فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۱۲۱ تا ۱۱٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۲۹
151-160
حوزههای تخصصی:
تعبیر «پاره ها و نکته ها» را از مجله «گزارش میراث» به عاریت گرفته ایم. 2. این بخش، ارزش علمی - پژوهشی ندارد. 3. رعایت اصول فنی و اخلاقی نقد، ضروری است.
بررسی انواع روابط بینامتنی اشعار احمد عزیزی و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۱۹ بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۶
207 - 231
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیرپذیری شاعران از متون دیگر، از جذّاب ترین مقوله های نقد ادبی است. شعر عزیزی از رهگذر تأثیرپذیری از قرآن و سرشار بودن از پشتوانه های قرآنی از عناصر و مناسبات بینامتنی فراوانی برخوردار است که با توجّه به رویکرد بینامتنیّت قابل مطالعه است. در این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی-تطبیقی در صدد بوده ایم تا به بررسی وجوه همسانی و تأثیرپذیری عزیزی از قرآن کریم و چگونگی بازتاب واژه ها، تعبیرات، ترکیبات، مفاهیم و مضامین قرآن کریم در شعر او بپردازیم و سرانجام به این نتیجه دست یافته ایم که از میان انواع روابط میان متنی، رابطه اشعار وی با قرآن کریم از نوع درون نشانه ای، درون- فرهنگی، بینامتنی قوی و درزمانی است و از حیث فنّی و هنری دارای رابطه کامل متنی، کامل تعدیلی، جزئی، واژگانی، مفهومی و تلمیحی است. از این میان، رابطه واژگانی و تلمیحی بارزترین نوع هم حضوری دو متن مورد بررسی است.
تحلیل ابعاد مختلف کهن الگوی آنیموس در افسانه های ایرانی (با تکیه بر کتاب فرهنگ افسانه های مردم ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷۸
196 - 173
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابعاد مختلف کهن الگوی آنیموس در افسانه های ایرانی سنجیده شده است. نتایج این نوشتار نشان می دهد که نیروی مردانه و مذکر در مسیر سفر زن قهرمان نقش مؤثر و حیاتی در رسیدن او به هدف نهایی دارد و با نمادهای ظاهری مانند «دزد» و «تبهکار» و یا مفاهیمی مانند «پوشیدن لباس مردانه»، «انتخاب نام مردانه» و «کنش های مردانه» تکرار شده است. این کهن الگو در روایت های ایرانی، صفاتی نیز مانند میل به خشونت، لجام گسیختگی، حسادت، آرزوی مرگ دیگران، جنگاوری و شجاعت، گفتار حکمیانه و... دارد.
ادب دادوری در حکایت های منظوم و منثور ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
127 - 162
حوزههای تخصصی:
منصب قضاوت یکی از مناصب اجتماعی مهم، حساس و ارزنده است که بر عهده قاضی گذاشته شده و بزرگان دین و بلندپایگان عرصه ادبیات فارسی، شرایطی دقیق را برای آن قائل شده اند. در این مقاله کوشش شده است با بهره گیری از برخی متون ادبی همچون بوستان و گلستان سعدی، مثنوی معنوی مولوی، حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه سنایی، دیوان پروین اعتصامی، سیاست نامه ( سیرالملوک )، چهارمقاله ، روضه خلد ، لطایف الطوایف و نصیحه الملوک ، جایگاه قضاوت و موقعیت قاضیان و تأثیر آنان بر جامعه پیرامونشان مشخص و روشن گردد و تعریفی صحیح از یک قاضی ذی صلاح که متّصف به اوصافی چون امانتداری، پرهیز از هوای نفس و آراسته به زیورهای اخلاقی، دوری از رشوه ستانی و... است به مخاطبان ارائه دهد. روش کار در این پژوهش، تحلیل محتوا بر اساس منابع کتابخانه ای بوده است؛ به گونه ای که در ابتدا متون مذکور خوانده شده، سپس حکایت های قضاوت استخراج گردیده و با توجه به قرابت موضوعی دسته بندی شده اند. بر اساس پژوهش به عمل آمده مشخص شده است به طور میانگین میزان 873/3درصد از حکایت های متون مورد بررسی، به آداب و اخلاق قاضیان پرداخته است. در این میان کتاب های سیاست نامه ، لطایف الطوایف و گلستان سعدی بخش بیشتری از حکایت های خود را به این موضوع اختصاص داده اند. همچنین 25/81درصد آموزه ها به اخلاق اجتماعی قاضیان و تنها 75/18درصد آن به اخلاق فردی آن ها پرداخته است؛ از این میان بوستان سعدی، دیوان پروین اعتصامی، چهارمقاله و نصیحه الملوک غزالی بیشترین سهم استفاده از اخلاق اجتماعی، و مثنوی معنوی و لطایف الطوایف بیشترین سهم استفاده از اخلاق فردی را دارند.
دگرگونی های معنایی «رند» در آثار شاعران عارف (سنایی، عطار،سعدی، خواجوی کرمانی، حافظ)
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال ششم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۴)
99 - 115
حوزههای تخصصی:
«رند» از جمله واژه های است که در ادبیات عرفانی کاربرد زیادی دارد؛ تاکنون شعرا و نویسندگان زیادی در این زمینه تفحص کرده اند. این واژه ، در میان شاعرانِ عارف به گونه متفاوتی به کار رفته است. گاهی به صورت منفی و بعضاً به شکل مثبت از آن استفاده شده است. رند به معنی ، عاشق پیشه ، مخالف زهد و زاهد و نام وننگ ، سرخوردگی و نفرت از نام و ننگ ، زیرک ، بی قید و بند و لاابالی در میان اشعار شاعران به کار رفته است. هدف از این جستار نشان دادن کاربردِ «رند» در میان شاعران بزرگی چون «سنایی» ،«عطار» ،« خاوجوی کرمانی» و « سعدی» و « حافظ » و بررسی دگرگونیِ مفهومِ رند در ادبیاتِ عرفانی است. طبق بررسی در این مقاله واژه رند در دوره دوم در متون فارسی بار مثبتی به خود می گیرد و شخصیتی مثل انسان کامل، با صفاتی چون عاشقی ، دردنوشی و وارستگی به خود می گیرد در «گلستان» و «بوستان» سعدی رند چهره منفی دارداما در غزلیات چهره عاشقانه دارد.عطار رند را مفلس و باده نوش می داند . در دوره سوم رند مفهوم منفی دارد. پس از حافظ رند، به فرصت طلب، حقه باز و فریبکار اطلاق می شد.این جستار سیر دگرگونی «رند » را از دیدگاه برخی از شاعران عارف مورد بررسی قرار می دهد.
تحلیل گفتمان انتقادی کیهان بچه ها در مواجهه با پدیده اجتماعی و سیاسی انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش نشریه های کودکان و نوجوانان در ایران به دوران مشروطه باز می گردد. این نشریه ها از راه اشنا کردن مخاطبان با چگونگی زندگی و اموزش کودکان در کشورهای پیشرفته غربی ، نگاه سنجشی به زندگی خود و دیگران را در کودکان تقویت می کرد. بخش بزرگی از ادبیات داستانی این نشریات از منابع خارجی گزینش و ترجمه می شد و پرکتیس های گفتمانی ان ها از جمله کیهان بچه ها در ارتباط با ساختارهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و بویژه منا سبات قدرت و سلطه شکل می گرفت و با تغییر این مناسبات تغیر شکل می داد . براین بنیاد این پژوهش در نظر دارد با تحلیل انتقادی متن مجله کیهان بچه های منتشر شده در بازه زمانی 5 سال قبل پدیده اجتماعی و سیاسی انقلاب اسلامی و 5 سال بعد ان به عنوان یک پرکتیس گفتمانی در ساحتی سنجشی نسبت به چگونگی تولید این اثر ،چگونگی مصرف ان ، چیستی نظم گفتمانی حاکم بر اثر و چگونگی فعال شدن گفتمان ها به شکل متن به جهت دستیابی به تفسیر خاص و تقویت ان در دو برهه زمانی یاد شده و ابعاد تاثیرپذیری و یا شاید تاثیرگذاری این اثر در رخداد اجتماعی و سیاسی انقلاب در سطح جامعه و گفتمان های حاکم در ان ، بصیرتی به دست اورد.
Библейские образы в поэзии символизма: о методологии анализа (на примере образа Страшного Суда в творчестве М. Волошина)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
В статье рассматривается характер трансформации библейских образов в поэзии символизма, сознательно вторгающегося в область богословия. В центре внимания – творчество М. Волошина, поэта-мифотворца. Анализируется образ великих религий мира – Страшный Суд, на примере которого показаны этапы и методы анализа образа традиции у поэта Серебряного века. Их цель – избежание ошибок интерпретации и оценки, и выявление того нового, что дает поэт в своей концепции в результате трансформации образа. Показано, как начальный комментарий, набор сведений о главном анализируемом образе, расчленяется на существенное и родственное для волошинской мысли и побочное; на фоне первого выявляется знакомое, прозвучавшее в иных трансформациях образа у поэта, – и новое, ранее не бывшее; при этом отсеиваются ложные интерпретации – при учете всего контекста темы у поэта. В итоге дается главное – новое знание, которое дает поэт.
بررسی کلان گفتمان مشروطیت در خاطرات حاج سیاح (دوران خوف و وحشت) بر اساس نظریه تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اثر، متناسب با موضوع خود حاوی کلان گفتمان ها و خرده گفتمان هایی است که عناصر زبانی و معنایی در خدمت تبیین و تفسیر آنها به کار گرفته می شود. خاطرات حاج سیاح محلاتی ، از جمله آثار برجسته در دوره قاجار است که در بخش قابل ملاحظه ای از آن به یکی از رویدادهای سیاسی-اجتماعی زمان، یعنی مشروطیت پرداخته شده و قرار داشتن مؤلف در جبهه مشروطه طلبان، این صبغه را پررنگ تر ساخته است. بررسی کلان گفتمان مشروطیت در این اثر بر اساس الگوی نسبتاً جامع فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، نماینده نگرش مثبت نویسنده به مسئله مشروطیت و به کارگیری عناصر زبانی و واژگانی، دستوری و بیانی و... در موافقت با این رویداد است. در جبهه مخالف مشروطه خواهان، مخالفان آن قرار دارند که دقیقاً روی دیگر سکه را می نمایانند و برخورد انتقادی نویسنده در سه ساحت توصیف، تفسیر و تبیین با آن ها این امر را برجسته تر می کند.
تحلیل نشانه معناشناسی داستان قرآنی حضرت موسی(ع) و فرعون
حوزههای تخصصی:
نشانه - معناشناسی یکی از مباحث نو در نقد ادبی است که در تجزیه و تحلیل انواع متون و نیز فهم چگونگی تولید و دریافت معنا کاربرد بسیاری دارد. امروزه نشانه- معناشناسی حوزه هایی فراتر از نشانه شناسی کلاسیک و ساخت گرا را در برمی گیرد. یکی از این حوزه ها، اشکال روایی گفتمان است که در قالب نظام های گفتمانی آشکار می شود و در آن نشانه ها، ویژگی نشانه پذیری مجدد می یابند و از نشانه های معمول و کلیشه ای وارد نشانه های معمول و نور می شوند. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی - توصیفی به بررسی مؤلفه های مذکور در داستان حضرت موسی(ع) و فرعون پرداخته شده است. این داستان به دلیل داشتن ماهیت گفتمان روایی، حاوی شَوِش ها و کُنِش های متعدد و ارزش محور است و از این لحاظ برای بررسی نشانه-معناشناسانه نظام های حاکم در آن درخور توجه می باشد. در این پژوهش هژمونی مطلوب حضرت یعنی ابلاغ و ترویج حقانیت و یگانگی خداوند به کمک نشانه - معناشناسی نشان داده می شود. در این جستار، انواع نظام های گفتمانی از قبیل نظام کنشی، نظام عاطفی و نظام تنشی و شگردهای پردازش مفهوم، انتقال پیام و ارتباط با مخاطب در داستان ارزیابی و نشان داده شد چگونه حضرت، با استفاده از نظام های گفتمان به تبیین حقانیت و احدیت خداوند و نجات قومش می پردازد و گفتمان توحید را هژمونیک می نماید.
ملامح الحکمه فی الشعر الجاهلی والشعر الحدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
85 - 112
حوزههای تخصصی:
الحکمه خلاصه تجربه ومعاناه ونظره إلی الکون والمجتمع، یطلقها صاحبها بکلام موجز ودقیق لیعبّر عن حقیقه أو رأی أو مبدأ، یوجّه إلی الأجیال الصّاعده للاتعّاظ والإرشاد، وشروطها أن تکون عامّه وشامله، ولکی یکتب لها الخلود یجب أن تنطبق علی کلّ الناس فی کلّ زمان ومکان، والحکمه موجوده فی الشّعر العربیّ منذ نشأته وعلی مرّ العصور الأدبیه إلی عصرنا الحاضر والنّاس یحتاجون إلی مَن یرشدهم، ویستخلص لهم عبر الزمان، فالشّعراء الحکماء هم السابقون فی إیصال الأفکار إلی الناس بشعرهم. درست هذه الورقه العلمیه معتمده علی المنهج الوصفی- التحلیلی، ملامح الحکمه فی الشعر الجاهلی والحدیث.تستهدف هذه الدراسه التعرّف علی الحکمه وأقوال الحکیمه فی شعر الجاهلی والحدیث علی أساس المنهج التوصیفی التحلیلی. کانت أشعار الحدیثه فی مجال الحکمه هی سهله الألفاظ دون التعقید وخیر الکلام کما یقال هو ما ائتلفت ألفاظه وائتلقَت معانیه وکان قریب المأخذِ، بعیدَ المرمی، سلیماً مِن وصمهِ التَّکلّفِ، بریئاً من عشوهِ التَّعسّف، غنیّاً عن مراجعه الفکره.
بررسی مؤلفه های تصویر و درون مایه در داستان های کودکانه صمد بهرنگی
حوزههای تخصصی:
درون مایه و تصویر نقش مهم و سازنده ای در داستان های کودکان دارند. انتخاب درون مایه و پردازش مناسب آن نقش مهمی در جذب مخاطب دارد. نویسندگان ادبیات کودک درون مایه هایی را برای داستان انتخاب می کنند که جذاب و تفکر برانگیز باشد. تصویر نیز به عنوان یک عنصر کلیدی باید کودک را در درک درون مایه داستان یاری دهد و ترغیب کننده حس زیباشناسی مخاطب و تخیل برانگیز باشد. روش تحقیق به صورت اسنادی و تحلیل کمی محتوای آثار است. در این پژوهش به مولفه هایی چون، درون مایه و بسامد آن، شیوه ارائه درون مایه، رابطه عنوان داستان با درون مایه، تصویر و نقش آن در ارائه درون مایه پرداخته می شود. موضوع داستان های بهرنگی پیرامون مسائل اجتماع و بحران-های جامعه است. در آثار بهرنگی، تنوع موضوع و درون مایه نسبتا کم است. تک بعدی بودن آثار (اجتماعی) باعث شده مخاطبان او اغلب از طبقه خاص جامعه باشد. رابطه تصاویر با درون مایه، اغلب رابطه ای تکمیلی است. تصویر، به ارائه بهتر درونمایه کمک می کند. تصاویر سیاه وسفید، استفاده ار رنگ-های خنثی وغمگین (خاکستری و سیاه) با درون مایه داستان ها هماهنگی دارد.
سیمیائیة المکان فی روایة البئر لإبراهیم الکونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۰
59-77
حوزههای تخصصی:
تطرق هذا البحث إلى سیمیائیة المکان فی روایة البئر لإبراهیم الکونی، وهو کاتب وروائی وصحفی ولد فی غدامس بلیبیا. اهتم فی کثیر من روایاته بالمکان ودلالاته النفسیة والاجتماعیة والسیاسیة، کما اهتم بالمکان فی روایاته خاصة البئر إذ عالج قضایا تتعلق بأبناء صحراء لیبیا الکبیرة عامة وقبیلته المسماة بالطوارق خاصة. تمت هذه المقالة فی محورین: المحور النظری والمحور التطبیقی وفقا للمنهج الوصفی والتحلیلی. فبدایة تطرق إلى تعریف السیمیائیة والمکان وتبیین أهمیتهما، ثم فی القسم التطبیقی قامت المقالة بدراسة المکان وکشف دلالاته الاجتماعیة والسیاسیة والنفسیة المختلفة حسب منهج بیرس السیمیائیة الذی ینطوی على: الرمز، والمؤشر، والأیقونة. وفی نهایة المطاف توصلت المقالة إلى النتائج التالیة: اضطلع المکان بدور مهم فی روایة البئر فلم یکن مجرد دیکور خشبی لکی تتمسرح علیه سائر عناصر الروایة السردیة، وإنما احتوى على معان نفسیة، واجتماعیة، وسیاسیة متعددة. انقسم المکان حسب تأثره من شخصیات الروایة إلى أنواع مختلفة، منها: المکان اللامحدود، والمکان الألیف، ومکان الاتصال، والمکان العالی، والمکان المشکلی، والمکان الذاکراتی، والمکان الحربی، والمکان الاجتماعی.
صوره الآخر الشرقی فی أدب الرحلات لغاده السمان «کتاب شهوه الأجنحه نموذجا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
165 - 184
حوزههای تخصصی:
یدرس علم الصوره فی معناه الخاص صوره الآخر وثقافته فی النص الأدبی، ویتناول تفاعله مع الأنا بالبحث. والحقیقه أن الوعی بالذات یمرّ بالآخر، والشعور بالهویه یبرز فی مواجهته، ویتمثل قدر کبیر من هذا التفاعل فی أدب الرحلات. أصدرت السمان لحد الآن خمسه أعمال فی أدب الرحلات توفر ماده دسمه للدراسات الصورولوجیه. وهذا البحث باعتماد المنهج الوصفی- التحلیلی ومن خلال الترکیز علی المنهج الاجتماعی والمقارن یحاول أن یلقی الضوء علی الجزء الأول من کتابها: «شهوه الأجنحه»، المکرس علی «الشرق الأقصی»، وذلک لفهم خصوصیه الأنا والآخر والأوهام والانحرافات الفکریه لکل منهما تجاه الآخر. والنتائج تدل علی أن الرحله إلی الشرق الأقصی تمت للهرب من الواقع الألیم، والسعی نحو المجهول، بعد ما أصیبت السمان بالاغتراب الروحی؛ أما الهرب من الواقع فلم یتحقق؛ إذ إن صوره لبنان ودمشق تطلّ من ثنایا کل سطر، ومن تضاعیف أی مشهد. ویبدو أن السمان تأثرت مسبقا بانطباعات أدباء الغرب الرومانسیین عن الشرق الساحر والغامض؛ کما أنها زارت الشرق الأقصی مباشره؛ فتجربتها حضوریه مباشره، ومتأثره فی الوقت نفسه بالصور والنصوص السابقه. والسمان أدیبه أوّلاً، ثم رحّاله ثانیاً، فتأخذ عناصر لوحاتها الفنیه والأدبیه من الواقع الألیم أو السارّ ثم تُضفی علیها کثیراً من الألوان والظلال حتی تخرج فی شکلها الفنی والمؤثر، مع هذا کله تبدو غالباً موضوعیه وصادقه وتتجنب - قدر الإمکان- الوقوع فی فخّ التعمیم والتشویه السلبی، ولکن مع المدن لا حیاد، والموضوعیه أکذوبه. ثم إن الاختلاط مع الشعوب المختلفه وضعت أمامها مجالا طیبا للمقارنه ودفعها إلی الإعجاب بحضاره الشرق الأقصی العریقه، وبجمالها وسحرها، مثلما حملها علی شجب مظاهر التخلف والفقر والخرافه فی هذا الشرق واستغراق أهله فی الحیاه الاستهلاکیه والحضاره المادیه.
مقایسه تطبیقی تعلیم و تربیت در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۰
163 - 192
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت یکی از بنیادی ترین اصول در تمامی فرهنگ های بشری و پلکانی برای عروج به عالم انسانی است و هدف عمده پیامبران و مصلحان اجتماعی چیزی جز تعلیم فضایل تربیتی و پرورش خصائل نیک انسانی نبوده است. از منابع مهم تعلیم و تربیت آثار فاخر ادبی، منظومه های شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر هستند که پر از نکته ها و دستورالعمل های تعلیمی و تربیتی اند و تاکنون کمتر به آن ها پرداخته شده است. ازاین رو با مطالعه کتابخانه ای این آثار می توان ضمن شناخت مؤلفه های تربیتی دو فرهنگ ایرانی و یونانی به این مهم دست یافت که مهم ترین دغدغه های تربیتی هریک از این فرهنگ ها کدام اند؟ و چگونه می توان با شناخت و تدوین، تشریح و تفسیر آن ها نسل امروز را به آموختن و تبعیت از این اصول نیک اخلاقی سوق داد. مقایسه تطبیقی آثار مورد اشاره بیانگر این واقعیت است که مؤلفه های تربیتی مانند نرم خویی، رایزنی و... در این دو فرهنگ علاوه بر اینکه نقاط مشترک بسیاری دارند، برای تأمین سعادت نوع بشر چه در گذشته و چه امروز نیز بسیار کارساز و راهگشا هستند و در حماسه هومر این مؤلفه ها در مراحل اولیه تکامل اندیشه بشری هستند درحالی که حماسه فردوسی در این زمینه بسیار کامل تر و پخته تر است و وضوح و شفافیت مؤلفه های تربیتی در آن بسیار بیشتر از حماسه هومر است.
بررسی ویژگی های سبکی سفرنامه «بستان السیاحه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بستان السیاحه اثر حاج میرزا زین العابدین شیروانی، یکی از مهمترین آثار عصر قاجار است. این اثر دایره المعارف مانند، علی رغم ارزشهای زیادی که دارد، چندان که باید و شاید شناخته و شناسانده نشده است. این جستار در پی آن است که این اثر را با رویکرد سبک شناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد؛ بر این اساس، اثر مذکور به شیوه توصیفی و تحلیل در سه سطح فکری، زبانی و ادبی مورد مطالعه قرار گرفته است. دستاورد پژوهش نشان میدهد که موضوع غالب در این اثر از منظر اندیشگانی، فلسفه و عرفان، تاریخ و جغرافیا، طب، نجوم، موسیقی، مذهب و نحله های مختلف فکری و مذهبی، جامعه شناسی، مردم شناسی و... است. از نظر زبانی، مقوله هایی چون ترکیبات بدیعی، واژه های هندی، نوادر لغات، حذف، کاربرد صورت قدیمی ماضی استمراری و... بسامد بالایی دارد و حضور انواع تجنیس و تسجیع و بهره گیری از انواع تشبیهات خیال انگیز و تناسب های گسترده و... شاخصه های اصلی سطح ادبی آن محسوب میشود.
مقایسه الگوی وزن در غزل معاصر و الگوی خانلری از وزن غزل فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های اصلی تحول غزل معاصر، تغییر نسبی دایره عروضی و ورود وزن های تازه به این قالب است. با این حال در پژوهش ها، تنها به بررسی وزن های تازه برخی از شاعران بسنده شده و الگوی وزنی غزل معاصر استخراج و تحلیل نشده است. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی، ابتدا وزن بیش از 2500 غزل از ده شاعر برجسته معاصر استخراج و با الگوی خانلری از وزن های غزل مقایسه شده است. همچنین میزان سنت گرایی شاعران در پیروی از الگوی وزن کهن و نوآوری آنان در استفاده از وزن های تازه، تحلیل و مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد که از میان بیست وزن اصلی غزل، سیزده وزن همچنان از وزن های اصلی اند و وزن هایی دیگر به این الگو اضافه شده است؛ هر چند بسامد سرودن غزل بر اساس الگوی خانلری، در کل پانزده درصد کمتر از معدل غزل فارسی است. همچنین در غزل معاصر از وزن های کوتاه کاسته و بر وزن های متوسط، بلند و دولختی افزوده شده است. البته وزن های متوسط، بیشترین بسامد را در غزل معاصر دارد. از شاعران معاصر، بهبهانی و منزوی بیشترین نوآوری و الگوشکنی را در وزن غزل داشته اند و عارف قزوینی، رهی معیری، شهریار و مردانی، بیشترین انطباق را با سنت های عروضی نشان داده اند و محمدعلی بهمنی، عماد خراسانی، فرخی یزدی و ابتهاج، در حد فاصل نوآوری و سنت قرار گرفته اند.
قرآن درست کردن (تأملی بر بیتی از سعدی شیرازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات پارسی سرشار از ستایش مقام و منزلت پیامبر اکرم (ص) است. یکی از معروف ترین نعت های نبوی، در دیباچه بوستان سعدی رقم خورده است. ابیات این بخش، شهرت فراوانی یافته و به مرور زبانزد خاص و عام گردیده است. یکی از بیت های مشهور این ستایش نامه، بیت: یتیمی که ناکرده قرآن درست کتبخانه چند ملت بشست است. عموم شارحان و مفسران بوستان در توضیح این بیت، عبارت «قرآن درست ناکردن» را به «تمام نشدن وحی» تعبیر کرده اند. این در حالی است که اصطلاح مذکور، در حوزه کتابت و تدوین قرآن کاربرد داشته است. ما در این نوشته می کوشیم با بررسی دقیق نظرات شارحان، به واکاوی اصطلاح «قرآن درست کردن» در دست نویس ها و متون فارسی بپردازیم و از این رهگذر معنای دقیق بیت را- که عموم شارحان بوستان بدان عنایتی نداشته اند- تبیین کنیم.
ظرفیت ها و محدودیت های اسطوره پردازی در رمان جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۳
243 - 280
حوزههای تخصصی:
اسطوره و اسطوره پردازی از تمهیداتی اساسی است که مناسبت قابل توجهی با پدیده جنگ دارد و نویسندگان جنگ با توسل بدان می توانند آثار ادبی ماندگاری خلق کنند. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ظرفیت ها و محدودیت های اسطوره پردازی در رمان های جنگ بررسی شده است. نگارندگان با تأمل در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، روان شناختی، فرهنگی و... مسلط در دوران جنگ، به کشف و واکاوی بسترها و موانع اسطوره پردازی در رمان های جنگ پرداخته اند. مطالعات انجام شده نشان می دهد، ظرفیت هایی مانند تأثیرپذیری و الگوبرداری جنگ از انقلاب اسلامی و تأثیر انقلاب در به کارگیری اسطوره ، تأثیر دین در خلق و بازپیدایی اسطوره ها، شباهت ساختار روایت انقلاب و جنگ با ساختار کلان پایه اسطوره ایرانی؛ یعنی تقابل خیر و شر و...، می توانستند محل توجه نویسندگان برای خلق رمان های اسطوره ای ماندگار باشند؛ از سوی دیگر، محدودیت هایی مثل نگاه تک ساحتی و احساس استغنای بسیاری از نویسندگان نسبت به شناخت اساطیر ایران و اساطیر دیگر ملل، و همچنین عواملی از این دست، در گرایش نویسندگان جنگ به اسطوره موانعی به وجود آورده است.
تحلیل طنزپردازی در حماسه های مضحک منظوم از منظر ناسازگاری ها (با تکیه بر موش و گربه، مزعفر و بغرا، صوف و کمخا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۳
77-100
حوزههای تخصصی:
طنز در متعالی ترین شکل خود، نوعی نقد جامعه شناسانه است و به موازات آن، ماهیت نقد، امکانات تازه ای را کشف می کند و به مفاهیم هیئت تازه می بخشد. حماسه های مضحک، از خلاقانه ترین اشکال طنز و حاصل تلفیق گفتمان های طنز و حماسه اند که در تاریک ترین دوره سیاسی ایران تولد یافته اند. مردمی که «جنگ» را در هجوم، قتل و غارت مغول و تیموری، به بدترین شکل تجربه کرده اند، روح عصیانگرشان آنان را برآن می دارد تا به هر شیوه ممکن، ماهیت نبرد را به چالش بکشند و چه قالبی مطمئن تر از طنز و شخصیت های مضحک؟ مهم ترین حماسه های مضحک منظوم ادبیات فارسی پیش از مشروط عبارت اند از: موش و گربه، مزعفر و بغرا و صوف و کمخا. این آثار، از لحاظ به کارگیری سازوکارهای حماسی بسیار غنی تر از حماسه های مضحک پس از مشروطه اند، تقابل دوگونه گفتمان در آن ها وضوح بیشتری دارد و از جهت ویژگی های اصلی این نوع ادبی، از اصالت ویژه ای برخوردارند و با بررسی آن ها می توان به اصلی ترین شگردهای تلفیق گفتمان های طنز و حماسه راه برد؛ زیربنای شکل گیری هر طنزی، عنصر «ناسازگاری» است و بهترین روش شناخت کیفیت آثار طنز، بررسی شگردهای ناسازگاری در آن هاست. مهم ترین عناصر طنزساز در این آثار، برآمده از ناسازگاری «گفتمانی» و «معنایی» ست. انتقاد در ناسازگاری گفتمانی، در دو کارکرد: نقد قدرت حاکمه و ارزش های اجتماعی در نوسان است و در این بخش، طنزپردازان به شرح نمادینی از اوضاع جامعه و بیان اصلی ترین نیازهای جامعه خود می پردازند و با ایجاد ناسازگاری معنایی با نقد ضد قهرمان و رذایل موجود در اجتماع، عوامل عدم پیشرفت جامعه را به مخاطب یادآور می شوند.