فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی میزان آشنایی و به کارگیری رهبری برنامه درسی دربین مدیران مدارس ابتدایی بود. روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی و از نظرهدف جزوپژوهش های کاربردی بوده وبه روش تحلیل کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش مدیران مدارس ابتدایی دولتی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1400-1399 بود. شیوه نمونه گیری هدفمند و به روش گلوله برفی بود. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته تا به اشباع رسیدن پاسخ مصاحبه شوندگان ادامه داشت. نتایج نشان داد میزان به کارگیری رهبری برنامه درسی مدیران مدارس در بعدارتقای جو آموزشی بیشترازسایرابعاد می باشد و ابعاد اجرای برنامه درسی، تدوین و بازنگری و ارزشیابی برنامه درسی به ترتیب در رتبه های بعدی قراردارند. درپایان باتوجه به یافته های پژوهش، به منظور ارتقاء سطح آشنایی و به کارگیری مدیران بانقش خود به عنوان رهبربرنامه درسی، پیشنهاداتی ارائه شد.
مدل یابی عوامل اثرگذار بر مدرسه فضیلت مدار با استفاده از رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
160 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه مدل یابی عوامل اثرگذار بر مدرسه فضیلت مدار با استفاده از رویکردداده بنیاد بود. در این مطالعه، از روش تحقیق کیفی استفاده شد و و داده ها با استفاده مصاحبه با معلمان نمونه، مدیران نمونه ، سرگروههای آموزشی و اساتید دانشگاه فرهنگیان استان اردبیل جمع آوری شد. در مرحله کیفی با 17 نفر از معلمان نمونه، مدیران نمونه، سرگروه های آموزشی و اساتید دانشگاه فرهنگیان اردبیل در موضوع پژوهش مصاحبه شد؛ طی سه مرحله تحلیل داده های کیفی، کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 15 مقوله کلی به صورت مدل مفهومی در قالب شش طبقه فراگیر شرایط علی، مقوله محوری، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها به دست آمد که در قالب یک الگو، عوامل اثرگذار بر مدرسه فضیلت مدار با استفاده از رویکرد داده بنیاده رامنعکس می نماید. پس از اجرای مصاحبه و کدگذاری باز و محوری در مرحله کیفی؛ 3 عامل کلی (فردی، درون مدرسه ای و برون مدرسه ای) و 7 مولفه (عوامل فردی، مدیریتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قانونی) موثر در ایجاد مدرسه فضیلت مدار شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان دهنده 15 مقوله کلی شامل شرایط علی (عوامل فردی، مدیریتی)، شرایط زمینه ای (عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی)، شرایط مداخله گر ( عوامل قانونی)، مقوله محوری (مدرسه فضیلت مدار)، راهبردهای استقرار مدرسه فضیلت مدار (آموزش و توانمندسازی، حمایت های مادی و معنوی، تقویت روابط و مشارکت جمعی) و پیامدها (فردی، سازمانی، اجتماعی و شغلی سازمانی) بود
The Effect of Authentic Leadership Style on the Performance of School Principals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۳
31 - 51
حوزههای تخصصی:
To determine the effect of authentic leadership style on the performance of principals of schools, this research was conducted using an exploratory mixed method. In the first phase that is, qualitative section, 13 experts of educational leadership were purposefully selected in Isfahan province and a semi-structured interview was conducted till theoretical saturation. Thematic analysis was used to analyze the data. The main categories of authentic leadership were identified in seven themes of awareness, honesty, trust, and accurate assessment, supporter, transformational and training. In the second phase, a 24-item questionnaire based on a five-point Likert scale was administered. The tools’ face and content validity were confirmed by experts. In total 120 questionnaires were completed and analyzed. The reliability of the questionnaire was confirmed by Cronbach's alpha of 0.82. In analyzing data structural equation method and exploratory factor analysis by PLS software were used and the effects of the observed variables on the existing variables were investigated. The findings reveal that; authentic leadership has a positive effect on the performance of school principals. Therefore, the results of the conceptual model were analyzed through the analysis of the path of authentic leadership and the performance of school principals.
