ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۰۴۱ تا ۷٬۰۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۷۰۴۱.

تأثیر توسعه گردشگری قومی بر تساوی جنسیتی مطالعه موردی (تجربه زنان بلوچ در استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۴۴۴
گردشگری قومی باعث می شود تا نقش اجتماعی حضور زنان در جوامع قومی سنتی مورد توجه قرار گیرد. در بسیاری از جوامع سنتی قومی مانند بلوچستان ایران، گردشگری قومی، نقش یک پنجره را برای آشنایی با فرهنگ های دیگر ایفا می کند. در این نوع جوامع، زنان اغلب حضور کمرنگی در جامعه دارند، زیرا مسئولیت های آنها، معمولاً در مدیریت خانواده متمرکز است. در حالی که مردان مسئولیت امور بیرون از خانه مانند تجارت و مسافرت را بر عهده دارند و این موضوع در متون اسلامی نیز اشاره شده است. این مقاله به بررسی چگونگی تأثیر گردشگری قومی بر برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان می پردازد. تحقیقات نشان می دهد، گردشگری قومی می تواند نسبت به برقراری تساوی جنسیتی در جوامع قومی تأثیرات مثبتی در پی داشته باشد. نتایج این پژوهش از طریق بررسی میدانی گردآوری شده است. داده های تجربی، از طریق مشاهده مستقیم ارتباط جامعه محلی، گردشگران و مصاحبه با تعدادی از زنان شاغل در مشاغل مرتبط با گردشگری حاصل شده و داده های مصاحبه ها با استفاده از تئوری گراندد، تجزیه و تحلیل شده است.  
۷۰۴۲.

شناخت ویژگی های هنر و تمدن ایرانی در شهر گور ساسانی (224م-1300م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۶ تعداد دانلود : ۵۹۱
 شهر آخرین مرحله گسترش محیط زیست اولیه انسان شمرده می شود. شهرها تبلور نظام های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دوران خود هستند. شهرهای موجود در ایران سیر متنوعی را از نظر شکل گیری پشت سرگذاشته اند. بررسی پیشینه شهرسازی در ایران به عهد باستان می رسد. امروزه آثار از برخی از این شهرها برجای مانده است. شهر گور که ایجاد آن به دوره ساسانی می رسد یکی از این شهرهاست. شهر گور نمادی از تبلور و بروز نتایج روح انسان ها و عملکرد گردهمائی اجتماع ایرانی در شکل گیری و ساماندهی یکی از فضاهای مهم شهری در ایران اوایل عصر ساسانی است. شهر گور، نخستین شهری است که ساسانیان بنیان نهاده اند. مسئله ای که اینجا مطرح است امکان بازشناسی هنر و تمدن عصر ساسانی به واسطه بررسی این شهر تاریخی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در این مقاله، کتابخانه ای و تحلیل اسنادی است. یافته های پژوهش حاکی از این است که سیمای شهر گور؛ گویای شخصیت، سرنوشت و گذر تحولات تاریخی بر مردم این سرزمین است و شناخت آن در شاکله فرهنگ و تمدن ایرانِ عصر ساسانی قابل تأمل است. شناخت شهر گور، صرفاً شناخت یک جغرافیا نیست؛ بلکه بازشناخت ارزش های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، هنر و معماری برشی از تاریخ است که از ذهنیت به عینیت درآمده و در قالب زیستگاه مردمی، شبکه بندی ها، خیابان ها، اماکن عمومی، آتشکده و رصدخانه مجسم شده است. اهداف پژوهش: 1.بازشناسی شهر  گور به عنوان یک شهر باستانی. 2.مطالعه و بررسی عناصر هنر و تمدن عصر ساسانی در شهر گور. سؤالات پژوهش: 1.شهر گور به عنوان یک شهر باستانی دارای چه مختصاتی است؟ 2.هنر و تمدن عصر ساسانی چه بازتابی در شهر گور دارد؟
۷۰۴۳.

