فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی بهینه برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان مبتنی بر مهارت-های آموزشی معلمان بر اساس الگوی اکر برای دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی بود. در این پژوهش روش تحلیل محتوای کیفی بود و نمونه هدفمند مورد نظر جهت گردآوری داده ها عبارت از 14 دانشجوی ترم اول، 14 دانشجوی ترم آخر دانشگاه فرهنگیان، 6 سرگروه آموزشی استان، 4 معلم نمونه استانی و 6 استاد دانشگاه فرهنگیان بود. داده های به دست آمده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با روش کدگذاری قیاسی تجزیه و تحلیل شد. یافته-های پژوهش نشان داد ویژگی عنصر منطق(توجه به مهارت های حل مساله، مهارت های زندگی ، تعامل اثربخش با هم نوعان و مهارت های خاص معلمی)، ویژگی عنصر هدف (جامعیت، کاربردی بودن، عینیت داشتن و معلمی ایرانی اسلامی، پژوهشگر، مانوس با فناوری و صاحب دانش تخصصی)، ویژگی عنصر محتوا (به روز، جامع، تلفیقی بودن، سودمند، انعطاف پذیر و قابل انتقال بودن، تناسب با منطق و اهداف و توجه به فرهنگ و شرایط)، ویژگی عنصر فعالیت های یادگیری(فعال بودن دانشجو، انجام کارگروهی، انجام تکرار و تمرین و کار عملی، توجه به همه حواس دانش آموزان، تسهیل گری در پیوند نظر و عمل)، ویژگی-عنصر معلم(توجه به کاربرد زبان بدن، شناخت و بکاربردن روش های فعال تدریس، شناخت مخاطبین، کاربرد فناوری ها در تدریس، برنامه ریز، توانمند در مهارت های زندگی و برقراری ارتباط)، ویژگی عنصر منابع(دردسترس بودن منابع، قابلیت اجرا با ساده ترین منابع، هماهنگی با ساختار فیزیکی و تطابق با برنامه های درسی دیگر)، ویژگی عنصر گروه بندی(در نظر گرفتن فرصت کارگروهی، رعایت تفاوت فردی و فراهم کردن فرصت های تعاملی)، ویژگی عنصر مکان(انعطاف پذیری و منحصر نشدن به محیط خاص)، ویژگی عنصر زمان(استفاده از هر زمانی برای آموزش، توجه به مناسبات فرهنگی و نقسیم بندی مناسب زمان) و در خصوص عنصر ارزشیابی می توان به ویژگی های توجه به انواع ارزشیابی ها، در نظر گرفتن اهداف برنامه در ارزشیابی، ارزشیابی مشارکتی و ارائه بازخورد مناسب اشاره کرد.
بررسی نقش میانجی فضائل و توانمندی های شخصیت در رابطه بین جنسیت و هیجان های مثبت و منفی معلمان ابتدایی در کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
123 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف بررسی نقش میانجی فضائل و توانمندی های شخصیت در رابطه بین جنسیت و هیجان های مثبت و منقی معلمان ابتدایی در کلاس درس انجام شد. پژوهش حاضر یک پژوهش بنیادی بود؛ که در دسته تحقیقات توصیفی و به طور دقیق تر همبستگی از نوع معادلات ساختاری جای می گیرد. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 شهرستان اشکذر به تعداد 207 نفر بود؛ که با استفاده از روش تمام شماری تمامی معلمان در پژوهش شرکت کردند. جهت گردآوری داده ها ی پژوهش از پرسشنامه فضائل و توانمندی های شخصیت پیترسون و سلیگمن (2004)، و پرسشنامه هیجان پذیری در تدریس ویلاویسنسیو (2010)، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان دادند که جنسیت به طور مثبت و معنادار (55/0 = β) توانمندی ها و فضائل شخصیت را پیش بینی می کند. فضائل و توانمندی های شخصیت نیز به طور مثبت و معنادار (32/0 = β) هیجانات مثبت تدریس و به صورت منفی و معنادار هیجانات منفی تدریس (42/0- = β) را پیش بینی می کند. بررسی شاخص های برازش مدل نیز نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تقویت فضائل و توانمندی های شخصیت معلمان ابتدایی می توان تا حدودی تجربه هیجانات مثبت تدریس را در آنان افزایش و تجربه هیجانات منفی را کاهش داد.
تحلیل رابطه لذت تحصیلی و اشتیاق شغلی با استقلال شغلی و اعتماد سازمانی با میانجیگری ارزشیابی عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
33 - 48
حوزههای تخصصی:
رشدوتوسعه هر کشوری در گرو سیستم آموزش و پرورش آن است و در این میان معلمان عامل بسیار تأثیر گداردر پییشرفت آن نظام می باشند این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی بوده و از نظرجمع آوری اطلاعات، از نوع همبستگی می باشد. در تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شده است.جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه دوره دوم نظری شهر ارومیه بودکه از بین آنها 306 نفر به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای نسبی با بهره گیری از جدول مورگان انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ارزشیابی عملکرد معلمان (پورحیدر و همکاران ، 1398)، پرسشنامه استقلال شغلی(فریدمن،1999)، پرسشنامه اشتیاق شغلی(شوفلی و بیکر،2003)، اعتماد سازمانی (اسکات و رادر،2003) و لذت تحصیلی( پکران،2005) بود. برای تعیین روایی ابزارها از تحلیل عاملی تأییدی، محتوایی و اکتشافی بهره گرفته شده که همگی ابزارها مورد تأیید واقع شدند. پایایی آنها به روش آلفای کرونباخ محاسبه شده است. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش برخوردار بوده و نقش ارزشیابی عملکرد معلم به عنوان میانجی در رابطه لذت تحصیلی و اشتیاق شغلی با استقلال شغلی و اعتماد سازمانی تأیید شد. برای ایجاد لذت تحصیلی در دانش آموزان و اشتیاق شغلی در معلمان می توان ضمن ارزشیابی صحیح و دقیق عملکرد معلمان استقلال شغلی آنان را توسعه بخشید و جوی حاکی از اعتماد را در مدرسه ایجاد کرد
Predicting job performance based on decision-making styles and coping styles in Boukan elementary teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی عملکرد شغلی بر اساس سبک های تصمیم گیری و سبک های مقابله ای در معلمان مقطع ابتدایی شهرستان بوکان انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان بوکان در سال تحصیلی 98-1397 (840) تشکیل می دادند. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و 265 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها بر اساس سه پرسشنامه پترسون (1989)، عملکرد شغلی، سبک های تصمیم گیری عمومی اسکات و بروس (1995) و سبک های مقابله ای راجر و همکاران جمع آوری شد. (1993) با ضریب آلفای کرونباخ 0.89، برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها به ترتیب از آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره) و نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین عملکرد شغلی با سبک های تصمیم گیری منطقی و شهودی، بین عملکرد شغلی با سبک های اجتنابی و آنی و بین سبک تصمیم گیری وابسته و عملکرد شغلی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین عملکرد شغلی و سبک های مقابله ای عقلانی، عاطفی و اجتنابی به ترتیب رابطه مثبت و معنی دار، منفی و معنادار و بدون رابطه وجود داشت. همچنین یافته ها نشان داد که منطقی، شهودی، اجتنابی،
رابطه بین سبک رهبری و آوای سازمانی با میانجیگری چابکی سازمانی در کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه وهدف : هدف از اجرای این پژوهش ، بررسی رابطه سبک رهبری و آوای سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران بوده است.
روش شناسی : روش پژوهش حاضر از نظر اهداف کاربردی، از نظر داده ها کمی ، از نظر ماهیت ونوع مطالعه، همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را، همه کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران درسال 1397 تشکیل داده است.جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از 186 نفر از کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 127 نفر از آنان با استفاده از جدول مورگان انتخاب گردیده است. ابزار سنجش پژوهش حاضربه ترتیب سه پرسشنامه "سبک رهبری"باس واولیو(2002) ،"آوای سازمانی" زهیرواردوقان(2011) و "چابکی سازمانی" ژانگ وشریفی(2000) بوده که ضریب آلفای کرونباخ آن ها به ترتیب 74/0، 88/0 و 82/0 به دست آمد و روایی صوری آن ها با استفاده از نظر متخصصان تایید شد.
یافته ها : تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه به شیوه توصیفی واستنباطی بوسیله نرم افزار SPSS ونیز تکنیک مدل معادلات ساختاری با استفاده ازنرم افزار LISREL نشان دادکه بین سبک رهبری وآوای سازمانی کارکنان با میانجی گری چابکی سازمانی رابطه معناداری وجودداشته، سبک رهبری از طریق چابکی سازمانی توانست زمینه ساز آوای سازمانی گردد، ونقش چابکی سازمانی بعنوان میانجی تائیدشد.
نتیجه گیری : نتایج نشان داد ، چابکی سازمانی صرفا برآوای نوع دوستانه اثر معنادار داشته ومیانجی بین سبک رهبری اقتضایی وتحولی با آوای نوع دوستانه بوده است. همچنین مدل مفهومی تحقیق از برازش مطلوبی برخوردار شده است.
برنامه درسی ارتباط ساز بستری نو در اقلیم آموزش عالی؛ اهداف و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
5 - 17
حوزههای تخصصی:
کارکرد آموزش در انتقال دانش و کارکرد پژوهش در تولید و گسترش دانش، آموزش عالی را در دستیابی به اهداف یاری می رسانند و برنامه درسی مهمترین عنصر تاثیرگذار بر این کارکردها به شمار می رود. از اینرو هدف این پژوهش تبیین اهداف و راهبردهای برنامه درسی ارتباط ساز به عنوان بستری نو در اقلیم آموزش عالی بوده است. طرح پژوهش از نوع کیفی و با روش داده بنیاد با جامعه آماری شامل متخصصان و صاحب نظران کلیدی برنامه درسی آموزش عالی دانشگاه های شهید بهشتی، علامه طباطبایی، امیرکبیر و الزهرا بوده که 13 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شده و در سال 1401 به اجرا در آمده است. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و سپس داده های جمع آوری شده با استفاده از رویکرد گلیزری و مقایسه مستمر در فرایند کدگذاری باز، انتخابی و نظری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج آن به ظهور اهداف و راهبردهای برنامه با 14 مقوله اصلی، 40 مقوله فرعی و110 مفهوم، پیرامون مقوله محوری با عنوان "پیوند آموزش و پژوهش" منجر شده است. یافته ها حاکی از آن است که اهداف برنامه درسی ارتباط ساز چشم اندازی خواهد بود تا این نوع از برنامه درسی با ایجاد پیوند بین آموزش و پژوهش و با عنایت به راهبردهای استخراج شده، در جهت نائل شدن به اهداف حرکت کند. نتیجه پژوهش نشان داد که ارتباط بین آموزش و پژوهش در برنامه درسی ارتباط ساز در نهایت به بالندگی دانشگاه، توسعه یافتگی کشور در ابعاد مختلف و تولید علم راه حل گرا منجر خواهد شد.
The Unspoken Side of Academic Textbooks on School Management(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
32 - 43
حوزههای تخصصی:
هر ساله کتاب های درسی دانشگاهی متعددی در زمینه مدیریت مدرسه در ایران منتشر می شود، اما تعداد کمی از آنها با استقبال خوب دانشگاهیان می شوند. که تا کنون 45 بار بازنشر است و «مبانی نظری و مبانی مدیریت آموزشی» که 25 بار باز شده است، از طریق قرائت علامت و تحلیل و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که روایت این دو کتاب بر پارادایم عقلانی است که مدارس را یکپارچه و هماهنگ می نگرد، اما از بازی قدرتی که همیشه همراه با تناقض و تنش بوده، غفلت می کند. زیرا برای حفظ لفاظی منطقی، کتاب های درسی بر اساس اصول تکیه و تنها برخی از نظریه ها در کتاب های منطقی مطرح شده اند که در مورد پویایی قدرت ساکت هستند. روایت علاق بند (نویسنده کتاب ها) همه چیز مربوط به «دینامیک قدرت» را ناگفته بگذارد. این روایت دو دسته از مخاطبان را به خود جذب می کند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی عدالتی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. روایت علاق بند (نویسنده کتاب ها) دارد همه چیز مربوط به «دینامیک قدرت» را ناگفته بگذارد. این روایت دو دسته از مخاطبان را به خود جذب می کند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی عدالتی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. روایت علاق بند (نویسنده کتاب ها) دارد همه چیز مربوط به «دینامیک قدرت» را ناگفته بگذارد. این روایت دو دسته از مخاطبان را به خود جذب می کند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی عدالتی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی انصافی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی انصافی عمل می کند. گروه دوم مربیان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس شناسایی کنند.
نگاشت مدل ساختاری تفسیری جهت استقرار فرهنگ سازمانی در سازمان آموزش وپرورش با استفاده از ISM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش طراحی مدل فرهنگ سازمانی در سازمان آموزش وپرورش بود که در یکی از نواحی مشهد انجام شده است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی و از لحاظ روابط، از نوع علت ومعلولی می باشد. برای تعیین حجم نمونه به روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند عمل شد که بر این اساس 10 نفر از خبرگان در امر پژوهش مشارکت نمودند. در بدو امر با مطالعه مبانی نظری و تأیید خبرگان 14 مؤلفه برای طراحی مدل شناسایی شد. به منظور تأیید روایی محتوای این مؤلفه ها از ضریب روایی نسبی محتوا (شاخص CVR) استفاده شد. در ادامه برای طراحی مدل از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد. نتایج نشان داد مؤلفه ها در هشت سطح قرار گرفتند. «ساختار سازمان» با قرار گرفتن در سطح آخر به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین مؤلفه و مؤلفه های «نتیجه گرایی» و «وفاداری» به عنوان تأثیرپذیرترین مؤلفه شناسایی شدند.
ارتباط عوامل بین فردی و سازمانی با تعالی سازمانی: نقش میانجی اخلاق حرفه ای، توانمندسازی روان شناختی و چابکی سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به دنبال بررسی رابطه عوامل بین فردی و سازمانی با تعالی سازمانی و آزمون نقش میانجی اخلاق حرفه ای، توانمندسازی روان شناختی و چابکی سازمان بود. این مطالعه، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی- همبستگی واز نظر نوع مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان حوزه ستادی آموزش وپرورش استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 19-2018 به تعداد 1250 نفر بود که از بین آن ها با بهره گیری از فرمول مورگان و به روش تصادفی طبقه ای تعداد 332 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده بود. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که شامل پرسشنامه های کار تیمی بردبار (2012) (α=0/86) ، مهارت های ارتباطی بین فردی ماتسون (1983) (α=0/93)، فرهنگ سازمانی اعرابی و رحیم زاده (2007) (α=0/95)، مدیریت مشارکتی چوپانی (2010)( α=0/94)، استقلال شغلی جانگ (1995)( α=0/85)، یادگیری سازمانی نیفه (2001) (α=0/94) ، اخلاق حرفه ای کادوزیر (2002) (α=0/81) ، توانمندسازی روان شناختی اسپریترز ومیشرا (1997) (α=0/90) ، چابکی سازمانی شریفی و ژانگ (1999) (α=0/94)وپرسشنامهتعالی سازمانی عسگری (2014) (α=0/97) می باشد که روایی ابزار با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی باآلفای کرونباخ تایید شد. تجزیه وتحلیل داده ها با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS و SPSS بود. نتایج پژوهش نشان داد اخلاق حرفه ای(17/0) ، توانمندسازی روان شناختی(20/0) و چابکی سازمان(15/0) بر تعالی سازمانی به صورت مثبت و مستقیم تاثیر دارد. همچنین تاثیر غیرمستقیم عوامل بین فردی(15/0) و عوامل سازمانی(17/0) بر تعالی سازمانی مثبت و معنی دار بود. اثر مستقیم عوامل بین فردی(43/0) و عوامل سازمانی(33/0) بر اخلاق حرفه ای مثبت و معنی داراست. اثر مستقیم عوامل بین فردی(29/0) و عوامل سازمانی(20/0) بر توانمندسازی روان شناختی مثبت و معنی داراست. اثر مستقیم عوامل سازمانی(47/0) بر چابکی سازمان مثبت معنی دار است اما عوامل بین فردی (11/0) اثر مستقیم معنی داری بر این متغیر ندارد. طبق شاخص های برازش مدل آزمون شده، مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است.
الگوی دانشگاه نسل چهارم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی دانشگاه نسل چهارم و ارتقای آن در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران بود. این پژوهش با هدف کاربردی و با رویکرد کیفی- موردی انجام یافت. جامعه پژوهشی شامل اساتید و صاحب نظران و مدیران شاخص دانشگاه آزاد اسلامی (مرتبط با واحد علوم و تحقیقات) بوده است که از میان آن ها 9 نفر به عنوان گروه کانونی و 15 نفر به عنوان خبرگان دانشگاهی به روش نمونه گیری نظری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پیمایش مستقیم و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته گردآوری شدند. روش تحلیل داده ها، تحلیل محتوا با استفاده از روش کدگذاری استراوس و کوربین در سه سطح باز، محوری و انتخابی بوده که در نرم افزار مکس کیو دا 2020 تحلیل شد. سپس مفاهیم در قالب شرایط علّی، پدیده محوری، راهبردها، شرایط زمینه ای، مداخله گر و پیامدها طبقه بندی به قالب مدل به هم مرتبط شدند. برای اعتبار سنجی (روایی و پایایی) نیز از گروه کانونی استفاده شد. نتایج نشان داد که واحد علوم و تحقیقات تهران با توجه به فاصله بین وضع موجود و مطلوب خود در برخی از شاخص های دانشگاه نسل چهارم نیاز به اقدامات خاصی از جمله توجه به تغییرات زمانه و الزام به نوآوری، همسویی با جهان، توجه به مسائل جامعه، ارتباط با صنعت، گسترش شرکت های دانش بنیان، التزام به برنامه تدوین شده و ... دارد تا بتواند برمبنای الگوی ارایه شده، خود را به دانشگاه نسل چهارم ارتقاء دهد.
Analyzing the Role Model of Principals in the Creation of the Hidden Curriculum of Secondary Schools: A Mixed-Method Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۴, Winter ۲۰۲۳
156 - 180
حوزههای تخصصی:
The main goal of this research was to analyze the role of schools' principals in the formation of the hidden curriculum of secondary schools in Tabriz. The research was carried out through mixed method research (qualitative and quantitative) of exploratory type. The research community was formed by academic experts and professors in the field of education, curriculum development, and public education and principals of successful schools. In the qualitative phase, the opinions of various experts were collected through the grounded theory method (by using semi-structured interview) and analyzed and classified through coding steps. Based on the theoretical saturation criterion, 17 participants were selected in a purposive way in the qualitative phase and in the quantitative phase 356 experts, school principals and educational assistants of schools. Data was collected by semi-structured interview and analyzed by structural equation method with smartpls4 software. As a result, 103 indicators, 24 components and 6 dimensions were obtained, which were presented in the form of a paradigm model. In the quantitative phase, a survey research method and a researcher-made questionnaire tool were used. Also, in the quantitative section, using the structural equation method, it was determined that among the obtained components, the effort participation component with a coefficient of (0.912) is the first priority and the rules and regulations component with a coefficient of (0.619) is the last priority. The main result and suggestion of the research is that more and special attention should be given to the components that were placed in the first priorities.
Design And Validation of Brain Compatible E-Learning Environment Model of School Student(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of the current research was to design and validate an electronic learning environment model based on educational neuroscience (knowledge of the mind, brain and education). The method of this mixed research was an exploratory design. First, various sources were examined and the components of the cognitive educational model were determined using the content analysis method. Then, using the Delphi method and the opinions of the judges, the components were finally approved. The statistical population in the content analysis section consisted of experts in the field of educational neuroscience, written and electronic documents and resources from domestic and foreign databases, and in the Delphi section, experts in the field of educational technology and distance learning. To search for and find all the articles related to e-learning based on neuroscience, a systematic review method was used to identify, review, evaluate and analyze the articles. This systematic review was carried out using the prism method.The selection of samples in both sections was purposeful and in the content analysis section there were 22 specialists and experts for interviews and in the Delphi section there were 15 specialists from different universities and institutions in Iran, the Netherlands and AmericThe analysis of the data obtained from the qualitative interview was also done using the inductive content analysis method and in the Delphi section using descriptive and inferential statistical methods. According to the content analysis, six categories of attention, Generation and communication, Emotion, Spacing learning, Individual-environmental factors and social factors were obtained. Also, 17 sub-components were extracted for the main classes. After analyzing the content and extracting the codes, the components and sub-components were presented in the form of a template. The results of internal validation based on experts' opinion have shown that the provided educational model has high internal validity and has the necessary effectiveness for teaching fifth grade students
پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
46 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی هیجانی در نوجوانان شهر تهران در سال 1400-1401 انجام گرفت. این پژوهش ازنظر نوع هدف کاربردی و روش جمع آوری اطلاعات به صورت توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه 22 تهران به تعداد 90000 نفر بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بر اساس جدول مورگان تعداد 300 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، پرسشنامه ی وابستگی به شبکه های اجتماعی حقایق و همکاران (1396)، مقیاس تجدیدنظر شده الگوی ارتباطی خانواده (RFCP) Kothner and Fitzpatrick (2012) و پرسشنامه خود تمایزیافتگی Scowern and Friedland (1998) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج همبستگی نشان داد تمامی ضرایب همبستگی معنی دار می باشند (01/0>p). بر اساس نتایج به دست آمده همبستگی بین تمایزیافتگی با وابستگی به شبکه های اجتماعی در سطح آلفای ۰۱/۰ منفی معنی دار است. همبستگی بین جهت گیری همنوایی با وابستگی به شبکه های اجتماعی مثبت معنی دار و همبستگی بین جهت گیری گفت وشنود با وابستگی به شبکه های اجتماعی منفی معنی دار است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان وابستگی به شبکه های اجتماعی را با استفاده از متغیرهای پیش بین تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی تبیین نمود. نتایج این مطالعه می تواند به متخصصان آموزشی در بررسی مسائل نوجوانان کمک نماید.
رابطه سبک های تفکر و احساس کارآمدی با پذیرش تغییر سازمانی در مدیران مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 2 کرمان
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه سبک های تفکر و احساس کارآمدی با پذیرش تغییر سازمانی در مدیران مدارس ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه 2 کرمان بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی ناحیه 2 شهر کرمان به تعداد 192 نفر بود، با روش نمونه گیری تصادفی 124 نفر آن ها انتخاب شدند.ابزار گردآوری داده، سه پرسشنامه ی سبک های تفکر استرنبرگ- واگنر( 1991)، تعیین میزان کارآیی مدیران بنی هاشمی( 1377) و پذیرش تغییر سازمانی ساعتچی، کامکاری و عسکریان( 1389) بود. سنجش میزان پایایی با ضریب آلفای کرونباخ به تربیت 78/0، 92/0 و 87/0 برآورد گردید. داده های تحقیق پس از جمع آوری با نرم افزار SPSS و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضرایب چولگی و کشیدگی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شد. بر اساس یافته های تحقیق ضریب همبستگی پیرسون بین سبک های تفکر و پذیرش تغییر سازمانی در مدیران مدارس ابتدایی برابر با مقدار 132/0 حاصل شد که با توجه به سطح معناداری 144/0 میتوان نتیجه گرفت که همبستگی معنی دار وجود ندارد همچنین ضریب همبستگی پیرسون بین احساس کارآمدی و پذیرش تغییر سازمانی در مدیران مدارس ابتدایی برابر با مقدار 157/0 شد که با توجه به سطح معناداری 082/0 می توان نتیجه گرفت که همبستگی معنی دار وجود ندارد.
طراحی الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از اجرای این پژوهش، طراحی الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش بود.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و نوع داده، آمیخته و روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی بود. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش، جهت تعیین ابعاد و مولفه ها، در بخش کیفی، 20نفر از متخصصان دانشگاهی و خبرگان آموزشی، به روش نمونه گیری هدفمند، بر اساس اصل اشباع در نظر و در بخش کمی، 4115 نفر از مدیران و معاونان اداره کل و نواحی چهارگانه آموزش و پرورش و مدارس استان البرز را تشکیل دادند. حجم نمونه به کمک فرمول کوکران، تعداد 351 نفر، از روش نمونه گیری تصادفی ساده ،انتخاب شدند.ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای اسناد و در بخش کمی، دو پرسشنامه محقق ساخته، به ترتیب93و26گویه است که روایی آنان با تایید خبرگان دانشگاهی، متخصصان مدیریت آموزشی و تحلیل عاملی تائیدی انجام شد و پایایی آنان با استفاده از آلفای کرونباخ، برای ابعاد و مولفه ها، 984/0و برای تعیین میزان تناسب و اعتبارسنجی الگو، 999/0تعیین گردید.تحلیل داده ها، برای تعیین و اولویت بندی ابعاد و مولفه ها، با استفاده از معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، تحلیل عاملی تاییدیمرتبه دوم وبرای تعیین میزان تناسب الگو، از روایی محتوا(شاخص و نسبت روایی محتوایی) و برای رسیدن به الگوی پژوهشی، از دو نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش، دارای 5بعد(ویژگی های شخصیتی، دانش های مدیریتی، رهبری، مدیریت منابع انسانی، مهارت و توانایی تفکر و اندیشه فلسفی) و 93 مولفه بود. نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی به لحاظ نظری، از اعتبار کیفی و کمی لازم، برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوب و مبنایی، برای توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش کشور، مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی رابطه تسهیم دانش و نوآوری فردی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبائی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه تسهیم دانش و نوآوری فردی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبائی بود. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشکده های علوم تربیتی، روانشناسی، مدیریت و حسابداری در پردیس های 1 و 2، به تعداد 3977 نفر، حجم نمونه 153 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در این پژوهش پرسشنامه تسهیم دانش، نوراد صدیق(1388)، پرسشنامه نوآوری فردی مومنی نورآبادی(1382) بر روی گروه نمونه اجرا شد پایایی هر دو پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ به ترتیب 71/0 و 81/0 محاسبه شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون های رگرسیون چندگانه و آزمون t نشان داد که بین تسهیم دانش و نوآوری فردی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بر اساس آزمون رگرسیون چندگانه با شیوه گام به گام مشخص گردید که تسهیم دانش قادر به پیش بینی نوآوری فردی است. بنابراین دانشگاه بایستی جوی را به وجود آورد که تبادل آشکار دانش و نوآوری در آن مورد تأکید قرار گیرد به گونه ای که دانشجویان تمایل بیشتری برای تبادل دانش نوین خود با یکدیگر و نیز کاربرد آن داشته باشند .
Modeling The Structural Relationship between Work Engagement, Job Motivational Potential, and Type of Organizational Structure in Bashagard Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
121 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش پیش بینی درگیری کاری معلمان بر اساس ساختار سازمانی با نقش میانجی پتانسیل انگیزشی شغلی در مدارس بشاگرد بود. جامعه پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس بشاگرد (322) بود. 175 نفر از معلمان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش و بررسی های تحقیق را تکمیل و برند. ابزار تحقیق شامل انواع ساختار سازمانی ترک زاده و محترم (2013)، نتیجه بالقوه انگیزش شغلی واگنر (1996) و درگیری کاری شاوفلی و باکرز (2003) بود که پس از ارزیابی پایایی و روایی آن را توزیع و جمع آوری کرد. نتایج نشان داد که ساختار سازمانی توانمندساز با نقش میانجی پتانسیل انگیزشی شغلی پیش بینی کننده مثبت و معنادار درگیری شغلی معلمان است. ولی، ساختار سازمانی مانع، پتان انگیزشی شغلی و درگیری کاری معلمان را پیش بینی نمی کند. علاوه بر این، از نظر معلمان، نوع ساختار غالب در مدارس بشاگرد مانع است. همچنین پتانسیل انگیزشی شغلی و درگیری کاری مدارس بشاگرد در حد متوسط است. این پژوهش به سیستم های آموزشی آموزشی می کند تا با بهبود ساختار سازمانی توانمند در مدارس و نتایج در نتیجه ایجاد بسترهای انگیزشی بیشتر در بین آنها، زمینه توسعه کار معلمان را فراهم کند. در نتیجه بهبود عملکرد مدارس در سطح کلان مطرح می شود. نوع ساختار غالب در مدارس بشاگرد مانع است. همچنین پتانسیل انگیزشی شغلی و درگیری کاری مدارس بشاگرد در حد متوسط است. این پژوهش به سیستم های آموزشی آموزشی کمک می کند تا با بهبود ساختار سازمانی توانمند در مدارس و نتایج در نتیجه ایجاد بسترهای انگیزشی بیشتر در بین آنها، زمینه توسعه کار معلمان را فراهم کنند. در نتیجه بهبود عملکرد مدارس در سطح کلان مطرح می شود. نوع ساختار غالب در مدارس بشاگرد مانع است. همچنین پتانسیل انگیزشی شغلی و درگیری کاری مدارس بشاگرد در حد متوسط است. نتایج این پژوهش به مدیران نظام آموزشی کمک می کند تا با بهبود ساختار سازمانی توانمند در مدارس و در نتیجه ایجاد بسترهای انگیزشی بیشتر در بین آنها، زمینه توسعه مشارکت کاری معلمان را فراهم کنند. در نتیجه بهبود عملکرد مدارس در سطح کلان مطرح می شود. زمینه را برای توسعه مشارکت کاری معلمان فراهم می کند. در نتیجه بهبود عملکرد مدارس در سطح کلان مطرح می شود. زمینه را برای توسعه مشارکت کاری معلمان ارائه می کند. در نتیجه بهبود عملکرد مدارس در سطح کلان مطرح می شود.
چرا نوکیش!
حوزههای تخصصی:
ترجمه و برگردان فارسی کتاب « رِنگیِد لیدر شیپ»، در ابتدا رهبری مرتد و از دین برگشته تداعی می نماید! که در ادبیات و فرهنگ ما نامانوس و نپذیرفتنی است. البته در بطن و محتوای کتاب، به مفهوم ساختار شکنی و کنار گذاشتن قالب های کهنه و از رده خارج و ترویج و اشاعه خلاقیت و نوآوری در رهبری مدارس متناسب با عصر جدید (عصردیجیتال و دگرگونی های معاصر ) است. بنابراین انتخاب نامی که بتواند هم جذاب و هم متناسب باشد و هم بتواند یک نوع آشنازدایی را با خود به همراه داشته باشد دشوار می نمود و ذهن ما را روزها به خود مشغول کرد تا سرانجام طی مشورت با متخصصان ذیربط، نام «رهبری نوکیش» برای آن انتخاب شد. هدف از «رهبری نوکیش»، بهره برداری رهبران مدارس از پتانسیل و قابلیت فناوری و فضای دیجیتال در تربیت و یادگیری است. رهبری نوکیش تابع «قوانین نوکیشانه» است. توجه به این قوانین به ما کمک می کند تا هر کاری را که به مثابه یک رهبر آموزشی انجام می دهیم، (از جمله برنامه ریزی، تصمیم گیری، ایجاد ارتباط، آمادگی در جلسات، تدریس، بودجه بندی و تسهیل تجربه های یادگیری حرفه ای و...) موثر و کارامد باشد. پیشرفت هایی که در فناوری های آموزشی در عصر دیجیتال حاصل شده است، اراده ما را برای خدمت مناسب تر و پاسخگوتر به دانش آموزان تقویت کرده و ما را تشویق به تعهد دوباره برای انجام کارهای مهم در داخل مدارس می کند. کامل این اثر مفید را می توانید با مطالعه کتاب رهبری نوکیش دنبال کنید. این نوشته روایتی از فرایند و چگونگی کشف و کسب یک کتاب تا خلق یک اثر ترجمه ای وفادار به همه حقوق معنوی مولف است، که امیدوارم برای همه ما در استفاده از آثار دیگران، درس آموز باشد.
طراحی الگوی آموزش شهروند جهانی براساس مؤلفه های سرمایه فرهنگی و هویت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر به منظور ارائه مدلی جامع برای الگوی آموزش شهروند جهانی براساس مؤلفه های سرمایه فرهنگی و هویت ملی انجام پذیرفت.
روش شناسی: روش تحقیق آمیخته (کمی کیفی) است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی متخصصان آموزش عالی فعال در دانشگاه های دولتی و غیردولتی استان هرمزگان و از روش نمونه گیری هدفمند با بهره گیری از فن گلوله برفی و به کارگیری معیار اشباع نظری در مصاحبه های نیمه ساختریافته از 14 نفر استفاده شد و جامعه آماری در بخش کمی پژوهش را کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد استان هرمزگان به تعداد 185 نفر به کمک جدول مورگان از هریک از جوامع آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردید. آزمون های آماری آزمون های استنباطی روش تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین اعتبار و تناسب مدل طراحی شده از شاخص های روایی همگرا و واگرا و پایایی ترکیبی (CR) و آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری smart-pls استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که مؤلفه های هویت ملی سرمایه فرهنگی برای آموزش شهروند جهانی از برازش مناسبی برخوردارند و در پایان نیز بر مبنای یافته ها و نتایج به دست آمده، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه ارائه شده است.
Pedagogically Centered Leadership in Primary Schools: An Application of Descriptive Phenomenology(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۴, Winter ۲۰۲۳
76 - 108
حوزههای تخصصی:
This research mainly aimed to identify the indicators of pedagogically-centered leadership in Sanandaj primary schools, which was conducted using a qualitative research approach and a descriptive phenomenology strategy. The two main questions raised in the research were as follows. According to the mentalities and experiences of the participants, what are the meanings and indicators of pedagogically-centered leadership in Iranian elementary schools? What characteristics can make pedagogically-centered leaders separate and unique leader from other educational leaders? The current research is developmental-applied in terms of purpose and qualitative in terms of approach, which was conducted using a descriptive phenomenology strategy. To collect data, 18 primary school principals were selected by purposive sampling and interviewed through three-stage phenomenological interview protocols. Their perspectives and experiences were investigated during the interviews. After conducting the interviews, the data were first manually analyzed, and then by MAXqda 2020 software, based on three-stage thematic analysis (basic, organizing, and global) of Attride-Stirling, analyzed. As the result of data analysis, 90 initial codes, 42 basic themes, 18 organizing themes, and finally, 8 global themes were specified. Also, four distinctive characteristics were identified as unique features of a pedagogically-centered leader: participation-seeker, activist of social justice and equal opportunities, valuing subcultures, and leader of leaders. Findings implicitly indicated that the implementation of this style of leadership in schools requires major changes in the mental paradigms of school community members. These changes include changing the paradigm of playing fixed roles to flexible ones, changing the paradigm of management to leadership, changing the paradigm of bureaucracy to specialization, changing the paradigm of teaching-centered to learning-centered, changing the paradigm of parental participation to parental involvement, and changing the paradigm of knowledge transfer to knowledge creation in students