ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۲۴۱ تا ۴۸٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۸۲۴۲.

ویژگی های سبکی و زبانی حقایق الاخبار خورموجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۳۰
حقایق الاخبار، تألیف میرزا جعفرخان حقایق نگار خورموجی، یکی از منابع مهم تاریخی عصر قاجار به شمار می رود. مورخان و محققان غالباً به ویژگی های تاریخ نگاری و تاریخ نگری این اثر پرداخته اند و به ویژگی های سبکی و زبانی آن، نیز جایگاه این اثر در نثر دوره ی قاجار، چندان توجه نشان نداده اند. نظر به اهمیت بحث، شناخت ویژگی های زبانی و سبکی کتاب حقایق الاخبار و نسبت آن با نثر تاریخی این دوره، موضوع شایسته ی درنگی است که تبیین ابعاد و زوایای آن پژوهشی جامع و مستقلی را طلب می نماید. از این رو این جستار، با روشی توصیفی تحلیلی درصد پاسخ-گویی به این سوالات است که ویژگی های سبکی و زبانی حقایق الاخبار چه بوده و چه جایگاهی در میان ادبیات منثور و تاریخی دوره ی قاجار داشته است؟ یافته ها نشان می دهند که ویژگی های سبکی و زبانی خورموجی در حقایق الاخبار مشتمل بر مواردی، چون: گرایش غالب نویسنده به ساده نویسی، واقع گرایی، در عین وجود پاره ای از ویژگی های نثری و زبانی گذشته از قبیل: رسوخ لغات ترکی، مغولی، استفاده از ضرب المثل های فارسی و عربی و اصطلاحات نجومی، استعانت نویسنده از آرایه های ادبی، بهره گیری از اشعار، آیات قرانی و احادیث می باشد. همچنین نشان می-دهد که نویسنده با وجود بهره گیری از برخی ویژگی های سبکی و زبانی متون گذشته، غالباً التزام خود به ساده نویسی را به اشکال مختلف، حفظ نموده و با اعمال آن در امر تاریخ نویسی، اثری روان و به دور از نثر مصنوع و متکلفانه ی مرسوم خلق نموده است.
۴۸۲۴۳.

مضامین مشترک در رباعیات خیام نیشابوری و آثار کریستین بوبن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۳۳۳
کریستین بوبن نویسنده ء معاصر فرانسوی با تاثیرپذیری از خیام نیشابوری، بازتاب دهنده ء مضامین اساسی رباعیات این شاعر در آثار خود بوده است. از آن جا که مطالعات تاثیر و تاثر به عنوان یکی از شاخه های مطالعات تطبیقی با بررسی شباهت ها و تفاوت های میان آثار و نویسندگان مختلف اطلاعاتی از میزان تاثیرپذیری آن ها از یک دیگر در اختیار تطبیقگر قرار می دهد، در این جستار با تاکید بر مضامین مشترک میان آثار دو شاعر و نویسنده، به بررسی میزان تاثیرپذیری بوبن از خیام می پردازیم و از خلال روشی تطبیقی-تحلیلی به مطالعه و بررسی کتب ترجمه شده از این چهره ء معاصر ادبیات فرانسه در ایران و رباعیات خیام می پردازیم و بدین ترتیب درصدد پاسخ به پرسش موردنظر برمی آییم : 1-وجود مضامین مشترک در آثار این دو چهره ء ادبی تا چه اندازه خبر از تاثیرپذیری بوبن از شاعر ایرانی می دهد؟  و2- این مضامین چگونه نزد دو شاعر نمود پیدا می کند؟ در حقیقت صحبت از گذر زمان و ناپایداری، غنیمت شمردن حال و اهمیت وجود شادی در زندگی، مرگ، ابهام افکنی فلسفی و اهمیت وجود خدا که عناصر تشکیل دهندهء نظام فکری خیام و مضامین اصلی رباعیات هستند، تاثیرپذیری نویسندهء فرانسوی از خیام را به خوبی نشان می دهند که در اقبال ادبی بوبن در ایران نقش بسزایی نیز داشته است.  
۴۸۲۴۴.

بررسی حکایت ناتمام آشپزباشی، اثر جفری چاسر از منظر رئالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۷۱
حکایت ناتمام و یا بسیار کوتاه آشپزباشی از مجموعه حکایت های کنتربری در مقایسه با دیگر حکایت های این مجموعه، وضعی استثنایی دارد. این حکایت استثنایی به سبب ویژگی خاص خود توسط نویسنده یا مصححان بعدی از کتاب حذف نشده است، لیکن در گزیده های ادبی ذکری از آن به میان نیام ده و از طرف منتقدان و چاسرشناسان کمتر به آن پرداخته شده است. راوی این حکایت پیشه وری فرودست است که خود او و داستانش از منظر رئالیستی بسیار حائز اهمیت اند. «حکایت آشپزباشی» پس از «حکایت آسیابان» و «حکایت داروغه» که به وضعیت طبقه متوسط و اصناف شهرنشین می پردازند، روایت شده است، و هر سه حکایت که گونه ادبی فابلو (fabliau) هستند در تقاب ل با حکایت شهسواری نقل شده اند که رمانس است و هم راوی و هم شخصیت های آن از اشراف اند. این تقابل اولین حضور آشکار ادبیات رئالیستی در مجموعه حکایت های کنتربری و حتی در کل آثار چاسر است و می توان گفت شاهکار بودن اثر به خاطر همین پردازش رئالیستی آن در قرن چهاردهم است. در این نوشته، ضمن بررسی دیدگاه های منتقدان ادبی درباره کوتاه بودن «حکایت آشپزباشی»، به بررسی حکایت از منظر رئالیستی خواهیم پرداخت.
۴۸۲۴۵.

مطالعه موردی شیوه های تدریس نگارش در مرکز آموزش زبان و معارف اسلامی جامعه المصطفی(ص) العالمیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۹۰
آموزش «نوشتن» از جمله مهارت های مهمی است که می توان از آن به عنوان اولین تلاش های انسان برای آموزش «زبان» نام برد. مهارت «نوشتن»، در بین مهارت های زبانی، یکی از دغدغه های جدّی در امر آموزش بوده و نیازمند توجّه به نیازهای مخاطبان در طول تحصیل و بایسته های نوشتن است. یکی از مراکز مهم آموزش زبان فارسی، جامعه المصطفی(ص) العالمیه است که زبان آموزان غیر ایرانی برای کسب معارف اسلامی وارد مرکز می شوند و پس از گذراندن زبان فارسی در رشته های تخصصی مشغول به تحصیل می شوند. از آنجاکه بیشتر زبان آموزان، در زمان حضور در جامعه المصطفی فرایند آموزشی را باید به زبان فارسی ادامه دهند، نگارنده در این تحقیق در نظر دارد با مطالعه موردی شیوه های تدریس نگارش در مرکز آموزش زبان و معارف اسلامی، نقاط قوت و ضعف شیوه آموزشی نگارش را در آن مرکز بررسی کند. برای این منظور 30 کلاس آموزش نگارش به غیرفارسی زبانان به صورت حضوری و از طریق مصاحبه با اساتید بررسی گردید. شیوه تحلیل کلاس ها بر اساس رویکرد کانینگورث (1995) است که رویکردی توصیفی بوده و تلاش می کند با طرح چند سؤال و پاسخ به آن، جایگاه و روش یک کتاب را از نظر آموزشی مشخص نماید. پس از بررسی داده ها با نرم افزار spss نتایج تحلیل نشان داد که استادان عموماً به شیوه سنّتی و محصول محور در کلاس نگارش تدریس می کنند، به نیازهای زبان آموزان توجّه جدّی نمی شود و محتوایی به صورت مکتوب یا استادساخته در کلاس عرضه نمی شود. تأکید استادان زبان، بیشتر تصحیح نوشتار و نه آموزش نوشتار است؛ به همین دلیل دستور و دانش زبانی در اولویت آموزش قرار دارد.
۴۸۲۴۷.

«غزل مدیحه سرایی» حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۳۱۴
در نیمه دوم سده ششم هجری قمری با تشکیل حکومت های کوچک محلّی با عنوان اتابکان که باقیمانده حکومت نیرومند جلال الدّین ملکشاه سلجوقی و نظام الملک توسی بود سکته ای در قصیده سرایی سبک خراسانی و مدیحه سرایی رخ داد که با یورش مغولان و تاتارها سبک مدیحه سرایی از قالب قصیده به قالب غزل به ارث رسید. بنابراین محتوای قصیده در نزد بزرگان ادب تبدیل به سخنانی در باب عرفان، اخلاق و مسایل اجتماعی گردید. تعزّل که دارای بار غنایی و عاشقانه بود و به تدبیر سنایی از قصیده جدا شده و به قالبی مستقل با نام غزل بدل شده بود به گونه ای تلفیقی ضمن بیان حالات عاشقانه و عارفانه بار مدیحه سرایی را هم به دوش کشید. این شیوه از غزل در نزد حافظ به ویژگی سبکی تبدیل شد. حافظ که شاخص و برترین نماینده سبک غزل مدیحه سرایی است پس از خود پیروانی پیدا کرد اگرچه هیچکدام هیچگاه به عظمت او نرسیدند. نگارنده در این گفتار کوشیده است تا به روش (توصیفی – تحلیلی) به تحلیل و معرّفی سبک «غزل مدیحه سرایی» حافظ در اشکال مختلف آن بپردازد و از آغازگر این شیوه و نمونه ای از پیروان آن پس از حافظ یاد کند.
۴۸۲۴۸.

تحلیل لطیفه های ملانصرالدین با تمرکز بر عناصر شش گانه سازنده خنده ملوین هلیتزر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۳۷۶
یکی از رایج ترین و عامیانه ترین شکل های شوخی، لطیفه است. گرچه لطیفه دارای صفاتی ازجمله کوتاهی، همه گیر بودن و سادگی است، اما درعین حال پر از رمز و راز است، تا جایی که بازگوکننده اندیشه و فرهنگ ملت هاست. عمدتاً لطیفه ها داستانی درمورد شخص، وضعیت یا حادثه ای هستند که با پیوند حلقه های واقعی استوارند و گسستگی در هر یک از این حلقه ها، موجب پاشیده شدن شیرازه لطیفه و نرسیدن به یکی از اهداف خود، که شگفتی و خنده است، می شود. پژوهش پیش رو در ابتدا تعریفی کلی از لطیفه، تاریخچه و ساختار آن را ارائه داده و درادامه با نگاهی ادبی و پژوهشی به معرفی یکی از معروف ترین شخصیت های لطیفه های ایرانی یعنی ملانصرالدین پرداخته است. ازطرفی نظریه پرداز بزرگ طنز، ملوین هلیترز در بحث طنز به معرفی شش عنصر کمیک اشاره دارد، نگارنده با توجه به عنوان، برای یافتن پاسخی مناسب به پرسش های پژوهش که دربرگیرنده «کاوش، ارزیابی و قابل تطبیق بودن یا نبودن نظریه شش گانه هلیترز در لطیفه های ملانصرالدین» با هدف استفاده هر چه بهتر از لطیفه ها در بحث نمایش است، بعد از معرفی عناصر شش گانه هلیترز، نمونه هایی از لطیفه های ملانصرالدین را که به صورت تصادفی گزینش شده ، به روش توصیفی تحلیلی مورداستفاده قرار داده است. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش با استناد به کتب، مقالات و منابع علمی معتبر صورت گرفته است. آنچه به عنوان نتیجه می توان بدان اشاره کرد، تأیید وجود عناصر شش گانه هلیترز در لطیفه های ملانصرالدین به صورت های گوناگون است که برای اثبات و رسیدن به این موضوع، نگارنده از روش پیشنهادی خود که البته قابل تعمیم نیز است، در این مقاله استفاده کرده است.
۴۸۲۴۹.

