حمیدرضا فهندژسعدی

حمیدرضا فهندژسعدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

بازخوانی و نقد سه گزاره از تذکره الاولیای عطّارِ نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تذکره الاولیاء جنید بغدادی ابوثورِ کلبی احمدِ خرقانی محمد حُسینان ابوالحسن خرقانی ابوعبدالرحمن سلمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکره الاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمه مختارنامه، تذکره الاولیاء را می توان تنها اثرِ منثورِ به جای مانده از این شاعر نامی دانست. بی تردید تصحیح و تحشیه چنین اثری، با دشواری هایی روبه رو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همان طور که وی در بعضی از مقدمه های این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمی دارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیه تذکره الاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل درباره ثوری مذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه می شود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکره الاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایت های ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.
۲.

بررسی بُن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بن مایه چشم برکندن حسن بصری عتبه الغلام انوشیروان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۴
بُن مایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینه ادبیات و هنر است که مهم ترین ویژگی و خصیصه آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا می کند. در متون نظم و نثر پارسی بن مایه های بسیاری به چشم می آید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جدایی ناپذیری ایفا کرده اند و متأسفانه تاکنون، آن گونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفته اند. بن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بن مایه هایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بن مایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونه هایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّت ها و زمان و مکانِ بن مایه و هم چنین صور خیالِ استفاده شده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینه این بن مایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
۳.

نقدی بر «فرهنگ سخنوران» با تکیه بر شاعران فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخلص خیّامپور شاعران فارس فرهنگ سخنوران نقد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
یکی از آثار ماندگار و کاربردی در پژوهش های معاصر شعر فارسی، فرهنگ سخنوران است که به کوشش عبدالرسول خیّامپور در دو جلد تدوین یافته است. مؤلّف در این اثر، فهرستی از تخلّصِ شاعران فارسی زبان را بر اساس حروفِ الفبا ترتیب داده است که پژوهش گر می تواند با مراجعه به تخلّص شاعر مورد نظر خود، منابعی را درباره ی آن سراینده شناسایی کند. این فرهنگ با همه ی ارج و اهمیّتی که دارد، مانندِ هر اثر بزرگ دیگر، خالی از ایراد و اشکال نیست و گویا تاکنون توجّه ناقدان و صاحب نظران را به خود جلب نکرده است. مقاله ی حاضر می کوشد به اختصار، تعدادی از همین مشکلات و چالش ها را که خواننده در استفاده از فرهنگ سخنوران با آن ها مواجه می شود، با دیگر پژوهش گران در میان بگذارد. از عمده ایرادهای این اثر، ایجادِ دو یا چند مدخل برای یک شاعر است. همین امر سبب می شود که خواننده هنگام رجوع به یک مدخل، از دیگر مدخل ها و اطّلاعاتی که در ذیلِ آن ها آمده است، بازبماند. به همین منظور، در این یادداشت ابتدا مقدّمه ای در معرّفی فرهنگ سخنوران و شیوه ی نگارش آن خواهد آمد. در ادامه، خواننده با برجسته ترین علّت هایی که باعث شده در این فرهنگ برای بعضی شعرا، دو یا چند مدخل ایجاد شود، آشنا خواهد شد و درمی یابد که مؤلّف گاه برای یک شاعر، هم با نام و هم با تخلّص، مدخل ایجاد کرده است؛ چنان که در مواردی، هم با شهرت و هم با اسم. گاه تصحیف موجب دو یا چندگانه خوانی شده است. در مواردی مؤلّف خود القابی را برای یک شاعر برساخته و دو یا چند مدخل در نظر گرفته است. بعضی از سرایندگانِ بدون تخلّص، با دو نسبت، مدخل شده اند. در جاهایی نیز، دو تخلّصِ کاملاً مشابه، و به صورت متوالی، برای یک شاعر مدخل شده است.
۴.

درنگی بر معنایِ واژه لبلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لبلاب فرهنگ نویسی گوی جادوگری گیاه پیچک شرح متون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۷
واژه «لبلاب» در فرهنگ های لغتِ فارسی به دو معنا آمده است. فرهنگ نویسان یکی از معانیِ این واژه را «عزائم خوان و افسونگر» ذکر کرده اند. با نگاهی به شواهد شعری دریافت می شود که معنایِ ارائه شده فرهنگ نویسان در موردِ اخیر درست نبوده و آن ها به دلیلِ دریافتِ نادرست از معنایِ ابیاتی که این واژه در آن ها به کار رفته است، این معنا را برای لبلاب ثبت کرده اند. نگارندگان مقاله حاضر پس از ذکر فرهنگ هایی که به معنایِ واژه لبلاب پرداخته اند، با آوردن شواهد شعری و بررسی و تحلیل آن ها، معنایِ پیشنهادیِ خود را درباره هریک از ابیات مورد بحث مطرح کرده و در پایان معنی درستِ واژه لبلاب را بیان کرده اند. نگارندگان اثبات کرده اند که لبلاب در شواهدِ شعری مورد بحث، در معنای گوی جادوگری به کار رفته است و نه افسونگر. همچنین با رجوع به فرهنگ های لغتِ عربی و کتب امثال و حِکَم نشان داده شده است که این اشتباه صورت گرفته احتمالاً از جانب فرهنگ نویسان فارسی به فارسی بوده و در لغت نامه های عربی لبلاب در معنای افسونگر نیامده است.
۵.

بررسی و تحلیل هفده بند از متنِ تذکرهالاولیایِ عطّار با تکیه بر حواشی و تعلیقاتِ شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تذکرهالاولیاء عطار نیشابوری تعلیقات نقد شفیعی کدکنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
زمینه: محمّدرضا شفیعی کدکنی آخرین چاپ علمی و انتقادی تذکره الاولیایِ عطّار نیشابوری را در سال 1398 و با همّت نشر سخن در دو مجلّد روانه بازار نمود. به این چاپ، علی رغم این که تا این زمان معتبرترین و علمی ترین تصحیحِ موجود از تذکره به شمار می رود، متأسّفانه نواقص و کاستی هایی راه یافته است. این نواقص و اشکالات هم در متن تذکره و هم در حواشی و یادداشت هایی که شفیعی کدکنی بر متنِ تذکره نوشته است، مشاهده می گردد. اگرچه شماری از پژوهشگران و استادانِ دانشگاه در چند مقاله انتقادی به پاره ای از این موارد اشاره کرده اند، نگارندگان مقاله حاضر نیز با تأمّل در هفده بند از متنِ تذکره الاولیاء و مقابله آن با حواشیِ شفیعی کدکنی، به ایرادها و اشکالاتِ دیگری برخورده اند که در ادامه مقاله به آن ها اشاره می رود. روش: گفتنی است که نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای یادداشت هایِ خود را تهیّه و تنظیم نموده اند. یافته ها: نگارندگان در مقاله حاضر، با دقّت در هفده بند از متنِ تذکرهالأولیاء، حواشی و یادداشت هایِ شفیعی کدکنی را درباره گزاره های مرتبط با این هفده بند، بازخوانی و تجزیه و تحلیل نموده اند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که بعضی از حواشیِ شفیعی کدکنی کاملاً اشتباه است. در بعضی از موارد نیز حواشیِ او نارسا و ناقص بوده و ممکن است مخاطبِ تذکره را دچار کج فهمی و برداشتِ اشتباه نماید.
۶.

آگاهی های تازه درباره ی «ز گهواره تا گور دانش بجوی» و سراینده ی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیت منسوب فخرالاشراف فردوسی علی اصغر حکمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰۹۴ تعداد دانلود : ۸۷۳
«ز گهواره تا گور دانش بجوی»، سروده ی مشهوری است که به مناسبت نبوی بودنِ مضمون و نیز اشتمال بر جنبه های انگیزشی و آموزنده، دهه ها میان ایرانیان رواج داشته است. اگرچه سال هاست انتساب آن به فردوسی رد شده است، در بیشتر محیط های آموزشی و فرهنگی، آن را متعلّق به فردوسی می دانند. درباره ی این سروده ی تأثیرگذار و شاعر فاضل آن، هنوز پژوهشی شایسته صورت نگرفته است و آگاهی های موجود اندک و ناقص می نماید. نگارنده این موضوع را با هدف افزودن کلماتی چند به آگاهی های موجود، بررسی کرده است: ابتدا به مسئله ی انتساب این مصراع به فردسی و سعدی می پردازد و در حدّ مطالعه ی خود، قدیم ترین تاریخ انتساب این مصراع به فردوسی را آشکار می کند. سپس به بحث درباره ی سراینده ی حقیقی این مصراع، میرزا ابوالقاسم فخرالاشراف شیرازی روی می آورد و از همین رهگذر، لقب صحیح و تخلّص وی را به همراه دو قطعه شعر و نیز نامه ای کوتاه که مخاطب اصلی آن، فخرالاشراف بوده است، ارائه می کند. همچنین، بر اساس مستنداتی، کیفیت پدیدآمدن این مصراع و حدود تاریخ فوت سراینده و نیز حدود تاریخ پدیدآمدن «چه خوش/ چنین گفت پیغمیر راست گوی» را به دست می دهد. سپس برای تعیین اصالت ترکیب «پیغمبر راست گوی»، شواهدی از شاهنامه ارائه می کند و مطالبی چند درباره ی ترجمه ی حدیث «اطلبوالعلم من المهد الی اللّحد» یادآور می شود. در پایان نیز نمونه ای از کاربرد و شهرت این سروده را در خارج از ایران نشانمی دهد.      

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان