فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۱ , ۲۰۲۴
1 - 13
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to explore the strategies and challenges faced by Iranian teachers in classroom management. The importance of this study lied in its potential contribution to effective approaches in classroom management, professional growth of teachers, and research knowledge. To serve that end, it utilized a qualitative research design, employing semi-structured interview and open-ended questionnaire to gather data from a sample of Iranian teachers. The findings revealed that Iranian teachers were required to use different strategies to put their knowledge resources and practices of classroom management into the real context of classroom with high effectiveness. The study also indicated several challenges faced by Iranian teachers, such as students’ misbehavior, class communication, fulfillment of learner expectations, time management, care for and attention to learners, giving and receiving feedback, interactions with students’ families, flexibility, accountability and commitment, lesson planning, group work planning, and professional ethics. It can be concluded that teachers’ classroom management literacy is fed by different knowledge resources. Moreover, classroom management literacy is not formed overnight, but it is the product of various knowledge domains. More importantly, classroom management is not an easy task for Iranian teachers. These findings have significant implications for Iranian teachers, teacher educators and curriculum planners.
واکاوی الگوهای نیازسنجی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی از نظریه تا عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
139 - 162
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبارسنجی الگوهای نیازسنجی و بررسی فاصله وضعیت موجود و مطلوب در برنامه ریزی درسی آموزش عالی علمی کاربردی انجام شده است. با توجه به تغییرات شتابان در بازارکار، ظهور فناوری های نوین و ضرورت همسوسازی نظام آموزشی با نیازهای واقعی آن، ضرورت شناسایی الگوهای کارآمد نیازسنجی بیش از پیش احساس می شود. در این راستا، الگوهای مختلف با ادغام و انطباق با استانداردهای ملی و روندهای نوظهور بازار کار، مدلی بومی و عملیاتی برای نظام آموزش عالی علمی–کاربردی ارائه گردید. روش پژوهش ترکیبی اکتشافی (کیفی–کمی) بود. در بخش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰نفر از متخصصان برنامه ریزی درسی، نشانگرهای نیازسنجی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی شناسایی و طبقه بندی شدند. در بخش کمی، این نشانگرها با پرسشنامه محقق ساخته میان ۶۱متخصص اعتبارسنجی شد و روایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (α =0.70) تأیید گردید. سپس، وضعیت موجود نشانگرها با پرسشنامه ای جداگانه توسط ۲۴کارشناس ارزیابی و داده ها با روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان داد چهار الگوی اصلی شامل مدل های CEBT، DACUM، استانداردهای شغلی و مرور نظام مند تجربیات، در وضعیت مطلوب اثربخشی بالاتری نسبت به وضعیت موجود دارند. یافته ها حاکی از آن است که ادغام مؤلفه های DACUM و CEBT، احصای استانداردهای شغلی و آموزشی، و مرور تجربیات، می تواند نیازهای نظام آموزش عالی علمی–کاربردی را به شکلی مؤثرتر پاسخ دهد. در پایان، پیشنهاداتی برای سیاست گذاران و پژوهشگران ارائه شد که شامل به روزرسانی مداوم مدل ها و گسترش همکاری صنعت و دانشگاه برای ارتقای اثربخشی آموزش می باشد.
نقش واسطه ای اشتیاق سازمانی در رابطه بین غرور سازمانی و منزلت شغلی معلمان مقطع ابتدایی کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
90 - 108
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف:هدف از انجام این تحقیق نقش واسطه ای اشتیاق سازمانی در رابطه بین غرور سازمانی و منزلت شغلی معلمان مقطع ابتدایی کازرون بوده است.
روش پژوهش: با توجه به ماهیت تحقیق، توصیفی پیمایشی از شاخه میدانی می باشد . جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان مقطع ابتدائی شهرستان کازرون به تعداد 213 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 137 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه غرور سازمانی لوئیس ( 1998 )، پرسشنامه منزلت شغلی هاکمن و اولدهام (1979) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شافلی و همکاران ( 2002 ) استفاده شد . روائی پرسش نامه ها توسط اساتید محترم مورد تأیید قرار گرفت و پایائی آن ها نیز با اجرای اولیه در نمونه ای به تعداد 30 نفر تأیید شد. ضریب پایایی پرسشنامه ها برای متغیر غرور سازمانی898/0 ، منزلت شغلی 856/0 و اشتیاق شغلی 781/0 برآورد شده است. به منظور بررسی آزمون فرضیات تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است.
یافته ها:یافته های تحقیق حاکی از آن است که غرور سازمانی و منزلت شغلی با نقش واسطه ای اشتیاق سازمانی در معلمان مقطع ابتدائی شهرستان کازرون رابطه دارد.
آسیب شناسی و مدل سازی مشکلات تدریس معلمین زبان انگلیسی مدارس دوره ی متوسطه اول و دوم در شهرستان جهرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
1 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر، آسیب شناسی و مدلسازی مشکلات تدریس معلمین زبان انگلیسی مدارس دوره متوسطه در شهرستان جهرم بود. به این منظور برای 35 نفر از معلمین، یک دوره تربیت معلم (TTC) برگزار شد تا ضمن ارتقای کیفیت آموزش، معلمین بتوانند تجربیات خود را به اشتراک گذاشته و در مورد معضلات و موانع موجود تبادل نظر کنند. همچنین، 10 کلاس درس زبان انگلیسی مورد مشاهده قرار گرفت و از معلمین این کلاس ها مصاحبه بعمل آمد. پس از جمع آوری و آنالیز داده ها، با استفاده از روش کیفی کدگذاری کوربین و استراوس (۲۰۰۸ )، مدلی از مشکلات تدریس زبان انگلیسی ارائه گردید. در این مدل، مشکلات آموزش و یادگیری به دو گروه اصلی مشکلات فردی و محیطی تقسیم گردید. همچنین نمودار میله ای بسامد هر یک از انواع مشکلات نشان داد که معضلات مربوط به سطح دانش زبان آموزان و سیستم آموزشی بالاترین بسامد را به خود اختصاص دادند.
مدلسازی ارتقاء کیفیت مدرسه پژوهنده، سازه ای نوین در چشم انداز مدیریت آموزشی (مطالعه آمیخته در مدارس متوسطه استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
132 - 156
حوزههای تخصصی:
Background and Objective: The aim of this study was providing a model for upgrading the quality of research-oriented school in the perspective of educational mamagement in secondary schools of Hamedan province.research methodology: The purpose of research was applied, implementation method was mixed, method of the qualitative part was sequential exploratory, the participants were 19 education specialists, that were selected with a targeted non-random method. Data collection was done by triangulation method: Theoretical literature, semi-structured interview, and questionnaire. Validity was calculated with Lincoln and Goba's four criteria. Reliability was calculated with Kendall's tie coefficient (p<0.01) and Analysed with maxqda. The quantitative method was descriptive-survey and sample was 305 employees (principals, assistants, and teachers) of schools in Hamedan province 2022, who were selected by a random-stratified method. The data collection tool was ROSQ (research oriented school questionnaire). Construct validity and reliability were significant (with the methods of internal similarity and Split off). Data were analyzed with AMOS & SYSTATE.Findings: The Results showed that the research oriented school has 3 dimensions (human resources- general atmosphere of school- rules and instructions) and 26 effective factors (providing student needs, teacher creativity, satisfying student curiosity, student creativity, student accuracy, professional teaching method, student thinking, researcher teacher, teacher's accuracy, practical content by the teacher, parents' thinking, parents' accuracy, quality based school, process oriented, research-based evaluation, critical thinking in school, team work in school, problem-oriented, thinking oriented, targeted incentive system, science production, empiricism, scientific decision-making, researcher assistant, research indicators, research-oriented discourse).Conclusion: in order to qualitatively and quantitatively improve the position of research in the school, 5 components of teachers, students, parents, rules and regulations, and the general atmosphere of school should be considered by the education systems.
طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ویژه نامه فروردین
172 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی است .روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. در قسمت کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، براساس نظر متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت داده ها گردآوری و مضامین تعیین شدند. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت با انجام 15 مصاحبه، حد اشباع نظری به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله، مصاحبه نیمه ساختارمند است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل مضمون براون و کلارک (2013) استفاده شده است. در بخش کمی برای بررسی اعتبار درونی مدل، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. نمونه آماری به تعداد 50 نفر از اعضای هیات علمی در حوزه علوم تربیتی و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ معادل 85/0 بدست آمد. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل عاملی تاییدی) و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS وPLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر، شناسایی 44 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر بود. در بخش کمی، مولفه های انسانی، فنی، آموزشی و اجرایی به ترتیب با مقدار 731/21، با 209/8، 55/33 و 133/17 مورد تایید قرار گرفت؛ برای رتبه بندی هر یک از مولفه ها نیز از آزمون فریدمن استفاده شد.
چالش های کارآموزی در ایران؛ پیوند مسیر به ریزوم (مطالعه موردی: رشته آموزش و بهسازی منابع انسانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی چالش هایی که کارآموزان در طی فرایند کارآموزی با آن مواجه هستند، انجام شده است. کارآموزی، از جمله برنامه های کاربردی دانشگاه ها برای ایجاد ارتباط با بخش های خدماتی و اقتصادی جامعه شناخته می شود. دانشگاه ها از طریق این برنامه ها سعی در ارتقاء مهارت هایی دارند که موردنیاز محیط کار است. چنین دیدگاهی به کارآموزی، تفکری بنیادگرایانه را نشان می دهد که در آن کارآموزی نه فرصتی برای ساخت دانش، بلکه ابزاری برای کسب وظایف و مهارت های مشخص محسوب می شود. این مقاله با یک تحلیل پساکیفی، و رویکردی پساساختارگرایانه، به شناسایی ساختارها، الگوهای ذهنی و گفتمان هایی پرداخته است که مانع از انجام کارآموزی شده اند. گفتمان هایی که نه تنها اعضای سازمان را تحت سلطه خود درآورده است، بلکه فرصت دستیابی به یادگیری و ساخت دانش را از کارآموزان ربوده است. به این منظور، در پژوهش حاضر، با 12 نفر از کارآموزان رشته ی آموزش و بهسازی منابع انسانی و 29 نفر از مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و خصوصی در تهران گفتگو شده است. نتایج نشان داد، آنچه در دوره های کارآموزی اجرا می شود، لزوما منطبق با ابعاد رسمی و اهداف ترسیم شده آن نیست، تاملی انتقادی نشان می دهد که در پشت این تصویر نمایشی، برنامه درسی پنهانی وجود دارد که ما را با آنچه در فرایند کارآموزی رخ می دهد، مواجه می سازد. امیدواریم شناخت این الگوهای ذهنی و گفتمان های غالب به اعضای سازمانهای ایرانی و کارآموزان این رشته کمک کند تا از سیطره ی این گفتمان ها رها شوند تا فرصتی برای کارآموزان فراهم کند که فرایند کارآموزی را نه در یک مسیر خطی و بنیادگرایانه بلکه در رویکردی ریزوماتیک برای ساخت دانش پیش ببرند.
ارزیابی میزان سطوح تفکر جبری دانش آموزان پایه دهم هنرستان های فنی وحرفه ای
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی میزان سطوح تفکر جبری دانش آموزان پایه دهم بر اساس چارچوب ارائه شده توسط کاپوت و پانتزی در چهار سطح (الف) تعمیم محاسبات، (ب) تفکر تابعی، (ج) زبان مدلسازی و (د) اثبات جبری می باشد. تفکر جبری، توانایی استفاده از ساختارها و روابط انتزاعی ریاضی برای تعمیم، بازنمایی، توجیه و استدلال است، این نوع تفکر به دانش آموزان کمک می کند تا ارتباطات عمیقی بین مفاهیم و مؤلفه های ریاضی را برقرارکنند. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایه دهم هنرستانهای فنی وحرفه ای شهرتهران ونمونه آماری، نمونه دردسترس به تعداد 62 نفر(31 نفردختر و31 نفر پسر)که درسال تحصیلی 1402-1401 تحصیل می کردند، انتخاب شد. روش پژوهش از جهت هدف توصیفی– پیمایشی است. آزمون محقق ساخته با روایی و پایایی مناسب انجام و نتایج با آمار توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که در هر چهار سطح تفکر جبری، دانش آموزان عملکر د ضعیفی از خود ارائه کردند. میانگین کل نمرات کسب شده توسط دانش آموزان در سطح تعمیم محاسبات 5/35%، تفکر تابعی 5/36%، مدلسازی 9/14% و در سطح اثبات جبری 4% و نتایج آزمون تی مستقل تأیید کرد که سطوح تفکر جبری دانش آموزان دختر و پسر دارای تفاوت معنا داری نمی باشد و سطوح تفکر جبری دختران برابر با پسران می باشد.
بررسی تأثیر روش کیف خواندن مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی اجتماعی بر ابعاد مهارتی و نگرشی خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان آباده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
157 - 147
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مهارت خواندن، یکی از اساسی ترین نیازهای یادگیری دانش آموزان به خصوص در دوره ی ابتدایی است. این مهارت برای درک و حل مسائل دروس مختلف ضروری است. فراگیری خواندن بیش از گوش دادن، نیاز به کوشش های اختصاصی و آموزش مستقیم دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش کیف خواندن مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی اجتماعی بر ابعاد مهارتی و نگرشی خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان آباده انجام شد. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل، تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان آباده در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. از این میان تعداد 30 دانش آموز دختر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل، آزمون سواد خواندن پرلز و پرسشنامه نگرش به خواندن مککنا وکر(1995) بود. آزمودنی های گروه آزمایش طی 12 جلسه تحت آموزش خواندن براساس روش کیف خواندن قرار گرفتند. داده های پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: براساس نتایج پژوهش، روش کیف خواندن ابعاد مهارتی و نگرشی خواندن دانش آموزان پایه چهارم شهرستان آباده را افزایش داد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد، آموزش خواندن با الهام از رویکرد سازنده گرایی اجتماعی می تواند جهت تقویت مهارت خواندن و افزایش نگرش مبثت نسبت به خواندن مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر؛ با هدف آسیب شناسی فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی انجام شده است که بر مبنای هدف، در ذیل پژوهش های کاربردی قرار دارد و به روش ترکیبی و با استفاده طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 13 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی ، شامل کلیه استادان دانشگاه فرهنگیان بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس (118 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی مصاحبه ها با استفاده از روش توافق کدگذاران (80/0) و پرسشنامه از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید واقع شد. برای محاسبه پایایی پرسشنامه از سه معیار، ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ (80/0) و پایایی ترکیبی (78/0) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 و اسمارت PLS3 تجزیه وتحلیل شد. نتایج بخش کیفی ، بیانگر 62 کد باز، 13 کد محوری و 3 کد انتخابی بود. همچنین؛ نتایج بخش کمی نشان داد که مدل آسیب شناسی فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان، دارای سه بعد محتوایی، ساختاری و محیطی است که بعد محتوایی (23/0)، بعد ساختاری (61/0) و بعد محیطی (35/0) از تغییرات فرهنگ پژوهش را تبیین می کند و بعد ساختاری نسبت به سایر ابعاد، نقش مؤثرتری در تبیین فرهنگ پژوهش دارد. درمجموع، نتایج پژوهش بیانگر این بود که این ابعاد 85/0 از تغییرات فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان را تبیین می کنند.
واکاوی پدیده تحصیل گریزی در دانش آموزان مناطق مرزی ثلاث باباجانی: (مطالعه ای پدیدارشناسانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
217 - 228
حوزههای تخصصی:
تحصیل گریزی وضعیتی روانشناختی است که دانش آموز علیرغم میل باطنی خود در مدرسه حضور دارد و اگر فشارهای موقعیتی وجود نداشت اقدام به ترک تحصیل می کرد. هدف این پژوهش واکاوی پدیده تحصیل گریزی در دانش آموزان مناطق مرزی شهرستان ثلاث باباجانی بود. روش انجام پژوهش کیفی و به روش پدیدارشناختی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان، مدیران و دبیران مشغول به کار با حداقل 5 سال سابقه تدریس در مناطق مرزی در شهرستان ثلاث باباجانی بودند. تعداد 24 نفر به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تعیین کفایت نمونه نیز از قاعده اشباع نطری استفاده شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری سه مرحله ای استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که عوامل فردی، عوامل اقتصادی، عوامل آموزشی و عوامل فرهنگی از مهم ترین عوامل موثر بر تحصیل گریزی دانش آموزان می باشند، نگرش منفی به علم، اشتغال کاذب، آسیب های اجتماعی و امنیتی و تداوم محرومیت از مهم ترین پیامدهای تحصیل گریزی هستند و آگاهی بخشی، تسهیلات ویژه برای دانش آموزان مناطق مرزی و ابزارهای قانونی از جمله مهم ترین راه حل های کاهش پدیده تحصیل گریزی هستند.
واکاوی تجارب زیسته معلمان با سبک یادگیری واگرا در فرایند کلاسی: فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معلمان، کارگزاران اصلی حوزه تعلیم و تربیت هستند. سبک یادگیری آن ها می تواند به اقداماتی منجر شود که کلاس درس آن ها را از سایر کلاس ها متمایز کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی فرصت ها و چالش های فرایند کلاسی معلمان دارای سبک یادگیری واگرا است. در همین راستا از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. شرکت کنندگان این پژوهش از میان معلمان دوره ابتدایی استان مرکزی در سال 1401-1400 بودند که 15 نفر از آنان به طور هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند و جهت تحلیل داده های پژوهش از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. تحلیل عمیق مصاحبه ها به بازنمایی 8 مضمون و 20 زیرمضمون مرتبط منتج گردید. براساس یافته های پژوهش، فرصت ها در شش مضمون شامل کاربرد روش-های تدریس مسئله محور، نتایج مثبت آموزشی، نتایج مثبت تربیتی، تقویت ظرفیت های زیباشناسانه، ارزشیابی به منزله یادگیری دانش-آموزان، مدیریت منعطف کلاس و چالش های پژوهش در دو بخش شامل بازخورد منفی ذینفعان به معلم و انتظارات ناهمسوی معلم با وضعیت موجود دسته بندی شدند. با توجه به نتایج پژوهش، به معلمان توصیه می گردد با شناخت و آگاهی نسبت به سبک یادگیری خود و فرصت ها و چالش هایی که در کلاس ایجاد می کند، عوامل سبب ساز نارضایتی ها را کنترل کرده و در جهت تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف گامی موثر بردارند.
ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آزمون ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان در دروس ریاضی و فارسی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، همه دانش آموزان متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. در این پژوهشِ پیمایشی توصیفی، در مطالعه یکم، 350 نوجوانِ دختر به مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان در درس ریاضی و نسخه کوتاه مقیاس نظم بخشی انگیزشی و در مطالعه دوم، 350 نوجوانِ پسر به مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان در درس فارسی و مقیاس پایستگی انگیزشی پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان در دروس ریاضی و فارسی با ساختاری مشتمل بر چهار عامل هیجان، ارزش، دانش و مشغولیت از روایی سازه خوبی برخوردار بود. علاوه بر این، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد علاقه تحصیلی برای نوجوانان در دروس ریاضی و فارسی با نظم بخشی انگیزشی و پایستگی انگیزشی، از روایی ملاکی نسخه فارسی مقیاس مزبور، حمایت کرد. درمجموع، نتایج این پژوهش ضمن حمایت از مواضع نظری مدل تحول علاقه مشتمل بر چهار گام، نشان داد که نسخه فارسی مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان، به مثابه یک ابزار چندوجهی و جامع، برای سنجش علاقه تحصیلی یادگیرندگان ایرانی در دروس مختلف، ابزاری روا و پایا بود.
Short-term Impact of Reflective Practices on Language Assessment Literacy Among Iranian EFL Teachers: A Mixed-Methods Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۱, Winter ۲۰۲۴
107 - 118
حوزههای تخصصی:
This study investigates the immediate impact of reflective practices on the language assessment literacy of Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers. Combining quantitative assessment literacy measures with qualitative analysis of reflective practices, the research draws on the theoretical frameworks of Alderson, Fulcher, and Schön. Empirical insights from Akbari, Farrokhi, Shahnazari, and Karami and Rahimi provide a contextual backdrop within the Iranian EFL educational context. Using a mixed-methods design involving 50 EFL teachers, the study employs adapted assessment literacy measurement tools and reflective practices assessment tools. The results, analyzed through descriptive and inferential statistics, paired t-tests, and qualitative exploration, highlight improvements in specific areas such as choosing appropriate assessment methods and using results for decision-making. Implications point towards integrating reflective practices into professional development, while future research avenues include exploring long-term effects, contextual variations, and technology integration.Implications point towards integrating reflective practices into professional development, while future research avenues include exploring long-term effects, contextual variations, and technology integration.This study investigates the immediate impact of reflective practices on the language assessment literacy of Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers. Combining quantitative assessment literacy measures with qualitative analysis of reflective practices, the research draws on the theoretical frameworks of Alderson, Fulcher, and Schön. Empirical insights from Akbari, Farrokhi, Shahnazari, and Karami and Rahimi provide a contextual backdrop within the Iranian EFL educational context.
Analyzing the Ethical Foundations of School Teacher Supervision in the Digital Age(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۲, Summer ۲۰۲۴
61 - 71
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to investigate the ethical foundations of supervising teachers in the digital age. This research was developmental-applied in terms of purpose and qualitative-quantitative method. The field of the study was school principals in the field of monitoring virtual education, who were selected by the snowball method and at the limit of theoretical saturation. Also, the statistical population of the quantitative part included 120 principals schools in Sanandaj. They were selected randomly using Morgan's table. For measuring the proportionality of the model, the opinions of 30 educational management professors, educational ethics researchers, and educational science professors were obtained. The tool of the qualitative part was a semi-structured interview, whose validity was confirmed by Guba and Lincoln's (2000) opinion method and reliability by agreement between coders. Based on the findings of the research, principals' supervision of teachers' virtual activities was subject to three main concepts of teachers' individual ethics, teacher's social ethics identifiers and spiritual-Islamic ethics identifiers in the form of 5 main categories and 29 components. According to the results, he presented a framework for supervising teachers in the form of 5 general concepts (individual ethics in the classroom, educational content of teachers, social ethics, monitoring relationships and identifiers of spiritual-Islamic ethics), which according to the experts' opinion, the proposed framework of this research is valid and It has a good fit.
بررسی مدل ساختاری اثر دانش یکپارچه سازی فناوری (تیپک) نو معلمان ابتدایی بر موانع ادراک شده برای یکپارچه سازی فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
67 - 94
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات به یکی از مهم ترین موضوعات موردبحث پژوهشگران تبدیل شده و معلمان هماهنگ با عصر دیجیتال باید مجهز به دانش یکپارچه سازی فناوری در فرایندهای یاددهی یادگیری باشند و فناوری اطلاعات و ارتباطات را در تدریس روزانه شان تلفیق کنند. در این فرایند، معلمان همواره با موانعی برای یکپارچه سازی فناوری روبرو هستند. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری اثر دانش یکپارچه سازی فناوری (تیپک) نو معلمان ابتدایی استان خوزستان بر موانع ادراک شده یکپارچه سازی فناوری انجام گردیده است. پژوهش در دسته ی تحقیقات کاربردی قرار می گیرد که با رویکرد کمی و روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش تمامی نو معلمان فارغ التحصیل از رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان خوزستان با کمتر از سه سال سابقه تدریس هستند که از آن میان 320 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از دو پرسش نامه ی تیپک ایکس (Schmid et al., 2020) و پی بی تی آی (باسارماک و هماتوگلو، 2020) استفاده شد. داده های گردآوری شده از طریق روش های آمار توصیفی (فراوانی درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون کالموگروف - اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل یافته ها نشان داد دانش یکپارچه سازی فناوری (تیپک) تأثیر مستقیم بر موانع درونی و موانع بیرونی یکپارچه سازی فناوری دارد، موانع بیرونی یکپارچه سازی فناوری بر موانع درونی تأثیر مستقیم دارند. همچنین دانش های پداگوژیکی فناورانه و محتوایی پداگوژیکی فناورانه رابطه مثبت و معناداری با موانع بیرونی یکپارچه سازی فناوری دارند.
اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر تنظیم شناختی هیجانی، کارکردهای اجرایی و مهارت های ارتباطی در کودکان اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
107 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر تنظیم هیجانی، کارکردهای اجرایی و مهارت های ارتباطی در کودکان اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 6-12 سال با اختلال طیف اوتیسم مراجعه کننده به مدارس کودکان استثنائی، مراکز و کلینیک های شهر اردبیل در سال 1401-1402 بود. این پژوهش به صورت غیر تصادفی و هدفمند تعداد 45 کودک دارای اختلال طیف اوتیسم انتخاب شد و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفره) قرار داده شدند. مداخله شامل بازی درمانی شناختی – رفتاری و مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بود. ابزارهای این پژوهش نیز شامل آزمون رایانه ایان- بک، آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان، پرسشنامه مهارت های ارتباطی بود. یافته ها: با عنایت به نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی، مقایسه زوجی بازی درمانی شناختی رفتاری، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای و گروه گواه در نمرات متغیرهای کارکردهای اجرایی، تنظیم هیجان و مهارت های ارتباطی نتایج نشان داد که گروه های بازی درمانی شناختی رفتاری، تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای با گروه گواه تفاوت معنادار وجود دارد (05/0p<). بحث و نتیجه گیری: بازی درمانی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای بر تنظیم هیجانی، کارکردهای اجرایی و مهارت های ارتباطی در کودکان اختلال طیف اوتیسم تأثیر داشت اما تفاوت معناداری بین این دو روش وجود نداشت.
تبیین رابطه حسادت سازمانی و رفتار ضدشهروندی سازمانی با عملکرد شغلی مدیران مدارس شهرستان چرداول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تبیین رابطه حسادت سازمانی و رفتار ضدشهروندی سازمانی با عملکرد شغلی مدیران مدارس شهرستان چرداول انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه ی اجرا توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را مدیران مدارس شهرستان چرداول که تعداد آن ها 175 نفر بود، تشکیل داده است. در پژوهش حاضر، به منظور تعیین حجم نمونه، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 118 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه گیری شامل، پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون(1990)، پرسشنامه حسادت سازمانی ولی زاده و آذربایجانی(1389) و پرسشنامه رفتار ضدشهروندی سازمانی فوکس و اسپکتور (2001) بود. برای نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده و چندگانه به کمک نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون بین حسادت سازمانی با عملکرد شغلی 718/0-، ضریب همبستگی بین رفتار ضدشهروندی سازمانی با عملکرد شغلی برابر با 657/0- و ضریب همبستگی بین حسادت سازمانی با رفتارضدشهروندی سازمانی 812/0 بود. که نمایانگر آنست که بین دو متغیر حسادت سازمانی با عملکرد شغلی و همچنین رفتار ضدشهروندی سازمانی با عملکرد شغلی رابطه ی معکوس و معنادار وجود دارد یعنی با افزایش حسادت سازمانی و رفتارهای ضد شهروندی سازمانی، عملکرد شغلی کاهش می یابد و بالعکس .همچنین بین حسادت سازمانی و رفتار ضدشهروندی سازمانی رابطه ی مستقیم وجود دارد یعنی با افزایش حسادت سازمانی، رفتارهای ضدشهروندی سازمانی افزایش پیدا می کند و بالعکس .قابل ذکر است که در بین مؤلفه های رفتار ضدشهروندی سازمانی، کینه توزی بیشترین و مقاومت در برابر اقتدار کمترین تأثیر را بر عملکرد شغلی داشته اند و در مورد متغیرحسادت سازمانی، مؤلفه حسادت عاطفی بیشترین تأثیر را بر عملکرد شغلی داشته است.
طراحی مدل آموزش مجازی کارآمد با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
130 - 164
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل آموزش مجازی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی-مقطعی بود. جامعه مطالعه حاضر کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های فرهنگیان استان خراسان رضوی شامل دو پردیس برادران و خواهران و پنج مرکز دانشکده بودند که هر مرکز یک طبقه در نظر گرفته شد. نمونه های پژوهش حاضر طبق اصل اشباع نظری 13 نفر تعیین که پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های این مطالعه با مصاحبه و ادبیات پژوهش مطالعات کتابخانه ای جمع آوری (روایی محتوا بالای 70 درصد تأیید و پایایی با روش آزمون مجدد تأیید بعد از آزمون دوهفته ای به دست آمد) و با روش های تحلیل مضمون و سه دور دلفی تحلیل شدند. سپس با تبدیل ماتریس روابط و ایجاد سازگاری در ماتریس روابط، گراف ISM ترسیم گشته و با استفاده از تجزیه تحلیل MICMAC نوع متغیرها نیز تعیین گردید. طبق تحلیل مصاحبه ها و مطالعات کتابخانه ای و ادبیات پژوهش، آموزش مجازی در دانشگاه فرهنگیان در قالب 12 متغیر بود. این 12 متغیر در 5 سطح، سطح بندی شدند. در سطح پنج مدیریت، در سطح چهار، عوامل سازمانی، پداگولوژیکی و تکنولوژیکی، در سطح سوم سهولت دسترسی، مدیریت دانش و انعطاف پذیری در آموزش، در سطح دوم کیفیت آموزشی، خدمات پشتیبانی، اطلاعات و محتوا و سنجش پذیری و در نهایت در سطح یک آینده نگری قرار داشت.
تدوین مدل مفهومی ارتقای قابلیت اطمینان منابع انسانی در نظام سلامت با تأکید بر راهبردهای آموزش و توانمندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف ارائه مدلی برای بهبود قابلیت اطمینان انسانی در حوزه سلامت با تمرکز بر شاخص های ارزیابی عملکرد، به ویژه آموزش، توانمندسازی و برنامه ریزی آموزشی انجام شده است.روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل کلیه بیمارستان های کشور است. داده ها از ۳۱۸ گزارش خطا و حادثه در ۵۴ بیمارستان نمونه از مهرماه ۱۴۰۱ تا مهرماه ۱۴۰۲ جمع آوری وتحلیل شده است. ابتدا عوامل شکل دهنده ی عملکرد کارکنان شناسایی و طبقه بندی شده اند. سپس از آزمون نیکویی برازش کای-دو و نمودارهای پارتو برای تحلیل استفاده شد. طبقه بندی جدید عوامل با فرآیند تحلیل شبکه ای فازی(FANP) و روش شاخص احتمال موفقیت(SLIM) در ۱۵ بخش اورژانس بیمارستانی آزمایش گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش، توانمندسازی، بهبود فرایندهای ارزیابی عملکرد و تقویت ارتباطات داخلی، عوامل کلیدی در افزایش قابلیت اطمینان انسانی هستند. مدل پیشنهادی نقش این عوامل را در ارتقای کارایی و کاهش خطاهای انسانی با تأکید بر برنامه ریزی آموزشی تبیین می کند. برنامه ریزی آموزشی برای شناسایی نیازها، طراحی دوره ها و ارزیابی اثربخشی در کاهش خطاها و افزایش قابلیت اطمینان مؤثر است.نتیجه گیری و پیشنهادها: مدل توسعه یافته به مدیران حوزه ی بهداشت ودرمان کمک می کند تا فرآیندهای ارزیابی و آموزش را با تمرکز بر نقاط قوت وضعف شناسایی شده بهینه سازی کنند. پیشنهاد می شود برنامه ریزی های آموزشی و ارزیابی به صورت جامع و مداوم اجرا شوند.نوآوری و اصالت: این تحقیق با ترکیب دو روش تحلیلی پیشرفته FANP و SLIM و تطبیق آن ها با نیازهای خاص حوزه سلامت، مدلی نوین ارائه داده است که با تمرکز بر عوامل کلیدی، بهبود مستمر عملکرد کارکنان و کاهش خطاهای انسانی را دنبال می کند.