فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۸۱ تا ۳٬۵۰۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
اهداف: معماری معاصر کشورهای اسلامی به عنوان یکی از فصول مشترک این کشورها، همواره کمبود گفتمان بین رویکردهای سنتی و مدرن برای خلق فضا در طراحی را احساس کرده است. بنابراین معماری امروز در فرآیند طراحی در جستجوی خلاقیت بوده تا این کمبود را جبران کند. بهره گیری از رویکرد دیجیتال در باز تعریف این فرآیند می تواند کمک شایانی را انجام دهد. تزئینات در معماری اسلامی علاوه بر زیبایی، القای مفاهیمی چون نظم و وحدت وجودی است که در قالب نقوش هندسی و انتزاعی دیده می شود همچنین در آموزه های اسلامی و قرآن مجید به مفهومی همچون وحدت در کثرت بسیار اشاره شده است. باز تعریف این مفهوم با رویکرد دیجیتال در تزیینات معماری اسلامی میتواند گفتمانی جدید بین رویکرد سنتی و مدرن باشد. این پژوهش بر آن است که نقش رویکرد دیجیتال در تجلی تزیینات معماری اسلامی در طراحی را با الهام از آموزه های قرآن مجید را مورد بررسی قرار دهد. ابزار و روش: روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش "استدلال منطقی"، با استفاده از تدابیر "تحلیلی-توصیفی"، با رویکردی کیفی می باشد. یافته ها : رویکرد دیجیتال بر مبنای روش جز به کل و تمرکز بر روی سه عرصه الگو سازی، الگوریتم-کد و ساخت دیجیتال به باز تعریف تزیینات معماری اسلامی می پردازد با تغییر پارامترهای اولیه الگوهای جدیدتری نیز تولید می کند. نتیجه گیری: عرصه های رویکرد دیجیتال می تواند آموزه های اسلامی همچون وحدت در کثرت را با مبانی ریاضی به صورت هندسی در تزیینات معماری اسلامی طراحی و تولید کنند.
تبیین مدل مفهومی مؤلفه های مؤثر در شکل گیری تجربه زیبایی شناسی معماری از منظر علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ شماره ۱۰۷
41 - 56
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پذیرش زیبایی شناسی معماری، به خصوص به صورت تجرییات عمیق افراد از بناها، زمینه ای است که اهمیت بسزایی دارد و معمولاً توجه چندانی برای شناخت آن به لحاظ محتوای علمی نمی شود و همواره این سردرگمی وجود دارد که کدام الگوی نظری زیبایی شناسی برای معماری از این منظر همه جانبه و کامل تر است، زیرا این مفهوم کیفیتی مبهم به نظر می رسد و نیازمند داده های منسجمی برای انجام پژوهش هایی دقیق تر است. تجربه زیبایی شناسی معماری، همواره مقوله ای پیچیده و تحت تأثیر عوامل متفاوت است، لذا شناخت چیستی و چگونگی این تجربه به عنوان یک ضرورت کیفی می تواند بر فرایند طراحی و اصول معماری تأثیرگذار باشد. لذا این پرسش مطرح می شود که تجربه زیبایی شناسی معماری چگونه کیفیتی است و به چه مؤلفه هایی وابسته است؟ هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر خلق یک توصیف جامع و چارچوب منسجم ا پدیده تجربه زیبایی شناسی معماری برای دستیابی به درک ساختار ذاتی آن تجربه از طریق ارائه یک مدل مفهومی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است و با دیدگاهی تفسیری از طریق تشریح ادبیات نظری از منظر یافته های علوم شناختی، یافته های بحث را در چارچوب مدلی مفهومی معرفی کرده است. نتیجه گیری: تجربه زیبایی شناسی معماری عبارت است از ارزیابی عاطفی تجربه ادراک فضا براساس رهیافتی مستقیم از طریق مؤلفه های ادراکی، انگیزشی، حسی-حرکتی، شناختی و رفتاری که به صورت ترکیبی از تصورات احساسی مختلف (نظیر لذت، خوشایندی و غیره) بروز می یابد. لذا با استناد بر نظریه های علوم شناختی می توان گفت دخالت واکنش های بدنی غیر آشکار در تجربه معماری عنوان می کند مؤلفه های ادراکی و انگیزشی منجر به واکنش های رفتاری می شوند که این خود بیانگر رابطه بین ابعاد هیجانی و همچنین درگیری مؤلفه های حسی-حرکتی از طریق بدن با فضاست. در حقیقت تعامل با فضای معماری از طریق قابلیت های ایجادشده آن می تواند مؤلفه های انگیزشی را درگیر کند. بنابراین مبنی بر آنکه ادراک زیبایی معماری بستگی به فعالیت های درونی تحریک شده دارد که شامل پردازش عاطفی و نیز عوامل شناختی مرتبط با زمینه های فردی می شود، در نتیجه مؤلفه های رفتاری هم می توانند مسبب فعال سازی توجه و انگیزش جهت امکان دادن به فرد برای تجربه آگاهانه خود به عنوان نهاد تجربه کننده و همچنین تجربه زیبایی به واسطه پدیده اثر معماری باشد.
ارتباط مؤلفه های سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار شهر دوگنبدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
67 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین رابطه مولفه های سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار شهر دوگنبدان می باشد. این مطالعه مقطعی بر روی زنان سرپرست خانوار شهردوگنبدان (200 نفر) در مدت 6 ماه انجام شد. ابزار مطالعه شامل: پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL)- گونه ایرانی و پرسشنامه سرمایه اجتماعی بانک جهانی (SC-IQ) بود. آنالیز نتایج به کمک نرم افزار آماری SPSS با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی زنان سرپرست خانوار کاملا به هم وابسته بوده و روی همدیگر اثر مثبت دارند و کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار شهر دوگنبدان در سطح پایین تری از کیفیت زندگی عموم مردم این شهر قرار دارد و از طرفی دیگر سرمایه اجتماعی در این زنان نسبتا پایین است و نیاز به توجه جدی و برنامه ریزی درازمدت مسئولین امر بر اساس رویکردهای پژوهشی مبتنی بر جامعه، در راستای بهبود کیفیت زندگی و تغییرات اساسی در جهت افزایش سرمایه اجتماعی و مشارکت جمعی این قشر آسیب پذیر است.
تجلی مفاهیم اسلامی و قرآنی در آثار دوره صفویه و قاجار (مطالعات موردی: مسجد- مدرسه چهارباغ و آستان شاه عبدالعظیم(ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
191-202
حوزههای تخصصی:
اهداف: تجلی مفاهیم اسلامی و قرآنی در آثار دوره صفویه و قاجار موضوعی بسیار مهم در درک معماری اسلامی ایرانی است. هدف از مطالعه حاضر، نمایش تاثیر قرآن مجید در شکل دهی آثار دوره های صفویه و قاجار بود. ابزار و روش ها: این مطالعه با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و تحقیقات میدانی به مقایسه تطبیقی نقوش کاشی کاری دو بنای مهم از این ادوار پرداخت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که در دوره صفوی رنگ های غالب کاشی کاری لاجوردی و فیروزه ای و در دوره قاجار زرد و نارنجی بوده است. خط غالب در مجموعه چهارباغ ثلث و کوفی- بنایی و در آستان حضرت شاه عبدالعظیم (ع) نستعلیق بود. در کاشی دوره صفوی نقوش هندسی و گیاهی هر کدام به صورت مجزا و ساده به کار رفته بودند، ولی در دوره قاجار، استفاده تلفیقی از نقوش گیاهی و هندسی با جزییات فراوان مشاهده شد. همچنین مشخص شد که با توجه به تاثیر هنر غرب بر هنر قاجار، نقوش آن از حالت روحانی خارج شده است و استفاده از نقوش طبیعت گرا مانند نقوش انسانی، جانوری، گل ها و میوه ها تحت تاثیر هنر غربی در هنر کاشی کاری معماری ایران به وجود آمدند. همچنین قرآن مجید منبع الهام هنرمندان و طراحان آثار دوران اسلامی بوده است. نتیجه گیری: مروری بر دو نمونه موردی مطالعه شده، مسجد- مدرسه چهارباغ و آستان شاه عبدالعظیم (ع) نشان دهنده آن است که آیات قرآن مجید را می توان منشا ایده پردازی هنرمند در درک آثار دوره صفویه و قاجار دانست.
مدل ساختار مفهومی درس «اصول طراحی معماری مشارکتی» (درس پیشنهادی کارشناسی معماری)
حوزههای تخصصی:
از اساسی ترین اهداف طراحی معماری، تولید کالبدی برای پاسخگویی به نیازهای انسانی اعم از کار، اسکان، فراغت و ارتباطات می باشد. علاوه بر این تنوع کاربری، گوناگونی افراد (در عین وحدت) و ویژگی های رفتاری اختصاصی هر فرد و همچنین شرایط مکانی و زمانی خاص هر پروژه، توجه به خواسته ها، دیدگاه ها و نظرات بهره بردار را پراهمیت می نمایاند. در میان مجموعه دروس آموزش طراحی معماری توجه به اقلیم، تکنیک های ساخت و ساز، بستر جغرافیایی طرح، روابط خارجی و داخلی و همچنین گونه های طراحی، عنوان گردیده اما به مقوله مهارت ارتباط گیری و نیازسنجی بهره بردار، علوم مرتبط با این امر و تکنیک های متناسب آن بسیار کمرنگ و در حد اشاراتی جزئی بسنده شده است. لذا پرداختن به دروس "اصول طراحی معماری مشارکتی" ضروری و حیاتی به نظر رسیده و چه بسا بسیاری از نامطلوبیت های فضایی را جبران و بهره وری فضایی را ارتقاء می دهد. این کنکاش در راستای نیل به چارچوب مفهومی این درس بوده که در پی آن اهداف تجربی و نظری آموزشی (سیلابس ها) و غایت های پرورشی (تکنیک های چند مرحله ای) نیز حاصل می گردد. این پژوهش از حیث هدف بنیادی و از نظر جمع آوری اطلاعات از شاخه پیمایشی و همبستگی است و جمع آوری اطلاعات توسط پرسش نامه بسته پاسخ صورت می پذیرد، که بر روی 175 نفر از کارفرمایان بخش دولتی و خصوصی در موضوعات ابنیه عمومی، اداری و مسکونی اجرا گردیده و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس می باشد. نتایج پژوهش می تواند در دو واحد نظری-عملی و با پیش نیاز دروس مقدمات طراحی معماری 1 و 2، روش تحقیق، مبانی نظری معماری و طراحی معماری 1و2 ارائه گردد.
