مقدمه: لازمه پیاده سازی فن آوری پزشکی از راه دور برای ارائه خدمات پزشکی و بهداشتی پذیرش آن است. هدف کلی مطالعه حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش پزشکی از راه دور با بهره گیری از فن آوری اطلاعات و ارتباطات بود.
روش بررسی: روش این پژوهش تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات آن، ترکیبی از پرسشنامه ی مدل پذیرش فن آوری و تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر پزشکان بیمارستان های شهر اصفهان در دوره ی زمانی اردیبهشت و تیر 1391 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، 125 نفر از آنان به عنوان نمونه ی پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. جهت سنجش روایی و پایایی مدل از روش مدل یابی معادلات ساختاری و آلفای کرونباخ استفاده شد و براساس نتایج تحلیل مسیر ارتباط متغیرهای این پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS19 و AMOS20 انجام شد.
یافته ها: سودمندی درک شده (54/0=β) و سهولت درک شده (43/0=β) بر نگرش نسبت به استفاده از پزشکی از راه دور تأثیرگذار بودند. یافته های پژوهش همچنین حاکی از تأثیر مثبت سودمندی درک شده (61/0=β) و کنترل رفتاری درک شده (39/0=β) بر تمایل افراد نسبت به این نوع فن آوری بود، درحالی که هنجارهای ذهنی (18/0=β) بر تمایلات رفتاری مورد تأیید قرار نگرفت.
نتیجه گیری: نتایج بدست آمده حاکی از این است که مدل پذیرش فن آوری و تئوری رفتار برنامه ریزی شده می تواند نیت افراد را در به کارگیری فن آوری پزشکی از راه دور پیش بینی نماید.
هدف: نظر به گسترش روزافزون مصرف مواد مخدر در جامعه، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان اطلاعات نوجوانان درباره مواد اعتیاد آور و سپس بررسی نقش آموزش در تغییر میزان آگاهی پایه ریزی گردید.
روش: طرح نیمه تجربی، بر روی 60 دانش آموز دبیرستانی انجام، میزان اطلاعات عمومی آنان درباره مواد اعتیاد آور سنجیده شد. 4 جلسه آموزشی در مورد انواع مواد اعتیاد آور برگزار و مجدداً آگاهی عمومی آنها بررسی شد.
یافته ها: میزان آگاهی صحیح گروهها بیش از 50% نبود. میانگین طلاعات صحیح پسران قبل از آموزش 7/28 و بعد از آموزش 8/37 بود. میانگین اطلاعات صحیح دختران قبل از آموزش 29 و بعد از آموزش 2/39 بود. میزان اطلاعات غلط در دختران کاهش معنی داری را بعد از آموزش نشان داد که در پسرها این کاهش معنی دار نبود.
نتیجه گیری: میزان آگاهی صحیح نوجوانان در مورد انواع مواد اعتیاد آور پایین است که با آموزشی کوتاه مدت میتوان آگاهی های غلط آنها را کاهش و آگاهی های صحیح آنها را افزایش داد.
از مباحث فقهی اقتصادی، مسئله رابطه کسب درآمد با کار است. پرسش این است که آیا «کار» تنها منشأ کسب درآمد و ثروت از دیدگاه اسلام است یا یکی از منشأهای آن؟ در صورتی که کار منشأ منحصر باشد، چه نوع کاری و با چه شرایطی؟ آیا این قاعده در صورت اثبات مربوط به مرحله توزیع قبل از تولید است یا تعمیم دارد و مرحله توزیع پس از تولید را نیز شامل می شود؟ برخی اندیشمندان «کار» را تنها منشأ کسب درآمد و ثروت می دانند و در مقابل، برخی با بیان نمونه هایی دیدگاه فوق را نقض کرده اند. این جستار نشان می دهد در مرحله توزیع قبل از تولید، کار با شرایط خاصی، تنها منشأ کسب درآمد و تملک ثروت های طبیعی است و در مرحله توزیع پس از تولید، افزون بر کار، آثار و نتایج ملک نیز در محدوده ضوابط، منشأ کسب درآمد است و بدین ترتیب، صحت کسب درآمد از راه اجاره و مانند آن توجیه می شود. همچنین، عنصر «نیاز» نیز برای کسی که توان یا فرصت کار را ندارد، منشأ بهره گیری از ثروت ها و نعمت ها به شمار می رود.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ساختاری سلامت خانواده اصلی، طرحواره هیجانی، نظم دهی هیجان با رغبت به ازدواج در دانشجویان با نقش واسطه گری تمایزیافتگی خود بود. شرکت کنندگان پژوهش 266 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه خوارزمی بودند که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بودند و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. پژوهش حاضر غیرآزمایشی از نوع همبستگی بود. ابزارهای پژوهش پرسشنامه رغبت سنج ازدواج ، مقیاس سلامت خانواده ی اصلی، پرسشنامه تمایز یافتگی خود، مقیاس طرحواره هیجانی و مقیاس نظم دهی هیجان بود. نتایج بدست آمده از تحلیل مسیر حاکی از آن بود که داده های پژوهش با مدل پیشنهادی برازش کامل دارند و تمایزیافتگی در رابطه ی بین سلامت خانواده اصلی و طرحواره هیجانی با رغبت به ازدواج نقش واسطه ای دارد . بنابراین توجه به نتایج حاصل و کاربست آنها در برنامه های آموزش پیش از ازدواج و مداخله های رشدی و درمانی می تواند حائز اهمیت باشد.
جنسیت معرف ویژگی هایی است که در فرآیند جامعه پذیری زنان و مردان به آن ها نسبت داده می شود و برخلاف «جنس» منشایی زیست شناختی نداشته و جامعه ی بشری آن را برمی سازد و به افراد تحمیل می کند. نقش های جنسیتی زنان در طول تاریخ دست خوش تحولات قابل توجهی بوده است و برآیند این تحولات در جوامع سنتی، تثبیت جایگاه زنان به عنوان موجوداتی فرودست می باشد. زنان به عنوان جنس دوم آماج کلیشه هایی قرار گرفته اند که بدون شناختی صحیح، به آن ها نسبت داده شده و جایگاه آنان را پیوسته تضعیف نموده است. این کلیشه ها در مؤلفه های فرهنگی جوامع مردسالار جا خوش نموده اند و زنان را به عنوان جنس ضعیف به تصویر می کشند. واضح است که این تلقی فرهنگی از زنان با خشونت علیه آنان مرتبط است و کلیشه ها را به سمت و سوی تعرض به زنان و به ویژه تجاوز جنسی هدایت می کند. کلیشه های تجاوز جنسی، پیام هایی اجتماعی هستند که زنان را به انجام نقش های جنسیتی از پیش تعیین شده در مورد رفتارهای جنسی رهنمون و موجب شکل گیری فرهنگ تجاوز جنسی می شود. حذف این کلیشه هااز مولفه های فرهنگی هر جامعه ، می تواند به پاک سازی جوامع از فرهنگ تجاوز جنسی بانجامد.
ترور و تروریسم واژگان لاتینی هستند که بعد از انقلاب کبیر فرانسه (1789)، در ادبیات سیاسی غرب رواج یافته اند. ترور در معنای واژگان و زبان هر کشوری قدمتی به درازای تاریخ دارد، اما پدیده تروریسم دارای سطوح مفهومی عمیق و گسترده است که بیشتر یک نگاه مکتبی امروزی را القا می کند. در ادبیات معاصر عرب، برخی واژگان همچون «ارهاب، اغتیال، فتک» و غیره معادل ترور دانسته شده اند. در متون مقدس و روایات اسلامی نیز به چنین واژگانی اشاره رفته است، اما کاربرد برخی از این واژگان در معنای ترور و ویژگی های تروریسم متفاوت خواهد بود. در این مقاله برآنیم با روش توصیفی تحلیلی مبانی نظری و خوانش اسلام از پدیده ترور و تروریسم را با توجه به موارد معادل آن در ادبیات اسلامی مورد بررسی قرار دهیم. یافته ها نشان می دهد که شریعت اسلامی نه تنها در تضاد با اعمال ترور و تروریستی یا به اصطلاح کاربرد معادل این واژگان در ادبیات عرب است؛ بلکه در جایی که اسلام حکم قتل و اعدام را جایز می داند، عملا برای جلوگیری از اعمال ترور و مصادیق مربوط به آن است.
روحانیان، که همواره در موضع انتقاد مؤثر عمل مىکردهاند، امروزه مىباید در جامعهاى که بخش اعظم آن را نسل جوان تشکیل مىدهد، در مقابل عملکرد بیست سالهى حکومت پاسخگو باشند. اگر روحانیت بخواهد بر اساس دیدگاههاى دینى محض به مسائلِ مختلف سیاسى و اجتماعى پاسخ گوید باید با بسیارى از مظاهر فعلى در زندگى مردم و دستگاه حکومت به مخالفت برخیزد. فقه سنتى اکنون دیگر جوابگوى بشریت نیست و اصلاحات باید از تفکر دینى آغاز شود.
واقعه ی غدیر از رویدادهای مهم در تاریخ صدر اسلام است که باعث تنش ها و اختلافات زیادی بین شیعیان و اهل سنت شده است؛ لذا بازتاب و چگونگی نقل کردن این واقعه در تاریخ نگاری مورخین حائز اهمیت است و سده های هفتم تا دهم هجری عصری پر تلاطم در تاریخ اسلام مخصوصا ایران است که مغولان قسمت اعظم جهان اسلام را به تصرف خویش درآوردند. این پژوهش با رویکردی تاریخی در پی بررسی بازتاب و تحلیل واقعه ی غدیر در تواریخ عمومی سده های هفتم تا دهم هجری است و در پی پاسخ بدین پرسش است که واقعه غدیر در آثار تاریخی حوزه زبان فارسی و عربی چگونه روایت شده و علل این گونه بازتاب چیست؟ یافته ها حاکی از آن است که بازتاب این روایت ها متأثر از فضای عصر خود مورخین بوده که در بخش فارسی زبان، روایت هایی را بازتاب داده اند که در عصر خویش برجسته بوده؛ و در حوزه عربی زبان نیز با توجه به رویکرد روایی یا تاریخی نگاه متفاوتی وجود دارد.
هدف مطالعه، مقایسه سبک زندگی سلامت محور در بین زنان شاغل آموزش و پرورش با غیر شاغلین می باشد. روش این تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری زنان شاغل آموزش و پرورش مقطع ابتدایی ناحیه یک یزد در سال 1392 است. که بر اساس فرمول کوکران تعداد 120 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شده است. هم چنین برای مقایسه سبک زندگی بین شاغلین و غیر شاغلین تعداد 120 نفر از خواهران این زنان که غیر شاغل بوده اند نیز از آنها این اطلاعات جمع آوری گردیده است. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد LSQاست. که به روش مصاحبه حضوری اطلاعات آن جمع آوری شده است. اعتبار آن از طریق اعتبار صوری و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است. برحسب یافته های پژوهش بین سبک زندگی سلامت محور زنان شاغل و غیر شاغل رابطه معنادار وجود دارد. اما بین این سبک زندگی و وضعیت سکونت رابطه معناداری مشاهده نشد. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی نشان می دهد که بین سن و بعد خانوار با سبک زندگی رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین تحصیلات و سبک زندگی رابطه معنادار وجود دارد. تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد به ترتیب تحصیلات و سن، 10 درصد تغییرات سبک زندگی سلامت محور را تبیین می کند.