طراحی الگوی ساختاری تفسیری موانع توانمند سازی منابع انسانی در وزارت ورزش و جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، طراحی الگوی ساختاری تفسیری موانع توانمند سازی منابع انسانی در وزارت ورزش و جوانان بود. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که به صورت میدانی و به روش تحقیق ترکیبی انجام شد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل مدیران کل وزارت ورزش و جوانان و استان ها، برابر با 65 نفر و در بخش کیفی 18 نفر از خبرگان بودند. به دلیل محدودیت اعضا، جامعه آماری با نمونه برابر شد. ابزار تحقیق پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی آن توسط 7 تن از اساتید و پایایی آن با استفاده از محاسبه آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت (82/0=α). برای ساختاردهی موانع از نظرات خبرگان، درصد فراوانی و تکنیک ساختاری تفسیری استفاده شد. نتایج نشان داد که 16 مانع اساسی در مسیر توانمندسازی کارکنان وزارت ورزش و جوانان وجود دارد و این موانع در هشت سطح قرار گرفتند. موانع مشارکت ضعیف واحدهای عملیاتی، عدم وجود قوانین شفاف در خصوص توانمند سازی و کم توجهی به ارتقا و ابعاد توانمندی در نظام پاداش و تشویق در سطح زیربنایی قرار گرفتند. رفع موانع پایین ترین سطح مدل بایستی در اولویت تصمیم و اقدام قرار گیرد تا رفع موانع سطوح بالاتر تسهیل گردد.
نقش رهبری آموزشی مدیران در پیش بینی یادگیری حرفه ای معلمان مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش رهبری آموزشی مدیران مدارس در یادگیری حرفه ای معلمان در مدارس ابتدایی شهر مشهد می باشد.
روش شناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش آمیخته، طرح کمی-کیفی استفاده شد. ابتدا در مرحله کمی، 50 مدرسه ابتدایی (50 مدیر و 236 معلم) در نواحی چهار، پنج و شش شهر مشهد به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب، نمونه مورد مطالعه را تشکیل دادند. سپس انتخاب نمونه در مرحله کیفی براساس نتایج به دست آمده از مرحله کمی صورت گرفت و شش مدرسه(6 مدیر و 12 معلم) به عنوان نمونه های مورد مطالعه انتخاب شدند. جهت تحلیل داده های کمی از روش تحلیل آماری معادلات ساختاری و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل تفسیری (کدگذاری باز و محوری) استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل داده های کمی نشان داد الگوی رهبری آموزشی با یادگیری حرفه ای معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد. نتایج حاصل از تحلیل داده های کیفی نیز حاکی از شناسایی ویژگی های نظر به تعریف مأموریت مدرسه، مدیریت برنامه آموزشی، ارتقای جو یادگیری در مدرسه، دغدغه ارتقا یادگیری دانش آموزان،دغدغه رشد و پرورش همه جانبه و تأمین رفاه و امنیت دانش آموزان، انگیزش معلمان، زمینه یادگیری حرفه ای معلمان، جو همکاری در مدرسه، تغییر در روش تدریس معلمان و الگو بودن مدیر در مدارس مورد مطالعه می باشد.
نقش واسطه ای دلبستگی شغلی در رابطه بین خودکارآمدی و اثربخشی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای دلبستگی شغلی بر رابطه بین خودکارآمدی و اثربخشی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی بود. روش پژوهش توصیفی همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی شامل 53 نفر بودند و با استفاده از حجم نمونه کرجسی – مورگان تعداد 48 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب و مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات تحقیق از سه پرسشنامه دلبستگی شغلی شافلی(۲۰۱۵)، اثربخشی معلمان توسلی نوقابی (1390) و خودکارآمدی معلم چانن – موران و هوی (2001) استفاده شد. روایی ابزارها به صورت صوری و با استفاده از نظر صاحبنظران مورد تایید قرار گرفت و پایایی ابزارها نیز با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای سه پرسشنامه به ترتیب 829/0 ، 903/0 و 824/0 تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر استفاده از شاخصهای امار توصیفی مانند میانگین و انحراف استادندارد از آزمون های تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر برای بررسی فرضیات پژوهش استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل همبستگی پیرسون نشان داده است که بین متغیرهای خودکارآمدی معلم، دلبستگی شغلی و اثربخشی معلمان رابطه معناداری وجود داشت. در نهایت؛ نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که دلبستگی شغلی بر رابطه بین خودکارآمدی و اثربخشی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی نقش واسطه ای دارد.
بررسی رابطه ی رهبری سطح پنج و رهبری توزیعی با تعالی سازمانی مدارس بواسطه توانمندسازی ساختاری و روان شناختی معلّمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی رهبری سطح پنج و رهبری توزیعی با تعالی سازمانی مدارس بواسطه توانمندسازی ساختاری و روان-شناختی معلّمان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با تأکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیّه معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16264 نفر بودند، با توجّه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه(برخوردار، نیمه برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه(39) و جنسیّت(مرد و زن) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 375 نفر انتخاب شد. جمع آوری داده ها بر اساس پنج پرسشنامه رهبری سطح پنج چم آسمانی، رهبری توزیعی المور، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر، توانمندسازی ساختاری کردنائیج، بخشی زاده و فتح الهی و تعالی سازمانی عمارلو صورت گرفت که ضریب آلفای کرانباخ آن ها به ترتیب: 96/0، 92/0، 94/0، 93/0 و 91/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با به کارگیری دو نرم افزار SPSS و LISREL صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که: رهبری سطح پنج رابطه مستقیم، مثبت و معنادار با توانمندسازی روان شناختی و تعالی سازمانی مدارس دارد؛ رهبری سطح پنج بواسطه توانمندسازی روان شناختی رابطه غیرمستقیم، مثبت و معنادار با تعالی سازمانی مدارس دارد؛ رهبری توزیعی رابطه مستقیم، مثبت و معنادار با توانمندسازی ساختاری و تعالی سازمانی مدارس دارد؛ رهبری توزیعی بواسطه توانمندسازی ساختاری رابطه غیرمستقیم، مثبت و معنادار با تعالی سازمانی مدارس دارد. در واقع رهبران سطح پنج و رهبران توزیعی به همراه نقش میانجی توانمندسازی روان شناختی و توانمندسازی ساختاری معلّمان دارای نقش مؤثّری در سرآمدی و تعالی سازمانی مدارس می باشند. بنابراین چنانچه مدیران و رهبران مدارس از راهکارهای رهبری سطح پنج و رهبری توزیعی استفاده نموده و در این فرایند از راهبردهایی مانند توانمندسازی روان شناختی و ساختاری بهره گیرند، می توانند شرایط مساعدی جهت همکاری و مشارکت هر چه بیشتر معلّمان جهت رشد و ارتقاء سطح مدرسه در تمامی ابعاد و تعالی سازمانی مدرسه فراهم کنند.
اثربخشی حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق حاضر، یک مطالعه نیمه تجربی از نوع مداخله ای همراه با گروه کنترل فعال با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که با هدف بررسی تاثیر حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر در سال تحصیلی 1400-1399 انجام شد. لذا دو کلاس پایه ششم ابتدایی انتخاب گردید و یک کلاس به عنوان گروه آزمایشی در معرض متغیر مستقل قرار گرفت یعنی حافظه کاری اجرا گردید و کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل تعیین گردید به این منظور 50 نفر از دانش آموزان پایه ششم ابتدایی از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند(25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل). داده های بدست امده به وسیله آزمون کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که حافظه کاری باعث کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر می شود می توان گفت که حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر تاثیر دارد.
Effective Accountability Model of Public School Principals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۴, Winter ۲۰۲۳
56 - 75
حوزههای تخصصی:
The study aimed to investigate effective accountability among public school administrators and identify a model for achieving it. A qualitative phenomenological research method was used, with an applied purpose. Data was collected through semi-structured interviews with 20 experts in the field of school principal accountability. Participants were selected using purpose-based sampling and saturation law principles. Qualitative data analysis involved three stages of open coding, axial coding, and selective coding, using stepwise methods and analytical techniques. Six inclusive themes emerged as constituting the effective response pattern of school administrators: financial dimension (major benefits, financial justification), moral dimension (moralism, education), cultural dimension (organizational culture, employee culture, culture society), administrative dimension (administrative structure, accountability process), strategic dimension (transformationism, responsive leadership), and educational dimension (organizational, individual). Overall, the study provides insight into how school administrators can be held accountable effectively.
Designing and Validating a Model of Professional Learning Community for Secondary Technical and Vocational Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۳
120 - 158
حوزههای تخصصی:
The present review aims at designing and validating a model of Professional Learning Community for the technical and vocational schools of the upper secondary level.This research is conducted through a qualitative approach and applies the method of Grounded Theory. A Targeted Selection approach was applied for selecting the documents, including all academic sources related to the subject, which constituted the research statistical population of the study. Sixty titles were selected. In addition, Chain Sampling, one of the methods of Targeted Sampling was applied to select the individuals for the interviews and validation sections. Using the Theoretical Saturation method, seventeen individuals for designing the model and for the first phase of validation and forty-two individuals for the second phase of the validation (which assesses the extent to which the model can be executed) participated. Also, the data collection methods employed in each phase included a Semi-Structured Interview for the first phase and a Researcher-Made Questionnaire for the second phase. For analyzing the documents, Qualitative Content Analysis and for analyzing the interview transcripts Inductive Analysis and the coding of Grounded Theory was applied. Results: The results demonstrated that the structure of the professional learning community includes 21 elements that were identified. The model is delineated in 5 steps Plan, Establish, Implement, Modify and Assess, and is validated in two phases. Validation results illustrated a remarkable degree of consistency between the interviewees in the first (structure and elements of the model) and the second (the degree to which the model is executable) phases
Entrepreneurial Leadership in Secondary Schools: An application of Descriptive Phenomenology(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۳
182 - 210
حوزههای تخصصی:
Despite the complexity and ambiguity in the concept of entrepreneurship, the expectations of governments, policymakers and education stakeholders have led to increased pressure on schools to develop entrepreneurship and financial independence. Very little research has been done on entrepreneurial leadership in schools. Therefore, this general question was raised, what is the relationship between entrepreneurship and school leadership? Focusing on the transcendental phenomenology approach of Moustakas, the present research tried to count the lived experiences of 19 school principals who were selected purposefully and using the criterion sampling technique. A three-step sequential phenomenological interview protocol was used. The analysis and coding of the interviews were done using the three-stage thematic analysis method (basic, organizing and global) and drawing the theme networks, and Maxqda2020 software was used for data management. At the end of the thematic analysis, a total of 90 basic themes, 34 organizing themes and finally 8 global themes were counted, which were: acquisition entrepreneurship, financial efficiency, financial literacy, educational entrepreneurship, social activism, school cultural ambassador, organizational entrepreneurship, and independent entrepreneurship. The experiences of the participants indicated that the leaders adopted two main strategies to implement entrepreneurial leadership in the school: first, policies to advance school affairs, communicate with parents and teachers, provide diverse and extracurricular courses for students, prioritize assignments and promoting flexibility in the teaching-learning process, these were intra-school solutions. On the other hand, school entrepreneurial leaders used external strategies such as public visits to the school, taking risks, promoting collaborative work, and gaining power for the school
الگوی مطلوب برنامه درسیِ آموزشِ زیست محیطی مبتنی بر شاخص های توسعه پایدار در دوره متوسطه اول با رویکرد کارکردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه، توسعه ای را پایدار می داند که احتیاجات نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانایی نسل آتی در تامین نیازهای خود برآورده نماید. این توسعه دارای سه بعد مهم انسانی، محیط زیست و آینده است و تحقق توسعه انسانی مقدم بر توسعه در ابعاد اقتصادی است. هونکه و همکاران بهترین وسیله کاهش معضلات زیست محیطی را آموزش به مردم می دانند. هدف پژوهش حاضر مطالعه کیفی بررسی الگوی مطلوب برنامه درسی آموزش زیست محیطی مبتنی بر شاخص های توسعه پایدار در دوره متوسطه اول و از نوع توصیفی-پیمایشی بوده است. روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر کاربردی بوده و با استفاده از روش اکتشافی آمیخته انجام شده است. در تحقیق از ترکیب ابزارهای کیفی و کمی و در نوع اکتشافی آن از داده های کیفی برای ساخت مقیاس کمی استفاده شده است. در این راستا برای تحلیل محتوای کیفی از روش کیفی، مصاحبه عمیق با خبرگان و از روش کمی (توصیفی- پیمایشی) برای جمع آوری داده ها از کارشناسان محیط زیست استفاده شد. در پژوهش حاضر از داده های به دست آمده از تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها برای ساخت پرسشنامه استفاده شده است. شرکت کنندگان در بخش کیفی متخصصان مسائل زیست محیطی هستند. جامعه کمی این پژوهش کارکنان آموزش و پرورش استان هرمزگان بودند. پرسشنامه نیمه ساختاریافته نتایج سوالات پس آزمون که در اختیار 10 نفر از خبرگان قرار گرفته بود با استفاده از آمار توصیفی - پیمایشی محاسبه و دسته بندی شد. در نهایت 24 دسته با محوری در نهایت 24 مقوله با کد محوری شناسایی شد. یافته ها: بالاترین کد شناسایی شده مربوط به تلفیق تدریس و کمترین شاخص مربوط به شاخص برون سازمانی بود. در نهایت ارتباط برنامه درسی آموزش محیط زیست با توسعه پایدار با رویکرد اجرایی، به صورت الگویی شماتیک طراحی و رائه گردید
ارزیابی اثربخشی دوره های ضمن خدمت در بهبود عملکرد نیروی انسانی: مطالعه موردی یک بانک دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
57 - 69
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثربخشی دوره های ضمن خدمت در یک بانک دولتی است. این پژوهش در زمره مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار می گیرد و ازنظر هدف کاربردی هست. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان بانک هست که در دوره های آموزشی بانک شرکت داشته اند. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، ۵۹۶ نفر به پرسشنامه پاسخ دادند و داده های گردآوری شده مطابق با مدل ROI و با استفاده از آزمون میانگین یک جامعه تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که شرکت کنندگان از دوره های آموزشی رضایت نسبی دارند و برخی از آن ها محتوای دوره ها و ارائه آن ها را جذاب و مرتبط با نقش های شغلی خود می دانند و برخی دیگر اظهار کرده اند که از این دوره ها رضایت کافی ندارند. بخش دیگری از نتایج نشان می دهد که میزان یادگیری شرکت کنندگان بعد از برگزاری دوره های آموزشی به صورت معناداری تغییر نکرده است و مشارکت در دوره های آموزشی باعث تغییر قابل توجهی در میزان یادگیری شرکت کنندگان نشده است. علاوه بر این، نتایج نشان داد که علیرغم انتقاد شرکت کنندگان از دوره ها و رضایت نسبی آن ها، آن ها فکر می کردند که این دوره ها به رفع برخی از مشکلات کاری آن ها کمک کرده و گردش کار در بانک تا حدودی تسهیل شده است. به عبارت دیگر، نتایج حاکی از آن است که این دوره ها تا حدی بر فرآیندهای کاری سازمان تأثیر گذاشته است.
تعیین اثربخشی آموزش مجازی بر فرسودگی تحصیلی و خلاقیت در دانش اموزان دختر متوسطه اول شهر یزد
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مجازی بر فرسودگی تحصیلی و خلاقیت در دانش اموزان دختر متوسطه اول شهر یزد در سال 1399 می باشد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش ازمون- پس ازمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دوره متوسطه دختر شهر یزد در سال 1399 که به تعداد 1018 نفر تشکیل می دهند. نمونه آماری این پژوهش 60 نفر از دانش آموزان به وسیله نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه های این پژوهش پرسشنامه اموزش مجازی محمدی(1390)، فرسودگی تحصیلی برسو و سالانووا و اسچفلی (1997) و پرسشنامه خلاقیت عابدی(1372) می باشد و نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که اموزش مجازی بر فرسودگی تحصیلی و خلاقیت در دانش اموزان اثربخش بوده است و باعث کاهش فرسودگی تحصیلی و افزایش خلاقیت شده است
طراحی مدل کیفی سرمایه فکری با رویکرد یادگیری سازمانی در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل کیفی سرمایه فکری با رویکرد یادگیری سازمانی در اداره کل آموزش و پرورش استان خراسان رضوی و نواحی هفتگانه آموزش و پرورش شهرستان مشهد انجام شد. تحقیق از منظر هدف، کاربردی و توسعه ای است.
روش شناسی پژوهش : پژوهش، از منظر روش، آمیخته(کمّی- کیفی)است و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی است. جامعه آماری تحقیق، خبرگان دانشگاهی و حرفه ای آموزش و پرورش بودند. نمونه گیری از جامعه آماری به صورت هدفمند انجام شد که در مجموع 25 نفر انتخاب شدند. پس از تعریف موضوع و انجام مطالعات اکتشافی و کتابخانه ای، فهرستی از گزاره ها پیرامون ابعاد و مؤلفه های متغیرهای تحقیق شناسایی شد و پس از اخذ نظرات اصلاحی کیفی و کمّی به لحاظ روایی محتوایی به تأیید خبرگان دانشگاهی و حرفه ای رسید و در قالب پرسشنامه محقق ساخته پس از تعیین و تأیید پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در اختیار اعضای دلفی قرار گرفت. داده های حاصل از تحقیق براساس روش های آماری مربوط و با استفاده از نرم افزار ( Spss22) تحلیل شد و ابعاد و مؤلفه های تحقیق با ضریب توافق کندال (723/0) به اجماع خبرگان رسید.
یافته ها : براساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های سرمایه فکری در4 بعد و21 مؤلفه و ابعاد و مؤلفه های یادگیری سازمانی در3 بعد و12 مؤلفه شناسایی شد.
بحث و نتیجه گیری: نهایتاً تناسب مدل با نظر خبرگان با استفاده از آزمون t تک نمونه ای مورد تأیید قرار گرفت.
طراحی الگوی شایستگی های مدیران آموزشی سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از این پژوهش طراحی الگوی شایستگی های مدیران آموزشی سازمان تأمین اجتماعی بود.روش شناسی پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری در زمره پژوهش-های کیفی است و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را صاحب نظران (مدیران ارشد آموزشی سازمان تأمین اجتماعی) در سال 1400 تشکیل می دادند. جهت نمونه گیری از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد، براین مبنا تعداد 15 مصاحبه انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جهت اعتباربخشی از معیارهای اعتبار، انتقال، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد.یافته ها: با اقتباس از متن در مرحله کدگذاری باز تعداد 103 مفهوم در مرحله کدگذاری محوری با در نظر گرفتن قرابت معنایی مفاهیم شناسایی شده 12 مقوله فرعی و سرانجام 4 مقوله اصلی شامل شایستگی های محوری، شایستگی های مدیریتی، شایستگی های حرفه ای و شایستگی های استراتژیک حاصل شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش به مدیران سازمان تأمین اجتماعی توصیه می شود در انتخاب و بکارگیری مدیران آموزشی به شاخص های شناسایی شده در این تحقیق که منعکس کننده نظرات خبرگان است توجه نمایند.
ارزیابی چابکی در دانشگاه ها با مدل IPA (مطالعه موردی: دانشگاه اردکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
108 - 129
حوزههای تخصصی:
چابکی به عنوان پارادایم جدید جهان کسب و کار، دانشگاه ها را نیز متوجه تغییرات و چالش های هر روزه ای کرده که باید به سرعت خود را با آنها منطبق سازند. در حال حاضر اگر دانشگاهی نتواند به سرعت در مقابل چالش ها و تغییرات پاسخگو باشد، از عرصه ی رقابت جا مانده و طی زمان حذف می شود و یا کارایی سابق را نخواهد داشت. در این پژوهش مدلی به منظور سنجش اهمیت و عملکرد ابعاد مختلف چابکی در دانشگاه ارائه شده است. برای تحلیل نتایج، علاوه بر محاسبات مربوط به اهمیت و عملکرد، از ماتریس اهمیت-عملکرد (IPA) استفاده می شود که می تواند جایگاه ابعاد چابکی و نقاط قوت و ضعف سازمان را نشان دهد. این مدل به عنوان مطالعه موردی در دانشگاه اردکان اجرا و نتایج به دست آمده ارزیابی و تحلیل شده اند. برای ارزیابی چابکی از پرسشنامه و نظرسنجی از اعضای هیأت علمی و کارکنان استفاده شده که نتایج نشان دهنده عدم وجود تفاوت معنادار بین این دو گروه است. ارزیابی و تحلیل اطلاعات به دست آمده درباره اهمیت و عملکرد گویه های مختلف چابکی با کمک ماتریس IPA انجام شده و تصمیماتی درباره این گویه ها بر اساس جایگاهشان در ماتریس ارائه شده است. بر اساس این ماتریس، نقاط قوت و ضعف دانشگاه اردکان و مواردی که نیاز به اختصاص بودجه ای در حال حاضر ندارند شناسایی و پیشنهادهایی برای مدیران دانشگاه ارائه شده اند.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی توسعه حرفه ای برای مدیران مدارس متوسطه: مورد مطالعه مدیران مدارس استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی توسعه حرفه ای برای مدیران مدارس متوسطه بود. روش پژوهش حاضر ترکیبی(کیفی و کمی) و از نظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی 22 خبره مرتبط موضوع در استان خراسان شمالی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و ابزار پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تمام یافته ها کدگذاری شدند و برای اعتبار از دیدگاه مشارکت کنندگان و خبرگان و برای پایایی نیز از ضریب توافق استفاده شد(87/0=CVR). جامعه آماری بخش کمی نیز، مدیران مدارس دوره های تحصیلی مختلف در سال 1399-1398 به تعداد 1957 نفر بودند که بر اساس جدول مورگان 340 نفر به عنوان حجم نمونه و با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای یافته های کیفی بود. این پرسشنامه شامل 5 بعد اصلی، 14 مولفه و 100 گویه بود که بر اساس مقیاس لیکرت(بر مبنای نمره 1 تا 6) نمره گذاری شد. اعتبار پرسشنامه با نقادی و مشورت اساتید سنجش احصا شد و پایایی نیز با آزمون آلفای کرونباخ به دست آمد(88/0= α). تحلیل داده ها نشان داد 5 بعد اصلی توسعه حرفه ای شامل(رهبری آموزشی، رهبری استراتژیک، مدیریت ارتباطات، مدیریت سازمان و رهبری اخلاقی) و 14 مولفه(مدیریت بر یادگیری وآموزش، ایجاد محیط مساعد یادگیری، ارزیابی برنامه درسی، ترسیم چشم انداز، بهبود مستمر مدارس، ارتباطات اثربخش، رابطه با ذی نفعان، مدیریت عملیات، مدیریت منابع، هدایت افراد و تیم، اخلاق حرفه ای، اصول و هنجارهای اخلاقی- اسلامی، توسعه حرفه ای خویش و توسعه حرفه ای منابع انسانی) از دیدگاه خبرگان بود. نتایج معادلات ساختاری با نرم افزار PLS Smart22 نیز نشان داد متغیرهای پژوهش قادر به پیش بینی 69/0 توسعه حرفه ای هستند. نیکویی برازش کلی مدل نیز در حد مطلوب بود(54/0=GOF).
واکاوی چالش های رهبری بینشمند در سازمان های آموزشی (تدوین یک نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه رهبران آموزشی در مدارس با چالش های فراوانی روبرو هستند و این چالش های سازمانی در فرآیند یاددهی و یادگیری، بعنوان هسته اصلی مدرسه تأثیرات مخربی برجای می گذارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی چالش های رهبری آموزشی بینشمند در سازمان های آموزشی بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع کیفی بود. میدان تحقیق در این پژوهش 15 نفر از مدیران مدارس در شهرستان سنندج بودند. در خلال گردآوری داده ها از راهبرد نمونه گیری هدفمند برای انتخاب مطّلعین یا دروازه بانان تحقیق استفاده شد. داده های تحقیق به روش داده بنیاد و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق جمع گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فرآیند کدگذاری راهبرد نظریه داده بنیاد یعنی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش منجر به شناسایی و تأیید 3 مقوله اصلی چشم انداز گرایی، ساختار متمرکز و چالش پذیر بودن و 14 کد محوری تفکر استراتژیکی، رابطه مداری، پویایی رهبری بینشمند، الهام بخشی، خردمندی، عدم انعطاف پذیری، تضاد فرهنگی، مقاومت در برابر تغییر، منفعل بودن سازمان، انتقاد پذیر بودن، برخورداری از دانش و فناوری، نفوذ در کارکنان سازمان، قدرت تشخیص و حرفه گرایی و 160 کد باز گردید و هم چنین نتایج نشان داد که الگوی استخراج شده از اعتبار درونی بالایی بررخوردار می باشد. بحث و نتیجه گیری: ارائه یک مدل کاربردی برای شناسایی چالش های رهبری آموزشی بینشمند در مدارس ضروری است تا ضمن توجه جدی به چالش های رهبری بینشمند در مدارس و تلاش برای رفع آن ها، مدارس به سازمان های به معنی واقعی یادگیرنده، یاددهنده تبدیل بشوند.
ارائه و اعتبارسنجی الگوی شایستگی های مدیران درآموزش وپرورش گیلان با رویکرد ارزش آفرینی منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش آفرینی منابع انسانی شرط لازم برای موفقیت در دستیابی به اهداف آموزش و پرورش است و شایستگی های مدیران عنصر زیربنایی آن است. نظر به اهمیت موضوع در این مطالعه به ارائه و اعتبارسنجی الگوی شایستگی های مدیران در آموزش و پرورش با رویکرد ارزش آفرینی منابع انسانی پرداخته شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف یک مطالعه کاربردی-توسعه ای است و از منظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایشی مقطعی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی شده است. همچنین برای اعتبارسنجی پرسشنامه از روایی محتوایی و روایی همگرا بهره گرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش گیلان بوده و با فرمول کوکران 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. در گام نخست با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری الگوی اولیه ای طراحی گردید. برای اعتبارسنجی و ارائه الگوی نهایی از روش مدل معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شده است. نتایج نشان داده است متغیرهای ساختارسازمانی و شایستگیهای استراتژیک مدیران قدرت نفوذ بالایی داشته و تاثیرپذیری کمی دارند و متغیرهای مستقل می باشند. متغیرهای مدیریت دانش، فرهنگ سازی، سیاست گذاری و خط مشی و رهبری و مدیریت نیز قدرت نفوذ و میزان وابستگی بالایی دارد بنابراین متغیر پیوندی هستند. متغیرهای ارزش آفرینی منابع انسانی، مدیریت عملکرد و آموزش و توانمندسازی نیز از وابستگی بالا اما نفوذ اندکی برخوردار است بنابراین متغیرهای وابسته محسوب میشوند.