ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۰۶۱.

رابطه تعلق خاطر کاری و حس تعلق به مکان در کارکنان (مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۸
حس تعلق به مکان به عنوان پیوندی عاطفی و شناختی میان فرد و محیط فیزیکی، نقش مهمی در افزایش انگیزه و تعهد کاری دارد. در محیط های اداری، تعلق خاطر کاری که شامل اشتیاق و تعهد کارکنان نسبت به شغلشان است، از عوامل کلیدی در ارتقای بهره وری سازمانی به شمار می رود. با توجه به این که کارمندان به طور متوسط روزانه هشت ساعت از وقت خود را در فضای کاری سپری می کنند، ویژگی های کالبدی و محیطی این فضاها تأثیر عمیقی بر عملکرد و حتی زندگی شخصی آن ها دارد. پژوهش حاضر با این پیش فرض آغاز شد که تقویت حس تعلق به مکان می تواند تعلق خاطر کاری را در کارکنان افزایش دهد؛ با این حال، برای درک دقیق تر این رابطه، نیاز به انجام پژوهش احساس می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری در کارکنان ادارات شهر بجنورد است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که حس تعلق به مکان و حس تعلق کاری، چه رابطه ای دارند و حس تعلق به مکان تا چه حد می تواند به عنوان عاملی پیش بین برای حس تعلق خاطر کاری و میزان دلبستگی به کار در محیط اداری عمل کند. این پژوهش با استفاده از روش کمی و راهبرد همبستگی انجام شد و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد «حس تعلق به مکان» و «تعلق خاطر کاری» گردآوری گردید. جامعه آماری شامل 114 نفر از کارکنان ادارات شهر بجنورد بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از پنج اداره انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون T زوجی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و رگرسیون خطی ساده بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری رابطه ای مثبت و معنادار با شدت متوسط (ضریب همبستگی 0.638) وجود دارد. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که حس تعلق به مکان می تواند حدود 40 درصد از واریانس تعلق خاطر کاری را تبیین کند، که بیانگر تأثیر قابل توجه آن بر انگیزه و دلبستگی کاری است. این رابطه در زیرمقیاس های تعلق خاطر کاری شامل سرزندگی، فداکاری و مجذوب شدن نیز معنادار بود. همچنین، تفاوت معناداری در نمرات حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری بین گروه های مختلف جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تأهل، سن، سابقه کار، مدت سکونت، تحصیلات و وضعیت استخدامی) مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی بهینه و متناسب محیط های کاری با توجه به عوامل کالبدی مانند نور طبیعی، تهویه مناسب، و امکانات رفاهی، می تواند حس تعلق مکانی و در نتیجه تعلق خاطر کاری کارکنان را افزایش دهد. همبستگی مثبت و معنادار بین این دو متغیر نشان دهنده آن است که ارتقای حس تعلق به مکان می تواند انگیزه و تعهد شغلی را بهبود بخشد. از این رو، توصیه می شود مدیران و طراحان محیط های کاری با فراهم آوردن شرایط محیطی مناسب، ایجاد فضاهای اجتماعی و برنامه های رفاهی و فرهنگی، تعاملات و دلبستگی شغلی کارکنان را تقویت کنند. به منظور گسترش دامنه کاربردی این یافته ها، پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی در سایر مناطق و با استفاده از روش های کیفی برای بررسی عمیق تر این موضوع انجام شود.
۱۰۶۲.

بررسی اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
رویدادسازی، به معنای برپایی رویداد در مکان با هدف تقویت پیوند با مکان ها، ارتباط اجتماعی، شناخت فرهنگی و تصویرسازی و برندسازی مکان است. هدف این پژوهش، مطالعه اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد، به عنوان میزبان رویدادهای مختلف است. براساس ادبیات موضوع، شش هدف اصلی برای رویدادسازی در مجموعه ها و سایت های تاریخی معرفی می شود: 1. تغییر تصویر ذهنی؛ 2. پاسخ گویی به نیازهای متغیر و خلق فرصت های تجربه؛ 3. تقویت پیوندهای اقتصادی و اجتماعی در سایت های تاریخی؛ 4. جذب مجدد مخاطبان؛ ۵. تبدیل تجارب به خاطراتی قابل روایت؛ 6. ارتقای کیفیت مکان. براساس این اهداف، با تهیه پرسش نامه ای ترکیبی، به ارزیابی و مطالعه رویدادها در محوطه فرهنگی سعدآباد از دیدگاه شرکت کنندگان در رویدادها (با تجربه پیشین بازدید از موزه ها یا بدون آن) و بازدیدکنندگان مجموعه (بدون تجربه حضور در رویدادها) پرداخته می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تجربه رویدادها، در خلقِ تصویر ذهنی پررنگ و روشن از مکان، تمایل به شناخت بیشتر از مکان، خلق فرصت های جدید تجربه، تقویت پیوندهای اقتصادی بیشتر با جامعه، تبدیل تجارب به پدیده ای قابل روایت، انگیزه حضور مجدد و اشتراک بیشتر خاطرات اثر قابل توجهی گذاشته است. در پاسخ گویی به نیازهای متغیر فرهنگی و اجتماعی، انگیزه ماندن در مکان و گذراندن زمان های طولانی تر در مکان ها با تغییرات مثبتی همراه بوده است که نسبت به تجارب کسانی که در رویدادها شرکت نکرده اند، اختلاف چشمگیری نیست. در پاسخ گویی به نیازهای انسانی و بهسازی ها در تجربه هر دو گروه، خلل هایی احساس می شود.
۱۰۶۳.

