الگوهای کنش گفتاری داستان حضرت سلیمان (ع) با تکیه بر رویکرد جان سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش گفتاری در تحلیل گفتمان بر عنصر زبان و سخن گفتن تاکید دارد. جان سرل نظریه پرداز مشهور آمریکایی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی جامع در زمینه کنش گفتاری ارائه داده و در نظریه او کنش گفتاری شامل پنج بخش؛ اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی می باشد که با تکیه بر رویکرد وی می توان به شناخت جامعی از کنش گفتاری در یک قصه دست یافت. با عنایت به اینکه داستان حضرت سلیمان (ع) یکی از قصه های اندرزمحور و پندآموز قرآن است و به مقتضای شرایطی که حضرت در آن قرار گرفته و علم آگاهی از زبان حیوانات و ارتباط با آن ها، عنصر زبان و سخن گفتن جایگاه والایی در این داستان دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، داستان حضرت سلیمان (ع) را براساس کنش گفتاری جان سرل مورد تحقیق و بررسی قرار داده و به کاوش عناصر گفتاری حضرت در گفتگو با قوم خود و ملکه سبا؛ جهت رساندن پیام الهی و هدایت آنان به راه مستقیم با مدد جستن از عنصر گفتگو پرداخته است. نتایج حاصله از تحقیق گویای آن است که گوینده اصلی داستان خداوند می باشد و کنشگر محوری داستان حضرت سلیمان (ع) است که از دیدگاه منِ شخصی ایفای نقش می کند و گفتمان منسجمی با کاربست عنصر زبان و گفتار در داستان برقرار می سازد و از آنجایی که بن مایه اصلی داستان بر هدایتگری استوار است لذا؛ کاربست کنش اظهاری و ترغیبی بیش از دیگر کنش ها به چشم می خورد.