فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۶۱ تا ۲٬۶۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
باغ نظر سال هفدهم فروردین ۱۳۹۹ شماره ۸۲
21 - 32
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در عکس ظرفیت های ناشناخته ای وجود دارد که از حیث واقعیت به مراتب به آنچه رخ داده نزدیک تر از روایت های ادبی و تاریخی است. چنانچه دانش فضایی عکس و تفسیر آن ها در تمدن انسانی ارتقا یابد، می تواند از عکس تاحدودی به حقایق نهفته در آن دست یافت. جنگ ایران و عراق یکی از حوادث مهم جامعه ایران است که تعداد بی شمار عکس های غیرحرفه ای آن می تواند به خوانش وقایع و رخدادهای جنگ کمک کنند. هدف پژوهش: جنگ ایران و عراق یکی از حوادث مهم جامعه ایران است که تعداد بی شمار عکس های غیرحرفه ای آن می تواند به خوانش عینی آنچه رخ داده کمک کنند چراکه اصولاً حوزه علم و در این پژوهش علم تاریخ با امر عینی سروکار دارد. چرایی کاربرد گسترده عکس در بسط دانش تاریخی نیز در همین امر خلاصه می شود که سندیت آن از امر رخ داده در گذشته، «عینی» است و نه انگاره ای ذهنی. به طور کلی این مقاله در نظر دارد با بررسی نقش و جایگاه عکاسی غیرحرفه ای در جنگ ایران و عراق، روایتگری و قابل استنادبودن عکس های برجای مانده از این وقایع را در تدوین تاریخ مورد ارزیابی قراردهد. چرخشی که بعد از جنگ، مکان عملیات والفجر مقدماتی را به سرزمینی مقدس تبدیل کرد؛ تقدسی که در شکل گیری و اثبات واقعیت آن عکس های غیرحرفه ای بیش از هر تکنولوژی نوین دیگری نقش داشت. روش پژوهش: این مقاله با روش تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد فرکلاف (به طور خاص) که اصطلاح گفتمان را به نظام های نشانه ای همچون متن و تصویر محدود می کند انجام شده است و با کمک گرفتن از عکس به مثابه متن، روایتی ویژه و اختصاصی از والفجر مقدماتی ارائه می دهد. نتیجه گیری: در مجموعه عکس های مورد مطالعه، «دیگری» یا دشمن بعثی، حضور پررنگی ندارد. در این عکس ها نگرشی از دوستی و روابط اجتماعی وجود دارد که ذات آن با گفتمان دشمن ستیزی که در جوامع در حال جنگ گفتمان غالب بوده، متفاوت است. نیازی به گفتمان دشمن ستیزی احساس نمی شود و گفتمان مکان مقدس (کربلا- فکه) و رفتارهای عاشورایی، این واقعه آئینی را به رویدادی تبدیل کرده که روایتی متفاوت از روایت دولت به وجود آورده است.
ارزیابی عوامل محیطی و اجتماعی اثرگذار براحساس امنیت زنان در فضای سبزشهری (نمونه موردی: پارک کوهستانی دراک شیراز)
حوزههای تخصصی:
امروزه، امنیت یکی از نیازهای اساسی اجتماعات انسانی بوده و در برنامه ریزی شهری به مقوله ی امنیت زنان در فضاهای شهری توجه می شود. بنابراین ارتقاء کیفیت فضاهای عمومی شهری، به ویژه از لحاظ امنیت اجتماعی زنان برای ایجاد سرمایه ی اجتماعی و تقویت یکپارچگی جامعه امری ضروری تلقی می شود. پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با روش تحلیلی- توصیفی به ارزیابی عوامل محیطی و اجتماعی اثرگذار بر احساس امنیت زنان در پارک کوهستانی دراک شیراز به عنوان فضای سبز بزرگ مقیاس شهر پرداخته است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای- اسنادی توام با مشاهدات عینی، مصاحبه می باشد. در این راستا نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید جمع آوری و تدوین شده سپس مولفه های مذکور در غالب عوامل داخلی و خارجی با مقدارهای کمی تعیین وضعیت شده سپس نوع راهبردهای بهینه مشخص گردیده است. در ادامه متناسب راهبردهای بهینه سیاست های اجرایی تدوین شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که پارک دارای ضعف هایی مانند راه های ارتباطی، نبود مدیریت صحیح، نور کافی، امکانات و زیرساخت های محیطی و کالبدی به عنوان موانعی جهت رسیدن به هدف می باشد. در نتیجه وجود استمرار چنین وضعیت در پارک موجب پایین آمدن مراجعات مردمی به پارک شده و بازدهی آن به شدت کاهش می یابد.
سنجش عوامل بهبود پایداری اجتماعی در بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری (مطالعه تطبیقی بافت تاریخی و حاشیه نشین شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
33-42
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف از پژوهش حاضر، سنجش میزان پایداری اجتماعی در بافت های ناکارآمد شهری و تبیین مولفه های آن در بافت تاریخی و حاشیه نشین شهر اردبیل به مثابه دو نمونه از بافت های ناکارآمد شهری است. روش ها: داده های پژوهش در سال ۱۳۹۷ با روش کتابخانه ای و پرسش نامه گردآوری شد و با روش T تک نمونه، تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نمونه مورد بررسی شامل ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت تاریخی و ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت حاشیه نشین شهر اردبیل بود که به روش خوشه ای نمونه گیری شدند. یافته ها: مولفه های پایداری اجتماعی در هر دو بافتِ مورد مطالعه، وضعیت نامناسبی دارد. با این حال، بافت حاشیه نشین نسبت به بافت تاریخی دارای وضعیت نامناسب تری بود. براساس نتایج تحلیل عاملی، عوامل بهبود پایداری اجتماعی در زیرمجموعه چهار عامل اصلی قرار می گیرند که این چهار عامل در مجموع ۶۳ تا ۶۸% واریانس متغیر وابسته یعنی پایداری اجتماعی را تبیین می کنند. همچنین اثرگذاری عوامل در هر یک از پهنه ها به طور معنی داری متفاوت بود. به طوری که مهم ترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت تاریخی، عامل سرمایه اجتماعی است که توسط متغیرهایی مانند مشارکت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، اعتماد اجتماعی و هویت جمعی توضیح داده می شود. در مقابل، مهم ترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت حاشیه نشین، برخورداری از امکانات رفاهی- زیرساختی است که توسط متغیرهایی مانند کیفیت مسکن، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی تبیین می شود. نتیجه گیری: نتیجه نهایی این بود که وجود تفاوت های ذاتی بین بافت های تاریخی و حاشیه نشین، لزوم تدوین طرح های بازآفرینی جداگانه را برای هر یک، متناسب با ویژگی های آنها می طلبد.
مفهوم سازی و حقیقت یابی رسالت «سبک زندگی اسلامی» در تبیین معیارهای بُنیادین «مسکن ایرانی اسلامی» در «عصر جهانی شدن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهانی شدن»، نه به مفهوم جغرافیایی بلکه به مفهوم سیاسی و ایدئولوژیک طرحی است که توسط کشورهای ثروتمند و قدرتمند دنیا، تدوین شده و منظور از آن، ادامه سلطه اقتصادی، سیاسی و نظامی بر دیگر کشورهای عالم است. یکی از اشکال نفوذ سلطه در عصر حاضر، از طریق تهاجم فرهنگی است که به واسطه آن، برای تضعیف بنیان های فرهنگی و اعتقادی مردم مسلمان به ویژه کمرنگ کردن سبک زندگی اسلامی تلاش می کند. در حوزه معماری و مسکن نیز، امروزه نسبت به گذشته، فرم ها و فضاهای زیستی، با گرایش به هم شکلی با الگوهای وارداتی و بیگانه با هویت خویش، جامعه را نیز به ازخودبیگانگی دچار کرده اند و کاملاً دگرگون شده اند. به تعبیر مقام معظم رهبری: «یکی از ابعاد پیشرفت با «مفهوم اسلامی»، سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی و شیوه زیستن است»؛ ازاین رو، مفهوم سازی رسالت «سبک زندگی اسلامی» به عنوان ظرف و مقوم شکل دهنده به «مسکن ایرانی اسلامی» باید موردتوجه قرار گیرد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و در قالب دو بخش ارائه شد: در بخش اول، اطلاعات لازم در حوزه ارتباط «جهانی شدن» و «سبک زندگی اسلامی» و در مرحله بعد، بررسی ارتباط «سبک زندگی» با «مسکن» در ادوار تاریخی مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش دوم، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی واژگان کلیدی پژوهش، موردتحقیق و کندوکاو قرارگرفتند و با استفاده از مؤلفه ها و آثاری که دراین ارتباط هست، به تبیین «اصول و معیارهای بنیادین مسکن ایرانی اسلامی» پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد «روح اسلامی» جاری در فضای سکونت ایرانی مسلمان، در تجلی حقیقت مفهوم «حیات طیبه» به عنوان عالی ترین درجه سبک زندگی اسلامی، در «حیاط خانه ایرانی»، به عنوان قلب تپنده آن معنی می شود.
به کارگیری مفهوم مناطق شهری چندمرکزی در مجموعه های شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷۰
۵۲-۴۱
حوزههای تخصصی:
انگاشت مناطق شهری چندمرکزی در دو دهه اخیر در زمره سیاست های برنامه ریزی فضایی بسیاری از کشورها قرار گرفته است. در تعریفی موجز، منطقه شهری چندمرکزی1 عبارت است از دو یا چند شهر نزدیک، مستقل با ساختار ارتباطات شهری متقابل غیرسلسله مراتبی که ظرفیت و توان ناشی از همکاری بین آن ها فراتر از حاصل جمع تک تک شهرهاست و در عین بهره مندی از مزایا و صرفه های تجمع و مقیاس، اندازه بازار؛ مشکلات ازدحام و تراکم مناطق متمرکز شهری را نیز ندارند. در این مقاله خاستگاه نظری و پیشینه، سیر تکامل موضوع تبیین و با بررسی پژوهش های کاربردی کشورهای مختلف، گسترش و بسط موضوع در دهه اخیر تصویر گردید. ازآنجایی که انگاشت چندمرکزیت مبتنی بر شناسایی الگویی از توسعه منطقه ای در مناطق شهری اروپای غربی پدید آمده است، ضمن پرداختن اجمالی به نمونه های شاخص و شناخته شده ازجمله رانشتاد هلند، راین - رور آلمان، فلمیش دیاموند بلژیک؛ ویژگی های متمایز آن ها، مزیت ها و نقدهای مترتب بر رویکرد منطقه شهری چندمرکزی تبیین گردیده است. مبتنی بر مبانی نظری و مقایسه نظریات گوناگون مورد وفاق و پژوهش های کاربست موضوع در کشورهای مختلف و با بهره گیری از یافته های بررسی نمونه های شاخص؛ تعریف پیشنهادی و معیارهای اصلی انگاشت منطقه شهری چندمرکزی ارائه گردید و به منظور تطابق با زمینه و بستر و مناسبات فضایی ایران، جایگاه این انگاشت در ارتباط با نظام برنامه ریزی فضایی کشور تحلیل و برهمین اساس، پنج تفاوت مهم زمینه ای که در کاربست این انگاشت در ایران باید مدنظر قرار گیرد، نمایان شد. نظر به خلأ موجود در برخورد با مصادیق انگاشت و هم سویی با رویکردهای موردپذیرش و وفاق کشور در توسعه منطقه ای، تمرکززدایی از کلان شهرها و مناطق کلان شهری، حمایت از شهرهای کوچک و میانی و افزایش رقابت پذیری بین شهرها؛ با توجه به ظرفیت قانونی مصوبه تعریف مجموعه های شهری و شاخص های تبیین آن، گنجاندن این انگاشت در این مصوبه از طریق شورای عالی شهرسازی و معماری ایران پیشنهاد گردید.
منظر فرهنگی روستای نایبند (شناسایی عوامل کالبدی و فراکالبدی شکل دهنده به منظر فرهنگی نایبند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷۲
۷۶-۶۱
حوزههای تخصصی:
نایبند، روستایی است تاریخی در خراسان جنوبی که در حاشیه غربی کویر قرار دارد. استقرار در مجاورت راهی کاروان رو، موقعیت سوق الجیشی، وجود منابع آب و زمین های حاصل خیزسبب شکل گیری بافت آن شده است. شرایط سخت اقلیمی منطقه و وجود اشرار و راهزنان در دوران تاریخی، ضمن شکل گیری قلعه و برج های دیده بانی، ساختاری درهم تنیده و فشرده به بافت بخشیده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت ساختارهای شکل دهنده به منظر فرهنگی نایبند، الگوهای معماری و تیپولوژی مسکن، ضمن بازشناسی روستا در متون تاریخی و سفرنامه ها، ساختار کالبدی آن را مورد تحلیل قرار داده و سعی دارد به این سؤالات پاسخ دقیق دهد که؛ سابقه سکونت در روستا به چه دوره ای باز می گردد؟ نایبند در چه فرآیند تکاملی، روند شکل گیری خود را طی کرده و چرا بافت روستا، ساختاری فشرده، همچون قلعه ای نفوذناپذیر دارد؟ و پارادایم های شکل دهنده به منظر فرهنگی نایبند چیست؟ ازهمین رو، پژوهش ضمن بهره گیری از متد مطالعات تاریخی و بررسی های کتابخانه ای، با رویکردی تحلیلی- تفسیری به موردپژوهی در بافت روستا پرداخته و تلاش دارد از طریق مطالعات میدانی و مستندنگاری مؤلفه های کالبدی و فراکالبدی حاکم بر آن و انطباق داده های مستخرج از مفهوم «منظر فرهنگی» پارادایم های شکل دهنده به منظر فرهنگی نایبند را بررسی کند. نتایج مطالعات پژوهشگران نشان می دهد؛ ترکیب ساختارهای طبیعی سکونتگاه شامل؛ کوه های مرتفع، دره های سبز و چشمه های آب- که در تضادی آشکار با بستر کویری منطقه، اکوسیستم منحصربه فردی منطقه را به وجود آورده اند- از یک سو و عناصر مصنوع و انسان ساخت شامل؛ مناظر کشاورزی (مزارع، باغ های مرکبات و نخلستان های حاشیه ای روستا)، آثار معماری (عرصه های دستکند، قلعه، برج های دفاعی، الگوهای مسکونی منحصربه فرد، گذرها و ساباط ها) و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی ویژه حاکم بر منطقه ازسوی دیگر، ساختار درهم تنیده فرهنگی- طبیعی نایبند را پدید آورده است. این مفهوم درهم تنیده با تاریخی غنی از دوران پیش از اسلام، آداب زیستی و سنت های معیشتی، کاربری تاریخی و مداوم زمین با الگوی باغداری و کشاورزی، ساختارهای معماری گسترده و دید بصری ویژه به کویر لوت، نایبند را به نمونه ای ارزشمند از مناظر فرهنگی ارگانیک و پیوسته سکونتگاه های حاشیه کویری کشور بدل کرده است.
معانی لفظ معماری: جستجویی با اتکا بر آموزه های مبحث الفاظ علم اصول فقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۸
235-250
حوزههای تخصصی:
معماری لفظی مختلف المعانی است. از سوی دیگر بحث های پرشوری در باب چیستی معماری در میان اهل معماری و دیگران متفکران حوزه های همجوار با معماری در جریان است. برخی از متفکران بر این باورند که پرسش از چیستی هر چیز مرادف و ملازم با پرسش از چیستی مدلول، معنا، یا مفهوم لفظ آن است. از این رو در این مقاله به بررسی معانی لفظ معماری پرداخته ایم. یکی از دشواری های پرداختن به معانی لفظ معماری در زبان فارسی، و البته بیشتر دیگر زبان های امروز، این است که در زبان فارسی امروز این لفظ را به معانی مختلفی به کار می بریم؛ اما بر ما معلوم نیست که کدام معانی این لفظ حقیقی و کدام مجازی است؛ یعنی نمی دانیم لفظ معماری با کدام موجودات در عالم واقع پیوندی اصیل و با کدامشان پیوندی ناشی از تسامح زبانی و تداول و مجاز دارد. در این تحقیق با طرح پرسش از معنای لفظ معماری ضمن بررسی این لفظ می کوشیم معانی حقیقی لفظ معماری را بیابیم و آنها را از معانی مجازی آن تمیز دهیم. برای پاسخ دادن به این پرسش از آموزه های مبحث الفاظ علم اصول فقه و روش هایی بهره می بریم که این مبحث برای تشخیص معانی حقیقی و مجازی الفاظ در اختیارمان قرار می دهد. این تحقیق نشان می دهد که لفظ معماری بر سه حوزه معنایی دلالت می کند: ۱. قسمی از علم انسان یا ویژگی های این قسم از علم انسان یا جزئی از آن؛ ۲. قسمی از اعمال انسان یا ویژگی های این قسم از اعمال انسان یا جزئی از آن؛ ۳. بنا یا مجموعه ای از بناها یا مجموع ویژگی های محسوسشان. از این میان دلالت لفظ معماری بر معانی اول و دوم به حقیقت و دلالت آن بر معنای سوم مجاز است. همچنین در این تحقیق روشن می شود که دلالت لفظ معماری بر بنا یا مجموعه بناها و مجموع ویژگی های محسوسشان به طریق التزام است. این تحقیق در شمار تحقیق های غیرکمی است؛ روش آن تحلیل مضمونی و راهبرد آن استدلال منطقی است. مقاله در چهار باب اصلی تنظیم شده است: مقدمه، علم اصول فقه و مبحث الفاظ آن، جستجوی معنای لفظ معماری، و نتیجه.