نقش مدت زمان حضور، غلظت دی اکسید کربن و رطوبت نسبی هوا بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در مساجد معاصر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۰
احساس آسایش حرارتی در فضاهای مذهبی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت عبادت و تمرکز معنوی نمازگزاران است. وجود دما و رطوبت خارج از محدوده مطلوب، نه تنها نارضایتی حرارتی را به دنبال دارد، بلکه زمینه ساز کاهش آسایش، ایجاد بی قراری و اخلال در کیفیت عبادت می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای رطوبت (50 و 70 درصد)، مدت زمان حضور افراد (20، 40، 60 و 80 دقیقه) و میزان دی اکسید کربن (با تهویه مکانیکی 600 PPM و بدون تهویه مکانیکی 1600 PPM) بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت 160 مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. نتایج تحلیل آماری این پژوهش نشان دهنده تأثیر معنادار عوامل محیطی بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد است. یافته ها بیانگر آن است که رطوبت نسبی هوا به عنوان یکی از مؤلفه های کیفی محیط، به تنهایی نقشی معنادار در تعیین آسایش حرارتی فضای معماری ایفا می کند (p<0.05). همچنین، غلظت دی اکسید کربن و مدت زمان حضور نمازگزاران به عنوان عوامل مستقل، بر شاخص آسایش حرارتی نمازگزاران اثرگذار است (p<0.05). نکته قابل توجه، وجود اثر متقابل معنادار میان رطوبت نسبی و میزان دی اکسید کربن است (p<0.05) که نشان می دهد ترکیب این دو عامل می تواند ساختار تعادل آسایش حرارتی را در محیط معماری دستخوش تغییر کند. بااین حال، سایر تعاملات شامل ارتباط مدت زمان حضور با رطوبت نسبی و دی اکسید کربن، واجد معناداری آماری نبوده و تأثیر محسوسی بر وضعیت آسایش حرارتی مشاهده نگردید. نتایج نشان داد حفظ رطوبت در سطح بهینه ۵۰  درصد و کنترل غلظت دی اکسید کربن در حد ۶۰۰ ppm، به عنوان دو عامل کلیدی، شرط لازم برای ایجاد محیطی مطلوب به ویژه در حضور طولانی مدت نمازگزاران در مساجد است. این یافته بر ضرورت طراحی هماهنگ سیستم های تهویه و تأسیسات رطوبتی در مساجد تأکید می کند؛ به گونه ای که تأمین هم زمان کیفیت هوا و رطوبت مطلوب، به ویژه در ساعات اقامت طولانی تر (مانند نمازهای جماعت یا مراسم مذهبی)، باید در اولویت قرار گیرد. ازاین رو، تلفیق راهکارهای غیرفعال (همچون مصالح مناسب و تهویه طبیعی) با سیستم های فعال کنترل کننده رطوبت و کیفیت هوا، می تواند به طراحی فضاهای مذهبی پایدار و ارتقای تجربه معنوی نمازگزاران منجر شود.
۱۰۶۴.

سنجش کیفیت محیطی در فضاهای عمومی شهری و بررسی ارتباط آن با سلامت روان سالمندان، مطالعه موردی: محلات منطقه 4 شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۲
سلامت روانی افراد به طور قابل توجهی تحت تأثیر محیط زندگی قرار دارد و سازمان بهداشت جهانی نیز بر اهمیت این موضوع تأکید می کند. عدم توجه به تأثیر محیط بر سلامت روان شهروندان، به ویژه سالمندان، می تواند منجر به بروز مشکلات روانی و جسمانی مانند اضطراب، استرس، پرخاشگری و افسردگی شود. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی در سطح محلات منطقه 4 شهر رشت و بررسی ارتباط آن با سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان به انجام رسید. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و از جهت روش گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش، سالمندان ساکن در منطقه 4 شهرداری رشت انتخاب گردید. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر برآورد شد. برای ارزیابی سلامت روان سالمندان از پرسشنامه (GHQ-28) و برای سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی شهر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. همچنین با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و واریانس یک طرفه (ANOVA) به تحلیل داده ها پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین مقیاس اختلال در مؤلفه های سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان و متغیرهای پیاده محوری با ضریب (589/0-)، امنیت و آسایش با ضریب (634/0-)، مبلمان شهری با ضریب (636/0-)، کیفیت محیط و منظر با ضریب (620/0-) و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و خدمات محلی با ضریب (657/0-)، رابطه و همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد.
۱۰۶۵.

