فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از کانون های مهم شعرِ شیعی در قرن هشتم و نهم هجری در بلادِ قهستانِ کهن قرار داشت. قهستانِ بزرگ و ولایاتِ آن از دیرباز جایگاه و خواستگاهِ تفکّرات شیعی بوده است. ظهورِ اسماعیلیان و پایگاه ساختنِ قهستان پس از الموت نقشه بسزای در گسترش شیعه در این دوره داشته است. حجم چشم گیرِ شعرِ شیعی و شمارِ شاعرانِ شیعی در این منطقه، قهستان را به کانونِ شعرِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ بدل ساخته است. مدح و منقبت رسول اکرم(ص) و ائمه (ع) که در قرن هشتم آغاز شده بود در قرن نهم به اوج خود رسید. پدید آمدنِ گونه های متنوّعِ ادبی که پیش از این در تاریخِ ادبی نظیر ندارد از ویژگی های این کانونِ ادبی است. تطوّر شعر شیعی به سه دوره ی آغاز، دوره ی تکوین ادبیاتِ شیعی و دوره ی تثبیت تقسیم بندی شده است. اقلیم شناسیِ شعرِ شیعی می تواند به فهمِ چگونگی، شکل گیری و گسترشِ آن در ادوار مختلفِ تاریخِ ادبی یاری رساند.
واکاوی بن مایه های مدح دینی در اشعار خواجه حسین ثنایی مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
55 - 98
حوزههای تخصصی:
مدح و ستایش گری، یکی از مهم ترین زیرمجموعه های انواع ادبی به شمار می رود. این نوع ادبی، بخش مهمی از ادبیات فارسی را به خود اختصاص داده است. شعر مدحی و به ویژه مدح و منقبت پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) در میان شاعران ایران از پیشینه و جایگاه خاصی برخوردار است. خواجه حسین بن غیاث الدین محمد مشهدی، متخلص به ثنایی، از قصیده سرایان برجسته قرن دهم هجری است که سبکش جزء سبک بینابین یا حد وسط عراقی و هندی قرار می گیرد؛ برخی پژوهشگران وی را به دلیل تأثیر ویژه ای که در تغییر سبک زمان خود داشت، جزء پیشگامان سبک هندی می دانند. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد آنست تا به این سؤال پاسخ دهد که جایگاه شعر مدح دینی در آثار ثنایی مشهدی چگونه است و وی به مدح چه کسانی پرداخته و به طور کلی بن مایه های مدح دینی در آثار وی کدامند؟ نتایج پژوهش حاکی از آنست مهم ترین بن مایه های مدح دینی در شعر ثنایی، تبیین و ستایش گری فضایل بزرگ، ذکر محاسن و نیکویی های پیامبر(ص) و خاندان عصمت (ع)، ذکر برخی از معجزات و کرامات ایشان و اظهار عشق و ارادت به آنان است. ثنایی مشهدی با استفاده از عناصر شاعرانه توانسته است احساس و عاطفه خود را نسبت به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بخوبی ترسیم نماید. وی در اشعار خویش، از احادیث و روایات معتبر نیز سود جسته است.
تحلیل چند صدایی غزلی از حافظ با توجه به نظریه میخائیل باختین
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
82 - 107
حوزههای تخصصی:
جوهرِ اصلی نظریه باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمه او سبب می شود که دریچه های جدیدی از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که می توان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده می شودکه در آن ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجه حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد می شود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر می رسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمه حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه می دهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار می گیرد و گاه در مقابل او می ایستد و او را سرزنش می کند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت می کند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کند.
وجوه تعاملی سوژه و ژست در سه گانه بکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
511 - 541
حوزههای تخصصی:
سوژه و ژست از مفاهیمی هستند که در رابطه تعاملی و تناظری با یکدیگر قرار دارند. در گفتمان ادبی، سوژه به تأثیر از ژست دچار استحاله می شود و از این منظر، ژست در بازتولید هویّت و باورمندی سوژه ایفای نقش می کند. مسئله اصلی پژوهشِ حاضر تأثیر ژست بر سوژه و تبیین سازوکارها و کارکردهای آن است. یکی از جلوه های تأثیرپذیری سوژه از ژست و وجوه تعاملی این دو مفهوم را در آثار ساموئل بکت می توان پی جویی کرد. نوع تفکّر بکت که از نواندیشی فلسفی و طنز گزنده او مایه می گیرد، موجب تحوّل ساختارهای ادبی و اندیشگانی در قرن بیستم شد و از این منظر، وجوه تعاملی این دو مفهوم در این ساختار بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش کارکرد سوژه و ژست و وجوه تعاملی آن در سه گانه بکت واکاوی می شود و تأثیر ژست بر افول سوژه نمایان می گردد. استحاله سوژه به میانجی ژست از این منظر قابل بازنمایی است که در روایت سه گانه بکت، فقدان ژست ، سوژه های بکتی را بی چهره و مستهلک می کند که حتّی به ماقبل سوژگی می رسند. برای نشان دادن این فرایند، مسیر حرکت سوژه در بکت در سه ساحت پیشا- افول، افول و پسا- افول بازنمایی شده است. در این فرایند سوژه بکتی از تن دادن به نظم نمادین سر باز می زند و به سوژگی نمی رسد. مسیر افولی فیگور بکتی با رفتن به ساحت هیچ، تن را می زُداید و تنی ساکن و ذهنی وراج را برای او رقم می زند. بنابراین تنِ سوژه (فیگور) در گفتمان بکت به تنی فرو پاشیده، از هم گسیخته و به غایتِ تودگی می رسد.
عناصر باغ زمینی و ظرایف باغبانی در آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
75-97
حوزههای تخصصی:
باغ برای ایرانیان مکانی ارزشمند بوده و شاعران نیز پیوسته باغ و متعلقات آن را مشتاقانه توصیف کرده اند. باغ با عناصر زیبایش (مانند گل و جوی) فضایی مطلوب برای توجه شاعران است. آنگاه که شعر عرفانی می شود، این عناصر به مقولاتی استعاری و روحانی تبدیل می گردند. توجه بیش از اندازه به زبان نماد و تمثیل، توجه خوانندگان را از معنای حقیقی باز داشته است. در این مقاله می کوشیم عناصر باغ زمینی را (بدون توجه به معنای استعاری آنها) از لابه لای آثار مولانا بیرون کشیده و بر روی نکته ها و اشارات فنّ باغبانیِ پنهان در آن تمرکز نماییم. یافته های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد مولانا همچنان که در ابعاد مختلف، شخصیتی ذوالوجوه دارد و بر بسیاری از دانش های زمان خود مسلط است، از فنون باغبانی نیز آگاه بوده و شاید خود و پدرش تجربه باغبانی داشته اند، و مقام باغ زمینی به ماهو باغ (و نه صرفاً باغ روحانی) و زیبایی های آن در ذهن و زندگی روزانه او پر اهمیت بوده است. او از بودن در باغ، بسیار لذت می برده؛ پیوسته در باغ مجالس گفت وگو و سماع برگزار می کرده؛ و آن نگاه های قدسی به تسبیح و رقص درختان، غیر از سابقه میراث دینی و عرفانی، حاصل ارتباط عاطفی مستقیم و شهودهای شخصی او در فضای باغ بوده است.
نقش شاعران و انجمن های ادبی در برپایی جشن های هزاره فردوسی و کنگره ۱۳۱۳ شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
206-234
حوزههای تخصصی:
در اوایل حکومت رضاشاه برگزاری کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن های فردوسی در ایران و دیگر کشورها با ایده طراحان فرهنگی رضاشاه جهت تحکیم پایه های ملّیت بود و در نشریات داخل و خارج از کشور انعکاس زیادی داشت. در کنگره هزاره فردوسی هشتاد و یک دانشمند و پژوهشگر خارجی و ایرانی شرکت داشتند. این کنگره در کنار دستاوردهای علمی و فرهنگی آن به لحاظ تبلیغی و نقش و حضور شاعران ایرانی و خارجی نیز حائز اهمیت است. نویسندگان این مقاله با بررسی منابع تاریخی و ادبی دوره رضاشاه به این فرض می رسند که در این بین نقش و نگرش شاعران و انجمن های ادبی در تقابل با کنشگری رجال سیاسی نادیده انگاشته شده است. در این جستار نویسندگان در پی آن هستند که به شیوه تحلیلی به بررسی علل و عواملی بپردازند که موجب شده است تا نقش شاعران و انجمن های ادبی کمتر نمود پیدا کند و جهت اثبات مدّعای خود به شرح و توصیف پنجاه و چهار شعر از شاعران ایرانی و خارجی و عملکرد ده انجمن پرداخته اند و در پایان داده های کمی جامعه آماری با رسم نمودار آمده است. ناآگاهی از نقش و حضور شاعران در جشن های فردوسی و کنگره 1313 و فراوانی ستایش سروده ها، معلول عواملی ازجمله بدبینی رضاشاه نسبت به کارگزاران دولتی، تبعید و عزل آنان و فرمایشی بودن فعالیّت برخی انجمن های ادبی است. از دستاوردهای این پژوهش تثبیت نقش و حضور فعّال شاعران و انجمن های ادبی در حاشیه کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن هزاره فردوسی در شهرها و مراکز فرهنگی است.
شعر کودک (رده ی سنی الف و ب) و نیاز آن به فرانمایی احساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس دردسترس ترین و کاربردی ترین عنصر برای برقراری ارتباط با جهان فکری و درونی کودک در عرصه ی هنر و ادبیات و سایر فعالیت های مرتبط با شناخت و اثرگذاری بر ساحت های ذهنی ادراکی کودک است. مفهوم سازی تصویر و تعبیر احساس، پیش و بیش از تعقل و ایدیولوژی، تجربیات فراگیر از جهان زیسته ی کودک و روحیه های روانی خاص کودکی را برای او تداعی می کند. ازاین رو کار با سازه های احساس برانگیز در شعر کودک، جزو اصول و مبانی پایه ای است. سؤال اصلی تحقیق حاضر بررسی اشکال، انواع، دلایل و ابزار شیوه ی فرانمایی احساس (که جهان را بیشتر از طریق عواطف و احساسات می نگرد و تأثرات شخصی از وقایع را تعبیر و تفسیر می کند) در شعر کودک بوده است. این تحقیق برمبنای نظریه ی فرانمایی احساس و به روش توصیفی تحلیلی انجام یافت و جامعه ی آماری تحقیق اشعار رحمان دوست، شعبان نژاد، شعبانی، قاسم نیا و کشاورز بوده است. نتایج حاصل از تحقیق بدین قرار است: ویژگی های اصلی هنر فرانمودی، نظیر تعریف، تفسیر و بزرگنمایی احساسات و هیجانی ترکردن تجربه های حسی، جزو ویژگی های اصلی شعر کودکانه (رده ی سنی الف و ب) است. انسانی بودن، عدول از واقع گرایی، تفرد، اعتراضی و انتقادی بودن، اضمحلال فرد در تیپ و سنخ که از مبانی نظریه ی فرانمایی است، در شعر کودک بسیار دیده می شود. همچنین در شعر کودک از انواع فرانمودهای کلامی (نام آواها، شبه جملات، قیود تأکید و هیجان، افعال مبین حرکت و هیجان، تکرار) فرانمود روانی (خواب و رویا، فراروی از واقعیت، فانتزی) و فرانمود تصویری (اغراق، استعاره، اسطوره، اعداد و وابسته های عددی مبین کثرت) به منظور فرانمایی و گزاره سازی احساس استفاده می شود .
هوش مصنوعی و سرآیندگی؛ تأملی فلسفی - اخلاقی در بازتولید شعر مفاخر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پرسش هایی پیرامون امکان و جواز اخلاقی تولید محتوا توسط مدل های زبانی می پردازد. یکی از پرسش های اساسی این است که آیا یک مدل زبانی می تواند به صورت اخلاقی مجاز باشد که اشعاری را به شاعری بزرگ، مثلاً خیام، بسراید؟ این اقدام چه تأثیری بر میراث تاریخی و منحصربه فرد خیام دارد که می تواند به مثابه یک وجود تکین، تکرارناپذیر و تمام شده تلقی شود؟ در این راستا، این پژوهش به بررسی این مسئله می پردازد که آیا چنین فعالیتی به نوعی نقض مالکیت فکری خیام محسوب می شود یا خیر. باتوجه به این مسائل، این مقاله به ارزیابی جواز انتشار مجموعه ای از اشعار می پردازد که توسط یک مدل زبانی و به سبک شاعری دیگر تولید شده است. همچنین، این پژوهش به این پرسش می پردازد که آیا جامعه به دوره ای وارد می شود که لازم است رویکرد خود را نسبت به تاریخ مندی چهره های بزرگ ادبی تغییر دهد. این مقاله، که پژوهشی فلسفی است، از برخی روش های رایج در حوزه مطالعات فلسفی، ازجمله تحلیل مفهومی، استدلال ورزی و آزمایش های فکری بهره می برد. افزون بر این، برای تکمیل این بررسی، از یک آزمایش تجربی در تعامل با مدل زبانی نیز استفاده شده است. در بحث های فلسفی، از نظریه هایی که بر عاملیت غیرانسان ها، به ویژه در فناوری ها، متمرکز هستند، مانند نظریه کنشگر - شبکه در مطالعات علم و فناوری، استفاده می شود. مباحث اخلاقی مطرح شده در این مقاله در حوزه اخلاق کاربردی قرار می گیرند؛ بااین حال برای تدوین استدلال ها از نظریه های اخلاقی هنجاری نیز استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است نگاه ما را به تاریخ مندی آثار و مفاخر ادبی تغییر دهد و از منظر اخلاقی- فلسفی می توان فضا را برای بازتولید موجه و مشروط آثار و مفاخر ادبی فراهم کرد. این نتیجه گیری، ضرورت تدوین سیاست هایی برای تنظیم گری هوش مصنوعی در حوزه بازتولید آثار ادبی را برجسته می سازد. در پایان این مقاله، به برخی از این سیاست ها اشاره خواهد شد.
بررسی تاثیر افزایش مضامین بر تحول شبیه زینب در نسخ خطی تعزیه نامه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
143-172
حوزههای تخصصی:
یافتن عوامل موثر بر تحوّل شبیه زینب از منظر افزایش مضامین با روی کردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای بررسی می شود.اسناد و شبیه نامه های به جا مانده از آن دوران، مهّم ترین منابع موثق بر تاثیر افزایش مضامین و داستانک های مستقل بر شبیه زینب در نسخ خطی مربوطه است. گاه لازم است تا برای نشان دادن تاثیر و میزان رشد متغیّیرها در یک قیاس و تطبیق شکلی و معنایی، نقش زنانه شبیه زینب در کنار شبیه مردان مورد بررسی قرار گیرد. مضامین در طی گذر زمان و پیش رفت شبیه نامه نویسی در دوران ناصری، ابعاد متنوّع تری پیدا می کند و حضور شبیه زینب را گسترش می دهد. افزایش مضامین در راستای گسترش روایت ها و داستانک های نمایشی راه را بر تحوّل شبیه زینب به سمت شبیهی پویا باز کرده است و شبیه مجال بیش تری برای معرفی خود به مخاطب پیدا می کند و در نتیجه مضمون های متنوّعی بروز می یابد. عمل کردهای متفاوت شبیه زینب، سیر تحوّل و دگرگونی این شبیه/شخصّیت را آشکار می کند.
بررسی ویژگی های سبکی رمان «شب ناسور» با رویکرد سبک شناسی انتقادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی آن است رمان شب ناسور را از منظر سبک شناسی انتقادی مورد واکاوی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان با استفاده از مؤلّفه های خاصّ سبکی به ایدﺋولوژی پنهان متن دست یافت. به همین منظور، رمان مذکور با روش توصیفی_تحلیلی و بر اساس شاخصه های سبک شناسی انتقادی مورد توجّه قرار گرفت. پس از بررسی لایه بیرونی و بافت موقعیّتی متن، مؤلّفه هایی چون: کانون ساز و کانون شونده، تداوم کانون سازی، بسامد و دیرش، گستره مکان و زمان و نیز خردلایه های واژگانی، نحوی و بلاغی، ذیل دو کلان لایه روایی و متنی بررسی شدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقابل عمیقی بین ایدئولوژی مبارزه و ایدئولوژی دیکتاتوری وجود دارد؛ ایدئولوژی پنهان رمان از سویی سرکوب مبارزه را از سوی نظام حاکم و از دیگر سو انفعال ناپذیری و اعتراض مبارزین را در برابر استبداد قدرت حاکم نشان می دهد. زبان رمان نیز توانسته است ایدئولوژی های مذکور را در رمان بازتولید کند؛ بنابراین شکاف ایدئولوژیک در لایه های مختلف زبان تأثیر بسزایی گذاشته است.
بررسی مقولات فرهنگی درترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
129 - 147
حوزههای تخصصی:
ترجمه متونی که واژه ها، اصطلاحات عامیانه و مسائل فرهنگی، اجتماعی و... زبان مبدا را در خود جای داده است، نیازمند مطالعه فراوان وآگاهی مترجم است؛ زیرا ترجمه این متون با چالش هایی همراه است. با نقد ترجمه ها می توان برخی مشکلات ترجمه این متون را برطرف نمود. نظریه ای که در این جستار برای نقد مقولات فرهنگی در ترجمه به کارگرفته شده ، نظریه نیومارک است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به نقد ترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده از مجموعه پنج داستان نوشته جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک پرداخته شده است. در این ترجمه از هجده راهکار پیشنهادی نیومارک در ترجمه عناصر فرهنگی، معادل فرهنگی از بسامد بالایی برخورداراست و ازمقولات فرهنگی معرفی شده درنظریه مذکور، فرهنگ مادی، بیش ترین نمونه را درترجمه یاد شده دارد. نکته قابل ذکر این است که مترجم در ترجمه بعضی عناصر فرهنگی، گاهی به نوشتن معادل های اشتباه روی آورده است که در پژوهش پیش رو با توجه به نظریه نیومارک برای ترجمه بعضی از این عناصر، ترجمه هایی پیشنهاد شده است. نتایج با کمک جدول و نمودار نمایش داده شده است.
تبیین صورت بندی ساختاری قالی های محرابی مغولان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
9 - 30
حوزههای تخصصی:
هنر اسلامی در هندوستانِ عهد مغول به واسطه کارگاه های منسجم سلطنتی و با نظارت و حمایت دربار تعالی یافت. فرش بافی در این عهد با حُسن توجه پادشاهان، در ایالت های سلطنتی هند رونق گرفت. ازاین رو برخی تولیدات کارگاه های بافندگی فرشِ مبتنی بر ساختار قالی های محرابی، نسبت به نظایر خود در دیگر ممالک اسلامی (ایران و ترکیه)، از تمایزات بصری قابل تأمل برخوردار هستند. هدف از ارائه این پژوهش، معرفی انواع قالی های محرابی تولیدشده در دوره حاکمیت مغولان هندوستان است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلیِ مبتنی بر منابع مکتوب و تصویری کتابخانه ای و با شیوه تحلیل مضمون، به این پرسش پاسخ می دهد که وجوه بصری مشهود در قالی های محرابی مغولان هند شامل چه محورهایی است. نتایج حاصل از روند پژوهش، معرفی دو شکل متفاوت از محراب در نمونه های مطالعاتی بود. همچنین حاکمیت نقوش گیاهی (ختایی) و هندسی به صورت آرایه های تزیینی در فضاهای مختلف قالی ها مسجل شد. به علاوه دو اصل تقارن و گوشه سازی در حاشیه ها برپایه شیوه های متقارن سازی تحلیل شد. افزون برآن، تناسبات متن و حاشیه مبتنی بر عرض حاشیه هر فرش، در موارد قابل بررسی ارزیابی شد. با بررسی محورهای یادشده محرز شد که نمونه های هندی به واسطه کاربست نوع نقش مایه ها، عمدتاً کارکرد تزیینی داشته اند و اهداف مذهبی از تولید آن ها، به استثنای محرابی های چندگانه (صف ها)، کمتر مورد توجه بوده است.
مؤلفه های توسعه فردی و رشد معنوی انسان در کلام الملوک باباجان قزوینی بر اساس نظریات وین دایر
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
237 - 269
حوزههای تخصصی:
کمال الدین حاجی بابا بن میرزاجان قزوینی، یکی از برجسته ترین شاگردان شیخ بهایی است. او کلام الملوک را به سال ۱۰۴۳ق تالیف کرده است؛ که نسخه یگانه آن به شماره ۱۰۲۹۴ در کتابخانه مجلس نگهداری می شود. موضوع کلام الملوک باباجان قزوینی، درمقامات عرفانی، احوالات و سخنان عرفا و اولیاء الهی است. استفاده از دستاوردهای دانش روان شناسی در ادبیّات، ابزاری سودمند در تحلیل علمی متون ادبی است. به این منظور در مقاله حاضر، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی، دیدگاه باباجان قزوینی با نظرات وین دایر(1940- 2015م) نظریه پرداز آمریکایی که مروج نظریه توسعه فردی و رشد معنوی است، مقایسه شده است. از دیدگاه باباجان قزوینی و وین دایر، انسان اهمیت زیادی دارد. تحلیل آراء این دو شخصیّت نشان می دهد که او همسو با آزمودنی های وین دایر، در ارتباطات خود با مردم، نگرشی کل گرا و همراه با مهربانی و مودّت داشته است. همچنین در ساختار منش مردمگرای باباجان و آزمودنی های وین دایر، موضوعاتی چون توجّه به مفاهیم اخلاقی انسانی، دوری از ذمایم و رذایل اخلاقی مشترک است. با استناد به یافته های این پژوهش میان رشته ای، اندیشه و شخصیّت خودشکوفا و مردمگرای باباجان به اثبات می رسد.
سبک اقناعی مکاشفات تذکره الاولیاء در تعلیم مبانی عرفان عملی و نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
107 - 148
حوزههای تخصصی:
در اصطلاح عرفانی مکاشفه به معنای آشکار شدن حقایق معنوی و امور غیبی بر قلب عارف است. رویارویی بی واسطه عارف با حقایق امور در مکاشفات، دربردارنده نکات ارزشمندی در حوزه مسایل معنوی و خصوصا عرفان عملی و نظری است. تذکره الاولیای عطار مشتمل بر مکاشفات و حکایات فراوانی درباره یافته ها و کشف و شهودهای عرفانی عارفان است که بلاغت کلام و لحن و فضای سخن به آن جلوه ویژه ای بخشیده است. عطار با هدف ایجاد تغییر در رفتار و نگرش مخاطبان خود به نقل مکاشفات عرفا پرداخته است و از سبکی اقتاعی به منظور تعریف و تعلیم آموزه های عرفانی استفاده-کرده است. از این روی، مقاله حاضر به بررسی سبک اقناعی و شگردهای بلاغی مکاشفات تذکره الاولیاء در آموزش مبانی عرفان عملی و نظری پرداخته است. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که عطار در نقل مکاشفات اولیاء، با اسلوب اقناعی مانند تبشیر، تحذیر، تلمیح، استفهام به شیوه ای غیرمستقیم با برانگیختن احساسات و اندیشه مخاطب، ایجاد حس ترس یا اشتیاق، تداعی مکاشفه در ذهن و همذات پنداری با عارف، به تعلیم مقامات و احوال در عرفان اسلامی مانند توحید، تجلّی، معرفت به حق، ولایت و انسان کامل می پردازد.
بررسی فولکلور مادی زایش در جویُم فارس با تکیه بر نظریه گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زایش و باروری به عنوان کلان محور در زندگی بشری به شمار می آیند و در میان اقوام و ملل، اساس زندگی و تداوم نسل انسان هستند. در ادبیات عامه و آیینی ایران زمین، توجه به باورها و آداب و رسوم زایش از گذشته تاکنون با شکل های مختلفی همراه بوده است. در جویم فارس به عنوان شهری تاریخی، آداب و رسومی در ارتباط با زایش و باروری مشاهده می شود و برخی از این آداب با شهرهای دیگر ایران اشتراکاتی نیز دارد. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی سعی بر این گردیده با تمرکز بر آداب و رسوم مردم جویم، آیین های زایش به عنوان نمونه مادی ادب عامه، از رهگذر مراحل سه گانه «نظریه گذار» وَن جنپ مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش، شخصیت مادر برای دریافت هویت جدید در سه مرحله «زن- همسر- مادر» و دریافت تشرّف، تحلیل می-شود. دریافت حیات شخصیتی زن و استحاله شخصیتی وی، مهم ترین وقایع زندگیش را با شکل گیری آیین ها، همراه دارد. نتایج نشان می دهد گذر شخصیتی زن مطابق با نظریه ون جنپ در آداب و رسوم مردم جویم، به وضوح مشهود است و آداب در سه مرحله گسست، گذار و پیوندی دوباره نشان داده می شود و این استحاله شخصیتی و قدسی درگرو به جا آوردن این رسوم است؛ زیراکه بسیاری از این آداب با رمزهای کیهانی و معنوی همراه هستند که دستاوردشان استحاله و دگردیسی شخصیتی است. بسیاری از این آداب و رسوم، شکل سنتی خود را از دست نداده اند و همچنان در باور و پایبندی مردم جویم حضور دارند.
نگاهی انتقادی به پژوهش های مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در مجلات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی در سالیان اخیر در پژوهش های ادبی و غیرادبی کاربرد زیادی یافته و مقالات متعددی که رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را به کار گرفته اند در مجلات علمی-پژوهشی ایران منتشر شده اند. این پژوهش در پی آن است تا با اتخاذ روش فراتحلیل به ارزیابی توصیفی و کیفی این پژوهش ها بپردازد. به همین منظور، تعداد 87 مقاله علمی-پژوهشی و همایشی را که در بازه زمانی 1380-1402 در مجلات علمی معتبر ایران چاپ شده و از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف برای تحلیل موضوع مورد پژوهش شان استفاده کردند انتخاب شد. سپس با ابزارها و مقولات برگرفته از روش فراتحلیل به ارزیابی این مقالات در دو بخش توصیفی و تحلیلی پرداخته شد. یافته های توصیفی پژوهش در شش مقوله دسته بندی و موردبحث قرار گرفتند و به صورت جداول و نمودار خلاصه شدند. یافته های نظری پژوهش هم با نظرات و روش تحلیلی فرکلاف که در آثارش بیان شده اند مقایسه شد. یافته های نظری نشان داد که بیشترین پژوهش ها در حوزه ادبیات انجام شده و کمترین در حوزه مسائل اجتماعی. غالب پژوهش ها از نوع چگونگی (براساس شاخص های سه گانه بلینسکی) بوده و اکثر پژوهش ها وجه غیرگفتمانی روش فرکلاف را نادیده گرفته اند که این امر باعث تقلیل پژوهش ها به تحلیل متنی-مضمونی شده است. در پایان و براساس یافته های پژوهش توصیه ها یی درمورد ضعف ها و قوت های رویکرد فرکلاف و شیوه درست کاربست آن ارائه شده است.
ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT و RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine
بررسی قوت ها و ضعف های مدل های زبانی بزرگ در تحلیل متون عرفانی (مطالعه موردی نی نامه مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی نقشی پررنگ و گسترده در پژوهش ایفا می کند، اما به کارگیری این فناوری در تحقیقات ادبی، به ویژه متون عرفانی که ذاتاً پیچیدگی ها و ظرافت های خاص خود را دارند، دشوار و شاید غیرممکن به نظر برسد. ازاین رو، پژوهش حاضر بر آن است نقاط قوت و ضعف هوش مصنوعی را در فهم متون عرفانی ارزیابی کند. بدین منظور، توانایی سه مدل زبانی بزرگ شامل ChatGPT، Google Gemini و Claude در تحلیل و تفسیر متون عرفانی فارسی، با تمرکز بر نی نامه مولانا، بررسی شد. نی نامه به دلیل مفاهیم نمادین، استعاره های پیچیده و لایه های معنوی عمیق، به مثابه معیاری برای سنجش توان ادراکی این مدل ها انتخاب شد. روش پژوهش به صورت کیفی و با طرح دو پرسش انجام گرفت: درک و تفسیر تک تک ابیات نی نامه و برداشت کلی از مفاهیم این اشعار. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های زبانی بزرگ در ارائه معانی تحت اللفظی عملکرد خوبی دارند؛ اما در درک استعاره ها، مفاهیم نمادین و زمینه های فرهنگی، ادبی و تاریخی متن با چالش هایی جدی روبرو هستند. افزون بر این، این مدل ها در فهم ارتباطات عمودی ابیات و شگردهای بلاغی همچون ایهام و جناس ناتوان هستند. درنهایت، این مقاله ضمن تأکید بر نقاط قوت این مدل ها مانند سرعت تحلیل متون، بر لزوم بهبود آنها ازطریق آموزش با داده های تخصصی عرفانی و همکاری میان متخصصان هوش مصنوعی و پژوهشگران ادبی تأکید می کند. این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری مکمل برای تسهیل درک ادبیات عرفانی به کار گرفته شود؛ اما برای دستیابی به تحلیل های عمیق تر نیازمند بهینه سازی های جدی است.
واکاوی تطبیقی واژگان دخیل فارسی در ادب عربی منظوم خراسان (قرن چهارم و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
63 - 90
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، ملّت ها و اقوام مختلف به واسطه همجواری جغرافیایی، مبادلات تجاری و نیز برخی شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آنها، به ناچار با یکدیگر ارتباط داشته و این روابط و پیوستگی به مرور زمان تا بدان جا تعمیق یافته، که پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و خانوادگی را به دنبال داشته است. طبیعی است که این امر، بر زبان و ادبیّات مردم علی رغم تفاوت های فرهنگی و ملّی، تأثیر گذارده و تنوّع در گفتار و واژگان را رقم زده است. علاوه بر این، اهتمام حکومت ها به علم و دانش، وجود علما و ادبا و محافل مختلف ادبی، عامل دیگری بر امتزاج فرهنگی به ویژه، عرصه واژگانی و گفتاری بوده و روشن است که در چنین فضایی و تأثیرات متقابل دو زبان بر یکدیگر، راه برای ورود واژگان دخیل را هموار نموده است. این پژوهش کوشیده است با دسته بندی واژگان معرّب در ده موضوع مرتبط و با روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی مسأله بپردازد و در مجموع سی واژه دخیل که بیشترین بسامد را در ادبیات منظوم شعرای عربی سرای خراسان داشته، مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعرای تازی گوی خراسان در دو قرن چهارم و پنجم توانسه اند با وارد کردن واژگان دخیل فارسی در ادب عربی غنای فرهنگی این زبان را برجسته جلوه داده و میزان نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی را در دیگر زبان ها، به ویژه عربی به نمایش گذارند که این امر را می توان نوعی ابتکار ادبای خراسان در احیای فرهنگ فارسی و هویت بخشی به اصالت زبان ایرانی دانست.
Storytelling Models in Classical Persian Literature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
9 - 18
حوزههای تخصصی:
Iran is considered one of the ancient and civilized countries of the world, with a culture and civilization that has persisted for thousands of years without collapse. Written storytelling is one of the defining features of ancient civilizations, with its origins in Iran dating back approximately three thousand years. This article examines storytelling models in classical Persian literature. The common narrative methods in classical Persian literature can be categorized into five models: the repetitive model, the pearl beads on a plate model, the string of pearls (pearl necklace) model, the cluster of grapes model, and the grand narratives containing smaller stories model. It should be noted that the diversity of these methods is closely linked to the customs, traditions, and tastes of ancient Iranian society. Traces of these storytelling techniques can be observed in classical Persian literature until the twentieth century. However, after this period, influenced by contemporary European literature, these models gradually faded and disappeared from contemporary Persian literature.