بررسی عوامل موثر بر ساختار فضایی شهری و منطقه ای با استفاده از روش تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1 - 14
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بررسی ساختار فضایی شهر و منطقه ای در طول دو دهه اخیر بی تردید یکی از پرچالش ترین مباحث در این حوزه بوده است. تا به امروز، مطالعات انجام شده بیشتر معطوف بر شناسایی و تحلیل ساختار فضایی و چگونگی توزیع فضایی جمعیت و فعالیت بوده و مطالعات جامع و کاملی مبتنی بر بررسی عوامل موثر بر ساختار فضایی شهری و منطقه ای انجام نشده است. هدف: در این راستا، هدف پژوهش، بررسی عوامل و نیروهای محرک موثر بر شکل گیری، تغییر و تکوین ساختار فضایی شهری و منطقه ای می باشد. روش: جهت انجام تحقیق از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است؛ در گام نخست، پس از مشخص شدن حوزه مطالعه و واژه های کلیدی جهت جستجو در پایگاه های داده ای معتبر- انگلیسی زبان منتشر شده- بین سال های 1998 تا فوریه 2019، 66 مطالعه برای بررسی انتخاب گردید. در گام بعدی، تلخیص داده ها و کدگذاری انجام و در نهایت عوامل و نیروهای محرک موثر دسته بندی و تحلیل گردید. نتایج و یافته ها: نتایج بررسی نشان داد 8 عامل شامل تغییرات جمعیتی و فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی، زیرساخت و تجهیزات، کالبدی و محیطی، نهادی، قوانین و مقررات و جهانی شدن و نیروهای محرک متناظر با این عوامل بر ساختار فضایی شهری و منطقه ای موثرند. این مقاله بحث می نماید که عوامل و نیروهای محرک نه به صورت مستقل و واحد بلکه تحت تاثیر یکدیگر و برآیند برهمکنش آن ها بر ساختار فضایی تأثیر می گذارد.
تهیه الگوریتم کنترل سایه بان های متحرک و بررسی و بهینه کردن شرایط کنترلی برای فصول سرد در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تهیه الگوریتم پیشنهادی برای شبیه سازی رایانه ای و تعیین زاویه مناسب سایه بان متحرک خارجی، در طول روز می باشد. نحوه کنترل سایه بان متحرک بر اساس دمای داخلی می باشد. الگوریتم تهیه شده، در هر گام زمانی، با تکرار محاسبات دمای داخلی برای مقدار تابش مختلف عبوری از بین سایه بان، و مقایسه نتایج بدست آمده با دمای معیار تعیین شده، نتیجه بهینه را انتخاب می کند. روش استفاده شده برای انجام محاسبات حرارتی ساختمان، روش عددی تفاضل محدود می باشد. جداره های منطقه مورد نظر شبکه بندی شده و معادله تعادل حرارت برای هر یک از گره ها به روش کرنک- نیکلسن گسسته شده است. به منظور تحلیل عملکرد سایه بان متحرک، نتایج به دست آمده، با حالت های بدون سایه بان و با سایه بان ثابت مقایسه شده است. دمایآسایش 21 درجه سلسیوس و دمایمعیار کنترل سایه بان متحرک، در تحلیل اول 21 درجه سلسیوس تعیین شد. با توجه به نتایج بدست آمده از تحلیل اول و با هدف دریافت بیشتر تابش خورشیدی و بهبود عملکرد سایه بان، در تحلیل دوم، دمای کنترل 23 درجه تعیین شد. بر اساس تحلیل انجام شده برای ساختمانی در تهران با جداره شفاف رو به سمت جنوب، میزان بار گرمایی برای ماه دسامبر (آذر- دی)، در حالت سایه بان متحرک با دمای کنترل 23 درجه، به میزان 33 درصد از سایه بان ثابت کمتر است. از طرف دیگر، بیشترین اختلاف دمای داخلی و دمای آسایش در حالت های سایه بان متحرک و ثابت به ترتیب 2 و 4 درجه است در نتیجه سایه بان متحرک شرایط آسایش مطلوب تری فراهم نموده و دمای داخلی نوسان کمتری دارد.
راهکارهای آموزشی طرح واره در فرایند معماری بر اساس نظریه میزانسن (مطالعه موردی: مقدمات طراحی معماری 2 پردیس دانشگاهی شمس گنبد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
17 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی چگونگی آموزش طرح واره 1 در کارگاه معماری پرداخته است. ایده و طرح واره می تواند مبنای طراحی باشد و اهمیت آن در ارائه راه حل های نوآورانه توسط معمار قابل توجه است. این تحقیق با روش پیشنهادی خود، به دنبال ارتقای کیفیت آموزش طراحی معماری بوده است. ازاین رو طرح واره در دو سطح کلان و خُرد طبقه بندی شده و پس از مشخص شدن نیازهای آموزشی و مهارتی لازم برای هرکدام از سطوح طرح واره، راهکارهای آموزشی بر اساس نظریه میزانسن پیشنهادشده است. برای سنجش مطلوبیت راهکارهای آموزشی پیشنهادی از نمونه موردی در دو ترم متوالی استفاده شد. این تحقیق به صورت کیفی انجام شده و داده ها به روش تحلیلی و توصیفی موردبررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان دهنده آن است که روش طراحی پیشنهادی در توانمندسازی دانشجویان جهت خلق ایده، بیان و ارائه طرح واره های ذهنی در سطح کلان و خُرد مؤثر بوده است.
نقش هویت ساز قاعده لاضرر در شکل گیری الگوی معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
19-30
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی - ایرانی در فرهنگ تشیع میراث گران قدری است که از نسل های گذشته به یادگار گرفته شده و نمونه های ارزشمند آن در نظام برنامه ریزی، طراحی و مدیریت شهرهای تاریخی ایران به خوبی قابل مشاهده و بازشناسی می باشند. رابطه معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی با مبنای نظری، اصول فقهی اسلام، و آیات کتاب آسمانی و کلام وحی، گنجینه ای ارزشمند در هدایت و توسعه معماری و شهرسازی معاصر ایران خواهد بود. مروری بر تجربه های عملی و پایه های نظری آن ها در حوزه های معماری و شهرسازی و مدیریت شهری نشان دهنده آن است که تبین رابطه اصول نظری و مشخصات کالبدی از از پیش نیازهای تحقق و اجرایی شدن یک سبک و گرایش معماری است؛ بر مبنای چنین رویکردی است که می توان موضوع مورد نظر این پژوهش را در بستر آیات قرآنی و تفاسیر معتبر مورد تحلیل و بررسی قرار داد. سوال اصلی پژوهش آن است که هویت در معماری اسلامی چیست؟ و این تعریف در شکل گیری معماری اسلامی چه جایگاهی دارد؟ بایسته های تحقق قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام، در بستر شکل گیری معماری اسلامی چیست؟ معماری اسلامی بر بستر عناصر هویت ساز چگونه شکل میگیرد و این عناصر چه جایگاهی در معماری اسلامی دارند؟ روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله، روش استدلال منطقی است. پس از ترسیم چارچوب نظری پژوهش، منابع علمی و تخصصی با روش مقایسه تطبیقی تحلیل شده، فرصت ها و چالش های حاصل از آن به بحث گذاشته می شود. این پژوهش نیازمند برخوردی کیفی است ازاین رو بر مبنای پارادایم آزادپژوهی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی در روند مقاله استفاده خواهد شد. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که رعایت اصول ده گانه مورد بحث می تواند به مثابه تجلی قاعده لاضرر و لاضرار در اسلام در نظام معماری و شهرسازی، به خصوص در هدایت و برنامه ریزی طرح های توسعه شهری، معرفی شود.
چیستی و چگونگی زیبایی معماری از منظر زیبایی شناسی نظری
حوزههای تخصصی:
پذیرش زیبایی شناسی معماری بخصوص به صورت تجرییات عمیق افراد از بناها زمینه ای است که اهمیت بسزایی دارد و معمولاً توجه چندانی برای شناخت آن به لحاظ محتوای نظری نمی شود و همواره این سردرگمی وجود دارد که کدام الگوی نظری برای معماری از منظر زیبایی شناسانه همه جانبه تر است، چراکه این مفهوم کیفیتی مبهم به نظر می رسد. لذا هدف از انجام این پژوهش پرداختن به ابعاد نظری این موضوع از نگاه نظریه پردازان شاخص این حوزه یعنی اسکروتن و وینترز به روش تحلیل محتوا است. بررسی ها نشان دادند که زیبایی شناسی نظری در معماری تحت تأثیر دو عنصر قرار می گیرد: 1- قضاوت مفسر و 2-تجربه. این نوع از زیبایی شناسی تا حدی به تجربه انسان از فرم و محتوای ساختار فیزیکی ساختمان توجه دارد و این عناصر در تحلیل نهایی تجربه انسان ظاهر می شوند، تا ترجیحات زیبایی اثر معماری شکل بگیرید. لذا رویکرد تفسیری به بررسی زیبایی مبتنی بر دیدگاه های نظری محدود با توجه به اهمیت قضاوت مفسر در تحلیل ها تأکید دارند و چون زیبایی شناسی ذاتاً موضوعی ذهنی است، روش مفسر، جایگاه محقق را به عنوان یک خبره و با در نظر گرفتن موضع تفسیری در رابطه با دنیای زیبایی شناسی سایرین فرض قرار می دهد. ولی بین الاذهانی بودن قضاوت های زیبایی شناسی، چالشی را برای زیبایی شناسی نظری معماری از جمله زمینه بخشی اجتماعی/فرهنگی ایجاد می کند.
تحلیلی بر سیر تاریخی و تحول مفهوم تصویر شهر از خوانایی تا برندشهر با تأکید بر سه دورهی مدرنیسم، پست مدرنیسم و جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
43 - 58
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: تصویر شهر از جمله مفاهیم مهم در محیط شهری است که مبنای هر گونه تصمیم، اقدام و واکنش عاطفی افراد می باشد این مفهوم بازنمایی عینی و ذهنی محیط شهر، احساسات و نگرش نسبت به آن و همچنین تصویر برند شده از شهر در ذهن مخاطبان را در بر میگیرد و در دوره های مختلف به واسطه پیشرفت علمی و شرایط اقتصادی، اجتماعی از زاویه خاصی نگریسته شده است. هدف: هدف این پژوهش بررسی تطبیقی سیر تکامل مفهوم تصویر شهر در سه دوره مدرن، پست مدرن و جهانی شدن با تشریح اقتضائات آنها و نگرش نسبت به شهر می باشد. روش:پژوهش حاضر یک مطالعه ی کیفی است که به صورت توصیفی- تحلیلی به انجام رسیده است. یافته ها: بررسی ها نشان داد که مفهوم تصویر شهر در طی سه دوره ی مذکور تغییر و تحولاتی یافته است به طوری که در دوره ی مدرنیسم، و تحت تاثیر تفکرات این جنبش از جمله دستکاری مدرن فضا و توجه بیش از حد به ماشین و بتن موضوعاتی شبیه خوانایی و نمایانی با تاکید بر فاکتورهای کالبدی، در دوره ی پست مدرن، تصویر ارزیابانه از محیط شهری با نگاه پدیدارشناسانه در پی استخراج معنای محیطی و احساسات ناشی از آن بر اساس تجربه زیسته افراد بود، با شروع عصر ارتباطات و جهانی شدن و رقابت پذیر شدن شهرها، استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات به خصوص ابزارهای دیجیتال تصویر شهر با تکنولوژی عجین شده است. نتیجه گیری: تصویر شهر در حال حاضر نسبت به مفهوم اولیه خود در دوره مدرن که برگرفته از مسایل کالبدی بوده تا حدودی فاصله گرفته و مولفه ای مهم در بازاریابی و برندسازی در تلفیق با فناوری ارتباطات و اطلاعات تلقی می گردد.
بررسی و ارزیابی الگوهای معماری به منظورکاهش علائم بیماران مولتیپل اسکلروزیس(ام اس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
221 - 236
حوزههای تخصصی:
بیماری مولتیپل اسکلروزیس(ام اس) به عنوان یک بیماری روحی- جسمی، وابسته به شرایط محیطی بوده و نقش عوامل محیطی در پیشرفت یا جلوگیری ازعلائم بیماری موثراست. با توجه به آمار بالای این بیماری و شرایط خاص بیماران ام اس وکمبود مراکز توانبخشی مخصوص این بیماران، ضرورت توجه به طراحی محیطی مناسب جهت کنترل رفتار و بهبود سلامت روانی آنها اهمیت بسزایی دارد. هدف از این پژوهش، طراحی محیطی متناسب با شرایط روحی وجسمی بیماران ام اس بوده و به دنبال این است که چگونه طراحی فضای اطراف بیماران ام اس با در نظر گرفتن فاکتورهای محیطی و معماری و استفاده بجا و مناسب از این فاکتورها در جهت کاهش علائم (استرس، خستگی، افسردگی، مشکلات حرکتی) تاثیرگذار است. در این پژوهش در مرحله اول با استفاده از روش توصیفی و گردآوری اطلاعات از طریق بررسی مقالات وکتاب های معتبر در زمینه موضوعات مرتبط با پژوهش به جمع آوری اطلاعات پرداخته شد. در ادامه با استفاده از روش کیفی و مصاحبه با 30 نفر از روانپزشکان و روانشناسان شاغل در محل نگهداری و درمانی بیماران ام اس و مراکز توانبخشی و بررسی اطلاعات بدست آمده از طریق آنالیز محتوایی، سعی در شناسایی مشکلات و نیازهای آنها شد و عوامل موثر برکاهش استرس، افسردگی و خستگی و مشکلات حرکتی بیماران شناسایی گردید. سپس با استفاده از راهکارهای صحیح علمی شرایط مناسب در زمینه جسمی و روانی برای بیماران فراهم شد. بنا به نتایج بدست آمده از پژوهش، طراحی فضای باز، بهره مندی از طبیعت و فضای سبز در داخل و خارج مجموعه، دسترسی به نور طبیعی، طراحی فضای مناسب برای پیاده روی، ورزش، دورهمی، مناسب سازی محیط و بهره گیری از امکانات توانبخشی، وجود هندسه منظم در طراحی فضا، جلوگیری از پیچیدگی، استفاده از نور و رنگ مناسب در جهت کاهش استرس، افسردگی، خستگی و مشکلات حرکتی بیماران ام اس موثر است و باید در طراحی به آن ها توجه ویژه نمود.
Evaluation and Prioritization of Indicators That Improve the Quality of Life in Residential Neighborhoods(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۲, Issue ۲ - Serial Number ۴۴, Spring ۲۰۲۲
59 - 72
حوزههای تخصصی:
Providing the conditions of residential neighborhoods to enhance residents' quality of life has always been an issue of great for urban experts and policymakers of various fields. According to the extensive research in this field, addressing quality of life indicates its importance in residential neighborhoods. The present manuscript evaluates and prioritizes the indicators that improve the quality of life based on the review and analysis of experts (in architecture, landscape architecture, urban design, and planning). The s trategy of this s tudy is the correlation with a descriptive-analytical approach to evaluate and prioritize the indicators of quality of life, four of which have been identified for review by experts, namely Ins titutional; Economic; Social and Environmental satisfaction. A total of 22 experts answered the ques tions, and the findings were analyzed using the DANP technique. The findings indicate that the components of "ins titutional satisfaction" and "social satisfaction" have the mos t significant impact on enhancing residents' quality of life, respectively, from the perspective of experts. In addition, based on the weight of the obtained components, "policy-making and decision-making of organizations and ins titutions" in the neighborhood and "access to health facilities and services" were ranked as the firs t and las t practical components, respectively. Therefore, s trategies can be developed based on the prioritization of experts, such as s trengthening social and infras tructural services and facilities (ins titutional); Residents' decision-making and participation in neighborhood management (social); provision of participatory housing (economic), and development of open and green space (environmental).
طراحی فضای شهری در راستای ارتقای سلامت روان نمونه موردی: خیابان حافظ اصفهان
حوزههای تخصصی:
سلامتی از جمله مسائلی است که در طول تاریخ همواره مورد توجه بوده و انسان جهت دست یابی و ارتقای آن تلاشی بی وقفه نموده است. اما آنچه شیوه های درمانی نوین را از دوره های قبلی متمایز می کند، توجه روز افزون به بهداشت روانی مردم در جهت ارتقای سطح سلامت عمومی آن هاست. طراحی شهری به عنوان علمی میان رشته ای که با هدف ارتقای کیفیت زندگی از طریق ارتقای کیفیت فضای همگانی فعالیت می کند، می تواند به عنوان عاملی مهم در راستای سلامت جسمی و روانی شهروندان نقش قابل توجهی ایفا نماید. بنابراین پژوهش پیش رو با تکیه بر ارتباط میان طراحی شهری و سلامت روان در نظر دارد، چارچوبی برای طبقه بندی کیفیات طراحی شهری موثر بر سلامت روان در فضای شهری را پیشنهاد دهد که از منظر این حیطه علمی، قابلیت کاربرد در فضای شهری را داشته باشد. در این رابطه با بررسی مبانی نظری و ادبیات پژوهش پیرامون رابطه میان سلامت روان و طراحی شهری مجموعه ای از کیفیات طراحی شهری موثر بر سلامت روان و نحوه ی سنجش آن ها استخراج گردیده است. کیفیات مذکور در 6 دسته کالبدی، عملکردی، زیست محیطی، ادراکی، اجتماعی و بصری دسته بندی شده اند. پس از استخراج کیفیات طراحی شهری موثر بر سلامت روان، به منظور سنجش این کیفیت ها و تحقق بخشی به آن ها در فضای شهری، خیابان حافظ واقع در منطقه 3 اصفهان و در مجاورت میدان نقش جهان به عنوان نمونه موردی پژوهش انتخاب شد. این خیابان که در سال های اخیر به علت پیاده راه شدن میدان نقش جهان، به روی سواره مسدود شده است، با مشکلات متعدد کالبدی و عملکردی روبه رو بوده و به علت مجاورت با میدان نقش جهان و گره خوردن با خاطره جمعی شهروندان اصفهان، پتانسیل طراحی به منظور ارتقای سلامت روان شهروندان را دارا می باشد. لذا پس از شناخت و تحلیل کیفیات مذکور در خیابان از دیدگاه کارشناسانه و از دیدگاه استفاده کنندگان از فضا، به ارائه راهکارهایی در جهت طراحی خیابان به منظور ارتقای سلامت روان شهروندان پرداخته شده است.
سنجش و ارزیابی شاخص های پایداری در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر مدیریت بحران
حوزههای تخصصی:
به دلیل رشد و گسترش بی وقفه و روزافزون جمعیت شهرهای بزرگ، توجه به توسعه این گونه شهرها اهمیت زیادی پیدا کرده است؛ اما آنچه در اینجا مسأله اصلی و شایان تأمل است، این است که توسعه این شهرها چگونه و به چه صورتی باید صورت گیرد تا نیاز های آیندگان را تأمین کند. اگر توسعه پایدار شهری، کارآمدی اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست محسوب شود، یکی از شروط مهم تحقق آن استفاده بهینه از زمین های شهری است. در زمینه پایداری شهرها دو بحث و نظریه اصلی و البته متضاد در اواخر قرن بیستم ارائه شده است. پس از طرح اصطلاح توسعه پایدار و واردشدن آن در مبحث شهری با عنوان توسعه پایدار شهری، همواره درباره این موضوع بحث و بررسی شده است که یک شهر چگونه می تواند پایدار باشد و کدام شکل شهری به پایداری نزدیک تر است. در واقع امروزه این اتفاق نظر وجود دارد که ساماندهی کالبد شهرها باید بر اساس چهارچوب توسعه پایدار شهری صورت بگیرد. هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش و ارزیابی شاخص های پایداری در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر مدیریت بحران با روش توصیفی- استنباطی می باشد. برای تحلیل اطلاعات در سطح توصیفی از شاخص های فراوانی و نمودار ستونی استفاده شده است و در بخش استنباطی نیز ضمن کمی سازی، از آزمون های آماری مانند کلموگروف اسمیرنوف، آزمون های تی استیودنت و رگرسیون، استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد. هر گونه اقدام در جهت ساماندهی پهنه های فرسوده از یکسو مستلزم سیاست گذاری، برنامه ریزی و برخورداری از مدیریت اجرایی هماهنگ است و از دیگر سو نیازمند مشارکت فعالانه و همه جانبه مردم با مدیریت شهری است. همچنین نظارت ارگان های فعال در امر ساخت و سازهای شهری و ارتقاء آگاهی ساکنین در به کارگیری مصالح بادوام، مهمترین راهکارها بوده، که از اولویت های اجرایی برتر می باشند.
تبیین مؤلفه ها و پرسشنامه معانی سکونت و انتظام فضاهای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
237-251
حوزههای تخصصی:
سکونت انسان بیانگر برقراری ارتباطی معنادار با محیط مسکن است؛ ازاین رو، محیط های مسکونی به لحاظ ابعاد روان شناختی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. آنچه درباره سکونت انسان اهمیت دارد، این است که سکونت انسان در سطوح مختلفی روی می دهد، و در ارتباط با مراتبی از محیط اجتماعی پیرامون انسان معنادار است. مرور ادبیات درباره معانی نشان می دهد که هم خصوصیات محیط مسکن و هم رویداد فعالیت ها در محیط زندگی انسان دارای معنی هستند، و مطابق با چهارچوب نظری، پرسش از معانی سکونت و انتظام فضای زندگی باید در چهار سطح شامل سطح سکونت منطقه ای، سطح سکونت همسایگی، سطح سکونت مسکن و سطح فعالیت های سکونت مسکن صورت پذیرد. پژوهش در حوزه معانی مسکن، مسئله ای اکتشافی است که نیاز به بررسی در هر دو حوزه سکونت و انسان دارد؛ بنابراین روش تحقیق این مقاله به صورت کیفی و بر پایه استدلال منطقی است. با توجه به ماهیت «پرسشنامه معنای سکونت و انتظام فضاهای زندگی» و چهارچوب نظری وابسته به آن، از «مدل ابزار غایت» استفاده گردید، که مدل مناسبی برای دستیابی به محتوای ذهنی افراد است. مطابق با چهارچوب نظری، مقولاتی که در این پرسشنامه در نظر گرفته شد، پرسش از معانی خصوصیات انتظام فضایی محیط مسکن شامل «عناصر فضایی، فواصل فضایی و جهات فضایی» است، و در سوی دیگر پرسش از معانی فعالیت ها شامل عناصری همچون «نوع فعالیت، توالی زمانی و فضایی فعالیت ها و زمانمندی و فضامندی فعالیت ها»ست، که پایایی و روایی پرسش های نیمه ساختاریافته «معانی سکونت و انتظام فضاهای زندگی» در آزمون های آزمایشی کنترل گردید. بخش دیگر از نتایج مقاله، به ارائه روند گردآوری، مصاحبه و تحلیل داده های پرسشنامه اختصاص دارد. با توجه به هدف تحقیق، داده های حاصل از پرسشنامه تحقیق می تواند در تحلیل های بعدی توصیف، تفسیر، تشریح و در صورت نیاز، در تحلیل آماری و ریاضی به کار رود، و حتی هریک از چهار سطح از پرسشنامه نیز قابلیت کاربرد جداگانه در تحقیقات مختلف را دارد.
عملکرد بهتر دانشجویان با بهره گیری مناسب از نور روز در کلاس های آموزشی؛ بررسی موردی: دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به عوامل کیفی محیطی در طراحی فضاهای آموزشی دانشگاهی، تأثیر بسیاری بر عملکرد کاربران اصلی این فضاها یعنی دانش آموزان و دانشجویان دارد. در این زمینه، یکی از عوامل کیفی محیطی بسیار مؤثر، بهره گیری از نور روز در طراحی کلاس های آموزشی است که علاوه بر تأثیر در چگونگی عملکرد کاربران، بر سلامت آنها و نیز میزان صرفه جویی در مصرف انرژی نیز مؤثر است. در این نوشته، ابتدا شرایط نور روز مناسب برای کلاس ها و کارگاه های آموزشی بیان شده است، سپس اطلاعات مرتبط با عملکرد و رضایت مندی دانشجویان در خصوص روشنایی روز از طریق پرسش نامه جمع آوری شده و در انتها عوامل مؤثر در فراهم کردن نور روز مناسب برای کلاس های آموزشی با استفاده از نرم افزار نورپردازی دیالوکس، 1 در کلاس ها و کارگاه های دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است و البته باید گفت نمونه موردی این مقاله که تشابهات زیادی به لحاظ اصول طراحی با اغلب دانشگاه های ایران دارد. همچنین راهکارهایی در زمینه بهبود کیفیت نور روز این کاربری ها ارائه شده که در طراحی مناسب این گونه فضاها مفید است. روش تحقیق این مقاله توصیفی تحلیلی و نیز مدل سازی رایانه ای بر پایه پژوهش موردی است.
Ecotourism Development Model to Economic Growth and Job Creation (Case Study: from Emamzadeh Hashem to Rudbar)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۲, Issue ۳ - Serial Number ۴۵, Summer ۲۰۲۲
43 - 56
حوزههای تخصصی:
The ultimate purpose of the present s tudy is to provide a model for ecotourism development, economic growth, and job creation. The research methodology was descriptive-inferential, and the data collection method was a researcher-made ques tionnaire. The firs t part included considering the models of ecotourism development. After inferring and confirming the research hypothesis, the second part presented the economic development model and job creation in the free margin of the northern roads between Emamzadeh Hashem and Rudbar. For proving the research hypothesis, at firs t, the factors affecting the development of ecotourism were identified and identified, which included eight topics including national identity, job creation, productivity growth, service prosperity, environmental, physical, socio-cultural, and community attitudes and awareness to determine which variable will have the mos t significant impact on the development of ecotourism. Accordingly, 384 natives and touris ts from tourism-recreational and ecotourism complexes in the s tudy area were asked. SPSS software was used for inferential measurement of data, and PLS software was used to present the s tructural model of the research. The ques tionnaire and their analysis based on the correlation coefficient and s tructural model in the firs t part showed that employment is the mos t critical factor in tourism development. The analysis results in the firs t part include the presentation of 32 factors affecting the development of ecotourism. The findings in the second section also present the 11 factors of economic development and economic growth.
بررسی تأثیر متقابل مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر کیفیت زندگی در محله های شهری با استفاده از روش معادلات ساختاری (مورد مطالعه: محله های سلطان میراحمد و فین کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
217-240
حوزههای تخصصی:
محله های شهری بستر ی مناسب برای شکل گیری ارتباطات پایدار اجتماعی و افزایش اعتماد و مشارکت اجتماعی است. با توسعه شهرها و تغییرات اساسی در الگوی زندگی ساکنان، با تغییرات گسترده در روابط نزدیک و گسست ارتباطات پیونددهنده روبه رو هستیم؛ به طوری که امروزه رویکرد های مبتنی بر افزایش سرمایه اجتماعی در جوامع محلی به عنوان راهکاری مؤثر در جهت توسعه پایدار اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شناخته می شود . هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح تحلیل محله های شهری و سنجش میزان تأثیرگذاری متقابل متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی ، به خصوص در گونه های متفاوت، نظیر دو محله سلطان میر احمد و فین کاشان است که بعد از نتیجه گیری بتوان به عنوان چارچوب سیاست گذاری برای توسعه شهری مورد استفاده قلمداد کرد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب گردآوری داده ها ترکیبی (تحلیل متون کیفی و روابط کمی سازی) است . روش نمونه گیری در پژوهش حاضر چندمرحله ای و ابزار گردآوری اطلاعات، به صورت پرسشنامه بوده که اعتبار آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد آزمون قرار گرفت. فرضیات به روش آزمون تفاوت میانگین دو نمونه مستقل (آزمون t ) و آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر بیانگر وجود ارتباط معنی دار میان ابعاد متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی است. بیشترین تأثیرگذاری متغیر سرمایه اجتماعی بر متغیر کیفیت زندگی را شاخص اعتماد (۸۵/۰) و بیشترین تأثیر گذاری متغیر کیفیت زندگی بر سرمایه اجتماعی را شاخص سلامت محیط (۸۸/۰) داراست. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که از طریق افزایش اعتماد به عنوان تأثیرگذا رترین شاخص سرمایه اجتماعی می توان به ارتقای کیفیت زندگی محله های شهری دست یافت و همچنین با ارتقای شاخص های سلامت محیط به ارتقای کیفیت زندگی محله های شهری و در نتیجه سرمایه اجتماعی مطلوب تر دسترسی پیدا کرد. از تأثیر متقابل مؤلفه های سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی می توان در راستای بازتولید سرمایه غنی تر و کیفیت زندگی مطلوب تر در محله های شهری استفاده کرد.
Contrastive study of culture and architectural design pattern for Iranian houses in Safavid and Qajar dynasties: formation of private space in entrance
حوزههای تخصصی:
Contrastive study on the elements of traditional houses in different times, is an effective method in understanding the culture and design factor, the architectural evolution, space organization, ornaments and the structure of the historical buildings and it describes that different features and distinguishing factors in traditional houses were usually closely related to the political, economy, and social issues of that region. Synchronized with historical dynasties, traditional houses are thus, easily distinguishable regarding their architectures and the manner of architectural pattern can be followed regarding the historical evolution. As Isfahan was the capital of Iran in Safavid time, building magnificent palace-like houses were the trend; in Qajar dynasty as well architecture had its own unique elements. The present study enjoyed the mixed methods of descriptive and analytical methods as well as case study. The problem was examined based on observation, field studies, and documentation; the results then were compared and contrasted. The architectural design of these houses are introverted (mainly) as well as extroverted (in jolfa). The main front of the houses are in southern part and having porch, straight sky line, rectangular garden, rectangular rooms, sometimes octagonal houses, abundant ornamentations in central halls, using natural colors, easier use of bricks as the main material are some features of these houses. The present study aims to analyze and evaluate how the privacy of entrances in both Safavid and Qajar houses as one of the most significant elements of architectural times formed.