فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۶۱ تا ۵٬۵۸۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال اول زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
119 - 144
حوزههای تخصصی:
زنان و مردان متناسب با نقش و مسئولیت شان از فضاهای شهری به شیوه های گوناگون استفاده می کنند. در این میان، زنان همواره به طور مستقیم با خانواده و جامعه در ارتباط بوده اند و می باید در کانون فرایند برنامه ریزی و ساخت فضاهای شهری قرار گیرند. اما تاکنون روند غالب در تدوین برنامه ریزی های شهری از حاکمیت نگرش مردانه و درک نیازهای آن ها از شهر حکایت می کند. این در حالی است که امروزه برنامه ریزان شهری بر این باورند که به دلایل بی شماری ساخت فضای شهری نیاز به اتخاذ روشی دارد که در آن تعادل های جنسیتی رعایت شده باشد. بر این اساس در مقاله حاضر «درک تفاوت نیازهای زنان و مردان در ساخت فضای شهری»، «شناخت عناصر مهم در ایجاد شهرهای دوستدار زن» و «تبیین نقش زن در فرایند برنامه ریزی شهری» مدنظر می باشد. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و اسنادی مؤلفه های مورد نیاز برای ایجاد شهر دوستدار زن شناسایی شد. سپس بر اساس مجموعه مطالعات و بررسی های صورت گرفته و همچنین منطبق با مؤلفه های برآمده از نظریه های مطرح شده، استراتژی ها و اقدامات ضروری جهت ایجاد شهر دوستدار زن و پیشنهاد های مشخص در این رابطه تبیین گردید
بررسی نظری مفهوم دلپذیری در مقیاس مطالعات فضای شهری با کمک روش تحلیل محتوا (نمونه منتخب: مطالعات بازه زمانی 2020-1998)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
92-119
حوزههای تخصصی:
دلپذیری به عنوان یکی از کیفیت های فضای شهری، از سال 1998 وارد ادبیات جهانی شهرسازی گردید. با ورود این مفهوم، اهمیت آن به عنوان کیفیتی پایه و پیچیده در مطالعات معدودی مورد توجه قرار گرفت. اما با این وجود، مدلی مفهومی که بتواند ابعاد گوناگون تشکیل دهنده ی این مفهوم در حوزه فضای شهری را به صورتی جامع ارائه کند، یافت نگردید. همچنین در حوزه مطالعات طراحی شهری در ایران جایگاه این کیفیت، با وجود کاربرد گسترده آن در سایر نقاط جهان، هنوز نوپاست. اگرچه این مفهوم به دلیل ارتباط نزدیکش با فرهنگ، امری زمینه محور به شمار می آید؛ اما شناسایی و استخراج مفاهیم و مقولات مشترک در پیشینه مطالعاتی، قیل از کاربست آن در بستر فرهنگی- فضایی خاص، امری ضروری به نظر میرسد.بنابراین، هدف مقاله پیش رو، شناسایی و دسته بندی مقولات مشترک و سازنده ی دلپذیری و دستیابی به مدل مفهومی عام برای تعریف این کیفیت در مقیاس فضای شهری از میان مطالعات جهانی است. پژوهش حاضر بر پایه رویکرد کیفی و با کمک روش تحلیل محتوا، به شناسایی 178 مفهوم پایه و دسته بندی 34 مقوله مشترک مستخرج از مجموع 40 مطالعه نظری و عملی معتبر حول کیفیت دلپذیری در مقیاس فضای شهری در بازه زمانی 1998 الی 2020، پرداخته است. مهمترین دستاورد این مقاله، مدلی هشت لایه متشکل از 4 بعد اصلی با توانایی کمی سازی مقولات کیفی دلپذیری در ارزیابی فضاهای شهری است. با توجه به نتایج مدل نهایی، بعد اجتماعی- فرهنگی از میان سایر ابعاد، مهمترین و پرکاربردترین مضمون مشترک در حوزه مطالعات کیفیت دلپذیری به شمار می آید.
Efficacy of Architectural Space Design for Healing and Humanization in Lagos University Teaching Hospital, Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This s tudy reviewed the effectiveness of architectural space design for healing and humanization in Lagos University Teaching Hospital, (LUTH), Nigeria. The s tudy adopted a semi-s tructured interview and physical appraisal of the selected major departments within the s tudy area. Also, a literature review of pas t s tudies on hospital buildings was done to buttress and advocate for the importance of architectural spaces design for healing and humanization of the users in the hospital environment. Factors of architectural space design in hospital buildings were identified and classified through the literature of pas t s tudies and a conceptual framework was developed through it. These factors were categorized under the following headings. This includes functional design factors (FDF), aes thesis design factors (ADF), environmental design factors (EDF), security & safety design factors (SSDF), and Physiological & Psychosocial design factors (PPDF). The s tudy provides information on the importance of architectural space design on overall hospital performance. This s tudy contributes to methods of evaluating architectural space design quality in hospital buildings in Nigeria and a similar context.
شناسایی ساختار ثانویه شهر ایرانی در دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجاریه، ساختار کلی شهر ایرانی در صورت گذشته خود باقی ماند. ساختاری که با محورهای اصلی مابین دروازه ها و مرکز شهر و عناصر و فضاهای شهری پیرامون آنها تعریف می شد، صورتی برجای مانده از مکتب اصفهان در شهرسازی. اما مشخصه دوران قاجاریان، رشد نفوذ مذهب شیعه بود که پیدایش ساختار دیگری را در شهر ایرانی این دوره سبب شد؛ ساختاری متشکل از مکان ها (به ویژه تکیه ها) و مسیرهای میان آنها که مکان برگزاریِ مهم ترین مراسم اجتماعی دوره، عزاداری ماه محرم، بود. ساختاری که براساس رفتار مذهبی ساکنان، نوع استفاده از فضا و نقش آن در زندگی اجتماعی و معنای فضاها شکل گرفته بود و مردم، با وجود همه تغییرات به وجود آمده در شهرهای ایرانی طی دوره معاصر، هنوز آن را می شناسند. ساختاری که با برقراری پیوند میان محلات نقشی مهم در ابراز هویت اجتماعی آنها داشت. در این مقاله با بررسی و تحلیل مطالعات محققان بر روی شهرهای مختلف ایران و بررسی اسناد درجه اول دوره قاجاریه، تلاش می شود تا وجود چنین ساختاری در شهر ایرانی نشان داده شده و روشن شود که چگونه چنین ساختاری شکل گرفته و به چه ترتیب مکان ها و مسیرهای میان آنها برای مردم معنادار شده است.
بررسی و تبیین الگوی راهبردی تحقق برند شهر اسلامی- ایرانی در نظام شهرسازی ایران
حوزههای تخصصی:
رهیافت برندسازی شهری بنا به دلایلی همچون عدم انتقال صحیح مبانی و تجربیات نظری و فقدان یک الگوی راهبردی برندسازی شهری منطبق بر ساختار، ماهیت و محتوای شهرهای ایران، کمتر در راهبردهای کلان مدیران مورد توجه بوده است. در تحقیق پیشِ رو، به روش توصیفی-تحلیلی و با اهداف کاربردی، با مطالعه اسنادی و کتابخانه ای، تجربیات برندهای شهری و در نهایت کاوش در محتوا و اجزاء هویتیِ شهرهای ایرانی، سعی در تبیین مؤلفه های مؤثر در ظرفیت های برندسازی شهر اسلامی- ایرانی و نیز تبیین ساختار الگوی راهبردی برندسازی شهر اسلامی- ایرانی نموده ایم. نتایج این مطالعات نشان از این مهم داشت که رهیافت برندسازی شهر اسلامی- ایرانی، عَملی فرایندی است و نه برایندی. به عبارتی دیگر برندسازی شهری و به تبع آن برندسازی شهر اسلامی- ایرانی شامل چرخه ای از مراحل "برنامه ریزی"، "اجرا"، "ارزیابی" و "اصلاح" است و دارای زمینه پارادایم راهبردی و مشارکتی است که روند تحقق آن را در چهار بازه زمانی تولد برند، بلوغ برند، نفوذ برند و تثبیت برند شهر اسلامی- ایرانی ممکن می سازد. درنهایت، الگوی پیشنهادی برندسازی شهر اسلامی- ایرانی در بستر پارادایم های راهبردی و مشارکتی، می تواند به عنوان تجلّیِ مسیر توسعه آتی شهر در بردارنده چشم اندازها، راهبردها، سیاست ها و انواع اقدامات مورد نیاز شهر اسلامی- ایرانی باشد.
معماری، عملکرد سرمایشی و رفتار لرزه ای بادگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۵۸
۳۴-۲۱
حوزههای تخصصی:
بادگیرها سیستم های خنک کننده غیرفعال ساختمانی هستند که از آن ها برای تأمین آسایش افراد در مناطق گرم و خشک استفاده می شود. بادگیرها از طریق دریافت هوای تازه فضاهای داخلی را خنک می کنند. گاهی آن ها به صورت دودکش عمل کرده و هوای با طراوت حیاط در طبقه همکف را به سمت بالا هدایت می کنند. در این مقاله، روش ساخت، گونه شناسی بر اساس مکان و تعداد جهت های دریافت باد، عملکرد سرمایشی و رفتار لرزه ای بادگیرها توضیح داده می شود. عملکرد سرمایشی و رفتار لرزه ای بادگیرهای کاشان در قسمت مرکزی ایران مورد مطالعه قرار می گیرد. چهار ارتفاع مختلف برای بادگیرهای در نظر گرفته می شود و اثرات ارتفاع بادگیر، جهت باد و سرعت باد بر جریان جرمی و درجه حرارت ایجاد شده در بادگیرها بررسی می گردد. یک بادگیر می تواند یک، دو، سه، چهار، شش یا هشت طرفه باشد. در شهرهای نزدیک کویر، سطوح رو به بادهای ماسه ای بادگیر را بسته اند تا از ورود بادهای همراه با ماسه جلوگیری کنند. هنگامی که باد نمی وزد یا جهت وزش باد °90 است بادگیر به صورت دودکش عمل می کند، یعنی جریان جرمی منفی است و جهت حرکت هوا از پایین به سمت بالای بادگیر است. در مواردی که بادگیر مانند دودکش عمل می کند، هوای خنک حیاط یا زیرزمین برای خنک کردن ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد. جهت و سرعت باد و ارتفاع بادگیر بر جریان جرمی و درجه حرارت تأثیر می گذارند. جهت باد °45 جریان جرمی بیشتری، در مواردی 43% بیشتر، نسبت به سایر جهت ها ایجاد می کند. بادگیر بلندتر باعث افزایش دمای هوا و کاهش جریان جرمی وارد شده از بادگیر به ساختمان می شود. در این حالت افزایش دمای هوا کمتر از °C 5/0 است. برای افزایش ارتفاع بادگیر از m 4 به m 10 کاهش جریان جرمی بیشتر از 13% است. سرعت بیشتر باد باعث کاهش دمای هوا و افزایش جریان جرمی می شود. افزایش سرعت باد از m/s 5/7 به m/s 15 باعث 65% افزایش جریان جرمی می شود. بادگیرها در مقابل زلزله آسیب پذیر هستند و بادگیرهای بلندتر دچار آسیب بیشتری نسبت به بادگیرهای کوتاه تر می شوند.
ابنیه خشتی مقاوم در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ششم پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۱
53 - 62
حوزههای تخصصی:
بررسی شاخص های برنامه ریزی شهری موثر در ارتقا امنیت زنان در فضاهای عمومی با رویکرد مشارکتی (نمونه موردی: بخش مرکزی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت موضوع امنیت در سعادت انسان ها و آسیب پذیری ویژه زنان، موضوع امنیت شهری با رویکرد جنسیتی در این پژوهش بررسی شده است. روند کار شامل بررسی مبانی و تجارب مرتبط، مفهوم سازی، استخراج ابعاد و شاخص ها، اعمال آنها در قالب پرسشنامه(طیف لیکرت)، تعیین حجم نمونه و سنجش های آماری در محدوده ای به عنوان نمونه میدانی(جنوب خیابان امام خمینی) و در نهایت ارائه راهکار های پیشنهادی در طرح های شهری می باشد. فرضیه اصلی این پژوهش عبارتست "به نظر می رسد بین میزان تردد و احساس امنیت درک شده زنان در هر یک از فضاهای شهری رابطه مستقیمی وجود دارد ". که با استفاده از آزمون T میزان امنیت و تردد زنان در هریک از پهنه های محدوده مطالعات میدانی سنجیده شده و سپس رابطه بین آنها به تفکیک هر پهنه بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چه میزان تردد زنان در پهنه های مورد مطالعه بیشتر بوده است میزان احساس امنیت بیشتری داشته اند. همچنین بررسی شاخص های مدل مفهومی تجربی حاکی است با افزایش میزان خوانایی و آشنایی فضا، ارتقای شهرت (خوشنامی و یا بدنامی) فضا ها، نظارت بر فضا و دسترسی به امداد، ارتقای حیات شبانه فضا و کارایی حمل و نقل عمومی میزان احساس امنیت درک شده از فضا افزایش می یابد.
خاتم در آثار میراث معاصر: خوانش تاریخی در ورودی امامزاده زید تهران و در ورودی محفوظ در موزه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
157-142
حوزههای تخصصی:
اهداف: در این پژوهش خاتم کاری به عنوان بخشی از تزیینات معماری مورد نظر بوده که در این راستا به در ورودی امامزاده زید (ع) در شهر تهران و در ورودی محفوظ در موزه ملی ایران پرداخته شده است. هدف از پژوهش، مستندنگاری و تحلیل تخصصی درهای ورودی نامبرده، جهت دستیابی به اطلاعات تخصصی و فنی است. روش ها: خاتم کاری یکی از روش های تزیین سطح اشیای چوبی است که از دوره آل مظفر تاکنون آثار قابل توجهی در گنجینه های هنری از آن بر جای مانده است. از منظر روش شناسی، مطالعات صورت گرفته به صورت ترکیبی بوده و در آن از رهیافت زمینه ای استفاده شده است. روش تحقیق مورد استفاده بر حسب هدف کاربردی و شیوه ی مطالعه بر حسب روش و ماهیت توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت بررسی میدانی و کتابخانه ای بوده است. همچنین دو در ورودی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. یافته ها: بررسی های صورت گرفته حاکی از آنست که پژوهش حاضر نقش مؤثری در واکاوی مؤلفه های نوآوری خاتم کاری دوره ی قاجار در دو اثر مورد مطالعه و جایگاه آن در تزیینات معماری داشته و همچنین مستندنگاری و تحلیل اطلاعات تخصصی حاصله کمک به ارتقای دانش حفاظت و نگهداری اثر دارد. نتیجه گیری: دستاوردهای پژوهش حاکی از آنست که درهای ورودی مورد مطالعه از جمله آثار شاخص دوره ی قاجار بوده که مؤلفه های نوآوری همچون خاتم معرق و خاتم به شیوه ی چیدمان گره در آن ها مشاهده می گردد. واکاوی و تحلیل این مؤلفه ها نقش مؤثری در حفظ آثار و همچنین به صورت اطلاعات مفید در راستای حفظ و نگهداری اثر به شمار می آیند.
اثرگذاری طیف های رنگ روی احساسات کاربران فضای مسکونی و تأثیرگذاری ترجیح رنگ در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط داخلی تأثیر بالایی بر سلامت، رفاه و آسایش کاربران دارد و از میان متغیرهای آن، رنگ به عنوان ساده ترین متغیر قابل مشاهده است رنگ بر رفتار، تصمیم گیری، سلامت و احساسات مخاطبان به عنوان یکی از شاخص ترین نمودهای فیزیکی فضا با یا بدون درک مستقیم تأثیرگذار است. با توجه به تأثیرگذاری رنگ بر روی احساسات مخاطبان، مشخص نمودن تأثیرگذاری و میزان آن با توجه به ترجیحات متفاوت رنگی تأثیر بالایی در افزایش کیفیت فضا می تواند ایجاد نماید. ویژگی های متفاوت رنگ ها در دسته بندی گرم، سرد و خنثی و تأثیرگذاری بر روی احساسات شش گانه آرامش، هیجان، علاقه، تمرکز، فشار و مشارکت در این پژوهش مورد کنکاش قرار گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از 286 پرسشنامه برخط استفاده و از دو روش آزمون و ضریب مسیر برای تحلیل استفاده شد. در بررسی های نهایی به ترتیب طیف رنگ های ذکر شده بالاترین و پایین ترین تأثیر مثبت را بر روی احساسات کاربران داشته اند: آرامش(خنثی-گرم)، هیجان(گرم-سرد)، علاقه(خنثی-سرد)، تمرکز(خنثی-گرم)، فشار(خنثی-گرم) و مشارکت(سرد-گرم). در نتایج به دست آمده مشاهده شد که کاربران نسبت به انتخاب رنگ در بسترهای مختلف، علایق متفاوتی داشته و صرفاً یک طیف رنگ را برای تمامی بسترها انتخاب نمی نمایند. علاوه بر این ارتباطی در ایجاد حس مثبت در احساسات کاربران با طیف رنگ مورد علاقه و ترجیح آن ها مشاهده نشد.
بازیابی ساختار فضایی و طرح کاشت باغ سالار جنگ شیراز بر اساس خاطرات ترنس اودانل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانسته های کنونی از میراث باغ سازی شیراز به باغ های نامدار و برجسته دیوانی و حکومتی محدود شده و داده های اندکی از دیگر باغ های آن برجای مانده است. از این میان، باغ سالار جنگ (مینوی سالار) از ناصرالدین کوپال شیرازی نمونه درخور توجه و ازیادرفته ای است که ارزش بررسی و پژوهش دارد. هدف این پژوهش بازیابی این باغ بر پایه خاطرات ترنس اودانل است که نزدیک به 10 سال (49-1338 خورشیدی) را در آن گذرانده است. توصیفات وی شرحی از طرح کاشت، در باغِ روزگار قاجار و پهلوی در اختیار می گذارد. پژوهش کنونی گامی نخست در شناخت مجموعه باغ های تاریخی منطقه قصرالدشت (بردی) است که تاکنون بدان پرداخته نشده است. بر این اساس شناخت ویژگی های هندسی – فضایی، بازخوانی طرح کاشت و فهم شیوه آبیاری باغ مورد توجه بوده است. افزون بر این به باغ به مثابه مکانی برای رخدادهای گوناگون زندگی فردی- اجتماعی نیز نگریسته شده است. روش پژوهش، ترکیبی شامل راهبرد تفسیری- تاریخی و نمونه موردی است که در رویکردی استنتاجی و تحلیلی پیش می رود. یافته های پژوهش ضمن بخش بندی مراحل توسعه و ویرانی باغ به چهار پرده، نشان می دهند که باغ، حاصل آمیختگی دو دسته از دوگانگی های الف) مفهومی و ب) کارکردی است؛ ماهیّت پاردوکس گونه باغ در تضاد میان مالکین و ساکنین باغ، تضاد میان شخصیت ادبی بنیان گذار آن و برخی عادات و خصوصیات او و سرانجام تمایز میان باغ و مزرعه قابل شناسایی است. همچنین باغ حاصل ترکیب دو ساختار باغ های حکومتی و الگوی باغ های میوه است که از دو محور عمود برهم شکل یافته و برخلاف رسم معمول، کوشک بر تقاطع دو محور طولی و عرضی مکان یابی نگردیده است. همه این ها سرانجام سبب می گردد گونه ای باغ در حومه شهر از مکانی برای تفریح و خوش گذارانی به باغی، باارزش تولیدی تبدیل شود. بدین سان باغ سالار جنگ به سامانه ای یکپارچه از زیست اجتماعی، اقتصادی و طبیعی بدل می گردد که نشان از تنیدگی زیبایی شناسی باغ با جنبه کارکردی و تولیدی آن دارد.
بررسی رابطه رویکرد منظر تاریخی شهری با زیست پذیری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر «بررسی رابطه بین رویکرد منظر تاریخی شهری با زیست پذیری شهری» می باشد. اصطلاح زیست پذیری اشاره به درجه تأمین ملزومات یک جامعه بر مبنای نیازها و ظرفیت افراد آن جامعه دارد. روش تحقیق مورداستفاده، روش پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه همراه با مصاحبه بوده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه شهروندان 18 ساله و بالاتر ساکن در شهر ایلام تعریف شده اند و بر اساس فرمول کوکران تعداد 383 نفر به عنوان حجم نمونه و با استفاده از شیوه خوشه ای چندمرحله ای متناسب با حجم انتخاب شده اند. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوا با میانگین کل (833/0) و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ به میزان (828/0) برای متغیر رضایت از زیست پذیری شهری و (824/0) برای متغیر رویکرد فرهنگی شهروندان محقق شده است. در تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده گردیده است. نتایج و یافته های تحقیق حاکی از آن است که میانگین رضایت از زیست پذیری اقتصادی (10/49)، میانگین رضایت از زیست پذیری اجتماعی (00/55) و میانگین رضایت از زیست پذیری زیست محیطی (66/32) بوده است.
مقایسه تطبیقی رویکردهای طراحی میان بافت تاریخی در پژوهش های مرتبط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
195 - 213
حوزههای تخصصی:
طراحی ساختارهای جدید در بافت تاریخی در راستای حفاظت از آن، موضوعی است که حفاظت گران و معمارانی که در بافت تاریخی طراحی می کنند، بر سر آن اختلاف نظر دارند؛ ازاین رو پژوهش های بسیاری به عنوان بخشی از ادبیات موضوع، معطوف به مطالعه رویکردهای مختلف طراحی و پیامدهای آن تدوین شده است که به طور آشکار یا ضمنی ماهیت توصیه ای دارند. بنابراین بررسی و تحلیل آن ها نیز در کنار اسناد سازمان های بین المللی و سایر دستورالعمل ها و راهنماهای طراحیِ ملی و منطقه ای اهمیت دارد؛ مطالعه ای که تابه حال صورت نگرفته است. بر این اساس، این پژوهش با هدف صورت بندیِ مواضع پیشنهادی در قالب رویکردهای طراحی در این دست از پژوهش ها می پردازد؛ به بیان دیگر، معطوف به چیستی رویکردهاست. بدین منظور، داده های مورد نیاز در پژوهش های مرتبط به کمک مطالعه پژوهش های مرتبط گردآوری و براساس مضمون و مبتنی بر ساختار رویکرد در سه سطح نگرش، رهیافت و روش، به تفکیک کدگذاری شدند. سپس، به کمک مقایسه تطبیقی توصیف شدند. نتایج این بررسی نشان می دهد در مطالعات گروت (1985) و ستوده و وان عبدالله (2013) در سطح نگرش، سندانگاری بافت تاریخی بر بافت شهری انگاریِ آن ارجح است؛ ازاین رو به اجتناب از تغییر در سطح رهیافت و همانندی در سطح روش توصیه شده است. این درحالی است که در سایر موارد نگرش سندانگاری و بافت شهری انگاریِ بافت تاریخی مبنا بوده است؛ با این تفاوت که در مطالعات ائرز (2010)، بیانکا (2010)، آدام (2010)، دوچ (2010)و دیسکو (2012)، چهارچوب مرجع، سنّت و در باقی پژوهش ها مدرنیته است. متأثر از نگرش مبنا، ائرز، بیانکا، دیسکو، آدام و دوچ به مدیریت تغییر از طریق کاربست الگوهای معماری و شهرسازیِ سنّتی توصیه می کند؛ولی باقی پژوهش ها، متأثر از نگرش مبتنی بر مدرنیته به مدیریت تغییر با ارجاع به ویژگی های بافت تاریخی با هدف طرحی هماهنگ توصیه کرده اند.
تحلیلی بر روش، مراتب و پیامدهای «فهم اثر معماری»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت بررسی آثار معماری از منظر تاریخ و نظریه و نقد معماری، بخش عمده ای از پژوهش ها در این حوزه، به مطالعه اثر و بیان فهم حاصل از آن سوق داده است. اگر چه پرداختن به مقوله «مواجهه با اثر معماری» و جستار در «معیارها و مراتب فهم اثر معماری»، با بررسی خودِ بنا آغاز می شود، اما خاستگاه های آن در بنیان های نظری معماری است و لاجرم در حوزه نظری قرار می گیرد. اثر معماری چگونه فهمیده می شود و فهم آن چه ابعادی دارد؟ این پرسش اصلی مقاله حاضر است، که مراتب فهم اثر معماری و دستاوردهای آن را در برمی گیرد. در پی پاسخ به این پرسش، مسیری که این مقاله می پردازد، اصولاً عبارت خواهد بود از: مراتب مواجهه با اثر یا همان «بنا»، بدون پرداختن به مصداقی خاص، با محوریت جستار در رویکردهای شناخت و بنیان های نظری مقوله های مطرح در فهم اثر و پیامدهای آن در حوزه معماری. از این رو مباحث با مطالعه رویکردهای شناخت اثر در نظریه ها و پارادایم های معاصر آغاز می شود و با بررسی مراتب فهم اثر در حوزه معماری ادامه می یابد. سپس به معیارهای مطرح در فهم اثر معماری اشاره می شود تا مشخص گردد که مبنای شناخت نظری چه نقشی در فهم مصداق های معماری دارد و هر کدام از رویکردها می تواند مخاطب را به چه مرتبه ای از فهم اثر برساند.
تأثیر جنسیت بر ترجیحات مکانی در انتخاب فضاهای فراغتی-تفریحی (مطالعه موردی: منطقه 2 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
39 - 50
حوزههای تخصصی:
اوقات فراغت و نحوه گذران آن یکی از شاخص های اساسی سبک زندگی به شمار می رود. جنسیت یکی از ویژگی های فردی می تواند باشد که بر نحوه گذران اوقات فراغت تاثیر گذار باشد. حال سوال اصلی در این پژوهش این است که جنسیت چه تفاوت هایی را می تواند بر نحوه گذران اوقات فراغت و همچنین انتخاب مکان های فراغتی ایجاد نماید. در پژوهش حاضر با بهره گیری از راهبرد کیفی و استفاده از مطالعات کتابخانه ای در جامعه آماری 384 نفر از ساکنان منطقه 2 تهران، تفاوت های جنسیتی در 9 موضوع انواع فراغت و 18 مکان تفریحی شاخص منطقه 2 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون ANOVA در مورد جنسیت افراد و ارتباط آن با ارجحیت موضوعی گذران اوقات فراغت نشان داد که بین دو گروه جنسی تفاوت معناداری در تمایلشان به خرید رفتن، فعالیت هنری، رستوران و کافه گردی، پیک نیک و فعالیت های مجازی وجود دارد.
بررسی الگو های اولیه تاثیرگذار در طراحی محله های معاصر با رویکردی بر مفاهیم پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۸
73 - 81
حوزههای تخصصی:
Re-Discovering the Original Form and Function of Shīrāz Toopkhāneh Square by His torical Documents and Existing Evidence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Arg or Toopkhāneh Square was an essential part of Karim Khān's citadel complex in his new capital, Shīrāz, Iran, in the mid-18th century, which was destroyed in the early 1920s. However, the studies conducted regarding its form and functions have not been accurate enough, and their hypotheses are inconsistent with reality. This paper calls into question previous studies and takes a new look at the design, geometry, and spatial relations of the Square in the days of the Zand dynasty (17511794) and studies the changes of the Square in the Qājār (1789-1925) and Pahlavi (1925-1979) eras. This study analyzed European travelogues and historical photographs with little existing evidence by applying a historical research method. The study revealed that the Arg, later named Toopkhāneh Square, was rectangular, about 130 by 185 meters, with an east-west orientation. The Arg square and its adjacent buildings should be considered a governmental-military open space with various internal relations. The architecture of the main gate and the Naqqāra Khāneh mansion were the prominent features of this Square, and its location has always been questionable. The previous studies did not have a correct understanding of the location of the Naqqāra Khāneh, the number of entrances to the Square, the height of the walls of the Square, as well as its layout. Finally, it is crucial to notice that The design of this Square differs from the example of Naqsh-e Jahan Square in Safavid Isfahan and Toopkhāneh Square in Qājār Tehran.
مقایسه تطبیقی اثر جریان هوا بر دوگونه ی بادگیر یزدی و کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مقایسه تطبیقی اثر جریان هوا بر دوگونه ی بادگیر یزدی و کرمانی می پردازد. هدف پژوهش بررسی نحوه تأثیر جهت گیری دهانه بادگیر بر تهویه طبیعی و همچنین مقایسه بهره وری اقلیمی دو گونه مذکور در زمینه خاص خود می باشد. روش تحقیق استفاده از مدل سازی رایانه ای و شبیه سازی عددی بوده است و نتیجه گیری با استفاده از استدلال منطقی صورت گرفته است و همچنین روش جمع آوری اطلاعات روش مطالعه منابع کتابخانه ای است. به این منظور ابتدا دو بادگیر در محیط نرم افزار Vasari autodesk 2.0 مدل سازی شده اند و سپس هر بادگیر جداگانه در مشخصات اقلیم خود آزمایش شده است و در نهایت نتایج به صورت تصاویر شبیه سازی و نمودارها مستخرج شده اند. نتایج نشان می دهند در استفاده از دو گونه بادگیر دو طرفه و چهار طرفه، افزایش توان برودتی و کارایی بهینه یکی از مهم ترین اصول بوده است به نحوی که در بادگیر یزدی این اصل در طول چهار فصل سال حاکم است در حالی که این نسبت در بادگیر کرمانی فقط در طول تابستان صادق است. این مقاله نشان می دهد که می توان از تکنیک های تهویه طبیعی در این بادگیرها استفاده شده است، در طراحی معماری بناهای امروزی نیز استفاده کرد تا بدین وسیله از میراث ارزشمند علم و هنر ایرانی در معماری معاصر بی نصیب نماند.
راهیابی گنبدخانه به مساجد ایران، روایتی از گسست و پیوست فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چهارطاق یا گنبدخانه از دوره ساسانی همواره در معماری ایران، نقشی پررنگ ایفا نموده است؛ به طوریکه پس از ورود اسلام نیز با وجود رواج مساجد شبستانی، به طور کامل کنار گذاشته نشده و به حیات خود ادامه می دهد. با این وجود، راهیابی تمام عیار گنبدخانه به مساجد ایران، در عصر سلجوقی صورت می گیرد. معماران ایرانی در سده پنجم، گنبدخانه را در قلب مسجد شبستانی جای داده و با استقرار ایوان ها در چهار سوی حیاط، مسجد چهار ایوانی را به عنوان الگوی رایج در ادوار بعدی شکل می دهند. البته این دستاورد، گسست فضای یکپارچه مسجد شبستانی و بروز برخی تعارضات کارکردی را نیز به همراه دارد؛ که سیر تکامل مسجد در دوران های بعد، تا حدود زیادی معطوف به حل آن می باشد. این مقاله می کوشد پس از تبیین چگونگی راهیابی گنبدخانه به مساجد ایران به روش تفسیر تاریخی، با تطبیق و تحلیل نمونه هایی از دوران سلجوقی تا قاجار، نشان دهد که چگونه معماران، علی رغم برخی دشواری های پیش آمده، سرسختانه کهن الگوی گنبدخانه را حفظ نموده و موفق می شوند از طریق ابداعات سازه ای و هندسی، گسست پدیدآمده را برطرف نموده و ضمن معرفی الگوی ایرانی مسجد، به یک دستگاه فضایی یکپارچه و متنوع دست می یابند. واژه های کلیدی
بررسی تفسیر و کلیت توسعه پایدار محلات با رویکرد جمعی
حوزههای تخصصی:
محلات شهری مخصوصا محلاتی که دچار دست خوش تغییراتی از سوی سازمان های مرتبط با امور شهری می شوند شاهد ایجاد فضاهایی هستیم که از سوی مدیران و طراحان برای ساکنین محله ایجاد می گردد تا در کنار ارتباطات مختلف اهالی محله برای تعاملات اجتماعی بیشتر فرآهم شود.این فضاها که اکثرا در طرح های توسعه محلات برای بافت فرسوده و ناپایدار گنجانده شده از معنای خاصی برخوردار نبوده و در طول زمان با عدم استقبال افراد به ف ضایی تهی تبدیل می گردد چون به محیط طبیعی در تو سعه محلات و طرح های تو سعه و تو سعه پایدار در محلات آنطور که باید توجه نمی شود.در این مقاله با توجه به جمو آوری مطالس اسنادی و کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی اقدام به ارائه مبانی نظری در چارچوب مورد نظر اقدام شده و با ارائه راهکارهایی اثباتی به نتیجه توجه به معنا در توسعه پایدار محلات با رویکرد انسانی رسیده و آن را در غالب کلی ذکر کرده ایم.