امروزه تعداد بسیار زیادی از محصولات با وارانتی های گوناگون به فروش می روند و وارانتی ها در موفقیت محصولات در بازارهای رقابتی یک نقش اساسی ایفا می کنند. در این مطالعه مدلی جهت تعیین قیمت بهینه وارانتی تسهیم هزینه با دوره ثابت ارائه شده است. در طراحی این مدل، نرخ هزینه های اصلاح محصول در طول دوره وارانتی تحت تاثیر نرخ تورم و بهره قرار دارند و خریداران در مقابل هزینه های آتی اصلاح محصول رفتاری ریسک گریز دارند. هزینه هر شکست به عنوان متغیری تصادفی در نظر گرفته شده و نرخ شکست محصولات نیز تابعی از زمان است. با بکارگیری تابع مطلوبیت نمایی مدلی برای تعیین قیمت بهینه وارانتی از دیدگاه خریداران ریسک گریز ارائه شد. در پایان نیز اعتبار سنجی مدل به کمک یک مثال عددی و با در نظر گرفتن عواملی مانند ترجیحات ریسک خریدار، تصور خریدار از نرخ شکست محصول، هزینه اصلاح محصول توسط خریدار و ... انجام شد.
اهداف: امتحان جامع پیش کارورزی، مهم ترین آزمون دانشجویان پزشکی بوده و می تواند توانایی های حرفه ای آنان را ارزشیابی نماید. این پژوهش با هدف تعیین وضعیت نتایج آزمون جامع پیش کارورزی دانشجویان یکی از دانشگاه های تهران طی سال های 87-83 و تعیین عوامل مرتبط با نتایج آزمون پیش کارورزی انجام شد.
روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در جامعه 145 نفری دانشجویان پزشکی یکی از دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران که طی سال های 87-1383 در آزمون جامع پیش کارورزی شرکت کرده بودند، انجام شد و همه دانشجویان به روش سرشماری به مطالعه وارد شدند. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز، پرسش نامه و چک لیست اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به عوامل آموزش تهیه شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 15 طبقه بندی به کمک آزمون T دانشجو، مجذور کای و آنووا تحلیل شد.
یافته ها: میزان قبولی دانشجویان این دانشگاه در آزمون پیش کارورزی در مقطع زمانی مذکور 32/79% بود. میانگین نمره دانشجویان مورد مطالعه 5/109 و میانگین نمره کشوری 3/121 بود. بین نمره پیش کارورزی و معدل دوره استاجری ارتباط آماری معنی دار وجود داشت (0001/0= p ).
نتیجه گیری: در مجموع دوره 5ساله بررسی شده، میانگین نمره آزمون جامع پیش کارورزی دانشگاه مورد مطالعه روند رو به رشدی داشته، ولی نسبت به سال 85 خود افت نموده است. این دانشگاه با توان بالقوه خوبی که دارد با سیاستگزاری بهتر و اصلاح برنامه درسی می تواند موقعیت مطلوب تری را به دست آورد.
منشور ملل متحد با اتکا بر وقایع تاریخی، توسل به زور را به طور مطلق در حقوق و روابط بین الملل ممنوع کرد. با این حال، لزوم پیش بینی موارد توسل به زور در راستای حفظ صلح و امنیت بین المللی اقتضا دارد که با نظام مندکردن امکان توسل به زور و نهادینه سازی آن در قالب نظام ملل متحد و از مجرای شورای امنیت تلاش شود تا این امرتنها در مواردی مجاز باشد که واقعیات جامعه بین المللی توسل به نیروی نظامی را منطقاً توجیه و بلکه تجویز می کند. اگرچه دفاع مشروع و مجوز شورای امنیت دو استثنائی است که در منشور ملل متحد برای نیل به این هدف پیش بینی شده است؛ با این حال، در دهه های اخیر، مفهومی تحت عنوان مداخله بشردوستانه نیز مطرح شده و برخی از دولت ها آن را به عنوان استثنایی دیگر برای توسل به زور قلمداد کرده اند. سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا مداخله ناتو در مخاصمه کوزوو در چارچوب تعریف مداخله بشردوستانه در حقوق بین الملل قرار می گیرد؟ آیا می توان مدعی شد که یک عرف جدید و یا به تعبیر دیگر، استثنایی نوین در خصوص قاعده ممنوعیت توسل به زور در حال شکل گیری است؟ در پاسخ می توان چنین فرض کرد که در حال حاضر، هیچ گونه استثنای جدیدی بر قاعده منع توسل به زور، تحت عنوان استثنای مداخله بشردوستانه، پذیرفته نشده و کماکان دفاع مشروع و مداخله با مجوز شورای امنیت تنها موارد استثنای قاعده مذکور در حقوق بین الملل است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی و با مراجعه به اسناد و مدارک مرتبط، به بررسی این مفهوم و سنجش اعتبار چنین ادعایی می پردازد
تفاوت های فرهنگی/ زبانی در کنار جنسیت و سطح دانش زبانی در زمره عوامل زیادی هستند که بر کیفیت آموزش و ارزشیابی زبان انگلیسی در ایران موثرند. این مقاله کوششی است که تاثیر عوامل ذکر شده را بر عملکرد زبان آموزان در آزمون کلی نگر زبان انگلیسی بررسی می کند. از این رو، چگونگی تاثیرگذاری این عوامل بر عملکرد 162 شرکت کننده پسر و دختر این پژوهش که از دو نژاد عرب و فارس بوده و در دو سطح متوسط و پیشرفته قرار داشتند در آزمون های cloze و) recall که دو مدل آزمون برای ارزیابی سطح دانش عمومی زبان هستند) مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا شرکت کنندگان به دو گروه عرب و فارس و سپس هر گروه به دو دسته پسر و دختر و سرانجام هر دسته به دو شاخه متوسط و پیشرفته تقسیم شدند. سپس شرکت کنندگان در دو آزمون cloze و recall شرکت کرده و نمرات آنها به وسیله روش های آماری t-test و ANOVA بررسی گردید. نتایج نشان دهنده برتری زبان آموزان فارس بر زبان آموزان عرب، برتری دخترها بر پسرها و برتری زبان آموزان پیشرفته به زبان آموزان متوسط بود. برتری زبان آموزان فارس بر زبان آموزان عرب را می توان به شباهت بیشتر فرهنگی/ زبانی آنها به مسائل فرهنگی/ زبانی زبان انگلیسی (از نظر صرف فعل، مسائل آواشناختی و نحوه ساختار متن) نسبت داد. علاوه بر نتایج فوق همبستگی عملکرد زبان آموزان در هر دو مدل آزمونی، بر پایایی آزمون های مورد استفاده در پژوهش می افزاید.
پیوندهای گوناگونی بر حسب شرایط و بسترهای اقتصادی و اجتماعی بین روستاها و شهرها برقرار است که این پیوندها می تواند اثرات توسعه ای و یا توسعه نیافتگی برای هرکدام از فضاهای شهری و یا روستایی (بویژه روستاها)را به دنبال داشته باشد. بر این اساس هدف مهم این تحقیق آن است که روابط و مناسبات بین روستا با شهر و سطح توسعه یافتگی روستاها را تبیین نماید. برخی از نظریه های منفی نگر، مناسبات روستا با شهر را باعث توسعه نیافتگی و برخی دیگر مناسبات را عامل توسعه یافتگی می دانند. رویکرد نظری این پژوهش حاکی از آن است که مناسبات عامل اصلی توسعه یافتگی محسوب می شود و نتایج بدست آمده نیزنشانگر این است که بین میزان مناسبات روستا با شهر و سطح توسعه یافتگی آن رابطه مثبت وجود دارد. همچنین روستاهایی که مسافت آن ها با شهر کمتر است مناسبات آنها با شهر بیشتر و همچنین سطح توسعه یافتگی آنها بیشتر است.
زمینه و هدف: بررسی و شناخت نیازهای آموزشی، پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق است. به طور معمول این اقدام نخستین گام در برنامه ریزی آموزشی و در واقع اولین عامل ایجاد و تضمین اثربخشی برنامه آموزشی می باشد. پژوهش حاضر با هدف، تعیین نیازهای آموزشی دستیاران روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی درباره موضوع خودکشی انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش آن پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش را دستیاران روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تشکیل دادند که نمونه گیری از آن ها به صورت مبتنی بر هدف صورت گرفت و در نهایت تعداد شرکت کنندگان 15 نفر انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از تکنیک های مصاحبه و بحث گروهی بود و به روش هفت مرحله ای Colaizzi مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته های حاصل از مصاحبه ها در 1032 کد و در کدبندی آخرین سطح به 3 دسته اصلی با عناوین، نیاز در حیطه آموزش، نیاز در حیطه فرایندها و امکانات و نیاز در حیطه منابع انسانی تقسیم شدند که از مهم ترین این کدها می توان به نیاز دستیاران به توجه و رفع نگرانی نسبت به مسؤولیت قانونی، نیاز به دانستن تدبیر خودکشی و مدیریت آن، نیاز به خط راهنمایی (Guide line) مشخص در درمان، لزوم تهیه پروتکل در خصوص فرایند بستری بیمار و آموزش کسب مهارت های عملی روان درمانی در برخورد با موارد خودکشی اشاره نمود.
نتیجه گیری: دستیاران، نیازهای مختلف آموزشی در زمینه خودکشی دارند و به نظر می رسد که لازم است این نیازها هم در محتوای برنامه آموزشی و هم در نحوه اجرای برنامه لحاظ گردد. بنابراین لزوم بررسی بیشتر و بازنگری برنامه آموزشی در این زمینه توسط مسؤولین امر احساس می گردد.
فرسودگی تحصیلی که نتیجه ی خستگی ذهنی و عدم علاقه به تحصیل است تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی جهت گیری هدف فردی، ادراک از جهت گیری هدف کلاس و جهت گیری هدف والدین با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره ی دبیرستان شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 93-94 بود. روش پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی است. با استفاده از جدول مورگان 375 دانش آموز به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده دو پرسشنامه استاندارد فرسودگی مربوط به مدرسه (SBI) و پرسشنامه الگوهای یادگیری سازگار(PALS) بود. برای تحلیل داده ها از نسخه 19 نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه ی گام به گام استفاده شده است. نتایج همبستگی پیرسون مشخص کرد که بین جهت گیری هدف تسلطی، جهت گیری هدف عملکردگرا، ادراک از ساختار کلاس تسلطی، ساختار کلاس عملکردگرا، هدف عملکردی والدین با فرسودگی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (P<0/05). اما جهت گیری هدف عملکرد گریز، ادراک از ساختار کلاس عملکرد گریز و هدف تسلطی والدین با فرسودگی تحصیلی ارتباط معناداری ندارند. همچنین، نتایج نشان داد متغیرهای پژوهش 14/0 واریانس فرسودگی تحصیلی را تبیین می کنند. این پژوهش حاکی از ارتباط و اهمیت جهت گیری هدف فردی، جهت گیری هدف کلاس و جهت گیری هدف والدین در ارتباط با فرسودگی تحصیلی است.
ذخایر طبیعی توسط خداوند برای استفاده انسان در عالم طبیعت به ودیعه گذاشته شده است. این منابع به میزان بسیار محدودی در اختیار ما هستند و با استفاده کردن به اتمام می رسند. سوال پیش رو این است که نسل های بعد از ما چه نسبتی با این منابع دارند؟ از منظرهای مختلفی می توان به این پرسش پاسخ داد، ما در این مقاله قصد داریم با مراجعه به منابع احکام به پاسخ این سوال بپردازیم. این منابع استفاده از ذخایر طبیعی را حق مسلّم همة انسان ها می داند و عدالت اقتضا می کند که حق نسل های آتی نسبت به این ذخایر به رسمیّت شناخته شود. راه حل منصفانه ای که به نظر می رسد این است که نسل حاضر در استفاده از منابع زیاده روی نکنند و در قبال استفاده از این منابع، سرمایه هایی از نوع دیگر ایجاد کنند تا در اختیار نسل های بعدی قرار گیرد.