هدف: هدف این پژوهش مطالعه توان اقلام تعهدی در پیش بینی جریان های نقدی آتی و اثر ریسک ورشکستگی بر رابطه مزبور می باشد. چراکه اتخاذ تصمیم ها و ارزیابی های اقتصادیِ گروه های مختلف ذی نفعان از قبیل تصمیم های خرید یا فروش توسط استفاده کنندگان یا ارزیابی تداوم فعالیت توسط حسابرسان و ... مستلزم ارزیابی توان واحد تجاری در ایجاد وجه نقد است . بعلاوه برخی پژوهش ها حدس هایی را در خصوص اینکه ریسک ورشکستگی، رابطه بین اقلام تعهدی و جریان های نقدی آتی را تحت تاثیر قرار می دهد، مطرح نموده اند.
روش شناسی: تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات مالی شرکت های ذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران، ابتدا به مدل سازی بومی ورشکستگی بر اساس مدل چاریتو می پردازد. سپس با تفکیک اقلام تعهدی به دو بخش اختیاری و غیراختیاری، به بررسی بررسی اثر ریسک ورشکستگی بر توان اقلام تعهدی غیرعادی در پیش بینی جریان های نقدی آتی می پردازد.
یافته ها: شواهد پژوهش حاضر نشان می دهد اگرچه بین اقلام تعهدی غیر عادی و جریان های نقدی آتی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد، اما با بالا رفتن ریسک ورشکستگی شدت این رابطه کاهش می یابد. این امر حاکی از آن است که اقلام تعهدی غیر عادی در شرکت های با ریسک ورشکستگی پایین، حاوی اطلاعات سودمندی درباره جریان های نقدی آتی می باشد.
نوآوری و ارزش: اگرچه پژوهش های گذشته توان اقلام تعهدی را در پیش بینی جریان های نقدی مورد بررسی قرار داده اند، با این حال این تحقیق ضمن تفکیک اقلام تعهدی، اثرگذاری ریسک ورشکستگی را بر رابطه یادشده مورد تحلیل تجربی قرار داده است. از این رو شواهد مقاله حاضر بینش نوینی را پیش روی سرمایه گذاران، حسابرسان و ... قرار می دهد.
یکسان شدن و بی هویتی فضاهای شهری معاصر، پدیده بی مکانی را به معضل اصلی فضای شهری تبدیل کرده است که این مسئله می تواند حاصل اصلی بی توجهی به مقوله معنا در فضاهای شهری باشد. به دلیل ساخت وسازهای پرسرعت، با تغییر در فضاهای شهری معاصر ایران، خلق معنا که از عوامل سرزندگی فضاهای شهری است، دچار چالش شده است. لذا شناخت عوامل درک معنا در اولویت امر طراحی قرار می گیرد. این پژوهش با رویکرد کیفی، در پی کشف «معنای مکان» در فضاهای شهری سرزنده است. مورد پژوهی این مطالعه «باغ فردوس» است که به عنوان فضای شهری سرزنده، تجربه درک معنای محیط را برای مخاطبان فراهم آورده است. در این راستا تجربه معنای «باغ فردوس» با اتکا بر روش «تحلیل محتوا» و تفسیر و تحلیل مصاحبه های عمیق شرکت کنندگان از تجربه شخصی شان در مواجه با مکان تاریخی استخراج شده است. بیست نفر از مراجعه کنندگان که به طور مرتب از این فضا بهره جسته اند، به طور تصادفی انتخاب شده اند و جمع آوری داده ها به روش مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافته است. در ادامه داده های جمع آوری شده به روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج این پژوهش، چهار بعد اصلی در تجربه و ادراک معنای فضاهای شهری تاریخی تأثیرگذارند: «طبیعی بودن»، «تعاملات اجتماعی فرهنگی»، «اصالت معماری» و «تاریخ مندی». این عوامل در ایجاد و تجربه معنای صریح و ضمنی مکان باغ فردوس در ذهن مخاطبان فضا، تأثیرگذار بوده است. ارتقای این چهار عامل و تعمیم آن به سایر مکان های تاریخی با توجه به ویژگی های کالبدی، فعالیت ها و تصورات موجود، می تواند در طراحی و برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار گیرد تا بتواند به خلق مکان های شهری موفق از یک سو و از سوی دیگر، ارائه راهکار برای حفظ و برجسته نمایی معانی موجود در فضاهای شهری تاریخی و باززنده سازی این مکان ها در عصر مکان سازی کمک نماید.
توحید در ربوبیت یکی از مراتب توحید است که در آیات فراوانی از قرآن کریم، به مخاطبان آموزش داده شده است. در آموزش توحید در ربوبیت در قرآن، روش های متعددی به کار رفته است که مهم ترین آن ها روش «استدلال» است؛ که از آن میان نیز، استدلال به خالقیت خداوند کاربرد فراوانی دارد؛ زیرا مخاطبان اولیة قرآن یعنی مشرکان و بت پرستان، خالقیت خداوند را باور داشتند و شرک آن ها عمدتاً در ربوبیت و تدبیر امور عالم بود. این مقاله با استفاده از قواعد تفسیر انجام شده و هدف آن کشف، بررسی و تبیین انواع استدلال به خالقیت خداوند برای آموزش توحید ربوبی در قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از دیدگاه علامه، این استدلال دارای انواع سه گانة استدلال به این همانی ربوبیت و خالقیت، استدلال به تلازم ربوبیت و خالقیت، و استدلال به خلقت ممزوج با تدبیر است.
طرح غدیر- عضویت فراگیر کتابخانهها، از راهکارهای اشتراک منابع و همکاری بین کتابخانههاست که امکان دسترسی مستقیم کاربران را به منابع کتابخانهها، بدون نیاز به عضویت در آنها فراهم میآورد. این طرح در سال تحصیلی 79-1378 به عنوان اولین سال اجرا، امکان عضویت 3839 نفر و امانت 6528 جلد کتاب را پدید آورده است. این مقاله مشروح عملکرد طرح را در این سال تحصیلی در سه محور عضویت، خدمات و خسارتها ارائه میکند.
این مقاله، نظریه متناقض نمائی تجارب عرفانی که توسط استیس، مؤلف کتاب «عرفان و فلسفه»، ارائه شده است را با توجه به مباحث عرفان اسلامی، به نقد کشیده و نشان می دهد این نظریه که متضمن غیرعقلانی بودن عرفان است، با مبانی عرفان اسلامی سازگار نیست. دلیل اصلی این عدم تطابق، نگرش نادرست استیس در تفسیر اندیشه وحدت وجود می باشد که در آن، تفکیک عمیق مقام احدیت و واحدیت را ناشی از توجیه عرفا دانسته و به هیچ می انگارد؛ حال آن که این تفکیک، به ویژه در عرفان اسلامی، ناشی از تفکیک وجود و مظاهر آن است.
وجود حقیقتی یگانه و موصوف به وحدت است، و مظاهر وجود متکثر و موصوف به کثرت هستند. کثرات از حیث هستی، اضافه و عین الربط به آن هستی یگانه بوده و هستی مستقل ندارند. از این رو، نظریه «وحدت در عین کثرت» حامل هیچ-گونه تناقضی نیست؛ هر چند که وحدت ضدین در ساحت هستیِ احد را به عنوان یک ضرورت عقلی می پذیرد.
سیمای استانی ایلام برای غنای هرچه بیشتر فرهنگ بومی استان تأسیس شده است. حفاظت از فرهنگ و زبان کردی و در عین حال ارائه تصویری واقع بینانه از آن به نسل جدید، از جمله وظایف اساسی این رسانه است. پژوهش حاضر در راستای بررسی عملکرد سیمای ایلام در این زمینه، از طریق مصاحبه با نخبگان فرهنگی شهر ایلام انجام شده است. اینکه سیمای ایلام چه تصویری از فرهنگ و زبان کردی را به مخاطب ارائه می دهد، پرسش آغازین نوشتار حاضر است. پژوهش به روش کیفی انجام شده است؛ بدین ترتیب که نخست با نخبگان فرهنگی شهر ایلام مصاحبه شده است و پس از آن، پژوهشگر با روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی متن مصاحبه های انجام شده پرداخته است. بنا بر اصل اشباع نظری، 15 نفر مورد مصاحبه قرارگرفته اند.
نتایج پژوهش حاکی از آن است که برنامه های سیمای ایلام، وجهه رسمی زبان کردی را تنزّل می دهند. همچنین، این برنامه ها با برجسته سازی ابعاد سنتی فرهنگ کردی و نادیده گرفتن کارایی آن در زندگی مدرن، فرهنگ کردی را به مثابه فرهنگی نازل ترسیم می کنند. مصاحبه شوندگان، کاستی های زبان کردی معیار را در سیمای ایلام این گونه بیان کرده اند: عدم انتخاب لهجه معیار مناسب، استفاده نکردن از رسم الخط کردی، نبود واژه سازی های درست و علمی و گرته برداری صرفی و نحوی از زبان فارسی.