ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۱٬۶۰۱ تا ۵۱٬۶۲۰ مورد از کل ۵۳۲٬۱۹۸ مورد.
۵۱۶۰۱.

تحلیل داده بنیاد دسترسی به سلاح گرم غیر مجاز در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
 زمینه و هدف: وجود تعداد سلاح گرم غیر مجاز در دست مردم ارتباط مستقیم با جرائم خشونت آمیز همچون سرقت، نزاع، قتل، گروگانگیری و راهزنی؛ با بهره گیری از سلاح گرم دارد؛ این موضوع می تواند چالشی جدی برای امنیت عمومی را شکل دهد. این پژوهش با رویکردی کیفی و با هدف تحلیل دسترسی مجرمین به سلاح گرم غیرمجاز ؛ تلاش نموده است تا درکی روشن و مبتنی بر بستر خاص استان خوزستان درباره این پدیده ارائه نماید. روش: پژوهش حاضر از حیث هدف بنیادی؛ از لحاظ روش کیفی و با رویکرد گرندد تئوری انجام شده است. روش نمونه گیری؛ هدفمند ودر قالب نموه گیری نظری صورت پذیرفته است. روش جمع آوری داده ها؛ در قالب مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 15 نفر از کارکنان پلیس مرتبط با جرائم مسلحانه در استان خوزستان، انجام پذیرفته است.یافته ها: یافته ها متشکل از 18 کد مفهومی و 7 مقوله اصلی شامل: مجاورت با مرز و آثار جنگ به عنوان شرایط علی؛ جذابیت های فرهنگی سلاح و تعاملات تاریخی مرزی به عنوان شرایط زمینه ای؛  فرصت های نامشروع، کژکارکردی نهادی و اشراف کامل مرزی به عنوان  شرایط مداخله گر؛ ارتکاب سرقت مسلحانه، ارتکاب نزاع های مسلحانه، ارتکاب قتل و ارتکاب گروگانگیری به عنوان راهبرد و  ایجاد نا امنی  و همچنین ایجاد احساس ناامنی به عنوان پیامد دسته بندی شده اند.نتایج: پدیده محوری پژوهش با توجه به مقولات شکل گرفته؛ با عنوان"سهولت دسترسی به سلاح گرم نتیجه استقبال از فرصت های نامشروع " نام گذاری شده است. بدین ترتیب وجود برخی فرصت های نامشروع به همراه پاره ای عوامل فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و همچنین کژکارکردی نهادها منجر به سهولت دسترسی به انواع سلاح گرم در استان خوزستان شناسایی گردیده است .
۵۱۶۰۲.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت ایرانیان در پرداخت مالیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
مقدمه: مشارکت عمومی مردم در امور اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یکی از شاخص های مهم توسعه در کشورهای توسعه یافته به شمار می رود. مشارکت عمومی مردم در پرداخت مالیات از شاخص های مهم توسعه اقتصادی محسوب می شود. به همین دلیل ضرورت شناخت عوامل بروز و تشدید پرداخت یا فرار مالیاتی و تمهید و ارائه راهکارها و پیشنهادهای علمی کاربردی امری اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین، پژوهش حاضر تلاش خواهد کرد عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت عمومی مردم در پرداخت مالیات در ایران را بررسی، شناسایی و رتبه بندی کند.روش: پژوهش حاضر کیفی از نوع مدل ساختاری تفسیری است. جامعه آماری شامل کارمندان اداره مالیات شهر تهران بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و ماتریس محقق ساخته استفاده شده است. در روش مدلسازی ساختاری تفسیری اطلاعات از افراد جامعه آماری دریافت و تحلیل می گردد. تمایل و توانایی مشارکت در پژوهش، تسلط نظری، تجربه عملی و قابلیت دسترسی از معیارهای انتخاب جامعه آماری بوده است. جامعه آماری این پژوهش کارمندان اداره مالیات شهر تهران هستند که  30 نفر از خبرگان این اداره بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، 10 عامل تأثیرگذار در افزایش مشارکت عمومی مردم در پرداخت مالیات شناسایی گردید که شامل عوامل سیاسی، قانونی، آموزش و آگاهی بخشی، ویژگی جمعیتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، مدیریتی و ویژگی های روان شناختی است. تحلیل روابط متغیرها به استخراج یک مدل چهار سطحی منجر گردید که عوامل سیاسی و ویژگی های جمعیت شناختی در سطح چهارم، عوامل قانونی در سطح سوم، عوامل آموزشی، عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ویژگی روان شناختی در سطح دوم و عوامل سازمانی و مدیریتی در سطح اول قرار گرفته اند. عوامل سیاسی و جمعیت شناختی بیشترین و بالاترین اثرگذاری را بر گرایش به پرداخت مالیات دارند.بحث: نتایج پژوهش حاکیست شفافیت در مصرف مالیات توسط دولت با جلب اعتماد مؤدیان و بالارفتن اعتماد سیاسی، سبب افزایش گرایش افراد به پرداخت مالیات می گردد.
۵۱۶۰۳.

