فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۲۱ تا ۵٬۱۴۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
باغ از نوع مثمر و غیر مثمر یکی از اجزای الگوساز بافت درون شهری تهران بوده است، به این ترتیب که در ترکیب با اجزای دیگر شهری مانند مدرسه، تکیه، مزار، مسجد، سقاخانه ... و یا به صورت مجموعه ای از باغات متمرکز ( لکه های سبز عمده) سنت های ""تفرج درشهر"" و ""زیارت- تفرج"" را درشهر ثبات بخشیده است. فرضیه اصلی این نوشتار این است که ارسن های شکل گرفته در همسایگی باغات درون شهری که اغلب ریزدانه اند، دارای ""چگالی رفتاری"" بالاتری نسبت به پارک های شهری بزرگ مقیاس شکل گرفته در دوره ظهور مدرنیسم در تهران هستند. مزیت دیگر این باغ های درون شهری ریزدانه این است که در هماهنگی کامل با لایه مورفولوژیکی شهر تهران که متأثر از پنج رود دره مهم از شمال به جنوب شهر شکل گرفته و الگوهای سلسله مراتبی ساختاری و رفتاری تعریف شده ای را بنا به محل قرارگیری در ارتفاعات متفاوت رود دره ها ( خط الراس، خط القعر و دامنه) به علاوه پارادایم های فرهنگی یک جامعه ایرانی – اسلامی شکل داده اند. مقاله حاضر، تلاشی در جهت تبیین نقش باغ در شکل دهی به فضاهای جمعی شهری و دسته بندی الگوهای ساختاری براساس نقش باغ در مجموعه است. بر این اساس، عنصر واسطه باغ درالگوهای ترکیبی حاصل از مطالعه منظر شهر تهران ، در طول تاریخ به ویژه تا دوران پهلوی با نقش های متعددی به شرح زیر مشاهده شده است :
- مبدأ پیدایش تمدن
- نظرگاه
- تبدیل یک عنصر نمادین منظر به باغ
- باغ- یادمان اسطوره
- سنت باغ وقفی
- بستر سنت زیارت- تفرج
تأثیر معماری برج های مخابراتی در ایجاد حس تعلق به شهر(مطالعه موردی: برج مخابراتی میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۱
71 - 80
حوزههای تخصصی:
برج های مخابراتی که به عنوان نشانه هایی در مقیاس شهر مورد استفاده قرار می گیرند، برای تبدیل شدن به نماد باید در سطوح مختلفی با شهروندان پیوند و در آنها احساس تعلق ایجاد کنند. در حوزه بین رشته ای معماری و طراحی شهری که نگارندگان آن را طراحی کلان معماری می نامند، عملکرد کلان برج و مجموعه ای که برج در آن قرار دارد و پیوند آن با فضاهای شهری مد نظر قرار می گیرد. در این تحقیق، برج میلاد و هشت نمونه مشابه آن در نقاط مختلف دنیا معرفی و تحلیل گردیده اند. این برج ها از منظر طراحی کلان به نسل های مختلفی تقسیم می شوند که در نسل های اخیر، عملکرد تفریحی شهری و پیوند با شهر، پررنگ تر دیده شده است. مجموعه برج میلاد، از نظر زمانی هم نسل با نسل های جدید و از نظر عملکردی هم نسل با برج های نسل میانی می باشد و از نظر تعریف عملکردی کلان، در ایجاد پیوند با زندگی شهری موفقیت چندانی نداشته است.
Regeneration and restoration of old texture with a perspective to protect the identity of housing, case study –Joybareh locality in Isfahan (باز زنده سازی و احیاء بافت فرسوده با رویکرد حفظ هویت مسکن، نمونه موردی محله جویباره اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بافت تاریخی شهرها به دلیل ساختار سنتی ، فرسودگی واحدهای مسکونی ، دشواری دسترسی ، ضعف زیرساخت ها و تشکیلات زیست محیطی سیر رکود و عقب ماندگی را طی می کند. در راستای این تحولات بنیادین در شهرهای تاریخی و رفع مشکلات از بافت تاریخی شهرها طرح هایی در قالب بازسازی – نوسازی – بهسازی و باز زنده سازی درزمینه های مختلف تهیه و اجرا شده است. شیوه برخورد با این بافت های تاریخی متأثر از دیدگاه های فلسفی در شهرسازی متفاوت بوده است . در دهه های اخیر با احیاء بافت تاریخی و رفع فرسودگی از شهرها و اعیان سازی به همراه حفظ و احیاء هسته تاریخی و هماهنگی بین بافت نو و تاریخی با تأکید بر هنجارها و ارزش های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. شهر تاریخی اصفهان با قدمت دیرینه از این قاعده تحولات بنیادین شهرسازی در ایران مستثنی نبوده و تحولات بسیاری در ساختار سنتی آن صورت گرفته است . نظام به هم پیوسته و ارگانیک شهر به همراه شبکه معابر (سرپوشیده و روباز) و محله های خودکفای تاریخی دچار تحولات بسیار شده اند از جمله محله جویباره که جزء هسته های تاریخی شهر اصفهان به شمار می رود.
در این محله به رغم طرح های اجرا شده از جمله کف سازی معابر، بهسازی و بازسازی تک بناهای باارزش و ایجاد فضای سبز تاکنون نتوانسته هویت تاریخی خود را همانند گذشته حفظ کرده، به دلیل نبود یک برنامه بلندمدت مدون در مسیر حفظ و احیاء هسته های تاریخی شهر و هماهنگ با بقیه اجزاء خود در مسیر توسعه گام بردارد، ضمن اینکه همواره شاهد گریز جمعیت از محله و فرسودگی بیش از حد ابنیه و زوال این هسته تاریخی در شهر اصفهان هستیم. حفظ ارزش های ماندگار و تاریخی در محله،
روان سازی ترافیک و ایجاد وحدت فضایی در مجموعه محله ، اشتغال زایی و بازگرداندن هویت اجتماعی محله جویباره و احیاء معابر و گذرهای تاریخی جهت جذب گردشگر از جمله مهم ترین نتایج این تحقیق به شمار می رود که از روش میدانی و تحلیلی در هسته تاریخی محله جویباره انجام پذیرفته و دارای قابلیت بالقوه جذب جمعیت گردشگر است. در این پژوهش پس از شناخت و بررسی بر روی یک واحد همسایگی در محله به واکاوی یکایک ابنیه و معابر و اجزاء تشکیل دهنده آن پرداخته شده تا با امکان باز زنده سازی مطلوب براساس ساختار اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و جلب مشارکت مردمی بتوان هویت تاریخی محله جویباره را مجدداً محقق کرد و در راستای یک محله سرزنده، با حفظ هویت تاریخی خود به یک نوسازی پایدار دست یافت.
کاربرد تحلیل های بلورشناسی در مطالعات فنی آثار تاریخی گچی (مطالعه ی موردی گچ بری کوه خواجه ی سیستان، ملات گچ شادیاخ نیشابور و ملات گچ قلعه الموت قزوین)
حوزههای تخصصی:
پژوهش و شناخت آثار تاریخی گچی در ایران دو مشکل فنی و واژه شناسی دارد. مشکل فنی موضوع این مقاله، عموماً ناشی از شناخت خصوصیات بلور گچ، هم چون تغییرات حلالیت یا شکل بلوری در اثر حضور مواد افزودنی یا تغییرات محیطی است. در این مقاله 3 نمونه ی تاریخی جمع آوری شده از کوه خواجه ی سیستان، قلعه الموت قزوین و شادیاخ نیشابور، و 3 نمونه ی مدلسازی شده ی جدید با توجه به ریزساختار بلوری آن ها بررسی می شود. آزمایش XRD حضور فاز غالب انیدریت (CaSO4) را برای هر دو لایه ی گچ بری کوه خواجه نشان می دهد؛ در حالی که ملات مربوط به شادیاخ دارای فاز غالب ژیپس (CaSO4.2H2O) است. پس از تشخیص عدم حضور ماده ی افزودنی آلی در نمونه های تاریخی با روش سوختن تر، از هر نمونه تصاویر SEM تهیه شد. این تصاویر در تشخیص کیفی شکل بلورهای گچ، کنارهم نشینی آ ن ها در ریزساختار نمونه های مختلف و سنجش فشردگی ریزساختار بلوری آن ها به کمک نرم افزار پردازش تصویر به صورت کمّی کمک می کنند. در تصاویر SEM تهیه شده از دو لایه ی گچ بری کوه خواجه، بلورهای منوکلنیک ژیپس دیده نمی شوند و ملات های گچ شادیاخ و قلعه الموت نیز فقط ساختاری فشرده را نشان می دهند؛ در حالی که در نمونه های مدلسازی شده، بلورهای گچ به وضوح قابل شناسایی هستند. نتیجه ی این مشاهدات بیان می کند که هرچند استفاده از تصاویر SEM و تحلیل بصری یا پردازش تصویری آن ها، نتایج ارزشمندی در بررسی و شناسایی ریزساختار مواد تاریخی گچی دارند، اما نتایج آن ها باید در کنار آزمایش XRD و پس از تشخیص حضور یا عدم حضور ماده ی افزودنی آلی، تفسیر و بررسی شوند.
Housing the Urban Poor in Nigeria through Community Participation Using Lessons from Nairobi Kenya(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Migration of people to urban areas from the rural areas usually comes with its challenges in terms of infrastructural requirement and housing to cater for growing population. One of the challenge for the urban dwellers in Nigeria is that of adequate housing. The inability of the government to meet this demand has seen the people concerned seeking alternative solutions to housing need. The resulting settlements are usually unplanned hence becoming a challenge for government to manage in terms of providing infrastructure facilities. With the growing incidence of global warming and the attendant increase in flooding in most urban areas of Nigeria, especially between year 2000 and 2013, the safety of the people who live in slums have become a concern to the state governments due to issues of flooding and collapsed buildings. Government usually evicts such people and clear the settlement; however the people simply relocate to another area. The aim of this paper is to exامینe how community participation can be used to provide housing for the urban poor based on their living requirement, drawing from the experience of selected case studies from Kenya. The research method adopted for the study is a qualitative research method using case studies of selected communities in Kenya and selected communities in Nigeria. A comparative analysis is drawn with these communities. The research concludes by proposing how community participation process should be incorporated into provision of housing for the urban poor.
Evaluation of Tourism Websites from Urban Development Perspective (Case Study: Metropolitan Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tourism organizations have become one of the main users of the internet in recent years by setting their own urban tourism websites. However, not all the websites are effective to promote their goals and objectives. An effective evaluation of urban tourism websites can help organizations on how best to employ them. Using the ICTRT (Information, Communication, Transaction, Relationship and Technical merit) model, this study tries to evaluate the efficiency of Iranian official tourism websites from functional perspective and their role in urban development. The aims of the study fulfilled by content analysis of two official urban tourism websites. The results demonstrated that the websites were not able to support Iranian Tourism Industry effectively. The focuses of these websites mainly based on the basic services such as information and communication. Advanced services such as transaction and relationship building were generally being ignored. Furthermore, a converse correlation was seen between complexity and performance of websites. Based on the research findings suggestions and implications in urban development were discussed.
راهیابی گنبدخانه به مساجد ایران، روایتی از گسست و پیوست فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چهارطاق یا گنبدخانه از دوره ساسانی همواره در معماری ایران، نقشی پررنگ ایفا نموده است؛ به طوریکه پس از ورود اسلام نیز با وجود رواج مساجد شبستانی، به طور کامل کنار گذاشته نشده و به حیات خود ادامه می دهد. با این وجود، راهیابی تمام عیار گنبدخانه به مساجد ایران، در عصر سلجوقی صورت می گیرد. معماران ایرانی در سده پنجم، گنبدخانه را در قلب مسجد شبستانی جای داده و با استقرار ایوان ها در چهار سوی حیاط، مسجد چهار ایوانی را به عنوان الگوی رایج در ادوار بعدی شکل می دهند. البته این دستاورد، گسست فضای یکپارچه مسجد شبستانی و بروز برخی تعارضات کارکردی را نیز به همراه دارد؛ که سیر تکامل مسجد در دوران های بعد، تا حدود زیادی معطوف به حل آن می باشد. این مقاله می کوشد پس از تبیین چگونگی راهیابی گنبدخانه به مساجد ایران به روش تفسیر تاریخی، با تطبیق و تحلیل نمونه هایی از دوران سلجوقی تا قاجار، نشان دهد که چگونه معماران، علی رغم برخی دشواری های پیش آمده، سرسختانه کهن الگوی گنبدخانه را حفظ نموده و موفق می شوند از طریق ابداعات سازه ای و هندسی، گسست پدیدآمده را برطرف نموده و ضمن معرفی الگوی ایرانی مسجد، به یک دستگاه فضایی یکپارچه و متنوع دست می یابند. واژه های کلیدی
بررسی موانع فضایی و کالبدی اجرای شهرداری الکترونیک از نظر شهروندان و کارکنان شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۲
53 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با توجه به اهمیت دسترسی و توانایی استفاده از اطلاعات در شهر الکترونیک و با توجه به نابرابری های موجود در شهر از لحاظ میزان دسترسی، دانش، نابرابری های فضایی و کالبدی و امکانات متفاوت شهروندان، به دنبال بررسی موانع و مشکلات اجرای شهرداری الکترونیکی است، که با در نظر داشتن نظریه حکمرانی خوب و جایگاه عدالت شهری در آن، به بررسی موانع فضایی و کالبدی اجرای شهرداری الکترونیک از دیدگاه شهروندان تهرانی و کارکنان شهرداری تهران به روش میدانی و با کمک ابزار پرسش نامه پرداخت و به این نتیجه رسید که شهروندان تهرانی از چهار مؤلفه تعریف شده، همه مؤلفه های مذکور را به عنوان موانع فضایی و کالبدی اجرای شهرداری الکترونیک شناسایی نموده اند. دو مولفه سطح دسترس و ارزشمندی فضای مکان ها ازنظر کارکنان به عنوان مانع شناسایی نشد. موانع فضایی و کالبدی اجرای شهرداری الکترونیک از نظر کارکنان شهرداری تهران عبارتند از همخوانی فضای مجازی و فضای حقیقی، تضاد میان معنا و کارکرد.
بررسی و تحلیل نظام پراکنش فضایی سکونتگاه های روستایی با تأکید بر عوامل محیطی و با استفاده از GIS، مطالعه موردی: دهستان درح شهرستان سربیشه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۵۰
۱۳۵-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های روستایی در ایران با توجه به تنوع عوامل محیطی-اکولوژیکی از یک سو و تأثیر نیروهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از سوی دیگر، برپا شده اند و طی سال های متمادی پراکنش فضایی خاصی پیدا کرده اند. در این ارتباط عوامل طبیعی از عناصر تأثیرگذار در الگوی استقرار و پراکنش سکونتگاه های روستایی بوده و در عین حال نقش مهمی نیز در ساماندهی فضایی نظام سکونتگاهی دارد. ساماندهی فضایی نظام سکونتگاهی در مفهوم آمایش سرزمین رابطه تنگاتنگی با الگوهای فضایی- کالبدی سکونتگاه های روستایی دارد. لذا روشن است که یکی از عوامل دستیابی به توسعه متعادل در نواحی روستایی، رسیدن به الگوی مناسب فضایی در نظام سکونتگاهی به طور کلی و سکونتگاه های روستایی به صورت ویژه می باشد. این پژوهش سعی در شناسایی پهنه های مناسب و نامناسب استقرار سکونتگاه های روستایی با توجه به مخاطرات محیطی، تشخیص میزان پایداری و ناپایداری این سکونتگاه ها جهت دستیابی به برنامه ای مناسب درپراکنش فضایی روستاهای بخش درح شهرستان سربیشه دارد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی – تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق نیز به شیوه اسنادی و مطالعات میدانی جمع آوری گردیده است. پس از شناسایی عوامل طبیعی مؤثر در شکل گیری و پراکنش سکونتگاه های روستایی، با توجه به داده های مکانی، آماری و توصیفی، ظرفیت ها ومحدودیت های موجود پراکنش در منطقه و نقشه پهنه بندی مکان های بهینه استقرار سکونتگاه های روستایی تهیه و در نهایت راهبردها و راهکارهای مناسب ساماندهی فضایی ارائه گردیده است. کلیه مراحل تجزیه و تحلیل اطلاعات و خروجی نهایی آن با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عوامل طبیعی تأثیر بسیار مهمی بر استقرار وپراکنش سکونتگاه ها، در محدوده مورد مطالعه دارد. همچنین بر اساس داده های موجود، روستاها از نظر خطر پذیری به چهار گروه تقسیم شده اند که در راستای برنامه ریزی مناسب جهت دستیابی به توسعه پایدار و بر اساس نوع استقرار هر روستا، مؤثر می باشد.
Integrating Thermal and Lighting Analysis to Optimize Window Size of Educational Buildings(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
45-60
حوزههای تخصصی:
Designing buildings with the lowest possible cost base is an essentiality in sustainable architecture. Previously, due to the computational complexity of building's energy consumption, the environmental impact on thermal and lighting energy consumptions haven't been considered simultaneously. As non-linear relationships are often disclosed, a comprehensive approach is necessary to reduce the total energy need of a building and optimize the façade configuration at the same time. Solar radiation affects thermal and lighting energy consumption which depends on building fabric’s characteristics. In this paper a parametric method to optimize the window size and sunshade dimensions of an educational building in mild climate of Iran is presented. Through integrating thermal and lighting energy consumption, 6750 window and sunshade configurations are studied and compared. First, climatic parameters and thermal analysis are validated by on-site measurements. Then, the characteristics of the simulated model and all thermal and lighting parameters have been defined. Finally, the best solution is optimized through genetic algorithm. The results show that, in the first phases of the design process building’s characteristics should comply with national code regulations and then components of the building will be optimized. Additionally the horizontal windows with higher sill levels are more energy-efficient in classrooms.
Satisfaction of Residents of Tehran Residential Towers from Cultural Aspect (Case Study: A.S.P Residential Tower and Tehran International Tower)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Today, urbanization (living at apartments) phenomenon as the most common type of residence of cities has been changed so that mainly reflects the chaos in this area. Too much attention paid to economic indicators compromised the balance in the housing sector and created a new type of buildings. The occurred changes indicate ignoring cultural characteristics, less attention paid to cultural concepts, moving away from Iranian traditional architecture and as a result, low quality of life in residential complexes. Low quality of life from all dimensions, spiritually, mentally, and physically, in residential complexes, due to its special circumstances such as high population density, caused discontent of residents which itself led to other types of problems including unfamiliarity and lack of willingness to communicate with others and the environment and in other word, low social interaction between people, etc. that needs to be addressed. The purpose of this paper is to assess satisfaction of residents of two residential complexes of Tehran International Tower and Nobonyad Tower, and identify factors affecting on it and as well effect of cultural indicators on it. The present study is an applied research in which about 20 residents of the two complexes were randomly studied. The residents' satisfaction with regard to the intended measures were evaluated and compared by questionnaires. The results suggest that there is a direct link between increased cultural indicators and higher quality of life and therefore satisfaction of the residents.
محدوده آسایش حرارتی در فضای باز مسکونی سنتی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۳
59 - 72
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث توسعه همه جانبه همگام با توجه و توسعه مقوله محیط زیست مطرح می باشد. به عنوان یکی از ملزومات توسعه محدوده آسایش حرارتی را می بایست برای هر منطقه تعیین کرد. در این مقاله محدوده آسایش حرارتی در فضای باز مسکونی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. با توجه به قرارگیری بیشتر مناطق ایران در نواحی گرم و خشک و نقش تعیین کننده حیاط در خرد اقلیم به خصوص در مناطق کویری، خانه های سنتی شهر یزد به عنوان نمونه موردی انتخاب گردیدند. این پژوهش هماهنگ با مدل اشری و به روش توصیفی- تحلیلی محدوده آسایش حرارتی در فضای باز مسکونی یزد را مشخص می نماید. به همین منظور سه خانه سنتی به عنوان نمونه انتخاب گردیده و در نهایت محدوده حرارتی در فضای باز مسکونی تعیین گردید. بر این اساس میزان دمای خشک در محدوده آسایش حرارتی بنا بر نظر پرسش شوندگان میان 42/25 و 23/24 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 58/52 و 16/45 می باشد.
پیشنهاد مدلی برای ترسیم گره در تزیینات وابسته به معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مصداق های تزئینات، گره است. ترسیم گره ها معمولاً در نزد پژوهشگران هنر اسلامی امری مورد توجه بوده است. در این پژوهش به معرفی مهم ترین روش های موجود رسم گره مثل روش شبکه های زیرساختی شعاعی و شبکه های زیرساختی «هانکین» و تحلیل مقایسه ای هر یک در جهت بیان مزایا و معایب و سپس تبیین روشی جدید برای ترسیم گره پرداخته می شود. روش پیشنهادی این پژوهش بر حسب تعریف پارامترهای مستقیم مثل تعداد اضلاع شمسه گره و طول دهانه مورد نظر بیان می گردد. در این روش، مشکلات و سختی روش هانکین مثل محاسبات شبکه های چندضلعی، نوع آنها و زاویه برخورد و در بعضی موارد نامنتظم شدن، مرتفع خواهد شد. با توجه به آنکه احتمال آسیب به اطراف یک نقش هندسی نسبت به مرکزش بیشتر است، در زمان مرمت با رسم نقوش از مرکز و تعریف خطوط نقش به گونه پارامتریک بر اساس طول دهانه مرکزی، می توان از مرکز، سایر قسمت های نقش را نیز ترسیم نمود که این امر در روش پیشنهادی ارائه شده در این پژوهش با تعیین تعداد اضلاع و طول دهانه مورد نظر امکان پذیر می شود. در واقع سعی خواهد شد با امکانات رایانه ای (برنامه نویسی)، روش های ترسیم نقوش هندسی معماری اسلامی ارتقا داده شوند، بدین معنا که با دانستن دو پارامتر تعداد اضلاع نقش مرکزی (مثلاً شمسه) و طول دهانه گره مورد نظر به راحتی بتوان آن را ترسیم کرد.
Assessment of Development Level of Sistan and Baluchistan Province Compared to other Iran’s Provinces(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Development and progress are ideals that always different countries have pursued. Everybody welcomes a developed country with people free from development obstacles. Indeed, realization of such a goal requires developmental planning in national and local scales taking into account the population growth rate, economical, social, cultural, and political problems, and generally, imbalances and dualities from which the whole country suffers. Hence, it seems inevitably and vitally necessary to pay attention to regional planning in Iran, and, more rapid growth and development of the country can be achieved with the aid of such planning and through growth and flourishing of different regions commensurate with their capacities and capabilities. The current paper is attempted to comparatively assess the performance and efficiency of Iranian provinces in terms of development level using Taxonomy and Morris models. It also aims at analyzing statuses of Iranian in terms of inequality extent in enjoying development benefits using standard score method. The research results are suggestive of the fact that Sistan and Baluchistan Province assumes the lowest rank (30th among the 30 provinces) in all three methods under study. Due to presence of some obstacles and lack of proper grounds, it is an inevitable necessity to rethink and make fundamental planning in this respect.
The Alleys in the Central Business District of Kampala: Uses and Implications for Urban Renewal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper exامینes the structure and form of the Alley spaces in Kampala Central Business District, with purpose to exامینe their uses, and the potential for urban renewal. The study employed multiple methodological approaches and procedures including document review, case study approaches and analysis and deduction of empirical findings, and explanation building. The study findings reveal that alleys in Kampala’s CBD are significant outdoor spaces of linear nature, each with a distinct identity with respect to location, size and quality initially designated for municipal service infrastructure but now taken over by the informal commercial enterprise that sees value of these spaces and from them harnesses a means of survival, henceforth defining their character and quality. The paper concludes that the users most often focus on subspaces of activity concentrations without necessarily noticing the configuration of the whole space. For effective urban renewal to take place and for the alley to perform effectively, it should be perceived not only as a space for movement but also a place of social interaction of a diverse urban population.
ارزیابی تحول زبان الگو در معماری مسکن، بررسی موردی: خانه های دوره قاجار و مسکن معاصر در شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۴
141 - 156
حوزههای تخصصی:
تنوع و تکثر الگو های سکونت معاصر و غفلت از الگوهای بومی، بازخوانی زبان الگوی خانه ایرانی و همسازی آن با انگیزه ها و نیازهای ساکنان را ضروری ساخته است. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی تنش های رفتاری-مکانی در گونه های مسکن و رفع آنها از طریق بازنگری در سازمان فضایی و الگوهای مکان-رفتار است. پس از تعریف زبان الگو و عناصر ساختاری-معنایی آن، 20 نمونه از خانه های سنتی دوره قاجار و 20 نمونه از خانه های ویلایی و آپارتمانی شهر زنجان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد و الگوی معماری آنها در سه مقیاس کلان، میانی و خرد در ابعاد فضایی (ارتباط با پیرامون، تنوع فضایی، جزئیات معماری و مبلمان) و ابعاد ادراکی-رفتاری (ارتباط با طبیعت، تأثیرگذاری حسی، رفتاری و عاطفی بر ساکنان) ارزیابی گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که مسکن سنتی زنجان (تا دوره قاجار) از الگوهای مکان-رفتار پویا و فعال برخوردار بوده و در مسکن معاصر (خانه های ویلایی و واحد های آپارتمانی امروزین) به تدریج به الگوهای ایستا و غیر فعال تغییر یافته است. تحول طراحی بوم سازگار و چند عملکردی در مسکن سنتی به طراحی فرمی-عملکردی و بی توجهی به زیست بوم در مسکن معاصر، سازمان ادراکی-رفتاری و زبان الگوی سکونت را تضعیف کرده است. استنتاج نهایی تحقیق آن است که با بذل توجه عمیق به الگوهای فرهنگی (رفتاری) و سازمان فضایی، زبان الگوی سکونت قابل بازیابی است. تقویت رابطه بصری و دسترسی به طبیعت، طراحی مبتنی بر حواس محیطی (بینایی، بویایی، لامسه)، حفظ تشخص، تنوع و انعطاف پذیری فضاهای سکونتی، تعامل پذیری خانواده و همسایگان و تداعی گری خاطرات در بازآفرینی سازمان فضایی و زبان الگوی سکونت تأثیرگذار است.
چیدمان معماری: پژوهشی پیرامون جایگاه تزئینات و نقوش کاشی کاری در مساجد ایران
حوزههای تخصصی:
کاشیکاری در ایران از مهم ترین مظاهر بروز مفاهیم معنوی و عرفانی در هنر به شمار می رود که در تزئینات مساجد و اماکن مذهبی رکن اصلی را ایفا می کند. مسجد در لغت به معنای جایگاه سجده، محل عبادت و بیانگر مکانی است که کمال خضوع را در انسان ایجاد می کند. کاشی و کاشیکاری جزء جدا نشدنی از مساجد است. هنرمند کاشیکار با توجه به مکان، کاربرد و ویژگی های آن، از کاشی متناسب با آن قسمت بنا همراه با اسماء متبرکه استفاده کرده است.
هدف پژوهش، بررسی نقش و جایگاه کاشی به عنوان یکی از عناصر تزئینی بنا، در مساجد ایران است.
روش گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه اسناد و مدارک موجود در کتابخانه ها است. بررسی مساجد به روش کتابخانه ای، مشاهده ای و میدانی صورت می گیرد و از منابع متعدد و معتبر بهره گرفته شده و از نوع تاریخی، توصیفی و تحلیلی است.
درآمدی بر مفاهیم ""بالاشهر"" و ""پایین شهر"" با تأکید بر حوزه های معنایی و تحلیل محتوای نگرش های مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به شهر، می توان نمود اختلافات طبقاتی، شکاف های اقشار مختلف جامعه، نابرابری ها و تفاوت های اجتماعی-اقتصادی، فاصله بین دهک های اقتصادی و مسایلی از این دست را در تمام اجزای آن از مردم و فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها گرفته تا کالبد آن مشاهده کرد. مفاهیمی همچون بالا و پایین، شمال و جنوب شهر، این طرف و آن طرف رودخانه و ... هم مولود و هم مولد مسایل یاد شده اند که خود به مشکلاتی بزرگ در شهر و زندگی شهری بدل شده اند. این مفاهیم واژگانی آشنا در ادبیات روزمره مردم و مسئولین است؛ از نشانه ای برای بیان پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد تا موضوعی برای وعده و وعید. با این وجود، تاکنون در ادبیات علمی شهرسازی ایران به مفهوم شناسی این پدیده پرداخته نشده است. این پژوهش تلاشی است برای تحلیل محتوای مفاهیم بالاشهر و پایین شهر از جنبه های مختلف و سازمان دهی چارچوبی نظری و مبنایی برای تحقیقات آینده. بر این مبنا، پرسش های اصلی این پژوهش عبارتند از این که ""مفهوم بالاشهر و پایین شهر در حوزه معنایی زبان فارسی چیست؟"" و ""چه چیزی بالاشهر و پایین شهر را در ذهن مردم می سازد؟"".
برای نیل به اهداف تحقیق، سعی شد تا با دیدی همه جانبه نگر، به واکاوی این مفاهیم پرداخته شده و از پوسته های رویین و سطحی تا لایه های زیرین و عمقی آن شکافته شود. بنابراین با تکیه بر نظریات زبان شناسی پدیدارشناسانه، دو مقوله برای این بررسی در نظر گرفته شد؛ یکی «عناصر مفهومی» سازنده معنا و دیگری «معیارها»ی سازنده آن از دیدگاه مردم. در بررسی مفاهیم، چهار جنبه واژه شناسی، اصطلاح شناسی، استعاره شناسی و اسطوره شناسی، مورد توجه قرار گرفت. به منظور شناسایی عوامل و زمینه های مؤثر بر شکل گیری مفاهیم بالاشهر و پایین شهر از منظر مردم، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شد. اطلاعات این قسمت، از طریق مصاحبه شفاهی در شهر اصفهان، جمع آوری و از طریق تداعی معنا، تحلیل شدند.
نتایج بررسی بخش «عناصر مفهومی»، نشان داد که مفهوم محوری و درونی واژگان بالا و پایین در زبان فارسی، نوعی ارزش گذاری برای بیان انواع مقام ها و منزلت هاست. همچنین در بخش «معیارها»ی سازنده، با تحلیل محتوای نگرش های مردم، دو دیدگاه کلی تفکیک شد؛ یکی آن که وجه تمایز بالاشهر و پایین شهر را ناشی از عوامل محیطی می داند و دیگری، این تفاوت را از طریق معیارهای غیرمحیطی و مربوط به مردم محیط می داند. نتایج نشان داد که مردم برای تشخیص بالاشهر و پایین شهر، اغلب به معیارهایی اشاره می کنند که آنها را کمتر می توان به محیط نسبت داد.
بنابراین مفهوم بالاشهر و پایین شهر در تناظر با ارزش ها، مفهومی کاملاً نسبی است و یک تعریف ثابت از متغیرها و معیارها، نمی تواند همواره بر آن دلالت کند. این پژوهش، تلاش می کند تا از رهگذر بیان سیستمی و شامل «عناصر مفهومی» و «معیارها»، که در روابط متقابل با هم هستند، پدیده بالاشهر و پایین شهر را تشریح کند.
مناسبات معماری با علوم دقیقه در متون علمی دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناسبات معماری با علوم دقیقه (ریاضیات و تکنولوژی) در دوره اسلامی، به دلیل گستره وسیع این علوم و مطالعات میان رشته ای محدود دو قلمرو، آشکارا تبیین نشده است. از سویی، شناخت این مناسبات تنها با بررسی آثار معماری و بدون درنظرگرفتن میراث علمی دانشمندان آن دوران به دست نخواهد آمد. هدف مقاله حاضر، بررسی بخشی از این مناسبات، با استناد به متون ریاضیات و دانش نامه های علوم در سده های دوم تا یازدهم هجری است. پژوهش حاضر تعاملات علوم دقیقه با معماری و صنایع وابسته را ذیل دو محور طبقه بندی علوم و کاربرد ریاضیات در شکل گیری معماری، براساس روش تفسیر تاریخی بررسی می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معماری به رغم پیوند عمیق با علوم دقیقه در مرحله طراحی و ساخت، به دلیل تفاوت در ماهیت و اهداف آن دو، در شمار این علوم قرار نمی گیرد. هرچند اصناف معماران و بنّایان ارتباط مستقیمی با میراث علمی و فنی ریاضی دانان نداشته اند، از شواهد تاریخی چنین برمی آید که این میراث به واسطه معماران شبهِ ریاضی دان و پیشرو، به زبان مسائل عملیِ معماری ترجمه و توسعه می یافت.