درنگی بر ضبط و معنی چند واژه در آثار چاپی ابوطاهر طرسوسی (داراب نامه و ابومسلم نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۷۱
ابوطاهر طرسوسی از راویان توانمند قصه های عامیانه فارسی است که از میان قصه های او داراب نامه، ابومسلم نامه، قران حبشی، مسیّب نامه و قهرمان نامه تصحیح و چاپ شده است. در مقاله حاضر، پاره ای از لغزش های دو متن مصحح: داراب نامه و ابومسلم نامه که تا امروز درباره آن ها مقاله ای نوشته نشده، اصلاح شده است. در اصلاح این لغزش ها، استناد به ضبط های درست و اصیل نسخه های اساس مصححان، رجوع به دست نویس های این دو اثر، سبک این آثار و ارائه شواهدی از خود این متون کارساز بوده است. همچنین، با تحلیل محتوا، معانی ای برای واژه ها و ترکیبات نادر این دو اثر که پاره ای از آن ها، واژگان محلی و گویشی اند و از لغت نامه ها و واژه نامه های پایان متون مصحح فوت شده، پیشنهاد شده است. اعمال این اصلاحات و ضبط معانی واژه ها و ترکیبات نادر این دو متن می تواند چاپ های بعدی این دو اثر را منقح تر کند.
۴۸۲۵۰.

تحلیل تطبیقی شرم در دو منظومه ویس و رامین و خسرو و شیرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۴۹
شخصیت های یک منظومه غنایی، تصویرگر عواطف بشری هستند که از درون فرد و جامعه سرچشمه می گیرند. حس شرم به عنوان یکی از مهم ترین عناصر احساسی در فرهنگ ایرانی و نیز روابط عاشقانه، همواره مطرح بوده است. انعکاس این درونمایه منجر به شکل گیری انواع شرم می شود که هر یک واکنش های گوناگونی را نیز در پی دارند. در این پژوهش با بررسی تطبیقی دو منظومه «ویس و رامین» و «خسرو و شیرین»، در دو محدوده زمانی متفاوت(پیش از اسلام و پس از اسلام)، روابط عاشقانه مورد کاوش قرار گرفته و ضمن تحلیل مفهومی بازتاب شرم و انتخاب کلیدواژه هایی به مقایسه دو منظومه پرداخته شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که نوع شرم در این دو منظومه متفاوت است و ضمن داشتن بافتار متفاوت، در عملکرد میان عاشق و معشوق نیز به گونه ای متفاوت پدیدار می گردد که به دقت مورد بررسی قرار گرفت.
۴۸۲۵۱.

از فنا تا وحدت در اندیشه مولانا و ابن فارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۶
ابن فارض از بزرگ ترین سرایندگان شعر صوفیانه در ادبیات عرب است؛ از طرفی مولانا خداوندگار عشق و عرفان در ادبیات فارسی است. این دو عارف بزرگ در بسیاری از موضوعات عرفانی تشابه دارند. مولانا و ابن فارض بر این باورند که فنا در نهایت به وحدت می انجامد و وحدت را در فناء فی الله می جویند. آن دو معتقدند برای رسیدن به وحدت، سالک در ابتدا از هستی ظاه ری خود جدا می شود، سپس در معش وق چنان غرق می شود که خودی از او باقی نمی ماند، با گذشتن از این مرحله عارف در وحدتی عاشقانه محبوب ازلی خود را در می یابد. اهمیت این موضوع و شباهت هایی که میان اندیشه های ابن فارض و مولانا در این زمینه وجود دارد طلب می کند تا مفهوم فناء فی الله و بقاء بالله در آثار این دو عارف بررسی و مطابقت داده شود.
۴۸۲۵۲.

ارزیابی میزان علاقه فارسی آموزانِ عرب زبان به فراگیری فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۰
زبان، ابزاری برای ارتباط میان انسان هاست و این ارتباط، بدون شناخت فرهنگ زبان مقصد ممکن نیست. این امر در میان زبان آموزانی که قصد ادامه تحصیل در ایران را دارند، به خوبی آشکار است. هدف این مقاله، بررسی میزان علاقه زبان آموزان به فراگیری فرهنگ و میزان توجه مدرسان آزفا به آموزش فرهنگ است. در این مقاله با بهره گیری از جدول تعمیم پذیری «مورگان»، با 28 نفر از مدرسان سطح متوسط آموزشی آزفا و 80 نفر فارسی آموز سطح متوسط عرب زبان «مرکز آزفای دانشگاه فردوسی مشهد»، مصاحبه ای پانزده دقیقه ای انجام گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که زبان آموزان تمایل به آشنایی با فرهنگ ایرانی را دارند، اما نمی خواهند در کلاس درس به آن پرداخته شود. از سوی دیگر، مدرسان بیشتر بر آموزش مستقیم نکات فرهنگی در کلاس تأکید می کنند و این ناهمسانی، دلزدگی بیشتر را برای دو طرف در پی دارد. در پایان با توجه به نتایج به دست آمده، راهکار هایی برای آموزش فرهنگ ارائه می دهیم تا با روشی مؤثر بتوان فرهنگ ایرانی را بدون بازخورد منفی به زبان آموزان آموزش داد.
۴۸۲۵۳.

حماسه درون- مولوی، فردوسی و انسان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۴۵۰
مدرنیته، در پی رنسانس و روشنگری در قرون هفدهم و هجدهم پدید آمد و بر زندگی انسان معاصر تأثیر فراوان گذاشت. انسان امروز سعادت خود را بیرون از خویش جستوجو میکند و به دنیای درون بیتوجه است. حماسه درون یا نفس با نگرش دینی و ساحت فلسفه مفاهیم خاص مییابد. از نظر فلسفی، نفس به جسم و از منظر جوهری مستقل و قائم به ذات است. نفس و درون یک چیز است، گاهی تعلق به بدن و گاهی جنبه جوهری آن منظور است. از منظر دین، نوری از انوار الهی که تابشگاه آن خداوند و فرودگاه آن کالبد انسانی است. نفس را میتوان به روان و درون تعبیر کرد که با تمام پیچیدگیهایش انسان مدرن را بر سر دو راهی سنت و مدرنیته قرار داده و این دوگانگی، سبب تشتت او گشته، صنعت هم به جای دستگیری، دست اندازش شده است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی سعی در یافتن وجوه مشترک مربوط به درون و روان آدمی در منظومه حماسی شاه نامه فردوسی و منظومه عرفانی مثنوی مولانا دارد تا چگونگی تقابل انسان معاصر با سنت و پیشینه دور و دراز خود با دنیای مدرن را بیان کند. درون در متون حماسی عرفانی به دل، قلب، روح، روان و جان تعبیر می گردد. فردوسی از روان به جای درون نام می برد. به زعم مولوی انسان معاصر از طریق نبرد با نفس یا درون خود می تواند حماسه ای بیافریند و با سفر از جهان ماده به عالم معنا راهی به روی خود بگشاید. حال آنکه فردوسی روان آدمی را وسیله خرد و خوش حالی او می داند.
۴۸۲۵۵.

گذری بر انواع تمثیل در معارف بهاءولد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۸۴
شگرد بلاغی تمثیل از دیرباز در میان صاحبان نظم و نثر در انتقال مفاهیم عقلی، انتزاعی و ذهنی شگردی تاثیرگذار بوده است و «بهاءولد «صاحب کتاب «معارف» نیز با بهره گیری از این عنصر تصویرساز و سایر عناصر بدیعی و بیانی، سبک نثر مرسل را به نثر شاعرانه نزدیک ساخته است. وی از انواع تمثیل های واقعیت بنیاد، لفظی، منطقی، متناقض نما و نیز تمثیل های رمزی که در حیطه ی تمثیل های داستانی و گسترده جای می گیرند و نیز تمثیل های فشرده برای انتقال حظوظ و بهره های روحانی و احوال شادناک ناشی از شهود، جهت اقناع و تعلیم مخاطبان بهره برده است. او با استفاده از هر دو نوع تمثیل فشرده و گسترده به ایضاح و نیز کتمان برخی مقاصد تعلیمی دینی، آزموده های عرفانی و تجربه درونی خود پرداخته است. در این پژوهش به شیوه ی تحلیلی-کتابخانه ای شگرد بلاغی تمثیل از منظر ساختار و کارکرد در کتاب «معارف» بهاءولد بررسی و کوشیده شده با ذکر نمونه هایی از انواع تمثیل اثبات کند بهاءولد از این شگرد برای زیباسازی گفتار استفاده نکرده بلکه قصد او توجیه و القای باورهای دینی و تجربیات عرفانی بوده است.
۴۸۲۵۶.

بررسی مفهوم «داد» در شش داستان شاهنامه با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۵۰
«داد» (عدالت) ازجمله مفاهیم انتزاعی است که در دنیای خارج از ذهن صورت ملموسی ندارد و اندیشمندان در طول تاریخ از دیدگاه های گوناگون به آن پرداخته اند. فردوسی به داد و دادورزی توجهی ویژه داشته و از آن به منزله یکی از صفات برجسته و ضروری پادشاهان یاد کرده است. از دیدگاه زبان شناسان شناختی، ذهن انسان با استفاده از سازوکار استعاره، مفاهیم انتزاعی (حوزه مقصد) را ازطریق مفاهیم عینی (حوزه مبدأ) درک می کند. برای یک مفهوم انتزاعی ممکن است چندین حوزه مبدأ مختلف به کار گرفته شود. تجارب جسمانی، محیط فیزیکی، محیط اجتماعی و فرهنگی و پیشینه شخصی و اجتماعی از عوامل دخیل در تنوع استعاره ها هستند. در این پژوهش تلاش شده است تا دیدگاه فردوسی درباره داد با بررسی استعاره های مفهومی به کاررفته در شش داستان شاهنامه معرفی و عوامل مؤثر در تنوع حوزه های مبدأ با تحلیل رابطه استعاره و انواع بافت شناسایی شود. مطابق نتایج حاصل از پژوهش، پادشاه داد را، که به مثابه شیئی ارزشمند و ثروتی ناتمام است، در بین مردم و جهان می گستراند. دادورزی سبب آراستگی و روشنایی پادشاهی و کشور می شود و نگهبانی است که قلمرو حکومت را ایمن نگه می دارد و نیز به مثابه آبی است که آبادانی و تازگی جهان و شادی مردم به آن وابسته است.
۴۸۲۵۷.

Adèle Hommaire de Hell et Carla Serena en Perse Qajare : Des récits de Voyage « Genrés »?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۴۴۸
Au 19e siècle, le nombre de femmes occidentales qui s’aventurent sur les routes du monde ne cesse d’augmenter : l’amélioration des moyens de transport favorise le goût des voyages et les femmes qui entreprennent de longs périples, seules ou avec leur époux, ne sont plus rares. Celles dont nous connaissons les aventures sont celles qui ont pris la plume pour écrire le récit de leur voyage et n’ont pas hésité à le publier. Parmi elles, et dans le cadre des récits de voyage en Perse, nous relèverons Adèle Hommaire de Hell et Carla Serena, auteures de récits qui eurent beaucoup de succès en leur temps. A reprendre ces textes à la lumière des récits de voyage masculins, une question se pose, à laquelle tentera de répondre cet article : ces récits de voyage ont-ils une spécificité, ou reprennent-ils les poncifs des récits masculins de l’époque ? Pour ce faire, nous analyserons brièvement et successivement les contenus des textes de ces deux auteures, dont l’un écrit sous le couvert du nom de son époux, tandis que l’autre signe hardiment de son nom.
۴۸۲۵۸.

تحلیل ودراسه مسرحیّه القبعه والنبی لغسّان کنفانی علی ضوء عناصر التغریب البریختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۸۰
   یُعتَبر غسان کنفانی من أشهر الکتّاب الفلسطینیین والمناضلین حیث أنارت کتبه وقصصه ومسرحیاته خاصّه، طریق کل من حذا حذوه، وصار قدوه ونموذجا لکل کاتب یمت بصله ما إلی فلسطین والمقاومه. مسرحیّه القبعه والنبی هی من أهم مسرحیاته التی تتکون من ثمان شخصیات وشخصیّه المتهم تُعد الشخصیه البطَله بینها، إذ هی تُمثّل نفس غسان المناضل أیضا. نَظَراً لما جاء فی هذه المسرحیه من بُنیَه وعناصر وکأنّما یرید الکاتب فیها أن یخاطب الجمهور والمجتمع ویشارکهم فی استمرارها، لذلک رأینا أن ندرس هذه المسرحیّه ونطبقها علی منهج وعناصر برتولت بریخت (بریشت) الألمانی الشهیر الذی مثل مدرسه تقف بوجه المدرسه الأرسطاطلیسیه، حیث أخذت المسرح من بعده یطلق علیه المسرح البریختی، والمسرحیات التی تطلب انتبهاه المتفرجین ومشارکتهم فیها ولا تسلیتهم فقط بل تستنهضهم، توظف هذه الورقه المنهج الوصفی – التحلیلی، علی ضوء عناصر برتولت بریخت، فما وصلت إلیها هذه الورقه هی مشارکه المخاطب بقضایا المسرحیه الهامه، بحیث یستطیع المشاهد أن یحلل السیناریوهات الموجوده، وأن لا یَکون المخاطب مُستَأنِساً ولا مندَمجاً مع شخصیات مسرحیه؛ عاطفیاً ومعنویاً، بل یحفز المتفرج ولکل مخاطبه تفعل هذا الدور تلک التقنیات الموظفه التی رسمها علی خشبه المسرح برتولت بریشت.
۴۸۲۶۰.

بررسی یک نوع ضمیر متصل به فعل در زبان فارسی با توجه به مبحث اشتغال در نحو عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۵
مبحث اشتغال در زبان عربی عبارت است از این که اسمی مقدم شود و بعد از آن عاملی واقع شود که در ضمیر راجع به آن اسم عمل کند. هرچند در منابع دستور زبان فارسی مبحثی مشابه اشتغال عربی مطرح نشده است اما نظیر این نوع کاربرد در زبان فارسی نیز وجود دارد؛یعنی در آغاز جمله اسمی می آید و بعد از آن فعلی قرار می گیرد که ضمیری به آن فعل متصل است ومرجع این ضمیر همان اسم مذکوراست.با توجه به این که در تحلیل نحوی چنین جمله هایی میان دستورنویسان اختلاف نظر وجود دارد،در این مقاله با بررسی اقسام ضمیر متصل به فعل که مرجع آن در جمله مذکور است - بویژه در متون ادبی و نیز ترجمه های قرآن کریم - جایگاه اشتغال و کاربرد مشابه آن در دستورزبان فارسی تحلیل و تأثیر بلاغی آن از منظر علم معانی تبیین شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان