ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۸۱ تا ۴٬۱۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۳۲ مورد.
۴۰۸۱.

مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا و تاثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۹
مناسبات امنیتی ترکیه و رژیم صهیونیستی، همواره دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای بر امنیت منطقه ای غرب آسیا به ویژه ایران داشته است. ترکیه از یک سو، به عنوان متحد منطقه ای آمریکا و از سوی دیگر، به عنوان اولین کشور مسلمان در سال1949 موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و به دنبال آن، دو دولت به واسطه قراردادهای دوجانبه، روابط خود را تعمیق بخشیدند. در این راستا، سوال پژوهش حاضر این است که مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی غرب آسیا چه تاثیری بر جمهوری اسلامی ایران دارد؟این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیل اسنادی و گردآوری داده های کتابخانه ای و اینترنتی انجام می شود. بدین ترتیب، این پژوهش با اتکا به نظریه مجموعه امنیتی بوزان و تعریف موسع وی از امنیت نشان میدهد که ترکیه و اسرائیل به عنوان متحدین منطقه ای آمریکا در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا، در حوزه های مختلف امنیتی به ویژه در حوزه نظامی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی همواره همکاری های استراتژیک داشته اند. این درحالیست که در بعد امنیت سیاسی در مقاطع مختلف کم و بیش درگیر اختلافاتی غالبا لفظی می شدند.فلذا، این دو کشور در ابعاد پنجگانه امنیتی به یکدیگر وابستگی داشته و لزوما چالش در یک بعد امنیتی، به معنای نداشتن روابط امنیتی با یکدیگر نیست. به علاوه، روابط امنیتی ترکیه و اسرائیل می تواند بر جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران تاثیرات مهمی داشته باشد به طوری که میتوان هدف مشترک دو کشور را تضعیف ایران و نابودی محور مقاومت اسلامی و بهم خوردن توازن قوا به نفع جبهه غربی-عبری- عربی در مجموعه امنیتی غرب آسیا دانست.
۴۰۸۲.

از نهادمحوری تا زمینه مندی فرهنگی: تحلیل تطبیقیِ توسعه اقتصادی_اجتماعی در نظریات و سیاست های نونهادگرایی و پساتوسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: این مقاله با هدف ارائه یک تحلیل نظری تطبیقی جامع از دو پارادایم اثرگذار اما از نظر معرفت شناختی متفاوت در مطالعات توسعه معاصر، یعنی نونهادگرایی و پساتوسعه نگاشته شده است. نونهادگرایی، توسعه را فرآیندی برنامه پذیر و نهادمحور تلقی می کند که بر محوریت قواعد رسمی، حقوق مالکیت، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانی شفاف تأکید دارد. در این دیدگاه، توسعه به عنوان مسئله ای فنی در طراحی و اصلاح نهادی درک می شود که در آن ایجاد ساختارهای قابل پیش بینی و سازگار با انگیزه ها، رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی بلندمدت را ممکن می سازد. در مقابل، پساتوسعه با نگاهی کاملاً متفاوت، خودِ مفهوم توسعه را به جای پروژه ای بی طرفانه، سازه ای گفتمانی و هژمونیک تلقی می کند و نشان می دهد که چگونه مفهوم توسعه، جوامع غیرغربی را به حاشیه رانده، دانش بومی را نامشروع جلوه داده و سلطه فرهنگیِ جهان شمال را تداوم می بخشد. این مقاله با بررسی نظام مند هفت اثر کانونی برگرفته از هر دو سنت، به دنبال بررسی این است که: این پارادایم ها، چگونه توسعه اجتماعی-اقتصادی را مفهوم سازی می کنند، چگونه نقش دولت را تفسیر می کنند، چگونه تداوم فقر را توضیح می دهند و چه نوع راهبردهایی را برای تغییر اجتماعی پیشنهاد می کنند. روش: این پژوهش از رویکردی کیفی بهره می گیرد و متکی بر روش مرور نظام مند ادبیات نظری و تحلیل تطبیقی است و نه داده های تجربی یا آماری. پیکره تحلیل شامل هفت کتاب اصلی شده است: سه کتاب به عنوان نماینده دیدگاه نونهادگرایی شامل: «نهادهای اقتصادی سرمایه داری» نوشته الیور ویلیامسون (۱۹۸۵)، «خشونت و نظم های اجتماعی» نوشته داگلاس نورث، جان والیس و باری وینگاست (۲۰۰۹) و «چرا ملت ها شکست می خورند» نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون (۲۰۱۲)؛ و چهار کتاب به عنوان نماینده رویکرد پساتوسعه  شامل: «مواجهه با توسعه» نوشته آرتورو اسکوبار (۱۹۹۵)، «خوانش نامه پساتوسعه» گردآوری شده توسط رهنما و باوتری (۱۹۹۷)، «پساتوسعه (نظریه، عمل، مسائل و چشم اندازها)» نوشته آرام ضیایی (۲۰۱۶) و اثر جدیدتر ضیایی با عنوان «گفتمان توسعه و تاریخ جهانی» (۲۰۲۳). هر یک از این آثار به دلیل جایگاه کانونی در پارادایم مربوطه، بلکه به دلیل قابلیت مقایسه در پرداختن به مضامین اصلی توسعه، قدرت، نهادها و تنوع فرهنگی انتخاب شده اند. تحلیل از طریق راهبردی نظام مند پیش می رود. هر متن از نظر چهار بُعد مرتبط با هم بررسی می شود: فرضیات هستی شناختی در مورد اینکه توسعه چیست، جهت گیریِ معرفت شناختی که به شناخت، مطالعه و تبیین توسعه شکل می دهد، پیامدهای کارکردی که نشان می دهند توسعه در عمل چه می کند و پیامدهای سیاستی که نشان می دهند چگونه باید توسعه را دنبال کرد، اصلاح کرد یا از آن دست کشید. یافته ها:  این تحلیل مجموعه ای از تضادهای آشکار و نیز شباهت های ظریف را آشکار می کند. از منظر هستی شناختی، نونهادگرایی، توسعه را به عنوان فرآیندی قابل اندازه گیری و جهان شمول در بهینه سازی نهادی تعریف می کند. نهادها که به عنوان «قواعد بازی» مفهوم سازی می شوند، در شکل دهی انگیزه ها، کاهش هزینه های مبادله و تقویت همکاری مولد، تعیین کننده در نظر گرفته می شوند. از نظر پژوهشگران نونهادگرایی، توسعه را می توان در هر جامعه ای که نهادهای فراگیر، شفاف و پاسخگو ایجاد کند، به طور قابل اتکایی به دست آورد. از سوی دیگر، پساتوسعه، توسعه را به عنوان دستگاهی گفتمانی از قدرت تعریف می کند و نه پروژه ای بی طرفانه. توسعه، در این دیدگاه، به عنوان مجموعه ای از رویه ها و روایت ها عمل می کند که «جهان سوم» را به عنوان عقب مانده، وابسته و نیازمند نوسازی می سازند و از این طریق مداخله های غربی را مشروعیت می بخشند. پساتوسعه مدعی است که توسعه به جای حلِ مسائل فقر یا نابرابری، سلسله مراتب های استعماری را در اشکال جدید بازتولید می کند. از نظر معرفت شناختی، نونهادگرایی با اقتصادِ انتخاب عقلانی و مفروضات اثبات گرایانه همسو است. این رویکرد متکی به مقایسه های تاریخی و مطالعات موردی است اما اهتمامی واقع گرایانه به شناسایی نظمهای علّی و چارچوب های تبیینی جهان شمول دارد. در مقابل، پساتوسعه به شدت از مطالعات پسااستعماری، تحلیل گفتمان فوکویی و معرفت شناسی های پسا ساختارگرایانه بهره می برد و تأکید می کند که دانش در مورد توسعه همیشه موقعیت مند، از نظر سیاسی بارگذاری شده و جدایی ناپذیر از ساختارهای سلطه است. از نظر پساتوسعه، توسعه مقوله ای عینی نیست، بلکه گفتمانی مورد مناقشه است که رژیم های حقیقت را تولید می کند. نقش دولت نیز به گونه ای متفاوت تصور می شود. برای نونهادگرایی، دولت، محوری و ضروری است. دولتی قوی، مبتنی بر قانون و از نظر نهادی منسجم، ضامن توسعه در نظر گرفته می شود، که قادر به اجرای قراردادها، حمایت از حقوق مالکیت و ایجاد چارچوب های قابل پیش بینی برای فعالیت اقتصادی و سیاسی باشد. در مقابل، پساتوسعه با سوءظن به دولت می نگرد؛ چراکه آن را اغلب در بازتولید گفتمان توسعه همدست می داند. این رویکرد توجه را از ساختارهای سلسله مراتبی دولت به سوی جنبش های مردمی، شبکه های افقی و خودمختاری جامعه به عنوان کانون های اصلی مقاومت و دگرگونی معطوف می دارد. بررسی مفهوم فقر، این شکاف پارادایمی را بیشتر نشان می دهد. نونهادگرایی، فقر مداوم را به نهادهای ضعیف یا استثمار گر نسبت می دهد که نمی توانند حقوق مالکیت امن، مشارکت سیاسی فراگیر یا حکمرانی باثبات را تضمین کنند؛ از این رو فقر به عنوان پیامدِ ترتیبات نهادی ناکارآمد معرفی می شود که حداقل می تواند از طریق اصلاحات برطرف شود. پساتوسعه به فقر به گونه ای متفاوت می نگرد. از نظر نظریه پردازان پساتوسعه، فقر، صرفاً یک شرط تجربی نیست، بلکه یک ساختار گفتمانی است که هنگامی تولید می شود که گفتمان جهانی توسعه، کل جمعیت ها را به عنوان «توسعه نیافته» برچسب می زند. چنین برچسب زنی، اعتبار روش های زندگی غیرغربی را از بین می برد، اقتصادهای معیشتی را بی ارزش می کند و اشکال جایگزین رفاه را نامشروع جلوه می دهد. فقر از این منظر، کمتر مسئله ای برای حل کردن است و بیشتر نشانه ای از سلطه ذاتی از سوی خود پارادایم توسعه است. پیامدهای سیاستی این رویکردها به همان اندازه واگرا هستند. نونهادگرایی مسیری از اصلاحات نهادی را تجویز می کند و از حقوق مالکیت قوی تر، کاهش فساد، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانیِ همسوکننده نتایج با انگیزه ها حمایت می کند. پیشنهادهای آن عمل گرایانه، برنامه ای و جهان شمول است. با این حال، پساتوسعه خواستار جدایی از توسعه است. این رویکرد بر رد طرح های تحمیلی از بیرون، ترجیح دادن نظام های دانش بومی، حفظ تنوع فرهنگی و پرورش بدیل های محلی مانند اقتصادهای محلی، خودکفایی اکولوژیکی و توانمندسازی مردم اصرار دارد. برای پساتوسعه، راه حل در ایجاد توسعه «بهتر» نیست، بلکه در ایجاد «بدیل هایی برای توسعه» است. نتیجه: تحلیل تطبیقی تأیید می کند که نونهادگرایی و پساتوسعه در معرفت شناسی هایی اساساً ناسازگار ریشه دارند. نونهادگرایی، توسعه را به عنوان پروژه ای جهان شمول و دست یافتنی تصور می کند که ریشه در اصلاحات نهادی عقلانی دارد و توسط ساختارهای دولتی قوی پشتیبانی می شود. پساتوسعه این چارچوب را به کلی رد می کند و استدلال می کند که توسعه یک راه حل نیست، بلکه گفتمانی هژمونیک از سوی نظام سلطه است که باید با بدیل های کثرت گرا و از نظر فرهنگی حک شده در جامعه جایگزین شود. پیامدهای گسترده این تقابل نظری نشان می دهد که مطالعات توسعه نمی تواند محدود به مسائل فنی مربوط به کارایی، حکمرانی یا طراحی نهادی باشد؛ بلکه باید به سؤالات عمیق تری در مورد قدرت، گفتمان و مشروعیت فرهنگی بپردازد. نونهادگرایی طرح های سیاستی روشن و قابل اجرا ارائه می دهد؛ اما خطر نادیده گرفتن ویژگی های فرهنگی و تقویت ناخواسته هنجارهای نهادی غربی را به همراه دارد. در نهایت، بحث بین نونهادگرایی و پساتوسعه صرفاً مسئله ترجیحات سیاستی نیست، بلکه منعکس کننده دو هستی شناسی کاملاً متفاوت از توسعه است. نونهادگرایی امکان طراحی توسعه از طریق نهادها را تأیید می کند، در حالی که پساتوسعه اصرار دارد که خود مفهوم توسعه مشکل ساز است و باید به نفع بدیل های محلی رها شود. تشخیص این تقابل نظری، برای تقویت و غنای مطالعات توسعه بسیار مهم است. درنهایت مطالعات توسعه به جای اینکه به مثابه رشته ای فنی محدود انگاشته شود، می بایست به عنوان حوزه ای بین رشته ای درک شود که اقتصاد، جامعه شناسی، مردم شناسی و نقد پسااستعماری را در خود جای می دهد.
۴۰۸۳.

اثربخشی آگاهی بخشی به مادران بر اساس مرور زندگی خانواده مبدأ بر نحوه ارتباط با فرزندان 3 تا 6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
رابطه والد-فرزندی از عوامل مختلفی تأثیر می پذیرد که یکی از مؤثرترین آن ها تجربیات اوایل زندگی والدین در ارتباط با خانواده مبدأ است. درک والدین از تجارب و شیوه ی انطباق با آن ها ممکن است کیفیت روابط والد-فرزندی را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از روش های درمانی که می تواند به والدین در حل وفصل این تجارب کمک کند، مرور زندگی خانواده مبدأ هست. پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آگاهی بخشی به مادران بر اساس مرور زندگی خانواده مبدأ بر نحوه ارتباط با فرزندان صورت گرفته است. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعه ی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل و با گزینش تصادفی بود.جامعه ی آماری پژوهش حاضر، کلیه ی مادران دارای فرزند 3 تا 6 سال شهر تهران بودند که از این میان 20 بیمار با روش نمونه گیری هدفمند با ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی و برابر به گروه آزمایش یا کنترل تخصیص یافتند. آزمودنی ها به مقیاس مقیاس ارزیابی رابطه مادر-کودک (CRE) به عنوان پیش آزمون و سپس پس آزمون پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش به مدت 6 جلسه ی 120 دقیقه ای به مرور زندگی خانواده مبدأ پرداختند در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی تحلیل واریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: روش درمانی مرور زندگی خانواده مبدأ بر بهبود روابط والد-فرزندی مؤثر بوده است؛ و موجب کاهش زیر مقیاس های طرد، سهل گیری بیش ازحد، حمایت بیش ازحد و افزایش پذیرش والدین در فرزندان شده است(01/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که ، رویکرد آموزشی ارائه شده می تواند به عنوان یک گزینه مداخله ای موثر برای کمک به بهبود روابط والد-فرزندی مورد استفاده قرار گیرد.
۴۰۸۴.

نقش زنان در پیشگیری از رفتارهای ناهنجار در جامعه با رویکرد اسلامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۲
نقش زنان در پیشگیری از گسترش رفتارهای ناهنجار اجتماعی، یکی از مؤلفه های بنیادین در ارتقاء سلامت فرهنگی و اخلاقی جامعه به شمار می آید. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد نظری، تاریخی و کاربردی این نقش از منظر آموزه های دینی انجام شده و با روش کیفی و مروری–تحلیلی، به تحلیل منابع اسلامی، مطالعات پیشین و ارائه راهکارهای عملی پرداخته است. در ابتدا، مفهوم ناهنجاری اجتماعی و عوامل مؤثر در شکل گیری آن از منظر جامعه شناسی، روان شناسی و دین شناسی تبیین شد. سپس با بررسی مبانی دینی و مفهومی مانند نقش زن در تربیت نسل، کارکرد اجتماعی زن و جایگاه زن در اسلام، ظرفیت های زنان در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی تحلیل گردید. در بخش پیشینه، مطالعات داخلی و خارجی نشان دادند که تقویت باورهای دینی، حمایت های خانوادگی و حضور اجتماعی فعال زنان تأثیر معناداری در کاهش ناهنجاری هایی چون خشونت، اعتیاد، فروپاشی خانواده و بی هویتی جوانان دارد. همچنین، با بررسی نمونه های الگویی از تاریخ اسلام مانند حضرت زهرا، حضرت زینب و زنان متفکر معاصر، کنش گری مؤثر زن در مدیریت بحران های اخلاقی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفت. در بخش پایانی، راهکارهایی در سه سطح تربیتی، فرهنگی و نهادی پیشنهاد شده است که می تواند به تقویت نقش زنان در مهار ناهنجاری های اجتماعی کمک کند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که زن، در منظومه دینی، نه تنها عامل پایداری خانواده بلکه عنصر فعال تحول اجتماعی است؛ بنابراین، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های فکری، اخلاقی و تربیتی زنان، مسیری مؤثر در پیشگیری از گسترش آسیب های اجتماعی در جامعه خواهد بود.
۴۰۸۵.

هنرها و معلولیت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
هنر منبعی تعیین کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه بندی می شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز می باشند.
۴۰۸۶.

بررسی عوامل دخیل در بروز برخی انتقادات نسبت به زهدورزی ابوسعید ابوالخیر از منظر قدرت (براساس اسرار التوحید محمد بن منور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه: با توجه به اصول تصوّف مبنی بر زهدورزی و طرد ابزار قدرت، برخورداری صوفیه از نعمت های دنیوی دشوار به نظر می رسد؛ امّا صوفیانی همچون ابوسعید ابوالخیر حین انجام کنش های زاهدانه، قدرت چشمگیری کسب کرده و زمینه های بهره مندی از نعمت های دنیوی را برای خود و پیروانشان فراهم آورده اند. انجام کنش های زاهدانه توسط صوفیه در کنار تمتّع ایشان از نعمت های دنیوی سبب بروز گونه ای از انتقادات پربسامد در ادبیات فارسی شده که غالباً به صورت ناسازگاری میان ظاهر و باطن صوفیه از آن یاد می شود. شناخت عوامل، زمینه ها و ابعاد مختلف بروز این نوع از انتقادات از منظر قدرت هدفی است که نیل به آن می تواند انگیزه های احتمالی انجام کنش های زاهدانه و سازوکار کسب قدرت از طریق این کنش ها و قوانین حاکم بر آن را نمایان سازد. روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بعد از بیان مبانی نظری در ارتباط با قدرت و زهدورزی، انتقادات اساسی نسبت به شیخ و پیروانش بیان و سپس عوامل، زمینه ها و فرایند بروز این انتقادات از منظر قدرت تحلیل خواهد شد. یافته ها: شیخ بر اساس مبانی تصوّف و به تبعیّت از اولیای الهی و مشایخ صوفیه به انجام کنش های زاهدانه پرداخته، اما بعد از کسب انواعی از مشروعیّت نزد پیروانش، از کنش های ملامتی برای رعایت زهدورزی در شکل معنوی قدرت استفاده نکرده و زمینه های کسب قدرت و نعمت های دنیوی را برای خویش و پیروانش فراهم آورده است. شیخ به ویژه در سفره داری هایش، کسب اقبال عمومی و قدرت معنوی را بر رعایت اصول تصوّف ترجیح و تبعاً خود و پیروانش را در مظان اتّهام به قدرت طلبی و دنیادوستی قرار داده است.
۴۰۸۷.

مزرع سبز فلک و داس مه نو؛ گزارش بیتی از حافظ براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
اسطوره بازگشت جاودانه برای هر پدیده زمینی، نمونه ای آغازین، برتر و آسمانی در نظر می گیرد؛ به بیان دیگر، هر چیزی در این جهان را تقلیدی از نمونه ای مینوی می داند. حافظ در بیتی مشهور از «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» سخن می گوید. در برخی اساطیر نیز از «مزارع آسمانی» سخن رفته است؛ بدین معنا که انسان باستانی، نخست مزرعه آسمانی را شناخت و سپس مزرعه های زمینی را براساس آن به وجود آورد. در این پژوهش براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه میرچا الیاده و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی توصیفی به گزارشی از بیت گفته شده پرداخته ایم. نمادشناسی واژه های به کاررفته در دو ترکیب «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» هدف این جستار است. یافته ها نشان می دهد که همه این واژه ها اگرچه در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند؛ امّا در ژرف معنا از نظر اسطوره ای، آیینی و باورشناختی کاملاً با هم مرتبطند و بیانگر مفاهیمی همچون زمان، مرگ، خرمن چینی، باروری، مرگ وزندگی، حیات مجدد و جاودانگی هستند؛ بنابراین می توان گفت بیت مورد نظر پیوند تنگاتنگی با مفاهیم نام برده دارد.
۴۰۸۸.

نقدی بر «فرهنگ سخنوران» با تکیه بر شاعران فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از آثار ماندگار و کاربردی در پژوهش های معاصر شعر فارسی، فرهنگ سخنوران است که به کوشش عبدالرسول خیّامپور در دو جلد تدوین یافته است. مؤلّف در این اثر، فهرستی از تخلّصِ شاعران فارسی زبان را بر اساس حروفِ الفبا ترتیب داده است که پژوهش گر می تواند با مراجعه به تخلّص شاعر مورد نظر خود، منابعی را درباره ی آن سراینده شناسایی کند. این فرهنگ با همه ی ارج و اهمیّتی که دارد، مانندِ هر اثر بزرگ دیگر، خالی از ایراد و اشکال نیست و گویا تاکنون توجّه ناقدان و صاحب نظران را به خود جلب نکرده است. مقاله ی حاضر می کوشد به اختصار، تعدادی از همین مشکلات و چالش ها را که خواننده در استفاده از فرهنگ سخنوران با آن ها مواجه می شود، با دیگر پژوهش گران در میان بگذارد. از عمده ایرادهای این اثر، ایجادِ دو یا چند مدخل برای یک شاعر است. همین امر سبب می شود که خواننده هنگام رجوع به یک مدخل، از دیگر مدخل ها و اطّلاعاتی که در ذیلِ آن ها آمده است، بازبماند. به همین منظور، در این یادداشت ابتدا مقدّمه ای در معرّفی فرهنگ سخنوران و شیوه ی نگارش آن خواهد آمد. در ادامه، خواننده با برجسته ترین علّت هایی که باعث شده در این فرهنگ برای بعضی شعرا، دو یا چند مدخل ایجاد شود، آشنا خواهد شد و درمی یابد که مؤلّف گاه برای یک شاعر، هم با نام و هم با تخلّص، مدخل ایجاد کرده است؛ چنان که در مواردی، هم با شهرت و هم با اسم. گاه تصحیف موجب دو یا چندگانه خوانی شده است. در مواردی مؤلّف خود القابی را برای یک شاعر برساخته و دو یا چند مدخل در نظر گرفته است. بعضی از سرایندگانِ بدون تخلّص، با دو نسبت، مدخل شده اند. در جاهایی نیز، دو تخلّصِ کاملاً مشابه، و به صورت متوالی، برای یک شاعر مدخل شده است.
۴۰۸۹.

تقارن آینه ای در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
تقارن یکی از مفاهیم مهم در ادبیات است که در ایجاد انسجام و هماهنگی در آثار ادبی اهمیت بالایی دارد. این مقاله با نگاهی نو به بررسی تقارن از دیدگاه بلاغی پرداخته و مبنای تعریف خود را با توجه به خاستگاه اصلی آن بر اساس علم ریاضی بنیان نهاده است. تقارن در ریاضیات به معنای یکسان شدن تصویر یک شیء با خود آن تحت یک تبدیل خاص است که شامل سه اصل مهم تبدیل، ساختار و حفظ کردن می باشد. در ادبیات نیز همانند ریاضی می توان تقارن را به چهار دسته تقسیم کرد: چرخشی، محوری، انتقالی و تجانسی. این تقارن ها در ایجاد تناسب و توازن ساختار یک اثر ادبی، به ویژه در شعر، نقش حیاتی دارند. به همین دلیل این پژوهش، تقارن آینه ای یا محوری را در غزلیات حافظ تحلیل می کند و نشان می دهد که حافظ با بهره گیری از آرایه های بلاغی مانند تشبیه، تصاویر خاصی در مصراع ها خلق کرده و در مصراع های بعدی این تصاویر را بازتاب می دهد، به گونه ای که مصراع دوم تصویر متقارن مصراع اول است یا به کمک آرایه هایی مانند تضاد، لف و نشر، ترصیع و تصدیر، تقارن لفظی و معنایی ایجاد کرده است که در چارچوب تقارن آینه ای قرار می گیرد. مجموعه ای از این آرایه ها باعث می شوند که شعر حافظ دارای فرم های متوازن و متقارن باشد و از نظر معنایی و صوری جلوه خاصی پیدا کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقارن آینه ای به ایجاد زیرلایه های پنهان معنایی کمک می کند و به انسجام ساختار اشعار او و زیبایی آنها می افزاید و یکی از معیارهای زیبایی شناسی و تصویرسازی حافظ است.
۴۰۹۰.

بازخوانی و نقد سه گزاره از تذکره الاولیای عطّارِ نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکره الاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمه مختارنامه، تذکره الاولیاء را می توان تنها اثرِ منثورِ به جای مانده از این شاعر نامی دانست. بی تردید تصحیح و تحشیه چنین اثری، با دشواری هایی روبه رو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همان طور که وی در بعضی از مقدمه های این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمی دارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیه تذکره الاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل درباره ثوری مذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه می شود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکره الاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایت های ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.
۴۰۹۱.

تحلیل مناقب هفت رنگ ابن حسام خوسفی در مدح امام زمان (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۸
رسالت شعر آیینی بیان مسائل اعتقادی است. هر شاعر در انجام این رسالت سبک و روش خاصی دارد. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی شگردهای بلاغی ابن حسام خوسفی در «ترکیب بند مناقب هفت رنگ امام زمان (ع)» را بررسی می کند. ابتدا به بررسی جداگانه زیبایی ها و بن مایه های معنایی هفت بند شعر می پردازد؛ سپس نتیجه گیری نهایی را ارائه می دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شاعر قالب ترکیب بند هفت بندی با محوریت رنگ ها را برگزیده و به ترتیب در هر بند رنگ های سفید، سرخ، زرد، سبز، کبود، بنفش و سیاه را در جایگاه ردیف قرار داده و به ترتیبِ بسامد، با بهره گیری از واج آرایی، تکرار، جناس، استعاره مصرّحه، تناسب، کنایه، تشبیه بلیغ اضافی، تشخیص، تشبیه مفصل، حسن تعلیل، تلمیح، تشبیه بلیغ اسنادی، ایهام، تشبیه تفضیل، تضاد، پارادوکس، به ترتیب بندها به بیان این موضوعات محوری پرداخته است: روشنی عالم به نور امام زمان (ع)، عظمت یافتن دین با مبارزات آن حضرت، مقابله با دشمنان و بی عدالتی و مبارزه مسلحانه، ادامه راه پیامبر و امام علی (ع) و امام حسین (ع) و خون خواهی ایشان و جنگاوری و مبارزه با بی دینان، محو سیاه کاران و شفاعت از شاعر که از پیروان راستین آن حضرت است. شاعر با آشنایی زدایی و قاعده افزایی و خلاقیت، با موفقیت به بیان مؤثر و زیبای مفاهیم موردنظر خود نایل آمده است.
۴۰۹۲.

ضرورت تحقیق و تصحیح مجدد التوسل الی الترسل بهاءالدین بغدادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۵۶
التوسل الی الترسل تألیف بهاءالدین محمدبن مؤید بغدادی، نمونه ای اعلا از انشای فارسی و نثر فنی قرن ششم هجری است و نیز درشمار معدود آثاری است که در سنت ترسل و نامه نگاری به صورت کامل به دست ما رسیده است. این کتاب در سال 1315. ش به همت احمد بهمنیار از روی تنها دو نسخه خطی موجود، تصحیح شد و در تهران به چاپ رسید؛ اما اکنون، غیر از آن دو نسخه، هفت دست نوشت دیگر از این اثر کشف شده و در دست است. این نسخ نویافته به ترتیب عبارتند از: 1) نسخه کتابخانه ینی جامع ترکیه مورخ 635. ق؛ 2) نسخه کتابخانه نورعثمانی ترکیه مورخ 662. ق؛ 3) نسخه کتابخانه فاتح ترکیه مورخ 669. ق؛ 4) نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران (بی تاریخ اما متعلق به قرن 7 هجری)؛ 5) نسخه کتابخانه دانشگاه لیدن هلند مورخ 850. ق و 6) دو نسخه قرن دوازده و چهاردهم محفوظ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی. التوسل به دلایلی چون: الف) کشف اقدم نسخ آن (نسخه مورخ 635.ق) و نیز چند نسخه ارزشمند دیگر؛ ب) نداشتن برخی معیارهای لازم برای یک متن مصَحَح؛ ج) وجود اشکالات متعدد متنی (ناشی از فقدان نسخ معتبر هنگام تصحیح نخست) لازم است دوباره مورد مداقه قرار گیرد و اصطلاحاً «تصحیح مجدد» شود. در این نوشتار پس از معرفی نسخ نویافته التوسل، به تبیین ضرورت تصحیح مجدد این متن تاریخی ارزشمند می پردازیم.
۴۰۹۳.

بررسی نام شخصیت ها در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) بشری خلفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۱
نام گذاری شخصیت ها یکی از عناصر معنادار در ساختار روایی رمان به شمار می آید و می تواند در انتقال مفاهیم، بازنمایی هویت ها و جهت دهی به روند روایت نقشی تعیین کننده داشته باشد. در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) اثر بشری خلفان، نام شخصیت ها فراتر از یک انتخاب تصادفی، حامل دلالت های فرهنگی، اجتماعی و نمادین اند و با بافت تاریخی و قومیتی اثر پیوندی معنادار برقرار می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی نام شخصیت های اصلی و فرعی این رمان می پردازد و می کوشد نسبت میان نام ها، نقش شخصیت ها و زنجیره کلی رویدادهای روایی را تبیین کند. بدین منظور، ابتدا شخصیت ها بر اساس میزان تأثیرگذاری در پیشبرد روایت انتخاب شده، سپس نام های آنان در ارتباط با موضوع رمان، فضای اجتماعی، تنوع قومیتی و لایه های معنایی متن تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تنوع شنیداری نام ها و بازتاب گوناگونی قومیت ها در جامعه روایی رمان، به شکل گیری طیفی متنوع از شخصیت ها انجامیده و نام گذاری به مثابه ابزاری روایی در برجسته سازی هویت ها و صداهای مختلف اجتماعی عمل کرده است. همچنین انتخاب نام ها با نقش کنش گران داستان و مسیر تحولات روایی همخوانی دارد و به تقویت بار نمادین و معنایی اثر یاری می رساند. این پژوهش در نهایت به این پرسش ها پاسخ می دهد که مهم ترین دلالت های نمادین نام شخصیت ها چیست و چه عواملی در انتخاب آگاهانه این نام ها از سوی نویسنده نقش داشته است.
۴۰۹۴.

پی جویی دیدگاه ابن سینا در ارتباط با مسئله بازنمایی ذهنی در اندیشه فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
نظریه بازنمایی، یکی از نظریات معرفت شناختی مطرح شده در حکمت سینوی است که در دوران معاصر نیز ، به دلیل قدرت تبیینی بالای آن در چگونگی تحقق شناخت نسبت به عالم خارج، با حصول تغییراتی در آن، مورد پذیرش بسیاری از فیلسوفان ذهن واقع شده است. در همین راستا، این نگارش کوشیده است که با جمع آوری و دسته بندی مطالب از منابع مرتبط و با اتّخاذ روشی تحلیلی، سعی در اثبات این فرضیه نماید که علی رغم وجود فاصله زمانی حدود هزار ساله میان ابن سینا و فیلسوفان ذهن معاصر و گسترش مطالب تجربی مرتبط با این نظریه، علاوه بر آنکه شباهت هایی میان نظرات او و برخی فیلسوفان معاصر وجود دارد، در بسیاری از نقاط اختلاف موجود در میان دیدگاه های او و این فیلسوفان نیز، پاسخ هایی با توجه به مبانی حکمت سینوی می توان ارائه نمود که حاکی از پویایی اندیشه او در مواجهه با مسائل معرفت شناختی معاصر است. علاوه بر این، دلایل وجود مفارقت و مشابهت در میان نظرات او و فیلسوفان معاصر ، از دیگر موارد مورد توجه این نگارش بوده است.
۴۰۹۵.

دگردیسی های مدرسه نو افلاطونی مطالعه موردی: پروکلوس و داماسکیوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
در طول تاریخ شکل گیری و بسط مدرسه(مکتب، سنت) نوافلاطونی، همانند بسیاری از سنت های فلسفی، دگرگونی ها - و به تعبیر ما در اینجا، دگردیسی ها - ی مختلفی را از نوع تغییر در آراء و دیدگاه های اخلاف نسبت به اسلاف، حتی در اصول و مبانی فکری می توان تشخیص داد. بحث در اینکه چگونه تغییر و تحول در مبانی اندیشه ها را می توان همچنان ذیل یک عنوان قرار داد و آنها را متعلق به یک مدرسه فلسفی دانست و اینکه ملاک وحدت یا کثرت در اندیشه های مابعدالطبیعی چیست، به مجال دیگری نیاز دارد، ولی همینقدر می توان گفت در ذیل عنوان مکتب نوافلاطونی، طیف وسیعی از اندیشه ها و جستارهای متفاوت و متنوع را می توان لحاظ کرد که بعضاً در تقابل یا یکدیگر قرار دارند، اما به رغم این اختلافات و تمایزات، روح مشترکی در میان آنها قابل تشخیص است که به تنهایی ضامن وحدت معنوی آنهاست و بیراه نیست که تحت یک سنت واحد فلسفی قرار گیرند. از زمره این دگردیسی ها، از مقایسه اندیشه های دو چهره نامدار این سنت فلسفی یعنی پروکلوس و شاگرد او داماسکیوس بدست می آید که با وجود همه اشتراکات نظری، در عناصر مهمی از دستگاه مابعدالطبیعی از یکدیگر فاصله گرفته اند. در این نوشتار، به جهت شهرت افزون تر پروکلوس، ابتدا خلاصه ای از مختصات نظام فلسفی و دیدگاه مابعدالطبیعی او را معرفی و سپس به نحو تفصیلی تر به بیان اندیشه خلف فلسفی او - داماسکیوس - در این عرصه خواهیم پرداخت.
۴۰۹۶.

Educational Philosophy Professors’ Perspectives on Missions of Educational Philosophy: The case of Iranian and non-Iranian contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
In the 21st century, educational philosophers face critical responsibilities, including theorizing, analyzing, and evaluating educational issues, while determining educational approaches and reassessing goals for conceptual clarity. The present study undertakes a comparative analysis of the roles and responsibilities of Iranian and non-Iranian educational philosophers through qualitative interviews. This qualitative study involved interviews with a selection of Iranian and non-Iranian educational philosophy professors. Entry criteria required participants to be professors with at least five years of teaching experience, while exit criteria allowed participants to withdraw from the study at any time. Thematic analysis was conducted to identify core resposibilities and influences shaping their educational philosophies. Additionally, literature on educational philosophy in both Iranian and non-Iranian contexts was reviewed to derive emergent themes illustrating similarities and differences across the two settings. Findings indicate that while the responsibilities of Iranian professors align with those of their global counterparts, their perspectives are influenced by local cultural contexts, especially religious values, and a strong sense of Iranian identity. This reflects a meaningful intersection of global educational philosophy and distinctive local contexts. The study highlights the necessity for educational philosophers to tackle contemporary challenges by diagnosing problems, analyzing issues, and proposing effective solutions. It emphasizes the importance of training future educational philosophers to recognize cultural and religious influences and cultivate skills to effectively address educational issues in a global context.
۴۰۹۷.

أبوعلی جبائی و مسئله گتیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
ابوعلی جبائی، افزون بر سه شرط معروف «باور صادق موجه» برای معرفت، دو شرط دیگر آورده است: سلامت و نفی تناقض. شرط چهارم ناظر به «سلامتِ طریقِ رسیدنِ به باور» است و می توان آن را با نظریه اطمینان گرایان معاصر مرتبط دانست که بر «حصول باور بر اساس فرآیندهای قابل اطمینان» تأکید دارند. شرط پنجم، معادل «سازگاری» است که بخشی از دیدگاه انسجام گرایان معاصر است؛ اما سازگاری شرطی ضعیف تر از «صدق» است و به دلیل وجود این شرط قوی تر در تعریف ابوعلی جبائی، شرط «سازگاری» و «عدم تناقض» زاید به نظر می رسد. شرط پنجم تا حدی مطابقت با شرط «قابلیت الغاء» یا «نقض ناپذیری» دارد که لرر و پاکسون در دوران معاصر طرح کرده اند. ابوعلی جبائی هم چنین بر دیدگاه ابوهذیل علاف که بر «قابلیت دسترسی» تأکید می کرد اعتراض کرده است که «ممکن است کسی باوری داشته باشد اما استدلالی بر باورش نتواند بیاورد». تطابق دیدگاه جبائی با نظریات اطمینان گروی و نقض ناپذیری و همچنین اعتراض او بر ابوهذیل علاف نشانه هایی از قرار گرفتن او در اردوگاه برون گرایان است. این مقاله نشان می دهد کاویدنِ آثار و نظرات متکلمان مسلمان با رویکردهای جدید، نمایان کننده مباحث بسیار غنی و خردورزی های قابل تحسین در این آثار است. این مباحث می تواند در برخی چالش های نوین معرفتی به کار آید.
۴۰۹۸.

بررسی انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله به بررسیِ انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن می پردازد که، برپایه آن، امکان انتقال ذهن از بستری زیستی به بستری نا-زیستی وجود دارد. مطابق این فرضیه، با شبیه سازی دقیق مغز و تبدیل آن به الگویی اطلاعاتی، می توان این الگو را در هر بستر مناسبِ دیگر پیاده سازی کرد و، بدین ترتیب، به جاودانگی و غلبه بر مرگ دست یافت. ما استدلال می کنیم که این فرضیه برپایه خوانشی محاسبه گرایانه/کارکردگرایانه از ماهیت ذهن استوار است که ذهن و آگاهی را به مجموعه ای از فرایندهای محاسباتی و الگوهای اطلاعاتی فرو می کاهد. بارگذاری ذهن با دو مسئله متافیزیکی بنیادین روبه روست که عبارت اند از آگاهی و هویت شخصی. این فرضیه، با خوانشی کارکردگرایانه از آگاهی، آن را مستقل از بستر تعریف می کند و همچنین شرط حفظ هویت شخصی را تداوم روان شناختی می داند. استدلال خواهیم کرد که اتخاذ این رویکردها صرفاً یک اعلام موضع توجیه ناپذیر است و نظریات رقیب، همانند نظریات زیستی، در این فرضیه نادیده گرفته شده اند. همچنین بررسی خواهد شد که فرضیه بارگذاری ذهن برای تبیین آگاهی و هویت شخصی پس از فرایند انتقال با چالش های جدی روبه روست. بارگذاری، با نادیده گرفتن وجود بدنمند انسان در جهان، هویت را صرفاً به حالات روان شناختی فرو می کاهد و، ازاین طریق، از توضیح ماهیت پدیدارشناختی و اول شخص آگاهی باز می ماند. همچنین، با گزینش رویکرد تداوم روان شناختی، نسخه بارگذاری شده قادر به حفظ هویت شخصی و به ویژه هویت عددی نخواهد بود و، بدین ترتیب، بارگذاری در تبیین هر دو مسئله متافیزیکیِ بنیادینش ناکام خواهد ماند.
۴۰۹۹.

پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۰
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا می کند اما به مثابه موضوعی مستقل و منسجم و به طورِ نظام مند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی می کنند، درحالی که برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقض نمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم می آورد که هر دو قرائت را پشتیبانی می کند. این مقاله به بررسی این پرسش می پردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیم پذیری بی نهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتم گرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیل های برخی دکارت پژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال می شود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه ای از اتم گرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت می کنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می داند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت های آن به طورِ انتقادی بررسی شده است.
۴۱۰۰.

تأمّلی تطبیقی در حکمتِ نوریِ سهروردی و فرشته شناسیِ دیونوسیوسِ مجعول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
نظامی مبتنی بر سلسله مراتب که راویِ قهر و غلبه از سویِ ذواتِ عالی و فقر و شوق از جانب ذواتِ دانی است، بر بنیاد رویکردی تطبیقی می تواند به مثابه فصل مشترک دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در بخش دوم حکمه الأشراق، و دیونوسیوس مجعول در رساله سلسله مراتب آسمانی لحاظ شود. شیخ اشراق که تمام جواهرِ عالمِ امکان اعم از مجرّد و مادّی را داخل در دو مقوله نور و ظلمت می داند، با تکیه بر حکمتِ نوریِ فهلویون، طرحِ نظامِ تشکیکی میان انوار را بنیان نهاد. دیونوسیوس نیز با هدف تشریحِ کیفیّتِ ابلاغِ وحیِ الهی از عالی ترینِ مرجعِ صدورِ آن تا عوالم انسانی، سلسله مراتبِ فرشتگانی که به جوهرِ معقول و نوریِ آن ها نیز التفات دارد را تشریح کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند سهروردی در پایه ریزیِ حکمتِ نوریِ خود، نگاهی کاملاً حِکمی - فلسفی به مقوله نور دارد، لیکن هدفی که دیونوسیوس دنبال می کند، بیانِ نصوصِ کتاب مقدّس در قالبی کاملاً نوافلاطونی با توجّهی ویژه به تفکّراتِ نوالاطونیانِ متأخّر همچون یامبلیخوس و پروکلوس است. با این وجود، بحث تشکیک و وجود نظامی مبتنی بر سلسله مراتب، وجه اشتراک هر دو دیدگاه است. این پژوهش که داده های آن با اتکاء به منابع مکتوب گردآوری شده و با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، ابتدا جایگاهِ نور در قرآن و عهد جدید را مورد مطالعه قرار داده و سپس به مقایسه نظامِ تشکیکیِ انوار و فرشتگان در اندیشه سهروردی و دیونوسیوس مجعول می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان