فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۰۸۱ تا ۱۱٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی، از جنبه های گوناگونی معجزه است. گاهی این اعجاز در «معارف» قرآن است، گاهی در «مباحث علمی»، اعجاز را جستجو می کنند و زمانی آن را در «جلوه های زیباشناسی ادبی» می یابند. از آن جایی که قرآن کریم، در دوره ای نازل شد که دانش های «بلاغی و ادبی» در میان مردم عرب آن زمان، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده بود، لذا می توان ادعا کرد، اعجاز قرآن از زوایه «بلاغت» نقش بسزایی را در معرفی این کتاب آسمانی داشت. همه قرآن معجزه است، تک تک سوره ها و آیات آن، و حتّی واژگان و شیوه گزینش و چینش آنها در بین آیات، خود حکایت گرِ نوعی زیبایی در قرآن می باشد. در این نوشتار، بطور گذرا به بررسی جلوه های زیبای ادبی و بلاغی در سوره مبارکه «قم ر» پرداخته ایم، و بر این باوریم تمامِ این سوره همانند دیگر سوره های قرآن، از نوعی زیبایی ادبی بسیار شگفت، برخوردار است. تصویر کلی سوره قمر، فرجامِ «تکذیب کنندگان» را در چند مرحله به نمایش می گذارد، که در این بین آرایه های ادبی بلاغی در نقش «بازیگران» و نظم آهنگ بسیار دقیق سوره به عنوان «موسیقی متن»، نمایش هنرمندانه ای از درون مایه سوره قمر که بیشتر «انذار» و «هشدار» برای تکذیب کنندگان است را به مخاطب نشان می دهد. پیوند ادبی معناییِ سوره قمر، با سوره پیشین (نجم) و سوره پسین (الرحمن) نیز بر زیبایی این نمایش افزوده،که ما در این نوشتار به بررسی آن خواهیم پرداخت.
انواع زندگی نوشت های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتن از زندگی به منزلة یکی از فروع تاریخ نگاری، در تمدن های مختلف سابقه ای دیرین دارد. سنت زندگی نگاری در ایران با حرکت در شاخه هایی نظیر زندگی نامه نویسی، اتوبیوگرافی نویسی، یادداشت نویسی، سفرنامه نویسی، خاطره نویسی و نامه نگاری، یکی از رایج ترین گرایش های تاریخی-ادبیِ معاصر را شکل داده است؛ اما با وجود کثرت اقبال بدان و شکل گیریِ هزاران کتاب و تک نگاشت در دو سده و بویژه در دهه های اخیر در ایران، هنوز نمی توان از ژانری کلی مشتمل بر انواع نوشتارهای مشتمل بر روایتی واقع گرایانه از زندگی بشر نشان یافت. این مقاله با طرح ایدة «زندگی نوشت» به منزلة فرا ژانری که همه انواع و گونه های فرعیِ نوشته های مبتنی بر ماجراهای واقعی زندگی انسان را دربردارد، با بهره مندی از پژوهش های گذشته، به ارائه طبقه بندی جدید و بازتعریفی از گونه های متعدد آن می پردازد. سه جریانِ «خویشتن نگاری»، «دیگرنگاری» و «وقایع نگار ی»، مهم ترین جریاناتی هستند که در زندگی نگاری ها دنبال می شوند. روایت زندگی آدمی با رویکرد واقع گرایانه، وجهِ غالبِ خویشیِ زندگی نوشت ها است. اما در کنار این وجه اصلی و برخی وجوه فرعیِ مشترک، قالب های متنوعِ این اَبَر ژانر، نقاط فصلی به صورت مرزهای سیال، لطیف و گاه غیر صریح دارند. در نوشتارِ پیش رو، با طبقه بندی این نوشته ها به اعتبار جایگاه راوی نسبت به سوژه در وهلة اول و نیز برخی ملاحظات ساختاری نظیر صورت، محتوا و حجم، رایج ترین گونه ها در زندگی نوشت های فارسی از قبیل زندگی نامه ، فرهنگ زندگی نامه ای، زندگی نامک، کارنامه، کارنامک، یادنامه، تک خاطره ، تک خاطرات، خاطره نامه ، اتوبیوگرافی ، یادداشت نامه، خاطره نامة گزارشی، سفرنامه، دل نامه، نامة شخصی و وصیت نامه شخصی به شمار آمده است. این پژوهش پس از ملاحظه بیش از ۵۰۰ اثر و به شیوه ای توصیفی- تحلیلی انجام شده است.
واکاوی عنصر زبان در رمان شبی که جرواسک نخوانَد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبی که جرواسک نخوانَد، نوشته ی جمشید خانیان، یکی از آثار برجسته در حوزه ی رمان نوجوان است که توجه بسیاری از منتقدان و خوانندگان را برانگیخته است. ازآنجاکه زبان، اصلی ترین ابزار نویسنده برای آفرینش متن ادبی است، در پژوهش پیش ِرو، زبان این رمان در سه سطح واژگانی، نحوی و بلاغی بررسی شده تا ویژگی های بنیادی آن شناسایی شود. از مهم ترین ویژگی های زبانی این رمان می توان به موارد زیر اشاره کرد: فراوانی فعل هایی که بر حرکت دلالت می کنند، دگرگونی ناگهانی ساخت فعل ماضی، چیرگی ویژگی های صرفی زبان معیار بر گونه ی گفتاری آن، فراوانی جمله های کوتاه، جابه جایی ارکان جمله، تکرار برخی جمله ها، آهنگین بودن کلام، تقابل (برجسته ترین آرایه ی اثر)، توصیف و تصویر (پرشمارترین و آشکارترین آرایه)، نمادسازی و اقتباس. درنگ بر این ویژگی ها و جزئیات آن، نشان می دهد که بسیاری از آن ها در ساختار کلی رمان کارکردی مثبت دارند و در پرداخت عناصر گوناگون داستان (موضوع، درون مایه، شخصیت، فضا و...) اثرگذار بوده اند. این ویژگی ها گویای توجه نویسنده به اهمیت زبان در بهبود کیفیت اثر و انتقال بهتر اندیشه است و می تواند یکی از عوامل توجه منتقدان گوناگون به داستانی با موضوع تکراری جنگ و برگزیده شدن این رمان در چندین جشنواره های باشد. واژه های کلیدی: جمشید خانیان، جنگ، رمان نوجوان، شبی که جرواسک نخواند، زبان.
بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی در کنایه های فارسی و مصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره های مفهومی از جمله نطریات مورد بحث در حوزه زبان شناسی شناختی است که نحوه ادارک و شناخت مفاهیم مختلف در ذهن را مورد بررسی قرار می دهد. از آنجا که درک این مفاهیم با روابط تجربی انسان ارتباط مستقیمی دارد، استعاره های مفهومی را باید در رفتارهای روزانه او، از قبیل گفتار بررسی نمود؛ که البته می تواند در شناخت عقاید، فرهنگ و زبان ملت های مختلف نیز کارساز باشد. از این رو، بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی در زبان اقوام و ملل مختلف، آن هم بر اساس گونه های زبانی آنها نظیر امثال و کنایات ضروری به نظر می رسد. کنایه، بعنوان نماینده گفتاری ملت ها می تواند نمونه خوبی جهت مقایسه و تطبیق زبان دو یا چند ملت از لحاظ شناختی باشد. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از شیوه تحلیلی- نموداری؛ درصدد بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی براساس حوزه مبدأ آنها هستیم و پس از آن با تحلیل آنها در سه بخش 1. مطابقت واژگانی و مفهومی کامل، 2. مطابقت نسبی واژگانی و مفهومی کامل و3. عدم مطابقت واژگانی همراه با مطابقت مفهومی کامل؛ به کشف ارتباط تطابق واژگان دو زبان در تعیین حوزه های مفهومی می پردازیم. شایان ذکر است که جامعه آماری در این پژوهش ششصد و شصت و پنج کنایه مصری است که به صورت تصادفی گزینش شده است و در پایان هر بخش نتایج تحلیل ها و بررسی های انجام شده، به صورت جدول و نمودار ترسیم می شوند. به نظر می رسد که بیشترین حوزه مفهومی مبدأ در دو زبان به ترتیب شامل حوزه «بدن» و «اشیاء» باشد.
آیین قربانی در شاهنامه (داستان رستم و اسفندیار و سیاوش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قر بانی یک آیین مذهبی است که در میان اقوام و ملل مختلف با اهداف گوناگون رواج دارد. بسیاری از سنت های دینی برای دور ماندن از بلایا و یا رفع آن، کشتن یک حیوان را توصیه می کنند. برخی از پژوهشگران کشتن شتر به دستور اسفندیار در داستان «رستم و اسفندیار» و همچنین کشته شدن سیاوش به دستور افراسیاب و سرخه به دستور رستم را نوعی آیین قربانی قلمداد می کنند. در پژوهش حاضر که به شکل بنیادی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، سعی کردیم تا نشان دهیم که در داستان «رستم و اسفندیار» ( کشتن شتر به دستور اسفندیار) و در داستان سیاوش ( نحوه کشتن سیاوش و سرخه) عمل آیینی قربانی وجود ندارد. برای روشن شدن این امر، پس از تحلیل و تعریف آیین قربانی، به تحلیل داستان رستم و اسفندیار و سیاوش در شاهنامه پرداخته شده است. درنهایت، هیچ نشانه ای از آیین قربانی در این دو داستان وجود ندارد و در داستان رستم و اسفندیار کشتن شتر نوعی بلاگردانی است.
شگردهای اقتدرزدایی از اسکندر در داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسکندر مقدونی شخصیتی ست که در تاریخ و ادب فارسی نقش آفرینی پررنگی داشته است. او را هم گجستک و ویرانکار می خوانند و هم پادشاهی آرمانی و پیامبری برگزیده. درادبیات عامه نیز اسکندر درقالب قهرمان و پادشاهی کشورگشا و ماجراجو با فر ایزدی و پیامبری با هدف ترویج دین الهی نمود پیدا کرده است. یکی از متون عامیانه ای که بخشی از آن به زندگانی اسکندر اختصاص دارد، داراب نامه ی طرسوسی ست. نکته ی جالب توجه این است که اسکندر در داراب نامه ی طرسوسی، با اسکندر دیگر اسکندرنامه های ادب پارسی، از جمله شاهنامه، شرف نامه، اقبال نامه و اسکندرنامه ی کالیستنس دروغین و ... تفاوتی اساسی دارد. یعنی خبری از آن شاه مقتدر و فرهمند ادب پارسی در داراب نامه ی طرسوسی نیست. پردازنده ی داراب نامه با شگردهای گوناگون تقدس و قدرت را از این پادشاه افسانه ای زدوده است. هدف از این پژوهش نیز بازیابی همین شگردهاست که برای اقتدارزدایی از اسکندر در داراب نامه ی طرسوسی به کار گرفته شده است. در این جستار بازشناسی شخصیت اسکندر در داراب نامه ی طرسوسی در کانون توجه قرار گرفته است تا با روشن شدن تفاوت های شخصیت پردازی طرسوسی، شیوه های اقتدارزدایی از اسکندر بازنمایی شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد، طرسوسی ماجراها و حوادث فراوانی را درداستان خود جای داده تا رفته رفته و بر پایه ی پیرنگی پذیرفتنی، اقتدار و فره از اسکندر دور شود. وی همچنین با شخصیت ضعیفی که از اسکندر به نمایش درآورده است و آفرینش شخصیت های مقتدر دیگر از جمله پوران دخت که بر اقتدار اسکندر سایه انداخته اند، تاج و تخت پادشاهی ایران را درجهان داستانی آفریده ی خود، از این غاصب یونانی باز پس گرفته است.
بررسی الگوی تحلیل گفتمان میشل فوکو و مباحث علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان برگرفته از گرایش های نوین زبان شناسی است و می کوشد روابط و احساسات نهفته در کلمات و درون متن را آشکار کند. این نظریه به طور مستقیم با تأثیرپذیرفتن از اندیشة میشل فوکو ایجاد شد و در متون ادبی به موضوعاتی فراتر مانند پیوند معنایی، نحو جملات، کنش های گفتاری، بافت، بسامد کنش ها و انواع جملات می پردازد. این پژوهش در پی آن است تا ثابت کند همة گزاره های تحلیل گفتمان با منشأ غربی در علم معانی فارسی نیز وجود دارد. به همین سبب در این پژوهش نامه های عاشقانة چهار منظومة غنایی برپایة الگوی تحلیل گفتمان بررسی و سپس با مباحث علم معانی تطبیق داده می شود. سبک نحوی جملات و کنش های گفتاری نامه های عاشقانه در هر چهار منظومه، رابطة مستقیمی با پیوست معنایی و بافت موقعیتی جملات دارد و با تغییر این بافت، سبک نحوی جملات و کنش های گفتاری نیز تغییر می کند. علم معانی بر اقتضای حال تأکید دارد و آن را شرط اصلی بلاغت می داند؛ با تطبیق کنش ها و سبک نحوی جملات با این علم روشن شد کنش های کلامی در نامه های عاشقانه کاملاً درست و بنابر اقتضای حال به کار رفته است.
Étude de la portée ontologique de l’écriture leclézienne à travers Le Procès-verbal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La parution du premier roman de J.M.G. Le Clézio, <em>Le Procès-verbal</em>, en 1963, synchronise avec l’épanouissement de la littérature postmoderne où la dimension ontologique devient prépondérante. Ce roman de Le Clézio fait écho à ce contexte littéraire, en incarnant cette particularité à travers le processus cognitif de son protagoniste cherchant à trouver sa position propre dans le monde. Dans cet article, afin de savoir comment le personnage leclézien vit l’existence dans le sens philosophique du terme, nous tenterons d’explorer la portée ontologique de cet ouvrage. Pour ce faire, dans un premier temps, nous considérerons le protagoniste dans son faisceau de relations avec le monde, ce qui nous amènera à étudier ses interactions d’ordre intellectuel, émotionnel et social avec ce dernier. Cet examen nous révèlerait les moyens de connaissance de l’être adoptés par le personnage. Dans un second temps, nous nous pencherons de plus près sur les modalités de la prise de conscience ontologique du protagoniste. Cette étude nous permettrait de mieux connaître la perception de l’auteur de l’être humain et de son statut dans le monde.
از میراث مشترک ادب عربی، ترکی و فارسی حماسه منثور بطّال نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر برای نخستین بار در ایران، به معرّفی حماسه های دینی سه گانه ادب ترکی پرداخته است و از این میان، تکیه گفتار به معرّفی ترجمه فارسی حماسه منثور بطّال نامه و برخی از مهم ترین ویژگی های آن معطوف شده است. بر این اساس، ابتدا به اصالت و آبشخور عربی این حماسه و حضور پُررنگ پهلوان تازی تبار آن در ادب ترکی اشاره شده است و پس از توصیف صلتیخ نامه و دانش مندنامه، هویّت تاریخی و شخصیّت محوری حماسه بطّال نامه، یعنی جعفربن حسین ملقّب به سیّد بطّال غازی معرّفی شده است و در پایان، به ارتباط او با صوفیّه، عیاران و حضورش در حماسه فارسی مسیّب نامه اشاره شده است.
تجلیات السرد البولیفونی فی روایه "اعترافات کاتم الصوت" لمؤنس الرزاز باعتباره مظهرا من مظاهر ما بعد الحداثه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۱
110 - 87
حوزههای تخصصی:
تقنیه السرد البولیفونی أو تعددیه الأصوات فی الروایه أبدعها الناقد الروسی "میخائیل باختین" ثم طرحها دعاه ما بعد الحداثه. والسرد البولیفونی یکسر الجمود فی النص السردی ویقدمه عاریاً کعمل متخیل مُسقِطاً القناع الواقعی الذی بنیت علیه الروایه الکلاسیکیه، فهذه التقنیه ما هی إلا ممارسه لدیمقراطیه التعبیر تستهدف کسر هیمنه "الأنا" لیزول موقع الراوی الواحد والمهیمن. کما تعتبر مظهراً من مظاهر التخفیف من النزعه النرجسیه لدى المؤلف مستنده على تعددیه الأصوات وتارکهً تأثیرها على البنیه السردیه فی الروایات. ویرافق هذه التقنیه الروایات المتشظیه داخل مسار الروایه الأصلیه وظهور عالم الأحلام والکوابیس. <strong>تهدف</strong> المقاله إلى تعریف مفهوم السرد البولیفونی وتمظهراته فی روایه "اعترافات کاتم الصوت" للقاص "مؤنس الرزاز"باعتباره مظهراً من مظاهر ما بعد الحداثه بالاعتماد على <strong>المنهج</strong> الوصفی- التحلیلی. وتظهر هذه التقنیه فی هذه الروایه، إذ یسعى الروائی إلى إبراز موقعها داخل أعماله الروائیه بالتواری خلف ضمائر مختلفه وهو ما یجعله یتماهى مع ضمائر الشخصیات داخل عملیه السرد والتراوح بینها فیتناوب أکثر من سارد علیم عملیه الحکی فی الفقره الواحده من الروایه محتفلا بوجهات نظر مختلفه. ویرافق هذه المیزه ظهور الروایات المتشظیه داخل مسار الروایه الأصلیه وظهور العوالم الخیالیه وعالم الکوابیس وهو ما درسناه خلال هذه المقاله.
بررسی مضامین اشعار کارگری در دوره مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
1 - 25
حوزههای تخصصی:
در بررسی ها و طبقه بندی های موضوعی شعر فارسی معاصر، به خصوص از دوره مشروطه به بعد، با نوع ادبی جدیدی به نام «شعر کارگری» و «ادبیات کارگری» رو به رو هستیم که تاکنون به طور اختصاصی به بررسی مضامین آن پرداخته نشده است. در این مقاله سعی شده است که ریشه های ظهور ادبیات کارگری در دوره مشروطه تا حد امکان نشان داده شود و میزان تأثیرگذاری اندیشه های کارگری انقلاب روسیه در آثار شاعران کارگری دوره مشروطه ترسیم گردد و مضامینی که در این اشعار به کار رفته اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند؛ در نهایت، به این نتیجه می رسیم که این نوع ادبی تمام همّت خود را صرف ایفای حقوق کارگران و مظلومان نموده و نهایت تلاش خود را در آگاهی بخشی و یاری کردن شان کرده است تا آنان را به مقاومت و پایداری، هم در برابر فقر و نداری و هم در برابر ظلم و ستم سرمایه داران و حکومت حاکم دعوت نماید.
گروه کارکرد تمثیل در اشعار سبک خراسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۵
135 - 160
حوزههای تخصصی:
در بلاغت فارسی اصطلاح تمثیل حوزه معنایی گسترده ای را در بر می گیرد که تشبیه مرکب، ضرب المثل، اسلوب معادله، حکایت اخلاقی و روایت های داستانی و قصه های رمزی را شامل می شود. تمثیل ریشه در عقلانیت و اندیشه دارد، از این رو رابطه ی آن با متون خردگرا یک رابطه ی مستقیم است. در تاریخ ادب فارسی، شاعران سبک خراسانی از مضامین تمثیلی بسته به میزان تعلیمی بودن سروده هایشان در جهت بیان مقاصد خویش بهره برده اند. در این مقاله میزان گرایش چند تن از سرایندگان این دوره به استفاده از تمثیل با خواندن سی درصد از ابیات هر شاعر و جمع آوری یافته ها و شواهد به مدد معیارهای سبک شناسی، بسامدگیری و با رسم نمودار، مستندسازی شده است. نخستین شاعران این دوره عمدتاً از تشبیهات تمثیلی و ارسال المثل استفاده کرده اند و با گذر زمان انواع دیگر تمثیل در سروده های شاعران متأخر این دوره نمود می یابد و با روش آگاهانه برای پوشیده گویی و بیان غیرمستقیم اندیشه خود به تمثیل روی می آورند.
بررسی وجوه تمثیلی مرغان در منطق الطیر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شخصیت های اصلی منطق الطیر، مرغان و پرندگانی هستند که شاعر برای تعیین شخصیت آن ها، از نقش اساطیری و تلمیحی آنان بهره گرفته است. شخصیت درونی اکثر مرغان، بر دو پایه ناتوانی و غرور بنا شده است که در گفتار و کردار آنان به صورت اظهار عجز و خودستایی نمایان می شود. ناامیدی طاووس و غرور همای از این گونه است؛ زیرا طاووس از رفتار خود با حضرت آدم که منجر به اخراج آدم و طاووس از بهشت شد نادم است و همای هم از این که سایه اش پادشاه پرور است به خودستایی از خویش می پردازد. یکی از پدیده های داستانی که بر بعضی شخصیت های داستان عارض می شود بازشناخت و دگرگونی است. بنابر نتایج این پژوهش، عطار برای درمان ناهنجاری های روحی مردم در جامعه آشفته اش، از تجربه عرفانی متناسب با ظرفیت های وجودی افراد و گروه های اجتماع بهره برده است و چگونگی کمال یابی گونه های افراد را، به فراخور صفات و موانع شخصیتی شان به گونه تمثیلی، تبیین کرده است. عطار در این پیشنهاد عرفانی و درمان گرانه، افزون بر تبیین کهن الگویی کمال و سلامت فردی، از طریق کنار زدن سایه و گذر از آنیما، تفرّد روحی را در گرو زدودن صورتک های مرسوم می نهد. سرانجام خصایص برون گرایانه و درون گرایانه افراد در چنان پیرنگ اسطوره ای-کهن الگویی و تجربه معرفتی مضمحل می شود.
سرمقاله: چهره زنانه جنگ
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی آداب و رسوم اجتماعی در شاخه ایرانی شعر دوره صفوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال دوم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶
14 - 24
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که در تحلیل اشعار شعرای دوره صفوی، نوعی جامعه شناسی مولد و زادگاه، مثل هر دوره دیگری محسوس است و با عنایت به این که شناخت و تحلیل آثار ادبی و نیز شناخت زندگی آفرینندگان این آثار، بدون بررسی اجتماع و فرهنگی که در آن بالیده اند میسر نیست؛ پژوهش حاضر، با هدف بررسی مستند اوضاع اجتماعی این عهد و آشنایی با زندگی عمومی مردم آن روزگار، به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی انواع آداب و رسوم اجتماعی در شاخه ایرانی شعر دوره صفوی (اشعار وحشی بافقی، محتشم کاشانی، نظیری نیشابوری، کلیم کاشانی و صائب) می پردازد و نشان می دهد که اشاره به انواع مختلف آداب و رسوم برگزاری اعیاد، ازدواج، سوگواری، باده نوشی و سایر آداب و رسوم از قبیل انعام دادن، بستن طفل بر گهواره، بستن نامه بر بال کبوتر، پری در شیشه کردن و تعویذ بر بازو بستن، بیشترین فراوانی و بسامد را در دیوان صائب دارد. در اشعار وحشی بافقی نیز کمترین اشارات به آداب و رسوم اجتماعی دیده می شود.
از وحدتِ عددی تا وحدتِ احدی تحلیل دیدگاهِ عطار نیشابوری در بابِ حقیقتِ توحید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخستین اصلِ کلامی، فلسفی و عرفانیِ موردِ اجماعِ قاطبه ی مسلمانان و جمله ی پیروانِ ادیانِ ابراهیمی، اصلِ توحید است که بی گمان، باور به این اصلِ خدشه ناپذیر، محصولِ حقیقتِ وحدت است که بر سراسرِ هستی، حکمرانی می کند؛ لکن این مسأله را نمی توان نادیده گرفت که حصولِ معرفتِ تامّ نسبت به این قاعده ی متقن و بنیانِ مستحکم، امری به مراتب، صعب الوصول و دیریاب است و به گواهیِ عقل و نقل، تنها، بهره ی اوحدیِّ از اولیای الهی گشته است؛ و به بیانِ دقیق تر و مطابق با فرموده ی عرفای شامخِ ممالکِ اسلامی و مناطقِ ایمانی، وجهِ اتمّ و صورتِ اصحِّ توحید، در یدِ اختیار و حدِّ اقتدارِ انسانِ کاملِ اکمل، یعنی جنابِ ختمی مرتبت است. به باورِ اندیشمندانِ اسلامی، شناختِ مرزِ میانِ وحدتِ احدی با وحدتِ عددی، از عهده ی غالبِ آحادِ بشر خارج است؛ و آن چه که اربابِ معرفت از آن با عنوانِ فناء فی الله یاد می کنند، در واقعِ امر، استغراق در اقیانوسِ ناپیداکرانِ وحدتِ احدی است؛ وحدتی که خدای واحدش، به هیچ وجهِ من الوجوه، قبولِ ثانی نمی کند. مقاله ی حاضر، عهده دارِ بررسیِ موضوعِ مذکور در آثارِ فریدالدین محمّد عطار نیشابوری است.
کاربرد ادبی و هنری حرف الف در پهنه ادب پارسی (با تکیه بر اشعار جامی و شاعران سبک عراقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آ، الف، ا، (همزه)، اولین حرف الفبای زبان فارسی و عربی است و نیز نخستین حرف از حروف جمّل و ابجد بوده و به حساب جمّل نماینده عدد یک است. الف، رمز برج ثور است. الف در ادبیات عرفانی و کلامی و فلسفی کنایه از ذات یکتای احدیت، روح اعظم، عالم تجرید و تفرید و سرّ بیچون ... است. حرف الف به واسطه شکل و جایگاه خاص و برخی از ویژگیهای منحصر به فرد، یکی از پرکاربردترین حروف در ساخت مضامین بکر و فضاهای شاعرانه و ترکیبات و تعبیرات نغز و ظریف ادب پارسی بویژه در اشعار شعرای سبک عراقی است. در اکثر اشعار این شاعران، الف؛ سابق، پیشوا، صدرنشین، نامور است. الف؛ نمادِ قد موزون، استوار، مستقیم و رعنا است. الف؛ مظهرِ سرافرازی، سربلندی، لاغری، ضعف، قیام، استقامت، قائم بودن است. الف، عاشق بالای خود است. الف چون سرکش دارد، پس سرکش است. الفِ زبان دار و دوزبان، در عین داشتن زبان، خاموش است. الف، فقیرترین به حساب می آید. الف؛ نماد بی چیزی، فقر، گدایی، عدم و ترک اوصاف است. الف؛ عریانی، شادابی، بی سری، میان بستگی و آراستگی را به ذهن متبادر می کند. الف؛ مظهرِ تنهایی، تجرد، تفرد، صداقت، درستی و پاکی است. الف، بی حرکت و ساکن است. آفرینش الف با نقطه آغاز می شود. جمله حروف و اعداد بر محور حرف الف می گردند. الف، اولین حرف آفرینش است. الف، نمادِ خُردی و کوچکی و ریزی هم است. الف یکی از مشبه به های پرکاربرد ادب پارسی است و شعرا در تصاویر و مضامین شعری، خار، هلال ماه، عصا، قلم، انگشت، سرو، ماه نو، کمر باریک و... را به الف مانند می کنند. در این مقاله سعی شده است به کاربرد ادبی و هنری الف در اشعار شاعران سبک عراقی با تکیه بر اشعار جامی پرداخته شود.
نقش «من نفسانی» در مقالات شمس؛ تجلی «فرایند آینه» در «ساحت خیالی» مؤلف و خصایص «نارسیسیستی» آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شمس تبریزی از مشایخ بزرگ تصوف و از تأثیرگذارترین چهره ها بر مولانا به شمار می رود، در عین حال از قبل روایات موجود، ابعاد مبهم بسیاری در مورد احوال و خصوصیات وی به چشم می خورد. در متن مقالات شمس به منزله اثری که بازتاب دهنده بخش هایی از زندگی و عقاید مؤلف خود است، با مجموعه عباراتی مواجهیم که متضمن مفاهیمی نظیر انانیت و تفاخر بوده، نمایانگر جایگاه و اعتبار مفهوم «من» نزد مؤلف هستند. این عبارات عمدتاً به ایراد وجوه تحسین برانگیز «خود» اختصاص داشته، یا دیگر مشایخ را به باد نقد و تقبیح گرفته است. نظر به اینکه در مبانی تصوف، خودپسندی همواره به مثابه مانعی در راه وصول به مطلوب تلقی شده است، با مسیله ای متناقض نما روبه روایم که به حتم واجد ریشه های گسترده ای در شخصیت مؤلف است. بنابر رویکرد روان کاوانه، آثار ادبی به منزله مفاهیمی برخاسته از دستگاه نفسانی و بازتابی از ناخودآگاه مؤلف بررسی می شوند. بدین ترتیب، با روش نقد روان شناسانه مؤلف از مجرای متن اثر ادبی، به تحلیل مسیله مذکور مبادرت شده، با محوریت مفهوم «من نفسانی» به بررسی زوایای فکری مؤلف در بستر «ساحت خیال» وی و کارکردهای نمادین آن پرداخته شده است. این امر در قالب شکلی تحقق یافته از کارگزاری فرایند استعاری «مرحله آینه» ترسیم شده و در نهایت به صورت بروز مفهوم «نارسیسیسم» و نمودهای رفتاری آن تبیین شده است.
بررسی و تحلیل داستان نخست دفتر اول مثنوی مبنی بر گزاره های معرفت نفسی یا روان کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
151-174
حوزههای تخصصی:
یکی از داستان های برجسته ی مثنوی، داستان شاه و کنیزک و زرگر است که در آغاز دفتر یکم به بهانه ی شرح حال مولانا، سروده شده است. داستانی که به گونه های دیگری، پیش از مولانا بر سر زبان ها رواج داشته؛ اما در مثنوی، به رنگ روایت های خاص این کتاب درآمده و به مولانا اختصاص یافته است. این داستان تا کنون در چندین گفتار از دیدگاه های گوناگونی، تحلیل و بررسی شده؛ با این حال، آن چه در این مقاله آمده، متفاوت از گزارش های پیشین است. نویسندگان این مقاله از دو چشم انداز (روان کاوی و ادبیات عرفانی) و از طریق تحلیل محتوا و نشانه های زبانی، به داستان نگریسته و با در نظرگرفتن این فرضیه که داستان یادشده از دو منظر روان شناختی و عرفانی، به یک دیگر نزدیک هستند؛ خوانشی آمیخته از این دو چشم انداز، به دست داده اند. روش تحقیق، بنا بر تحلیل محتوا و نشانه ها، بنا بر گزارش های هر دو موضوع است که از طریق مستندات کتاب خانه ای، مقایسه و نتیجه گیری شده است.
ساختار نمایشی طومارهای نقالی بر پایه نظریه سوریو مطالعه موردی: طومار نقالی سام نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمایش های سنتی ایرانی گنجینه کمتر کشف شده ای از فرهنگ و ادب ایرانیان به شمار می آیند که کمتر بدان توجه شده است. هنر نقالی که در فهرست میراث ناملموس در خطر یونسکو هم به ثبت رسیده است از این قاعده مستثنا نیست. طومار نقالی در واقع متن نمایشی مردمی است که مانند هر متن نمایشی دیگر از ساختار پیروی می کند. از آنجایی که این طومارها از منظر نمایشی کمتر مطالعه شده اند، ساختار نمایشی طومارهای نقالی تا به حال شناسایی و تبیین نشده اند. در این نوشتار با مطالعه موردی طومار نقالی سام نامه با تکیه بر نظریه کارکردهای اتین سوریوی ساختارگرا تلاش شد تا این ساختار ترسیم شود. با بررسی اکتشافی روشن شد که طومار نقالی سام نامه بر بنیاد یک قصه فراگیر اصلی و دو قصه فراگیر فرعی که هر یک از شماری خرده داستان شکل گرفته شده اند، ساخته و پرداخته شده است. قصه های فراگیر آرایش خرده داستان ها را چنان طرح افکنده اند که مخاطب را با خود به درون هزارتویی از رویدادها می کشاند. از سوی دیگر خرده داستان های طومار ارتباط اندام وار با یکدیگر ندارند؛ اما به واسطه آن که جزیی از یکی از قصه های فراگیر سه گانه به شمار می آیند ابتدا و پایان آن ها برگرفته از یکی از قصه های فراگیر است و این ویژگی پیوستار مجالس نقل را می تواند تضمین کند. در این هزارتو کارکردها بر دوش اشخاصی است که خلاف ساختار پیچیده طومار، تک ساحتی اند؛ درنتیجه تمرکز بر رویدادها خواهد بود و نه اشخاص.