بررسی رابطه تدریس تحول آفرین و تفکر انتقادی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه تدریس تحول آفرین و تفکر انتقادی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بود.   روش شناسی: پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اسلام آبادغرب در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 1650 بود. حجم نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وبا استفاده از جدول کرجسی و مورگان 304 نفر برآورد گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تدریس تحول آفرین بوجامپ و همکاران (2010)، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی شافلی و همکاران (2005) و پرسشنامه تفکر انتقادی فاسیون و همکارانش (1989 تا 1990) بود. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب برای تدریس تحول آفرین 928/ 0اشتیاق تحصیلی 923/0تفکر انتقادی 938/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و برای پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از آزمون های آمار استنباطی (تحلیل مسیر و مدل سازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS استفاده شد.   یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین تدریس تحول آفرین و تفکر انتقادی با اشتیاق تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد ومتغیر اشتیاق تحصیلی اثر میانجی بر رابطه بین تدریس تحول آفرین وعملکرد تحصیلی را دارد.همچنین شاخص های برازندگی مدل حاکی از آن بود که مدل اراه شده از برازش مناسبی برخوردار است..   نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان با استفاده از تدریس تحول آفرین و همچنین تقویت اشتیاق تحصیلی دانش آموزان تفکر انتقادی را تقویت نمود.
۵۱۶۰۴.

ارزیابی چالش های نظام آموزش عالی ایران بعد از انقلاب در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم سازی علمی و اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی چالش های نظام آموزش عالی ایران بعد از انقلاب در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم سازی علمی و اجرایی می باشد.   روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها ترکیبی(آمیخته اکتشافی) است. جامعه پژوهش شامل اسناد و منابع مکتوب و صاحب نظران و اساتید دانشگاهی بوده اند که در موضوع مورد بررسی دارای اطلاعات کافی باشند. ابزار پژوهش شامل: 1- فرم های فیش برداری، 2- مصاحبه نیمه ساختاریافته، 3- پرسشنامه محقق ساخته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از آزمون های آماری تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و معدلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار PLS انجام شد.   یافته ها: بر اساس نتایج بخش کیفی پژوهش چالش های نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران در حوزه علمی و اجرایی در 19 مؤلفه دسته طبقه بندی شدند. در بخش کمی نتایج بیانگر آن است که از 19 مؤلفه چالش های بدست آمده در بخش کیفی مؤلفه های (تمرکز بر گسترش کمی آموزش عالی (حاکمیت پارادایم کمی)، مغفول ماندن کیفیت و بی توجهی به آن در سیاست های کلی آموزش عالی، عدم توجه به آمایش سرزمین در آموزش عالی، مناسب نبودن استانداردهای آموزشی و تسهیلات در سطح جهانی و ابعاد مرتبط با خصوصی سازی دانشگاه ها) به عنوان چالش های نظام آموزش عالی بعد از انقلاب مورد تأیید قرار نگرفت و 14 مؤلفه دیگر مورد تأیید قرار گرفتند.   نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که ارزیابی نظام آموزش عالی ایران بعد انقلاب نشان می دهد که چالش های زیادی در آموزش عالی وجود دارد که مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
۵۱۶۰۵.

اعتبار سنجی مدل آموزش الکترونیکی دوره ابتدایی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف: هدف کلی این پژوهش اعتبارسنجی مدل آموزش الکترونیکی دوره ابتدایی در کشور عراق بود.   روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان و مدیران دوره ابتدایی کشور عراق بود که از این میان تعداد 381 نفر به روش نمونه گیری سهمیه ای برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدل آموزش الکترونیکی با 152 گویه در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند.   یافته ها: مدل آموزش الکترونیکی شامل 15 مقوله اصلی و 31 مقوله فرعی بود که همگی دارای برازش مطلوب بودند. عوامل کلیدی شامل حرکت به سمت تغییر در خدمات آموزشی، تغییر در نیازهای جامعه هدف و دیجیتالی شدن جهان به عنوان شرایط علی شناخته شدند. همچنین تغییر در ماهیت دانش، گفتمان عدالت اجتماعی و پیش بینی ناپذیری به عنوان عوامل مداخله گر و سیستم های زیرساختی و پشتیبانی به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند. استراتژی های توسعه سیستمی و مدیریت فضای یادگیری نیز به عنوان راهبردهای مؤثر معرفی شدند. پیامدهای فردی، سازمانی و اجتماعی از نتایج اجرای آموزش الکترونیکی بودند.   نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که مدل آموزش الکترونیکی برای دوره ابتدایی در عراق دارای اعتبار و برازش مناسبی است. این مدل می تواند به عنوان یک چارچوب مؤثر برای بهبود فرآیند آموزش در نظام آموزشی عراق مورد استفاده قرار گیرد و تأثیرات مثبت قابل توجهی بر عملکرد فردی، سازمانی و اجتماعی داشته باشد. بهبود زیرساخت ها، افزایش سواد دیجیتالی و تطبیق با تغییرات تکنولوژیکی برای اجرای موفقیت آمیز آموزش الکترونیکی ضروری است.
۵۱۶۰۶.

"کودک - برده مجازی؛ مطالعه ای در پدیده نوظهور کودکان کار مجازی"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۱۰
ظهور شبکه های اجتماعی  فراگیرودرآمدزا نظیر اینستاگرام در عصر حاضر که  قابلیت به نمایش وبه اشتراک گذاشتن وقایع زندگی روزانه را برای  کاربران خود فراهم ساخته است ؛ سبب شده که امروزه با پدیده بدیع و نوین "کودکان کار مجازی" یا " کودکان کار اینستاگرامی" مواجه شویم کودکانی که در واقع به مثابه کارگران مجازی تحت فرمان کارفرماهای خود، از جمله والدین و یا بستگان درجه یک خود در این شبکه های اجتماعی مجازی  فعالیت می کنند. لذا تحلیل  جامعه شناختی زمینه های اجتماعی شکل گیری و پیدایش این پدیده درجامعه هدف اصلی این تحقیق بوده است. روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بوده و افراد مورد مطالعه از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. مشارکت کنندگان درحقیقت والدین کودکانی هستند که بعنوان کارفرماهای آنها، فعالیت های کاری-تبلیغی شان را درشبکه مجازی اینستاگرام مدیریت می کنند.از این رو تعداد 20 والد از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به سوالات محقق پاسخ دادند. نوع فعالیت و کارهای انجام شده توسط کودکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در سه دسته طبقه بندی می شوند. الف:کارهای تبلیغاتی، ب:کارهای نمایشی و ج: کارهای خدماتی. داده های حاصل ازاین پژوهش پس ازمراحل سه گانه کدگذاری شامل  باز، محوری و انتخابی در مجموع 255مفهوم، 22مقوله فرعی و4مقوله اصلی استخراج شد. مقوله ها عبارتند از:"زیست-تجارت مجازی، کودک نمایشی مجازی، هویت سیال ومطلوبیت نهایی والدمحور"و در نهایت با تلفیق مدل های بدست آمده مقوله هسته”کودک برده مجازی“معرفی گردید. یک نوع بردگی مدرن و استثمار مجازی که  این بارنه در خیابان ها توسط  کودکان کارخیابانی برای تامین حداقلی معیشت و زنده ماندن، بلکه در فضای مجازی با هدف کسب درآمدهای میلیونی، سلبریتی شدن و به نمایش گذاشتن تمام جوانب زندگی خود توسط والد-کارفرماهای کودکان کارمجازی قابل مشاهده است.
۵۱۶۰۷.

صورت بندی سوژ زن مدرن در گفتمان شبه مدرن پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
زن یکی از پرمناقشه ترین سوژه ها در گفتمان های تاریخ معاصر ایران بوده و در هر دوره معنایی خاص یافته است. هویت زنان همواره تحت تأثیر گفتمان ها و تنازعات گفتمانی قرار گرفته است. دوره پهلوی به دلیل آشکارشدن این تنازعات در حوزه کنش های اجتماعی، اهمیت زیادی دارد.مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل انتقادی گفتمان به واکاوی گفتارهای مهم در متون روشنفکران این دوره حول محور زنان می پردازد تا معنای زن مدرن و رویه های معنایی برسازنده آن را درک و ایدئولوژی حاکم بر این گفتمان را واکاوی کند و به بررسی جایگاه آن در سپهر سیاسی-اجتماعی بپردازد.نتایج تحقیق نشان می دهد مهم ترین گزاره های گفتمانی عبارت اند از: ضرورت مدرن سازی فوری ایران، وطن پرستی باستان گرایانه و دولت مقتدر نوگرا، حقوق اجتماعی زنان، لزوم علم آموزی زنان، تأکید بر تکالیف زنانه، بازنگری در پوشش زنان و لزوم رفع حجاب و تغییر مناسبات ازدواج. این گفتمان با طرد و نفی زن سنتی به برساخت زن مدرن به مثابه «زن ایرانی تراز تجدد» می پردازد و تحت تأثیر ایدئولوژی ناسیونالیسم باستان گرا و با تأکید بر مقوله نوگرایی مقتدرانه عناصر هویت ساز پیشین را به حاشیه می راند و عناصر مدرن را به تقلید از زنان اروپایی برجسته می سازد.در سطح کردار گفتمانی و کردار اجتماعی تناقضاتی در این رویکرد وجود دارد که نشان می دهد رهایی و ترقی زنان هدف این گفتمان نبوده، بلکه هدف اصلی، از یک طرف کاستن از قدرت سنت گرایان و از سوی دیگر ارائه چهره ای نمایشی از مدرنیزاسیون بوده است.
۵۱۶۰۸.

برساخت معنایی پدیده کالایی شدن آموزش (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف پژوهش حاضر بررسی موضوع کالایی شدن آموزش و پیامدهای آن است. روش انجام این پژوهش نظریه داده بنیاد و جامعه هدف را دانش آموزان، معلمان، مدیران و مسئولین مدارس متوسطه دوم شهر مشهد تشکیل می دهند. انتخاب مشارکت گنندگان نیز با استفاده از نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری داده ها پس از 32 مصاحبه انجام شد. پایایی و اعتبار داده ها نیز با نظرمتخصصان و مشارکت کنندگان تأیید گردید. یافته های پژوهش نشان داد که کالایی شدن آموزش در سه سطح کالایی شدن یادگیری، کالایی شدن دانش آموز و کالایی شدن معلم اتفاق می افتد. شرایط و پیامدهای کالایی شدن نیز شامل شرایط علی (سازمانی و خانوادگی)، شرایط مداخله گر (شبکه روابط اجتماعی و خانوادگی، فراوانی مدارس غیردولتی و وجود نظام موازی آموزشی)، شرایط زمینه ای (خصوصی سازی آموزش و سیاست های دولتی)، تعاملات راهبردی (مقاومت و پذیرش) و پیامدها (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، آموزشی و روانی) است.
۵۱۶۰۹.

مطالعه ای کیفی از تجربه دین داری در نسل دهه هفتاد و تحصیل کرده در یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۷۰
تغییرات اجتماعی در سطح جهانی، نظام های ارزشی و اعتقادی را تحت تأثیر قرار داده است. نظر به اینکه دین بخش مهم زندگی ایرانیان است، این پژوهش تغییرات دینی نسل های جدید را مطالعه می کند. هدف تحقیق، کشف و واکاوی کیفیت دین داری در نسل دهه هفتاد و تحصلیکرده شهر یزد است. مطالعه در سال 1402 و با روش تحلیل مضمونی انجام شد؛ به این منظور با 15 نفر از فرزندان خانواده های مذهبی، مصاحبه نیمه ساختاریافته، انجام و داده ها تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد مشارکت کنندگان نسبت به قلمرو دین با چالش های شناختی، ارزشی و رفتاری مواجه اند. چهار مضمون برساخت شده تحقیق عبارت اند از: دگرریختی نسلی، آشوب ارزشی، کنشگری حاد و مقاومت و پذیرش. مضمون هسته تحقیق، بازاندیشی حاد است که به نوعی بلاتکلیفی مرجع گریز در موضوع دین داری اشاره می کند. تحقیق حاضر بخشی از تغییرات اجتماعی مرتبط با دین را در بستر تحقیق نشان می دهد.
۵۱۶۱۰.

بررسی ویژگی های گونه شرقی زبان فارسی در شیرین و خسرو امیرخسرو دهلوی در مقایسه با خسرو و شیرین نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۲۶۴
سروده های امیرخسرو دهلوی سرشار از ویژگی های تمایزبخش زبانی است که برخی از آن ها را می توان با گونه شرقی زبان فارسی مرتبط شمرد. امیرخسرو دهلوی و نظامی برخاسته از دو دوره زمانی و دو ناحیه جغرافیایی متفاوت شرق و شمال غرب ایران هستند. پرسش اصلی این است که برجسته ترین ویژگی های زبانی نمودیافته در شیرین و خسرو امیرخسرو دهلوی کدام است و تا چه حد می توان تفاوت های زبانی شیرین و خسرو و خسرو و شیرین را به تفاوت های شرق و غرب قلمرو زبان فارسی نسبت داد. یافته های پژوهش، نشانگر وجود ارتباط معناداری میان برخی از ویژگی های زبانی خاص این دو منظومه و ناحیه جغرافیایی سرایندگان آن ها است. به نظر نگارندگان، این تمایزها، اغلب به حوزه های آوایی و واژگانی زبان مرتبط اند و کمتر با نحو و جمله بندی ارتباط دارند. از میان ویژگی های آوایی و واژگانی، می توان به حذف صامت آغازین «ن»، کاربرد نون ساکن پیش از فعل ربطی «است»، سکون یا حرکت یافتن برخی از حرف ها، و کاربرد خاص «ایستاد» در شعر امیرخسرو دهلوی اشاره کرد که در شعر نظامی دیده نمی شود. نیز باید از لغت های «ته» به معنای زیر، «فرویش»، «توی/ تو»، «خله»، «گواران»، «پیش افتاد»، «هر همه»، «خیرباد» و «پیچاک» یاد کرد که زبان امیرخسرو دهلوی را از زبان نظامی متمایز می کند.
۵۱۶۱۱.

مردم نگاری شبکه ای کنش ها و چالش های حجاب استایل های اینستاگرامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۵۴
هدف: اخیراً سبک های پوشش حرفه ای و مد در میان قشر مذهبی و محجبه نفوذ کرده است، و شاهد آن هستیم که بانوان مذهبی جامعه هم در کنار آنکه دغدغه پوشیدگی لباس خود را دارند، به دنبال ست کردن روسری، ساق دست و کیف و کفش خود هستند؛ این پدیده گاهی اوقات شکل افراطی به خود می گیرد. ریشه آن را می توان در جریان حجاب استایل ها و بلاگرهای حجاب جستجو کرد. جریانی که موجب شده بخشی از اقشار مذهبی هم از فلسفه حجاب فاصله بگیرند. حجاب استایل ها و بلاگرهای حجاب علاوه بر برنامه ریزی برای استحاله چادر و حجاب قشر مذهبی، اهداف سیاسی را نیز دنبال می کنند. بر این اساس، هدف از انجام مطالعه حاضر، واکاوی کنش ها و چالش های حجاب استایل ها در رسانه اجتماعی اینستاگرام است.روش شناسی: این مطالعه با رویکرد تفسیرگرا، از استراتژی پژوهش مردم نگاری شبکه ای (نتنوگرافی) برای واکاوی کنش ها و چالش های حجاب استایل های اینستاگرامی بهره می برد. در این راستا، کامنت ها و پست های منتشر شده در 6 ماه اخیر توسط 5 حجاب استایل اینستاگرامی با استفاده از نمونه گیری قضاوتی هدفمند گردآوری و تحلیل شد. افزون بر این، با 6 نفر از فعالین حوزه حجاب و عفاف نیز مصاحبه های بدون ساختاری صورت گرفت.   یافته ها: مضامین شناسایی شده برای آسیب های حجاب استایل های اینستاگرامی مشتمل بر تغییر در مفهوم حجاب، استفاده ابزاری از حجاب، ترغیب به مصرف غیرعقلایی، استانداردسازی نامناسب، و شکل گیری تقابل و تفرقه بود. به علاوه، مضامین احصاء شده برای راهکارهای مواجهه موثر با حجاب استایل های اینستاگرامی شامل ارائه الگوی مناسب حجاب مطابق با ارزش های اسلامی، توسعه زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی و قانون گذاری مناسب برای فضای مجازی بود.نتیجه گیری: در ابتدا بلاگرهای حجاب، درصدد معرفی بُعد اجتماعی حجاب بودند اما در عمل نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تبلیغی نادرست از پوشش حجاب در عرف جامعه شکل گرفت. حجاب استایل ها با تبدیل حجاب به استایل و استفاده از عبا به جای چادر، به دنبال عادی سازی این نوع از پوشش هستند و فعالیت این بلاگرها نه تنها تأثیر مثبتی در پذیرش حجاب نداشته است بلکه ارزش های حجاب را دچار تغییرات منفی کرده است.
۵۱۶۱۲.

مردم نگاری مجازی بر ساخت مفهوم «دین پیش پاافتاده» در اینستاگرام (مطالعه موردی: صفحات جعفر غفوری، حمیدرضا نامداری و سجاد شهیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۴۹
هدف: با گسترش دسترسی به شبکه های اجتماعی، پیوند میان دین و رسانه ابعاد جدید و قابل توجهی پیدا کرده است. یکی از این ابعاد، حضور شخصیت های دین مدار رسمی و غیررسمی در این بستر بوده است. در ایران نیز بسیاری از شیعیان با فعالیت اینستاگرامی خود، امر دینی را در این بستر امتداد بخشیده اند؛ روحانیون، مداحان، سلبریتی ها و بلاگرهای مذهبی از طرفی و از طرفی دیگر کاربرانی که از شهرت کمتری برخوردار بوده و به دنبال برساخت هویت دینی خود در این بستر بوده اند. هدف از این پژوهش مردم نگاری مجازی فعالیت دسته دوم بر اساس مفهوم «دین پیش پاافتاده» است.روش شناسی: بر این اساس با استفاده از روش مردم نگاری مجازی در بازه 90 روزه، فعالیت نمونه تحقیق مطالعه و ارزیابی شد. برای جمع آوری داده ها از روش مشاهده مشارکتی برخط، و برای تحلیل، از تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش در دو محور اصلی قرار گرفتند؛ محور اول مؤلفه های برساخت دین پیش پا افتاده و محور دوم شیوه و چگونی برساخت آن است. در محور اول یافته ها در دو مضمون اصلی «احساس تکلیف دینی» و «کنش های دینی نمایشی» تنظیم شده است. بر این اساس یک فرد مذهبی با توجه به بستر اینستاگرام، خود را موظف به تبلیغ دین اسلام می داند؛ یکی از منابع اصلی شکل گیری چنین احساس مسئولیتی، دسترسی به شبکه های اجتماعی (خصوصاً اینستاگرام) است. به این ترتیب اینستاگرام که یک رسانه دوسویه و تعاملی است، امکان تولیدمحتوا را در اختیار کاربران قرار داده و  تبدیل به بستری برای نمایش کنش های دینی آن ها شده است. این نوع دین داری دارای ویژگی هایی مانند ریا، غیرمعمول بودن، عدم اصالت، تقلیدی بودن و... است که امر دینی را به نحوی بازنمایی کرده که منجر به تعجب یا تمسخر کاربران شود.نتیجه گیری: نمونه تحقیق با استفاده از چنین مؤلفه هایی توانسته اند دین را به ژانر اینستاگرامی تبدیل کنند که مانند سایر ژانرهای این بستر، دارای مؤلفه های خاصی برای دیده شدن، جلب توجه و نمایشی شدن است. همچنین شیوه برساخت دین داری پیش پاافتاده با «تغایر تکنولوژیک» و «نفوذداری کاذب» بوده است. به طورکلی نمونه موردمطالعه تکنولوژی های رسانه ای را به مثابه ابزار می دادند و بعضاً با گستره دسترسی و پیشرفت تکنولوژی اهداف دینی یا شخصی خود را تعیین کرده اند. با این حال نمونه تحقیق سازوکار استفاده از این بستر را نمی دانستند؛ از طرفی دیگر آن ها خود را اینفلوئنسرهای اینستاگرامی می دانند؛ درحالی که غالب مؤلفه های اینفلوئنسری و نفوذ در اینستاگرام را ندارند. بنابراین انگاره نادرستی از خود داشته و سعی در تنظیم فعالیت رسانه ای خود بر این اساس را داشته اند. نمونه تحقیق با پیش پا افتاده سازی مصادیق دینی مانند مداحی، زیارت، نذری و.. سعی بر کسب شهرت و جلب توجه بیشتر در اینستاگرام داشته است؛ لذا دین پیش پاافتاده اینستاگرام که ماحصل رسانه ای شدن دین است، تبدیل به ابژه شهرت افزایی مقطعیِ نمونه موردمطالعه شده و تبدیل به عنصر مادی و دنیوی شده که در خدمت اهداف رسانه ای-نمایشی کاربران قرار گرفته است
۵۱۶۱۳.

مطالعه انسان شناختی فرصت ها وتهدیدهای تاب آوری اجتماعی در خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه انسان شناختی فرصت ها و تهدیدهای تاب آوری اجتماعی در استان خراسان شمالی است. بلایای طبیعی جان میلیون ها نفر را در سراسر دنیا گرفته و خسارات اقتصادی فراوانی به بار می آورند. تاب آوری اجتماعی به معنای توانایی یک جامعه برای مقاومت در برابر، مدیریت و بازیابی سریع از آثار یک رویداد مخرب مانند بلایای طبیعی است. در پژوهش حاضر عوامل موثر بر تاب آوری اجتماعی واکاوی شد. روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) انجام شد. در بخش کمی، پیمایشی برای جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه از نمونه ای از مردم استان خراسان شمالی اجرا شد. در بخش کمی نیز جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان خراسان شمالی بود که بالای  15  سال سن داشتند.  دلیل اینکه افراد بالای 15 سال در نظر گرفته شده این است که افراد منتخب از بین آنها حداقل طی چند سال گذشته فرصت تجربه کردن بلایای مختلف را داشته باشند. جامعه آماری در این بخش بر اساس نتایج تفصیلی سرشماری نفوس و مسکن (1395) شامل  220/561 نفر می باشد. در بخش کیفی، از روش مصاحبه عمیق با افراد کلیدی مانند کارشناسان مدیریت بحران، رهبران جوامع محلی و قربانیان بلایای طبیعی استفاده شد. حجم نمونه در بخش کیفی تحقیق را اشباع نظری پاسخ به سوالات مصاحبه ها تعیین کرد ولی در بخش کمی، حجم نمونه بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان (1970) 384 نفر تعیین گردید. ولی با توجه به شرایط موجود و افت محسوس مشارکت مردم در زمینه فعالیت های پژوهشی 350 نفر حاضر به تکمیل فرم ها در سطح استان شدند و با توجه به مشورت با استاد راهنما و همچنین طولانی شدن فرایند انجام پژوهش، داده های 350 فرم جهت تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج بخش کیفی نشان داد که دو دسته از عوامل اصلی در زمینه تاب آوری اجتماعی نقش دارند: منابع و سرمایه ها (شامل سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین) و عملکرد (شامل عملکردهای فعالانه و انفعالی در سطوح مختلف). نتایج بخش کمی نیز نشان داد که بین سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تاب آوری اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در تاب آوری اجتماعی مردم خراسان شمالی در برابر بلایای طبیعی دارند. نتایج این مطالعه می تواند برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت افزایش تاب آوری اجتماعی جوامع در برابر بلایای طبیعی مفید باشد. این یافته ها نشان می دهد که تقویت سرمایه های مختلف در جامعه می تواند به افزایش تاب آوری اجتماعی کمک کند و جامعه را در برابر بلایای طبیعی مقاوم تر سازد. به طور کلی، این پژوهش به اهمیت سرمایه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در تاب آوری اجتماعی پرداخته و راهکارهایی برای بهبود این سرمایه ها ارائه می دهد
۵۱۶۱۴.

سنجش رضایتمندی ساکنین سکونتگاه های غیر رسمی از شاخص های توسعه اجتماعی، نمونه مطالعه: شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۷۱
با گذشت چندین دهه از برنامه ریزی برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان، هم چنان سهم قابل توجهی از ساکنین شهرها در تأمین نیازمندی های خود ناتوان هستند. در این میان سکونتگاه های غیررسمی را می توان نمونه بارزی از محیط های با سطح پایین توسعه اجتماعی قلمداد کرد که ساکنان آن ها با مشکلات و محدودیت های عدیده ای مواجه هستند؛ از همین رو در این پژوهش، شاخص های توسعه اجتماعی از طریق پرسشنامه از ساکنین پنج سکونتگاه غیررسمی در شهر همدان مورد پرسش قرار گرفته است. متغیرهای مورد بررسی به کمک مدل تحلیل عاملی در پنج عامل: «تعاملات اجتماعی»، «توان اقتصادی»، «خدمات محلی»، «توزیع خدمات» و «حق شهروندی» دسته بندی شده اند؛ هم چنین ارزیابی امتیازات عاملی در محلات مورد بررسی نشان می دهد ترتیب محلات برمبنای سطح رضایتمندی ساکنین از توسعه اجتماعی شامل: «منوچهری»، «مزدقینه»، «خضر»، «حصار» و «دیزج» بوده است. در ادامه به کمک مدل تحلیل رگرسیون چندمتغیره خطی وزن عوامل پنج گانه در تحقق رضایت از توسعه اجتماعی محاسبه شده است که عامل توان اقتصادی با وزن 429/0 بیشترین تأثیر را نشان می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد اولویت نخست افزایش رضایت ساکنین از توسعه اجتماعی در تمامی محلات مربوط به عامل «توزیع خدمات» است.
۵۱۶۱۵.

بازاندیشی و بی اعتمادی: تجربه شهروندان اصفهانی از زیست در شرایط کرونایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
ویروس کرونا، نه تنها موجودیت زیستی آدمی را تحت تأثیر قرار داده است، بلکه هستی اجتماعی ما را نیز زیر فشارهای سهمگین هراس پزشکی شده و جدایی گزینی های اجتماعی تهدید کرده است. این بیماری همه گیر منجر به تلفات گسترده زندگی و یک بحران اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بی سابقه، با تأثیرات اجتماعی گسترده ای شده است. هدف از تحقیق حاضر، واکاوی تجربه زیسته شهروندان اصفهانی از پیامدهای ویروس کرونا بر زندگی آن ها و تأثیر این اپیدمی بر بازاندیشی تجربه شده در این دوران است. تحقیق حاضر، از روش کیفی پدیدارشناسی بهره برده است.  بدین منظور 30 نفر از شهروندان اصفهانی در گروه های سنی، شغلی و پایگاهی متفاوت به روش نمونه گیری با حداکثر تنوع انتخاب شده و مورد مصاحبه عمیق نیمه-ساختاریافته قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. تفسیر مشارکت کنندگان از هم زیستی با شرایط حاصل از همه گیری کووید 19 گویای آن است که برهم کنشی اجتماعی شهرنشینان با شرایط کرونایی در درون بافت فرهنگی و اقتصادی کلان شهر اصفهان، کنشگران را به تغییرات، بازاندیشی ها و بازتنظیمی هایی در ظرفیت های فکری و تأملی خود و نظم اجتماعی حاکم بر زندگی روزمره شان سوق داده است. پنج مقوله «تغییر سبک زندگی»، «بازاندیشی معنایی»، «تقویت باهم بودگی اجتماعی»، «رشد فرهنگ دیجیتالی» و «بی اعتمادی نهادی»، مهم ترین تجارب شهروندان اصفهانی از زیست در شرایط کرونایی بوده است.
۵۱۶۱۶.

مطالعه جامعه شناختی نقش جمع گرایی فرهنگی در اشتراک دانش (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف اصلی این مقاله، مطالعه جامعه شناختی مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی در اشتراک دانش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب 650 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است که با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 22 تجزیه وتحلیل شده است. نتایج آزمون همبستگی حاکی از رابطه مثبت و معنی دار بین جمع گرایی فرهنگی با اشتراک دانش دانشجویان است. همچنین بین مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی (جمع گرایی عمودی و افقی و فردگرایی افقی) با اشتراک دانش همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بعد فردگرایی عمودی رابطه معکوس و معنی داری با اشتراک دانش و ابعاد آن دارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی 24 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین می کند و در این میان، اهمیت جمع گرایی افقی بیش از سایر عوامل هست.
۵۱۶۱۷.

اشاعه دانش مبتنی بر شبکه های اجتماعی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف: امروزه شبکه های اجتماعی به یک پلت فرم ارزشمند برای تسهیل اشتراک دانش و ارتباطات، نه تنها در سطح شخصی یا فردی، بلکه برای سازمان ها تبدیل شده است. با این وجود، رشد مهم و سریع پژوهش ها در این زمینه، تلاش های کمی برای بررسی نظام مند و ترکیب یافته های بررسی های قبلی و ارزیابی وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی در اشاعه دانش صورت گرفته است. هدف اصلی این مقاله ارائه درک بهتر و بررسی دقیق وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی برای اشاعه دانش است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش مرور نظام مند ادبیات برای جمع آوری و مرور مطالعات با پیروی از یک روش مرور از پیش تعریف شده، ادغام استراتژی های جستجوی خودکار و دستی، به منظور پوشش دادن همه مقالات پژوهشی مرتبط منتشر شده در این بازه زمانی استفاده شده است. جستجوی نظام مند با توجه به کلمات کلیدی به 253 برونداد پژوهشی رسید که در نهایت 37 برونداد پژوهشی منطبق با معیارها جهت تحلیل عمیق تعیین شدند.یافته ها: پس از فرآیند تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج حاصل از مطالعات اولیه منتخب، یک نمای کلی روشن و جامع از پژوهش فعلی را نشان می دهد که بر اشاعه دانش از طریق شبکه های اجتماعی متمرکز است و سه فعالیت اصلی کاربرد شبکه های اجتماعی را شناسایی می کند که شامل فرآیندهای جستجوی دانش، اشاعه دانش و تعامل اجتماعی است. علاوه بر این، عواملی شامل دسترسی، واقعی بودن و ماندگاری، شبکه های اجتماعی را به فضایی برای اشاعه دانش در همه زمینه ها تبدیل می کند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که جو سازمانی، فقدان رهبری، هزینه های تدوین دانش، ترس از دست دادن قدرت دانش و فقدان منفعت شخصی از جمله چالش های اشاعه دانش در شبکه های اجتماعی است.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که شبکه های اجتماعی برای اجرای اشتراک دانش با اشکال مختلف رفتار مرتبط هستند و پتانسیل غلبه بر چالش های مرتبط با استفاده از آن را دارند.
۵۱۶۱۸.

مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زنان ازخشونت خانگی در سکونتگاه های غیر رسمی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
خشونت علیه زنان یک مشکل مهم بهداشت عمومی جهانی است که زنان را در طول عمر تحت تاثیر قرار می دهد و خطر برخی پیامدهای سلامتی زیانبار را افزایش می دهد.این پژوهش به واکاوی تجربه20 زن متأهل ساکن درسکونتگاه غیررسمی التیمور مشهد از انواع خشونت خانگی می پردازد و در این چارچوب،زمینه ها و پیامدهای خشونت از سوی همسران و در نهایت، واکنش ها و شیوه های مواجهه زنان با آن را بررسی می کند.چهارسنخ کلی خشونت شامل خشونت فیزیکی،عاطفی و روانی،جنسی و اقتصادی استخراج شد.درخصوص عوامل وقوع خشونت در خانه،زنان مورد مطالعه به عدم قابلیت بازاندیشی جنسیتی،گسست عاطفی،اعتیاد،بیماری های عصبی و فشار اقتصادی اشاره کردند.پیامدهای خشونت از نظرمصاحبه شوندگان شامل بحث و تنش دائمی بین زن و شوهر و تاثیررفتار همسر برفرزندان از حیث تقلید الگوی پدر و آسیب روحی و روانی بر فرزندان در خانه بود.در زمینه شیوه های مواجهه زنان با خشونت،یافته ها نشان داد که زنان قربانی خشونت غالباً از واکنش های غیرفعال استفاده می کنند،نظیر صبر و مدارا،توسل به اعتقادات مذهبی و توکل، مخفی کردن خشونت و نادیده گرفتن آن.از سوی دیگر، واکنش های فعال به خشونت بسیار نادر است که به شکل مقابله به مثل،گفت و گو با همسر و تلاش برای اصلاح وضعیت رخ می دهد.
۵۱۶۱۹.

رابطه سبک های هویت و سبک های دلبستگی با پایبندی مذهبی : نقش واسطه ایی کارکرد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۰
در این پژوهش هدف این است که میزان پایبندی مذهبی دختران دانشجو با توجه به تأثیری که سبک های دلبستگی و سبک های هویتی ایفا می-نمایند و با توجه با کارکرد خانواده مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این پژوهش با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری انجام قرار گرفت. جامعه ی آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه الزهرا (سلام الله علیها) بوده است و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی از نوع در دسترس 387 مورد بررسی قرار گرفتند که از این میان 287 نفر مجرد و 31 نفر متأهل بودند. بر اساس یافته های این پژوهش رابطه ی بین سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد با پایبندی دینی به ترتیب با مقدار 283/0=r ، 552/0 = r و 396/0 = r به صورت مثبت و معنادار می باشد (05/0≥p). رابطه بین ابعاد کارکرد خانواده با پایبندی دینی با مقدار 453/0 = r؛ مثبت و معنادار می باشد. در نهایت اینکه رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با پایبندی مذهبی با مقدار 410/0 = r به صورت مثبت و معنادار و رابطه ی سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با پایبندی مذهبی به ترتیب با مقدار 283/0 = r ، 254/0 - = r و 252/0 - = r به صورت منفی و معنادار می باشد (05/0 ≥p). با توجه به این یافته های ذکر شده این نتیجه به دست آمد که سبک های هویتی و سبک های دلبستگی بر روی میزان پایبندی مذهبی دختران دانشجو اثرگذار است و این اثرگذاری با توجه به میانجی گری کارکردهای خانواده نشان داده شده است.
۵۱۶۲۰.

تجربه زیسته زنان خیانت دیده بعد از بخشش همسر خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
پژوهش حاضر از طریق بررسی تجربه زیسته زنان مورد خیانت واقع شده، به علل و روابط زوجین در شرایط پس از بخشودگی پرداخته است. این پژوهش با هدف شناسایی تجربه زیسته بخشودگی در زنان خیانت دیده انجام شد. پژوهش حاضر، کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بوده. از میان زنان مراجعه کننده به سه مرکز مشاوره درمنطقه چهار تهران طی یک سال گذشته از طریق نمونه گیری هدفمند و در دسترس با 10 نفر مصاحبه عمیق انجام گرفت. زنان مراجعه کننده، خیانت همسرانشان را بخشیده و دارای ملاک های ورود به شرکت در پژوهش بوده اند. داده های حاصله با استفاده از روش 7 مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری شد. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه با شکل گیری 26 واحد معنایی همراه بود که با توجه به اشتراکات موجود آنها در قالب 6 مضمون فرعی «کیفیت خوب رابطه، توانمندی های زن، استرس ها و پیامدهای منفی جدایی، اعتقادات دینی، تجربیات ناخوشایند پس از بخشش، تجربیات خوشایند پس از بخشش و چالش مستمر برای ترمیم رابطه» دسته بندی شدند. در نهایت مضامین فرعی در قالب 2 مضمون اصلی طبقه بندی شدند که عبارتند از «دلایل بخشش همسران و کیفیت رابطه پس از بخشش.» در نتیجه، آگاهی از تجربیات زیسته زنان مورد خیانت واقع شده از دلائل بخشش و کیفیت روابط زوجین پس از بخشش می تواند به درمانگران و مشاوران درارائه خدمات موثرتر کمک کند تا مراجعان خود را به شیوه بهتری با این مشکل مواجهه سازند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان