فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۳
125 - 144
حوزههای تخصصی:
الگوهای فرهنگی می توانند صراحتاً در زبان و آموزش زبان بیان شوند. محتوای آموزشی زبان انگلیسی امروزه به ابزاری فرهنگی مبدل گشته است که آموزش پنهانی را به همراه دارد. این مقاله با هدف واکاوی فرهنگ و هویت ایرانی- اسلامی، فرهنگ مقصد و فرهنگ بین الملل کتاب زبان انگلیسی پایه نهم متوسطه اول را بر اساس مدل براون (2012)، لی (2009) و زیر مقوله های فرهنگی، طرح پیشنهادی داوری اردکانی (1386) بررسی می نماید. روش تحقیق، متن بنیاد، غیرآزمایشی و توصیفی است که بر اساس تحلیل محتوی صورت می پذیرد. نمونه آماری تحقیق کتاب زبان انگلیسی پایه نهم متوسطه اول (prospect3) همراه با کتاب کار مربوطه، چاپ 1394 (چاپ اول) است. واحدهای تحلیل شامل واژگان، تصاویر و متون خواندنی، شنیدنی هستند. نتایج تحلیل محتوی نشان می دهد که برآیند مقولات واژگانی، تصویری و متنی شامل 427 مورد فرهنگی است که 315 مورد معادل 73.77% دربردارنده فرهنگ و هویت ایرانی- اسلامی است.
طراحی و اعتباریابی ملاک ها و شاخص های ارزیابی کیفیت برنامه درسی مدارس متوسطه کشور: یک مطالعه موردی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
107 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مهمترین و اساسی ترین ملاک ها و شاخص های ارزیابی برنامه درسی مدارس گرداوری و توسط کارشناسان و متخصصین اعتبارسنجی بررسی گردید. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، 300 نفر از کارشناسان آموزش و پرورش و متخصصین ارزیابی کیفیت دانشگاه می باشد. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه داده ها از آماری توصیفی و تحلیل داده ها از آزمون (t) تک نمونه ای صورت گرفته. یافته های حاکی از آن است که همه ملاک ها و شاخص ها در سطح مطلوبیت خوبی ارزیابی شده، محاسبه آزمون (t) در مورد هر یک از ملاک ها و شاخص ها با درجه آزادی مشخص (299)، چون سطح معنی داری مشاهده شده (0.000=sig) مقدار کمتر از میزان خطای مجاز (05/0) شده، پس ملاک ها و شاخص های مهم و قابل قبول در جریان ارزیابی برنامه درسی مدارس کشور می باشد.
شناسایی و رتبه بندی مولفه های اساسی برنامه درسیِ دانشجو از نگاه متخصصان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه تهران
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر معرفی برنامه درسی جدیدی به نام برنامه درسی دانشجو می باشد. این مطالعه از حیث نوع بنیادی از حیث رویکرد توصیفی_تحلیلی و از نوع طرح های آمیخته اکتشافی است. ابزار در بخش کیفی مصاحبه بازپاسخ و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه در بخش کیفی هشت نفر از صاحبنظران تعلیم و تربیت و در بخش کمی 100 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش سیستماتیک در تئوری داده بنیاد و در بخش کمی از آزمون فریدمن استفاده شد. در مجموع چهار مولفه محوری از مصاحبه های انجام گرفته بدست آمدند: ویژگی های برنامه درسی دانشجو؛ عناصر اصلی آن شامل دانشجو، استاد و سازمان؛ گام های موثر در شکل گیری؛ و موانع و چالش های شکل گیری این برنامه درسی. کد گزینشی بدست آمده عبارتست از: عناصر اصلی این برنامه درسی. همچنین رتبه بندی مولفه های مربوط به دانشجو به ترتیب نزولی عبارتند از: مولفه های روان شناختی و انگیزشی، فراشناختی، اجتماعی و مهارتی. نتایج نهاییِ بدست آمده وجه متمایز کننده این برنامه درسی را نقش آفرینیِ فعال دانشجو در جهت گیری و هدفگذاری مستمر برای خود دانسته که در این مسیر از دو عنصر اصلی دیگر یعنی استاد و دانشگاه استفاده لازم را می برد. در تعریفی مقدماتی برنامه درسی دانشجو فرآیند منظم و هدفمندِ تصمیم گیری، هدفگذاری و آینده نگریِ دغدغه مند دانشجوست که در آن از ویژگی های اساتید برتر و دانشگاه ها استفاده می کند و عنصر کیفیت در همه عناصر اصلی و جزئی آن شرطی اساسی می باشد. این برنامه درسی با فارغ التحصیل شدن دانشجو و خروج او از دانشگاه پایان نمی پذیرد بلکه ادامه داشته و با تثبیت آن در فرد، به نوعی یادگیری خود-راهبر و هدفدار تبدیل می شود.
ارتباط دانش نظری و عملی معلمان در پارادایم های اجرای برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط میان دانش نظری و عملی معلمان در هر یک از پارادایم های اجرای برنامه درسی است. بر مبنای سه نوع پارادایم حوزه مطالعاتی برنامه درسی که با مطمح نظر قرار دادن نسبت میان نظریه و عمل شکل گرفته است، به بیان سه نوع رابطه میان دانش نظری و دانش عملی مورد نیاز معلمان در تدریس پرداخته شده است. این سه نوع رابطه، در دل سه پارادایم برای اجرای برنامه درسی، مورد بحث قرار گرفته اند. این سه پارادایم با ترکیبی از عناوین پارادایم های حوزه مطالعات برنامه-درسی و اجرای برنامه درسی، فنی- وفادارنه، فکورانه- انطباقی و انتقادی- برآمدنی نام گذاری می شوند. هر یک از این سه رابطه، پیامدهای متفاوتی را نیز برای شکل گیری برنامه های درسی رشد و توسعه حرفه ای معلمان در بردارد. در پارادایم فنی- وفادارنه، برنامه-های رشد حرفه ای بر انتقال دانش نظری و مهارت آموزی در فنون هر چه اثر بخش تر تدریس تأکید دارد. این برنامه ها در پارادایم فکورانه- انطباقی ضمن توجه به انتقال دانش نظری بروز، رشد و پرورش تأمل عملی معلمان را مطمح نظر قرار می گیرد. برنامه های رشد حرفه ای در پارادایم انتقادی- برآمدنی نیز شکلی از پژوهش فردی یا گروهی، به خود می گیرد.
تبیین رویکرد پدیدارشناسی در برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر نوع نظام تربیتی که با انسان رابطه دارد، نیازمند نوعی نظریه تربیتی است و بدون آن، تعلیم و تربیت بی پایه و اساس خواهد بود. پدیدارشناسی به عنوان یک دیدگاه فلسفی که در قرن بیستم ظهور کرده است، به جهان و انسان به شیوه ای متفاوت نگاه می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه و کاربرد پدیدارشناسی در تعلیم و تربیت و برنامه درسی است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی و باهدف تبیین و روشنگری مفاهیم و ایده های کاربردی آن در حوزه برنامه درسی صورت گرفته است. از مهمترین نقاط قوت پدیدار شناسی این است که به استقبال تغییر ، کثرت و نواندیشی در همه ابعاد برنامه درسی می رود و در خصوص هرگونه استانداردسازی روش های تعلیم و تربیت در حیطه های مختلف برنامه درسی شامل اهداف ، شرایط و محتوا ها، روشهای آموزشی و ارزشیابی هشدار جدی می دهد. در واقع پدیدارشناسی با اتخاذ روشهای منحصر به فرد این امکان را فراهم می آورد که از طریق ارتباط نزدیک تر و ملموس تر با پدیده های تربیتی، اقدامات مؤثرتری را برای بهبود مجموعه روابط تربیتی در نظامهای آموزشی انجام دهد.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی بود. در این پژوهش، روش های تحلیل محتوای کیفی، روش اسنادی و روش توصیفی-استنتاجی مورد استفاده قرارگرفت. نمونه مورد نظر جهت گردآوری داده ها عبارت از 9 متخصص رشته برنامه درسی و 45 منبع در رابطه با برنامه درسی مبتنی بر شایستگی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. فنون گردآوری داده ها عبارت از مصاحبه نیمه ساختاریافته فردی با متخصصان و تحلیل کیفی متون بود. داده های بدست آمده از مصاحبه ها و منابع متنی با روش کدگذار قیاسی تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش، ویژگی های عناصر برنامه درسی مبتنی بر شایستگی را به ترتیب برای هدف، محتوا و فعالیت های یادگیری، روش و ارزشیابی بدست داد و الگوی اولیه برنامه درسی مبتنی بر شایستگی طراحی شد. همچنین فرایند، مراحل و چگونگی ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، منتج از پژوهش های پیشین در رابطه با موضوع بود. الگوی مذکور پس از اعتباریابی توسط متخصصان و صاحب نظران و اعمال تعدیل ها، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی مورد استفاده قرار گیرد.
برنامه درسی و تفکر انتقادی: مطالعه تجارب دانشجویان کارشناسی ارشد
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
127 - 165
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تجارب دانشجویان کارشناسی ارشد در ارتباط با مفهوم تفکر انتقادی در برنامه درسی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و روش پژوهش پدیدارنگاری است. جهت جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش 15 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه کردستان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و فرایند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده های بدست آمده از این مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و منتخب تجزیه و تحلیل شدند و ضمن ترسیم افق های درونی و بیرونی، در نهایت فضای نتیجه تحقیق حاصل گردید. نتایج بیانگر پنج طبقه توصیفی است که عبارتند از: ماهیت تفکر انتقادی، فرایند یاددهی- یادگیری تفکر انتقادی، خصوصیات آموزش دهنده و آموزش گیرنده تفکر انتقادی، نتایج استفاده از آموزش تفکر انتقادی و عناصر لازم در برنامه درسی، آموزش تفکر انتقادی. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که با فراهم آوردن زمینه های لازم مانند غیر متمرکز کردن ساختار آموزشی و توجه به رشد شناختی فراگیران؛ فراهم نمودن زمینه برای رشد گونه های آموزش یادگیرنده محور و مساله محور می توان تفکر انتقادی را آموزش داد. در این فرایند لازمه ی یک استاد (مدرس) ویژگی های مانند، انتقاد پذیر بودن، احترام گذاشتن به نظر دانشجو و سعه صدر، و ویژگی های یک دانشجو(یادگیرنده)، کنجکاوی و پرسشگری است که با ایجاد یک جوی توأم با همکاری و همدلی می توان تفکر انتقادی را در فراگیران بوجود آورد.
تحلیل موانع هوشمندسازی مدارس در مرحله اجرا بر اساس نظریه های نوآوری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۲
153 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل موانع توسعه مدارس هوشمند دوره اول متوسطه شهرستان صحنه با توجه به ویژگی های اجرای نوآوری آموزشی بود. هوشمندسازی برنامه نوآورانه آموزشی است که در راستای تلفیق فاوا با برنامه درسی مدارس صورت می گیرد. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن از نوع پدیدار شناسی است. مشارکت کنندگان آن آگاهان کلیدی شامل دبیر، مدیر و معاونین فناوری هستند که بر اساس نمونه گیری هدفمند 21 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و مبنای کفایت نمونه اشباع نظری بود. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از روش پنج مرحله ای اسمیت تحلیل شدند. جهت اطمینان از صحت داده ها از معیارهای موثق بودن، تأیید پذیری، قابلیت اعتماد و انتقال پذیری استفاده گردید. یافته ها نشان داد؛ اجرای برنامه هوشمندسازی مدارس در شهرستان صحنه با موانعی مانند ضعف دانش دبیران، عدم باور به استفاده سازنده گرایانه از رایانه، ضعف مهارت و خودکارآمدی در کاربرد فناوری ها، مقاومت معلمان و مدیران در برابر نوآوری، نارسایی در پشتیبانی های فنی و آموزشی، عدم انطباق ساختارهای آموزشی با تلفیق فناوری ها، عدم استفاده از ظرفیت های اولیاء ، ضعف فرهنگ استفاده از فناوری و مدیریت غیرپاسخگو روبروست.
چارچوبی برای طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی «کار و فناوری» (با تأکید بر دوره متوسطه اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۰
33 - 60
حوزههای تخصصی:
در بیشتر کشورها، در دوره آموزش عمومی، حوزه ای از یادگیری با هدف تربیت فناورانه تعریف شده است. این حوزه در گذشته از الگوی آموزش های حرفه ای و فنی پیروی می کرد. در دهه آخر قرن بیستم این الگو تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه به سمت آموزش فناوری نوین تغییر جهت داد. با توجه به تأکید بر تربیت فناورانه در سند چشم انداز بیست ساله، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی، این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی برای برنامه ریزی درسی در درس کار و فناوری، به تحلیل اسناد، ادبیات پژوهشی و منابع برنامه های درسی آموزش فناوری در سطح جهانی پرداخته است. نتیجه این بررسی نشان دهنده توجه به سواد فناوری برای زندگی در قرن بیست و یکم به عنوان چشم انداز است که ایجاد درک فناورانه، توانایی استفاده و ارزیابی فناوری هدف های اصلی آن محسوب می شود. برنامه درسی کار و فناوری می تواند شامل اهداف متنوعی در برنامه درسی مطابق با دیدگاه؛ دیسیپلینی، شایستگی – محور، فرایند شناختی، ارتباط شخصی بازسازگرایی باشد که در قالب «واحد» برای تدریس آماده می شود. در این چارچوب منبع محتوا از تحلیل های سیستمی به دست می آید و در بردارنده ابعاد سه گانه مفهوم جامع فناوری؛ دانش، فرایند و زمینه است. همچنین روش تدریس با طبیعت روش هایی که مهندسان و فناوران بکار می گیرند متناسب است و سنجش دانش آموزان نیز بازتابی از روش تدریس و ماهیت فناوری خواهد بود.
ارزشیابی کیفیت درونی برنامه درسی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت درونی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. در این راستا چهار عنصر اصلی برنامه درسی شامل (اهداف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی) مورد ارزشیابی قرار گرفته اند. روش مورد استفاده در این پژوهش روش ترکیبی (کیفی- کمی ) است، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و اساتید دروس عمومی در این دانشگاه ها می باشد. حجم نمونه شامل 20 نفر از اساتید و 384 نفر دانشجو که بر اساس مدل مورگان انتخاب شده اند، در تحلیل داده های تحقیق از روش تجزیه و تحلیل کیفی(تجزیه و تحلیل توصیفی)، روش آماری توصیفی شامل(میانگین،توزیع فروانی و انحراف استاندارد) ، آماراستنباطی از (آزمون t برای دو گروه مستقل) جهت مقایسه نظرات اساتید و دانشجویان مورد استفاده قرار گرفته است.یافته های پژوهش بیانگر نظر موافق اکثریت دانشجویان مورد مطالعه، نسبت به عناصر برنامه درسی دروس عمومی است، پاسخ های ابراز شده در پرسشنامه محقق ساخته، نشانگر آن است که وضعیت موجود دروس عمومی از لحاظ عناصری همچون اهداف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی موجود درسی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، در مورد عنصر هدف موجود دروس عمومی دیدگاه دانشجویان بر سطح متوسط و دیدگاه اساتید بر سطح مطلوب دلالت دارد.
تحلیل محتوای آموزشی علم و فناوری نانو 12-K در استرالیا و ایالات متحده آمریکا با تمرکز بر راهبردهای یاددهی- یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مطالعه راهبردهای یاددهی-یادگیری استخراج شده از متون آموزشی علم و فناوری نانو کشورهای پیشرو به منظور بررسی ارتباط نوع راهبرد با موضوع درس، دوره تحصیلی و همچنین مقایسه ی راهبردهای استخراج شده در نمونه های مورد بررسی بوده است. این پژوهش با روش ترکیبی طرح اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری این مطالعه، کلیه کشورهای پیشرو در زمینه آموزش علم و فناوری نانو در دوره تحصیلی 12-K بوده اند و نمونه ها (ایالات متحده ی آمریکا و استرالیا ) به روش غیر احتمالی- هدفمند انتخاب شدند. ابزار بکارگرفته شده نمون برگ های فیش برداری و جدول های تحلیل محتوا بوده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند راهبردهای یاددهی-یادگیری در نمونه های مورد بررسی از تنوع خوبی برخوردار بوده، به گونه ای که از بیست و چهار راهبرد متداول در آموزش علوم تجربی، در ایالات متحده آمریکا، نوزده و در استرالیا، بیست و یک راهبرد متفاوت از متون آموزشی علم و فناوری نانو استخراج گردیدند. نتایج نشان دادند که راهبردهای استخراج شده با موضوع درس و دوره تحصیلی ارتباط تنگاتنگی داشته اند به عنوان مثال در آموزشِ موضوع کاربرد علم و فناوری نانو، راهبردِ آزمایشگاه در آمریکا و راهبردِ چند رسانه ای در استرالیا بیشترین فراوانی را داشته است و همچنین در ایالات متحده ی آمریکا، راهبرد کشفی در دوره ابتدایی و راهبرد آزمایشگاه در دوره متوسطه بالاترین فراوانی را نشان داده اند. با نتیجه گیری از تحلیل مقایسه ای بین دو نمونه مورد مطالعه، مشخص گردید که علاوه بر موضوع درس و دوره تحصیلی، عواملی چون امکانات، الویت ها و سیاست گذاری های آموزشی نیز بر انتخاب راهبردهای یاددهی-یادگیری آموزش علم و فناوری نانو اثر گذار بوده اند.
تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه ها ی درسی مطابق با برنامه درسی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۰
143 - 170
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، سه مدل برای تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در برنامه های درسی ارائه می گردد که با توجه به نتایج حاصل از مطالعه تطبیقی، تحلیل متن سند برنامه درسی ملی ایران و مصاحبه با متخصصان حوزه های برنامه درسی و فناوری اطلاعات و ارتباطات، استخراج شده اند. دو مدل اول مبتنی بر مطالعات تطبیقی به عمل آمده از چهار کشور انگلستان، آلمان، مالزی و ترکیه می باشند که الگویی مشابه با مدل دانه تسبیحی فوگارتی از آن ها استخراج شده است. در این دو مدل ، نقش فاوا به عنوان ابزاری صرف به منظور تقویت و تسهیل فرآیند آموزش دیده شده است که از آن تحت عنوان کارکرد اول فاوا یاد می گردد. تفاوت دو مدل مذکور در این است که در اولی، فاوا به عنوان موضوعی مستقل در برنامه درسی دیده نشده، در حالی که در دومی فاوا به عنوان موضوعی مستقل در برنامه درسی جای داده شده است. مدل سوم با تمرکز و تأکید بر برنامه درسی ملی، طراحی شده است و تلفیقی از سه مدل دانه تسبیحی، تنیده و آشیانه ای فوگارتی است که در آن فاوا علاوه بر کارکرد اول، کارکرد دومی را نیز عهده دار است و این کارکرد در جهت ایجاد و توسعه شایستگی های پایه در پنج عنصر ذکر شده در برنامه درسی ملی (تعقل، ایمان، اخلاق، علم، و عمل) در چهار عرصه ی (خدا، خود، خلق، و خلقت) می باشد. به دلیل این که مدل سوم مبتنی بر الگوی هدف گذاری برنامه درسی ملی می باشد، به خوبی می تواند به عنوان مدلی کامل و مطلوب در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران پیاده سازی شود.
بازنگری تجربه بین المللی تلفیق در برنامه درسی دندانپزشکی (مبتنی بر نیازهای جامعه) و چگونگی کاربرد آن در ایران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
56 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی تجربیات تلفیق در برنامه درسی دوره دندانپزشکی عمومی در قرن بیست و یکم در دانشگاه های معتبر جهان و بهره گیری از آن برای بازنگری برنامه درسی در ایران است. روش پژوهش، کیفی از نوع تحقیق تاریخی است. ابتدا با مطالعات کتابخانه-ای و با تحلیل و تفسیر اطلاعات، انواع تلفیق در برنامه درسی دندانپزشکی برخی از دانشگاههای معتبر جهان بررسی وسپس تصویری از وضعیت ایران ارائه شد. در نهایت، راه های استفاده از تجربه جهانی برای بهسازی برنامه های درسی دوره دندانپزشکی ایران مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد دو نوع تلفیق در برنامه های درسی دوره دندانپزشکی طی دهه اول قرن بیست ویکم اعمال شده است: تلفیق افقی و تلفیق عمودی. به لحاظ تعداد، موارد اعمال تلفیق عمودی دارای تعداد بیشتری است. مزایای تلفیق در دوره طولانی شش-ساله دندانپزشکی، بسیار قابل توجه می باشد. این مزایا از نگاه آموزشی به سهولت یادگیری، استمرار یادداری، سرعت یادآوری و دقت بکارگیری مربوط هستند که هر یک از آنها برای بازنگری برنامه های درسی این رشته کافی می باشند. علاوه بر این،اینگونه دلایل تجربی به همراه فشار همسویی با برنامه های جهانی و پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و انطباق با شرایط بازار کار، سبب شده است بازنگری برنامه های درسی بر اساس معیارهای تلفیق، امری ضروری و ناگزیر جلوه کند
هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی : مطالعه پدیدارشناختی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
47 - 72
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر هویت حرفه ای را از منظر تجارب مشترک بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی در دانشگاه های کشور بررسی کرده است. هدف پژوهش، فراهم کردن فضائی برای شنیده شدن داستانهایی است که آنها از هویت حرفه ای شان درک و تجربه کرده اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی که مشغول تحصیل هستند و با رشته برنامه درسی آشنایی کامل دارند، می باشد. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از دانشکده های علوم تربیتی انتخاب شدند. به این منظور مصاحبه های نیمه سازمان یافته با 18 نفر از آنان انجام شد و جهت اطمینان از اعتبار، دقت و صحت داده ها ، ضمن بررسی و تایید سوالات مصاحبه توسط اساتید صاحب نظر، از روشهای مقایسه مکرر داده ها و معادل سازی تا اشباع داده ها استفاده شد. داده ها با روش پیشنهادی اسمیت ( 1995)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 4 مقوله اصلی 1- نقش فردی 2- پذیرش اجتماعی 3-ساختار رشته 4- هویت بخشی به رشته از این داده ها شناسائی شدند که هر کدام دارای چندین مضمون فرعی می باشند. باز تعریف نقش برنامه ریز درسی، حدود و ثغور رشته، نقش معلم و تمرکز زدایی در برنامه درسی چند عامل از مجموعه عوامل استتنتاجی از این پژوهش هستند که در کسب هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی بر آنها تاکید شده است
طراحی الگوی اقتضایی برنامه درسی با انطباق بر دیدگاه آیزنر، هرسی و بلانچارد
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۲ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
169 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی اقتضایی برنامه درسی است، برای این منظور، با استفاده از روش تحلیلی– استنتاجی، سه هدف را دنبال می کند: 1- بررسی دیدگاه آیزنر در زمینه نقش معلم در فرایند برنامه درسی 2- بررسی نظریه رهبری وضعی هرسی و بلانچارد 3- طراحی الگوی اقتضایی برنامه درسی با انطباق بر دیدگاه آیزنر و نظریه رهبری وضعی هرسی و بلانچارد؛ آیزنر در بیان دیدگاه خود با نگاهی ظریف، دقیق و زیباشناسانه، نقش معلم را در تدوین و اجرای برنامه درسی به تصویر کشیده است، اما برای بهره برداری عملی از دیدگاه خود، راهکاری ارائه نکرده است؛ از آنجایی که استفاده از یک روش برنامه ریزی در تمام موقعیتها درست به نظر نمی رسد، لذا، در این پژوهش، با انطباق بر دیدگاه آیزنر و نظریه رهبری موقعیتی هرسی و بلانچارد، الگوی اقتضایی برنامه درسی طراحی شد؛ طرح الگوی اقتضایی برنامه درسی نشان داد که سبک نفوذ برنامه ریز درسی در وضعیتی که آمادگی معلمان (توانایی و تمایل) کم باشد (R1) ،کاملاً منطبق بر سبک آمرانه (S1) و سبک نفوذ برنامه ریز درسی در وضعیتی که توانایی معلمان کم و تمایل آنها پایین تا متوسط است(R2)، کاملاً منطبق بر سبک رهبری قبولاندنی(S2) و سبک نفوذ برنامه ریز درسی در وضعیتی که توانایی معلمان، زیاد و تمایل آنها متوسط به بالا است (R3)، کاملاً منطبق بر سبک رهبری مشارکتی (S3) و سبک نفوذ برنامه ریز درسی در وضعیتی که توانایی و تمایل معلمان زیاد است (R3)، کاملاً منطبق بر سبک رهبری تعویضی(S4) مدل هرسی و بلانچارد می باشد.
بررسی میزان تفاوت مهارت های حرفه ای معلمان دروس دینی و دروس غیردینی بر مبنای برنامه ریزی درسی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین میزان تفاوت در مهارت های حرفه ای معلمان دروس دینی نسبت به معلمان سایر دروس بر مبنای یک برنامه ریزی درسی منسجم می باشد. پژوهش از نوع علی-مقایسه ای است و نمونه مذکور به تعداد 144 نفر انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری شامل یک پرسش نامه ی 19 سؤالی محقق ساخته که توسط مشاهده گر برای سنجش مهارت های حرفه ای معلمان، استفاده شد. پایایی پرسشنامه با آزمون آلفای کرونباخ برابر 74/. به دست آمد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از آزمون خی دو استفاده گردید. نتایج تحقیق بدین شرح است: معلمان دروس دینی، در مهارت های ایجاد ارتباط مطلوب با دانش آموزان، تعیین رفتار ورودی، ایجاد انگیزه به درس، استفاده از روش فعال تدریس، وضع ظاهری مطلوب، از معلمان دروس غیردینی بهتر؛ ولی معلمان دروس غیردینی در مهارت های به کار بردن پیشسازمان دهنده، ایجاد ارتباط بین تجارب قبلی دانشآموزان و انجام ارزشیابی تکوینی بهتر عمل نموده اند و در مهارت های سلام و احوال پرسی، حضوروغیاب دانشآموزان، ارزشیابی تشخیصی، ارائه درس با طرح درسی معلم، تفاوتی بین دو گروه از معلمان مشاهده نگردید و نهایتاً با بررسی این عوامل، طرح آموزشی اثربخشی برای معلمان دروس دینی آماده گردید.
جستجوی مبانی نظریه برنامه درسی عمل رایزنانه شواب در اندیشه های ارسطو، دیویی و هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، کاوش مبانی و ریشه های نظریه برنامه درسی عمل رایزنانه شواب است. به این منظور، پس از بررسی نظریه عمل رایزنانه شواب در مقدمه، مبانی و سرچشمه های آن در دیدگاه های ارسطو، دیویی و هابرماس بررسی شده است. بر این اساس، این گونه استدلال شده است که شواب نظریه خود را با الهام از دیدگاه های ارسطو در تمایز میان فضیلت های عقلانی و اخلاقی، مقوله های دانش و یادگیری از طریق عمل مفهوم پردازی کرده است. همچنین تمایز میان امور نظری و امور عملی در اندیشه دیویی، دیدگاه او در تفکر به همراه کثرت گرایی در امور از شالوده های اساسی تکوین نظریه عمل گرای شواب هستند. از سوی دیگر، ثنویت ابزاری – ارتباطی هابرماس، دیالوگ میان نمایندگان برای رسیدن به اهداف و شرایط گفتگو و مذاکره و همچنین تصمیم گیری در سطح خرد بر اساس عقلانیت ارتباطی، دلالت های مهمی در نظریه عمل رایزنانه شواب داشته اند.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی مفهومی کاهش فاصله برنامه درسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده در نظام آموزش عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی الگوی مفهومی کاهش فاصله برنامه درسی قصدشده، اجراشده و کسب شده در نظام آموزش عمومی ایران است. بدین منظور دو پرسش اساسی مورد بررسی قرار گرفت: با چه الگویی می توان فاصله سه برنامه درسی یاد شده را کاهش داد؟ الگوی پیشنهادی، تا چه حد معتبر است؟ روش این پژوهش، ترکیبی (کمّی و کیفی) است، به گونه ای که برای تدوین الگو از فنون مختلف مانند مرور اسناد و مدارک و استنتاج استفاده شده است. بدین منظور ساختار الگو در هفت بخش شامل عوامل شکاف، مبانی نظری، فلسفه، هدف، جهت گیری، اصول و روش کاهش فاصله ارائه شده است. هم چنین به منظور اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند، از نظرات صاحب نظرانِ برنامه درسی و کارشناسان شورای برنامه ریزی درسی استفاده شده است که این افراد درسطح بالایی الگوی پیشنهادی را تأیید کردند. نتایج بدست آمده نشان می دهد که با توجه به شناسایی عوامل اساسی شکاف، می توان الگوی متناسب با شرایط نظام آموزشی کشور طراحی نمود.
اثربخشی آموزش مهارت های خودمدیریتی بر از خودبیگانگی تحصیلی، تعلل ورزی تحصیلی و زورگویی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: ازخودبیگانگی، تعلل ورزی و زورگویی یکی از مشکلات در حال افزایش در بسیاری از مدارس می باشد. هدف این تحقیق اثربخشی آموزش مهارت های خودمدیریتی بر ازخودبیگانگی تحصیلی، تعلل ورزی و زورگویی دانش آموزان دوره متوسط بود. روش ها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان تبریز در سال تحصیلی 1396-1395 بودند که از این جامعه تعداد 60 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه زورگویی (الویوس)، مقیاس تعلل ورزی (سولومون و راثبلوم)، پرسشنامه از خودبیگانگی جانسون و برنامه آموزش مهارت های خودمدیریتی بود. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار Spss تجزیه و تحلیل گردید.
تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی، ملی و بومی برنامه درسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
41 - 55
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به برداشته شدن مرزها، و پیدایش فرهنگ های متفاوت در کنار یکدیگر، ضرورت تدوین یک برنامه درسی منسجم مستلزم توجه به فرهنگی های متنوع و متکثر موجود در جامعه می باشد. در این میان بدیهی است که نظام تعلیم و تربیت هر جامعه ای برای زنده نگه داشتن خرده فرهنگ ها و همچنین زیست مسالمت آمیز آنها در کنار یکدیگر باید بر یک برنامه درسی چند فرهنگی تاکید کند، اما این گستردگی فرهنگی علاوه بر در نظر گرفتن خرده فرهنگ های بومی لزوم توجه به فرهنگ های ملی و فرا ملی را نیز بیش از پیش ضروری می سازد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین برنامه درسی چند فرهنگی با تاکید بر شناسایی مولفه های هویت بین المللی برنامه درسی، هویت ملی برنامه درسی و هویت بومی برنامه درسی است. پژوهش حاضر از نوع کیفی به شمار می رود، که با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که ساختار برنامه درسی چند فرهنگی به سه لایه هویتی برنامه درسی وابسته است، که در بالاترین سطح این لایه هویت بین المللی برنامه درسی قرار دارد، که ضمن در بر گرفتن لایه هویت ملی برنامه درسی، لایه هویت بومی برنامه درسی نیز در هسته مرکزی آن جای گرفته است.