ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۹۸۱.

بررسی جایگاه حکمت اسلامی در تزئینات گچبری محراب های دوره ایلخانی (نمونه موردی مسجد جامع ارومیه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
هنر دینی از ابتدا به دنبال محیطی برای گرد هم آوردن پیروان خود در آنجا بوده است که در واقع عامل اصلی آن عبادت می باشد؛ همچنین محلی برای تعاملات اجتماعی میان پیروان هر مکتب محسوب میگردید. معماری اسلامی یکی از بزرگترین حقایق هنری در بعد مادی محسوب می شود که الویت آن القای مفاهیم والای هستی با استفاده از مصالح، تکنیک های مختلف و پرداختن به موضوعات تمثیلی و تزئینی می باشد. در این پژوهش با بررسی مسجد جامع ارومیه و تزئینات و تناسبات به کار رفته در محراب، به این جنبه مهم از هنر اسلامی پرداخته شود و در پی پاسخ به این سوال می باشد که تزئینات گچکاری در محراب مسجد جامع ارومیه با توجه به حکمت و مفاهیم معنوی حاکم بر طراحی جزئیات آن، دارای چه نوع ویژگی هایی هست. محراب مسجد در زمان ایلخانان ساخته شده که از نظر گچبری و خطوط، شاهکاری در طراحی و اجرا محسوب می شود. نتایج حاصل نشانگر این است که تمامی کتیبه ها، آیات، احادیث و نقوش به کار برده شده در این محراب، به منظور ایجاد فضایی برای ارتباط با باری تعالی، طراحی گردیده است که دارای جنبه های روانی و اجتماعی نیز می باشد. هنرمند با به نمایش گذاشتن ارزش های دینی، توانسته با صرف نظر از جهان مادی، سبب ایجاد تحول در باطن شخص عبادتگر می گردد تا فرد متوجه این امر که نهایت همه زیبایی ها روح باری تعالی است، شود. همچنین در ساختار و روابط هندسی بر پایه نسبت های طلایی در قسمت های مختلف فرم کلی آن قابل مشاهده می باشد که باعث افزایش ارزش های بصری و زیبایی شناختی آن گردیده است.
۹۸۲.

تأملی بر اهداف عمیق پرورش معمار در ایران معاصر، نمونه موردی: آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۷
بیان مسئله:آموزش معماری در ایرانِ امروز با چالش های متعددی روبه روست که ریشه در عدم تطابق شیوه های آموزشی با تحولات دوره پسامدرن دارد. ساختارهای آموزشی موجود همچنان برپایه استانداردسازی های دوره مدرن استوارند و این مسئله مانع رشد آموزش معماری مطابق با شرایط زمانی و مکانی جدید شده است.هدف پژوهش: این پژوهش نشان می دهد که با هدف بررسی ویژگی ها و نیازهای آموزش معماری در دوره پسامدرن، به دنبال پیشنهاد اهدافی نوین برای پرورش معمار در ایران معاصر است.روش پژوهش: این پژوهش ترکیبی از رویکرد بازتابی1 و توصیفی - تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و تجربیات عملی نگارنده در آموزش معماری در آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران طی ۱۲ نیمسال تحصیلی (۱۳۹۶-۱۴۰۲) گردآوری شده اند.نتیجه گیری: نشان می دهد که آموزش معماری نیازمند تحول از استانداردسازی به سوی رویکردهای متکثر است. این تحول نه از طریق ساختارشکنی بلکه از طریق ساختارزدایی و ترکیب اهداف تخصصی و عمیق محقق می شود. این پژوهش در کنار اهداف تخصصی (دانش، بینش و توانش) اهدافی عمیقتر در آموزش (اقتصادی، اجتماعی و مدنی، توسعه تفکر، سلامت روان) را پیشنهاد می دهد و مسیری ترکیبی را راه گشا می داند. تغییر نقش مربی از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر فرایند یادگیری، کلید تحول در آموزش معماری دوره پسامدرن و دستیابی به اهداف عمیق پرورش معمار است و بدین ترتیب مربی معماری دوره پسامدرن می تواند الهام بخش زندگی حرفه ای و شخصی دانشجویان باشد.
۹۸۳.

کاربرد تزیینی آرایه های هندسی در شاهنامه طهماسبی (نمونه مطالعاتی: نگاره های داستان زال و رودابه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۶
نقوش هندسی یکی از مهم ترین جلوه های بصری هنر اسلامی به شمار می آیند که با بهره گیری از قواعد دقیق ریاضی و اصول ترکیب بندی منظم، نقش بسزایی در خلق زیبایی و نظم بصری ایفا می کنند. این نقوش در شاخه های مختلف هنرهای اسلامی از جمله معماری، کاشی کاری، گره چینی و به ویژه نگارگری، حضوری پررنگ و ماندگار داشته اند. در نگارگری ایرانی، بهره گیری از آرایه های هندسی خصوصاً از دوره تیموری به بعد افزایش یافته و در دوره صفوی به اوج خود رسید. نسخه مصور شاهنامه طهماسبی به عنوان یکی از نفیس ترین نسخه های شاهنامه، نمونه ای برجسته از تلفیق روایت های اسطوره ای با جلوه های بصری هنر اسلامی است که در بهره گیری از نقوش هندسی در فضاهای معماری نگاره ها تجلی یافته است. این پژوهش با هدف شناسایی، طبقه بندی و تحلیل انواع گره های هندسی موجود در نگاره های داستان زال و رودابه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 نگاره است که 13 نگاره به صورت هدفمند متناسب با موضوع و از بین آن ها، 6 نگاره نمونه های مورد مطالعه به صورت گزینشی انتخاب شده اند. این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها در این پژوهش بازشناسی گره ها و بازطراحی به شیوه خطی با نرم افزار فتوشاپ است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نقوش هندسی به کاررفته عمدتاً مبتنی بر ساختارهای سه ضلعی، چهار ضلعی و شش ضلعی اند و تکنیک های آجرکاری و کاشی کاری در شبیه سازی آنها به کار رفته است. این نقوش افزون بر کارکرد تزیینی، بازتاب دهنده نظام نمادین و هندسی در هنر اسلامی نیز هستند.
۹۸۴.

تبیین ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری با کاربست اصول کشاورزی شهری؛ مطالعه موردی: گذر تاریخی سید ذوالفقار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۷
کشاورزی شهری فعالیتی است که شامل تولید، رشد، فراوری و توزیع غذا و سایر محصولات می شود. این فعالیت از طریق کاشت گیاهان و پرورش احشام درون یا حومه شهرها به منظور رفع نیاز روزانه ساکنان انجام می گیرد. وجه تمایز کشاورزی شهری با کشاورزی روستایی، تنها در کلمه «شهر» نیست؛ بلکه در ادغام آن با سیستم شهری است. این مقاله، کاربست اصول کشاورزی شهری را در طراحی منظر مولد یکپارچه شهری، به عنوان رهیافتی در برنامه ریزی فضای شهری تعریف می کند. کشاورزی شهری به عنوان یکی از زیرساخت های پایدار در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش، ارائه ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری برای گذر تاریخی سیدذوالفقار شیراز، با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای باز دارای پتانسیل آن و ایجاد فضاهای باز مولد شهری است. در این پژوهش کاربردی، ابتدا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در قالب مطالعات کتابخانه ای، به ارائه شاخص ها و مصادیق کشاورزی شهری و منظر مولد یکپارچه به عنوان بستری برای تحقق کشاورزی شهری پرداخته شده است. شاخص ها دربردارنده پنج بعد سلامتی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی هستند. در مرحله بعد با استفاده از روش پیمایشی، فضاهای دارای پتانسیل شناسایی شده و نقشه ها با استفاده از نرم افزار GIS تحلیل شده اند. در انتها نیز الگوها و نمودهای طراحانه در قالب ضوابط عملیاتی تدوین شده است. نتایج تحقیق نشان داد که با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای ناشی از تخریب در بافت های تاریخی، فضاهای بازمولد ایجاد می شود و با تشکیل شبکه ای ازین فضاها، منظر مولد یکپارچه ارائه می گردد. توسعه و گسترش این مفهوم، فرصتی مناسب برای حفظ میراث تاریخی در کنار مزایای تولیدی و زیست محیطی فراهم می آورد.
۹۸۵.

تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در طراحی بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با رویکرد شهر ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
زیست پذیری شهری در بافت های فرسوده، به ویژه از منظر اجتماعی فرهنگی، یکی از چالش های اساسی برنامه ریزی شهری معاصر به شمار می رود و ارزیابی ساختاری آن می تواند مبنای تصمیم سازی مؤثر برای ارتقای کیفیت زندگی ساکنان باشد. هدف این پژوهش، تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با تأکید بر مؤلفه های برگرفته از رویکرد شهر ایرانی اسلامی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ادبیات نظری زیست پذیری شهری و شاخص های شهر ایرانی اسلامی گردآوری شد. روایی محتوای پرسش نامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر از ساکنان بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، پس از اجرای آمار توصیفی و آزمون نرمال بودن، از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای اعتبارسنجی مدل اندازه گیری و سپس از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که ابعاد کالبدی فضایی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، مدیریتی حکمرانی، زیست محیطی و هویتی فرهنگی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر زیست پذیری اجتماعی فرهنگی دارند. در این میان، بُعد هویتی فرهنگی با ضریب مسیر 0.74 بیشترین تأثیر را نشان داد. شاخص های برازش مدل (CFI، RMSEA و χ²/df) حاکی از برازش مطلوب مدل پیشنهادی بودند. درمجموع، یافته ها بیانگر آن است که ارتقای زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت های فرسوده منطقه ۱۲ تهران مستلزم توجه هم زمان به مؤلفه های هویت محور شهر ایرانی اسلامی، بهبود کیفیت کالبدی فضا، تقویت تعاملات اجتماعی و ارتقای نظام مدیریت شهری است.
۹۸۶.

تحلیل دیوارنگاری خانه مشیر الملک اصفهان از دوره قاجار تا معاصر، بر اساس رویکرد بازتاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: یکی از عوامل مهم در زیبایی شناسی آثار معماری، تزیینات و نقوش آن ها است. دوره قاجار از اعصار تأثیرگذار در تحول هنر و معماری ایران، به ویژه در قالب نقاشی های دیواری به شمار می رود. از مشخصه ه ای بارز این دوره، ارتباط با غرب و الگوبرداری از فرهنگ و هنر اروپایی است. هنر دیوارنگاری قاجار در بناهای مختلف، ازجمله خانه ها نیز نمود آشکاری دارد. در این میان، خانه مشیرالملک اصفهان یکی از آثار ارزشمند معماری ایرانی-اسلامی دوره قاجار، از منظر تزیینات به ویژه نقاشی و دیوارنگاری، اهمیت ویژه ای دارد. در تالارهای شاه نشین، آینه و حوض خانه این بنا، نگاره ه ای شاخص و متنوعی وجود دارد که تلفیقی از مفاهیم و مضامین ایرانی، غربی، روسی و اسلامی است. مسئله اصلی پژوهش، شناخت چگونگی تأثیر نفوذ هنر غرب و نیز بازتاب عقاید، دیدگاه و جایگاه اجتماعی-سیاسی ساکنان خانه مشیرالملک بر نقوش و دیوارنگاری این بنا در دوره های مختلف تاریخی است. اهداف و سؤال ها: هدف پژوهش حاضر، بررسی، دسته بندی و ریشه یابی مضامین نقوش دیوارنگاری خانه مشیرالملک و شناسایی و تحلیل محتوای نقوش ایرانی، غربی و اسلامی در آن، بر اساس رویکرد بازتاب است. سؤال های پژوهش عبارت اند از: 1. نقوش موجود در خانه مشیرالملک دارای چه مضامینی هستند؟ 2. رابطه متقابل مضامین دیوارنگاری با دیدگاه ها، عقاید و جایگاه اجتماعی - سیاسی صاحبان خانه چگونه است؟ 3. بازتاب تحولات اجتماعی، سیاسی و تاریخی بر دیوارنگاره های خانه مشیرالملک چگونه است؟ روش ها: روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد بازتاب است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و اسنادی انجام شده و تصاویر مربوط به دیوارنگاری ها نیز به صورت میدانی ثبت شده است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که در خانه مشیرالملک، طی دوره های مختلف تاریخی (از قاجار تا معاصر) افرادی با جایگاه های اجتماعی و سیاسی متفاوت و با عقاید گوناگون زندگی کرده اند. در هر دوره، دیوارنگاری های خانه متناسب با ایدئولوژی[i] و سلیقه مالک، دستخوش تغییر شده است. به همین دلیل، انتخاب مضامین دیوارنگاره ها بازتابی از موقعیت اجتماعی، ملیتی، فرهنگی و مذهبی مالکان بوده و نمود تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه در آن ها به وضوح مشاهده می شود.
۹۸۷.

واکاوی جایگاه کوه در آیین های اساطیری منظر فرهنگی سهند براساس نشانه شناسی لوتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
آیین های کهن و رسوم نمادین، به مثابه نشانه های فرهنگی، بازنمایی ادراک انسان در طول تاریخ و بیانگر هویت و ارزش های فرهنگی یک سرزمین هستند که در بستر زمانی و مکانی منظرهای فرهنگی شکل گرفته اند. کوهستان سهند، به عنوان یک منظر فرهنگی- طبیعی با قلل متعدد، به دلیل جایگاه اسطوره ای و آیینی اش در روایات تاریخی و باورهای محلی، در فرایند شکل گیری آیین های جوامع ساکن در این منطقه نقش محوری داشته است. در این راستا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که چگونه آیین طواف در قله سلطان سهند و آیین قربانی گاو اسفنجان در دامنه های این کوه، به عنوان نظام های نشانه ای، در سپهرهای نشانه ای ایران باستان، اسلامی و ترکی عمل کرده و به بازنمایی و انتقال ارزش های فرهنگی کمک می کنند؟ هدف از انجام این پژوهش، بررسی و تحلیل این آیین ها با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان، به منظور درک نقش آیین ها در بازنمایی و غنی سازی هویت فرهنگی جوامع محلی است. این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و براساس نظریه نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان تحلیل شده اند. کوهستان سهند در چهارچوب نظریه لوتمان، به عنوان یک سپهر نشانه ای کانونی، بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد این آیین ها، به مثابه نظام های نشانه ای پویا، نه تنها بازتاب دهنده باورها و ارزش های فرهنگی هستند بلکه در فرایند معناسازی و غنی سازی هویت فرهنگی جوامع محلی نقش فعالی ایفا می کنند. این آیین ها بستری برای انتقال و حفظ میراث فرهنگی در گذر زمان فراهم می آورند.
۹۸۸.

تبیین مفهوم فضاهای عمومی شهری با رویکرد فرهنگ مبنا: مرور سیستماتیک و فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با هدف تبیین مفهوم فضاهای عمومی شهری از منظر فرهنگ مبنا انجام شده است. در این راستا، با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مرور نظام مند همراه با فراتحلیل کیفی، 1174 مقاله بین المللی در بازه زمانی 2014 تا 2024 شناسایی و پس از غربالگری براساس معیارهای علمی و در قالب چارچوب پریزما، 40 مقاله به طور نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فضای عمومی صرفاً عرصه ای کالبدی نیست، بلکه سازه ای چندبعدی با ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است که هم زمان بستر تعاملات مدنی، بازنمایی ارزش های فرهنگی و عرصه سیاست گذاری شهری محسوب می شود. تحلیل محتوای مطالعات منتخب آشکار ساخت که فرهنگ در سه سطح مکمل عمل می کند: در سطح مفهومی–نظری، فرهنگ بنیان تعریف و معنا بخشی به فضای عمومی است؛ در سطح علّی–تبیینی، فرهنگ به مثابه نیروی شکل دهنده به پیامدهای اجتماعی–سیاسی و هویت جمعی تحلیل می شود؛ و در سطح کاربستی–راهبردی، فرهنگ نقشی محوری در طراحی، سیاست گذاری و ارزیابی کیفیت فضا دارد. دستاورد نظری پژوهش ارائه چارچوبی سه سطحی برای فهم نسبت فرهنگ و فضای عمومی است؛ چارچوبی که می تواند خلأ موجود در ادبیات پراکنده را پوشش دهد. این مطالعه بر لزوم توسعه شاخص های بومی، مطالعات تطبیقی و بهره گیری از فناوری های نوین در برنامه ریزی و مدیریت فضای عمومی شهری تأکید می کند.
۹۸۹.

بررسی رعنایی جرز ایوان از دوره آل مظفر تا صفوی در بناهای تاریخی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۳
نسبت رعنایی ایوان از دوره ایلخانی تا صفوی در بناهای یزد دچار تحولات گسترده ای شده است. تحولات ساختاری ایوان حامل دگرگیسی های نظری و عملی معماری این ناحیه بوده که نتیجه آن در گوناوندی فضای ایوان مشاهده می گردد. به دلیل تنوع به کارگیری ایوان در این مقطع تاریخی و عدم انجام تحقیقی جداگانه درباره کرونولوژی و تحولات ضریب رعنایی ایوان در شهر یزد، این پژوهش به آن مبادرت ورزیده است. روش انجام این تحقیق، تحلیلی تاریخی بوده و داده های موردنیاز پژوهش از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای، تحلیل نقشه ها و بررسی میدانی جمع آوری گردیده است. در این پژوهش تحولات ساختاری، تناسبات، ابعاد و اندازه های ایوان مدارس، خانه ها و مساجد دوره آل مظفر، تیموری و صفوی تحلیل و بررسی شده اند. ضمن اینکه به عنوان نمونه با استفاده از مدل سازی عددی و تحلیل سازه، رفتار سازه ای ایوان خانه های دوره های آل مظفر و صفوی نیز با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ضریب رعنایی در دوره آل مظفر در خانه ها و مدارس به نهایت خود می رسد. در این دوره ضریب رعنایی از تناسبات کشیده و هندسه جهت نمایش عمودیت و اقتدار کمک می گیرد. در دوره آل مظفر، رعنایی از اینرسی جرز بصورت توپر، مهار جانبی و قیود تعریف شده در ارتفاع استفاده شایانی می نماید همچنین کوشش می شود ضخامت جرز با میزان بارگذاری روی جرز متناسب شود. ضریب رعنایی در دوره تیموری کاهش یافته و با استعانت جرز ستون، چکاد زیاد، کوشکواره و متخلخل شدن جرز، تعریف تکیه گاه با ساخت کمرپوش، تقطیع طاق آهنگ و سبک سازی سعی در جبران رعنایی نموده است. در دوره صفوی کاهش تناسبات داخلی فضا تداوم داشته و اقداماتی همچون ایجاد جرز منقطع و دیوار ستون، سبک سازی سربار جرز با تعریف پرکننده سبک، خنثی سازی نیروها، افزایش اینرسی با ایجاد ساختار نردبانی، ایجاد تکیه گاه در راستاهای متفاوت جرز و خطای بصری، رعنایی ایوان را تحت تأثیر قرار داده است.
۹۹۰.

تحلیل گفتمان انتقادی رسانه سازی دین در دیوارنگاره های دوران مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۴
مشروطیت، آغازگر تحولی بود که تحت تأثیر رویدادهای جهانی محلی و سیاست های روسیه وانگلیس شکل گرفت. یکی از محورهای مهم شکل گیری هویت ملی نوین ایران، رسانه سازی دین بود که در دیوارنگاره های دوران مشروطیت نمایان شد. گفتمان دینی در این دیوارنگاره ها با استفاده از زبان بصری خاص، به بازتولید ساختارهای نظام مند ساخت اجتماعی واقعیت پرداخت و به ایجاد یک ژانر گفتمانی منحصربه فرد کمک کرده است. ازاین منظر مسئله این است که 1. چگونه فرآیندهای رسانه سازی با تأکید بر رسانه دیوارنگاره ها درحال تغییر ماهیت بازنمایی عمومی دین در جامعه دوران مشروطیت هستند؟ چگونه عناصردینی درگفتمان دیوارنگاره های دوران مشروطیت، ازطریق ساختار گفتمان هاوتصاویر، موجب شکل گیری هویت های فردی واجتماعی می شود؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی برمبنای تحلیل محتوای انتقادی از نوع پژوهش های کیفی است. ابزارگردآوری اطلاعات فیش، مشاهده و ابزار پویشگری نوین است. جامعه پژوهش مشتمل بر 20 دیوار نگاره است که به شیوه هدفمند انتخاب شده است. منطق اجرایی در این پژوهش مبتنی بر تحلیل ارتباط میان بازنمایی های بصری دیوارنگاره ها و شکل گیری هویت های اجتماعی وفردی براساس آراء سه وجهی نورمن فرکلاف است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رسانه سازی دین دردیوارنگاره های دوران مشروطیت باتمرکزبر ساختارهای نظام مند و بازنمایی روایات دینی، نقش مهمی در انعکاس و تثبیت تعلقات اجتماعی و اعتقادی آن دوره داشته است. تحلیل دیوارنگاره ها به عنوان کنش های اجتماعی و ایدئولوژیک، نشان دهنده تعامل پیچیده میان دین، فرهنگ و سیاست دردوران مشروطیت ایران است.
۹۹۱.

خوانش منظر شهری حاصل از توسعه معاصر در خوزستان با تاکید بر مدل مفهومی مکان و سازمان فضایی (نمونه موردی: بندر امام خمینی(ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۶
توسعه شهری معاصر در استان خوزستان در طول یک صد سال گذشته، عمدتاً متاثر از توسعه صنعتی و اقتصادی منطقه صورت گرفته است که این امر امروزه به ایجاد چالش های گسترده ایی برای شهرهای خوزستان مانند حاشیه نشینی، نابرابری اجتماعی، زوال محیط زیست، و فقدان هویت شهری، و به طور کلی تحقق نیافتن کیفیت «مکان» در این شهرها شده است. با در نظر گرفتن این امر، پژوهش حاضر می کوشد از طریق خوانش منظر شهری بندر امام خمینی، تاثیرات حاصل از عدم شکل گیری «مکان» در سازمان فضایی این شهر را مورد مطالعه قرار دهد. سوال اصلی این پژوهش از این قرار است که: عدم تبدیل شدن بندر امام خمینی به یک مکان شهری چگونه در منظر شهری حاصل از سازمان فضایی آن متجلی شده است؟ همچنین پژوهش حاضر بر این فرضیه استوار است که: توسعه صنعت محور، اقتصاد پایه و همچنین بی توجهی به ابعاد مکان، منجر به بازتاب عدم مکان مندی شهر در منظر شهری آن شده است. این پژوهش کیفی با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده ها از طریق مشاهده میدانی، مصاحبه ساختار نیافته با شهروندان و مدیران شهری، و همچنین روش کتابخانه و مطالعه اسنادی جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل مفهومی مکان و نظریه سازمان فضایی صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان داد که اجزای تشکیل دهنده سازمان فضایی شهر به دلیل تسلط فعالیت های صنعتی و شبکه های ترانزیتی فاقد پیوندی معنادار با بستر طبیعی محیط اند و به شکلی بی هویت، گسسته، نا متوازن و بی توجه به مقیاس انسانی شکل گرفته اند و عمدتا بر مبنای ملزومات توسعه صنعتی طراحی شده اند؛ به همین دلیل فاقد جنبه های معنادار ارزشمند برای شهروندان اند.
۹۹۲.

«آمریکایی دیگر»: تصاویر ساخته شده با هوش مصنوعی از دهه های 1940 و 1950 میلادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
فیلیپ تولدانو، عکاس شناخته شده، در آثار خود همواره مرزهای سنتی عکاسی را به چالش کشیده و از رسانه های نو برای بازآفرینی واقعیت بهره برده است. او علاوه بر پروژه های مستندِ مبتنی بر واقعیت، سال ها مجموعه هایی با جزئیات دقیق و چشم اندازهای واقع گرایانه از «کابوس آبادها» خلق کرده که مستلزم همکاری تیمی گسترده شامل طراحان صحنه، میک آپ آرتیست ها، بازیگران، نورپردازان و تدوینگران بوده است. تولدانو در تازه ترین پروژه خود با عنوان «آمریکای دیگر» به جای ثبت لحظه ها با دوربین، از هوش مصنوعی برای بازنمایی «گذشته های جایگزین» استفاده می کند؛ رویکردی که مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده و پرسش های تازه ای درباره اعتبار تصاویر و خاطرات بصری برمی انگیزد. او در گفت وگو با جیم کسپر از وب سایت LensCulture توضیح می دهد که این تغییر مسیر چگونه رخ داده است. تولدانو پیش تر طی پنج تا شش سال پروژه ای با نام «ایالات متحده توطئه ها» را دنبال می کرد که در آن تلاش داشت دنیای ذهنی حامیان تئوری های توطئه در دوره ریاست جمهوری ترامپ را بازسازی کند. او با مشاهده گسترش باورهای نادرست در جامعه آمریکا به این نتیجه رسید که در شرایط کنونی، گذشته و حقایق دیگر اموری ثابت و واحد نیستند بلکه تا حدی «انتخاب» به شمار می آیند. به این ترتیب، استفاده از هوش مصنوعی در پروژه جدید او نه فقط ابزاری فنی، بلکه پاسخی مفهومی به این وضعیت تلقی می شود.
۹۹۳.

مهارت های شناختی معماران در خلق روایت های مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۲۴
پیچیدگی های فرایند مشارکتی باعث می شود که طراح برای حضور در این فرایند نیازمند کسب توانایی های ویژه ای باشد. بخشی از این توانایی ها مربوط به مهارت های بینشی نزد معماران است. جهت درک مهارت های بینشی می توان پژوهش های مربوط به معماری مشارکتی را مطالعه و اصلی ترین مفاهیم حوزه را تجزیه، تحلیل و ترکیب کرد. بر این اساس پژوهش حاضر، سه هدف را دنبال می کند: الف) شناسایی و دسته بندی پژوهش های مربوط به مهارت های شناختی یک معمار در فرایند مشارکتی. ب) ارائه تعریف معماری مشارکتی معطوف به مهارت های شناختی مورد نیاز معماران. ج) مهارت های شناختی مورد نیاز برای معماران در فرایند مشارکت. در نتیجه این پژوهش مطالعه ای مروری است که براساس روش سنتزپژوهی کیفی و کدگذاری مضامین محتوایی حاصل شده است. همچنین با استفاده از نرم افزار VOS VIEWER شبکه کلیدواژه ها استخراج و براساس تحلیل آن ها الزامات شناختی بیان شده اند. نتایج نشان می دهد که دو گروه کلی مشارکت با معماران و مردم و شش زیرگروه قابل تفکیک هستند. براساس تعریف ارائه شده، مشارکت گفت وگویی روایی و مرکزگریزِ میان شهروندی برای خلق داستان های جدید است. همچنین معمار مشارکتی باید دارای توانایی ساخت و بازخوانی داستان هایی درزمینه مفاهیم شهر، مسکن، دموکراسی، ادراک و فقر باشد که بر رویکردهای انتقادی و مرکزگریز تمرکز داشته باشند. او باید نسبت به ورود به فرایندی تفسیری و چندسویه آگاه بوده و قادر به شناخت اجزای روایت و تفسیر آن باشد.
۹۹۴.

گونه شناسی برهمکنش تصویر و نوشتار در نقش برجسته های سنگی عصر ساسانی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۰
از دوران حکومت ساسانیان، حدود 38 نقش برجسته سنگی به جا مانده است، که در ۱۰ مورد تصاویر و نوشتار در کنار هم قرارگرفته اند. این نقش برجسته ها اسناد تاریخی بی بدیلی محسوب می شوند که بازنمایاننده مهم ترین وقایع و موضوعات ایدئولوژیک ساسانیان هستند. هر چند نقش برجسته های ساسانی تا کنون بارها مورد مطالعه پژوهشگران قرار گرفته اند، ولی مطالعات درباره تاثیر همنشینی کلمات و تصاویر در ساخت و انتقال پیام نقش برجسته های ساسانی معدود است. هدف این پژوهش گونه شناسی رابطه تصاویر و نوشتار در نقش برجسته های سنگی ساسانی و نقش هر بخش در انتقال اطلاعات است. جامعه آماری این پژوهش، شامل نقش برجسته هایی است که هر دو وجه نوشتاری و تصویری را در خود جای داده اند؛ از آن میان ۵ نمونه که هر دو بخش نسبتاً سالم و قابل خوانش بودند انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای- اسنادی و چارچوب نظری تحلیل داده ها بر مبنای نظریات پری نودلمن در راستای برهمکنش متن و تصویر در روایت مصور است. نمونه های پژوهش را می توان بر اساس موضوع به دو گروه نقش برجسته های شاهی و نقش برجسته های دینی تقسیم کرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ساسانیان با آگاهی کامل از قابلیت های تصاویر و نوشتار به عنوان دو نظام بیانی متفاوت، نقش برجسته های سنگی را به عنوان یک رسانه تصویری-کلامی به کار گرفته اند. بخش تصویری در نقش برجسته های سنگی بیش از هرچیز «شاه» را در باشکوه ترین حالت نشان می دهد. روایت های جانبی و جایگاه سایر افراد بر اساس نمادهای تصویری مشخص می شوند. در نقش برجسته های دینی تصویر به حداقل می رسد و مراتب سلوک معنوی و آموزه های دینی در نوشته ها ثبت گردیده اند. با کمی ساده سازی می توان گفت: اطلاعات مربوط به جهان عینی در تصاویر، و مفاهیم ذهنی و شهودی در نوشته ها منعکس شده اند.
۹۹۵.

همگامی مؤلفه های گرافیک بصری انیمیشن راز کلز با نگارگری ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۹
انیمیشن به عنوان یکی از هنرهای بصری مدرن، نقشی مهم در انتقال مفاهیم و روایت های تصویری ایفا می کند. در این میان، سبک های هنری سنتی و کهن نیز همواره منبع الهام انیمیشن سازان بوده و در خلق جلوه های بصری منحصربه فرد نقش بسزایی داشته اند. یکی از این سبک های تأثیرگذار، نگارگری ایرانی است که با ویژگی های خاص خود، همچون استفاده از نقوش پیچیده، رنگ های غنی و ترکیب بندی های متقارن، در بسیاری از آثار هنری نمود پیدا کرده است. انیمیشن راز کلز یکی از نمونه های برجسته ای است که در سبک بصری خود از هنرهای سنتی بهره گرفته است. این اثر با الهام از نقوش سلتی، فضایی نمادین و تزیینی ایجاد کرده که در برخی از جنبه های بصری، شباهت هایی با نگارگری ایرانی دارد. باتوجه به اهمیت تأثیرگذاری هنرهای کهن بر رسانه های مدرن، این پژوهش به بررسی و تحلیل میزان شباهت ها و ارتباطات بصری میان انیمیشن راز کلز و نگارگری ایرانی پرداخته است. در این راستا، پژوهش حاضر برای پاسخگویی به این پرسش انجام می شود: چه مولفه های بصری مشترکی بین نگارگری ایرانی و انیمیشن راز کلز وجود دارد؟ روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسناد الکترونیکی صورت پذیرفته است. این پژوهش نشان داد که با بهره گیری از تأثیرات هنر ایرانی در سبک تصویرگری انیمیشن راز کلز، ارتباط و شباهت های بصری میان نقوش کهن و مدرن استفاده شده در این انیمیشن، قابل مشاهده هستند. استفاده از ترکیب بندی های متقارن، پالت رنگی غنی و نقوش تزیینی که به نگارگری ایرانی شباهت دارند، تأثیر زیادی در ایجاد فضای بصری منحصربه فرد این انیمیشن دارند. انیمیشن هایی چون راز کلز با بهره گیری از عناصر فرهنگی و هنری سنتی، می توانند پیام های بصری عمیق تری را به مخاطب منتقل کنند و هنر ایرانی نیز دارای قابلیتهای فراوانی است که می توان از آن در جهت خلق آثار جدید استفاده کرد.
۹۹۶.

بازنمایی اقتدار رضا شاه در چشم انداز یادبودی شهرهای عصر پهلوی دوم (نمونه مورد مطالعه: میدان رضا شاه شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۰
بیان مسئله: میدان و مجسمه رضا شاه دزفول، یکی از میادین متعدد رضا شاهی بود که در دوره پهلوی دوم، در مراکز شهری سراسر کشور توسعه یافتند. مسئله پژوهش این است که آیا می توان این میادین را به عنوان بیانیه هایی برای حضور، اقتدار و مشروعیت بخشی به پادشاهی پهلوی در چشم انداز شهری آن زمان محسوب کرد؟ این امر چگونه محقق شده است؟ هدف پژوهش: این پژوهش با خوانشی انتقادی نقش و جایگاه میدان رضا شاه دزفول و چگونگی بهره گیری از آن به عنوان یک یادمان مشروعیت بخش و تثبیت کننده قدرت را بررسی و تحلیل کرده است. روش پژوهش: با رویکردی متنی، میدان رضا شاه بررسی و به پیوندهای بینامتنی آن با فضای پیرامونی اش توجه شده است. سپس این چشم انداز یادبودی با بهره گیری از رویکرد شمایل نگارانه تحلیل شده است. نتیجه گیری: با بررسی تطبیقی می توان گفت میان ویژگی هایی که محمدرضا شاه از پدرش توصیف کرده است با ویژگی های نشانه شناختی میدان رضا شاه، مطابقت زیادی وجود دارد. در واقع تولید یک تصویر مقتدرانه از رضا شاه در دوران پادشاهی محمدرضا شاه، پاسخی به نیازهای شاهِ جوان برای ایجاد اقتدار و مقبولیت عمومی با استفاده از خاطره عمومی پدر و جایگاه نمادین او بوده است. این فرایند را می توان «وام گیری اقتدار» نامید؛ به این معنا که پهلوی دوم در دهه های آغازین حکومت خود برای تثبیت جایگاه متزلزلش، میادین رضا شاهی را تبدیل به کانون اصلی مشروعیت بخشی خود کرده بود تا تصویری منطبق بر نیازهای سیاسی آن دوران را به مردم ارائه کند.
۹۹۷.

بازاندیشی مسئله طاق عرضی ارگ علی شاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: ارگ علی شاه تنها بازمانده مجموعه مسجد تاج الدین علی شاه تبریزی است. اگرچه مشاهدات حمدا... مستوفی و نقاشی های مطراقچی و گرلو از مسجد علی شاه بر وجود طاق عرضی آجری دلالت دارند اما رهیافت غیرتاریخی به معماری، آن را یک سازه صفوی بدون طاق معرفی کرده که از نظر محاسبات فنی، دیوارهای صندوقه چینی شده طرفین آن هرگز نمی توانند بار طاق را تحمل کنند؛ اما این ادعا در حالی طرح شده است که در کاوش سال 1350ش آوار طاق آجری که حمدا... مستوفی آن را گزارش کرده است و در نقاشی های مطراقچی و گرلو دیده می شود، شناسایی و مستند شده است. هدف پژوهش: از نتایج تحلیل فنی نوع و ابعاد طاق عرضی ارگ علی شاه در طرح حفاظت-مرمت آن استفاده می شود. روش پژوهش: این پژوهش دارای سه روش مطالعه منابع تاریخی، برداشت میدانی و محاسبات فنی سازه است که در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله میدانی با دستگاه لیزر اسکنر 3بعدی، سازه ارگ تبریز برداشت فنی شد و در مرحله سوم، داده های حاصل از دو مرحله قبلی با نرم افزارهای Revit و Diana FEA با دو روش آنالیز استاتیکی خطی و غیرخطی مدل سازی و تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه گیری: دیوارهای شرقی و غربی ارگ علی شاه واقعاً قدرت تحمل وزن طاقی بزرگ و بلند با دهانه 4/ 28 متر در پاکار قوس و مهار تنش های کششی و فشاری آن را داشته اند و این تنش ها علت اصلی ریزش طاق نبوده اند و یقیناً ارگ تبریز تا سال 1721م هنوز طاق داشته است که علی الاصول این طاق باید از نوع جناغی باشد که در این حالت، طاق جناغی ارگ تبریز با 25/ 58 متر ارتفاع از کف بنا و 25/ 28 متر ارتفاع نسبت به پاکار قوس، بلندترین و بزرگ ترین طاق تاریخ معماری ایران و عالم اسلام و جهان باستان بوده است.
۹۹۸.

جستاری بر نقش ساختار کالبدی- فضایی بر کیفیت مسکن مناطق نفت خیز، با نگرشی بر نظریه نحو فضا؛ مورد پژوهی: شرکت شهر نفت اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
شهرهای متکی بر منابع طبیعی، به ویژه نفت، الگوهای رشد و توسعه منحصر به فردی را تجربه می کنند. شرکت شهرهای استخراجی خوزستان، به عنوان نمونه ای بارز از این نوع شهرها، با مهاجرت های گسترده و تغییرات در الگوهای تولید، تحولات کالبدی-فضایی چشمگیری را پشت سر گذاشته اند. یکی از مهم ترین این تحولات، تغییرات در ساختار مسکن و در نتیجه، کیفیت کالبدی زندگی ساکنان بوده است. نظر به اهمیت کیفیت کالبدی در برنامه ریزی های شهری، این پژوهش به دنبال بررسی تحولات تاریخی ساختار کالبدی-فضایی مسکن در شرکت شهرهای استخراجی خوزستان است. در این راستا، مفهوم نحوفضا به عنوان ابزاری جهت تحلیل روابط اجتماعی و فضایی در محیط های شهری به کار گرفته شده است. هدف از نگارش این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار و بررسی ساختار کیفیت کالبدی- فضایی مسکن شرکت شهر اهواز به روش نحو فضا می باشد. این تحقیق به لحاظ «ماهیت» پژوهش، از گونه تحقیقات «آمیخته» و به لحاظ «قصد» از پژوهش، «تفسیری» و از جنبه منطق پژوهش، «استقرایی» است. داده های کمی به صورت میدانی (پرسشنامه) و داده های کیفی به روش تکنیک چیدمان فضا گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که معماری خانه های شرکت شهر نفت اهواز با وجود کالبد فیزیکی که با الهام از معماری بریتانیا ساخته شده، توانسته است با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی منطقه، همساز شود و معیارهای بومی ایرانی-اسلامی نظیر محرمیت، تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی خانه و ورودی های متعدد در این معماری به خوبی لحاظ گردد. این امر حاکی از تعامل پویا میان تأثیرات جهانی و محلی در شکل دهی به محیط انسان ساخت می باشد.
۹۹۹.

فرضیۀ نداشتن اصالت ماده در کتیبۀ تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۹
مسئله ی پژوهش حاضر، اصالت و تاریخ اجرای کتیبه ی تاریخ دار در بخش میانی محراب مسجد جامع ارومیه است. در نگاه نخست، تاریخ 676 هجری قمری مندرج بر کتیبه، قدمت آن را به این دوره نسبت می دهد. با این حال، این پژوهش با طرح این پرسش اساسی آغاز می شود که آیا کتیبه ی فعلی، همان کتیبه ی اصلی متعلق به قرن هفتم هجری قمری است یا آنکه در دوره های متأخرتر و بر اساس یک کتیبه ی قدیمی تر که احتمالاً دچار آسیب یا تخریب شده بوده، بازسازی شده است؟ هدف اصلی این پژوهش، تعیین یا رد اصالت ماده در کتیبه ی تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه است. این مقاله با رویکردی تحلیلی- تاریخی و با بهره گیری از مطالعات میدانی، تحلیل های هنری و تاریخی، به واکاوی کتیبه ی محراب مسجد جامع ارومیه خواهد پرداخت. در نتیجه بررسی های میدانی و مشاهده آرایه های گچی بخش های مختلف گنبدخانه مسجد جامع ارومیه، این نتیجه حاصل شد که کتیبه بخش میانی محراب که در سال 676 ه.ق. اجرا شده بوده، در دوره (احتمالاً) صفویه طرح برداری و ثبت شده و در ادامه، کتیبه مورد نظر به صورت کامل تخریب شده (و احتمالاً اقداماتی در لایه زیرین مانند تکیه گاه انجام شده) و سپس همان متن اصلی که طرح برداری شده بوده، مجدداً بر بستر گچی جدید منتقل شده و عمل گچبری انجام شده است. در واقع، تاریخ ساخت محراب همان تاریخ 676 هجری قمری است ولی کتیبه مورد بحث در دوره صفویه اجرا شده است. همچنین بخش پایانی کتیبه با موضوع سوره الفتح نیز از مرمت های همین دوره است. نکته جالب توجه در مداخله صورت گرفته در محراب این است که متن کتیبه را عیناً بازسازی کرده اند تا تاریخ ساخت محراب و هنرمند سازنده محراب فراموش نشود. در واقع، در یک دوره ای(احتمالاً صفویه) یک استادکار گچبر، کتیبه تاریخ دار محراب و بخش پایانی کتیبه الفتح را با یک نوع گچ و یک نوع عمل آوری و یک نوع شیوه برش اجرا کرده است که این ویژگی ها، با بخش ایلخانی و بخش قاجاری متفاوت است.
۱۰۰۰.

Explaining The Role And Impact Of Urban Public Spaces On Enhancing Public Health In Iranian Metropolises (Case Study: Tabriz City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
The accelerated pace of urbanization in Iranian metropolises has underscored the need to reevaluate the role of public spaces in promoting public health. This study investigates the influence of urban public spaces on enhancing the physical and mental well-being of citizens in the metropolis of Tabriz. Adopting a quantitative and analytical method, data were collected through a purposive documentary review and field studies. The statistical sample consisted of visitors and users, with an average of 5,000 individuals per public space. Using Cochran's formula and a 10% margin of error, 96 questionnaires were collected for each space. Considering the existence of eight urban spaces—including Sa'at Square, Maqbarat-ol-Sho'ara, Shahid Beheshti Square, El-Goli Park, Golestan Park, Tarbiat Pedestrian Path, Valiasr Park, and Laleh Park Commercial-Recreational Complex—the total number of questionnaires required for this study was 752. Documentary data were analyzed using qualitative content analysis, while field data were examined using descriptive statistical techniques. The findings demonstrate that accessibility, safety, environmental design quality, social vitality, and opportunities for physical activity are critical factors contributing to public health improvement. These urban public spaces, beyond their recreational and social roles, function as strategic infrastructures for health promotion in large cities. The results suggest that integrating a health-oriented approach into the design and governance of public spaces can substantially enhance the quality of life in Iran's metropolitan contexts.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان