ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۴۳۷ مورد.
۲۲۱.

نقشه راه به مثابه ابزاری برای برنامه ریزی منطقه ای علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۸
هدف: یکی از پیامدهای جهانی شدن، ظهور اقتصادهای منطقه ای قدرتمندی است که به لحاظ اقتصادی، تولید ناخالص آنها از کشورهای دیگر بیشتر است. ازاین رو مفهوم اقتصاد منطقه ای، به مفهوم مهمی تبدیل شده است تا کشورها از طریق آن به برنامه ریزی برای توسعه مناطق خود بپردازند. لذا پژوهش حاضر به دنبال معرفی نقشه راه به عنوان روشی مناسب برای برنامه ریزی و توسعه منطقه ای است. روش: مطالعه حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر روش مطالعه موردی و تحلیل محتوای کیفی براساس تجربه منطقه ایلینوی در ایالت متحده آمریکا در ترسیم نقشه راه علم و فناوری به منظور برنامه ریزی منطقه ای و استفاده از روش الگوبرداری برای ارائه روش پژوهشی مناسب در راستای آمایش مناسب علم و فناوری در سطح منطقه است. یافته ها: مهم ترین یافته پژوهش، ارائه نقشه راه مناسب برای آمایش علم و فناوری منطقه ای به منظور تدوین برنامه های توسعه ای منطقه ای مناسب است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با در نظر داشتن نبود روش مناسب برای اولویت گذاری علم و فناوری در منطقه در ایران، به دنبال ارائه و معرفی روش مناسب است؛ ازاین رو در وهله اول با بررسی تجربه ایالت ایلینوی در اولویت گذاری علم و فناوری منطقه ای بر مبنای نقشه راه، به معرفی نقشه راه به مثابه ابزاری برای اولویت گذاری علم و فناوری و سیاست گذاری منطقه ای پرداخته است تا با توجه به آن در مطالعات بعدی، بخش های دولتی بتوانند به تدوین برنامه های توسعه ای منطقه ای مناسب و اجرایی همت گمارند.
۲۲۲.

آینده نگاری و تبیین سناریوهای پیش روی صندوق های بازنشستگی تابعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف: در مقاله حاضر، پیشران ها و عدم قطعیت های اثرگذار بر آینده صندوق های بازنشستگی و ترسیم آینده های محتمل، ممکن و مطلوب این صندوق ها مورد واکاوی قرار گرفته است. روش: به لحاظ روش شناسی، در مطالعه کنونی به منظور انتخاب روش ها، از آینده نگاری یکپارچه (انتگرال) استفاده شده , وترکیبی از روشهای مصابه، دلفی، تحلیل اثرات متقاطع و ریخت شناسی به کار گرفته شده است. گروه خبرگان برای انجام مصابه و دلفی، 30 نفره بوده و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمندِ «قضاوتی» و «گلوله برفی» انتخاب شد است.یافته ها: در گام اول 70 پیشران موثر بر آینده صندوق های بازنشستگی شناسایی و پس از پالایش اولیه، فهرست پیشران ها بومی سازی شده و با حذف پیشران های مشابه و دارای ارتباط کم با محیط آینده ایران، فهرست 47 پیشران نهایی(فناوری 11، اجتماعی 8، زیست محیطی 4، اقتصادی 15، سیاسی-نهادی 9 پیشران) به منظور تحلیل اثرا متقاطع و سنجش اهمیت و عدم قطعیت انتخاب شدند. نتایج: بر اساس نتایج این پژوهش آینده صندوق های بازشستگی تابعه وزارت تعاون، کار و رفاه، تحت تاثیر چهار عدم قطعیت بحرانی یعنی: تأثیر نسل های قدیمی در حکمرانی، روند خصوصی شدن مشاغل دولتی، ماهیت سیاسی دولت و تحریم ها قرار دارد و پس از منطق دهی به سناریوها و حذف سناریوهای ناسازگار و مشابه، سناریوهای شش گانه تحت عناوین: بازسازی پس از جنگ اقتصادی، تعامل و سازندگی، لبه پرتگاه، نرمش قهرمانانه، پیروزی نزدیک و سازش و گذار، برای آینده صندوق های بازنشستگی وجود خواهد داشت.
۲۲۳.

چارچوب یکپارچه آینده نگاری راهبردی در شهر (مورد مطالعه: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۳۹۲
هدف: شهر اصفهان، شهری فرهنگی، با قدمت تاریخی، شهرت جهانی دارد و دارای موقعیت استراتژیک ویژه ای در کشور ایران است، لذا آینده نگاری راهبردی می تواند بر مزیت های رقابتی و نسبی این شهر بیافزاید. پژوهش حاضر با هدف استخراج الگوی یکپارچه ی آینده نگاری راهبردی شهر اصفهان انجام گرفته است. روش: در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش فراترکیب به استخراج مؤلفه های الگو به کمک مطالعات و اسناد کتابخانه ای پرداخته شده است. پس آن به کمک سه دور روش دلفی و با استفاده از خبرگان شهر و شهرداری اصفهان به انتخاب مؤلفه های شهر اصفهان پرداخته شده است. در انتها با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری، اولویت دهی مؤلفه ها نسبت به هم صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد، الگوی یکپارچه آینده نگاری راهبردی، در مرحله ی ورودی و در سطح اول، چارچوب بندی محتوایی و در سطح نهائی، سؤالات راهبردی ارائه می دهد. در مرحله ی آینده نگاری در سطح اول، تحلیل روند و در انتها با چشم انداز خاتمه می یابد. در مرحله ی خروجی آزمون گزینه های راهبردی در کنار نشانک ها و شگفتی سازها برای ورود به برنامه ی راهبردی و ایجاد مشارکت بین ذینفعان قرار می گیرد و در مرحله ی راهبرد، راهبردها برای رسیدن به برنامه ی پابرجا و تحلیل اثر آن ها بر بودجه، بهترین مؤلفه های الگوی آینده نگاری راهبردی برای شهر اصفهان هستند. همچنین با توجه به ترکیب رویکردهای مختلف آینده پژوهی به صورت گام به گام در سراسر الگو، یکپارچگی الگو نیز مورد توجه است. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج تحقیق لازم است تا شهرداری اصفهان به منظور تقویت برنامه ی  راهبردی، ضمن تنظیم سند آینده نگاری با الگویی یکپارچه، نسبت به تهیه ی سناریوها و جهت گیری های کلان اقدام نماید تا ضمن تقویت برنامه ی راهبردی به برنامه ای پابرجا دست یابد.
۲۲۴.

مطالعات اجتماعی استادان دانشکده های هنر و معماری درارتباط با فرهنگ ساختار معاصر شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
این پژوهش به مطالعه اجتماعی و تأثیرات فرهنگ ساختار معاصر شهر تبریز بر نگرش ها و دیدگاه های اساتید دانشکده های هنر و معماری درخصوص طراحی و تبیین آموزشی معماری می پردازد. فرهنگ شهری و ساختارهای معاصر همواره رابطه ای دوسویه با معماری دارند و تغییرات فرهنگی به طور مستقیم بر فرایندهای طراحی و آموزشی دراین رشته تأثیر می گذارند. دراین راستا، این تحقیق به بررسی تعامل میان معماری و فرهنگ در سطح دانشگاهی و نگرش استادان به این هم افزایی می پردازد. همچنین، به تأثیر این ارتباط در فرایندهای طراحی و شناخت اساتید از ویژگی های ساختار معاصر شهر تبریز پرداخته می شود. روش پژوهش کیفی و به صورت اقدام پژوهی بوده و از ابزارهایی همچون مصاحبه، پرسش نامه، یادداشت برداری و تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق به مثابه اساتید دانشکده های هنر و معماری دانشگاه های تبریز است که دارای مقطع کارشناسی ارشد و بالاتر در گرایشات مختلف دراین حوزه می باشند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که عدم آگاهی کافی از فرهنگ ساختارهای معاصر در فرایند آموزش و طراحی، می تواند منجربه چالش هایی درایجاد هم افزایی میان معماری و فرهنگ شهری شود. بنابراین، توجه ویژه به آموزش و آشنایی با ویژگی های ساختاری معاصر در طراحی و آموزش معماری ضروری به نظر می رسد تا دانش آموختگان و طراحان بتوانند به طور مؤثرتر در فرایندهای طراحی شهری در رویاروی با جنبش های اجتماعی در اجتماع مشارکت داشته باشند.
۲۲۵.

تبیین وضعیت زیست پذیری کلان شهر تهران در دوران پساکرونا با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف: در این پژوهش، ضمن تبیین وضعیت آینده پژوهی، زیست پذیری کلان شهر تهران، جهت تعیین وضعیت های محتمل آینده، عوامل کلیدی و ارتباطات بین آن ها تجزیه و تحلیل و رتبه بندی شدند. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش شناختی، توصیفی – تحلیلی است. در بخش نخست، با مرور مبانی و استخراج مهم ترین عوامل کلیدی، حکمروایی سیل با استفاده از تکنیک دلفی و نظرخواهی از 30 کارشناس، شاخص های اجماع و قطعیت، اولویت و اهمیت به ارزیابی عوامل پرداخته شد. با تعیین عوامل کلیدی و پارامترهای وردی در مجموع 51 پیشران کلیدی، جهت ورد به نرم افزار Micmac آماده شدند در بخش نهایی و ارائه سناریوها از تحلیل متقاطع به کمک نرم افزارScenario Wizard  استفاده شد.  یافته ها: از 2550 ارزش محاسبه شده در ماتریس اولیه اثرات متقاطع، 826 مورد دارای تأثیرگذاری زیاد، 1058 مورد دارای تأثیرگذاری متوسط، 666 مورد دارای تأثیرگذاری کم و 51 مورد بی تاتیر ارزیابی شده اند. ارزیابی وضعیت اثرگذاری و اثرپذیری عوامل کلیدی نشان می دهد که از بین 6 عامل اصلی، محیط شهری (S) و خدمات و زیرساخت های شهری مسکن (S)، اثرگذارترین ابعاد بر روند تحولات زیستی کلان شهر تهران بوده اند. نتیجه گیری: از 14 پیشران کلیدی و مهم متغیرهای آلودگی هوا (U1)، وجود حیوانات موذی (U3)، سر زندگی فضاهای عمومی (U6)، تبادل نظر مدیران شهر در تصمیم گیری های مربوط به مسائل و بحران ها (M4)، آگاهی لازم شهروندان برای مشارکت در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها در زمان بروز بحران (M5)، به عنوان متغیرهای دو وجهی و تاثیرگذار، دارای بیشترین اهمیت بوده اند. همچنین از مجموع 259 وضعیت حاکم بر صفحه سناریو، تعداد 155 حالت و 52.45 درصد وضعیت بحرانی، تعداد 85 حالت و 28.95 درصد در حالت مطلوب و تعداد 55 حالت و 18.60 درصد وضعیت ایستا را نشان می دهد.  
۲۲۶.

طراحی الگوی تاب آوری کسب و کارهای نوپا: مسیری به سوی آینده نگاری کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
هدف: تاب آوری در کسب و کارهای نوپا، مسأله چالش برانگیزی است که نظر سیاست گذاران این حوزه و صاحبان کسب و کار را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر، تلاشی به منظور ارائه مدل طراحی الگوی تاب آوری کسب و کارهای نوپا،  به عنوان  مسیری به سوی آینده نگاری  کسب و کارهای نوپاست. روش: این پژوهش، از لحاظ هدف، کاربردی است و از منظر گردآوری اطلاعات، یک پژوهش کیفی است که با روش تحلیل محتوا انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. مصاحبه با مشارکت کنندگان، تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافته است که این مهم، با انجام 15 مصاحبه حاصل گردید. مشارکت کنندگان، با روش گلوله برفی و هدفمند انتخاب شده و تجزیه و تحلیل داده ها، به واسطه سه مرحله کدگذاری (باز، محوری، گزینشی) با نرم افزار MAXQDA2020 بوده است. یافته ها: بر اساس نتایج تحقیق مؤلفه های «تاب آوری شناختی، تاب آوری مالی، تاب آوری انطباقی» و همچنین عوامل سازمانی تأثیر گذار پیشایند، پیشران ها و پَس ران ها و پیامدهای تاب آوری مشخص شدند. در این پژوهش، آینده نگاری و آینده پژوهی، از عوامل پیشرانِ تاب آوری کسب و کارهای نوپا شناخته شدند. نتیجه گیری: تاب آوری موجب می شود تا کسب و کارها، به شرایط پویای محیط خود پاسخ مؤثری داده و شایستگی هایشان را از طریق آینده نگری استراتژیک به حداکثر برسانند و درنتیجه، ارزش بیشتری را نسبت به رقبای خود در حوزه کسب و کارها کسب کنند. در این خصوص، می توان ادغام آینده نگاری در فرایند تاب آوری کسب و کارها را به عنوان یک عامل تسهیل گرو پیشران پیشنهاد نمود.
۲۲۷.

رمزگشایی پدیدارشناسانه دیابت در جامعه صنعتی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۸۰
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن، در جامعه صنعتی معاصر به سرعت رو به افزایش است. برخی از ویژگی های جامعه صنعتی مانند شهرنشینی، و بی تحرکی، به طور مستقیم به تشدید این بیماری کمک کرده اند. برآورد می شود در سال 2050 تعداد مبتلایان دیابت به رقم شگفت انگیز 3/1 میلیارد نفر برسد. این بیماری در جامعه نوین ایران نیز که شهرنشینی و بی تحرکی در آن رو به فزونی است، به سرعت درحال افزایش است. شیوع گسترده دیابت در ایران از یک سو و پیامدهای زیان بار این بیماری از سوی دیگر باعث شده است بیماری دیابت به طور گسترده مورد توجه قرار گیرد. در این راستا، هدف این پژوهش، مطالعه جامعه شناختی تجربه زیسته دیابت، نزد بیماران دیابتی است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی شوتز انجام شده و از مصاحبه عمیق و متوالی به عنوان ابزار کسب توصیفات تجربه زیسته استفاده شده است. در مجموع، 21 فرد دیابتی ساکن شهر جهرم به روش نمونه گیری هدفمند در طولِ یک دوره هشت ماهه مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش شوتز تحلیل و در قالب برساختِ مرتبه اول، مرتبه دوم، و سنخ بندی، طبقه بندی شد.یافته ها: در زیست سلامت محور، یافته ها مشتمل برشش مضمون اصلی شاملِ خود مراقبتی، خواب، کنترل وزن، سلامت جسمانی، سلامت جنسی، و سلامت روانی و 21 برساختِ مرتبه دوم بود. در سبک زندگی، یافته ها مشتمل برچهار مضمون اصلی شاملِ پرورش جسمی، الگوهای تغذیه، زیست دینی، زیست فراغتی، و 17 برساختِ مرتبه دوم بود. در بهزیستی روانی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی شامل زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش، زیست امیدوارانه و 17 برساخت مرتبه دوم بود. و بالاخره، در زیست معیشتی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی یا سنخ بندی شاملِ رفاه اقتصادی، نوسانات اقتصادی، حمایت مالی، تاب آوری اقتصادی، و 9 برساخت مرتبه دوم بود.نتیجه گیری: خود مراقبتی، سلامت جسمی، سلامت روانی و سلامت جنسی در تجربه زیستِ سلامت محور بیماران دیابتی نقش دارند. زیست فراغتی، زیست دینی، الگوهای تغذیه و پرورش جسمی در سبک زندگی بیماران دیابتی حائز اهمیت اند. رفاه اقتصادی، رفاه خانواده، مصرف گرایی و پیشرفت مادی در زیستِ معیشتی تاثیر دارند. و بالاخره، زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش و زیست امیدوارانه در بهزیستی روانشناختی بیماران دیابتی در کنترل بیماری موثر می باشند. یافته ها نشان می دهند بین دنیای صنعتی و دیابت پیوندهای نزدیکی وجود دارد.
۲۲۸.

عقلانیت های سه گانه و خلق آینده بدیل مطلوب برای تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۸
مطالعه وضعیت جوامع اسلامی حاکیست، برخی از جوامع مسلمان دچار «بحران های حاد»ی همچون افراط گرایی مذهبی و تروریسمِ دین پایه اند؛ و جوامع اسلامیِ باثبات نیز یا دارای پتانسیل ظهور افراط گرایی اند یا با زوال قلمرو معنویت مواجه اند و مسائل اجتماعی ناشی از تجربه سرمایه داریِ بومی خود را دارند. پرسش این است که علت بروز این وضعیت بحرانی چیست؟ و راه برون رفت از آنها کدام است؟ در پاسخ باید گفت بروز چنین بحرانهایی در گستره تمدن اسلامی ناشی از فاصله گرفتن از سنت های عقلانی اند؛ چیزی که برخی مفهوم «انحطاط تمدن» یا «زوال عقلانیت» را برای تبیین آن به کار برده اند. و راه برون رفت از این بحرانها نیز بازگشت به سنت های عقلانی است. در سنت اسلامی، به طورکلی با سه گونه عقلانیت مواجهیم که در اینجا از آنها با عنوان عقلانیت های سه گانه یاد می کنیم. این سه گونه عقلانیت عبارت اند از: الف) جاویدان خرد؛ ب) عقلانیت اجتهاد؛ ج) عقل تدبیر یا عقل استراتژیک. جاویدان خرد در سطحی متافیزیکی قرار دارد و نوعی عقلانیت هستی شناختی است؛ اما عقلانیت اجتهادی نوعی عقلانیت روش شناختیِ واسط است که به منزله ابزار فهم عمل می کند؛ عقلانیت تدبیر هم نوعی عقلانیت ابزاری در حوزه عمل برای حل وفصل مسائل در میدان نیروهای واقعاً موجود است. در این مقاله تلاش می شود باتوجه به نقش سازنده و دفاعی عقلانیت سه گانه و کارکردهای تکوینی، برسازنده و شالوده بخش آن، برخی از امکان های نظریِ ساخته شدنِ حوزه عمومیِ مسالمت آمیز در تمدن نوین اسلامی بررسی و تبیین گردد. مقاله پیش رو برپایه روش شناسیِ تلفیقیِ تاریخی، انتقادی و گفتمانی تألیف شده است. تحلیل متون و رخدادهای تاریخی فکری بر روش شناسی های تفسیری انتقادی تکیه خواهد داشت؛ و الگوی خروج از بحران، از نوعی آینده پژوهیِ چشم اندازباورانه و احتمالی پیروی خواهد کرد.
۲۲۹.

تعیین کنندگان جامعه شناختی مؤثر بر هویت اجتماعی (نمونه مطالعاتی دانش آموزان دختر شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۳۴۷
هویت، ازسویی سرچشمیه معنا و برساخته شدن است و ازسویی دیگر، تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقصادی، محیطی و... ساخت می یابد؛ در واقع، رابطیه هویت و دیگر سازه های اجتماعی و فرهنگی دوسویه است و به صورت فرآیندی مدام در معرض بازسازی، ساخت و برساخت است. هدف این پژوهش بررسی تعیین کنندگان جامعه شناختی مؤثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان دختر شهر شیراز است و با اتکاء به استراتژی قیاسی از روش تحقیق کمّی، تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جامعیه آماری دانش آموزان دختر دوریه متوسطه شهر شیراز است و 375نفر به عنوان نمونیه آماری انتخاب شدند. شیویه نمونه گیری تصادفی و از نوع خوشه ای چندمرحله ای است و تجزیه و تحلیل داده ها با کاربرد نرم افزار SPSS و آزمون های آماری ضریب هم بستگی پیرسون و تحلیل چندمتغیری (رگرسیون چندگانه) و تحلیل مسیر صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهای مستقل (میزان رضایت از خود، درونی شدن ارزش ها، هماهنگی با ارزش های گروهی و تأیید دیگران) با متغیر وابستیه هویت اجتماعی و سه بُعد آن (ملی، دینی، خانوادگی) رابطیه معنادار مثبت وجود دارد؛ اما بین متغیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی با هویت اجتماعی رابطیه معناداری وجود ندارد؛ هم چنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد، ضریب تعیین (2R) چهار متغیر درون معادله، یعنی هماهنگی ارزش های گروهی، مورد تأیید دیگران قرارگرفتن، درونی کردن ارزش ها و رضایت فرد از خود، 36/0 از واریانس متغیر وابسته (هویت اجتماعی) را تبیین یا پیش بینی می کنند. 
۲۳۰.

شناسایی عوامل کلیدی تاثیر گذار در خط مشی های آینده سازمان تامین اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف:آینده ی سازمان تأمین اجتماعی همواره به عنوان یکی از دغدغه های اصلی و أثرگذار در عرصه ی ارائه ی خدمات اجتماعی ایران مطرح بوده است. بی توجهی به این آینده می تواند سرنوشت بیش از 43 میلیون نفر از مردم ایران را با چالش جدی مواجه نماید و عواقب جبران ناپذیریی را به دنبال داشته باشد. ما در این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل کلیدی هستیم که آینده ی بیش از 53 درصد مردم ایران را تحت تأثیر قرار خواهد داد تا از این طریق آینده ی مطلوب و باور پذیری را برای سازمان تأمین اجتماعی رقم بزنیم. روش:ما در این پژوهش در جهت افزایش غنای تحقیق با استفاده از روش فراترکیب مدل سند لوسکی و باروسو و مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با خبرگان (اساتید دانشگاه و مدیران سازمان تأمین اجتماعی)، اقدام به گردآوری داده نمودیم و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک تحلیل تم استفاده نمودیم. یافته ها:از میان 22 عامل کلیدی شناسایی شده با روش متاسنتز و مصاحبه با خبرگان، پرسشنامه ای تهیه شد که جهت رتبه بندی عوامل کلیدی بر اساس اهمیت و عدم قطعیت در اختیار خبرگان قرار گرفت که در نهایت دو عامل سبک های مدیریتی به ویژه در حوزه ی مالی از نظر اهمیت؛ و سیاست زدگی سازمان از نظر عدم قطعیت، توسط خبرگان رتبه ی بالاتری اخذ نمودند.در مرحله ی بعد، اقدام به سنجش اعتبار عوامل کلیدی از طریق خبرگان نمودیم که در نهایت 11 عامل تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به شناسایی میزان سیاست زدگی و توجه به سبک های مدیریتی بعنوان دو عامل کلیدی تاثیر گذار در حوزه خط مشی های آینده سازمان تامین اجتماعی، می توان نتیجه گیری نمود که موفقیت این سازمان در گرو این مسئله است که خط مشی گذاران پرهیز از رفتار های سیاسی و افزایش استفاده از سبک های مدیریتی را مبنای خط مشی گذاری آینده تامین اجتماعی قرار دهند. 
۲۳۱.

تحلیل جنسیتی امید به آینده به تفکیک سطح توسعه یافتگی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۵۰
زمینه و هدف: مقاله حاضر درصدد است با رویکردی جامعه شناختی و با در نظر داشتن تحولات اقتصادی و اجتماعی در شهر تهران، به تبیین چرایی و چگونگی کاهش و یا افزایش امید به آینده در بین زنان و مردان تهرانی به صورت جداگانه بپردازد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل تفاوت های جنسیتی در امید به آینده و تأثیر سطح توسعه یافتگی مناطق مختلف شهر تهران بر آن است. روش و داده ها: در این پژوهش، ۱۲۰۰ نفر شامل مردان (۲۰ تا ۵۹ ساله) و زنان (۱۵ تا ۴۹ ساله) متأهل از مناطق مختلف شهر تهران («مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار» و «مناطق برخوردار و  خیلی برخوردار») در سال ۱۳۹۷ با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه بندی شده با تخصیص متناسب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (با پایایی آلفای کرونباخ بالاتر از 744/0) گردآوری و با به کارگیری مدل معادلات ساختاری به تفکیک جنسیت تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد افزایش احساس ناامنی اقتصادی-اجتماعی، منجر به کاهش امید به آینده زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار و مردان ساکن در مناطق برخوردار و خیلی برخوردار می شود. افزایش اعتماد سازمانی و اعتماد عمومی نیز، امید به آینده را در بین مردان و زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار بهبود می بخشد. با افزایش سن، امید به آینده زنان در تمام مناطق شهر تهران و مردان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار کاهش می یابد. بحث و نتیجه گیری: با وجود ظرفیت ها و فرصت های امیدآفرین در شهر تهران، بازتولید نابرابری های طبقاتی و جنسیتی در توزیع فرصت ها، امید به آینده را به یک مسأله جدی تبدیل کرده و ظرفیت های آرزومندی را تحلیل برده است. پیام اصلی: تقویت چشم اندازهای نویدبخش و امید به آینده در شهر تهران مستلزم توزیع برابر فرصت ها در کلیه مناطق، برقراری عدالت جنسیتی و توجه به نیازها و دغدغه های ساکنین مناطق برخوردار و کم برخوردار است.
۲۳۲.

عدم قطعیت ها و سناریوهای آینده ی نفت خام در اقتصاد ایران (افق 1414)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف: شرایط دنیای امروز با ویژگی هایی ازجمله عدم قطعیت، نوسان، پیچیدگی و ابهام چالش هایی را برای آینده ی نفت خام به وجود آورده است. بنابراین بهره گیری از روش های آینده پژوهی ،به منظور آمادگی در برابر هر نوع رویداد و تغییرات پیش رو، امری ضروری می باشد. بر همین اساس، این پژوهش با هدف شناسایی ع دم قطعیت های مؤثر در راستای تدوین سناریوهای آینده ی جایگاه نفت خام در اقتصاد ایران صورت پذیرفته است. روش: در این پژوهش به منظور تدوین سناریوهایآینده ی نفت خام از روش های ترکیبی پویش محیطی،در جهت شناسایی نیروهای پیش ران، تحلیل اثرات متقاطع، برای سنجش اهمیت پیش ران ها، شاخص اجماع، به منظور سنجش عدم قطعیت های بحرانی و از روش شبکه ی جهانی کسب وکار نیز برای تدوین سناریوها استفاده شده است. جهت تبیین و استخراج عوامل مؤثر بر جایگاه نفت خام در اقتصاد کشور، ابتدافهرست اولیه ای از پیشران های اثرگذار استخراج گردید. جامعه ی آماری این پژوهش شامل متخصصان حوزه ی نفت، اقتصاد انرژی و آینده پژوهی بوده که از بین آرا جمع آوری شده، نظرات ۱۵ نفر به منظور تبیین پیش ران ها و سنجش شاخص اجماع، انتخاب و سنجش اثرات متقاطع پیش ران ها مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های ای ن پژوه ش ش امل شناس ایی پیش ران ها، ع دم قطعیت ها و ترسیم س ناریوها می باشد. بر اساس نتایج پویش محیطی، ۳۵ پیش ران در حوزه های اقتصادی ، سیاسی، فناوری، اجتماعی، زیست محیطیشناسایی شد.بر اساس یافته های این پژوهش سه پیش ران الگوی تعاملات بین المللی ایران، سهم انرژی های تجدیدپذیر در سبد انرژی جهانی و قیمت نفت خام، اصلی ترین عدم قطعیت های مؤثر می باشند. از این رو، سناریوهای چهارگانه جایگاه نفت خام در افق مطالعه (۱۴۱۴) با چنین پیش فرضی تدوین گردید. نتیجه گیری: در این پژوه ش با لحاظ نمودن چالش ها، پیچیدگی ها، عدم قطعیت ها و  بررسی با رویکردی آینده پژوهانه، سناریوهای جایگاه نفت خام ، ترسیم گردید. هرکدام از چهار سناریوی ترسیم شده، تصاویری از آینده ی نفت خام در اقتصاد ایران را در افق 1414 ارائه می دهند.
۲۳۳.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های «ساخت و ساز چهار» در ایران برای افق زمان بیست ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف: نفوذ جریان نوپدید انقلاب صنعتی چهارم در صنعت قدیمی ساخت وساز باعث شده است که جریان انقلابی تازه ای در این عرصه شکل بگیرد که طی چند سال اخیر با عنوان «ساخت و ساز چهار» به دنیای علم و فناوری معرفی شده است. منظور از این پدیده نوین، کاربرد فناوری های متعلق به رویکرد صنعت چهار در صنعت ساختمان است. سؤال اصلی در این مطالعه آن است که پیشران ها و زمینه های تأثیرگذار بر شکل گیری پدیده ساخت و ساز چهار در کشور ایران کدامند و از آن میان، کدام ها اهمیت و اولویت بیشتری دارند. روش: برای یافتن پاسخ علمی به این پرسش، پژوهشی توسعه ای، کیفی و توصیفی طراحی شد که در گام نخست آن، فهرستی اولیه از پیشران های احتمالی این پدیده به استناد سوابق پژوهشی و گزارش های علمی معتبر تنظیم گردید و سپس با تشکیل نشست خبرگان، این فهرست بر اساس مقتضیات بومی جامعه ایرانی مورد پالایش قرار گرفت. در مرحله دوم، این مطالعه که با هدف اولویت بندی این پیشران ها اجرا شد، با مشارکت تعدادی از خبرگان، ضمن اجرای دو دور از تکنیک دلفی، این عوامل و زمینه ها در سه سطح اولویت بندی شدند. یافته ها: دو پیشران «همکاری های علمی کشور با جهان پیشرفته» و «پیشرفت های فناورانه در عرصه های نوین»  به عنوان اولویت اول انتخاب شدند، پنج پیشران به عنوان اولویت دوم و هشت پیشران در اولویت سوم قرار گرفتند. نتیجه گیری: یافته های این تحقیق می تواند برای ترسیم نقشه راه پیوستن کشورمان به جریان جدید ساخت و ساز چهار مورد استفاده قرار گیرد و برنامه های راهبردی و عملیاتی به منظور موفقیت صنعت ساختمان کشور در این عرصه را هدایت کند.
۲۳۴.

آینده پژوهی تطور مفهوم اقلیت در ادبیات و مباحث حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف: از نخستین بار که «اقلیت» مذهبی در قالب معاهده اوگسبورگ (1555) مطرح شد، مفهوم آن تاکنون بارها از بُعد شکلی و محتوایی تطور یافته است. پس از «اقلیت مذهبی»، به ترتیب، «اقلیت قومی» با سند کنگره وین (1815)، «اقلیت زبانی» با رای مشورتی دیوان دایمی دادگستری بین المللی (1935) و همچنین با تصویب ماده 27 میثاق حقوق مدنی و سیاسی (1966)، و «اقلیت ملی» با «اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیت های ملی یا قومی، مذهبی و زبانی» (1992) وارد حقوق بین الملل شدند. در این فرایند اقلیت از منظر مفهومی نیز به ویژه از بُعد لغو شرط تابعیت دچار تطور شد. هدف این نوشتار، آینده پژوهی تطور مفهوم اقلیت در حقوق بین الملل است. روش: این پژوهش با پذیرش اصول شیوه توصیفی و تحلیلی، از راهبرد استفهامی و روش «امتداد حال به آینده» که یکی از روش های آینده پژوهی است، استفاده می کند. یافته ها: با اتکاء به نظریه چندفرهنگ گرایی، محور آینده های محتمل در تداوم تطور شکلی و محتوایی مفهوم اقلیت، کاهش نقش عناصر چهارگانه عُرفی مذهب، قومیت، زبان و منشأ ملی در شناسایی اقلیت ها و افزایش نقش مؤلفه «تمایز در عادات، باورها و رفتارها» است. نتیجه گیری: بررسی پیشران ها نشان می دهد که در «آینده محتمل»، کنش گری کشورهای غربی برای ورود گروه های جدید، نظیر فِرَق غیر رسمی و همجنس گراها، به دایره حقوقی اقلیت ها وجود دارد. برای جلوگیری از این روند مغایر با «نظم عمومی»، همکاری حقوقی دُوَل عضو سازمان همکاری اسلامی به ویژه در «کمیته حقوق بشر» و «مجمع مربوط به امور اقلیت» ضروری است.
۲۳۵.

آینده نگاری شهری مشارکتی: یافته هایی از یک قوم نگاری رخداد در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف:رشد روزافزون شهرها از نظر کمی، نقش بی بدیل آن ها در توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورها، چالش ها و معضلات آن ها و دشواری مدیریتشان، موجبات اهمیت روزافزون نظریه ها و تجربه های آینده نگاری شهری را فراهم آورده است. در ادبیات حوزه شهر، مفاهیم و رویکردهای زیادی برای ارائه تصویر از آینده شهرها وجود دارد که یکی از مهم ترین این مفاهیم، مفهوم شهر هوشمند است. در همین راستا، آینده نگاری مشارکتی می تواند نقش مهمی را در ترسیم تصاویر آینده شهرها ایفا کند. پژوهش حاضر به دنبال ارائهراهکارهایی برای آینده نگری مؤثرتر پیرامون شهرها و برگزاری بهتر رخداد های آینده نگاری شهری است. روش:این مقاله پژوهشی در حوزه آینده نگاری شهری است. ابتدا، به عنوان گام نخست آینده نگاری، تعریف شهر هوشمند و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن به صورت سامانمند گردآوری شد. سپس گزارشیغنی از یک قوم نگاری رخداد از کارگاه آینده پژوهی در شهرداری اصفهان با موضوعِ اصفهان 1420 ارائه می شود. یافته ها:استفاده از مباحثه مشارکتی پیرامون آینده شهرها با تلفیق تکنیک های مختلف آینده نگاری و قوم نگاری رخداد نوآوری اصلی این مقاله است. نتیجه گیری:تلاش برای «بازنمایی مادی» از آینده، شالوده شکنی گفتمان «آرمان شهرگرایی فناورانه»، تلقی از آینده نگاری به عنوان یک ظرفیت اجتماعی مبتنی بر «معرفت شناسی شهروندی» و «هم کنش گری»، عبور از «آینده های مستعمل» و خلق واژگان مناسب برای توصیف آینده، به عنوان پیشنهاد های اصلی این پژوهش برای خلق تصاویر بدیع و بومی از آینده های شهری در ایران هستند
۲۳۶.

رسانه های اجتماعی و بازآفرینی "تصویر بدن": نگرانی های ذهنی دختران نوجوان از تصویر بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۰
زمینه و هدف: نوجوانی مقطعی مهم در رشد فردی است و به لحاظ جسمی، فیزیولوژیک و روان شناختی یک دوره تحولی محسوب می شود. در این سنین، به دلیل سرعت و گستردگی تغییراتی که رخ می دهد، دوره ای حساس و حیاتی برای بروز و توسعه نگرانی از تصویر بدن است. از طرفی، با توجه به نفوذ فزاینده رسانه های اجتماعی در زندگی روزمره نسل نوجوانان امروز، و نقش محوری این رسانه ها در الگو دهی به ادراکات و رفتارهای فردی، این پژوهش به بررسی وضعیت نگرانی از تصویر بدن در بین دختران دانش آموز پرداخته و رابطه این نگرانی ها را با نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی مورد تحلیل قرار می دهد. روش و داده ها: پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است. 321 نفر از دختران از طریق فرمول کوکران و با روش تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه تصویر بدن خود، فرم کوتاه (BSIQ-SF) و پرسش نامه محقق ساخته رسانه های اجتماعی بود که پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ و شاخص پایایی ترکیبی (CR) و روایی آن از طریق میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و روایی تشخیصی برآورد گردید. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی از طریق روش حداقل مربعات جزئی (PLS) انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند نگرانی از تصویر بدن در بین دختران در حد متوسط روبه بالا بوده است. برمبنای یافته ها، نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی با تصویر بدن رابطه معنی داری دارند  و 21 درصد از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: باتوجه به نتایج، مؤسسات آموزشی و سیاست گذاران باید در جهت آموزش وپرورش سواد رسانه ای و مهارت تفکر انتقادی همچنین برگزاری دوره هایی آموزشی برای دانش آموزان در زمینه استفاده آگاهانه از رسانه های اجتماعی تلاش نمایند. پیام اصلی: این پژوهش با در نظر گرفتن پیچیدگی رابطه بین رسانه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن، نشان می دهد که صرفاً نوع رسانه یا مدت زمان استفاده، تبیین کننده کاملی نیست. بلکه برای درک عمیق این ارتباط، بررسی جنبه های ظریف تر استفاده از رسانه های اجتماعی مانند نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی ضروری است.
۲۳۷.

ارائه مدل سرمایه انسانی نوآور اثربخش بنگاه های دانش بنیان دارویی گیاهی با تاکید بر راهبرد مدیریت آینده نگر بهداشت و سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف: اثربخشی عملکرد سرمایه انسانی نوآور بنگاه های دانش بنیان دارویی گیاهی و اتخاذ راهبردهایی آینده نگرانه برای نیل به آن مهم می باشد. هدف، ارائه مدل سرمایه انسانی نوآور اثربخش این مؤسسات است. روش: رویکرد تحقیق تلفیقی است. نمونه گیری هدفمند با 15 نفر از خبرگان بخش سلامت و مدیران واحد های دانش بنیان دارویی گیاهی کشور انجام شد. برای آزمون مدل 169 پرسشنامه از پژوهشگران واحد های دانش بنیان داروسازی گیاهی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها برای اکتشاف مدل از تئوری داده بنیاد و برای آزمون مدل، معادلات ساختاری است. یافته های پژوهش: مدل با شش بعد اصلی شرایط علی (حکمروایی بازار محور)، پدیده محوری (سرمایه انسانی نوآور)، عوامل زمینه ای (بوم فرهنگ درمان گیاهی)، عوامل مداخله ای (ضعف خط مشی گذاری- استانداردسازی و ارزش دهی به خلق نوآوری)، راهبردها (مدیریت آینده گر راهبردی بهداشت و سلامت)، پیامدها (دانش بازار آینده)، 17 مؤلفه و 126 شاخص تأیید گردید.شاخص های برازش مدل NFI=0/926،GOF=0/569 و0.071 =SRMRگردید که بیانگر برازش مدل تحقیق می باشد.نتیجه گیری: مدیران بنگاه ها با اتخاذ راهبرد هایی در زمینه افزایش و تشریک جریان های اطلاعات و دانش بین کارکنان متخصص، سرپرست های پروژه ها وسایر ذینفعان در زنجیره تأمین - داشتن سبک مدیریت یادگیرنده وآینده نگر در زمینه انتخاب، بکا رگیری، آموزش و نحوه سلوک با کارکنان متخصص متصدی امور تحقیق و توسعه در پروژه ها- اتخاذ سبک مدیریتی هوشمندانه در زمینه فرآیند های کسب و کار مانند بازارسنجی، مشتری گرایی، رقیب گرایی، بهبود شرایط کیفی تولید دارو ها و ایجاد فضای تعامل برد- برد با سایر بنگاه های دانش بنیان و صنایع دارویی گیاهی، می توانند با نیل به دانش بازار آینده، اثربخشی عملکرد سرمایه انسانی را شاهد باشند.
۲۳۸.

مطالعه پیشران های مؤثر بر پایداری مسکن شهر قزوین، بر مبنای رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
هدف: امروزه رشد شتابان شهرها و افزایش جمعیت شهرنشین حکایت از به وجود آمدن ناپایداری در مناطق شهری دارد. در راستای کاهش ناپایداری در شهرها پارادایم پایداری و آینده نگاری بیش از گذشته مورد توجه قرار می گیرد. آینده نگاری مسکن در برنامه ریزی شهری و توسعه پایدار شهرها به عنوان یک زیرساخت اساسی نقش مهمی دارد. بنابراین بررسی آینده محتمل پایداری مسکن شهر قزوین در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است.روش: در این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نرم افزار میک مک پیشران های موثر پایداری مسکن شهر قزوین براساس رویکرد آینده پژوهی در ابعاد چهارگانه جمع بندی و تحلیل شده و به صورت یک پژوهش جامع و کاربردی ارائه شده است.یافته: بر اساس بررسی های صورت، پیشران های «توسعه مختلط مسکونی»، «دسترسی واحد مسکونی به خدمات»، «انسجام و تعاملات اجتماعی» و «هویت و سرزندگی» بر پایداری مسکن بیشترین تاثیرگذاری و پیشران های «دسترسی واحد مسکونی به خدمات»، «انسجام و تعاملات اجتماعی» و «معماری پایدار هماهنگی با اقلیم و مصالح بومی» بیشترین تاثیر پذیری را نسبت به پایداری مسکن را دارا هستند.نتیجه گیری: پیشران های واقع در ناحیه یک گراف گراف تاثیرگذاری و تاثیرپذیری، پیشران های دو وجهی هستند و بر پایداری سیستم تاثیرگذاری بسیار بالایی دارند. به عبارتی پیشران های راهبردی سیستم هستند. همچنین پیشران های واقع در ناحیه دو گراف، کمترین نظارت و مدیریت بر آن وجود دارد، بنابراین محدوده ی بحرانی را تشکیل می دهند.
۲۳۹.

بررسی تعاملات شهری؛ پویایی رفتار اجتماعی در فضاهای عمومی سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
فضاهای عمومی نقش حیاتی در شکل دهی به بافت اجتماعی یک شهر و تقویت تعاملات بین ساکنان متنوع آن دارند. مطالعات نشان داده اند که خیابان ها و فضاهای عمومی طراحی شده با زیرساخت اجتماعی قوی می توانند به کاهش تنش های روزمره کمک کرده و درک اجتماعی را ترویج دهند. این فضاها به عنوان نقاط دیدار عمومی عمل می کنند که افراد دارای پیشینه های مختلف در آنجا همزیست می شوند، ایده ها را تبادل می کنند و در تعاملات اجتماعی شرکت می کنند؛ این امر منجر به سرزندگی فضاهای شهری می شود.این مطالعه به روابط پیچیده بین وضعیت های ذهنی افراد، پویایی های رفتار اجتماعی و عوامل محیطی موثر بر رفتار می پردازد. برای دستیابی به این هدف، نقش زیرساخت های اجتماعی، در شکل گیری روابط با غریبه های شهری مورد بررسی قرار گرفته و مفاهیم ارزشمندی را در ترویج مراقبت اجتماعی، احترام و همزیستی مسالمت آمیز در محیط های شهری ارائه می دهد. نظر به تفکیک دو شیوه رفتار با غریبه های شهری، به روشن کردن تأثیر عوامل مختلف بر شیوه های دانایی خیابان و آداب خیابان پرداخته شده است.سنندج، به عنوان شهری که تجربه رشد سریع جمعیت و تنوع جمعیتی را داشته، محیطی منحصر به فرد برای مطالعه همزیستی شهری ارائه می دهد. ساکنان، به واسطه مهاجرت از مناطق مختلف داخل و خارج استان کردستان به این شهر، پیشینه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متنوعی را به همراه دارند. این تنوع نه تنها منظر اجتماعی شهر را غنی می کند بلکه فرصت هایی برای تعاملات و تبادلات فرهنگی فراهم کرده است.مقاله حاضر، در چارچوب مطالعه زندگی عمومی در خیابان های سنندج و با هدف روشن کردن الگوهای رفتاری شهروندان در بین غریبه های شهری انجام شده و ضمن پرداختن به وضعیت همزیستی، موارد موثر بر تعاملات خیابانی را مورد بررسی قرار داده و توانسته است به درکی از چالش های پویایی اجتماعی شهری و مکانیسم های تعاملات در دنیای غریبه ها دست پیدا کند.با استفاده از روش هایی نظیر ضرایب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر، سعی گردیده است عوامل پنهانی که بر رفتار غریبه های شهری تأثیر می گذارند و تعاملات آن ها با محیط عمومی شهر را کشف نماید. این چارچوب نظری به محققان امکان می دهد تا تعامل بین کنش فردی، اصول اجتماعی و تنظیمات فضایی در شکل دهی تجربه شهری را تحلیل کنند. 
۲۴۰.

چشم انداز جایگاه تمدن نوین اسلامی در شکل گیری نظم پساهژمون در اقتصاد سیاسی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۶۸
وقوع بحران 1970 و افول نظم «برتون وودز» در اقتصاد سیاسی بین الملل، نقطه عطفی در گذار از مفصل بندی قدرت و هژمونی برآمده از تمدن غرب شمرده می شود. درواقع بحران در نظم هژمونیک موجود، محدود به عدم تعادل در بنیان های مادی و معنوی قدرت ایالات متحده به عنوان مهم ترین بازیگر سیستم یادشده نیست؛ بلکه بن بست تمدن غرب به عنوان بستر فکری و ایدئولوژیک نظم موجود نیز می باشد. دراین راستا، مفهوم سازی منطق تطور قدرت و نظم در سیستم بین المللی «پسابرتون وودز» ازیک سو، و سرشت محتمل هندسه نوین قدرت جهانی متأثر از ظرفیت دیگر تمدن ها و فرهنگ ها ازدیگرسو، در کانون نظریه پردازی اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل طی چند دهه اخیر قرار دارد. پرسش راهبردی ای که در پژوهش حاضر واکاوی می شود، این است که شکل گیری و زوال نظم هژمونیک بین المللی از چه منطقی پیروی می کند و در نظام بین الملل کنونی چه امکاناتی از حیث مفصل بندی قدرت و نظم، ورای ظرفیت تمدن غربی، پیش رو قرار دارد؟ در این نوشتار، با اتکا به مبانی فکری فلسفی ابن خلدون، به عنوان یکی از اندیشمندانی اسلامی، برداشتی از مفاهیم قدرت، نظم و هژمونی ارائه می شود که ضمن تبیین چگونگی ایجاد بحران در نظم هژمونیک غرب محور، ظرفیت های تمدن نوین اسلامی برای شکل دادن به نظمی فراگیر در هندسه نوین قدرت جهانی را به بحث می گذارد. فرضیه پژوهش این است که منطق شکل گیری و زوال نظم و هژمونی در نظام اقتصاد سیاسی جهانی، برآیند تعادل و عدم تعادل بین سازه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قدرت است و از این حیث، مبانی فکری فلسفی تمدن نوین اسلامی مهم ترین بستر زمینه ساز ارائه الگویی متعادل از قدرت و نظم در وضعیت پساهژمونی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان