فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۲
30-65
حوزههای تخصصی:
هدف: کودک آزاری یکی از معضلات گریبان گر جامعه بشری می باشد. خانواده ها می بایست آموزش های لازم را برای تمایز بین رفتارهای تربیتی با رفتارهای آسیب زا به کودکان دریافت نمایند . پژوهش حاضر باهدف بررسی و مقایسه شناخت والدین با و بدون تحصیلات دانشگاهی درباره انواع کودک آزاری است. روش: به شیوه نظریه زمینه ای به صورت کیفی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته توسط ۲۸ نفر والدین (مادر و پدر) انجام پذیرفت. یافته ها: بر اساس بیانات مصاحبه شونده های پژوهش حاضر میزان شناخت از آزار جسمی در هر دو گروه یکسان بود با این تفاوت که وسعت شناخت والدین از انواع آزارهای جسمی در گروه با تحصیلات دانشگاهی بیشتر بود و اینکه در تحقیق حاضر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی از عدم آگاهی، در شیوه های تربیتی از آزارهای جسمی به میزان قابل توجهی استفاده می کردند. دامنه ی شناخت از انواع آزارهای عاطفی در والدین با تحصیلات دانشگاهی زیاد بود همچنین آنها آزار از نوع غفلت (عاطفی) به علت تحصیل و اشتغالشان افشا های داشتند. شناخت از آزار جنسی در هر دو گروه وجود داشت با این تفاوت که میزان اطلاعات و آگاهی از زیرمجموعه آزار جنسی در میان والدین با تحصیلات دانشگاهی بیشتر بود نکته قابل توجه دیگر در این پژوهش آزار از نوع غفلت (عاطفی) به علت مشغولیت والدین با دنیای مجازی در عصر حاضر یافت شد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت عامل تحصیلات می تواند در شناخت انواع کودک آزاری مؤثر باشد. نکته قابل توجه اینکه اکثر والدین با تحصیلات دانشگاهی جملات خود را با شخص سوم بیان کردند، به طوری که گفته هایشان حاکی از آن بود که والدین این گروه در پژوهش حاضر از رفتارهای آزاردهنده، در شیوه های تربیتی فرزندشان استفاده نمی کنند ولی آگاه هستند چه نوع رفتارهایی از والدین دیگر می تواند کودک آزاری محسوب شود یا اینکه به طور زیرکانه در افشاسازی مقاومت داشتند و حال آنکه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی اکثر جملاتشان حاکی از رفتارها و عکس العمل های خودشان در رابطه با فرزندشان بود حتی به نسبت در ابراز گفته هایشان از مقاومت کم تری استفاده کردند که بیشتر از تجارب عینی و شخصی خودشان بیاناتی را اظهار داشتند. باوجوداینکه میزان آگاهی و شناخت آگاهانه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی در رابطه با عواقب کودک آزاری کم است اما داده های بیشتری به نسبت گروه با تحصیلات دانشگاهی استخراج شده است . .
هم سنجی اثربخشی روان تحلیل گری کارن هورنای و شناخت درمانی بر الگوهای ارتباطی زنان متأهل دچار روان آزردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی ارتباطی زوجین یکی از راه های ارزیابی ساختار خانواده است که نحوه تعامل زن و شوهر را با یکدیگر مشخص می سازد و کارایی خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف هم سنجی اثربخشی روان تحلیل گری هورنای و شناخت درمانی بر الگوهای ارتباطی زنان متأهل دچار روان آزردگی انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح کاربندی کنترل شده تصادفی با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل است جامعه آماری شامل 300 زن متأهلی است که در سال 1395 و 1396 به علت مشکلات ارتباطی با همسر به مراکز مشاوره شرق تهران مراجعه کردند. نمونه پژوهش از نوع نمونه در دسترس و شامل 45 زن متأهل است که با توجه به نتایج پرسشنامه سه وجهی هورنای-کولیج (2011) که قبل از مداخله توزیع شد، دچار روان آزردگی محسوب می شدند. گروه های آزمایشی پانزده جلسه مشاوره فردی به ترتیب با رویکرد شناخت درمانی و روان تحلیل گری هورنای، در فواصل زمانی یک الی دو بار در هفته دریافت کردند. پرسشنامه "الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) در سه مرحله خط پایه، مرحله میانی و پایان مداخله، در بین گروه های آزمایشی و به صورت هم زمان برای گروه کنترل توزیع شد و سپس با روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر موردبررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از اثر معنادار مداخلات بر اثر زمان و اثر تعاملی زمان و گروه در هر سه الگوی ارتباطی بود (001/0P<). الگوی ارتباطی سازنده متقابل در هر دو گروه آزمایشی افزایش معناداری یافت (001/0P<،92/211f= ). الگوی ارتباطی توقع/کناره گیر (001/0P<،19/313f= ) و اجتناب متقابل (001/0P<،35/104f= ) به طور معناداری کاهش یافتند. اثربخشی دو نوع مداخله بر الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتنابی متقابل، تفاوت معناداری نداشت، اما روان تحلیل گری هورنای در هم سنجی با شناخت درمانی، تفاوت معناداری بر کاهش الگوی ارتباطی توقع/کناره گیر نشان داد.
حمایت اجتماعی مرتبط با نقش، تعارضات نقش کار-خانواده-تحصیل و فرسودگی تحصیلی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
155 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تعارضات نقش کار-خانواده-تحصیل در رابطه بین حمایت اجتماعی مرتبط با نقش و مؤلفه های فرسودگی تحصیلی بود. طرح این پژوهش، همبستگی بود. تعداد 337 نفر از زنان دانشجوی متأهل، مادر و شاغل که در دانشگاه های شهرهای نیشابور و مشهد مشغول به تحصیل بودند، در سال تحصیلی 97-1396 انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از سیاهه ی فرسودگی تحصیلی اولدنبرگ (ریسا، زانثوپولوب و تیسائوسیسک، 2015)، مقیاس حمایت اجتماعی مرتبط با نقش (زو و سانگ، 2013) و مقیاس تعارضات نقش کار-خانواده-تحصیل (زو و سانگ، 2013). با استفاده از روش برآورد حداکثر درست نمایی و فرایند خودگردان سازی، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که الگوی مفهومی پیشنهادی پژوهش برازش مطلوبی با داده ها دارد. مؤلفه های حمایت اجتماعی مرتبط با نقش تأثیر مستقیم، منفی و معنی دار بر عدم مشغولیت داشتند. حمایت از سوی دانشگاه تأثیر مستقیم، منفی و معنی دار بر خستگی داشت. نتایج نشان داد که تعارضات نقش کار-خانواده-تحصیل در رابطه بین حمایت از سوی خانواده و مؤلفه های فرسودگی تحصیلی، نقش واسطه ای دارد (05/0 < p). از بین مؤلفه های حمایت اجتماعی مرتبط با نقش، حمایت از سوی خانواده از طریق کاهش سطح تعارضات نقش کار-خانواده-تحصیل، منجر به کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان زن متأهل-مادر-شاغل می شود.
وضعیت اجتماعی _ اقتصادی، تاب آوری و عملکردتحصیلی: کاربرد مدل یابی معادلات ساختاری چند سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۹
186-207
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر بررسی اثر وضعیت اجتماعی اقتصادی، به صورت اثرات فردی و ترکیبی، و تاب آوری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه ششم شهر تهران بود. روش: بدین منظور جامعه این پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع پایه ششم شهر تهران در سال تحصیلی (96-95) تشکیل می دهند که از این تعداد 600 نفر از دانش آموزان این مقطع به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای دو مرحله ای انتخاب شده بودند و پرسشنامه ی تاب آوری (مارتین و مارش، 2006) را تکمیل نمودند و والدین آنها به سوالات مربوط به وضعیت اجتماعی _ اقتصادی که برگرفته از سوالات آزمون بین المللی تیمز (که هر 4 سال یکبار برای بخش عملکرد کشورها در آموزش علوم و ریاضیات تکرار می شود تا روند تغییرات آموزشی و حتی میزان کاهش و افزایش عملکرد دانش آموزان کشورهای شرکت کننده در پی این سال ها مشخص شود)، بودند پاسخ دادند. با مشخص کردن والدین در سه گروه با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالا، متوسط و پایین این متغیر در سطح والدین نیز ساخته شد. یافته ها: مدل یابی معادلات ساختاری چند سطحی به منظور بررسی داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت اجتماعی اقتصادی دارای اثر مستقیم معنادار بر عملکرد تحصیلی در هر دو سطح دانش آموز و خانواده بود و اثر تاب آوری بر عملکرد تحصیلی نیز معنادار بوده است. نتیجه گیری: مدل برازش خوبی داشته و 22 درصد از واریانس عملکرد دانش آموزان در سطح دانش آموز و 28 درصد از واریانس عملکرد دانش آموزان در سطح خانواده تبیین شد.
بررسی عوامل تاثیرگذار اقتصادی و ساختار خانواده بر اختلال بیش فعالی و نقص توجه کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۹
230-253
حوزههای تخصصی:
شرایط اقتصادی و خانوادگی، از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر سلامت روان کودک است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل تاثیرگذار اقتصادی و خانوادگی بر نشانه های بیش فعالی و نقص توجه کودکان سنین 6-11 سال بود. روش: در این پژوهش برای بررسی هدف تحقیق از روش تحقیق کیفی استفاده شد. لذا 13 مادر دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی با کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس داده های به دست آمده از طریق روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش در بخش کیفی پژوهش منجر به شناسایی چهار مقوله فرعی و دو مقوله اصلی شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد، خانواده کودکان دارای اختلال بیش فعالی/نقص توجه دارای درآمد پایین، داشتن سوابق بیکاری، فضای ناکافی منزل مسکونی، نداشتن اتاق اختصاصی کودک، سطح تحصیلات پایین، نداشتن اگاهی کافی درباره اختلال کودک و تک والدی/چند والدی بودن کودک بودند. و این عوامل احتمالا موجب افزایش نشانه های اختلال بیش فعالی می شود. پیشنهاد می شود درمانگران در درمان کودکان دارای اختلال بیش فعالی/نقص توجه به عوامل استرس آور مانند شرایط اقتصادی و خانوادگی توجه نمایند.
مقایسه اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی روانشناختی و افسردگی در نوجوانان با علائم افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۰
105-129
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی و افسردگی در نوجوانان با علائم افسرده بود. روش: این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل نوجوانانی بود که در 6 ماه اول سال ۱۳۹۶ به مراکز مشاوره و روانشناسی و کلینیک های روانپزشکی در ساری مراجعه کرده بودند که از میان آنها ، 51 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش روان درمانی مثبت طی ۱۰ جلسه هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای و گروه آزمایشی درمان شناختی رفتاری طی ۸ جلسه هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای، به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه افسردگی کواکس و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف پیش از آغاز درمان و پایان جلسات درمان به طور گروهی اجرا گردید. گروه کنترل نیز هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری بر بهزیستی روانشناختی تاثیر معنی دار داشته است. اما اثربخشی روان درمانی مثبت نگر در افزایش بهزیستی بیشتر از درمان شناختی رفتاری بود. همچنین در بررسی دو رویکرد درمانی بر افسردگی تفاوت معنی داری بین دو گروه مداخله و گروه گواه وجود داشت. در حالیکه هردو رویکرد درمانی به یک اندازه در کاهش افسردگی موثر بودند . نتیجه گیری: دو مدل درمانی روان درمانی مثبت نگر و درمان شناختی رفتاری به دلیل تاکید بر جنبه های مختلف روانشناختی و همچنین یکسری مولفه های مشترک درمانی در کاهش افسردگی موثر بودند. از طرفی روان درمانی مثبت نگر در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در افزایش بهزیستی موثرتر بود. بنابراین روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان یکی از مداخلات بالینی مورد استفاده متخصصان و مشاوران مدارس قرار گیرد.
امنیت خانواده در سایه تعدیل قدرتطلبی بیمارگونه در زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۰
130-160
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی قدرت در رابطه زوجین انجام گرفته است. اگر چه اسلام مدیریت کلی زندگی را به مردان واگذار کرده، و هدف این مقاله ورود در حدود شرعی و عرفی در این زمینه نیست، اما گا ه [h1] قدرت طلبی زوجین حالت غیر طبیعی و بیمارگونه به خود می گیرد. سوالاتی که ذهن محقق را در گیر می کند و برآن است تا به جواب این سوالات برسد، این است که: قدرت در رابطه زوجین چگونه به وجود می آید؟ و اجتماع و یادگیری های جنسیتی اجتماعی تا چه اندازه بر زوجین تاثیر گذارند؟ و انواع قدرت در رابطه زوجی مورد تحلیل قرار می گیرد؛ این که آیا مسئله قدرت زوجین در زوج درمانی فقط یک مسئله عدالت اجتماعی و اخلاقی است یا در زوج درمانی یک مسئله مهم بالینی است؟ آیا تغییرات صورت گرفته در زوج درمانی می تواند رضایت زناشویی و سلامت روان در زوجین را ایجاد کند؟ [h2] روش: پژوهش حاضر در قالب یک طرح کیفی در مراکز مشاوره ی اصفهان و شهرکرد در سال 1395 صورت گرفت. به این منظور، از بین متخصصان خانواده، 10 نفر که دارای بیشترین اطلاعات درباره زوجین قدرت طلب بودند، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه های نیمه ساختار یافته تا رسیدن به حد اشباع اطلاعات گردآوری شدند. سپس این اطلاعات در کدگذاری ها تقلیل پیدا کردند و مورد تفسیر قرار گرفتند. یافته ها: در تجزیه و تحلیل داده ها دو طبقه اصلی «ویژگی های زوجین قدرت طلب و مسئولیت ناپذیر » به دست آمد. زیر طبقات ویژگی های زوجین قدرت طلب شامل «مرد سالاری، زن سالاری، زوجین اقتدار طلب، زوجین پرخاشگر و زوجین مستقل» و زیر طبقات ویژگی های زوجین مسئولیت ناپذیر شامل «زوجین هرج و مرج، زوجین بی تصمیم، زوجین منفعل مهاجم،زوجین بلاتکلیف و زوجین بی کفایت » بود. نتیجه گیری: هنگامی که قدرت متعادل توزیع شده باشد، هریک از زوجین قادر خواهند بود که با همسر خود در مسائلی که برای آنها مهم است درگیر شوند، و هر دو احساس می کنند که به صورت یکسان حق بیان ایده ها، نیاز ها و احساسات خود را دارند؛ و در نتیجه رضایت زناشویی امنیت خانواده برقرار خواهد بود . [
بررسی وضعیت ادارک از جایگاه اجتماعی و پیش بینی کننده های سازمانی، مدیریتی و سیاسی در میان اعضای هیات علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک از جایگاه اجتماعی یکی از فرایندهای روانی اجتماعی است که بر روی حیات علمی و حرفه ای اعضای هیات علمی در دانشگاه ها اثرگذار است. هدف این پژوهش بررسی وضعیت ادارک از جایگاه اجتماعی در اعضای هیات علمی یکی از دانشگاه های دولتی شهر تهران و بررسی نقش ادارک از عوامل سازمانی، سیاسی و مدیریتی در پیش بینی ادارک از جایگاه اجتماعی اعضای هیات علمی دانشگاه بود. در این مطالعه از 135 نفر از اعضای هیات علمی یک دانشگاه دولتی به صورت دردسترس نمونه گیری انجام شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های ادارک از جایگاه اجتماعی، حمایت سازمانی ادارک شده، سیاست سازمانی ادارک شده، و مشارکت داده شدن در تصمیم گیری های سازمانی استفاده شد. نتایج نشان داد 40 درصد از شرکت کنندگان معتقد بودند جایگاه اجتماعی شغل دانشگاهی در ایران تنزل یافته است. یافته های مدل همبستگی و رگرسیون چند گانه نشان داد که عوامل مدیریتی که عبارت بود از ادارک از مشارکت داده شدن در تصمیم گیری های سازمانی 13 درصد، سیاست سازمانی ادارک شده 3 درصد و حمایت سازمانی ادارک شده 1 درصد از تغییرات ادارک از جایگاه اجتماعی را پیش بینی میکرد. به نظر می رسد مشارکت دادن اعضای هیات علمی در تصمیم گیری های دانشگاهی و ایجاد فضای سیاسی مبتنی بر عدالت و تحمل و ارتقای حمایت های هیجانی و مادی روی ارتقای ادارک از جایگاه اجتماعی و توسعه منزلت اجتماعی اعضای هیات علمی اثرگذار است.
بررسی نقش تعدیل کننده شفقت خود در رابطه ناگویی هیجانی با دل زدگی زناشویی در زنان ناسازگار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش باهدف بررسی نقش تعدیل کننده شفقت خود در رابطه ناگویی هیجانی بر دل زدگی زناشویی زنان ناسازگار انجام شد. روش : پ ژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی بوده و به روش همبس تگی اجرا شد. روش نمونه گیری پژوهش حاضرتصادفی چند مرحله ای خوشه ای بود و 103 شرکت کننده در پژوهش حاضر به پرسشنامه سازگاری زناشویی (اسپانیر،1976)، مقیاس ناگویی هیجانی (باگبی و همکاران،1994) و مقیاس دل زدگی زناشویی (پاینز،1996) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در سطح معناداری 05/0 با آزمون رگرسیون سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ناگویی هیجانی بر دل زدگی زناشویی تأثیر مثبت معناداردارد و شفقت خود بر روی دل زدگی زناشویی تأثیر منفی معناداری دارد. همچنین در رابطه بین ناگویی هیجانی با دل زدگی زناشویی در زنان ناسازگار شفقت خود نقش تعدیل کننده دارد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شفقت خود در رابطه ناگویی هیجانی بر دل زدگی زناشویی نقش تعدیل کننده دارد. بر این اساس هرچه میزان شفقت خود در فرد بیشتر باشد اثرناگویی هیجانی بر دل زدگی زناشویی کمتر می شود.
بررسی رابطه اهداف پیشرفت با هیجانات آموزشی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر پایه یازدهم شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اهداف پیشرفت با هیجانات آموزشی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر پایه یازدهم شهر تهران بود . روش شناسی: جامعه آماری مورد مطالعه کلیه داﻧﺶ آﻣﻮزان دﺧﺘﺮ دﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ پایه یازدهم شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای تصادفی تعداد 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه اهداف پیشرفت میدلتن ومیگلی (1997)، پرسشنامه هیجان آموزشی پکران (2017) و جهت سنجش پیشرفت تحصیلی از معدل دانش آموزان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین اهداف پیشرفت و هیجانات آموزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0>p)؛ نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نیز نشان داد اهداف پیشرفت قادر به پیش بینی هیجانات آموزشی و پیشرفت تحصیلی این دانش آموزان بوده است (156/0 =R) و سهم آن در تبیین واریانس هیجانات آموزشی و پیشرفت تحصیلی برابر با 4/2 درصد بوده (024/0= ). همچنین نتایج حاصل از تحلیل فرضیه های فرعی پژوهش نیز نشان داد بین اهداف پیشرفت بین دانش آموزان سه رشته ریاضی، تجربی و انسانی تفاوت معناداری وجود دارد هیجانات آموزشی نیز در بین دانش آموزان سه رشته ریاضی، تجربی و انسانی تفاوت معناداری داشت.
ادراکِ مردانِ بی وفا (خیانت) از علل و عوامل بازدارنده از روابط فرازناشویی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۹
79-105
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی علل و عوامل بازدارنده از خیانت زناشویی از دیدگاه مردان بی وفا بود. روش: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام مردان بی وفا شهر شاهیندژ در سال 1395 بود که پس از شناسایی تعداد زیادی از آن ها توسط پژوهشگران، از میان آن ها با استفاده از شیوه ی نمونه گیری هدفمند تعداد 12 مرد برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند و موردِ مصاحبه قرار گرفتند. همه مصاحبه ها ضبط و سپس خط به خط دست نویس شد و در نهایت با استفاده از روشِ تحلیلِ تفسیری دیکلمان، آلن و تانر (1989) تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از مصاحبه منجر به شناسایی51 کد اولیه، 9 زیرمضمون و 3 مضمون اصلی در زمینه ی عللِ خیانت زناشویی (1. علل درون فردی: تنوع طلبی جنسی، عدم پای بندی مذهبی، کسب اعتماد به نفس، انتقام. 2. علل بین فردی: نارضایتی جنسی، نارضایتی عاطفی و عدم تعهد. 3. علل محیطی: مهیابودن شرایط خیانت و اختلال در همسرگزینی) و 23 کد اولیه، 5 زیرمضمون و 3 مضمونِ اصلی در زمینه عوامل بازدارنده از خیانت زناشویی (1. بازدارنده های بین فردی: ارضای عاطفی و ارضای جنسی. 2. بازدارنده های محیطی: رفع تحریک کننده های محیطی و رهایی از اجبار انتخابی. 3. بازدارنده های درون فردی: پای بندی مذهبی) در مردان بی وفا شد. نتیجه گیری: پژوهشگران و برنامه ریزان حوزه ازدواج و خانواده می توانند از طریق رفع علل گرایش زوج ها به روابط فرازناشویی و تقویت عوامل بازدارنده در آن ها و محیط کارکردی شان، تا حد زیادی احتمال گرایش این افراد را به روابط فرازناشویی کاهش داده و زمینه ثبات سیستم زوجی و نهاد خانواده را فراهم کنند.
تاثیر آموزش خود _ دلسوزی شناختی بر سلامت روان (جسمانی کردن، اضطراب، بدکارکردی اجتماعی، افسردگی) زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۰
83-104
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین تاثیر آموزش خود-دلسوزی شناختی بر سلامت روان (جسمانی کردن، اضطراب، بدکارکردی اجتماعی، افسردگی) زنان سرپرست خانوار انجام گرفت. روش: روش پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را کلّیه ی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر رشت در نیمه دوّم سال 1394 تشکیل می دادند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه برنامه ی خود-دلسوزی شناختی دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سلامت عمومی ( GHQ ) استفاده شد. داده ها با روش آماری کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر تأثیر آموزش خود-دلسوزی شناختی بر ابعاد سلامت روان (جسمانی کردن، اضطراب، بدکارکردی اجتماعی، افسردگی) زنان سرپرست خانوار مورد تائید قرار گرفته است و زنان سرپرست خانوار گروه آزمایش نسبت به زنان سرپرست خانوار گروه کنترل در پس آزمون به طور معناداری، جسمانی کردن، اضطراب، بدکارکردی اجتماعی و افسردگی کمتری داشتند. نتیجه گیری: به طور کلّی، یافته های پژوهش بیانگر آن است که آموزش خود-دلسوزی شناختی می تواند بر افزایش سلامت روان زنان سرپرست خانوار اثربخش باشد.
اثر بخشی آموزش والدین با رویکرد آدلری بر کاهش احساس گناه و بهزیستی روان شناختی کودکان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۱
60-79
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش تعیین اثر بخشی آموزش والدین با رویکرد آدلری بر کاهش احساس گناه و بهزیستی روان شناختی کودکان افسرده بود. روش : این مطالعه از نظر روش شناسی جزء طرح های شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را همه والدین دانش آموزان کلاس ششم ابتدایی دبستان های شهر کامیاران تشکیل دادند که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ابتدا دو دبستان پسرانه و دخترانه انتخاب و سپس تعداد 60 نفر از والدین دانش آموزان افسرده در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش با رویکرد آدلری ارائه شد. فرزندان والدین شرکت کننده در هر دو گروه، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف (2002) و احساس گناه آیزنک (2007) را تکمیل کردند. داده ها نیز با روش تحلیل واریانس آمیخته تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری احساس گناه دانش آموزان گروه آزمایش، کاهش و بهزیستی روان شناختی آنها افزایش معناداری داشته است. نتیجه گیری: بنابراین، آموزش والدین با رویکرد آدلری بر کاهش احساس گناه و بهزیستی روان شناختی کودکان افسرده اثربخش بوده است .
تاثیر آموزش مفاهیم علوم به شیوه قصه گویی بر مهارتهای اجتماعی و هوش کلامی نوآموزان دو زبانه دوره پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
81 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مفاهیم علوم به شیوه قصه گویی بر مهارت های اجتماعی و هوش کلامی نوآموزان دوزبانه دوره پیش دبستانی شهرستان کارون در سال 1397 بود. جامعه موردتحقیق کلیه نو آموزان دختر و پسر پیش دبستانی شهرستان کارون بود که طی آزمونی مقدماتی تعداد 30 کودک از آنانی که نمرات پایین تری در پرسشنامه مهارت اجتماعی ماتسون و هوش کلامی وکسلر کسب نمودند، به عنوان حجم نمونه به روش هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. طرح پژوهش، شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار پژوهش پرسشنامه مهارت اجتماعی ماتسون و همکاران (1983)، مقیاس هوش وکسلر برای کودکان پیش آموزشگاهی (1964) و بسته آموزش مفاهیم علوم (تجربی-اجتماعی) از طریق قصه گویی بود. داده ها با آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون لوین و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (آنکوا و مانوا) و با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 24) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مفاهیم علوم به شیوه قصه گویی بر مهارت های اجتماعی با سطح معناداری 0001/0 و خرده مقیاس-های آن (رفتار اجتماعی، رفتار غیراجتماعی، پرخاشگری و رفتار تکانشی، اطمینان زیاد به خود داشتن و ارتباط با همسالان) و هوش کلامی نوآموزان دوزبانه دوره پیش دبستانی شهرستان کارون تأثیر دارد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش در سیستم آموزش وپرورش شهرستان کارون بخصوص مراکز پیش دبستانی، موردتوجه قرار گیرد و از نتایج آن در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها استفاده شود تا با کاهش عوامل بازدارنده به تقویت مهارت های اجتماعی و هوش کلامی نوآموزان کمک شود.
بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه مهارتهای تحصیلی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی پرسشنامه مهارتهای تحصیلی بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه نهم شهر شهرکرد بود که از بین آنان 320 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه مهارتهای تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و اهمالکاری تحصیلی بود. معدل دانش آموزان نیز به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی آنان در نظر گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمونهای تحلیل عاملی و همبستگی تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد مدل مفروض با داده ها منطبق است و پرسشنامه مهارتهای تحصیلی دارای شش عامل جداگانه است که عبارتند از مهارت مطالعه و خواندن، ، مهارت یادداشت برداری، مهارت خلاصه نویسی، مهارت تمرکز، مهارت برنامه ریزی و مهارت امتحان دادن. همسانی درونی نیز از طریق آلفای کرنباخ برای شش خرده مقیاس بین 50/0-66/0 و برای نمره کل آزمون 83/0 بود. جهت بررسی روائی سازه همگرا از آزمون اشتیاق تحصیلی و معدل دانش آموزان استفاده شد. ضریب همبستگی بین آزمون مهارتهای تحصیلی و اشتیاق تحصیلی55/0 و عملکرد تحصیلی 31/0 بود که در سطح کمتر از 001/0 معنی دار بودند. جهت بررسی روائی سازه واگرا از آزمون اهمالکاری تحصیلی استفاده شد که نتایج نشان داد همبستگی بین دو آزمون 56/0- بوده و در سطح کمتر از 001/0 معنی دار می باشد. با توجه به نتایج این پژوهش میتوان گفت مقیاس مهارتهای تحصیلی ابزاری معتبر و مناسب جهت سنجش میزان مهارتهای تحصیلی دانش آموزان می باشد.
بررسی نقش شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در روابط میان فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در زمینه های گوناگون زندگی ازجمله روابط میان فردی، به ویژه روابط زناشویی و روابط خانوادگی که از ارج بیشتری برخوردار است، در پژوهش حاضر به بررسی نقش شیوه های دل بستگی و سلامت روانی در روابط میان فردی دانشجویان پرداخته خواهد شد. روش طرح پژوهشی حاضر توصیفی از نوع رگرسیون چندگانه است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی بودند که به کتابخانه این دانشکده مراجعه می کردند. از این جامعه، به شیوه غیر احتمالی از نوع در دسترس، شمار 100 نفر (50 دختر و 50 پسر) انتخاب و به پرسشنامه های مهارت های ارتباطی بارتون (1990)، سلامت روانی گلدبرگ (1972) و آزمون دل بستگی هازن و شیور (1987)، پاسخ دادند. داده ها از طریق ابزار آماری رگرسیون چندگانه به شیوه ورود استاندارد، تحلیل گردید. فرضیه مدل حاضر، به طورکلی در سطح (001/0p
تحلیل عوامل دلبستگی شغلی کارکنان دانشگاه شهید بهشتی و میزان وفاداری آن ها به دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان دلبستگی شغلی کارکنان دانشگاه شهید بهشتی و میزان اهمیت هر یک از مولفه های دلبستگی شغلی از دیدگاه کارکنان است. علاوه بر این نیز همبستگی دلبستگی شغلی کارکنان با وفاداری آن ها نسبت به سازمان و میزان تحصیلات و سابقه خدمت کارکنان مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی کارکنان آموزشی، پژوهشی و مالی دانشگاه شهید بهشتی می باشد که نمونه آماری این پژوهش از طریق فرمول کوکران به تعداد 124 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته میزان دلبستگی شغلی کارکنان و اهمیت هریک از عوامل آن از دیدگاه کارکنان مورد بررسی قرار گرفت این پرسشنامه در دوبخش 20 گویه ای طراحی شد که در مجموع ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه محقق ساخته 0.797 می باشد. این مطالعه نشان داد که اختلاف معناداری در میانگین نمره دلبستگی شغلی کارکنان دانشگاه شهید بهشتی بین وضع موجود و مطلوب آنها وجود دارد و میانگین وضع موجود دلبستگی شغلی کارکنان به میزان 83/0 کمتر از وضعیت مورد مطلوب آنهاست. میانگین دلبستگی شغلی در مجموع به میزان 12/0 پایین تر از میانگین نظری قرار دارد که آماره t برای آن 620/2- بوده و مقدار معناداری آن در سطح کمتر از 05/0 تأیید شده است و فقط میانگین دلبستگی شغلی در مولفه «شرایط شغل و تناسب شاغل با آن» بر خلاف دیگر مولفه ها به مقدار 13/0 بالاتر از میانگین نظری قرار دارد. در خصوص میزان اهمیت هریک از عوامل دلبستگی شغلی از دیدگاه کارکنان مولفه «شرایط شغل و تناسب شاغل با آن» از بیشترین اهمیت برخوردار است، پس از آن مولفه «رهبران و مدیران» جایگاه دوم، مولفه «نظام جبران خدمات و پاداش» جایگاه سوم و مولفه «فرصت های یادگیری و رشد کارکنان» از کمترین اهمیت برخوردار است. همچنین در اندازه گیری دلبستگی شغلی کارکنان بین مولفه رهبران و مدیران با سابقه خدمت کارکنان همبستگی معناداری در سطح آلفای کمتر از 05/0 وجود دارد و بقیه ضرایب همبستگی معنادار نشده اند.
نقش تمایزیافتگی خود و عوامل اقتصادی با میانجیگری تعارضات خانوادگی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۷
143 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تمایز یافتگی خود و عوامل اقتصادی با میانجیگری تعارضات خانوادگی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری تحقیق ، کلیه افراد متاهل شهر بندرعباس بودند که با توجه به جدول مورگان و کرجسی تعداد 420 خانواده به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سهمیه ای انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران ، پرسشنامه نقش عوامل اقتصادی در تعارضات خانواده ، فرم کوتاه پرسشنامه تمایز یافتگی خود ، پرسشنامه چند وجهی شخصیتی مینه سوتا MMPI ، پرسشنامه سنجش نگرش نسبت به آسیب های اجتماعی بود. یافته های پژوهش نشان داد، بین تمایز یافتگی خود و آسیب روانی رابطه وجود دارد اما بین تمایز یافتگی خود و تعارضات خانواده و نگرش نسبت به آسیب های اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین عوامل اقتصادی بر افزایش تعارضات خانواده و آسیب های روانی و اجتماعی نقش دارد، و در نهایت تعارضات خانواده نقش پیش بینی کنندگی بر آسیب های روانی و اجتماعی دارد.نتایج پژوهش حاضر نشان داده است که تمایزیافتگی خود می تواند آسیب های روانی را پیش بینی کند ، همچنین عوامل اقتصادی فاکتور خوبی برای پیش بینی تعارضات خانواده و آسیب های روانی و اجتماعی است.
رابطه احقاق جنسی و نارضایتی جنسی با بی رمقی زناشویی: نقش واسطه ای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضایت جنسی می تواند تأثیر شایانی در رابطه زناشویی و رضایت از آن داشته باشد. این پژوهش با هدف شناسایی رابطه میان احقاق و نارضایتی جنسی با بی رمقی زناشویی با نقش واسطه ای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی و مبتنی بر روش تحلیل مسیر در چارچوب مدل سازی معادلات ساختاری بود. ابزار مورداستفاده پرسشنامه های احقاق جنسی هالبرت (1992)، نارضایتی جنسی هادسون (1981)، تعارض زناشویی براتی (1375) و بی رمقی زناشویی پاینز (1996) بود. جامعه آماری پژوهش همه زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره ای شهرستان زاهدان (320 نفر) در زمستان سال 94 که با روش نمونه گیری خوشه ای شمار 150 نفر انتخاب شدند، بود. داده ها با به کارگیری دو نرم افزار SPSS20 و LISREL8.8 تحلیل شد. یافته های پژوهش گویای این است که تعارض زناشویی نقش واسطه ای میان احقاق جنسی و بی رمقی زناشویی (05/0 P
تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین و اثربخشی برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی بود. روش شناسی: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزندان زیر شش سال شهرتهران بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری در دسترس بود. انتخاب نمونه از میان تمامی مادران دارای فرزندان زیر شش سال مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری تهران در مناطق 3، 5، 14 و 20 در ماه های مهر و آبان 1396 بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه خودکارآمدی والدینی (PSAM) دومکا بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 05/0 و نرم افزار spss بهره گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب، بر افزایش خودکارآمدی والدینی تاثیر معناداری داشت(001/0>P). مقدار اتای محاسبه شده نشان داد که 23 درصد از تغییرات خودکارآمدی والدینی مربوط به عامل آموزش بود. نتیجه گیری: برنامه آموزشی فرزندپروری با تاکید بر نظریه انتخاب بر افزایش خودکارآمدی والدینی موثر می باشد.