مقدمه: با توجه به اینکه یکی از علل اصلی حوادث در محیط کار، رفتارهای غیر ایمن می باشد مهمترین و اساسی¬ترین راه کاهش آن، آموزش کارگران در زمینه ایمنی و بهداشت کار است. هدف از این مطالعه، تعیین تأثیر آموزش ایمنی بر اساس فرآیندهای الگوی پرسید- پروسید بر کاهش رفتارهای غیر ایمن کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر بود
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه تجربی از نوع تصادفی شاهد دار است که روی 182 نفر از کارگران شرکتهای پیمانکاری مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهردر دو گروه (آزمون 91 نفر و شاهد 91 نفر) انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و فرم مشاهده رفتار بود که اعتبار علمی آن به روش روایی صوری و محتوا، و پایایی آنها با روش های آزمون- آزمون مجدد و همسانی درونی (آلفای کرونباخ) تعیین گردید. ارزیابی بعد از مداخله در دو مرحله، یک و شش ماه بعد انجام شد
نتایج: یک ماه پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات رفتارهای غیر ایمن گروه آزمون به طور معنی داری کاهش پیدا کرد در صورتی که این تغییرات در گروه شاهد معنی دار نبود. همچنین نتایج نشان داد که شش ماه پس از مداخله آموزشی، کاهش میانگین نمرات رفتارهای غیر ایمن در گروه آزمون دارای تداوم معنی دار بوده است
بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که مداخله آموزشی انجام شده بر اساس الگوی برنامه ریزی پرسید / پروسید بر کاهش رفتارهای غیر ایمن و تداوم آن در طی شش ماه بس از مداخله در کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر، مؤثر بوده است. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگوی آموزشی برای کاهش رفتارهای غیر ایمن کارگران در صنایع مشابه استفاده گردد
شکل گیری واژه ها و مفاهیم در ذهن افراد یکی از جنبه های پیچیده در زبان شناسی شناختی به شمار می رود. برای دستیابی به آنچه در ذهن می گذرد، از روش های گوناگونی ازجمله ارتباط بدنی استفاده می شود. در پژوهش حاضر، از این روش برای شناسایی چگونگی شکل گیری مفاهیم در ذهن افراد با خصوصیات روان شناختی و شخصیتی مختلف استفاده شده است. بنابراین با استفاده از آزمون های مربوط، خصوصیات روان شناسی مختلف شامل بهرة هوشی، درون گرایی/برون گرایی، اضطراب و عزت نفس 200 آزمودنی مورد سنجش قرار گرفت و از میان آنها 95 نفر به اجرای 30 واژة منتخب بر اساس راهکارهای ریسی بیتی و پگی (1991) برای مخاطبان خود پرداختند. طرحواره های تصوری استفاده شده توسط آنان مورد بررسی قرار گرفت، آن گاه رابطة بین نسبت استفاده از طرحواره های متفاوت و خصوصیات روان شناسی مختلف مورد تحلیل قرار گرفت. آنچه حاصل شد، نشان دهندة رابطة معنادار در نسبت استفاده از طرحواره های برخی واژه ها با خصوصیات روان شناختی است. این رابطه در مورد خصوصیات روان شناختی باثبات تر بیشتر می باشد، بدین معنی که خصوصیات روان شناختی بهرة هوشی و درون گرایی/برون گرایی نقش مؤثرتری نسبت به عزت نفس و پس از آن اضطراب در ایجاد تفاوت معنادار در تنوع طرحواره های مورد استفاده برای نشان دادن واژه های مختلف ایفا می کنند.
مواجهة فلسفة تربیت اسلامی با دیدگاههای عملی به دلیل وجود تأثیرات نامطلوب شکاف نظریه و عمل تربیتی ضرورت یافته است. دیدگاههایی که علی رغم تأکیدات متفاوت در یک چیز اشتراک دارند: پافشاری بر احیا فلسفة عملی و بهره جویی از امکانات آن برای غلبه بر مسائل لاعلاج مدرن، از جمله شکاف میان نظریه و عمل تربیتی. این مواجهات به منظور آشکار کردن محدودیتهای دیدگاههای ما نسبت به اعمالمان به عنوان فیلسوف تربیت صورت می گیرد. هم اکنون این مواجهه می تواند میان دیدگاههای فلسفة تربیت اسلامی و دیدگاههای عملی صورت گیرد. هدف از این پژوهش، تبیین محدودیت رویکرد نظری به فلسفة تربیت اسلامی در پرتو نظریة ویلفرد کار است. این محدودیت را می توان در ویژگیهایی که نقاط قوت فلسفة تربیت اسلامی محسوب می شوند جستجو کرد، در چهار ویژگی «مدون بودن»، «کلی بودن»، «فارغ از مکان بودن» و «فارغ از زمان بودن».
رقابت شدید سازمان های خدماتی برای به دست آوردن منافع اقتصادی، یکی از چالش برانگیز ترین موضوعات در حوزه بازاریابی است. توجه به جریمه مشتریان، به دلیل منافع و آثار سوء آن برای سازمان ها، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در پژوهش حاضر، رابطه بین ویژگی های جریمه های مذکور و رضایت، وفاداری و ارتباطات کلامی مشتریان سازمان های خدماتی در استان کرمان بررسی شده است. جامعه آماری همه افرادی هستند که در استفاده از خدمات مؤسسات فوق، جریمه پرداخت کرده اند و حجم نمونه 385 نفر تعیین گردید. برای بررسی پایایی پرسشنامه، 30 عدد پرسشنامه به طور تصادفی تکمیل گردید و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش ها، 95/. به دست آمد. نتایج پژوهش حاضر، بیانگر وجود رابطه معنی دار میان شدت جریمه، کفایت توضیح و نارضایتی است. همچنین بین نارضایتی و ارتباطات کلامی و وفاداری مشتریان، رابطه معنادار وجود دارد.
انگیزه اصلی در برگرداندن این نوشته به زبان فارسی، بحث و تحلیل علمی آراء و نظرات حقوقی «شارل دوویشر» نیست، بلکه نشان دادن نمونه ای از زندگی یک حقوقدان راستین است که چگونه با اندیشه ها و آرمانهای خود به درستی و بی کاستی، زیسته است. می گویم «حقوقدان راستین» زیرا حقوقدان بودن، مسئولیت بزرگی بر دوش انسان می گذارد که شیوه زندگی او را نیز می پردازد و می سازد. و این، بسی فراتر از انتخاب یک رشته تحصیلی یا یک شغل است. حقوقدانان بیش از هر چیز با مفاهیم والا و برجسته ای مانند آزادی و عدالت سر و کار دارند. اینکه این کلمات، دستاویز و گاه بازیچه دست و زبان اصحاب قدرت و مکنت است، حدیث تلخ و طولانی است، اما نه از قدر و ارج آنها در عرصه اندیشه کم می کند نه از مسئولیت حقوقدانان در پرداختن به این مفاهیم و گسترش آنها می کاهد. زندگی حقوقدانانی مانند «دوویشر» که خود را یکسره وقف دانش و آرمان خود کرده اند و در این راه دمی از پای ننشستند، افق مسئولیت همه حقوقدانان راستین را بسی دورتر می برد و در عین حال چشم انداز امید را نیز در منظر همه انسانهایی که دلداده عروس آزادی و عدالت اند، فراخ تر می گشاید.«شارل دوویشر» (1973ـ1884) حقوقدان بلژیکی است که اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم می زیسته و رنج های دو جنگ جهانی را به چشم دیده است و برای آزادی وطن خود از اشغال بیگانه، از هیچ کوششی دریغ نورزیده است. در آن روزگار که دفتر تاریخ معاصر جهان، برگ به برگ گشوده می شد و طرح حقوق بین الملل معاصر بر بستر روابط بین الملل جدید ریخته می شد، شارل دوویشر سهم بزرگی در تدوین، گسترش و سازماندهی شاکله نظری حقوق بین الملل معاصر ایفا کرده است. وی در هر دو دادگاه جهانی، قاضی بود و نقش بلامنازعی در شکل دادن به اندام حقوق بین الملل در لباس رویه قضائی نیز داشته است. شرح بیشتر ماجرا را در این مقاله می خوانید.
هنگامی که مالی به شخصی تسلیم شده و یا وجهی به اوتأدیه شده ولی در رسید اخذ شده عنوان تسلیم یا تأدیه مشخص نباشد‘ حقوقدانان در انتخاب عنوان برای چنین پرداختی دچار تردید شده اند. این تردید با تدوین توأم با اجمال مادة 265 قانون مدنی افزون گشته است. در مقام تبیین و رفع اجمال از این ماده قانونی راه حلهای متفاوتی به نظر می رسد. انتخاب هریک از این راه حلها آثار متفاوتی به دنبال دارد. زیرا در صورتی که تسلیم و پرداخت را امارة مدیونیت بدانیم‘ کسی که خواهان استرداد مال است‘ باید مدیون نبودن خود و استحقاق استرداد مال را ثابت کند. اما هرگاه تسلیم و پرداخت را امارة مدیونیت ندانیم ‘ متصرف و گیرندة مال باید سبب تملک و ناقل صحیح قانونی انتقال مال به خود را ثابت کند. در غیر این صورت باید مال را به مدعی رد کند. راه حل ارائه شده در مقالة حاضر این است که تسلیم و پرداخت را امارة مدیونیت بدانیم. هدف این مقاله تحلیل و تبیین این نظریه و رفع ایرادات وارده بر آن است. امید است که این تلاش مقبول افتد و پژوهشگران حقوقی کشورمان این موضوع را به نحو گسترده تری مورد تحقیق قرار دهند.