هدف: ولع مصرف، هسته اصلی مصرف مواد است و مت آمفتامین شیشه، یک ماده محرک رایج در ایران است که در مواجهه با نشانه های مصرف، ولع شدیدی ایجاد می کند. هدف اصلی این مطالعه، طراحی و ساخت ابزار سنجش ولع مصرف القاشده کلامی، در سوءمصرف کنندگان مت آمفتامین است.
روش: در این مطالعه، ابتدا 15 سوءمصرف کننده، واژه هایی را که خواندن یا شنیدن آنها در ایشان ولع مصرف ایجاد می کرد، مشخص کردند. در مرحله بعد، این واژه ها که 133 عدد و در هفت طبقه مواد، وسایل مرتبط، ابزار، مکان ها، عملکردها، خلقیات، عواطف و اشخاص دسته بندی شده بودند، همراه با 16 کلمه خنثی، در قالب یک پرسشنامه لیکرتی پنج درجه ای، در اختیار 30 آزمودنی که به صورت تصادفی و بر اساس معیار تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به مت آمفتامین، از کلینیک مرکز ملی مطالعات اعتیاد ایران انتخاب شده بودند، قرار داده شدند. ابتدا اطلاعات جمعیت-شناختی و نیم رخ مصرف مت آمفتامین آزمودنی ها بر اساس مقیاس شدت اعتیاد- فرم لایت جمع آوری و سپس قدرت القاکنندگی این واژه ها ارزیابی شد. پس از آن، داده ها به وسیله نرم افزار آماری SPSS-16، با استفاده از شاخص های توصیفی آنالیز آماری شد.
یافته ها: واژه های شیشه، مواد و جنس، پول، لوله شیشه ای و کیف پول، پایپ، فندک و زرورق، محل تهیه مواد، خانه مجردی و اتاق مصرف، دیدن دوستان، بحث خانوادگی، تحریک جنسی، وسوسه، عصبانیت و افسردگی و در نهایت هم مصرف، فروشنده شیشه و همبازی، بیشترین اثر القایی ولع مصرف را نشان دادند. به این ترتیب، فهرست واژه گان طراحی شد. سپس به منظور ارزیابی انحراف توجه و سنجش ولع مصرف، 24 واژه مؤثر، در چهار گروه شش واژه ای و دو گروه خنثی، برای استفاده در آزمون استروپ اعتیاد و نیز برنامه کامپیوتری سنجش انحراف توجه معرفی شد.
نتیجه گیری: ابزارهای بومی سنجش ولع مصرف، می توانند علاوه بر ایجاد امکان پژوهش در این حوزه، در طراحی و اجرای مداخلات روان شناختی پیشگیری از عود به کار روند. در این مطالعه، مجموعه ای از این واژگان و توانمندی آنها معرفی و تحلیل شد.
گردشگری به عنوان صنعتی نوپا در جهان، در ردیف یکی از سه منبع درآمدی اول به شمار می آید ولی در ایران به دلایل فراوان هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. شهرستان کاشان با وجود شرایط جغرافیایی و تاریخی مناسب و برخورداری از معماری اصیل ایرانی، خانه های تاریخی، مساجد، بازار، تپه های باستانی، صنایع دستی منحصر به فرد، آیین ها و مراسم خاص مانند گلابگیری و صدها جاذبه تاریخی، فرهنگی و طبیعی دیگر، نتوانسته است هماهنگ با این قابلیت های بسیار بالا، صنعت گردشگری(خارجی و داخلی) خود را متحول سازد. این تحقیق با هدف یافتن پاسخ این سؤال که چه عامل یا عواملی باعث شده است تا این سرزمین از مزایای متعدد گردشگری بی بهره بماند؟ تهیه شده است. همچنین چگونه می توان ضمن بهره مندی از منافع حاصل از گردشگری تاریخی- فرهنگی منطقه از میزان اثرات سوء گردشگری در منطقه کاست و در راستای پایداری شهر بهره مند شد؟ این پژوهش بر اساس روش سیستمی و کارکردشناسی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و برای تحلیل مکانی و استقرار نقاط بر روی نقشه از نرم افزار ARC GIS استفاده شده است، همچنین به بررسی یافته های مطالعات کتابخانه ای و نتایج یک بررسی میدانی از طریق توزیع پرسشنامه بین گردشگران و همچنین مصاحبه با کارشناسان مختلف پرداخته و ضمن شناسایی جنبه های مختلف موضوع به چگونگی ارتباط بین برنامه ریزی اصولی و به ویژه تهیه و اجرای طرح جامع گردشگری شهرستان کاشان با توسعه صنعت گردشگری و امکان جذب گردشگر در بخش مرکزی این شهرستان(شهر کاشان) می پردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که باوجود آن که شهرستان کاشان و بخش مرکزی آن توانسته انبوه گردشگران تاریخی- فرهنگی را از لایه های متفاوت اقتصادی جامعه جذب نماید، اما همچنان با عدم توسعه صنعت گردشگری در منطقه رو به رو بوده و شهر، گرفتار ناپایداری های متعدد زیست محیطی و اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی از جمله اسکان غیر رسمی گردشگران است. عمده این ناپایداری ها ناشی از تعدد مراکز تصمیم گیری، گسستگی در مدیریت شهری و عدم مدیریت یکپارچه بین سازمان ها و دستگاه های دولتی و غیر دولتی تصمیم گیر در خصوص امور گردشگران و گردشگری و وجود برخی موازی کاری ها است ، لذا ضروری است تا با تهیه و اجرای طرح جامع گردشگری شهرستان کاشان، نهادی فراسازمانی متشکل از کلیه سازمان ها و دستگاه های مسئول در امر مدیریت شهری تشکیل شود تا این نهاد فرادست بتواند برای برقراری یک ارتباط سازمان یافته اجزاء و کارکردهای گردشگری تاریخی- فرهنگی به نفع تقویت مدیریت یکپارچه گردشگری در راستای توسعه پایدار شهر و منطقه که جدای از کارکرد گردشگری نیست، فعالیت و تلاش نماید.
«پارادایم پیچیدگی» الگوی عمومی علم در دوران معاصر تلقی می شود که در مخالفت با پارادایم مکانیکی یا نیوتنی علم در کمتر از چهار دهه اخیر پا به عرصه دانش بشری نهاده و حوزه های گوناگون آن از جمله علوم انسانی را متأثر کرده است. هدف اصلی پژوهش حاضر معرفی و توضیح مؤلفه های پارادایم پیچیدگی در ارکان سه گانه آن (هستی شناسی، معرفت شناسی، روش شناسی) است. در این پژوهش سعی بر آن بوده است تا با نظر به اندیشه های صاحب نظران برجسته این پارادایم به مطالعه بنیادهای نظری شکل دهنده این پارادایم پرداخته شود. در نهایت، مؤلفه های این پارادایم در ارکان سه گانه آن چنین استنتاج شدند: رکن هستی شناسی (واقع گرایی انتقادی پیچیده، علیت پیچیده، تعیّن گرایی ساختاری)؛ رکن معرفت شناسی (عدم قطعیت، بازنمایی توزیعی، نظریه صدق فازی)؛ رکن روش شناسی (کل گرایی، بیناعینیت، راهبرد).
امروزه سازمان ها به دنبال افرادی هستند که بتوانند به صورت گروهی عملکرد مطلوبی داشته باشند و از سوی دیگر توانایی برقراری ارتباط و تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگ های مختلف را دارا باشند. بنابراین لازم است با فرهنگ های مختلف آشنا باشند و به طور مناسب با افراد سایر فرهنگ ها ارتباط برقرار کنند. برای این منظور، افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند. این مطالعه به بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و اثربخشی گروهی در47 گروه کاری در شرکت فولاد مبارکه اصفهان پرداخته است. داده ها پس از جمع آوری از طریق پرسشنامه های هوش فرهنگی و اثربخشی گروهی بوسیله نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد بین هوش فرهنگی و مولفه های آن (استراتژی، دانش، انگیزش و رفتار) با اثربخشی گروهی رابطه معناداری وجود دارد.همچنین از بین این مولفه ها، مولفه انگیزش و رفتار، قابلیت پیش بینی اثربخشی گروهی را دارا بودند.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ژئوپلیتیک نیز همچون بسیاری دیگر از مفاهیم دچار تغییر و تحول شد. ژئوپلیتیک جدید در واقع شرح تازه ای است برای تعیین شکل جهان پس از جنگ سرد و ترسیم دوباره نقشه ژئوپلیتیکی جهان. ژئوپلیتیک نظم نوین جهانی، ژئوپلیتیک مقاومت، ژئوپلیتیک زیست محیطی و ژئوکونومی بارزترین گفتمان های ژئوپلیتیکی مطرح در جهت گیری های آینده امور بین المللی است. گفتمان نوین ژئوپلیتیک جنگ سرد نیز با اهمیت دادن به موضع تجدید اندیشه ژئوپلیتیک استعماری و نظریه های ژئوپلیتیکی دوران جنگ سرد، برآن است نظم ژئوپلیتیکی دوره گذار پس از جنگ سرد، هماهنگی شکلی و ماهوی نزدیکی با برخی از فرهنگ های مسلط در گفتمان های ژئوپلیتیکی گذشته دارد. بنابراین هرچند فروپاشی شوروی رویدادی تاریخی است که تغییرات گسترده ای را در بسیاری از ابعاد زندگی بشری ایجادکرده اما گذشت زمان نشان داده این مهم نتوانسته الگویی ازسیاست های بین المللی را به وجود آورد که از سیاست های پیش از جنگ کاملا متمایز باشد.یافته های این پژوهش نیز که از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و با روش شناسی استنباطی و استفاده از ابزار کتابخانه ای صورت پذیرفته، نشان می دهد ژئوپلیتیک جنگ سرد جدید در واقع به صورت ترکیبی از برخی مهم ترین رویکردهای مطرح در گفتمان های پیشین ظاهر شده است. به این ترتیب که از لحاظ شکلی، نظریات مبتنی بر حقایق جغرافیایی (ژئوپلیتیک استعماری)، رویکرد سد نفوذ (ژئوپلیتیک جنگ سرد) و نیز رهیافت ژئوکونومی را در برمی گیرد و از لحاظ ماهوی نیز با دیدگاه های مبتنی بر طرز تلقی های نژادگرایانه (ژئوپلیتیک استعماری)، جبهه گیری های ایدئولوژیک (ژئوپلیتیک جنگ سرد) و خودبرترانگاری های غربی (ژئوپلیتیک نظم نوین جهانی) همخوانی دارد.
همواره از عصر مشروطه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران یاد شده است. در این عصر جامعه ایرانی در ابعاد مختلف دستخوش دگرگونی هایی گردید. در عرصه هویتی نیز دگرگونی هایی در عناصر هویت بخش ایرانی به وجود آمد. زبان و ادبیات فارسی به مانند ادوار پیشین نقش مهمی در بازسازی و تعمیق بخشیدن به هویت ملی ایرانیان در تاریخ معاصر داشته است. مقاله حاضر در صدد است با بهره گیری از روش تحلیل محتوا، میزان توجه به مولفه های هویت ملی را در دیوان عارف قزوینی مورد تحلیل و تبیین قرار دهد. بدین منظور، مولفه های هویت ملی شامل ارزش های ملی، ارزش های دینی و فرهنگ غربی، با بهره مندی از متغیرهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته اند. یافته های این بررسی نشان می دهد عارف قزوینی در دیوان خود توجه ویژه ای به شاخصه ها و عناصر هویت بخشی ایرانی داشته است. علی رغم دگرگونی های به وجود امده در عناصر هویت بخش ایرانیان در عصر مشروطه، ارزش های ملی جایگاه خویش را در هویت بخشی به ایرانیان حفظ نموده است.
در این نوشتار، ضمن بررسی مشاهدات میدانی و مصاحبه و نظرخواهی از خبرگان مسئول بخش عرضه خدمات حمایتی کشور با توجه به مبنای سازماندهی منطقه ای و جغرافیایی که لازمه شناسایی دقیق نیازمندان و توانمندسازی و خوداتکایی ایشان است، علاوه بر تعامل مناسب و استفاده بهینه از ظرفیتها و تجربههای خیریه های موجود به ایجاد یا تقویت گونه های جدیدی از سازمانهای مردم نهاد شامل تشکلهای داوطلبانه حمایتی محله محور به مرکزیت مساجد محله ها تحت عنوان کلی شبکه ارتباطی حمایتی مردمی توجه شده و اهداف، وظایف، فعالیتها و بویژه تعامل آنها با کمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان دستگاه متولی عرضه خدمات حمایتی و یک سازمان حمایتی از تشکلهای مردمی، طراحی و تبیین شده است. الگوی تعاملی این مقاله اتحاد و مشارکت دولت و مردم در جهت تحقّق واقعی اهداف توانمندسازی و خوداتکایی محرومان را با رویکرد مسجدمحوری مورد توجه قرار داده و شاخصهای کاهش فقر، احیای آموزه های دینی در زمینه انفاق و نوعدوستی، احیای جایگاه مساجد در نظام اسلامی، افزایش همبستگی و سرمایه اجتماعی، افزایش رضایتمندی و عزت نفس نیازمندان، کاهش هزینههای اجرایی و تشکیلاتی و در نتیجه افزایش بهره وری عرضه خدمات حمایتی به محرومترین اقشار جامعه را هدف قرار داده است.
هدف: جداسازی کودکان کم توان از جامعه عادی، علاوه بر تحمیل هزینه های گزاف بر جوامع، لطمات و مشکلات عاطفی زیادی بر این کودکان وارد می کند و موجب رشد نیافتگی بسیاری از قابلیت ها و کاهش قدرت تطابق آنان با محیط عادی میگردد. بنابراین چند دهه ای است که روش تلفیق یا یکپارچه سازی در آموزش و پرورش مدنظر قرار گرفته است. در ایران نیز آموزش و پرورش تلفیقی برای دانش آموزان با اختلالات بینایی، شنیداری و جسمی - حرکتی شروع شده، اما تاکنون در مورد میزان مقبولیت و پذیرش آنان از طرف دانش آموزان عادی مطالعه گسترده ای نشده است.
روش: 502 دانش آموز عادی از دبستان های تلفیقی و 120 دانش آموز از دبستان های عادی شهر تهران، در مقاطع سوم تا پنجم به کمک نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و میزان پذیرش آنان با استفاده از پرسشنامه «مقیاس پذیرش» تعیین و سپس اطلاعات به دست آمده تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: دانش آموزان کم شنوای مدارس تلفیقی و غیر تلفیقی نسبت به دانش آموزان جسمی - حرکتی بیشتر مورد پذیرش دانش آموزان عادی قرار می گیرند، و در مجموع این پذیرش در مدارس تلفیقی بیشتر از مدارس غیر تلفیقی است. همچنین میزان پذیرش کودکان کم شنوا در میان دانش آموزان پسر بسیار بیشتر از دانش آموزان دختر است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد روش تلفیق برای کودکانی که دارای کم توانی، به ویژه کم تواناییهای خفیف مانند کم شنوایی هستند مفید بوده و در ارتقای وضعیت تحصیلی، سازگاری با افراد عادی، عادی سازی حضور در جامعه، و شناخت و توجه نسبت به نیازهای خاص آنان، بسیار موثر است.
کشور ایران به علت موقعیت جغرافیایی پیوسته مورد توجه مهاجران بوده است. یکی از ابزاری که در سالهای اخیر برای سنجش میزان تاثیرات مورد استفاده قرار میگیرد تاریخ شفاهی است و در این مقاله به کاربرد تاریخ شفاهی در استرالیا برای مهاجران پرداخته شده و با ایران مقایسه شده است.
زمینه و هدف: درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک عملکرد شناخت و تولید تجربه های هشیارانه ی ما درباره ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. در پژوهش حاضر سعی شده است تا اثر بخشی این نوع از درمان در بهبود بیماران دچار افسردگی مورد بررسی قرار گیرد.
مواد و روش ها: این مطالعه بر روی سه بیمار از مرکز مشاوره دانشگاه تبریز در چارچوب طرح تجربی تک موردی با استفاده از طرح خطوط پایه چند گانه ی پلکانی طی 8 جلسه،انجام شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه افسردگی بکBDI و باورهای فراشناختیMCQ ,PBRS ,NBRS بود.
یافته ها: درمان تغییرات قابل توجهی در علائم افسردگی و باورهای فراشناختی بیماران افسرده ایجاد کرد و موجب بهبودی در علائم هر سه بیمار شد همچنین نتایج درمانی تا دوره ی پیگیری ادامه یافتند.
نتیجه گیری: درمان فراشناختی که به جای محتوای شناخت بر کنترل فرآیندهای حاکم برآن تمرکز می کند، می تواند در درمان بیماران مبتلا به اختلال افسردگی موثر باشد.
درهم و دینار در صدر اسلام دو سکه رایج در میان مردم بود و ازاین رو شارع مقدس آن ها را به عنوان معیاری برای پرداخت کفاره ها، خسارت ها و مالیات های شرعی قرار داد و به این ترتیب بسیاری از احکام شرعی بر پایه تصوری که در آن اعصار از این دو نقد رایج بود، شکل گرفتند. درهم و دینار در قرون اولیه اسلام به عنوان دو سکه نقره و طلا شناخته می شدند که همواره از نظر وزن و ارزش میان آن ها معادله برقرار بود و ازاین رو به طورمعمول ده درهم نقره برابر با یک دینار طلا به شمار می آمد. با خارج شدن این دو نقد اسلامی از گردونه مبادلات روزمره مردم، رفته رفته نسبت های موجود میان آن ها هم به فراموشی سپرده شد و به تدریج این دیدگاه نادرست به وجود آمد که هر یک از این دو نقد می توانند به صورت مستقل به عنوان معیاری برای پرداخت دیون شرعی، به شمار آیند. این دیدگاه، مشکلات فراوانی را در فهم روایات و عمل به آن ها و همچنین تفسیر و اجرای برخی از مواد قانونی ازجمله مقررات دیات به وجود آورد. با توجه به اینکه اصلاح این دیدگاه نادرست، می تواند برخی از مشکلاتی را که در حال حاضر در اجرای بخشی از احکام اسلامی وجود دارد، حل کند، در این مقاله با بهره گیری از متون فقهی و تاریخی به تبیین ماهیت این دو نقد اسلامی و نسبت های موجود میان آن ها پرداخته شده و لزوم توجه به نسبت ارزشی آن ها در همه مباحث فقهی و حقوقی اثبات شده است.
هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش کلیدی است که پایگاه اجتماعی-اقتصادی چگونه به اقتدارگرایی کشانده می شود؟ برای پاسخ به این سؤال کلی از تئوری های لیپست، آدورنو و کوهن بهره گرفته شد و سه فرضیه اصلی به همراه هفت فرضیه فرعی طراحی نموده و مدلی پیشنهاد شده است. روش این پژوهش میدانی بوده و از طریق survey انجام گرفته است و داده ها از 407 دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز با تکنیک پرسشنامه خودسنجی جمع آوری شده اند. محتوای پرسشنامه از مواد زیر تشکیل شده است: اطلاعات زمینه ای، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، کنترل استبدادی والدین، عزت نفس، احساس آنومی و اقتدارگرایی. نتایج نشان داد که پایگاه اجتماعی-اقتصادی به سبب کنترل استبدادی والدین، احساس آنومی بر اقتدارگرایی اثرگذار است. همچنین عزت نفس واسطه اثر کنترل استبدادی بر اقتدارگرایی است. دیگر یافته ها حاکی از همبستگی معنادار بین کلیه متغیرهای تحقیق بود. بجز همبستگی پایگاه اجتماعی-اقتصادی و عزت نفس در این پژوهش جهد شده است اقتدارگرایی به صورت تجربی مورد مطالعه قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که تحلیل های آماری اولاً مدل تلفیقی پیشنهادی را تأیید می کنند، ثانیاً تئوری های بکار گرفته شده در مدل بصورت جداگانه تأیید می شوند.
هدف این پژوهش، ارزیابی مجدد برنامه درسی انیمیشن یا تصویر متحرک در رشته لیسانس گرافیک و ارائه یک روش تلفیقی آموزش می باشد، زیرا ارایه ی این واحد درسی در موارد بسیاری، نتوانسته است منجر به شکل گیری خلاقانه کاراکترهای برتر، در فیلمنامه های ارایه شده ی دانشجویان شود. روشی که این مقاله پیشنهاد می کند، یک روش تلفیقی است که از روش های سنتی و حل مسأله، جهت رسیدن به روش آموزش"" تعاملی پویا "" بهره می گیرد. روش اجراء پژوهش حاضر کیفی و کمی بود. بخش کیفی آن، به صورت مطالعه توصیفی بر مبنای مشاهده، پرسش و پاسخ، مصاحبه باز، مطالعه موردی و کتابخانه ای انجام شد و در بخش کمی از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. از جامعه آماری دانشجویان دوره لیسانس گرافیک دانشگاه شهید رجایی که درس کارگاهی انیمیشن را اخذ کرده بودند، یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. متغیر مستقل نیز استفاده از روش آموزشی تعاملی پویا بود. فرضیه پژوهش تایید شد و می توان گفت که استفاده از روش آموزشی ""تعاملی پویا"" بر درک مفهومی دانشجویان از فیلمنامه نویسی تاثیر دارد. در این روش، مشارکت دانشجویان و فعال کردن احساسات، تجارب و مهارت های آنان در جهت ارائه فرض های صحیح، برای حل مساله و آزمودن آنها از اولویت برخوردار است.
نویسنده محترم با معرفى مفاهیم وابسته به تکثرگرایى غربى، تقلید جاهلانه برخى نویسندگان اسلامگرا را تقبیح مىکند و عوامل بازدارنده گفتمان اسلام و غرب را برشمرهد؛ سپس چگونگى برخورد صحیح با مسأله تکثرگرایى را تبیین مىکند و در پایان به روشن نمودن بستر طرح مسأله تکثرگرایى مىپردازد. از نظر نویسنده، لزوم برنامهریزى صحیح به شکلى که امکان بازسازى هویت جامعه را از حیث عقلانى و روانى فراهم سازد و کارآمدى و نشاط آن را بازگرداند، راه حل بحران فعلى است.
درس آمار در میان دانشجویان رشته ی روان شناسی جزء اضطراب آورترین درس های دانشگاهی محسوب می شود. این اضطراب اثرات منفی بر عملکرد دانشجویان در درس آمار می گذارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین نیاز های اساسی روان شناختی و اضطراب آمار بود. بدین منظور یک نمونه ی ۳۵۰ نفری از دانشجویان رشته ی روان شناسی دانشگاه بین الملل امام خمینی (ره)، دانشگاه پیام نور و دانشگاه تربیت معلم استان قزوین به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسش نامه اضطراب آمار مورگان و مقیاس ارضای نیازهای اساسی روان شناختی جوهانسون و فینی بود. روایی پرسش نامه ها با استفاده از روش تحلیل عامل و پایایی آن ها به روش آلفای کرونباخ احراز گردید. یافته های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل هم بستگی بنیادی نشان داد، ابعاد نیاز های اساسی روان شناختی رابطه ی معناداری با میزان اضطراب آمار و عملکرد آمار دارند. هم چنین نتایج تحلیل کانونی یک مجموعه ی معنادار بین نیاز های اساسی روان شناختی و اضطراب آمار را نشان داد. درمجموعه ی اول ابعاد نیاز به خودمختاری، شایستگی و پیوندجویی، رابطه ی منفی و معناداری با اضطراب آمار و رابطه ی مثبت و معناداری با عملکرد در آمار داشتند. درمجموع، با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت، آن دسته از دانشجویان روان شناسی که احساس شایستگی، پیوندجویی و خودمختاری بیش تری دارند، میزان اضطراب آمار کمتر و عملکرد بهتری تجربه می کنند. در پایان نتایج به تفصیل مورد تبیین قرار گرفت.
سازمان فضایی هر ناحیه، از طریق پویایی شبکه سکونتگاهی آن تکامل می یابد، که البته روند شکل گیری شبکه سکونتگاهی متاثر از محیط طبیعی، ساختار اجتماعی و اقتصادی و رویدادهای سیاسی و تاریخی است. در شهرستان تالش، محیط طبیعی و ساختار اجتماعی و اقتصادی این ناحیه زندگی یکجانشینی به ویژه شهر نشینی را به تاخیر انداخته بود. نبود راههای ارتباطی مناسب بین واحد های انسانی ناحیه، یکی از مهمترین موانع یکپارچگی فضایی ناحیه به شمار می رفت. به همین دلیل، شبکه سکونتگاهی نوپای تالش در پیرامون جاده ای شکل گرفته است که در خلال جنگ جهانی دوم احداث شد و سراسر حوزه های انسانی ناحیه را در امتداد طولی ناحیه به یکدیگر متصل ساخت. بدین ترتیب، نخستین شهر واقعی ناحیه و به دنبال آن بازارهای روستایی در گره گاههای این جاده و حوضه رودها (که هریک واحدی انسانی را در خود جای داده بودند) شکل گرفت. بازارهای روستایی با توجه به جمعیت حوزه نفوذ شان، گسترش یافته و آنهایی که از موقعیت جغرافیایی و کارکرد کارآمدی برخوردار بودند، به شهرهای کوچک تبدیل شدند. در نتیجه نظامی سلسله مراتبی از مکان های مرکزی به وجود آمد که شبکه سکونتگاهی و سازمان فضایی ناحیه را شکل بخشید. اما از سویی تمرکز جمعیت و فعالیت های اقتصادی، به صورت نامتوازنی در حاشیه جاده مزبور متمرکز گردید که عدم تعادل فضایی ناحیه را به دنبال دارد. به همین علت، پیش از تحولات خودجوش آینده، هدایت و برنامه ریزی توسعه در مراکز بازاری و روستا- شهرهای ناحیه، امری ضروری به نظر می رسد. مطالعه روند تحولات شبکه سکونتگاهی تالش با استفاده از منابع تاریخی و بررسی تحولات اخیر، از طریق روش های میدانی و اطلاعات و داده های سازمان های محلی به بهترین شکل گویای این واقعیت مکانی و فضایی است.