تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در طراحی بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با رویکرد شهر ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیست پذیری شهری در بافت های فرسوده، به ویژه از منظر اجتماعی فرهنگی، یکی از چالش های اساسی برنامه ریزی شهری معاصر به شمار می رود و ارزیابی ساختاری آن می تواند مبنای تصمیم سازی مؤثر برای ارتقای کیفیت زندگی ساکنان باشد. هدف این پژوهش، تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با تأکید بر مؤلفه های برگرفته از رویکرد شهر ایرانی اسلامی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ادبیات نظری زیست پذیری شهری و شاخص های شهر ایرانی اسلامی گردآوری شد. روایی محتوای پرسش نامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر از ساکنان بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، پس از اجرای آمار توصیفی و آزمون نرمال بودن، از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای اعتبارسنجی مدل اندازه گیری و سپس از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که ابعاد کالبدی فضایی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، مدیریتی حکمرانی، زیست محیطی و هویتی فرهنگی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر زیست پذیری اجتماعی فرهنگی دارند. در این میان، بُعد هویتی فرهنگی با ضریب مسیر 0.74 بیشترین تأثیر را نشان داد. شاخص های برازش مدل (CFI، RMSEA و χ²/df) حاکی از برازش مطلوب مدل پیشنهادی بودند. درمجموع، یافته ها بیانگر آن است که ارتقای زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت های فرسوده منطقه ۱۲ تهران مستلزم توجه هم زمان به مؤلفه های هویت محور شهر ایرانی اسلامی، بهبود کیفیت کالبدی فضا، تقویت تعاملات اجتماعی و ارتقای نظام مدیریت شهری است.