانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
39-59
حوزههای تخصصی:
در سده ی دهم قمری/ شانزدهم میلادی دگرگونی های اساسی در ماوراءالنهر صورت گرفت که نقشه ی سیاسی این منطقه و مناطق همجوار را برای چند قرن تغییر داد. تشکیل حکومت شیبانیان/ابوالخیریان (907-1007 ق./1501-1599 م.) که تجربه ی جدیدی از حکومت بود و بعدها خانات نامیده شد، سرآغاز این تغییرات بود. آنان موجد یک نظام حکومتی بودند که چند قرن در ماوراءالنهر به حیات خود ادامه داد. شیبانیان در منابع مکتوب خود و همسایگان، بیشتر با اقدامات سیاسی- نظامی توصیف شده اند، اما این مقاله در صدد است اقدامات فرهنگی شیبانیان را مورد بررسی قرار دهد که کمتر بدان توجه شده است. پژوهش حاضر در صدد پاسخ گویی به این سؤالات است: اقدامات فرهنگی شیبانیان چه بود و توسط چه کسانی انجام می شد؟ این اقدامات چه جایگاهی در حکومت آنان داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، خان های شیبانی در کنار دولتمردان و طبقات بالای جامعه، در امور آموزشی، علمی، ادبی، مذهبی و هنرهای مختلف اقدامات قابل توجه ای انجام دادند. این اقدامات دارای جایگاهی مهم و از اولویت های حکومت ایشان بود.
ترجمه و دریافت تاریخی اگزیستانسیالیسم سارتری به عنوان سلاحی برای مبارزه با آخرین شاه ایران در دهه ی 1340 و اوایل دهه ی 1350(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۶
135-166
حوزههای تخصصی:
ترجمه و دریافت تاریخی اگزیستانسیالیسم سارتری به عنوان سلاحی برای مبارزه با آخرین شاه ایران در دهه 1340 و اوایل دهه 1350 مرضیه ملکشاهی [1] علی خزاعی فرید [2] چکیده اگزیستانسیالیسم از جمله جنبش های فلسفی مهم در اروپای بعد از جنگ جهانی دوم بود. بررسی دریافت این فلسفه در ایران و معروف ترین بنیان گذار و شارح آن «ژان پل سارتر» نشان می دهد که گفتمان اگزیستانسیالیستی در بستر تحولات سیاسی، فرهنگی و تاریخی در ایران و در آمیزش با افق فکری روشنفکران و مترجمان ایرانی، چهره های گوناگونی از خود نشان داده است. اگزیستانسیالیسم سارتر در آغاز ورود خود به ایران در دهه 1320، به عنوان یک فلسفه سطحی، امپریالیستی، پوچ گرا و غیرسیاسی معرفی شد، اما رفته رفته مترجمان و نویسندگان ایرانی با اهدافی چون مبارزه با شاه و پیوستن به نهضت جهان سوم گرایی، از سارتر یک مبارز انقلابی و از فلسفه اگزیستانسیالیسم یک ایدئولوژی انقلابی و سیاسی ساختند. نگارندگان پژوهش حاضر کوشیده اند تا با تحلیل اسناد ( پیرامتن های ترجمه آثار سارتر و ترجمه آثار مرتبط با سارتر و اگزیستانسیالیسم، اعم از مقدمه ترجمه ها، مؤخره ها، نقد ترجمه ها، مصاحبه های مترجمان و تولیدات متنی نویسندگان و روشنفکران ایرانی درباره اگزیستانسیالیسم در کتب و مجلات مختلف) در بستر بافت تاریخی، نشان دهند که چگونه شرایط خاص نسلی که تحت تأثیر انقلاب های جهانی و ضدّ استعماری می خواست به شیوه ای بنیادین و سریع نظام موجود را که در نظرش دست نشانده استعمار بود، برافکند، باعث اتخاذ شیوه ای از عمل توسط این نسل شد که اگزیستانسیالیسم را از خاستگاه هستی شناختی و فلسفی خود جدا کرد و باعث شد اگزیستانسیالیسم در ایران قبل از انقلاب 1357 نه به عنوان یک فلسفه، بلکه بیشتر به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی به کار گرفته شود. واژه های کلیدی: اگزیستانسیالیسم، سارتر، ترجمه، ایران، جهان سوم گرایی [1] . استادیار مطالعات ترجمه، گروه زبان انگلیسی دانشگاه دامغان، سمنان، ایران m.malekshahi1983@gmail.com [2] . دانشیار مطالعات ترجمه، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران khazaeefarid@ferdowsi.um.ac.ir
نقد دیدگاه اتان کلبرگ در تحلیل مفهومی و پیشینه شناسی اصطلاح «رافضه»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اتان کلبرگ، خاورشناس معاصر و شیعه پژوه صهیونیستی و فعال در حوزه مطالعات شیعی است. او در دو مقاله ای که در خصوص اصطلاح رافضه تدوین کرده، در تلاش برای تبیین معنای این اصطلاح و پیشینه شناسی آن است. کلبرگ با استفاده از منابع متقدم شیعه و اهل سنت، معنای اصطلاحی رافضه و بار معنایی این اصطلاح را مورد بررسی قرار می دهد. او بر این نکته اصرار دارد که اصطلاح رافضه که ابتدا دارای معنایی منفی بوده، توسط ائمه شیعه به اصطلاحی مثبت و افتخارآمیز بدل شده است. همچنین پیشینه اصطلاح رافضه را از زمان ادریس نبی و بعد از آن حضرت موسی تا تاریخ اسلام دنبال می کند. در نقد دیدگاه او به روش تحلیل محتوای کیفی، به تفسیر دیدگاه وی و شناسایی خلأهای این دیدگاه در اصطلاح شناسی و شناخت پیشینه پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که کلبرگ اولاً میان معنای لغوی و اصطلاحی قائل به تمایز نشده و از مفهوم شناسی لغوی غفلت نموده است؛ به همین دلیل در پیشینه نیز میان دو معنا خلط کرده است؛ ثانیاً او در نهایت نتوانسته مدعای خود را که اثبات بار معنایی مثبت برای اصطلاح رافضه است، به اثبات برساند و دلیل متقنی ارائه کند، بلکه دلایل متعدد تاریخی و حدیثی خلاف این ادعا را نشان می دهد. همچنین وی در مقالات خود به نتیجه روشن نرسیده و صرفاً احتمالات را بیان کرده است و در دسته بندی اقوال و احتمالات نیز انسجام روشی و نظم منطقی را رعایت نمی کند.
تحلیلی بر شبکه سازی قدرت سیاسی دینی در عصر ابناء الرضا(ع) بر اساس نظریه بسیج سیاسی چارلز تیلی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شرایط سیاسی جامعه و پی آمدهای آن برای ائمه اطهار(ع) زمینه ساز بهره گیری از نهادهایی بود که ایشان را در رویارویی با شرایط موجود به بهترین شکل یاری می کردند. وکالت نهادی است که در دوره ابناء الرضا (ع) در گستره بیشتری نقش آفرین بود. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که نهاد وکالت چگونه در دوره ابن الرضا توانست موجب حفظ و گسترش نهضت سیاسی – دینی ائمه اطهار(ع) و شیعیان شود؟ یافته های پژوهش حاضر با تکیه بر متغیرهای اصلی مدل بسیج سیاسی چارلز تیلی و با روش وصفی تحلیلی بر اساس داده ها و منابع کتابخانه ای نشان می دهد که ائمه اطهار(ع) با بهینه سازی قابلیت های این سازمان توانستند در شرایط بحرانی، حافظ جان و امنیت خود و شیعیان باشند. ائمه ابناء الرضا (ع) توانستند با بهره مندی از هوش سیاسی و موقعیت سنجی دقیق خود و مدد جستن از سازمان وکالت، مانع به نتیجه رسیدن کوشش های همه جانبه حکومت عباسی برای مخدوش سازی چهره ائمه (ع) و شیعیان ایشان شوند.
معرفی و بررسی: کلاسیک های جاودانه: قابوس نامه، کیکاوس بن اسکندر، ترجمه از فارسی: سوال گونبال بوزکورت، انتشارات کاپی، استانبول2020.
حوزههای تخصصی:
معناشناسی نقوشِ ماه گُل در چادرشب گیلان
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۶ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۸
57 - 69
حوزههای تخصصی:
چادرشب یکی از بافته های بومی گیلان است که در زبان محلی به آن «چاشو » می گویند. این نوشتار تلاش دارد با بررسی نام و تحلیل نشانه های «ماه گُل ها » در چادرشب های منقوش گیلان به تفسیر مفاهیم نهفته در پس این نقش ها بپردازد. چهار نقش مورد پژوهش در این مقاله عبارتند از: ماهِ اُریب، شاخ ماه، ماه مَعجَری و ماه صندوقچه. با توجه به قدمت بافت چادرشب در منطقه، پرسش اصلی این پژوهش آن است که این نشانه ها به چه مفاهیم و باورهایی اشاره می کنند. در همین راستا برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نقوش ماه گُل در چادرشب گیلان نشان از مفاهیمی اغلب زنانه و مرتبط با برکت و فزونی باروری دارد و غالباً برگرفته از مفاهیم اسطوره ای ایران باستان و باورهای مردم منطقه گیلان دارد.
تأسیس سازمان زنان بوشهر؛ مطالعه پژوهی: فعالیت های اجتماعی فرهنگی مراکز رفاه خانواده (1345تا1357ش/1966تا1978م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان زنان ایران در سال 1345ش/1966م تشکیل شد. هدف نهایی و رسالت این سازمان، افزایش دادن آگاهی های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی زنان ایران بود. این سازمان حدود چهارصد شعبه در سراسر ایران داشت. شعبه بوشهر سازمان زنان نیز در ماه های آخر سال 1345ش/1966م تشکیل شد.بیشترین تأکید سازمان زنان بر افزایش آموزش و تحصیلات زنان و دختران و فراهم کردن تسهیلاتی برای ورود آنها به بازار کار بود. سازمان زنان بوشهر نیز بیشترین تمرکز خود را بر تشکیل انواع کلاس های هنری، برگزاری کلاس های سوادآموزی و آشناکردن زنان با فنون مختلف کاریابی و اشتغال گذاشت.مسئله پژوهش حاضر بررسی و تبیین روند تأسیس سازمان زنان بوشهر و خدمات و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی این سازمان است. پرسش پژوهش آن است که سازمان زنان بوشهر در مراکزرفاه خانواده و در راستای خودآگاهی و ارتقای جایگاه زنان این منطقه چه خدماتی ارائه کرده است. این پژوهش به روش تحلیل محتوا و با تکیه بر منابع اصلی، اسناد آرشیوی، مطالعات میدانی و تاریخ شفاهی انجام شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد سازمان زنان بوشهر در حوزه رفاه اجتماعی با تمرکز بر گسترش سوادآموزی و برپایی کلاسهای آموزش حرفه ای، به ویژه در زمینه کسب وکار، و نیز ارائه مشاوره های خانوادگی و حقوقی، برای رشد آگاهی و گسترش اشتغال و ارتقای نقش و جایگاه زنان در امور مختلف اجتماعی و فرهنگی، بستر مناسبی فراهم آورد.
اهداف و پیامدهای تغییر ساختار بودجه در نخستین دوره مجلس شورای ملی(1285 -1287)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف مهم انقلاب مشروطه، تغییر و بهبود نظام مالی حکومت قاجار بود. با انقلاب مشروطه، مجلس شورای ملی به عنوان نهادی نو ظهور در تشکیلات اداری ایران، در راس تحولات مالی حکومت قرار گرفت. این پژوهش در پی پاسخگویی به این پرسش است که اهداف و چالش های مجلس اول شورای ملی در تغییر و تحول نظام بودجه نویسی چه بود و چه نتایج و پیامدهایی داشت. بودجه متمرکز و متوازن هدف اصلی مجلس بود و در راستای آن؛ افزایش درآمد، کاهش مخارج دربار و دولت در دستور کار قرار گرفت. بنابراین مجلس، جهت افزایش درآمد؛ «تیول داری» و «تسعیر جنس» را لغو کرد و مالیات «تفاوت عمل» را جزو مالیات اصلی قرار داد اما چون زمینه ی ساختاری آن آماده نبود نتایج مثبتی به دنبال نداشت. همچنین تاسیس بانک ملی با هدف جلوگیری از استقراض خارجی و جبران کسری بودجه مطرح شد اما چون دولت در تشکیل آن ناکام بود بار دیگر زمینه وام خارجی در دولت های بعدی را به وجود آمد. هر چند مجموعه این برنامه ها با هدف تعادل بودجه رخ داد اما نتوانست روند کاهشی درآمد که از اواخر دوره ی ناصری آغاز و در دوره مظفری همچنان ادامه پیدا کرده بود را متوقف کند، بلکه با سرعت بیشتری ادامه پیدا کرد و کسری بودجه بیشتری را پدید آورد. به این ترتیب اهداف و برنامه مجلس اول به علت عدم آشنایی دولت و مجلس با روش های قدیم و نوین مالی، وجود کابینه های متزلزل و نارضایتی مردم با تحول مثبتی روبرو نشد. روش تهیه و گردآوری تحقیق، اسنادی و کتابخانه ای است و نوع تحقیق تبیینی - تحلیلی است.
عوامل مؤثر بر رشد و استقرار نظام آموزش نوین در یزد از مشروطه تا پایان پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آستاﻧه مشروطیت، جاﻣﻌه ایران وارد مرﺣﻠه جدیدی از تغییر و تحول در ساختار سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شد که با دوران پیش از آن تفاوت بسیاری داشت. نظام آموزش یکی از عرصه هایی است که در این دوره تغییرات چشمگیری به خود دید و از شیوه سنتی، به روش های نوین تغییر شکل داد. در شهر یزد نظام آموزش نوین از دوره قاجاریه، به ویژه پس از مشروطه، متناسب با موج نوگرایی در کشور روندی روبه رشد را تجربه کرد. این مقاله به دنبال این پرسش است که چه عواملی زمینه های استقرار و رشد نظام نوین آموزشی را در یزد فراهم کرد. دستاورد مقاله از آن حکایت دارد که علاوه بر مهیاشدن زمینه های اجتماعی برآمده از مشروطیت، زرتشتیان یزد را باید گروهی تأثیرگذار و پیشگام در راه توﺳﻌه مدارس و درنتیجه، استقرار شیوه نوین آموزش در یزد دانست؛ علاوه بر این، عوامل ﻣﺆثر دیگر را باید این گونه برشمرد: ارتباطات تجاری و فرهنگی شهر یزد با سایر کشورهای اروپایی و آسیایی، ناشی از ورود مستشرقان و میسیونرها به یزد؛ مهاجرت کاری زرتشتیان به هندوستان و به دنبال آن، تمول مالی آنها و تأسیس بنگاه های آموزشی در زادگاه خود؛ جلب نظر پارسیان هند برای گسترش دانش دبیره و مذهبی زرتشتیان؛ اهتمام متمولان و تجار یزدی در کنار برخی از روحانیان و اقلیت های دینی غیر زرتشتی؛ ورود صنعت چاپ و به دنبال آن ظهور روزنامه ها و تبادل اخبار. به علاوه نخستین گام ها در آموزش دختران یزدی، چه در مدارس دختراﻧه زرتشتی و چه در مدارس میسیونری، نیز از این روند مستثنی نبود.
مطاﻟﻌه آداب ورسوم ایرانی در سفرنامه های جیمز موریه و به سوی اصفهان اثر پیر لوتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطاﻟﻌه آداب ورسوم ایرانی همواره در کانون توجه سیاحان و شرق شناسان بوده است. بررسی تصویر ترسیم شده از ایرانی ها در عصرهای مختلف در یک سفرنامه، در قالب بازنمایی بیگانه یا «دیگری»، باعث شده است نوعی جدید از مطالعه های بین رشته ای در حوزه تاریخ و ادبیات شکل بگیرد. در رویکرد تصویرشناسی که در ﺣیﻄه مطالعه های بین رشته ای است، ممکن است از مشاهده مفاهیمی همچون دوگانگی خود/دیگری برای شناخت قضاوت دیگری درباره خود استفاده شود؛ قضاوتی که با تمام پیش داوری ها، دیگرسازی ها یا تحریف هایی شکل می گیرد که ممکن است نویسنده سفرنامه انجام داده باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین تصویری است که جیمز موریه (James Morier)، سفرنامه نویس انگلیسی و پیر لوتی (Pierre Loti)، سفرنامه نویس فرانسوی، از آداب ورسوم و فرهنگ ایرانی ها در دوران قاجار ترسیم کرده اند. این مقاله بر رویکرد تصویرشناسی با مطالعه های بین رشته ای تاریخ و ادبیات پایه گذاری شده است و به روش توصیفی تحلیلی است. در این راستا، ابتدا تصویر ارائه شده این دو سفرنامه نویس از فرهنگ ایرانی ها در سطح کلی و به صورت نگاه مثبت و نگاه منفی مطرح شده است؛ بنابراین در این پژوهش، هدف نخست مطاﻟﻌه تصویرهای ارائه شده با نگاه مثبت در قالب همسان انگاری و تحسین گری «من» غربی به فرهنگ «دیگری» شرقی (ایرانی) است. هدف دوم نیز بررسی چگونگی این ترسیم گری با نگاه منفی براساس الگوی رایج شرق شناسی است که بر همان تضاد و تقابل میان دو هویت «من» و «دیگری» یا «غرب» و «شرق» بنا شده است. در پایان با بررسی نتایج حاصل از این نوع نگاه در قالب کلیشه پردازی و تعمیم سازی و نیز بزرگ نمایی تقابل ها و تضادها، مشخص خواهد شد تا چه اندازه این سفرنامه ها در تغییر نگرش غربی ها به مردم ایران زمین موثر بوده اند. در واقع، این سفرنامه نویسان ایرانی را متفاوت تر از آنچه معرفی کرده اند که در قرون پیش وجود داشت.