معماری دوستدار طبیعت با هدف توسعه و رشد اجتماعی–عاطفی کودکان در محیط های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
اهداف: با رشد فزاینده شهرنشینی و کاهش دسترسی کودکان به محیطهای طبیعی، ضرورت طراحی فضاهایی با رویکرد طبیعتگرا برای تقویت ارتباط حسی و هیجانی آنان با طبیعت برجستهتر شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر طراحی طبیعتمحور بر ارتقاء هوش هیجانی کودکان، از دیدگاه کارشناسان محیطهای یادگیری انجام شده است. روشها: مطالعه با رویکردی اکتشافی و بهرهگیری از تکنیک دلفی، طی مصاحبههای ساختاریافته با متخصصان طراحی فضای کودک و روانشناسی هیجانی آغاز شد. دادهها در قالب پرسشنامه تحلیل گردید و حجم نمونه بر اساس تعداد گویهها، ۲۲۵ نفر تعیین شد. پردازش آماری با نرمافزار R انجام شد و اعتبار ابزار سنجش از طریق تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته ها: دستاوردهای پژوهش نشان دادند که شش مؤلفه طراحی شامل: تنوع حسی، امکان بازی آزاد، الهام از الگوهای طبیعی، تغییرپذیری و سازگاری محیط با نیازهای کودک، ایجاد حس پناه و تعلق و ارتقاء خودآگاهی و تنظیم هیجانی، به طور معناداری با بهبود تعاملات عاطفی و اجتماعی کودکان مرتبطاند. این مؤلفهها نه تنها ظرفیتهای هیجانی را تقویت میکنند، بلکه بستری فعال برای رشد خودتنظیمی و مسئولیتپذیری کودکان فراهم میآورند؛ رویکردی که میتواند پایهای مؤثر برای طراحی محیطهای یادگیری پاسخگو به نیازهای احساسی نسلهای آینده باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که طراحی طبیعتمحور با تأکید بر تحریک حواس، تنوع تجارب و تقویت تعاملات اجتماعی، نقشی کلیدی در رشد هیجانی و شناختی کودکان دارد. بهکارگیری این رویکرد در فضاهای آموزشی میتواند پیوندی پایدار میان یادگیری، طبیعت و سلامت روانی نسل آینده ایجاد کند. 
۱۰۶۶.

تحلیل کاربردی نقش اتاق سکوت در بازسازی تمرکز کودکان دارای اختلال بیش فعالی، موردپژوهی سه مرکز آموزشی - درمانی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۴۰
اهداف : پژوهش حاضر، با رویکردی طراحی محور، بر آن است تا امکان بهره گیری از فضاهای سکوت محور را به عنوان بستری برای بازسازی تمرکز در گروه کودکان دارای اختلال بیش فعالی موردبررسی قرار دهد.   روش ها : ابتدا مبانی روان شناختی و محیطی مؤثر بر توجه و رفتار در کودکان بیش فعال تحلیل شد و در ادامه با تلفیق مطالعات نظری و تحلیل میدانی، سه مرکز آموزشی و درمانی شهر اصفهان که پذیرای کودکان دارای اختلال بیش فعالی هستند، به صورت میدانی موردبررسی قرار گرفتند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم، مصاحبه کیفی با مربیان و تحلیل ویژگی های فیزیکی فضاها گردآوری شد و مؤلفه هایی مانند شدت و رنگ نور، چیدمان مبلمان، مصالح و بافت، کیفیت آکوستیکی، مقیاس فضا و مرزهای حسی مورد ارزیابی کیفیت فضایی قرار گرفتند و در مرحله بعد، بر مبنای تلفیق داده های نظری و میدانی، چک لیستی برای طراحی فضاهای سکوت محور استخراج شد.   یافته ها : تحقیق نشان می دهد که کاهش محرک های محیطی مزاحم، تنظیم نور و صدا و تعریف پذیری فضایی می تواند به کاهش تنش های رفتاری و افزایش بازده شناختی در کودکان بیش فعال منجر شود و در این میان، سکوت، نه فقط به عنوان نبود صدا، بلکه به مثابه کیفیتی طراحی شده برای ایجاد تعادل ذهنی در نظر گرفته می شود.   نتیجه گیری : پژوهش نشان می دهد که طراحی آگاهانه، با تمرکز بر اصول ادراکی و رفتاری، می تواند بستری مؤثر برای ارتقای تمرکز، خودتنظیمی و آرام سازی ذهنی در محیط های یادگیری کودکان دارای اختلال بیش فعالی فراهم آورد. در پایان با ارائه یک چک لیست طراحی محور، چشم اندازی عملی در جهت همگرایی میان معماری، نیازهای شناختی و سلامت رفتاری کودکان تدوین شده است.
۱۰۶۷.

بازتعریف بلوک های شهری با بهره گیری از مفهوم «فضای مشترک» در شهرسازی ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
آرایش فضاهای اشتراکی شهری پدید آمده از الگوی رایج تفکیک اراضی بلوک های شهری با ضابطه توده یا سطح اشغال مسکونی در تهران و سایر شهرها که برای تسهیل معابر سواره گسترش یافت، نسبتی با همتاهای خود در شهرسازی های پیشرو جهان یا الگوهای ایرانی-اسلامی ندارد.   اهداف: هدف این پژوهش بازبینی و تعریف بلوک های شهری بر مبنای الگوی شهرسازی اصیل ایرانی-اسلامی با تأکید بر فضای مشترک و حیاط مرکزی است. روش: این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی با راهبرد و تکنیک های موردکاوری داخلی و خارجی،چشم اندازسازی، شبیه سازی سه بعدی و دلفی است و مبنای شبیه سازی مسجد-مدرسه آقا بزرگ کاشان بوده است که در آن گونه مسجد بر گونه مدرسه برهم گمارده شده اند. یافته ها : در این تحقیق چشم انداز مشارکتی پس از مصاحبه و مشاهدات میدانی ، شبیه سازی سه بعدی وانجام مطالعات کتابخانه ای و توصیفی با تکنیک دلفی انجام شد که در آن نظرات متخصصین أخذ و از طریق مدل swot تحلیل شد که نتایج آن بیانگر رویکرد تهاجمی(حداکثر-حداکثرso-) به معنای حداکثر بهره وری از فرصت های پیشرو در طرح ، جهت توسعه های آتی شهری با اتکا بر نقاط قوت آن است. نتیجه گیری: این پژوهش مفهوم جدیدی از الگوی تفکیک قطعات و بلوک بندی را برپایه فضای مشترک و شهرسازی ایرانی-اسلامی درقالب دیاگرام طراحی بعنوان سلول اولیه تفکیک پیشنهاد داده است. الگوی نوین بلوک شهری حضور و سکونت همه اقشار مردم، تأمین فضای سبز و باز بیشتر ، بهبود مسایل ترافیکی و توسعه پایدار را نیز موجب خواهد شد
۱۰۶۸.

نماگرایی و مفهوم اصالت در مرمت بدنه شهری؛ نگاهی انتقادی به مرمت ضلع جنوب شرقی میدان حسن آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: ارزیابی انتقادی مداخله مرمتی دهه ۱۳۸۰ در ضلع جنوب شرقی میدان حسن آباد تهران و تبین تمایز میان «بازنمایی تصویری» صورت گرفته و «احیای اصیل» بافت شهری تاریخی بر اساس مفاهیم اصالت برخواسته از هویت معماری ایرانی. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق مطالعه متون و منشورهای مرجع حفاظت، اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی گردآوری و با ماتریس چهاربعدی اصالت (طراحی، مصالح، شیوه ساخت و بستر) تحلیل شدند. یافته ها: اگرچه مداخله در بُعد «بستر»، خوانایی بصری و خط آسمان میدان را تا حدی بازگرداند، اما در ابعاد دیگر ناموفق بود. در «طراحی»، پیوند ارگانیک نما با سازه و کارکرد برقرار نشد و پوسته افزوده به نقابی صرفاً تزئینی تبدیل شد. در «مصالح» و «شیوه ساخت» نیز استمرار مواد و جزئیات اصیل دیده نشد و پیوند معناشناختی نما-کالبد تضعیف گردید. نتیجه گیری: ارزیابی حاضر آشکار ساخت که مداخله صورت گرفته در ضلع جنوب شرقی میدان، با وجود بازگردانی نسبی تصویر بصری، به دلیل عدم توجه به ابعاد چندگانه اصالت و سازوکارهای هویت ساز معماری ایرانی، نمونه ای شاخص از مرمت شهری بدون توجه به مفهوم اصالت به شمار می رود. پژوهش حاضر تأکید می کند که توجه به ویژگی های ذاتی و زمینه ایِ هر اثر تاریخی سبب می شود تا تجربه های موفق مرمت در دیگر نقاط جهان لزوماً در بستری متفاوت به موفقیت منجر نشوند. کپی برداری از رویکردهای ظاهرگرایانه غربی (مانند نماگرایی)، بدون واکاوی مبانی نظری و فرهنگیِ بومی کشورمان، محکوم به شکست در احیای اصیل هویت مکانی است.
۱۰۶۹.

بررسی اثر غلظت هوا ( CO2) معماری فضاهای درمانی بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
کیفیت پایین هوا و سطوح بالای CO₂ در فضاهای درمانی به دلیل تهویه ناکافی و شرایط نامناسب، آسایش حرارتی و سلامت کارکنان را تهدید می کند. معماری مناسب این فضاها با طراحی بهینه تهویه، نورگیری و چیدمان، می تواند از تجمع CO₂ جلوگیری کرده و خستگی و کاهش عملکرد کارکنان را کاهش دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش غلظت بالای CO2 بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است. مطالعه حاضر به روش آزمایشگاهی در یک درمانگاه تخصصی در شهر ایلام انجام گرفت، جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان فضاهای درمانی است که در یک آزمایشگاه در زیرزمین فعالیت داشتند. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی در معرض دو سطح CO2 با مقادیر 1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند، هم زمان مقادیر ضربان قلب، وضعیت آسایش حرارتی (بر اساس پرسشنامه استانداردهای ASHRAE آمریکا)، احساس خستگی (بر اساس پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت گردید. سپس داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد غلظت بالای CO2 (1800 PPM بدون تهویه در مقابل 1100 PPM با تهویه) بر احساس خستگی عمومی، جسمی و ذهنی و کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین عدم سازگاری حرارتی کارکنان حین فعالیت کاری، بر بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی تأثیری معنی داری دارد تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). افزایش میزان ضربان قلب کارکنان بر خستگی عمومی کاهش فعالیت و انگیزه تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین اثر متقابل این فاکتورها معنادار نیست (05/0< p)؛ بنابراین مهم ترین عامل بین سطوح خستگی متغیر خستگی عمومی است و پس از آن خستگی جسمی و ذهنی هستند. با استناد به مقادیر CO2 در استاندارد اشری امریکا و نتایج حاصل از این پژوهش، غلظت بالای CO2 (1800 PPM در مقابل 1100 PPM) در محیط های درمانی می تواند بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی افراد اثرگذار باشد و در بلند مدت سبب بروز آسیب جدی به سلامت افراد در فضاهای درمانی گردد، همچنین نتایج نشان داد غلظت بالای CO2 سبب عدم سازگاری حرارتی، افزایش ضربان قلب و بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی است و باعث کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان می شود. ایجاد تهویه مطبوع و کنترل مداوم کیفیت هوا در محل کار افراد جهت ارتقاء عملکرد افراد و حفظ سلامت کارکنان فضاهای درمانی ضروری است.
۱۰۷۰.

مطالعه گِراوُرهای کُرنِلیس دو بروین از شیراز عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.
۱۰۷۱.

بهینه سازی کاربست مصالح و تکنیک ها در معماری با نگاهی به مفهوم قناعت و بازتاب آن در آثار معماری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
منظور از بهینه گرایی در معماری، استفاده ی بهینه از منابع در دسترس و کاهش هزینه های طراحی، ساخت و بهره برداری است. آن چه امروز پرداختن به این موضوع را ضروری نموده، تکرار الگوهای غیربهینه از مرحله ی طراحی تا فرآیند اجرا و بهره برداری از ابنیه ای است که باعث اتلاف منابع، مصالح، بودجه و زمان می گردد. پژوهش حاضر با رجوع به مفهوم ایرانی اسلامی «قناعت» که همزمان به «راضی بودن» و «بسنده کردن به کم» دلالت دارد، تلاش نموده است تا آثار معماری اصفهان را مورد بررسی قرار داده، با استخراج مصادیق فعل قناعت در استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت، راهکارهایی موثر برای بهینه گرایی در فرآیند معماری معرفی نماید. پژوهش حاضر در سه گام انجام گردیده است؛ در گام اول جلسات طوفان فکری در گروه های دو نفره و بیش تر برای شناسایی مصادیق بهینه گرایی در آثار معماری برگزار گردید. در گام دوم مصادیق مشابه به کمک نرم افزار مکس کیو دی ای برای تبیین راهکارهای موثر دسته بندی گردید و نهایتا در گام سوم این راهکارها بر اساس نظرات 30 نفر متخصص معماری و شهرسازی فعال در صنعت ساختمان اصفهان به روش مقایسه زوجی، وزن دهی گردیده است. در نتیجه 14 راهکار برای استفاده ی بهینه از مصالح و تکنیک ها در فرآیند معماری در قالب 5 راهبرد «صرفه جویی»، «چندمنظورگی»، «طبیعت دوستی»، «خوداتکایی» و «بازیافت پذیری» معرفی گردید که به ترتیب «مدولارسازی عناصر و اجزای معماری»، «توجه به نقش عملکردی تزئینات»، «استفاده از مواد طبیعی و چرخه پذیر در ساخت مصالح»، «ارجحیت استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت بوم آورد» و «ارجحیت استفاده از اتصالات خشک به جای اتصالات تر» موثرترین راهکار ذیل هر راهبرد بوده است.
۱۰۷۲.

تبیین چارچوب احیای مناظر پساصنعتی شهری با رویکرد طراحی و توسعه احیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
مناظر پساصنعتی با ارزش های هویتی، به عنوان میراث فرهنگی عصر مدرن شناخته می شوند. این عرصه ها از جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آسیب دیده و از بُعد بصری، منظری نامناسب را ایجاد کرده اند. در این نوع عرصه ها، مداخلات با رویکردهای مختلف انجام شده است اما به دلیل پیچیدگی این مناظر و آسیب های وارده به اکوسیستم، نیاز به رویکردی جامع است که ضمن حفظ ارزش میراث صنعتی، آسیب های گذشته را ترمیم و باعث بهبود تعامل متقابل انسان او طبیعت شود. رویکرد «طراحی و توسعه احیایی» با نگاهی «جامع» و «سیستماتیک» با منابع ذاتی خود سیستم، ترمیم و احیا را ایجاد می کند که به همپیوندی نیازهای جامعه انسانی و طبیعت می انجامد. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی جامع جهت احیای مناظر پساصنعتی با رویکرد احیایی است. در این راستا، به روش تحلیلی-تطبیقی مؤلفه های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی در شیوه های پیشین، با جریان های مؤثر در رویکرد احیایی تطبیق داده شده و ارتقا یافته است. سپس با بهره گیری از چارچوب پرکینز ویل، به عنوان یکی از چارچوب های کاربردی احیایی، جامع و نوآورانه احیای مناظر پساصنعتی ارائه شده است. این چارچوب به صورت دیاگرامی چندلایه، شامل یک هسته و چندین حلقه است که براساس آن سیاست گذاری ها و راهبردهای طراحی و توسعه مناظر پساصنعتی ارائه می شود. در این چارچوب، «مکان» به عنوان هسته سیستم، حلقه اول «ابعاد بررسی مکان»، حلقه دوم «جریان های مؤثر» در احیای مناظر پساصنعتی، حلقه سوم «زیرجریان ها» و حلقه چهارم «اکوسیستم» است. طبق یافته های پژوهش جریان های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی شامل 12 جریان تنوع زیستی، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، زیبایی شناسی، سلامت، مشارکت، زیرساخت، مواد و مصالح، انرژی و آب است. این چارچوب جهت احیای سایت های پساصنعتی از یک کارگاه کوچک تا یک مجموعه گسترده صنعتی قابل تعمیم است.
۱۰۷۳.

شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، مورد مطالعه: شهرک طرق مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه: با پیدایش مسائل جدید شهری و ناکامی طرح های توسعه شهری در قرن بیستم، مشارکت شهروندان در فرآیند برنامه ریزی شهری اهمیت یافت و مشارکت عمومی به یکی از عناصر مهم آن بدل گشت. این مشارکت نه تنها به بهبود کیفیت تصمیم گیری ها کمک می کند، بلکه حس تعلق شهروندان به محیط زندگی شان را نیز تقویت می نماید. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، به بررسی دلایل تمایل و انگیزه ساکنان شهرک طرق مشهد به مشارکت در برنامه های توسعه محله خود پرداخته و می کوشد با تحلیل این عوامل، راهکارهایی برای ارتقای سطح مشارکت و بهبود فرآیندهای برنامه ریزی شهری ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش با استفاده از ترکیب شیوه های توصیفی-تحلیلی و موردی انجام شده است. شاخص های مشارکت شهروندان با استفاده از مرور ادبیات نظری استخراج و روایی محتوایی و صوری آن ها توسط پنج نفر کارشناس خبره تأیید گردید. به منظور گردآوری داده ها پرسشنامه ای با 25 گویه در دو مرحله و به صورت تصادفی بین ساکنان شهرک طرق توزیع گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن، تحلیل عامل اکتشافی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. یافته ها و بحث: اگرچه تمایل ساکنان شهرک طرق به مشارکت در سطح پایینی است؛ اما تمایل به اظهارنظر در مورد طرح ها و برنامه های محله خود دارند. عوامل تأثیرگذار بر مشارکت شهروندان در شهرک طرق در قالب چهار عامل شناسایی و دسته بندی شده است. این عوامل به ترتیب اولویت در جهت افزایش میزان مشارکت شهروندان عبارت اند از: 1- رضایت و اعتماد به مسئولین، 2- فرهنگ سازی به معنای آموزش فرهنگ مشارکت، 3- اطلاع رسانی و شفافیت به معنی قرار گرفتن شهروندان در جریان امور محلی و 4- آگاهی از وضعیت محلی. نتیجه گیری: اعتمادسازی، فرهنگ سازی، اطلاع رسانی شفاف و ارتقای آگاهی عمومی محورهای کلیدی در ارتقای مشارکت شهروندان به شمار می روند. توجه به این عوامل می تواند زمینه ساز گذار از مشارکت تشریفاتی به مشارکت واقعی و تقویت دموکراسی شهری شود.
۱۰۷۴.

رویکردهای خوانش منظر شهری؛ مرور نظام مند بر توسعۀ مدل های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
 منظر شهری به عنوان پدیده ای چندبُعدی (هولوگرافیک)، از ترکیب همزمان مجموعه کالبدی شهر و فهم ناظر (شهروند) از آن پدید می آید. خوانش منظر تخصصی وابسته به دانش منظر است که فهمی کلی از شهر را طلب می کند. این پژوهش با مروری نظام مند، به بررسی رویکردهای گوناگون خوانش منظر شهری می پردازد و آن ها را در طیفی از جزءنگر تا کل نگر تحلیل می کند. رویکردهای جزءنگر بر مطالعه دقیق اجزای تشکیل دهنده شهر و ویژگی های عینی یا ذهنی فضا تأکید دارند، درحالی که رویکردهای جامع نگر به تحلیل ترکیبی ابعاد عینی و ذهنی می پردازند و سعی در ایجاد درکی یکپارچه از محیط شهری دارند؛ رویکردهای کل نگر اما در فهم منظر شهر به مثابه حیثیتی واحد، حاصل ادراک انسان از فضا هستند. هدف این پژوهش بررسی رویکردهای مختلف در خوانش منظر شهری شامل مراحل مختلفی از جستجو، انتخاب، تحلیل و ارزشیابی منابع علمی است. این پژوهش به روش کیفی با شناسایی منابع مرتبط، از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی استفاده و در نهایت از طریق تحلیل محتوا، رویکرد آن ها نسبت به مفاهیم کلیدی و مدل های خوانش منظر شهری بررسی و طبقه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که تکامل رویکردهای خوانش منظر شهری ارتباط مستقیمی با رشد دانش منظر داشته است و رویکردهای کل نگر، به ویژه با ترکیب روش های یکپارچه و سیستمی، کامل ترین چارچوب برای مطالعه این مفهوم ارائه می دهند. علاوه بر این، ارتباط میان رویکردها نشان دهنده ضرورت تحلیل چندبُعدی منظر شهری است. در نهایت، مطالعه منظر شهری به عنوان فرایندی چندلایه، نیازمند به کارگیری مدل ها و ابزارهای علمی دقیق است. ادغام روش های مختلف در چارچوبی کل نگر-سیستمی به شناختی معنادار، پایدار و در امتداد هویت شهر، کمک می کند که این امر لازمه هر نوع برنامه ریزی، مدیریت و مداخله مکان مند در فضای شهر است.
۱۰۷۵.

تحلیل انسجام فرم کالبدی با تاکید بر نقش بازار در هسته تاریخی شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۳
بازار در شهر ایرانی نه تنها نمود ابعاد اجتماعی –فرهنگی و اقتصادی شهر است بلکه بستر استخوان بندی شهر ایرانی و اتصال دهنده محلات و فضاهای شهری به یکدیگر بوده است. بازار عنصری نظم دهنده، ساختاردهنده و منسجم کننده فرم فیزیکی شهر محلات شهری است که امروزه به واسطه تغییرات ناشی از سبک زندگی شهری جایگاهش درشهر تغییر کرده است. از این رو پژوهش حاضر برآن است تا با تحلیل جایگاه بازار در فرم کالبدی شهر نقش آن رادر انسجام فرم کالبدی بسنجد.پژوهش حاضر بامطرح کردن این سوال که نقش بازار درانسجام فرم شهری چگونه است و درصورت حذف و ازبین رفتن بازار چه اتفاقی برای هسته تاریخی و محلات وابسته می افتد؟ درپی تعیین نقش دوباره بازار در شهر و محلات معاصر بافت تاریخی کرمان است. ازاین رو ضمن تبیین چارچوب درجهت تحلیل انسجام فرم کالبدی و تعیین جایگاه بازار در شهر ایرانی از پیکربندی فضا و تکنیک تحلیل شبکه شهری استفاده می شود. نتایج نشان داد بازار کرمان به عنوان یک مرکز کلیدی موجب تقویت پیوند میان توده وفضا، همپیوندی، پیوستگی و نفوذپذیری و درنتیجه انسجام فرم کالبدی در شهر می شود و حذف آن موجب کاهش همپوندی، پیوستگی، کارایی شبکه وپراکندگی فضایی می شود. مراکزمحله ای که مرکزمحله فعال داشتند کمترین آسیب رابا حذف بازار دیدند. ازمنظر انسجام فرم کالبدی، پیوستگی فضایی ایجادشده توسط بازار به حفظ یکپارچگی ساختار کالبدی شهر در طول زمان کمک می کند، این امر باعث می شود بازار به عنوان یک نقطه استراتژیک در تقویت هویت فضایی هسته تاریخی شهر کرمان ایفای نقش کند. تقویت بازار وتوجه به نقش ساختاری وعملکردی آن درشکل گیری فرم کالبدی شهر می تواند رشد وتوسعه شهر ومحلات شهری را تضمین کند.
۱۰۷۶.

بررسی سیستمی پیوند میان تاب آوری اکولوژیک، جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
 با توجه به رشد شهرنشینی و افزایش آسیب پذیری ناشی از تغییرات اقلیمی، تاب آوری شهری به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی برای دستیابی به پایداری مطرح شده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، کمبود پژوهش های میان رشته ای است که تعاملات سیستمی میان تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت انسانی را به طور جامع بررسی کنند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی معیارهای مشترک بین تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت ازطریق رویکردی میان رشته ای است. همچنین، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه تاب آوری اکولوژیکی می تواند ازطریق کاهش جزایر حرارتی شهری، سلامت زیستی، روانی و اجتماعی را بهبود بخشد و آیا یک مدل چندلایه و سیستمی می تواند ارتباط غیرمکانیکی (شبکه ای) بین این عوامل را تبیین کند. این پژوهش از روش شناسی نظام مند پریسما برای شناسایی معیارهای مشترک بین سه حوزه مذکور استفاده کرده است. با تحلیل مطالعات پیشین و بررسی داده های موجود، چهارچوبی مفهومی برای درک بهتر تعاملات سیستمی میان این مؤلفه ها ارائه شده است. این پژوهش چهارچوب تاب آوری چندلایه ای را پیشنهاد می کند که در آن تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی به عنوان مؤلفه های وابسته در یک سیستم شهری تطبیقی مفهوم سازی می شوند. نتایج نشان می دهد ادغام این سه مفهوم در یک رویکرد سیستمی می تواند ظرفیت تطبیقی شهرها را ارتقا داده و استرس های محیطی را کاهش دهد. همچنین، این مطالعه بر ضرورت درنظرگرفتن تاب آوری شهری به عنوان یک چالش چندمقیاسی و میان رشته ای تأکید دارد و پیشنهاد می کند پژوهش های آینده بر توسعه مدل های عملیاتی برای ارزیابی و پیش بینی تأثیرات این تعاملات تمرکز کنند.
۱۰۷۷.

توسعه تهران در منظرهای آستانه ای: توابع محلات در دارالخلافه ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۶
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، در سال ۱۲۸۴ق، برای تهران حصار تازه ای ساخته شد تا متناسب با نیازهای دوران تازه توسعه یافته، مدرنیزه شود و دارالخلافه ناصری گردد. به این ترتیب، تهران مرز و آستانه ای جدید و توسعه ای بی سابقه در چهار جهت یافت که جز محله دولت در شمال، بقیه تابع محله مجاور خود در درون بافت کهن شهر خوانده شدند و بخش های جدید شهری را در وضعیت آستانگی شکل دادند. مطالعات مختلفی که درباره توسعه تهران در این دوره انجام شده است، این موضوع را از منظر آستانگی و به صورتی فضامند بررسی نکرده اند. این مقاله بر آن است که با راهبردی تاریخی نشان دهد توابع محلات توسعه هایی در آستانه بودند که در نبود تصوری از توسعه کلی شهر، نابرابری شرایط محیطی در پهنه جغرافیایی، تمایلات تجددطلبانه و شکاف های اجتماعی، مداخلات حکومت و گروه های مختلف اجتماعی برای تحقق خواسته ها و نیازهای خود، کیفیت های فضایی متمایزی یافتند؛ به ترتیبی که در گذر از آستانه، منظر شهری تازه ای برای تهران پدید آمد. مشخصه این منظر بافت و ساختاری نامتجانس در محدوده های جدید بود: در شمال و شمال غرب انتظام نسبی فضایی با باغات، خیابان های وسیع و فرنگی مآب، مکان های زیست دوگانه، رها از هنجارهای جامعه سنتی و مکان هایی برای آزاد اندیشی؛ در جنوب و جنوب شرق بافتی پراکنده، نامنظم و کم امکان که تهیدستان برای بودن در کنار هم و در امنیت فضای شهری بدان روی می آوردند. به این ترتیب در وضعیت آستانگی، محدوده هایی پدید آمد که نه به شهر قدیم شباهت داشتند و نه به هم شبیه بودند؛ هرچند جغرافیاهای شمال و جنوب را برساختند.
۱۰۷۸.

تحلیل یکپارچه شاخص های نور روز در طراحی مسکن سالمندان (نمونه موردی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۴
بیان مسئله: در اقلیم گرم وخشک، بهره گیری مؤثر از نور طبیعی یکی از عوامل کلیدی در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان محسوب می شود؛ زیرا نور روز علاوه بر اثرات فیزیولوژیکی و روانی، در کاهش وابستگی به نور مصنوعی نیز نقش دارد. با این حال، بسیاری از سکونتگاه های سالمندان در این اقلیم از نظر دستیابی به استانداردهای روشنایی طبیعی با چالش هایی مواجه اند. هدف پژوهش: تحلیل کمی شاخص های کلیدی نور روز شامل «درصد روزهای قابل قبول نور (DA)»، «کفایت روشنایی خودکار (sDA)»، «بهره مندی مفید از نور (UDI)» و «ضریب دید آسمان (SVF)» در نمونه هایی از مسکن سالمندان در شهر اصفهان است. برای دستیابی به این هدف، داده های میدانی با استفاده از لوکس متر در ساعات مختلف روز جمع آوری و سپس با شبیه سازی دقیق در نرم افزارهای Dialux و Ladybug اعتبارسنجی شدند. روش پژوهش: در این تحقیق، با ترکیب رویکرد میدانی (اندازه گیری نور محیط با لوکس متر در ساعات مختلف روز) و شبیه سازی های دقیق با استفاده از نرم افزارهای Dialux و Ladybug، شرایط نوری فضاهای مورد بررسی ارزیابی شده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بسیاری از فضاهای مورد بررسی از نظر شاخص های DA و sDA در سطح مطلوب قرار ندارند، در حالی که بخش هایی محدود توانستند نور طبیعی را دربازه مناسب UDI (100 تا 3000 لوکس) تأمین کنند. همچنین مقادیر SVF در برخی فضاها، به ویژه در بخش های شمالی یا تحت تأثیر سایه اندازی عناصر بیرونی، پایین تر از حدود استاندارد بود. جمع بندی یافته ها بیانگر آن است که طراحی فعلی سکونتگاه های سالمندان در اقلیم گرم وخشک با الزامات نوری این گروه هم خوانی کامل ندارد.
۱۰۷۹.

واکاوی جایگاه کوه در آیین های اساطیری منظر فرهنگی سهند براساس نشانه شناسی لوتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۱
آیین های کهن و رسوم نمادین، به مثابه نشانه های فرهنگی، بازنمایی ادراک انسان در طول تاریخ و بیانگر هویت و ارزش های فرهنگی یک سرزمین هستند که در بستر زمانی و مکانی منظرهای فرهنگی شکل گرفته اند. کوهستان سهند، به عنوان یک منظر فرهنگی- طبیعی با قلل متعدد، به دلیل جایگاه اسطوره ای و آیینی اش در روایات تاریخی و باورهای محلی، در فرایند شکل گیری آیین های جوامع ساکن در این منطقه نقش محوری داشته است. در این راستا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که چگونه آیین طواف در قله سلطان سهند و آیین قربانی گاو اسفنجان در دامنه های این کوه، به عنوان نظام های نشانه ای، در سپهرهای نشانه ای ایران باستان، اسلامی و ترکی عمل کرده و به بازنمایی و انتقال ارزش های فرهنگی کمک می کنند؟ هدف از انجام این پژوهش، بررسی و تحلیل این آیین ها با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان، به منظور درک نقش آیین ها در بازنمایی و غنی سازی هویت فرهنگی جوامع محلی است. این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و براساس نظریه نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان تحلیل شده اند. کوهستان سهند در چهارچوب نظریه لوتمان، به عنوان یک سپهر نشانه ای کانونی، بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد این آیین ها، به مثابه نظام های نشانه ای پویا، نه تنها بازتاب دهنده باورها و ارزش های فرهنگی هستند بلکه در فرایند معناسازی و غنی سازی هویت فرهنگی جوامع محلی نقش فعالی ایفا می کنند. این آیین ها بستری برای انتقال و حفظ میراث فرهنگی در گذر زمان فراهم می آورند.
۱۰۸۰.

تحلیل عنصر نور در نقاشی عاشورایی با تاکید بر مبانی حکمت نوریه سهروردی؛ مطالعه موردی: آثاری از عبد الحمید قدیریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۷
As a reasoned phenomenon, light is central to wisdom. Wisdom is always God-oriented and science is the origin of principles; The work of wisdom is the emergence of spirituality and self-fulfillment. Suhrawardi's theory is based on the translation and explanation of the Qur'anic verses and it means that the world is nothing but light and illumination. Ashurai art is one of the religious and religious art and has a deep and esoteric meaning. With a research approach in the field of art, Abdulhamid Qadirian has repeatedly addressed the process of transforming the concept into form, by creating his Ashura works, he has established a fundamental link between wisdom and religion and invited the audience to the conceptual truths of Ashura. The main research question is, with what purpose and meaning is the element of light used in the Ashura works of Abdul Hamid Qadirian, and how is the Karbala incident represented in Qadirian's works? What is the relationship between the representation of light in Ostad Qadirian's paintings and the concept of light in the wisdom of illumination? The research method is descriptive-analytical in nature. Collecting information is in a library method and through note-taking and image reading. The research data are analyzed from a qualitative aspect and by reasoning and logic method. These results show that: in Qadirian's Ashura paintings, the element of light has a sacred, spiritual and spiritual nature, and in addition to the manifestation of the divine attribute, luminous characters are depicted as illumination and spiritual light. Imam Hussain (a.s.) is the vision and evidence of the origin of light and the illuminant of the perceptible world, praise and meaning, on this basis, the event of Ashura is represented in Qadirian's works in the meaning of life. The representation of light in the paintings as a deep code is related to the concept of luminous light and the unity of the essence of truth, hence, awakening and vision are shown by guiding light, and blindness and sleep are shown by darkness and lack of light.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان