فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۴۱ تا ۶٬۳۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
137 - 158
حوزههای تخصصی:
عوامل موثری در چیدمان و طراحی فضاهای معماری در خانه های تاریخی تاثیرگذار هستند، دراین بین بسیاری از محققین بر این باورند که شرایط اقلیمی همچون نور در جانمایی فضاها، نقش بنیادینی داشته است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که: عوامل موثری که در چیدمان فضاهای خانه های تاریخی اصفهان در پلان به کار رفته اند، کدام اند؟ مطالعات گسترده ای در حیطه خانه های تاریخی در ایران انجام شده، ولی عوامل مؤثر در چگونگی چینش فضاها که شامل ویژگی شکلی زمین، محورهای طولی و عرضی قرار گرفته در زمین و ویگی های اقلیمی است، در این مطالعات نادیده گرفته شده است. این پژوهش برای نخستین بار به دنبال شناسایی عوامل تاثیرگذار در نحوه قرارگیری فضاها در اطراف حیاط خانه های تاریخی شهر اصفهان است. ابزارهای مورداستفاده شامل: جمع آوری اطلاعات به روش مطالعه اسنادی، کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. تحقیق پیش رو از نظر هدف بنیادین است و روش تحقیق به صورت کیفی و روش تحلیل داده ها به صورت توصیفی-تحلیلی است. برای رسیدن به این منظور، ابتدا برداشت میدانی از خانه های تاریخی انجام گرفته است، سپس دسته بندی شکلی فضاهای اصلی، استخراج شده است و به صورت مقایسه ای ویژگی های شکلی و نحوه قرارگیری فضاها بر اساس نور پذیری در طول روز، شکل زمین و کشیدگی حیاط در جهت های مختلف، نوع عملکرد فضا و خلاقیت استادکاران معماری سنتی مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج حاصل از مطالعات انجام شده مؤید آن است که عوامل موثری همچون، شکل زمین، جهت طولی محور حیاط و عوامل اقلیمی مانند میزان نور پذیری به ترتیب در جانمایی و چیدمان فضاهای اصلی در پلان مؤثر بوده است. همچنین با تغییر جهت کشیدگی حیاط از حالت شمالی- جنوبی به شرقی-غربی، چیدمان فضاها در پلان تغییر کرده است.
پژوهشی بر بازتاب ادوات جنگی در نقوش سنگ قبور دوران اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۹۴)
446-424
حوزههای تخصصی:
جنگ افزارها از جمله مهم ترین نقوشی هستند که روی سنگ قبور ادوار مختلف ایران اسلامی خودنمایی می کنند. این ادوات جنگی معمولا ساده نقر شده اند و تنها فرم کلی و ظاهری سلاح مورد توجه هنرمندان سنگ تراش قرار گرفته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و تاریخی و با توجه به بررسی های میدانی و مطالعه اسناد کتابخانه ای، نقوش ابزارآلات جنگی موجود روی سنگ قبور و چرایی به کارگیری آنها بر روی مزار متوفی را مورد کنکاش قرار داده و همچنین این نگاره ها را با سلاح های جنگی ادوار اسلامی ایران مقایسه تطبیقی نموده است. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که نقوش ادوات جنگی بیشتر روی سنگ قبور قوچ و شیرهای سنگی و محرابی شکل نقش بسته و شامل شمشیر، تیر و کمان، خنجر، گرز، تفنگ، سپر و نیزه است که در میان آنها، شمشیرهای منحنی بیشترین کاربرد را طی ادوار داشته است. فرم کلی و ظاهری این آلات جنگی منقور روی سنگ قبرها، در راستای کامل با جنگ افزارهای ادوار اسلامی، خصوصاً ادوار ایلخانی، تیموری، صفوی و قاجار بوده و به نوعی نشان از آگاهی هنرمند سنگ تراش به صنعت فلزگری آن زمان است. از طرف دیگر، این نگاره ها بیش تر به دلیل رشادت های شخص متوفی روی سنگ قبر وی حک شده و نشان از بزرگی و احترام، قدرت و شجاعت، پهلوانی و دلیرمندی وی است.
راهبردهای طراحی در پیش دبستانی های پسرانه شهر اصفهان با هدف ایجاد تعلق به مکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین فضاهای عمومی که کودکان با آن سروکار دارند، فضاهای آموزشی و از ابتدایی ترین این فضاها، پیش دبستانی است. تعلق کودکان به پیش دبستانی ها، بر آینده کودکان در جهت ارتقای آموزش و پرورش آنان تأثیرگذار است. در ایران و در زمینه ایجاد و ارتقای تعلق به فضاهای آموزشی مختص به کودکان، تحقیقات زیادی انجام شده، ولی تحقیقاتی که کودکان به عنوان منبع اصلی داده های کیفی در آنها مشارکت داشته باشند، محدود هستند. هدف این تحقیق، دست یابی به عوامل و سپس راهبردهای طراحی جهت تعلق کودکان پسر به فضاهای پیش دبستانی شهر اصفهان است که با کمک روش تحقیق ترکیبی و چهار مرحله ای به دست آمد. سه مؤلفه اصلی تعلق به مکان؛ ویژگی های محیطی، فردی و تعاملات فردی و اجتماعی هستند که از مرحله اول و با کمک منابع کتابخانه ای و تحلیل محتوای آنها حاصل شدند. سپس در مراحل بعدی با تأکید بر این سه مؤلفه اصلی، بخشی از راهبردهای طراحی با کمک ترسیم تصاویر ذهنی و مصاحبه های باز با کودکان و بخشی دیگر از این راهبردها با پرسش و پاسخ از خبرگان معماری و مربیان و روان شناسان کودک به دست آمد. توجه به فضای باز و طبیعی، حضور طبیعت، آب و نور طبیعی در فضای داخلی، حیات وحش، فضایی برای فعالیت بدنی، استفاده از تکنولوژی جهت ایجاد سرگرمی، فضاهایی جهت بروز احساسات و همانندسازی کودکان با محیط های مطلوب، فضاهایی برای حفظ هویت و رشد کودک و خیال پردازی، تعاملات، مشارکت و اکتشاف کودک، از سه مرحله اول تحقیق حاصل شدند. احاطه فضای بازی کودکان با سبزینگی ضمن نظارت، ارتباط بصری به فضای سبز در فضاهای اصلی مدرسه، نفوذ سبزینگی خارج کلاس به داخل، مشارکت کودکان در کاشت و نگهداری فضای سبز و نگهداری از جانداران و آبزیان و وجود بازشوهای وسیع برای دید به محوطه، از راهبردهای طراحی با اولویت های بالاتر در فضاهای داخلی و خارجی مدرسه از دید معماران، مربیان و روان شناسان کودک در انتهای مرحله چهارم هستند.
کیفیتِ تاثیرپذیری روبرت لپاژ به عنوان کارگردان از مخاطب/تماشاگر در شکل دهی میزانسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«روبرت لپاژ» به عنوان یکی از کارگردان های بنامِ معاصر در تئاتر جهان برای تبیین و شکل دادنِ میزانسن هایش، تعامل با مخاطب/تماشاگر را به منظورِ دریافت و دانستنِ انتظارها و پیشنهادهای آن ها برگزیده است. متدلوژی اصلی او برای دریافت و دسترسی به خواست ها و نیازهای مخاطب/تماشاگر، نیازمندِ مسیر و راه های ارتباطی با آن هاست. لپاژ مستقیم و غیرمستقیم/آگاهانه و ناآگاهانه با مخاطب/تماشاگر در قبل و بعد از اجرا برای دریافتِ نظرهای ایشان ارتباط برقرار می کند. این مقاله، معطوف بر «مکانیسمِ» دریافتِ انتظارها و پیشنهادهای مخاطبان/تماشاگران در قبل و بعد از اجراهای صحنه ای «روبرت لپاژ» مبتنی بر 9 مسیر و راه مستقیم و غیرمستقیم/آگاهانه و ناآگاهانه در تعامل با مخاطب/تماشاگر است. سوال اصلی این پژوهش عبارت است از: چرا و به چه منظور و با چه مکانیسم و از چه راه هایی مخاطب/تماشاگر در شکل گیری میزانسن، مورد توجه «روبرت لپاژ» قرار می گیرد؟
پژوهش پیش رو مبتنی بر روش شناختی، کاربردی و توصیفی است. منطبق بر مشاهده ها (سا مانه ی آثار لپاژ) و نیز ویدئوهای موجود از اجراهای لپاژ (یوتیوپ و چند کانال تلگرامی) و همچنین استفاده از منابع کتابخانه ای، مکانیسمِ تعامل با مخاطب/تماشاگر توسط لپاژ و گروهش به منظور دریافتِ نظرها و انتظارهای مخاطب/تماشاگر مورد بررسی قرار گرفته اند.
طبقه بندیِ مجموعه کارگان مرتبط با موسیقی کلاسیک ایرانی بر مبنای گفتمان های هویت در درون سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارگان مرتبط با سنت موسیقی کلاسیک ایرانی، حاوی آثار موسیقایی متنوعی است که نسبت های متفاوتی با ردیف به عنوان کارگان مرجع برقرار می کنند. طبقه بندی این مجموعه کارگان های مرتبط با سنت ایرانی برای تحقیق و پژوهش در خصوص جوانب گوناگون سنت موسیقایی امری ضروری به نظر می رسد. تحقیق حاضر می کوشد تا با معرفی جریان های معطوف به هویت در درون سنت، به چارچوب ها و مرزهایی برای دسته بندی کارگان های موسیقی ایرانی دست یافته و الگویی برای آن ترسیم کند. بنابراین، در مرحله نخست، چگونگی پیدایش هویت به مثابه یک مسئله طرح خواهد شد. در این مرحله با استفاده از مفاهیم هویت مرجع، دیگری و گسترش ارتباط با دیگری، سازوکار شکل گیری هویت را به مثابه یک مسئله تحلیل می شود. در مرحله دوم، گفتمان های معطوف به هویت در موسیقی ایرانی را با نگاهی استقرایی از طریق تبارشناسی نام گذاری های سنت موسیقایی بررسی می کند. اصطلاحات ملی، سنتی، دستگاهی و کلاسیک معمول ترین عناوین برای توصیف سنت موسیقایی هستند. به نظر می رسد یکی از شاخص ترین موقعیت ها برای بروز مسئله هویت، رواج و به کارگیری همین عناوین متعدد است. پس از معرفی ویژگی های این گفتمان ها، با استفاده از نتایج تحقیقی دیگر از همین نگارندگان با عنوان بازشناسی ویژگی های مرکزی موسیقی کلاسیک ایرانی به عنوان عناصر هویت ساز در این سنت، با استفاده از روشی قیاسی، الگویی هویت محور برای طبقه بندی کارگان های مرتبط با موسیقی ایرانی ارائه می شود.
«نیم نگاهی به چالش های انتخاب رویکرد در پژوهش»
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴
254 - 256
حوزههای تخصصی:
بازنمایی رنج از منظر روانکاوانه، در نمایشنامه «هیولاخوانی» نوشته نغمه ثمینی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵
38 - 46
حوزههای تخصصی:
ژک لکان، ژوئیسانس را در ساحتِ واقع و اختگی را در ساحت نمادین تعریف می کند. رنج، ویژگی مشترک این دو امر است که به طور متفاوتی نمایان می شود. نمایشنامه «هیولاخوانی»، نوشته نغمه ثمینی اثری است با ویژگی های رئالیسم جادویی و در باب سرکوب. از همین روی، بستر مناسبی را برای پژوهش روانکاوانه فراهم می کند. هدف از این پژوهش، خوانش روانکاوانه نمایشنامه «هیولاخوانی» با تکیه بر آرای ژک لکان و تأکید بر چگونگی بازنمایی رنج است. این تحقیق، با استفاده از منابع کتابخانه ای و به صورت توصیفی- تحلیلی به نگارش درآمده است. طبق نتیجه پژوهش، هر دو رویِ رنج، در این اثر، بازنمایی شده است. نشانه های اختگی در ظاهرِ خانه، سقط جنین، خواب یونس و ... وجود دارد. ابراهیم نیز به دلیل سرکوب مرضیه و یونس، عامل اختگی است. سعید شهرزاد/ ترانه بامداد به وسیله متونی که می نویسد، امر واقع را بازنمایی کرده و امکان تجربه ژوئیسانس و گذر از اختگی را برای مرضیه فراهم می کند.
واکاوی مفهوم فاصله و انواع بیان در دیالوگ نمایشی از منظر روایت شناسی ژرار ژنت، بررسی موردی: نمایشنامه آن سوی آینه نوشته زلر
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
15-26
حوزههای تخصصی:
دیالوگ در ادبیات نمایشی به عنوان پایه و اساس نمایشنامه،گفتگوی شخصیت های دراماتیک به معنای مکالمه و صحبت کردن شخصیت ها با هم و یا به صورت یک جانبه (تک گویی) را شامل می شود. یک دیالوگ کارآمد حداقل یکی از اهداف: معرفی مکان، معرفی زمان، معرفی شخصیت، دادن اطلاعات و یا پیشبرد داستان را دنبال می کند. به منظور یافتن راهکارهای متنوع و مطلوب برای خلق نمایشنامه هایی خلاقانه تر و با کیفیت بیشتر، در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی-کتابخانه ای و پایگاه های معتبر اینترنتی به بررسی دیالوگ در نمایشنامه آن سوی آینه از فلوریان زلر بر اساس مفهوم فاصله در بخش کانون روایی در نظریه روایت شناسی ژرار ژنت می پردازیم، تا بتوانیم تاثیر انواع بیان (گفتار مستقیم، گفتار مستقیم آزاد، گفتار غیر مستقیم، گفتار غیر مستقیم آزاد) بر دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی را تبیین کنیم. در همین راستا با طرح این فرضیه که نمایشنامه مذکور بستر مناسبی برای مطالعه فاصله و انواع بیان در نظریه روایت شناسی ژنت در حوزه ادبیات نمایشی فراهم می کند، ابتدا روایت شناسی ژنت به عنوان چارچوب اصلی پژوهش به طور خلاصه مورد بررسی قرار می گیرد و سپس به تفصیل به مفهوم فاصله و انواع بیان در کانون روایی ژنت می پردازیم و همچنین با نشان دادن چگونگی بازتاب انواع بیان در نمایشنامه مذکور، تاثیر انواع بیان در نظریه روایت شناسی ژنت بر دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی بیان خواهد شد.
ترکیب آتریوم و حیاط مرکزی در هندسه های مختلف و میزان تاثیرات آن بر کاهش مصرف انرژی در ساختمان های آموزشی
حوزههای تخصصی:
طراحی ساختمان هایی که ویژگی صرفه جویی در انرژی و همچنین حفاظت منابع طبیعی را در خود داشته باشند، در زمره اصلی ترین مسئولیت های معماران قرار می گیرد. آتریوم به عنوان یک میانجی اتلاف گرما از فضاهای مجاور را کاهش میدهد و همچنین برای فضاهای مجاور گرما تولید میکند. حیاط مرکزی عنصری است که در بهبود شرایط آسایش در مناطق گرم و خشک نقش موثری را ایفا کرده است. فضای باز حیاط مرکزی با محوریت خود، ابعاد معین جهت گیری و مکان یابی هدفمند عنصری تعیین کننده در بهره مندی انرژی های اقلیمی بوده است، اما امروزه با توجه به محدودیت های موجود در شهرهای بزرگ شاهد کاهش سهم فضای باز جهت ایجاد آسایش حرارتی در معماری معاصر هستیم. لذا با تاکید به نقش سنتی حضور حیاط در زندگی ایرانی، در این مقاله به امکان احیای این عنصر با در نظر گرفتن هندسه های مختلف و همچنین عملکرد آن به عنوان آتریوم در ساختمانهای آموزشی پرداخته می شود لذا در این راستا یک ساختمان آموزشی در برنامه شبیه سازی انرژی پلاس شبیه سازی شد. نتایج بدست آمده نشان داد که ترکیب حیاط مرکزی و آتریوم تاثیر بسزایی در کاهش مصرف انرژی بویژه در ماه های گرم سال دارد. همچنین مشخص شد که اگر در معماری حیاط مرکزی و آتریوم از هندسه مستطیل استفاده شود کاهش مصرف انرژی بمراتب بیشتری نسبت به سایر فرم ها بهمراه دارد.
ارائه الگوریتمی برای فرآیند بهینه سازی معماری پارامتر تناسبات مقیاس در طراحی یک سطح غشایی فرم آزاد توسط افزونه گالاپاگوس پلاگین گرس هاپر
حوزههای تخصصی:
با پیدایش کامپیوترها و پیشرفت در روشهای محاسباتی، پژوهشهای گستردهای در زمینه بهینهسازی صورت گرفتهاست. نتایج حاصل از مطالعات و بررسیهای پژوهشهای موجود در زمینه بهینهسازی معماری، حاکی از این بود که بدلیل کیفی بودن بسیاری از پارامترهای معماری و دشواری در تبدیل آنها به پارامترهای کمی در جهت ورود دادههای عددی به محاسبات کامپیوتری، بسیاری از این پارامترها کمتر مورد توجه بودهاند. هدف این پژوهش، ارائه الگوریتمی برای فرآیند بهینهسازی معماری پارامتر تناسبات مقیاس در طراحی یک سطح غشایی فرمآزاد میباشد. برای این منظور، مفهوم بهینهسازی معماری و روشها و نرم افزارهای مورد استفاده در این حوزهها مورد بررسی قرارگرفت و با تعریف یک سری الزامات فرضی، یک سازه غشایی از نوع چادری مخروطی با فرم آزاد طراحی و فرمیابی شد. درنهایت، یک سری از مولفههای کیفی پارامتر تناسبات مقیاس به مولفه-های کمی ترجمه شده و بهینهسازی معماری در دو حالت کمی(توسط افزونه گالاپاگوس) و کیفی(با نظر طراح) مطابق الگوریتم ارائه شده تا دستیابی به نتیجه مطلوب انجام گرفت. ملاک اصلی حصول به نتیجه مطلوب تایید طراح میباشد. درواقع، نرم-افزارها و محاسبات در جهت صرفهجویی در زمان و انرژی به کمک طراح میآیند لیکن در نهایت این نظر طراح است که کل فرآیند را هدایت میکند.
تحلیل نشانه شناختی وجوه نمادین نقش مایه های بصری در نقاشی های منتخب از ناصر اویسی از دیدگاه پیرس
منبع:
فردوس هنر سال دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۷
114 - 133
حوزههای تخصصی:
مکتب سقاخانه از مهم ترین جنبش های هنری دهه چهل هجری شمسی در ایران است با رویکردی سنت گرا در عین حال نوجویانه و با الهام از روش و شیوه هنری جهانی شکل گرفت هنرمندان منتسب به این جنبش ضمن ارج نهادن عناصر تصویری کهن، آثاری پدید آوردند به دنبال تفاوت در هنر خود بودند. هنر مذکورمی توان از حوزه ی فرهنگی، هویتی، هنری رویکردهای ساختارشناسانه، نشانه شناسانه، روانشناسانه و غیره مورد مداقه قرار داد. هنرمندان بسیاری در این حوزه فعالیت دارند یکی از ایشان ناصر اویسی می باشد می توان جز هنرمندان برجسته این مکتب دانست.اهمیت و ضرورت انجام تحقیق: نوشتار حاضر درصدد معرفی و بررسی ویژگی های بصری و وجوه نمادین نقش مایه های تزئینی آثار منتخب از نقاشی مکتب سقاخانه ناصر اویسی می باشدبا ابزار ساختارشناسی و نشانه شناسی بر اساس دیدگاه پیرس مورد تشریح قرار می گیرند.اهداف مقاله: هدف این مقاله تحلیل وجوه نمادین نقش مایه های تزئینی آثار ناصر اویسی از دیدگاه پیرس است.سوال پژوهش: از این رو نوشتار حاضر در پی پاسخ به دو سوال اساسی است: نقاشی های سقاخانه ای ناصر اویسی دارای چه ویژگی های بصری هستند و نقش مایه های تزئینی از چه مفاهیمی برخوردارند؟ عملکرد رویکرد نشانه شناسانه در آثار منتخب از ناصر اویسی چگونه است؟روش تحقیق: این پژوهش با شیوه ی توصیفی-تحلیلی مورد پژوهش قرار گرفته است. این مقاله از نوع تحقیقات کیفی است و نمونه های مطالعاتی از منابع کتابخانه ای گردآوری شده است.نتیجه گیری: نتایج نوشتار حاضر حاکی است نقوش در شش دسته طبقه بندی می شوند: نقوش انتزاعی، انسانی، جانوری، گیاهی، هندسی. نوشتاری. نقاش نقشمایه های همچون همچون گل بابونه، انار، اسب، زن، اشکال(مربع، دایره، مثلث و لوزی)خطوط نستعلیق و بداهه نویسی، اشیا همچون سه تار در آثارش بهره برده است مفاهیمی همچون قدرت، بردباری، خوشتن-داری، باروری، آفرینش، آزادی در ارتباط است. تعادل، توازن، حرکت، جز خصایص تصویری این آثار می باشند. نشانه های بن مایه-های تزئینی آثار هنرمند مذکور بیشتر نمادین و نمایه ای است نوع نشانه فیگوراتیو-انتزاعی و انتزاعی- ناشبیه ساز محسوب می شود.
آشنایی با انواع کتاب های دانشگاهی: بررسی نمونه هایی از منابع رشته های معماری و معماری داخلی
منبع:
اندیشنامه معماری داخلی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱
63 - 80
حوزههای تخصصی:
در هر رشته دانشگاهی با انواع گوناگونی از کتاب ها مواجهیم که موضوع، رویکرد، عمق و ساختار متفاوتی دارند و در نتیجه در مراحل متفاوتی از آموزش و پژوهش می توانند مفید و اثربخش باشند. همچنین انواع کتاب های دانشگاهی علاوه بر خصوصیات کلی نوع خود، از ویژگی های حوزه تخصصی ای که در آن نوشته می شوند نیز متأثرند. برای آنکه بتوانیم از مطالعه کتاب های گوناگون بیشترین بهره را ببریم لازم است به ویژگی های انواع کتاب، تفاوت های آنها و الزامات ناشی از این تفاوت ها واقف باشیم. در این مقاله کوشیده ایم به این پرسش پاسخ دهیم که چه انواعی از کتاب های دانشگاهی در رشته های معماری و معماری داخلی وجود دارد و بهتر است در کدام مرحله از پژوهش یا تحصیل به هر دسته از این کتاب ها مراجعه کنیم. بدین منظور نخست ویژگی های کلی رایج ترین انواع کتاب های دانشگاهی را شرح داده ایم و سپس این ویژگی ها را در نمونه هایی از کتاب های این رشته ها بررسی کرده ایم و نشان داده ایم این تفاوت ها چگونه در ساختار و محتوای این کتاب ها بازتاب یافته است.
بررسی میزان رضایت از بازسازی پس از جنگ از دریچه میزان ایجاد حس تعلق در بازماندگان (نمونه موردی: رفیع، استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۷۳
۳۲-۱۹
حوزههای تخصصی:
ارزیابی و مستندسازی بازسازی پس از جنگ (به عنوان یکی از پیچیده ترین انواع در فرایندهای بازسازی) به منظور درس آموزی در سوانح احتمالی آتی نقشی حیاتی دارد. با وقوع جنگ 8 ساله تحمیلی، شهر رفیع پس از اشغال با تخریب 100% مواجه شد. فرایند بازسازی این شهر پس از آزادسازی با رویکردی متفاوت نسبت به سایر تجارب (تأکید دست اندرکاران بر ارتقای نقش بازماندگان و توجه به نیازها و خواسته های آنان) آغاز گردید. این پژوهش با هدف ارزیابی میزان موفقیت بازسازی شهر رفیع از دریچه میزان ایجاد حس تعلق در ساکنین، به عنوان یکی از مهم ترین فاکتورهای تعیین کننده رضایتمندی سکونتی با رویکرد تلفیقی کمی و کیفی، با هدف کاربرد تجارب در فعالیت های آتی و به روش توصیفی انجام شده است. سه فرضیه اصلی پژوهش بر تأثیر گرفتن میزان رضایتمندی و حس تعلق در بازسازی پس از جنگ از احیا سنت های اجتماعی و اقتصادی و همچنین درجاسازی و حفظ مالکیت اراضی، استوار است. نمونه مطالعاتی به روش تصادفی- خوشه ای انتخاب و داده های لازم جهت آزمون فرضیه های تحقیق از طریق پرسشنامه، مطالعات میدانی، مصاحبه با مطلعین و مسئولین گردآوری شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون t-test گروه های وابسته استفاده شده است. میانگین به دست آمده برای فرایند بازسازی و ایجاد حس تعلق از طریق احیاء سنت های اجتماعی و اقتصادی مردم (فرضیه یک) 2.43 از 5؛ همچنین ایجاد حس تعلق به محل سکونت از طریق درجاسازی و حفظ مالکیت اراضی (فرضیه دوم) 3.45 از 5 و میزان مطلوبیت این فرایند برای مردم (فرضیه سه) 2.87 از 5 در مقیاس طیف لیکرت می باشد که نشان دهنده رد فرضیه نخست و سوم و قبول فرضیه دو می باشد. در پایان، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد فرایند بازسازی رفیع، مجموعه ای از نکات و پیشنهادات جهت کاربست در تجارب آتی به تفکیک شاخص های اولویت دار پژوهش ارائه شده است.
سنجش تاب آوری باغات شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۷۳
۱۰۲-۸۹
حوزههای تخصصی:
طی دهه های گذشته رشد و گسترش افقی شهرها، انضمام محدوده های روستایی-باغی به محدوده شهر مادر را در پی داشته است، به ویژه در اقلیم گرم وخشک ایران به واسطه شبکه آبیِ مشترکِ محدود (قنات) و نزدیکی سکونتگاه های پیرامون این شبکه به همدیگر، پدیده مذکور شدت بیشتری داشته و موجب تخریب باغ های این بافت های شهری روستابنیان شده است. این پژوهش در پی سنجش تاب آوری باغ های شهری در اقلیم گرم وخشک ایران با مدلی علمی، جامع و مکان مند بوده و الگوی مفهومی مدل ساخته شده، حاصل از ادبیات نظری مبتنی بر مفاهیم «تاب آوری»، «باغ» و «توسعه» است. همچنین از چارچوب های نظری، روش ها و تکنیک های مبحث تاب آوری شاخص های متناسب با تاب آوری باغ ها احصا شده و تحت عنوان چارچوب مطالعاتی تاب آوری باغ ها تدوین می شود. این چارچوب دارای ابعاد پنج گانه ی، اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و نهادی است که ضمن گونه شناسی باغات موجود براساس چهارچوب مفهومی مذکور؛ برای تعیین ضریب اهمیت لایه ها از نرم افزار super decision استفاده کرده و حاصل نمره دهی اولیه گروه دلفی بر مبنای مقایسه دودویی توماس ال ساعتی؛ داده های ورودی نرم افزار برای تعیین وزن لایه ها است. در ادامه با تحلیل های مکانی در نرم افزار ArcGIS و انجام آزمون F بر روی نتایج در نرم افزار SPSS به تحلیل داده های حاصل به منظور سنجش میزان تاب آوری باغات پرداخته و میزان تاب آوری پلاک های باغی مشخص می شود. کل این فرآیند از شناخت تا تحلیل داده ها و درنهایت مشخص نمودن میزان تاب آوری و نحوه اولویت بندی باغات تحت قالب یک مدل برای سنجش تاب آوری باغات صورت بندی می گردد. مدل تدوین شده دارای سه قابلیت عمده است، در وهله اول توانایی سنجش میزان تاب آوری باغات از تمامی جنبه های اثرگذار بر باغات را دارد و سپس بر مبنای این سنجش می توان به اولویت بندی باغات براساس تاب آوری پرداخت و تمامی این اطلاعات را به صورت مکان مند ارائه کرد. این مدل بر روی باغات شهر یزد به عنوان مورد پژوهی پیاده و میزان تاب آوری باغات هر یک از محلات و مناطق دربرگیرنده باغ های شهر یزد تعیین و بر مبنای آن اولویت بندی می شود.
واکاوی مؤلفه های درون گرایی در معماری بومی روستای قلعه نوی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷۴
۷۲-۵۷
حوزههای تخصصی:
معماری خانه های روستای قلعه نو در سیستان هم پاسخی درخور به شیب بستر روستا داده و هم با ملاحظه ی اقلیم به فرهنگ پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که آیا درون گرایی به صرف سازگاری با اقلیم است یا برکنار از جبر اقلیمی، عوامل فرهنگی هم در کار است. هدف اصلی از پژوهش حاضر، تحلیل فضا در معماری بومی جهت نشان دادن مؤلفه های درون گرایی روستای قلعه نو است. این پژوهش ماهیتی بنیادی دارد، در روش کیفی است و رویکرد توصیفی و تفسیری برای تبیین موضوع اتخاذ شده است. گونه شناسی مسکن خانه ها را در 8 تیپ قرار می دهد که وجه مشترک آن ها وجود میانسرا است. پس از معرفی و تحلیل عناصر و اجزاء خانه های روستای قلعه نو، آرایش فضایی خانه ها با بهره گیری از گراف جهت نشان دادن چگونگی چیدمان فضاها و نحوه ارتباط آن ها با یکدیگر واکاوی شده است. با توجه به خطی بودن و توزیع نرمال داده های آماری، بررسی همبستگی با استفاده از ضریب پیرسون انجام شده است. مقدار ضریب به دست آمده در دو مورد نشان از آن دارد که نخست تعداد میانسرا با درون گرایی همبسته است و در مورد دوم میان تعداد فضاها با درون گرایی همبستگی وجود دارد. بررسی های در مورد روستای قلعه نو، ویژگی های عمده ای را درباره معماری بومی آن نشان می دهد که هیچ فضایی پنجره ای گشوده به فضای عمومی بیرون ندارد، کولک و سورک که دیدبند هستند جانشین پنجره به فضای عمومی بیرون شده اند، فضاهایی مانند هشتی و خم به عنوان مفصل درون و بیرون به ایفای نقش پرداخته اند، حیاط یا میانسرا نقش پررنگی دارد و گاه یک خانه پنج میانسرا دارد و اینکه در و پنجره ی اتاق ها به میانسرا گشوده می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علاوه بر اینکه معماری بومی قلعه نو درون گراست، تأثیر وزنی عوامل فرهنگی در درون گرایی بیش از عوامل اقلیمی است. علاوه براین عامل تمایز اصلی معماری بومی قلعه نو از دیگر معماری های واقع بر شیب وجود میانسرا و تعداد آن است.
خوانش مردم نگارانه حظ حرارتی پنهان در سنت معماری اقلیم کویر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۷۵
۹۴-۷۹
حوزههای تخصصی:
سنت معماری اقلیم کویر آموزه های پیدا و پنهانی را در بطن خودش نهفته دارد. آفرینش فضاهای حسی غنیْ از جمله مواهبی است که معماری این بوم ارائه می کند. بخش چشمگیری از تجارب حسی انسان ها در فضاهای مختلف معماری کویری، به وسیله حرارت شکل می گیرد. حرارت نیز مانند سایر محرک های حسی می تواند در غنای درک انسان از فضا مشارکت کند و علاوه بر کمّیّت دمایی، کیفیتی را در قالب حظّ از آن پدید بیاورد. مفهوم حظّ حرارتی کیفیتی است که ادراک رضایت بخش و توأم با احساس مثبت انسان را از شرایط حرارتی در یک فضای مشخص تعریف می نماید. اینکه حظّ حرارتی در بستر معماری سنتی کویری چگونه شکل می گیرد و ساکنانش چگونه آن را درک می کنند، موضوعی است که تاکنون مطالعه نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر چگونگی شکل گیری حظّ حرارتی را در سنت معماری شهرهای کویری جست وجو می کند.این پژوهش با روش شناسی کیفی، از روش مردم نگاری بهره گرفته است. ازاین رو، برای کشف و فهم چگونگی شکل گیری حظّ حرارتی، با استمداد از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده مستقیم، تجارب زیسته افراد را در معماری سنتی کویر واکاوی می کند. مقایسه میان کدهای استخراج شده و تحلیل آن ها نشان می دهد که تمایز حرارتی میان فضاهای هم جوار سبب تجربه حظّ حرارتی برای افراد می گردد. در شرایطی که فرد به واسطه تعامل میان اقلیم و فضای معماری، از حالت تعادل دمایی خودش خارج می گردد، مواجهه با فضایی که بتواند او را به حالت تعادل حرارتی خودش بازگرداند، برای وی حظّ حرارتی را پدید می آورد. مفهوم تمایز حرارتی در تعامل میان سه حلقه انسان و معماری و اقلیم، اشتراکی را برقرار می کند تا موقعیت درک حظّ حرارتی فراهم گردد. در سنت معماری کویر، ایجاد فضاهای هم نشین با تمایز حرارتی مشخص، الگوی نهفته ای است که می تواند راهنمای طراحی های آینده برای غنی کردن منظر حسی حرارت باشد.
بازخوانی بارزه های معماری بومی در مسکن روستاهای ساحلی بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستاهای ساحلی استان بوشهر به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب در ارتباط با خلیج فارس و در مواردی وجود اراضی مناسب کشاورزی، قدمتی طولانی دارند و ازاین رو دربردانده میراثی غنی از معماری بومی اند. این معماری در عین سادگی و بی پیرایگی، اصول و ویژگی هایی در خودش نهفته دارد که شامل شیوه های ساخت وساز، طراحی هم ساز با اقلیم، ویژگی های کالبدی و نحوه بهره برداری از منابع بومی می شوند. این پژوهش با هدف شناخت معماری بومی در نواحی روستاهای ساحلی استان بوشهر و استخراج الگوهای آن در جهت تدوین دستورالعملی برای طراحی، ویژگی های بافت روستایی و معماری بومی این نواحی را بررسی کرده است. به منظور دستیابی به شناخت الگوهای معماری بومی در روستاهای ساحلی استان بوشهر، مسکن بومی در روستاهای جزیره شیف و سالم آباد و اولی شمالی تحلیل شدند. موارد بررسی شده در بافت و بناهای روستایی در حوزه هایی چون تراکم بافت و جهت گیری معابر، ویژگی های کالبدی معماری، دستگاه های ساختمانی و راهکارهای ایجاد آسایش اقلیمی دسته بندی گردیدند. این موارد از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از انواع روش های پیمایشی در سه روستای ذکرشده برداشت گردیدند. ویژگی های کالبدی فضایی در نمونه های انتخاب شده تحلیل و بارزه های معماری در هریک از روستاها مقایسه شدند. نتایج این پژوهش دربردارنده مشخصات اصلی معماری بومی در این نواحی اند که رهنمودهایی برای طراحی ارائه می دهند. لزوم رعایت تناسبات انسانی در بخش های سکونتی و ورودی ها، تعریف فضای باز بینابینی در میان توده های ساختمانی، توجه به جهت گیری اقلیمی در توده گذاری ها و جزئیات معماری، لزوم بهره گیری از بازشوهای متعدد و سبک سازی سازه از مشخصات اصلی معماری بومی روستاهای ساحلی اند.
مقایسه تطبیقی تصویرسازی متون نجومی و تنجیمی در نگارگری ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ستاره شناسی قدیم، به دو گرایش عمده نجوم (اخترشناسی) و تنجیم (اختربینی) تقسیم می شود. هر یک از این دو گرایش، ویژگی ها و مفاهیم خاص به خود را دارند. کتب و رسالات زیادی در زمینه نجوم و تنجیم به رشته نگارش درآمده اند. برخی از این متون مانند؛ صورالکواکب، التفهیم، عجایب المخلوقات و البلهان، در ادوار گوناگون بارها نسخه برداری و تصویرسازی شده اند. تصویرسازی برای ستاره شناسی (همچون سایر حوزه های علمی)، با نیت تسهیل فهم موضوعات و خاطرسپاری معانی، همواره مورد توجه مؤلفان و نسخه برداران بوده است. هدف این پژوهش ضمن در نظر داشتن اصول علم ستاره شناسی، واکاوی و مقایسه روش های تصویرسازی متون مربوطه و بررسی تأثیر نجومی یا تنجیمی بودن متن بر نوع تصویرسازی کتب حوزه های مذکور است. پرسش مقاله حاضر این است که تصویرسازی برای کتاب های حوزه نجوم و تنجیم در نگارگری ایرانی چه ویژگی هایی دارد؟ نگارندگان با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی کوشیده اند شباهت ها، تفاوت ها، ویژگی ها، موضوعات غالب و نیز راهکارها و روش های اجرای تصویرگری کتب ستاره شناسی (با تفکیک متون نجومی از متون تنجیمی) در نگارگری ایرانی را تشریح نمایند تا تأثیر متن (معنا) بر تصویر (صورت) مشخص شود. نتایج پژوهش نشان می دهند که نگارگران در متون نجومی ملزم به رعایت ضوابطی بوده اند تا صحت و استناد علمی متن حفظ شود، لذا محدودیت هایی در نوع، شیوه و کیفیت تصویرسازی های این حوزه دیده می شوند؛ در حالی که برای تصویرگر متون تنجیمی چنین سخت گیری هایی وجود نداشته اند. تصویر سازی متون ستاره شناسی، آمیزه ای از واقع گرایی و خیالی نگاری است. نگاره های نجومی اغلب قالبی واقع گرایانه دارند و نگاره های تنجیمی بیشتر فضایی رؤیاگونه را به نمایش می گذارند.
سنجش ظرفیت بازتوسعه اراضی متروکه در اراضی صنعتی - کارگاهی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت شهرها و شهرنشینی مدیران و نظریه پردازان شهری را در پی راه حل های درست توسعه شهری سوق داده است. در دو دهه 1980و 1990میلادی بازتوسعه اراضی متروکه در زیرمجموعه سیاست توسعه درون زا مطرح شد. این سیاست به بازتوسعه پهنه های درون شهرها که آلوده، روبه زوال، متروکه و دارای پتانسیل هایی نظیر تأسیسات - تجهیزات شهری هستند، می پردازد. این مقاله بر محور سنجش ظرفیت بازتوسعه اراضی متروکه (نمونه موردی: اراضی صنعتی - کارگاهی شهر یزد) شکل گرفته است. روش آن توصیفی - تحلیلی می باشد. ابتدا معیارها و شاخص های مناسب از مبانی نظری استخراج شده اند. سپس معیارها و شاخص ها با استفاده از تکنیک دلفی و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) در نرم افزار Super Desition وزن دهی شده اند. در گام بعدی نمونه ها بر اساس وزن معیارها در نرم افزار ARC GIS مورد بررسی و در آخر ظرفیت باز توسعه اراضی در 5 دسته (قابلیت بسیار بالا، قابلیت بالا، قابلیت متوسط، قابلیت پایین و قابلیت بسیار پایین) حاصل شده است. نتایج نشان می دهد که قطعه های زمین موجود در بافت میانی و مرکزی شهر یزد دارای قابلیت توسعه بسیار بالا و بالا می باشند. در بین این قطعه های زمین، قطعه هایی با دسترسی مناسب به معابر و متروکه از قابلیت توسعه بسیار بالا برخوردار می باشند. بنابراین به ترتیب موقعیت در شهر، آمادگی مالک (وضعیت فعالیت)، دسترسی به معابر و مساحت دارای اهمیت هستند. همچنین نسبت پایین مساحت اراضی با قابلیت توسعه بسیار بالا و بالا به کل اراضی (%35.8)، نشان دهنده ظرفیت پایین باز توسعه می باشد؛ در حالی که توسعه مجدد این اراضی می تواند سرزندگی و پویایی دوباره بافت پیرامون را به دنبال داشته باشد.
تبیین احکام و اخلاق اسلامی در فرآیند تملک اراضی شهر ایرانی- اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
131 - 164
حوزههای تخصصی:
امروزه بخش های مهمی از شهرها با نیّات سرمایه داری، جهت طرح های بزرگ مقیاس مورد استفاده قرار می گیرد. در خلال این طرح ها، بسیاری از مردم متضرر می شوند. پیامدهای تملک اراضی در بسیاری از طرح های توسعه، سبب نارضایتی های گسترده ای بین ساکنین مناطق در طرح شده است. همین عامل موجبات تضعیف حق ساکنین و ضررهای مادی و هویتی بسیاری گردیده و مشکلات عدیده ای را رقم زده است. لذا ضروری می نماید این مقوله از منظر دین مبین اسلام مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش ضمن مطالعه منابع علمی و نصوص دینی، ذیل مفهوم شهر ایرانی-اسلامی، 3 بُعد فقهی، حقوق شهروندی و اخلاقی، مورد بررسی قرار می گیرد. سؤال اصلی پژوهش این است که "جایگاه اصول فقهی، اخلاقی و قواعد آن با تأکید بر مفهوم تملک در پروژه های توسعه شهری کدام است؟". نتایج پژوهش نشان داد قواعد تسلیط، لاضرار و مصلحت یکی از مهم ترین اصول فقهی است که رعایت آنها باید در شهرسازی اسلامی ایران در جهت تحکم بنیان خانواده، ثبات مالکیت، احترام به شهروندان موردتوجه قرار گیرد. در همین راستا مفاهیم شهرسازی اسلامی باید به عنوان یک ضرورت در قوانین مرتبط با شهر گنجانده شود. عدم روزآمدی تعدادی از قوانین کشور و تفسیر نادرست از مصلحت جمعی در طرح های بزرگ مقیاس که بیشتر با نیات اقتصادی و شهوات سیاسی اجرا می گردد، ازجمله دلایل وجود مشکلات در حوزه تملک اراضی است.