بررسی مفاهیم حرکت و زمان در معماری ایرانی
حوزههای تخصصی:
در بیشتر پژوهش هایی که در مورد معماری ایرانی صورت گرفته است، محور به عنوان عاملی برای حرکت ذکر شده است. سؤال این پژوهش این است که آیا با توجه پررنگ ترین اصول اولیه معماریِ ما، که می توان بعضی از آنها را "درونگرایی" یا "حجاب" نامید، محور-که خود نیز از عناصر یا کالبد های حاضر در معماری ایران بوده- می تواند عامل حرکت به این "درون" باشد؟ فرضیه این پژوهش، مفهوم حرکت در معماری ایرانی اسلامی را نه عاملی برای حرکت جسمی، بلکه به لحاظ جسمی، مفهومی برای سکون شونده به فضای معماری و شروع به سیر و حرکت معنایی در اندامها فضاهای این معماری می داند. این پژوهش با رویکرد تفسیری-تاریخی، با مطالعه کتابخانه ای و جمع آوی اسناد و مدارک معماری ایران، به بررسی مفهوم حرکت یا سکون در مورد معماری ایرانی پرداخته، و به روش مقایسه ای- تطبیقی، سعی در جمع بندی و تدوین معیارهایی برای حرکت و سکون و تحلیل و بررسی این معیارها در مورد نمونه های موجود در معماری ایرانی دارد. نتایج اولیه مطالعات، نشان می دهد که اندامهایی مانند محور، و یا سلسله مراتب، که در دیگر پژوهش ها به عنوان عاملی برای حرکت نشان داده شده اند، تأکید بر جنبه بازدارندگی و به وجود آوردن فاصله زمانی و مکانی به فضای خصوصی دارد تا وارد شونده به لحاظ روحی و معنوی برای ورود به فضای حریم شخصی افراد آماده شود، لذا یکی از اصلی ترین کلیدواژه هایی که این پژوهش به آن می پردازد، بحث زمان و رابطه آن با بحث حرکت و معماری می باشد.
تدوین راه کارهای ارتقا تعاملات اجتماعی سالمندان درفضاهای شهری (نمونه موردی محدوده رضاشهر)
حوزههای تخصصی:
درفضاهای شهری اکثرا توجهی به قشرسالمند نمیشودویا درمرحله اخربرنامه ریزی های شهری قرارداردوباتوجه به بالارفتن جمعیت سالمند،سالمندی نیازهای فراوانی رابه همراه داردکه باید ان هارابررسی وبرای رفع نیازهای سالمندان برنامه ریزی شود.هدف اصلی این تحقیق برقراری تعاملات اجتماعی سالمندان درفضاهای شهری باتاکیدبر معیارهای موثر برارتقاتعاملات اجتماعی سالمندان درفضاهای شهری وبررسی وضعیت موجود درمحدوده موردمطالعه وتدوین وتطبیق راهکارهای ارتقاتعاملات اجتماعی سالمندان درفضاهای شهری است.دراین تحقیق ازروش کتابخانه ای وروش اسنادی وبرداشت میدانی برای جمع اوری اطلاعات استفاده شده است هم چنین دراین تحقیق امکانات ومحدودیت های محدوده موردمطالعه درقالب جدول SWOT وبااستفاده از تکنیک پرسشنامه تهیه گردیده است درنهایت به تحلیل اطلاعات وداده های ازطریق نرم افزار SPSS وبرای نمایش فضای شهری محدوده موردمطالعه از GIS کمک گرفته شده است .نتایج نشان دهنده این است که معیارهای اشنایی ،راحتی،خوانایی وامنیت وضعیت نسبتامطلوب ومعیارهای قابل تشخیص بودن ودردسترس بودن وضعیت نسبتانامطلوبی دارنداما ازبین این معیارها هیچ کدام نمره4 یا5(حداکثرمطلوبیت)راکسب نکرده اندکه درانتها راهکاروپیشنهادهایی جهت بهبود وضع موجود ارایه شده است.
مطالعه تحلیلی شاخصه های کالبدی دفاع غیرعامل در معماری کاروانسراهای عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
305 - 329
حوزههای تخصصی:
مطالعه تحولات دوره صفویه بیانگر آن است که علاوه بر عوامل گوناگون، امنیت نیز یکی از زیربناهای لازم برای شکل گیری اقتدار و ثبات سیاسی، تضمین تجارت و بازرگانی، اقتصاد شکوفا، ایجاد شبکه منظم راه ها و... بوده است. هرچند تاریخ پر نوسان این دوره و نبردهای متعدد پادشاهان صفوی با سپاهیان عثمانی و ازبک ها نشان می دهد که مفهوم امنیت در آن روزگار معنای چندانی نداشته است اما همین موضوع سبب شده تا در تمامی دوره ها برای تأمین امنیت راه ها به مکان یابی و شکل معماری کاروانسراها توجه شود. در حوزه امنیتی، مفهوم دفاع، به دفاع عامل و غیر عامل قابل تفکیک است. اگرچه اهداف و جهت گیری هر دو حوزه مبتنی بر حفظ امنیت و کاهش آسیب پذیری در زمینه های مختلف انسانی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حاکمیتی است اما تدابیر به کار گرفته شده در حوزه دفاع غیرعامل، متفاوت از دفاع عامل است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل شاخصه های کالبدی دفاع غیرعامل در معماری کاروانسراهای دوره صفوی به منظور بازشناسی نقش معماری در تأمین امنیت است. شناخت عوامل و عناصر کالبدی ایجاد امنیت در معماری کاروانسراها می تواند در شناخت هرچه بیشتر ارزش های معماری گذشته و پیوند آن با دانش جدید در حوزه معماری و پدافند غیرعامل نیز مؤثر باشد. روش پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی است و جهت دست یابی به اطلاعات موردنیاز از مطالعات اسنادی بهره گرفته شده است. در راستای هدف فوق، اصول پدافند غیرعامل از دیدگاه متخصصان این حوزه، در کاروانسراها مورد شناسایی قرار گرفته و با تطبیق این اصول با چهل وسه باب کاروانسرا در چهار گروه شکلی و در اقلیم های گوناگون جدولی حاصل آمده که بیانگر میزان توجه به هر یک از عناصر کالبدی ایجاد امنیت در گونه های متفاوت است. نتایج حاصل از نمونه های مذکور بیانگر آن است که رابطه و میزان کاربرد هریک از عوامل دفاع عامل و یا غیرعامل در کاروانسراها، وابسته به موقعیت جغرافیایی و وضعیت اقلیمی منطقه، اهمیت راه ها و عملکرد کاروانسراها متغیر بوده و در شرایطی که دفاع عامل، به هر دلیلی مقدور نبوده از قابلیت های معمارانه دفاع عامل به بهترین شکل ممکن بهره گرفته شده است.
بررسی چالش های آموزش طراحی معماری در روش تکه انگاری (با استفاده از روش پژوهش ترکیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۵ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
31 - 42
حوزههای تخصصی:
پژوهش به دنبال دریافت چالش های روش تکه انگاری با هدف ارتقاء آموزش دانشجویان معماری در هر گام آن می باشد. نخست نظریات پژوهشگران در ارتباط با فرایند طراحی با کمک مطالعات اسنادی و کتابخانه ایی به روش توصیفی –تحلیلی و در سه نسل خردگرا ، فرایندگرا و هنجاری مطالعه شد . چالش ها از دیدگاه فراگیرندگان، در سه مقوله ابهامات، تاکیدات و نکات مثبت و منفی ، و با دریافت از 24 گویه، ارزیابی شد. روش تحقیق پژوهش از نوع ترکیبی و تحلیل داده ها از نوع بهم تنیده است . ابزار گرد آوری داده ها ، پرسشنامه های بسته ، مشاهده و مصاحبه های عمیق و بحث های گروهی و مطالعه دستنوشته های دانشجویان در سال های متمادی است . ابزار تحلیل داده ها نرم افزار SMART – PLS می باشد . یافته ها نشان می دهد که روش تکه انگاری جزیی از الگوهای فرایندگرا و در مسیر خلق ایده با الگوهای قیاسی و بهره مندی از استعاره عمل می کند . نتایج نشان می دهد، پر چالش ترین گام ، ورود به وادی تکه انگاری ، رسیدن به اسکیس های اولیه و تهیه گزارش نهایی است. این روش در مسیر خلق ایده بسیار تاثیر گذار تر است.
سیر تحول ابنیه هم جوار با میدان ارگ اراک، از زمان ساخت در عصر قاجار تا به امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۸
141-159
حوزههای تخصصی:
هم زمان با رخدادهای سیاسی عصر قاجار و نیاز به ایجاد مرکزی جدید در غرب کشور، برای ایجاد امنیت و کنترل شورش ها و ناآرامی های رخ داده در ناحیه ای که امروز اراک خوانده می شود، فتحعلی شاه قاجار به یوسف خان گرجی دستورِ ساخت شهری نظامی در ناحیه عراق عجم می دهد؛ شهری که همانند نام های متعددش چون سلطان آباد، اراک و شهر نو، دگرگونی های بسیاری به خود دیده است. اراک از معدود شهرهای ایرانِ عصر قاجار است که ساخت آن بر اساس نقشه ای ازپیش طراحی شده انجام گرفته و در اصل به عنوان قلعه ای نظامی در ذهن بانیانش تصور می شده است. این شهر عناصر و ویژگی های شاخصی دارد که کمتر بدان پرداخته شده و مهم ترین آن ها میدان ارگ است. کارکرد نظامی شهر در اندک مدتی از معنی تهی شد و به تبع آن، میدان ارگ اراک که قلب شهر را تشکیل می داد، تحولات بسیاری به خود دید؛ در این میان، ساختمان های میدان ارگ نیز که علاوه بر بخش های مسکونی نظیر حمام ها، مدارس، مسجد و بناهای عمومی و دولتی متعدد بوده است، طی این دوران تجدید بنا یا تخریب شده اند. مطالعات کتابخانه ای و بررسی سفرنامه ها، اسناد، نقشه ها و عکس های تاریخی به جامانده از میدان ارگ اراک، که به شیوه توصیفی تاریخی در این مقاله انجام شده است، نشان می دهد که با توجه به نقاط عطف تاریخی و برهه های حساس زمانی، در طول حیات شهر اراک، می توان سیر تحول میدان ارگ را در هشت مرحله بررسی نمود و در هر مرحله، دگرگونی های کالبدی رخ داده در ابنیه موجود در این میدان را شناسایی کرد؛ مراحلی که از زمان ساخت و پیدایش شهر تا امروز، دگرگونی های اراک از شهری نظامی، به تجاری و سپس صنعتی و در پی آن تغییرات رخ داده در کالبد و عملکرد میدان ارگ را نشان می دهد.
نظام نیارش گنبدخانه کهن کاشان (گنبدخانه مسجد جمعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گنبد، فرمی است که تأثیر بسزایی در شکل گیری ساختارها و مناظر معماری ایران دارد. شناخت انواع، شیوه های ساخت، و عملکرد سازه ای آن همواره دغدغه معماران و محققان بوده است. این پژوهش، به گنبدخانه مسجد جامع کاشان، از معدود بناهای کهن و پابرجا پس از زلزله های ویرانگر منطقه پرداخته است. تاکنون به معماری و فن ساخت این بنا پرداخته نشده است و بررسی آن نمایانگر تمایزاتی با گنبد های مشابه است. هدف پژوهش، مستندنگاری، بررسی پیشینه تاریخی، تزیینات و شیوه ساخت این گنبدخانه است. راهبرد پژوهش توصیفی تحلیلی و تفسیری-تاریخی است. پژوهش با حضور در بنا، کار میدانی و همچنین مطالعه منابع کتابخانه ای و اسناد شفاهی برای کنترل یافته ها و درک فنون به کاررفته و آگاهی از فرایند ساخت انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گنبد متعلق به دوره ایلخانی و به صورت دوپوسته گسسته است که با استفاده از فنِ شاهنگ و زنجیر و شابلون متحرک ساخته شده؛ شکل قوس گنبد داخلی، منحنی ریسمان آویخته است. نتایج پژوهش ضمن شناسایى دقیق اجزا و چگونگى کاربرد مصالح و خشخاشى ها در گنبد، نشانگر تشابه سلسله مراتب فن ساخت در منطقه، در مقایسه با گنبد خانه ی چند بنای هم دوره خود است. تزئینات ایوان و محراب، نمونه منحصربه فردی از کاربندی و مقرنس است.
طراحی الگوی کلان فرآیند مدیریت بافت های فرسوده شهری با رویکرد حکمروایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال پنجم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
139 - 168
حوزههای تخصصی:
مرور متون تخصصی و بررسی مفاهیم و نظریه ها در خصوص نوسازی و بازآفرینی شهری و تحولات آن، به ویژه با تأکید بر بعد رویه ای و جنبه های نهادی این رویکردها، به همراه بررسی تجارب جهانی شاخص در این زمینه، نشان از تغییر و تحول در نگرش، تغییر در کنشگران اصلی دخیل در این فرآیند دارد. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی کلان فرایند مدیریت بافت های فرسوده شهری با رویکرد حکمروایی شبکه می باشد. بر این اساس با بهره گیری از پارادایم تفسیرگرایی و رویکرد کیفی، به ارائه الگوی پژوهش با استفاده از روش فراترکیب پرداخته شده است. طی مراحل تحقیق و انتخاب پروتکل ورود و خروج از 9189 سند شناسایی شده، تعداد 46 سند در سبد نهایی پژوهش با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای پنهان مورد تحلیل قرار گرفته است و تعداد 57 کد اولیه، 14 مفهوم و 5 مقوله مطابق با سنت تحقیقات کیفی استخراج شده است. سپس جهت محاسبه ی پایایی کدها از فرمول ضریب کاپا استفاده شده که مقدار آن 787/0 به دست آمده است. هم چنین جهت اولویت بندی کدهای پژوهش از فرمول آنتروپی شانون استفاده شد. در نهایت پس از طی نمودن گام های تحقیق مبتنی بر رویکرد تلفیق مدل های پی. سر اف، چرخه طلایی، زنجیره ارزش پورتر و 8 پی حکمرانی، الگوی کلان فرآیند مدیریت بافت های فرسوده شهری با رویکرد حکمروایی طرح ریزی شده است.
تحلیل پیکره بندی مسجد-مدرسه های ایران در دوره صفویه و قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
222 - 244
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه قبل از اسلام هر کدام از فعالیت های آموزشی و عبادی مستلزم برخورداری از فضای کالبدی ویژه خود بوده اند، در قرون اولیه بعد از اسلام، فضاهای عبادی به عنوان عملکرد ثانویه به سمت آموزش متمایل گشته اند. از دوره سلجوقیان لازمه وجود فضاهای آموزشی به صورت اختصاصی مطرح گشته و در دوره های بعد نیز پیگیری شده و در عصر صفویه به اوج خود رسیده است. تعداد زیادی از این مدارس تمایل به مجاورت و ادغام با مساجد داشته اند. قطعا گستردگی زمان و مکان تاسیس این آثار، سبب برخورداری از تنوع بسیار در مشخصات کالبدی آن ها شده است. این تحقیق جهت تبیین ساختار، نسبت و میزان پیوند حوزه فضای آموزشی و فضای عبادی در مسجد-مدرسه ها در دو دوره قاجار و صفویه با هدف پاسخ گویی به این سوال شکل گرفته است که پیکره بندی دو کالبد مسجد و مدرسه نسبت به هم چگونه شکل گرفته و این موضوع از چه متغیرهای فیزیکی در هر کدام از دو دوره تبعیت می نموده است. تحقیق با استفاده از ترکیب روش های توصیفی تحلیلی و مقایسه تطبیقی انجام گردیده است. بدین منظور 43 مسجد-مدرسه مربوط به دوره صفوی و قاجار انتخاب و متغیرهای نوع دسترسی به دو فضا، نسبت ارتباط دو فضا با هم و با فضاهای بینابینی مشترک مانند حیاط و ایوان و هم چنین موقعیت قرارگیری دو فضا در سطح و نسبت مساحت فضای مسجد و مدرسه در هر یک بررسی گردیده است. تعداد بیشتری از نمونه های مورد بررسی در هر دو دوره صفوی و قاجار، بر اساس بیشترین و ساده ترین حد مجاورت و هم پیوندی شکل گرفته اند. در این نمونه ها دسترسی به دو فضا از یک ورودی مشترک صورت گرفته، هر دو فضا در یک سطح ساخته شده و در اطراف یک حیاط مشترک قرار گرفته اند و این متاثر از نسبت فضای مسجد و مدرسه در ساختار کلی فضا نبوده است. در دوره صفوی دو فضا پیوند زیادی با هم داشته و به سادگی در مجاورت حیاط با ورودی و دسترسی مشترک شکل گرفته اند. در دوره قاجار تنوع پیکره بندی بیشتر شده و دو فضا به سمت استقلال بیشتری پیش رفته اند، با این وجود هیچ گاه ارتباط دو فضا مطلقا قطع نشده است.
گونه شناسیِ «ساختار درونی فرم» با رویکرد شکلی آرگان (نمونه موردی: پل سکونتگاه های تاریخی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۷۱
۱۰۲-۸۷
حوزههای تخصصی:
در تعریف ماهیت معماری به شکل مکرر با سه عنصر روبه رو می شویم که هیچ کدام نمی توانند از معماری کنار گذاشته شوند؛ گونه، عملکرد و ساخت. این دغدغه ها می توانند کمابیش با سه اصلی که ویتروویوس درباره معماری مطرح کرده بود یعنی زیبایی، سودمندی و استواری، ارتباط داده شوند. بنا به تعریف جولیو کارلو آرگان، گونه در سطوح متفاوتی همچون ترکیب بندی شکلی، سازه و عناصر تزئینی اعمال می شود. از نظر آرگان پیوند دادن گونه شناسی به فن- ساخت آن را به پایه ای مطمئن در تحقیقات فرمی تبدیل خواهد ساخت. گونه به این شکل به «ساختار درونی یک فرم» یا اصلی که دربردارنده امکان تنوع شکلی بی نهایت و تغییر و اصلاح در ساختار خود است تبدیل می شود. سؤالات اصلی پژوهش پیرامون مسئله گونه شناسی پل سکونتگاه های تاریخی ایران (پل هایی که فضاهایی برای تأمین سکونت را در خود جای داده اند) و حفظ و استمرار سنت های معماری گذشته در راستای پاسخگویی به نیازهای جدید در این دسته بناها، شکل گرفت. براین اساس پژوهش حاضر سعی خواهد کرد با نگاه به سطوح گونه شناسی موردنظر آرگان، با بررسی و تحلیل فضای خالی به عنوان فضای قابل کاربرد در پل سکونتگاه های موردمطالعه و نقش سازه ای آن ها در کاهش فشار طاق ها و افزایش مقاومت پل ها در مقابل نیروهای وارده، گونه بندی مناسبی برای 10 پل سکونتگاه تاریخی موردمطالعه ارائه دهد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و گردآوری داده ها و اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت پذیرفته است. یافته های گونه شناسانه حاکی از چهار گونه پل سکونتگاه است؛ گونه اول با بیشترین درصد فراوانی دارای اندام های فضایی (اتاق ها) در درون پایه های پل می باشد، که براساس تعداد طبقات به دو زیرگونه یک و دو طبقه تقسیم می شود؛ در گونه دوم اتاق ها در روی پایه ها در فضای بین دو تیزه طاق؛ در گونه سوم در دو سوی پل و به عنوان تعریف ورودی؛ و در گونه چهارم به صورت ترکیبی از دو یا سه گونه قبلی در ساختار پل استقرار یافته اند.
راهبردهای طراحی خوابگاه های دانشجویی براساس تحلیل قرارگاه های رفتاری(نمونه مورد مطالعه: خوابگاه دانشجویان دختر دانشگاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
167 - 186
حوزههای تخصصی:
قرارگاه های رفتاری به عنوان ثمره ی دانش روانشناسی اکولوژیک، به رفتار و تجربه های مردم در زندگی روزمره شان و در محیط واقعی می پردازد. از این دیدگاه مطالعه رفتار انسان وابسته به مطالعه محیط آن رفتار می باشد لذا طراح علاوه بر شناسایی الگوهای رفتاری تکرار شونده و محیطی که رفتار درون آن شکل می گیرد ملزم به شناخت رابطه ی بین این دو عامل می باشد. هدف این پژوهش یافتن راهبردهای طراحی معماری خوابگاه های دانشجویی متناسب با رفتار فضایی دانشجویان بر پایه «قرارگاه رفتاری» دختر ایرانی است. در پژوهش حاضر، علاوه بر شیوه های غیر مداخله گر شامل حضور مستقیم در فضا و ثبت رویدادها، به شیوه ی میدانی یک نمونه 200 تایی از دانشجویان ساکن در مجتمع خوابگاهی خواهران دانشگاه شیراز در مقاطع مختلف (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) مورد مطالعه قرار گرفتند و از طریق پرسشنامه باز و تحلیل محتوایی داده های کیفی، ضمن شناسایی قرارگاه های رفتاری، وزن مؤلفه های موثر در طراحی شامل الگوهای جاری رفتار، ویژگی های کالبدی و عوامل برهم زننده سینومورف های رفتار-ظرف کالبدی استخراج شد. در پایان، ضمن ارائه راهبردهای طراحی در سه دسته کلی شامل فضای خصوصی فعالیت های فردی، فضای نیمه خصوصی فعالیت های فردی و فضای عمومی و نیمه عمومی فعالیت های جمعی براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش در نمونه موردی خود می کوشد تا فنون طراحی متناسب با هر راهبرد را به نمایش گذارد تا در نهایت بستر مناسب جهت تحقق الگوهای رفتاری دانشجویان در خوابگاه فراهم آید.
تبیین چارچوب مفهومی منظر مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم مهر ۱۳۹۹ شماره ۸۸
51 - 60
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پژوهش حاضر برای پاسخ به چگونگی تحقق مفهوم منظر مدنی صورت گرفته است. منظر مدنی نگرش های دموکراتیک را به عرصه طراحی و برنامه ریزی منظر شهری وارد کرده است. مدنیت، به مثابه گفتمان سیاسی-اجتماعی، شیوه ایجاد فضای مشترک میان افراد به منظور برقراری ارتباط بر بنیان تفاوت ها و اختلاف هاست. منظر نیز به عنوان یک ماهیت میان رشته ای، به طور ذاتی وسعت و محدودیت های عدالت اجتماعی در فضا را نشان می دهد. لذا تبیین مفهوم منظر مدنی نه به معنای ارائه یک تعریف قطعی و تعیین کننده، بلکه جستجوی عواملی است که بر چگونگی امکان تحقق مفهوم مدنیت در فضا به طور عام و منظر به طور خاص دلالت می کنند. هدف پژوهش: تبیین چارچوبی مفهومی از منظر مدنی براساس ایده ها و مفاهیم بروز مدنیت در معماری منظر، هدف این پژوهش است. ازاین رو ابتدا چیستی نسبت فضا و ابعاد جامعه مدنی، و سپس فرصت ها و محدودیت هایی که در فرایند برنامه ریزی فضا امکان تقویت یا تضعیف گفتمان سیاسی-اجتماعی را موجب می شود؛ تحلیل شده است. در مرحله بعد، با این پرسش که چگونه فعالیت های دموکراتیک و مردمی در کنار دانش تخصصی برای برنامه ریزی های زیست محیطی ضرورت دارد؛ جایگاه جامعه در فرایند طراحی منظر مورد پرسش قرار گرفته است. در نهایت با الهام از سه رکن جامعه مدنی، ابعاد منظر مدنی تبیین شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع توصیفی-تحلیلی است و در جمع آوری اطلاعات از شیوه کتابخانه ای بهره گرفته شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوا، مفاهیم اصلی پژوهش دسته بندی شده و با مفاهیم منظر تطبیق یافته است.نتیجه گیری: با الهام از سه بعد جامعه مدنی (افکار عمومی، نهاد، جنبش) منظر مدنی به سه ویژگی قابل تطبیق با اصول مدنیت به ترتیب هدف، ساختار و مفهوم تقسیم شده است. با این دیدگاه هدف از منظر مدنی، فعل مدنیت، ساختار، ساخت اجتماعی و معنا، دغدغه ها و ایده آل های مفهومی جامعه مدنی است.
تبیین تاثیر حکومت صفوی بر شکل گیری فضای جمعی در پل های صفوی اصفهان (نمونه موردی: پل های الله وردی خان و خواجو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
1-9
حوزههای تخصصی:
اهداف: در دوره صفویه به سبب رویکرد حکومت نسبت به مقوله حیات جمعی و توجه به مساله وحدت ملی و یکپارچگی جامعه، تحولات ویژه ای در نوع و نحوه بروز فعالیت های اجتماعی مشاهده می شود. از این رو بررسی تاثیرات حکومت صفوی بر شکل گیری فضاهای شهری، امری مهم است. همچنین روند تبدیل شدن پل های ساخته شده در این دوران، نظیر پل های الله وردی خان و خواجو، به بستر فعالیت های جمعی و نقش حکومت در آن مورد نظر است. ابزار و روش ها: در این مطالعه با روش تاریخی- تفسیری، سفرنامه های دوران صفوی به منظور استخراج فعالیت های اجتماعی مطالعه شده است. سپس با تبیین نقش حکومت در این قبیل فعالیت ها، به بررسی علل عاملیت حکومت در برگزاری رویدادهای اجتماعی مختلف پرداخته و به دنبال آن، ایجاد پل های الله وردی خان و خواجو توسط حکومت به عنوان محل بروز رفتارهای جمعی مردم مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: از آنجایی که مشروعیت حکومت صفوی در گرو وحدت ملی است، قلمروی عمومی به عنوان عرصه ارتباطات جامعه، به صحنه بروز رویدادهای ملی و مذهبی تبدیل می شود و حکومت صفویان، متولی برپایی و شکل گیری بسیاری از رخدادهای اجتماعی شده است. بنابراین برای تحقق این امر فضاهایی نظیر میدان نقش جهان، خیابان چهارباغ، پل الله وردی خان و خواجو در این دوران شکل گرفته اند. نتیجه گیری: پل های شهری دوران صفوی یعنی الله وردی خان و خواجو به بستر فعالیت های اجتماعی مردم و شاه بدل شده است و به جای کارکرد صرف گذر، با معماری ویژه خود، فضای جمعی مهمی را در ساختار شهر اصفهان شکل داده اند.
شناسایی موانع و ارائه ی چارچوبِ عملیاتی برای ارتقای کیفیت معماری صنعتی در ایران
حوزههای تخصصی:
معماری صنعتی در ایران علی رغم برخورداری از یک پیشینه قوی تاریخی، حسب شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در پروژه های جاری صنعتی چندان مورد توجه قرارنمی گیرد و با وجود صرف هزینه های قابل توجه در ایجاد زیر ساخت های صنعتی، در ساختمان ها و بناهایی که برای فعالیت های صنعتی طراحی می شوند ارزش های معمارانه و مبانی معماری صنعتی مورد توجه قرارنمی گیرد. این پژوهش با هدف شناسایی تنگنا ها و مشکلاتِ نقش آفرینی معماران در پروژه های صنعتی و ارایه راهکارهایی برای ارتقای کیفیت فضایی ساختمان های صنعتی انجام شده است. در این راستا مصاحبه هایی با کارشناسان و مدیران بنگاه های صنعتی انجام شد. تحلیل مصاحبه ها نشان داد یکی از موانع کلیدیِ عدم توجه به معماری صنعتی در ایران برداشت های نادرست است که شفاف سازی در خصوص آنها می تواند زمینه های مناسبی برای نقش آفرینی معماران در پروژه های صنعتی فراهم کند. با تحلیل دغدغه ها و انتظارات دست اندرکاران صنعت و رجوع به مبانی نظری مرتبط، تلاش شده یک تعریف عملیاتی و شفاف برای معماری صنعتی ارایه شود. در نهایت متعاقب آن یک چارچوب ۳ سطحی برای نقش آفرینی معماران در پروژه های صنعتی ارایه شد. یافته کلیدی این پژوهش حاکی از این امر است که معماری صنعتی یک ضرورتِ کسب و کار صنعتی است که می تواند باعث افزایش بهره وری نیروی انسانی و کیفیت محصولات صنعتی شود.