ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۷۸۱.

تأملی در یک بیت حافظ: بر آستان جانان گر سر توان نهادن/ گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰۰ تعداد دانلود : ۳۰۱
شعر حافظ شعری چندلایه و قابل تفسیراست و همین نکته خوانندة شعر او را ترغیب می کند که در پس ظاهر الفاظ و جمله ها، معنایی فراتر را جست وجو کند؛ اما همین موضوع گاه چنان خواننده را در فضای مجازی و مقصود غایی شعر فرومی برد که او را از تصویر شاعرانه ای که در ظاهر بیت جای گرفته است، غافل می سازد و موجب محروم شدن او از لذت درک تصویر هنری شعر می شود. این موضوع دربارة این بیت حافظ کاملاً ملموس است: بر آستان جانان گر سر توان نهادن   گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد در این بیت چون معنا تقریباً مشخص و آن تسلیم بودن در برابر معشوق و درعین حال داشتن احساس سربلندی و افتخار است، دیگر به معنای واقعی جمله ها و گزاره های ارائه شده در بیت توجه نمی شود که چگونه ممکن است کسی درحالی که سر بر زمین دارد، در همان حال فریاد رسا نیز سر دهد! پژوهندگان شعر حافظ نیز مانند خوانندگان، مغلوب فضای معنوی بیت شده و به این نکته توجه نکرده اند. در مقالة حاضر ضمن بررسی پیشینة واژه «گلبانگ» که به شعر خاقانی می رسد، به معنای بیت حافظ می پردازیم. بر اساس پژوهش حاضر، بیت مذکور بیتی مدحی است که کوسِ نوبت زننده در درگاه ممدوح را توصیف می کند.  
۴۷۸۲.

نگاره «گفتگویی با دانته درباره کمدی الهی»: استعاره کلاژ در بازنمود ادبیات جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۲۷۲
آنچه با نام «ادبیات جهان» از سوی نویسندگان و کارشناسان ادبی به خوانندگان نشان داده می شود، بیش از آنکه دربردانده نمونه های برگزیده ادبی از کشورهای گوناگون به گونه ای برابر و بدون مرزبندی های فرهنگی و سیاسی باشد، گلچینی است از نویسندگان و نوشته های ادبی کشورهایی که بنا بر تلاش های ملی و جهانی خود توانسته اند به جهانیان شناسانده شوند. این رویکرد گزینشی در شناسایی «ادبیات جهان» که به ویژه از سمت باختر آغاز گردیده و توان فراوانی در پاسداشت برتری خود نشان داده، در بنیان، همانند بکارگیری شگرد کُلاژ در شیوه نگارگری «پاره گفتگو» است، به گونه ای که آفرینش و گسترش جستار «ادبیات جهان» و پرورش آن در دوران تاریخی و ادبی گوناگون را می توان همچون آفرینش یک نگاره کلاژ دانست و این هنر را در چارچوب ادبیات هچون یک استعاره از ادبیات جهان پنداشت. این پژوهش، با رویکردی میان رشته ای، با واکاوی ساختار و درون مایه ادبی نگاره «گفتگویی با دانته درباره کمدی الهی» از سه هنرمند چینی-تایوانی، در سبک کلاژ، تلاش دارد در سایه انگاره های «کارناوال» از باختین و «دورخوانی» از فرانکو مورِتی، که از انگاره های پرکاربرد در روشن سازی جستار «ادبیات جهان» هستند، به کالبدشکافی چرایی گزینش چهره های ادبی آن بپردازد و به گونه ای کارکرد استادان، ناشران، مترجمان و کارشناسان ادبی در برپاسازی «ادبیات جهان» را بررسی کند.
۴۷۸۳.

بررسی تطبیقی شبکۀ مفهومی و عناصر روایی دو رمان ژانر جنگ: وداع با اسلحه اثر ارنست همینگوی و زمین سوخته اثر احمد محمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۴۲۱
ژانرجنگ، نوعی ادبی است که بیش از آن که به جنگ و گفتمان غالبِ برآمده از پیامدهای تاریک و شوم آن بپردازد، ماهیت ادبیات ضد جنگ دارد و پیام آن صلح و دوستی است. دو رمان وداع با اسلحه، اثر ارنست همینگوی و زمین سوخته اثر احمد محمود، دو نمونه مناسب از ادبیات ضد جنگ در دو بافت موقعیتی متفاوت از دو نویسنده ایرانی و آمریکایی هستند که آیینه شفافِ نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه درگیر جنگ به شمار می روند. بررسی تطبیقی این دو رمان و تحلیلِ شبکه مفهومی، عناصرساختاری و روایی آن ها، ما را به سنجش تطبیقی پیرنگ داستانی، کاربرد عناصر زبانی و سبکی و فرم و ساختار این دو رمان هدایت می کند. به رغم توانایی و قابلیت این دو رمان در ارائه هنرمندانه رویدادهای مربوط به جنگ، شیوه متفاوت روایت در رویکرد روایی دو نویسنده، شبکه مفهومی و درون مایه های آن ها و نیز عناصر ساختاری و پردازش داستانی و فرم، به اضطراب متن در زمین سوخته و وقار وآرامش در متن وداع با اسلحه انجامیده است و ازاین رو، اگرچه زمین سوخته، نمونه بومیِ درخور اعتنایی از ژانر جنگ به شمار می رود ولی وداع ب ااسلحه بر بلندای نوع ادبی رمان و در مرتبه ای فراتر از ژانر جنگ ایستاده است.
۴۷۸۴.

معرفی چند تن از عارفان شطح گوی هندی بر اساس حسنات العارفین داراشکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
تاریخ عرفان و تصوف نیز همچون دیگر تواریخ، ناگفته های بسیار دارد که تاکنون برملا نشده اند. شرح احوال و آثار عارفان بسیاری در کتاب های تذکره اولیا، و طبقات صوفیه ثبت شده و قابل دسترسی است، اما دستیابی به آراء و افکار عارفان گمنام که شاید با داشتن مقام و جایگاه ویژه در روزگار خود می زیستند، نیازی است مُبرم که باید در جست وجوی آن به تذکره ها و متون کهن رجوع کرد. با توجه به دوران مهم اختلاط فرهنگی، سیاسی و ادبی دو کشور ایران و هند، و رفت و آمد صوفیان، شاعران و هنرمندان میان دو کشور، بخش قابل توجهی از سرمایه های فرهنگی به زبان فارسی در برخی آثار هندوان موجود است که شایسته توجه و تحقیق است. این پژوهش براساس کتاب حسنات العارفین داراشکوه شاهزاده هندی (م. 1069) به معرفی چند تن از عارفان نامدار که سخنان شطح آمیزی از آنان نقل شده می پردازد. عارفانی چون؛ خواجه علی رامیتنی، شیخ کبیر، شیخ حسین دهدهه، شیخ شرف الدین پانی پتهی، شیخ فرید شکرگنج که دارای شطحیات و یا کلامی عالی بودند
۴۷۸۵.

جایگاه عشق عرفانی در مرصادالعباد با تأملی در دیدگاه احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۳
حقیقت عشق، به عنوان بالاترین حقیقت وجودی از اساسی ترین مسائل عرفان است که عارفان بسیاری در این زمینه قلم فرسایی کرده اند. احمد غزالی و نجم الدین رازی دو تن از عارفان (قرن پنجم، قرن هفتم) هستند و مباحث بسیار مؤثری در زمینه عشق عرفانی مطرح کرده اند. روش این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است که با تحلیل شواهد درون متنی و مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که غزالی و رازی بر این باورند که معرفت حقیقی تنها از طریق عشق به وجود می آید و بر اساس نظریه وحدت وجود، همه تجلیّات هستی، انعکاس صورت حق هستند. عاشق همه این تجلیّات را دوست دارد و همین نگاه عاشقانه، دلیل زیبا بودن تمام هستی است. ازنظر این دو عارف، انسان قبل از ورود به دنیا، امانت دار گوهر عشق بود و هر دو عارف با استناد به آیه «یّحِبّهم و یُحِبونَه»، آغاز عشق ورزی را از جانب خداوند می دانند و عقل را در مسیر عشق و وصال سالک به معبود ناقص و ضعیف می دانند. آینه و آینه داری از دیگر مباحثی است که در مرصادالعباد و آثار غزالی مطرح شده است که روی زیبا و دل آگاه همچون آینه ای است که عارف، جمال حق را در آن آینه تماشا می کند و معشوق تنها در آینه عشق و طلب عاشق می تواند کمال زیبایی خود را دریابد. تقسیم پذیری عشق از دیگر مطالبی است که به صورت غیرمسقیم در مرصادالعباد و آثار غزالی استخراج می شود و مطالب موجود حاکی از باور این دو عارف درتقسیم عشق به اقسام مختلف است.
۴۷۸۶.

شرح عربی غزلی منسوب به مولوی اثر یوسف بن حمزه ملاطی با مطلع: دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم...(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۴
درباره غزلی با مطلع «دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشخاش سندان یافتم» منسوب به جلال الدین مولوی چند شرح به فارسی، عربی و ترکی موجود است. مفصل ترین شرح شناخته شده را یوسف بن حاج حمزه ملاطی احتمالاً در شهر قیصریه و به زبان عربی نوشته و به سلطان سلیم اول عثمانی اهدا کرده است. از این شارح اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز اینکه صوفی ای از سلسله کبرویه بوده که در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم هجری می زیسته و احتمالاً اثرش را میان سال های 918-926ق تألیف کرده است. شیخ او سیدعبیدالله شیرازی تستری هم از مشایخ گمنامی است که در قیصریه خانقاه و مریدانی داشته است. تنها نسخه شناخته شده از این شرح با عنوان شرح غزل ملّا جلال الدین به شماره 1859 در کتابخانه ایاصوفیای استانبول محفوظ است. نظر به اینکه زبان متن عربی است، در تحقیقات مولوی پژوهی و عرفانی به محتوای آن توجه نشده است. در این مقاله کوشیده شده ضمن معرفی یوسف بن حمزه ملاطی، وجوه اهمیت و محتوای شرح او تبیین شود. این شرح با توجه به نمادین بودن کلمات و نیز اختلاف ضبط کلمات در نسخه ها با استناد به منابع متعددی نوشته شده است. از نکات جالب توجه در این اثر، حرکت گذاری کامل کلمات به شیوه عربی است و نشان می دهد یک فرد احتمالاً ترک نژاد در قلمرو عثمانی در قرن دهم این ابیات را چگونه می خوانده است. برخی از منابع مذکور در این شرح مانند رساله اسحاق ختلانی در تاریخ ادب فارسی گمنام مانده اند.
۴۷۸۷.

نیستی شناسیِ تطبیقی بررسی مقایسه ایِ مفهومِ "عدم" در آیین بودا واندیشه های مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۳
مطالعات مقایسه ای عرفان، گام نهادن در راهی پر مخاطره و دشوار است. ناهماهنگی افق های معنایی چه از حیث زمان و چه از حیث اقلیم بر صعوبت این امر می افزاید. سخن گفتن از شباهت دو پدیده نامعاصر و نامتقارن، که در دو ساختار کمابیش متفاوت شکل گرفته اند، همیشه به حصول نتیجه ای قریب به قطع و یقین منجر نخواهد شد. عدم یا نیستی به مفهوم عرفانی آن، یکی از وجوه مشابه عرفان اسلامی و آیین بودا است. تأکید و تمرکز بسیاری که عارفان هر دو نحله بر این مفهوم به مثابه غایت سلوک داشته اند، مؤید این مدعاست. در این مقاله ابتدا معانی و مبانی فلسفی عدم و تفاوت های آن با مفهوم عرفانی این اصطلاح تشریح شده، سپس به تببین مبادی عرفانی عدم با تمرکز بر اندیشه های جلال الدین محمد بلخی (مولانا) و سیذارتا گوتاما (بودا) پرداخته شده است. بررسی وجوه مشترک و نیز تفاوت های عمده عرفان بودایی با عرفان اسلامی درباره دو مفهوم نیروانا و فناء از دیگر محورهای این مقاله است که با روشی تحلیلی- توصیفی و با بهره گیری از تحلیل محتوا و متون اولیه و اصلی پژوهش تبیین شده است. 
۴۷۸۸.

تحقیقی در شناسایی منابع و مآخذ بحرالمعانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
«بحرالمعانی» مجموعه ای از نامه های عرفانی صوفی طریقه چشتیه، سیدمحمدبن نصیرالدین جعفرمکی حسینی (732-824 ه . ق) است که نخستین بار به تصحیح و تحقیق محمد سرورمولایی از سوی انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبه قاره) در سال 1397 منتشر شده است. این کتاب در تذکره ها و تحقیقات معاصرین به عنوان اثر عرفانی بسیار مهم و با ارزش معرفی شده و در بزرگداشت مؤلف آن، مبالغه های بسیار کرده اند. این در حالی است که مطالعه متن کتاب، مغایر چیزی است که این منابع می گویند. مؤلف کتاب، مدعی تجارب و آموزه های عرفانی ناب و مهمی است که سعی کرده تا آن ها را حتی المقدور به مخاطب نامه هایش منتقل کند. حال آنکه ما ردپای آن مطالب مهم عرفانی را در منابع دیگری یافتیم که بالطبع متعلق به دیگری است. در نوشتار حاضر کوشیده ایم تا به شیوه نقد درون متنی با معرفی منابع عرفانی مهمی که از مأخذ پایه و اساسی در نگارش مکتوبات «بحرالمعانی» است و مؤلف با وجود نقل مستقیم مطالب آن ها در کتابش، هیچ اشاره ای به این منابع و صاحبان آن ها نکرده است؛ میزان وثاقت ادعاهای صاحب اثر را که به جد عقیده دارد مکتوبات وی از ژرفای عمیق معرفتی برخوردار است و نیز جایگاه عرفانی کتاب را ارزیابی کنیم.
۴۷۸۹.

مقایسه مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی مولوی از منظر فرم و محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۱
این مقاله با عنوان «مقایسه مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی می پردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاه های مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شده اند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی و محتوایی مشترک در دو مثنوی دیده می شود. در ارائه باورها و آیات، احادیث و روایاتی که در دو اثر به کار گرفته شده است -با وجود اشتراک- در پاره ای موارد، اختلاف نظر وجود دارد. در مثنوی طاقدیس با وجود الهام از مثنوی مولوی داستان های تمثیلی وجود دارد که چنین داستان هایی در مثنوی معنوی نیست. کلام ملا احمد نراقی برگرفته از اصول و فروع اساسی عرفان تشیع است که با عرفان عملی و سلوک توأم است و به صورت شفاف در چارچوب اصول شریعت و ممتنع به لحاظ سیر و سلوک سالک در راه طریقت بیان شده است. هر چند کلام در مثنوی طاقدیس، استواری و چی ره دستی مثنوی معنوی را ندارد، اما در بین منظومه های شیعی در قالب شع ر و در زبان و ادبیات فارسی، جایگاهی رفیع دارد و دور از هرگونه جانبداری از فرقه یا اندیشه خرافی کاذب است. در مثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی، اکثر مضامین عرفانی مشترک است و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی اختلافات برجسته به نظر می رسد.
۴۷۹۰.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۴۷۹۱.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۱
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۴۷۹۲.

بازشناسی تحلیلی شطحیات در دیوان غزلیات عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۷
از آن جا که زبان عرفان، زبانی تمثیلی و رمزگونه است، گفتار عرفا در بیان مشاهدات و مکاشفات خود در حالات خاص روحانی، شطح آمیز جلوه می کند؛ از این رو شطحیات، ارتباط تنگاتنگی با اسرار الهی دارد؛ چنان که می تواند منعکس کننده بنیان تفکرات شخصی یک عارف در مراتب بالای عرفانی باشد. در این عرصه، عطّار نیشابوری، شاعر عارفی است که در مکتب وی، بخش ویژه ای از این شطحیات در غزلیات او راه یافته است؛ به طوری که می توان بنیاد اندیشه های عرفانی وی را در واکاوی شطحیات غزلیات وی باز یافت. موضوع بررسی این مقاله، شطحیات در دیوان غزلیّات عطّار نیشابوری است، که در آن سعی شده به روش استقرایی- تحلیلی، شواهد برجسته ای از دیوان این شاعر که مفهوم "شطح" در آن ها مستتر است، مورد بررسی قرار گیرد، تا از این طریق، فلسفه تحلیلی نگاه عطّار درباره شطح بر پایه بن مایه های سازنده آن و اهمیت نظر وی در این باره تبیین گردد و روشن شود که "شطحیات" تا چه اندازه و به چه شیوه ای در "دیوان غزلیّات و قصاید عطّار نیشابوری" راه یافته است.
۴۷۹۳.

تحلیل گفتمان شعرهای کوتاه سیّد حسن حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۰۵
تحلیل انتقادیِ گفتمان نوعی رویکرد بین رشته ای است و، با تجزیه و تحلیل متن، در پیِ عرضه خوانشی نسبتاً دقیق از آن است. نویسندگانِ این پژوهش بر آن اند تا، با بهره گیری از روش تحلیل انتقادیِ گفتمان، انعکاس مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و... را در شعرهای کوتاه سیّدحسن حسینی بیابند و به چگونگیِ رابطه متقابل شعر (به مثابه متن) و جامعه و تبیینِ آن بپردازند. در این پژوهش، از میانِ رویکردهای متفاوتی که درباره تحلیل گفتمان وجود دارد، از روش «تحلیل انتقادیِ گفتمان فرکلاف» استفاده شده است؛ چراکه، به باورِ بسیاری از تحلیلگران، جامع تر از دیگر روش ها به نظر می رسد. روش فرکلاف مبتنی بر سه سطح است: کنش متنی (توصیف)؛ کنش گفتمانی )تفسیر)؛ و کنش اجتماعی (تبیین). در این مقاله، شعرهای کوتاهِ حسینی، به صورتِ گزینشی، از مجموعه شعرِ نوشداروی طرح ژنریک بررسی و تحلیل شده است تا مؤلّفه های گفتمان مدارِ شعرها در سه سطح تحلیل محتوایی و صوری و اجتماعی بیان شود. در این تحلیل مشخّص شد ویژگی های صوریِ زبان شعر حسینی   نظیر آواها، واژه ها، فعل ها، روابط معنایی، عبارت بندی ها، و انسجام صوری و معنایی دارای ارزش و بارِ گفتمانی است و به شعرش جنبه عقیدتی می دهد. بنابراین، هدف پژوهشگر تبیین نوع گفتمان های موجود در شعر حسینی و چگونگیِ پیوندِ آن با ساختارهای اجتماعیِ جامعه است. درنتیجه، گفتمان های غالب در شعرِ سیّدحسن حسینی عبارت اند از: گفتمان اجتماعی، فرهنگی، اخلاق گرایانه، و سیاسی. بارزترین گفتمان در شعرِ او گفتمان اجتماعیِ انقلاب محور است.
۴۷۹۴.

آثار و آرای لطفعلی صورتگر در باب ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
ادبیات تطبیقی در ایران دانشی نسبتاً نوپاست که عمدتاً در دانشگاه ها و از طریق استادانی که در ادبیات کشورهای دیگر تخصص داشته اند وارد فضای آکادمیایی ما شده است ولی دانسته های ما درباره پیشگامان این رشته در ایران و آرای آنان در این زمینه گاه بسیار اندک است. یکی از کسانی که در پا گرفتن این رشته در ایران، چه از طریق تدریس در دانشگاه و چه از طریق نوشته های علمی و مطبوعاتی، نقش مهمی بازی کرده لطفعلی صورتگر است. این مقاله کوششی است تا با بررسی نوشته های صورتگر، از جمله رساله دکتری او که به تمامی در حوزه ادبیات تطبیقی است و تا کنون برای خوانندگان ایرانی ناشناخته مانده، و نیز مقالات و کتاب هایی از او که شاید سویه تطبیقی آنها چندان هم پررنگ به نظر نرسد، دیدگاه های او درباره مسئله تأثیر و تأثر در ادبیات ملل مختلف و اهمیت این مسئله در پیشرفت و افزایش غنای ادبیات بومی استخراج و تبیین شود.
۴۷۹۵.

تبلور پسامدرنیستیِ نظریه مرگ مؤلف در رمانِ «نویسنده نمی میرد، ادا درمی آورد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۶۵
در پیِ نظریّه «مرگ مؤلّف» رولان بارت ( Roland Barthes )، اقتدار مؤلّف در نقد نو، با چالش جدّی و بی سابقه ای روبه رو شد. مرگ مؤلّف تأثیری آشکار در پسامدرنیسم داشته است، به طوری که برخی شگردهای پسامدرنیستی تبلوری از نظریّه مرگ مؤلّف اند که جایگاه مقتدرانه نویسنده را به مخاطره انداخته اند. بارت این دیدگاه سنّتی را که مؤلّف، منشأ متن، منبع معنا و تنها شخص صاحب صلاحیت برای تفسیر است، رد می کند. به باور او، «مرگ مؤلّف» برابر با تولّد خواننده است؛ چرا که معنا نه در مبدأ متن بلکه در مقصد متن است. پس، اگر مبدأ را «مؤلّف» و مقصد را «خواننده» بدانیم، معنا در مقصد شکل می گیرد و پدیدآورنده اثر، دیگر مرکز توجه و تأثیرگذار نیست و این، خود اثر است که در هربار خوانده یا دیده شدن از سوی مخاطب، تولید معنا می کند. در این مقاله، رمان «نویسنده نمی میرد؛ ادا درمی آورد» نوشته «حسن فرهنگی» بر اساس نظریّه «مرگ مؤلّف» بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مؤلّف در این رمان پست   مدرن، از شگرد هایی مانند قدرت اختیار و انتخاب دادن به خواننده (خواننده محوری)، اعتراض شخصیت به روند داستان و دخالت در نگارش آن، جدال شخصیت داستان با نویسنده و نافرمانی، تأکید بر داستان بودگی و عمل نوشتن، بینامتنیّت، و درآمیختن زندگی واقعی نویسنده با زندگی داستانی شخصیت ها استفاده کرده است. این شگردها از مؤلّف محوریِ متن، می کاهند و نقش خواننده را برجسته می کنند و رمان را به رمانی پست مدرن و مبتنی بر نظریّه مرگ مؤلّف بدل می سازند.
۴۷۹۶.

پیری و جوانی در شاهنامه فردوسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۶ تعداد دانلود : ۸۳۲
پیری و جوانی از جمله مفاهیم دارای اهمیت در فرهنگ و ادبیات هر قومی بوده و مطالب فراوانی در مورد آن ها نگاشته شده است. در شاهنامه نیز شخصیت پردازی در ارتباط با جوانان و پیران و ویژگی های شخصیتی آ ن ها به خوبی قابل مشاهده است. تحقیق حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای انجام گرفته به دیدگاه فردوسی نسبت به شخصیت های مثبت و منفی، اعم از پیر و جوان در شاهنامه و تغییر و یا عدم تغییر این دیدگاه و ایستایی یا پویایی شخصیت های مثبت و منفی در شاهنامه پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق دیدگاه فردوسی نسبت به شخصیت های داستان اعم از پیر و جوان ثابت نیست و در طول داستان تغییر می کند. شخصیت هایی که به دلیل ابعاد مثبت و منفی، باورپذیرتر و جذاب ترند. به طورکلی می توان گفت که فردوسی ویژگی هایی هم چون میهن دوستی، دلاوری و بزرگی را بیشتر به جوانان نسبت می دهد و از سوی دیگر ویژگی هایی هم چون دانایی و خردمندی را بیشتر به پیران نسبت داده است.
۴۷۹۷.

نامه منظوم/ شعرنامه (ردیابی و نقد و تحلیل نامه های منظوم از آغاز شعر فارسی تا پایان قرن نهم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۴۰۱
«نامه منظوم» که با نام های «شعرنامه»، «مکاتبات منظوم» و «مراسلات نظمی» نیز خوانده شده است، یکی از گونه های ادبی ناشناخته ای است که از ابتدای شعر فارسی نمونه های فراوانی از آن را در متون نظم و نثر می توان یافت. نامه های منظوم زیرگونه های دیگری چون: «تقاضانامه»، «معذرت نامه»، «تعزیت نامه»، «عنایت نامه»، «استغاثت نامه»، «شعرِ شکر»، «استمالت نامه» نیز دارد که در سراسر ادبیات فارسی پراکنده اند. در این پژوهش بر اساس مجموعه ای از نامه های منظوم که با در نظر داشتن قرینه هایی از لابه لای دیوان ها، تذکره ها و متون تاریخی فراهم آمده است، اغراض اصلی از سرایش شعرنامه ها چون تقاضا، مدح، سپاس، هجو، تهنیت و تسلیت به مخاطب، بیان شده است و سپس عناصر ساختاری و محتوایی نامه های منظوم که به اقتضای مطلب و با توجه به شرایط خاص، صورت های گوناگون به خود گرفته و قالب های گوناگون یافته است، نقد و تحلیل شده اند. یکی از وجوه اهمّیت این پژوهش معرفی گونه ادبیِ بسیار وسیعی است که در ضمن آن از یک سو می توان تمایزات و تشابهات زیرگونه های آن را برجسته کرد و از سوی دیگر مناسبات طبقات مختلف اجتماعی را که نامه منظوم را ابزاری برای ایجاد ارتباط در بین خود برگزیده بودند، نشان داد و از منظری تازه به این بخش از شعر فارسی نگریست.
۴۷۹۸.

کیفیت اقتباسِ داستان عزیز و غزال از نمایشنامه رمئو و ژولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۳۸۲
داستانِ عزیز و غزال (1332ق.) به قلمِ سیّد اشرف الدّین حسینی گیلانی، معروف به نسیم شمال ، عاشقانه ای است کمترشناخته شده که در آن ماجرای عشق دو دلداده اهل حلب از دو خاندان متخاصم روایت می شود. شباهت محتوایی این داستان با نمایشنامه رمئو و ژولیت شکسپیر ما را برآن داشت تا با نگاهی به مفهوم اقتباس و هم چنین واکاوی سبک وسیاق رایج در اقتباسهای عصر قاجار، شباهتها و تفاوتهای این دو اثر را بررسی و تحلیل کنیم. واکاوی همانندی فراوان محتوایی و ساختاری این دو اثر به روش توصیفی تحلیلی، این ظن را تقویت می کند که عزیز و غزال، اقتباسی آزاد از تراژدی شکسپیر بوده است؛ امّا ازآنجاکه سندی مبنی بر تسلّط سیّداشرف الدّین به زبان انگلیسی در دست نیست، چنین به نظر می رسد که او به گونه ای با ترجمه ای از رمئو و ژولیت به فارسی یا ترکی آشنا شده و سپس به سیاق اقتباسهای دوران خود با تمهیداتی همچون افزودن شعر به نثر، بهره گیری از امثال و حکَم و گاه تکیه کلامهای عامیانه، متناسب با گفتمانهای فرهنگی اجتماعی زمانه خود، رمئو و ژولیتی باب طبع خوانندگان ایرانی خلق کرده است. کلیدواژه ها: ترجمه و ادبیات مشروطه، مطالعات اقتباسی در دوره مشروطه، عزیز و غزال ، رمئو و ژولیت، نسیم شمال.
۴۷۹۹.

نشانه های شناخت راوی ناموثق و بررسی آن در داستان «جایی دیگر» گلی ترقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۳۸
اقتدار راوی که در حوزه تأثیر بلاغی قدرت روایت قرار دارد، باعث می شود ارزیابی او را تحت تأثیر برداشت ها و انتظارات سنتی ذهن مان بدون تفکر بپذیریم اما شناخت نشانه های تزلزل این اقتدار، به ناموثق بودن راوی منجر می شود. مقاله حاضر با شناسایی ابزارهای بلاغی «فاصله»، «صدا» و «کانونمندسازی» میزان اطمینان راوی را در داستانی کوتاه از گلی ترقی با عنوان «جایی دیگر» بررسی کرده است همچنین نشانه های زبانی شامل وجهیت منفی(کاربرد وجوه شناختی، ادراکی و کلمات بیگانگی؛ مانند انگار، شاید، به نظر می رسد و...) نیز که بیانگر تردید است بررسی شده است. داستان کوتاه «جایی دیگر» به دلیل ادعای راوی مبنی بر روایت رخدادها بر پایه مستندات، شواهد و بر مبنای یادآوری خاطرات گذشته راوی انتخاب شده تا موثق بودن یا ناموثق بودن آن مورد ارزیابی قرار گیرد. این داستان با روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است که با فاصله گرفتن راوی از رخدادها و شخصیت ها، تردید راوی را آشکار می کند.
۴۸۰۰.

بررسی شخصیت های قهرمان در مقامات حمیدی از دیدگاه نظریه مازلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۶۱
مقامه نوع خاصی از داستان های کوتاه با نثری مسجع است که برای نخستین بار در قرن چهارم هجری توسط بدیع الزمان همدانی در ادبیات عرب رواج پیدا کرد. در این نوع داستان به سرگذشت قهرمانی پرداخته می شود که به طور ناشناس شهر به شهر سفر می کند و در هر مکانی با درآمدن به کسوت و شخصیتی جدید، با توسل به حیله گری و قدرت سخنوری، مردم را می فریبد و به تکدی گری و کسب مال می پردازد. بعدها قاضی حمیدالدین بلخی در دوره سلجوقی این شیوه داستانی را با نگارش کتاب «مقامات حمیدی» به ادبیات فارسی وارد کرد و مقامه نویسی تا مدتی به حیات خود ادامه داد. در مقامات حمیدی برخلاف مقامات بدیع الزمان همدانی و مقامات حریری، شخصیت قهرمان شخصیت واحدی نیست، اما از نظر نوع کُنش و دارا بودن برخی از ویژگی های شخصیتی و رفتاری شباهت بسیاری با قهرمانان دو مقامه دیگر دارد. هدف این مقاله بررسی شخصیت های قهرمان در مقامات حمیدی از دیدگاه نظریه انگیزشی مازلو است و از این رو با شیوه ای توصیفی-تحلیلی می کوشد زوایای پنهانی این شخصیت ها را بر اساس مؤلفه های این نظریه در رفتار آن ها مورد تحلیل قرار دهد. بر اساس یافته های این مقاله، تأثیر نیازهای فیزیولژیکی، نیاز به ایمنی، نیاز به عشق و تعلق داشتن، نیاز به احترام و نیاز به خودشکوفایی، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و رفتارهای خاص این قهرمانان دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان