فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۹
133-162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کشف نگرش های انتخاب همسر دختران مجرد ایرانی انجام شد. روش: این مطالعه با روش کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. طی این پژوهش، پژوهشگر با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند تعدادِ 15 نفر از دخترانِ 18 تا 30 ساله مجرد را در شهر تهران شناسایی و مورد مصاحبه قرار داد. تمامی مصاحبه ها ضبط و سپس خط به خط دست نویس شدند و سپس با استفاده از روش تحلیلِ مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی دو مقوله اصلی نگرش های کارآمدِ انتخابی با زیرمقوله های (عقلانیت و منطق گرایی، واقع گرایی، باور به خودشناسی، باور به دیگرشناسی، الزامی تلقی کردن رابطه شناختی، باور به تعادل سنجی، باور به همفکری و مشاوره انتخاب) و نگرش های ناکارآمدِ انتخابی با زیرمقوله های (ایده آل گرایی، محدودکننده دانستن انتخاب و ازدواج، ناموثر و غیرضروری تلقی کردن همفکری در انتخاب و تلقی انتخاب و ازدواج به عنوان پل رهایی مطلق از رنج) در زمینه نگرش های دختران در آستانه ازدواج نسبت به انتخاب شد. نتیجه گیری: یافته های حاصل از این پژوهش با شناسایی نگرش های کارآمد و ناکارآمد دختران نسبت به انتخاب، زمینه را برای تدوین برنامه هایی آموزشی و اصلاحی جهت تقویت نگرش های مثبت در این گروه از افراد فراهم کرد و همچنین با شناسایی نگرش های ناکارآمد زمینه را برای رفع این نگرش ها و انتخابی موفق تر فراهم کرد.
اثربخشی درمان شناختی - تحلیلی بر خودکارآمدی و مشکلات بین فردی زنان دارای اختلال شخصیت وابسته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۹
208-229
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی _ تحلیلی بر خودکارآمدی و مشکلات بین فردی زنان دارای شخصیت وابسته بود. ت روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه زنان 19 تا 40 ساله شهر تهران که به مراکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، دفتر مشاوره تنکابنی و دفتر مشاوره پژوهشگر، مراجعه کرده و بر اساس آزمون شخصیت میلون دارای اختلال شخصیت وابسته بودند، تشکیل می داند. از بین افراد جامعه 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض 10 جلسه درمان شناختی _ تحلیلی قرار گرفت درحالیکه گروه کنترل این درمان را دریافت نکرد. افراد گروه کنترل و آزمایش قبل از اجرای مداخلات و یک ماه پس از اجرای مداخلات از طریق پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (1982) و مقیاس مشکلات بین فردی بارخام (1996) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی _ تحلیلی به طور معناداری (P<0.0001) در افزایش خودکارآمدی و کاهش مشکلات بین فردی افراد گروه آزمایش موثر بوده است. نتیجه گیری: متخصصان حوزه سلامت روان می توانند از درمان شناختی _ تحلیلی در بهبود مشکلات بین فردی و خودکارآمدی زنان دارای اختلال شخصیت وابسته بهره مند شوند.
اثربخشی واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر سرمایه ی روان شناختی دختران نوجوان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۱
36-59
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب بر بهبود سرمایه روان شناختی دختران نوجوان بی سرپرست صورت گرفت. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دختران نوجوان ساکن مرکز بهزیستی شهید هاشمی نژاد شهر مشهد بود. نمونه آماری پژوهش 24 نفر از افراد در دسترسی بودندکه نمره پایینی در پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (۲۰۰۷) کسب نموده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. سپس تئوری انتخاب به صورت گروهی در 8 گام برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد وگروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. درانتها، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که واقعیت درمانی گروهی بر افزایش سرمایه روان شناختی و مولفه های آن (امیدواری، خوشبینی، خودکارآمدی و تاب آوری) در گروه آزمایش مؤثر بود. - نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان از این رویکرد در مراکز نگهداری نوجوانان بی سرپرست و کانون های اصلاح و تربیت استفاده کرد.
تأثیر آموزش برنامه بهبود رابطه بر افزایش سازگاری زناشویی زنان کم درآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۲
184-200
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مهم ترین عواملی که بر بقاء، دوام و رشد خانواده اثر می گذارد، سازگاری زناشویی است. سازگاری زناشویی عبارت از وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر را دارند و فرآیندی است که در طول زندگی زن و شوهر به وجود می آید. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه بهبود رابطه بر افزایش سازگاری زناشویی زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) انجام شد. روش: برای این منظور از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تعداد ۴۰ نفر از زنانی که داوطلب شرکت در جلسات بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش به مدت ۶ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش گروهی برنامه بهبود رابطه زناشویی قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. شرکت کنندگان دو گروه قبل و بعد از آموزش فرم ۳۲ سؤالی پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (۱۹۷۶) را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که جلسات آموزش گروهی برنامه بهبود رابطه به طور معنی داری باعث افزایش سازگاری زناشویی و ابعاد مؤلفه رضایت، همبستگی، توافق و ابراز محبت شده است (۰۵/۰> p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان برای افزایش سازگاری و ارتقای رضایت زناشویی خانواده ها از برنامه های آموزشی مهارت _ محور استفاده کرد.
اثر بخشی درمان تلفیقی پذیرش و تعهد-شناختی رفتاری ( ACT-CBT) و رویکرد آموزش مدیریت والدین (PMT) بر سرمایه عاطفی نوجوانان پسر مبتلا به سوء-استفاده جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
71 - 98
حوزههای تخصصی:
سوءاستفاده جنسی از زمره تروماهای روان شناختی است که سلامت نوجوانان را به طور جدی تهدید نموده و آن ها را نیازمند یاری رسانی حرفه ای می کند. این پژوهش با هدف تعیین اثر بخشی درمان ACT-CBT و رویکرد آموزش مدیریت والدین (PMT) بر سرمایه عاطفی نوجوانان مبتلا به سوء استفاده جنسی اجرا شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پژوهش، سه گروهی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. از میان 60 نوجوان پسر 14 تا 17 ساله در شهر اصفهان در تابستان 1397، 45 نوجوان بر مبنای ملاک های ورود و خروج به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل، هر گروه 15 نفر گمارده شدند. پرسشنامه سرمایه عاطفی گل پرور (1395) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. دو گروه درمان ACT-CBT و آموزش مدیریت والدین (PMT) طی 10 جلسه تحت آموزش و درمان قرار گرفتند و گروه گواه هیچگونه درمانی دریافت ننمود. داده ها از طریق تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل گردید. نتایج نشان داد که در سرمایه عاطفی ، فقط گروه درمان ACT-CBT با گروه آموزش مدیریت والدین (PMT) و گروه کنترل دارای تفاوت معنادار هستند (01/0>p)، و بین آموزش مدیریت والدین (PMT) با گروه کنترل تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0<p) . در مجموع، یافته های این پژوهش نشان داد، برای کمک به نواجوانان پسر مبتلا به سوء استفاده جنسی، درمان ترکیبی ACT-CBT از زمره درمان هایی است که می تواند سرمایه عاطفی این نوجوانان را ارتقاء دهد. این ارتقاء موجب افزایش سلامت روان این نوجوانان خواهد شد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بر تاب آوری و اضطراب مادران دارای فرزند کم بینا و نابینا مراجعه کننده به مراکز درمانی سنندج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بر تاب آوری و اضطراب مادران دارای فرزند کم بینا و نابینا مراجعه کننده به مراکز درمانی سنندج بود. روش: طرح پژوهش نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مادران دارای فرزند نابینا و کم بینا مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر سنندج در سال 1397-1398 بود. روش نمونه گیری استفاده شده نمونه گیری خوشه ای بود. ابزار مورداستفاده در پژوهش پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) و پرسشنامه اضطراب بک است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (نمودارها، جدول های توزیع فراوانی، شاخص های مرکزی(میانگین) و پراکندگی(انحراف معیار) استفاده شد و از روش های آمار استنباطی؛ آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره (انکوا) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بر تاب آوری مادران دارای فرزند کم بینا و نابینا تأثیر داشت. همچنین آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بر اضطراب مادران دارای فرزند کم بینا و نابینا تأثیر داشت. نتیجه گیری: آموزش ذهن آگاهی با توجه به اینکه به فرد این امکان را می دهد که به جای پاسخ غیرارادی به رویدادها با تأمل و تفکر پاسخ دهد؛ بر تاب آوری و اضطراب مادران دارای فرزند کم بینا و نابینا موثر است.
رابطه ی علّی انطباق پذیری شغلی بر اساس خودکارآمدی شغلی و ویژگی های شخصیتی و میانجیگری بلوغ شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی علّی انطباق پذیری شغلی بر اساس خودکارآمدی شغلی و ویژگی های شخصیتی و میانجی گری بلوغ شغلی بین کارکنان اداره ی زندان های کرمانشاه، می باشد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان اداره زندان های کرمانشاه می باشد . تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات و داده ها از پرسشنامه های زیر استفاده گردید که عبارتند از الف: انطباق پذیری شغلی ساویکاس(2012) ب: خودکارآمدی شغلی ریگز و نایت (1994ج: NEO و د: بلوغ شغلی ایزدی یزدان آبادی (1385) . جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده گردید . نتایج نشان داد بین ویژگی های شخصیتی با بلوغ شغلی، خودکارآمدی شغلی و انطباق پذیری شغلی وجود دارد . همچنین ویژگی های شخصیتی علاوه بر تأثیر مستقیم، از طریق متغیر بلوغ شغلی نیز بر متغیرهای انطباق پذیری شغلی و خودکارآمدی شغلی تأثیر دارد. همچنین مدل از برازش مناسبی برخوردار است (p<0.01).
اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر نشخوار فکری مادران کودکان اتیسم در شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
طی سال های گذشته تاکنون در حوزه ی مطالعه ی آشفتگی روانشناختی افراد، در مواجه با موقعیت های نامطلوب، توجه به مداخلاتی از جمله فنون چشم انداز زمان که پنج بعد گذشته ی مثبت، گذشته ی منفی، حال لذت -گرایانه، حال قضا و قدری و آینده را در بر می گیرد، برای ایجاد آرامش روانی و سازگاری فردی حایز اهمیت است. با توجه به همین امر پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر نشخوار فکری مادران کودکان اتیسم انجام شد. این پژوهش در یک طرح نیمه-آزمایشی، و طی یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی دو گروهی (یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل) پژوهشی سه مرحله ای با سنجش در خط پایه، پس از مداخله (پس آزمون) و در مرحله پیگیری اجرا گردید. از میان جامعه آماری مادران کودکان اوتیسم، تعداد 30 نفردر شهر اصفهان بر اساس معیارهای ورود به پژوهش به صورت دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه آزمایش(15=n: تحت برنامه درمانی چشم انداز زمان طی 8 جلسه گروهی یک بار در هفته) و گروه کنترل(15=n: مداخله یی دریافت نکرد) گمارده شدند. کلیه شرکت کنندگان مقیاس های امید بزرگسالان اسنایدر اسنایدر(1991) و نشخوار فکری نولن هوکسما و مارلو (1991) را در سه مرحله خط پایه، پس از اجرای درمان چشم انداز زمان ودر مرحله پی گیری تکمیل کردند.
سیر رشد اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی فرایند رشد و تغییر اشتیاق مسیرشغلیدانشجویان دختر دانشگاه الزهرا و مقایسه میزان اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان کارشناسی در بین ترم های تحصیلی مختلف بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع مقطعی بود که با توجه به هدف آن از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه استفاده شد. از بین 6000 دانشجوی کارشناسی تعداد 361 نفر از دانشجویان مقیاس اشتیاق مسیرشغلی (هیرشی، فروند و هرمن،2014) را تکمیل کردند. یافته ها: براساس آمار توصیفی اشتیاق مسیرشغلی و نمره گویه های آن در میان دانشجویان ترم 5 برجسته تر از سایر ترم ها بود. در تحلیل واریانس یکراهه بین میزان اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان دختر در ترم های تحصیلی مختلف تفاوت معنا داری وجود نداشت. اما در مقایسه زوجی میزان اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان ترم یک به طور معناداری کمتر از دانشجویان ترم سه و پنج بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد اشتیاق مسیرشغلی در طول سالهای تحصیلی افزایش می یابد. بنابراین یکی از مهمترین مداخلات مسیرشغلی برای دانشجویان سال اول می تواند تمرکز بر افزایش اشتیاق مسیرشغلی باشد.
خواستگاری مبتنی بر آموزه های اسلامی بر اساس تحلیل کیفی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گزاره های متون دینی، پیش زمینه تشکیل خانواده -که خواستگاری نیز جزئی از آن است - می تواند از عوامل مؤثر بر ثبات خانواده باشد؛ بنابراین، این پژوهش با هدف واکاوی خواستگاری اسلامی بر مبنای قرآن کریم انجام شد. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش شامل کلیّه آیات قران مربوط به مرحله خواستگاری بود که با استفاده از تفاسیر با رویکرد تحلیلی – اجتماعی، مضامین اصلی شناسایی شده برای مرحله خواستگاری، تسهیل گری های خانواده، توجه به آیین های خواستگاری و ضرورت آشنایی ها و ارزیابی های اولیه، انتخاب شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که با توجه به مضامین اصلی، خانواده باید در امر خواستگاری به احساسات دختر و نشانه های میل او، فراهم کردن شرایطی مناسب، دعوت از پسر و شناخت او در حین رعایت حرمت دختر و ایجاد فضای آرام بخش برای دختر و پسر توجه داشته باشد. خانواده باید بازخوردهای منفی اطرافیان را مبنی بر ناصحیح بودن ازدواج دختر کوچک تر قبل از دختر بزرگ تر نادیده گرفته و خود را مقید به این باورهای نادرست ننمایند. از بدو آشنایی باید رفتارهای طرفین مورد توجّه قرار گیرد (در مورد هر دو جنس دختر و پسر، ویژگی های ایمان، کفویت اعتقادی، مسئولیت پذیری، پاکدامنی، داشتن صلاحیت اداره زندگی مشترک، اصالت خانواده و کفویت شخصیتی، فرهنگی و فکری از نکات مهم برای انتخاب همسر است). از طرفی در مرحله آشنایی، از طریق پرسش هایی در مورد قومیت خانواده، شغل، سوابق خانواده، روایت کنونی فرد و اهدافش، شخص مورد ارزیابی قرار گیرد.
طراحی مدل برندمنابع انسانی در سازمانهای دولتی ایران به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه ی پایدار، یک هدف استراتژیک کلیدی در سازمان های دولتی است. محققان بر این باور هستند که توسعه پایدار می تواند با گسترش دامنه منابع انسانی و نقش های بازاریابی سنتی به ابعاد گستره تر مدیریت منابع انسانی و برندمحور، تحقق یابد. «برندسازی منابع انسانی» رویکرد نسبتاً جدید برگرفته از «بازاریابی» است و به منزله روح بازاریابی منابع انسانی است. این عرصه در حال ظهور، فرصت بزرگی برای توسعه ارزش ویژه کارکنان و تثبیت موقعیت سازمان های دولتی به عنوان برند، فراهم می کند. هدف این پژوهش طراحی مدل برندسازی منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران به روش فراترکیب می باشد. پژوهش حاضر به صورت پژوهش ترکیبی (کیفی – کمّی) انجام شده است. بر این اساس در مرحله اول تحقیق به منظور ارایه مدل جامع برند منابع انسانی، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است. بدین ترتیب که بعد از شناسایی مقولات، مفاهیم و کدهای برند منابع انسانی و ارزیابی روایی و پایایی آن، مدل مفهومی اولیه تحقیق شکل گرفت. در مرحله دوم تحقیق که روش پیمایشی را شامل می شود با استفاده از نظرات خبرگان و ارزیابی ضریب نسبی و شاخص روایی محتوا (CVR-CVI)، تبیین مدل برندسازی منابع انسانی میسر گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (مدل تحقیق) مورد تأیید جامعه خبرگان قرار گرفت.
تدوین شاخصها و ترسیم الگوی خانواده تراز در اسلام (از منظر آیات قرآن و روایات) با بهره گیری از تکنیک پژوهش کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
29 - 70
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی خانواده تراز اسلامی با بهره گیری از تکنیک پژوهش کیفی داده بنیاد تدوین شده است. در مرحله اول از پژوهش با مطالعه و مرور دقیق منابع دینی که شامل قرآن کریم و نیز کتب حدیثی معتبر و مشهور می باشد، مقوله های مرتبط با خانواده استکشاف و طی سه مرحله با استفاده از نرم افزارMAXQDA11 کدگذاری شد. در کدگذاری باز 284 مقوله و در کدگذاری محوری که بر اساس شباهت موضوعی دسته بندی شده بودند 54 مقوله به دست آمد و در مرحله آخر پس از رعایت سلسله مراتب کدهای محوری، 5 مقوله گزینشی استنتاج شد. سپس با استفاده از شیوه اعتبار یابی صوری، اعتبار یافته ها از طریق مصاحبه با 7 نفر از صاحب نظران و متخصصان خانواده اسلامی بررسی شد و پس از حصول اشباع، الگوی تدوین شده خانواده تراز اسلامی که از سه بعد پیش زمینه های تشکیل خانواده، ساختار خانواده و کارکردهای خانواده تشکیل یافته است، مورد تأیید قرار گرفت. بر اساس یافته ها در خانواده تراز اسلامی ارتباط میان سه بعد استخراج شده دوسویه و درهم تنیده می باشد و اگرچه شکل گیری خانواده تراز اسلامی به وجود هر سه بعد وابسته است، ولی در میان این سه بعد توجه به کارکردهای خانواده از فراوانی بیشتری در متون دینی برخوردار بوده و از میان کارکردهای مستخرج از متون دینی کارکردهای حمایتی عاطفی نیز بیشترین تعداد از مقوله ها را به خود اختصاص داده است. همچنین در پایان مقاله، راهکارهایی علمی برآمده از نتایج ارائه شده اند.
نقش میانجیگرانه خودکارآمدی در رابطه بین تیپ های شخصیتی هالند و رفتار کارآفرینانه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش میانجیگرانه ی خودکارآمدی در رابطه بین تیپ های شخصیتی هالند و رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه مهندسی فناوری های نوین قوچان پرداخته است. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماري را تمامي دانشجویان دانشگاه مهندسی فناوری های نوین قوچان تشکیل می دهند، که در سال 96-95 مشغول به تحصیل بودند و تعدادشان 713 نفر بود. در پژوهش حاضر با توجه به نمونه گيري تصادفی بر اساس فرمول کوکران 250 نفر انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه استاندارد رفتار کارآفرینانه زامتاکیس و موستاکیس (2007)، پرسشنامه تیپ های شخصیتی هالند (۱۹۵۸) و مقياس خودكارآمدي موريس (2001) بودند. جهت تحليل داده ها ضریب همبستگی پیرسون و فن مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد و در كليه تحليل ها از نرم افزار SPSS-22 و AMOS-22 استفاده گردید. یافته ها نشان داد خودکارآمدی رابطه مستقیم با رفتارکارآفرینانه دارد و نقش میانجیگرانه ای در رابطه بین تیپ های شخصیتی هالند و رفتار کارآفرینانه ایفا می کند ( χ 2 =0.20,GFI=0.91,AGFI=0.93,CFI=0.91,PNFI=0.92,RMR=0.10,RMSEA=0.06 ). به دیگر سخن صرف نظر از تیپ های شخصیتی هالند با ورود خودکارآمدی به معادله کشش افراد به سمت رفتار کارآفرینانه بیشتر می شود. بنابراین برای ایجاد رفتار کارآفرینانه می بایست به ایجاد و تقویت شاخصه های رفتاری تیپ های شخصیتی هالند و خودکارآمدی بپردازیم.
تأثیر گروه تعلیمی و گروه حساسیت آموزی بر میزان اشتباهات ناشی از انتقال متقابل منفی مشاوران/ رواندرمانگران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۸ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۲
201-224
حوزههای تخصصی:
هدف : مشاور شدن بدون رشد کردن، خودآگاهی و کمال یافتن، امکان پذیر نیست و خودکاوی و خود اکتشافی از طریق دریافت مشاوره و روان درمانی ؛ فرصت های بی نظیری را در این زمینه در اختیار مشاور می گذارد. هدف این پژوهش بررسی و تعیین تأثیر روان درمانی گروهی با رویکرد تعلیمی و رویکرد حساسیت آموزی بر میزان اشتباهات ناشی از انتقال متقابل روان نژندانه مشاوران و رواندرمانگران است. روش : برای این منظور ۴۵ نفر (۲۸ زن و ۱۷ مرد) از مشاوران دارای تحصیلات تکمیلی و شاغل در مراکز مشاوره دانشگاهی شهر تهران بطور تصادفی از میان جامعه آماری (۱۳۵ نفر) انتخاب و به طور مساوی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار داده شدند. یافته ها : مقایسه نتایج اجرای مداخله های گروهی (هرکدام ۸ جلسه ۹۰ دقیقه تا ۲ ساعت) روی مشاوران به وسیله «سیاهه اشتباهات درمانی مشاوران» در پیش آزمون و پس آزمون، نشان داد که هر دو گروه تعلیمی و حساسیت آموزی در مقایسه با گروه کنترل، بر کاهش میزان اشتباهات ناشی از انتقال متقابل منفی مشاوران تأثیر معناداری داشته اند. نتیجه گیری : دریافت مشاوره و روان درمانی و نظارت شخصی و گروهی در کاهش اشتباهات مشاوران در فرایند کار با مراجعان مؤثر است.
پیش بینی جهت گیری مثبت نسبت به مدرسه بر اساس یادگیری اجتماعی- هیجانی و رابطه والد-فرزند با میانجیگری ساختار انگیزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی جهت گیری مثبت نسبت به مدرسه بر اساس یادگیری اجتماعی- هیجانی، وضعیت اجتماعی اقتصادی و رابطه والد-فرزند با میانجیگری ساختار انگیزشی انجام شد. روش: روش پژوهش در مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی با تاکید بر روابط علی ممکن بر پایه معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بودند. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای حجم نمونه معادل 481 نفر براورد شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های جهت گیری مثبت نسبت به مدرسه احمدی (1396)، یادگیری اجتماعی-هیجانی کسل (2008)، وضعیت اجتماعی-اقتصادی تیمز (2007)، رابطه والد-فرزند فاین، مورلند و شوبل (1983) و ساختار انگیزشی کاکس و کلینگر (2002) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار spss و Amos انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که همه ضرایب مسیر به جز یادگیری اجتماعی-هیجانی به ساختار انگیزش انطباقی، یادگیری اجتماعی-هیجانی به نگرش مثبت به مدرسه و ساختار انگیزش غیر انطباقی به نگرش مثبت به مدرسه، در سطح 0/01 معنی دار بودند. نتیجه گیری: یادگیری اجتماعی-هیجانی و رابطه والد-فرزند با نقش میانجی ساختار انگیزشی تاثیر چشم گیری بر جهت گیری مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان دارد.
تدوین مدل مفهومی موفقیت تحصیلی : یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل مفهومی موفقیت تحصیلی برای دانش آموزان سال اول دبیرستان بوده است. روش پژوهش کیفی و ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه و مطالعه متون بوده است. جامعه پژوهش، والدین دانش آموزان موفق، معلمان و متخصصان مشاوره و روانشناسی و متون مرتبط با موضوع بوده است. نمونه گیری به صورتبه صورت هدفمند بوده به این صورت که تا جایی که دیگر به اطلاعات جدیدی دست پیدا نمی شد، نمونه گیری نیز پایان می پذیرفت؛ بنابراین نمونه شامل 40 نفر از والدین دانش آموزانِ موفق، 15 نفر از معلمان و 15 نفر از متخصصان رشته های روان شناسی و مشاوره بوده که در یک مصاحبه نیمه ساختاریافته شرکت کردند. متون مرتبط نیز شامل کتب، پایان نامه ها و مقالاتِ منتشرشده و قابل دسترس در سال های 1990 تا 2014 بود. داده های حاصل از مصاحبه با روش نظریه زمینه ای و متون به روش تحلیلِ محتوای کیفی، تحلیل شدند و مقوله های اصلی موفقیت تحصیلی استخراج شد. بدین ترتیب عوامل موفقیت تحصیلی در چهار مقوله اصلی کدگذاری شده که هرکدام دارای مقوله های فرعی دیگری می شد. مقوله های اصلی به دست آمده عبارت اند از: 1- عوامل فردی پایدار شامل مقوله های فرعی هوش، شخصیت و رغبت؛ 2- عوامل فردی ناپایدار شامل خودپنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، اهمال کاری تحصیلی، مهارت های تحصیلی، انگیزه پیشرفت، انطباق پذیری مسیر شغلی و هوش هیجانی؛ 3-عوامل خانوادگی شامل شیوه فرزندپروری، مشارکت والدین، دلبستگی و وضعیت اجتماعی اقتصادی؛ 4- عوامل مربوط به جو تحصیلی شامل ادراک از جو مدرسه و جامعه. به طورکلی موفقیت تحصیلی از عوامل متعددی چون فرد، خانواده، مدرسه و جامعه متأثر است.
اثربخشی مشاوره پیش از ازدواج با برنامه مراقبت زوجین «CARE» بر انتظارات زناشویی و باورهای ارتباطی افراد در شرف ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدواج یکی از پایدارترین روابطی است که بین افراد شکل می گیرد. با پیچیده تر شدن زندگی، باورها و انتظارات زناشویی تغییرات فراوانی یافته است. زوجین جوان نیاز دارند آموزش های لازم زمینه را دریافت کنند.برنامه مراقبت زوجین «CARE» به عنوان برنامه آموزشی پیش از ازدواج با هدف بهبود روابط و تعاملات زناشویی پیش از ازدواج ارائه شد. هدف تحقیق حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش برنامه مراقبت زوجین « CARE» بر انتظارات زناشویی و باورهای ارتباطی افراد در شرف ازدواج بود. تحقیق حاضر از نوع تحققیات نیمه آزمایشی با گروه کنترل آزمایش، طرح پیش آزمون، پس آزمون پیگیری بود. جامعه پژوهش افراد مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره ای و روان شناختی شهر ارومیه در نیمه اول سال 1397 بود، که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش از میان افراد داوطلب 60 نفر که تصمیم قطعی برای ازدواج داشتند، انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه 30 نفری (یک گروه مداخله به روش کر، یک گروه کنترل) قرار گرفتند.جهت سنجش متغیر های وابسته از پرسشنامه انتظارات زناشویی(امیدوار و همکاران، 1388) و پرسشنامه باورهای ارتباطی (آیدلسون و اپشتاین، 1982)بعنوان ابزار پژوهش استفاده شد. گروه آزمایش آموزش های مبتنی بر برنامه مراقبت زوجین «CARE» را به مدت 6 جلسه دریافت کردند. بعداز جمع آوری داده ها جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مگرر استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد، مشاوره پیش از ازدواج با برنامه مراقبت زوجین « CARE» توانسته است انتظارات زناشویی (05/0p< , 199/53f = ) و باورهای ارتباطی (05/0p< , 816/15 f =) در افراد در شرف ازدواج شهر ارومیه را بهبود بخشد. بر این اساس پیشنهاد می گردد تا مشاوران و روان شناسان حوزه خانواده در مشاوره های پیش از ازدواج از مفاهیم برنامه مراقبت زوجین « CARE» در مراکز درمانی و فرایندهای پیش از ازدواج استفاده نمایند.
مطالعه و تحلیل تاثیر رهبری ارتقا دهنده ی سلامت بر قصد ماندن کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت جسم و روان کارکنان از موضوع های مهم و در عین حال قدری مغفول مانده در سازمان های عصر حاضر است که به نظر می رسد مدیران سازمان ها می توانند با هدایت سبک رهبری خود به این سمت بر جابه جایی ها و ترک خدمت کارکنان تاثیرگذار باشند. مقوله جدیدی که در این زمینه در مباحث رهبری مطرح شده است مفهوم رهبری ارتقادهنده ی سلامت می باشد. تحقیق حاضر با هدف مطالعه ی ارتباط رهبری ارتقا دهنده ی سلامت با قصد ماندن کارکنان انجام شد. این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است و به طور مشخص مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه ی آماری این پژوهش، کلیه ی کارکنان ستاد استانی شرکت توزیع نیروی برق استان خراسان جنوبی را دربرمی گیرد که بر اساس آمارهای داخلی این شرکت، برابر 90 نفر مشخص شد. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام گرفت؛ برای برآورد حجم نمونه از جدول نمونه گیری مورگان استفاده شد. ابزار گردآوری داده های این پژوهش، پرسش نام ه است. بدین منظور، برای سنجش متغیر رهبری ارتقادهنده ی سلامت از پرسشنامه ی به کارگرفته شده در تحقیق جیمنز و همکاران (2016) و برای سنجش قص د ماندن از پرسشنامه ی هانت، آسبرن و مارتین (1981) استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق بیانگر این است که فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر تاثیرگذاری رهبری ارتقا دهنده ی سلامت بر قصد ماندن کارکنان تایید گردید و در بین مولفه های هفت گانه رهبری ارتقا دهنده ی سلامت فقط نحوه کنترل کارکنان بر قصد ماندن آنها اثر داشت و اثر گذاری سایر مولفه های رهبری ارتقادهنده سلامت بر قصد ماندن کارکنان معنادار نبود.
اثر بخشی ماندالا درمانی در کاهش اضطراب نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
99 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ماندالا درمانی در کاهش اضطراب نوجوانان انجام شد. پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون گسترش یافته با یک گروه آزمایش و دو گروه مقایسه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان گرمی با دامنه سنی 15 تا 18 سال تشکیل می دادند که از میان آن ها 45 نفر به تصادف انتخاب شد و در سه گروه، یک گروه آزمایش (15 نفر) و دو گروه مقایسه (هر گروه 15 نفر) به تصادف گمارده شدند. آزمودنی ها پرسشنامه اضطراب موقعیتی اشپیلبرگر (1983) را در دو نوبت (پیش آزمون و پس آزمون) تکمیل کردند. از گروه آزمایش خواسته شد که به مدت 20 دقیقه به رنگ آمیزی طرح ماندالا بپردازند، همچنین از گروه اول مقایسه خواسته شد که به مدت 20 دقیقه به رنگ آمیزی صفحه شطرنجی مشغول شوند و از گروه دوم مقایسه نیز خواسته شد به مدت 20 دقیقه به کشیدن نقاشی آزاد بپردازند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت میان گروه ها در پس آزمون اضطراب از لحاظ آماری معنادار است، به این معنی که هر سه روش رنگ آمیزی ماندالا، رنگ آمیزی صفحه شطرنجی و نقاشی آزاد در کاهش اضطراب مؤثر بوده اند. در ادامه نتایج حاصل از آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد روش رنگ آمیزی ماندالا نسبت به دو روش دیگر تأثیر بیشتری داشته است. این تفاوت می تواند بر اثر فراخوانی کنش های خود برای یکپارچه سازی فعالیت ها در جریان درگیر شدن آزمودنی ها در رنگ آمیزی ماندالا تفسیر شود.
تعیین و طراحی الگوی ساختاری رابطه فضیلت سازمانی و عدالت سازمانی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای در بین اعضاء هیات علمی و کارکنان دانشگاه های پیام نور استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه تعیین و طراحی الگوی ساختاری رابطه فضیلت سازمانی و عدالت سازمانی با نقش میانجی اخلاق حرفه ای در بین اعضاء هیات علمی و کارکنان دانشگاه های پیام نور استان خوزستان می باشدو جامعه آماري شامل، کلیه اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاههای پیام نور استان خوزستان بود، که ازطریق نمونه گيري تصادفي طبقه اي متناسب با حجم نمونه و با استفاده از جدول کرجیسی و مورگان حجم نمونه برآوردشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگیبود. که از سه پرسشنامه عدالت سازمانی ، نیهوف و مورمن، ( 1993) با سه مولفه عدالت توزيعي، رويّه اي، مراوده ای و پرسشنامه فضیلت سازمانی کامرون و همکاران، ( 2004) وپرسشنامه اخلاق حرفه ای کادوزير (2002) استفاده شده است که ضریب پایایی الفای کرونباخ آنها به ترتیب 94/0، 93/0 و83/0 بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماریSPSS24 و AMOSE استفاده شده است. یا فته هانشان داد که الف) اثر مستقیم متغیر فضیلت سازمانی بر متغیر عدالت سازمانی به لحاظ آماری معنادار است (74/0 = R). ب) اثر مستقیم متغیرهای فضیلت سازمانی و اخلاق حرفه ای به لحاظ آماری معنادار است (31/0 = R). ج) اثر مستقیم متغیر اخلاق حرفه ای بر عدالت سازمانی به لحاظ آماری معنادار است (16/0 = R).درنهایت اثر غیرمستقیم متغیر فضیلت سازمانی بر متغیر عدالت سازمانی بانقش میانجی اخلاق حرفه ای به لحاظ آماری معنادار نیست. بنابراین متغیر اخلاق حرفه ای رابطه بین متغیر فضیلت سازمانی و عدالت سازمانی نقش میانجی ایفا نمی کند. همچنین در فضای توأم با اعتماد، صداقت و خوش بینی کارکنان از انجام دادن رفتارهای غیرمولد و بی فایده ناشی از بی اخلاقی اجتناب می کنند و به کارهای مولد روی می آورند که این امر زمینه یادگیری و رشد آنها را فراهم می سازد و عدالت سازمانی را بسط می دهد