ساختار و کارکرد شهر شنب غازان براساس متون تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۱ تعداد دانلود : ۴۰۹
عصر ایلخانی، سرآغازی برای تولد مجموعه های معماری و فضاهای مستقل شهری به نام ابواب البر، با الهام از اماکن مقدس و متبرک و نیز مراکز علمی- آموزشی محسوب می شود که ترکیبی از مجموعه های علمی مذهبی مذکور است. شنب غازان سرآغاز پدیده ابواب البر در شهرسازی دوره ایلخانی است که در حال حاضر از آن چیزی بر جای نمانده است؛ بنابراین مسئله اصلی نوشتار حاضر این است که سازمان فضایی شهر شنب غازان بر مبنای مستندات تاریخی چگونه بوده و چه ویژگی هایی داشته است؟ مقاله حاضر با استفاده از روش تفسیری-تاریخی و با مراجعه به متون تاریخی و دست اول مورخان و سیاحان، تصویر شنب غازان و ساختار آن را بازخوانی کرده است. در ساختار بازخوانی شده با مجموعه ای منظم و منسجم روربه رو هستیم که همه کاربری های شهری در آن مدنظر قرار گرفته است. با وجود کاربری ها و ساختمان های مختلف، مقبره غازان خان به عنوان هسته اصلی مجموعه، بارز و شاخص است. این شهر با نقشه ای ازپیش تعیین شده و دارای برج و بارو و دروازه و با محوریت مقبره ساخته شده است. مقبره سلطان نیز با گنبد ناری آن در مرکز مجموعه بوده و بناهای ابواب البر در اضلاع اطراف مقبره قرار گرفته است. شنب غازان همچنین به شبکه تجارت جهانی بازار تبریز متصل بود و بازار شامل یک کاروانسرا، یک ردیف سرداب و چندین حیاط و کوشک در میان باغ های زیبا و انواع خدمات عمومی پراکنده خودنمایی می کرد.
۷۰۴۴.

نگاهی به مؤلفه های تعریف میراث فرهنگی زیر آب در اسناد بین المللی با تأکید بر رویکرد کنوانسیون 2001 یونسکو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۱۵
اسناد بین المللی گرچه هر کدام به شیوه خاص خود میراث فرهنگی زیر آب را تعریف کرده اند، اما به طور کلی دو معیار را در این زمینه مبنا قرار داده اند: «معیار زمانی» و «معیار ماهیتی». در میان این اسناد کنوانسیون های ۱۹۸۲ حقوق دریاها و ۲۰۰۱ یونسکو در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. کنوانسیون ۱۹۸۲ تعریفی از میراث فرهنگی زیر آب ارائه نداد بلکه از این میراث تحت عنوان «اشیاء دارای ماهیت باستان شناختی و تاریخی» نام برده است. چنین توصیفی دارای اشکالات و ابهامات بسیاری است و تصویر روشنی از این نوع میراث به دست نمی دهد. برای جبران این خلاء کنوانسیون ۲۰۰۱ یونسکو تعریفی از میراث فرهنگی زیر آب ارائه داده است که تلفیقی از «معیار ماهیتی» یعنی دارا بودن ماهیت فرهنگی، تاریخی یا باستان شناختی و «معیار زمانی» یعنی ۱۰۰ سال در زیر آب بودن است. چالش اصلی در خصوص این تعریف آن است که کدام یک از این دو معیار نسبت به دیگری اولویت دارد. اگرچه در کنوانسیون مزبور هر دو معیار از اهمیت یکسانی برخوردار هستند، ولی به نظر می رسد که معیار ۱۰۰ سال در زیر آب بودن بر «معیار ماهیتی» اولویت داشته باشد. به خصوص آنکه عده ای معتقدند هر شیئی که ۱۰۰ سال در زیر آب باشد، به خودی خود دارای ماهیت باستان شناختی و تاریخی نیز هست.
۷۰۴۵.

قَدمگاه آذرشهر نیایشگاه اسلامی یا مهرابه اشکانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۹۴
پس از کشف نیایشگاه های صَخره ای ایران در چند دهه اخیر، ماهیت این آثار همواره مورد بحث بوده است. ردپای بسیار کم رنگ و مُبهم از عصر پدید آمدن این آثار به جای مانده، امکان گاهنگاری و کاربری دقیق و مطلق برای پژوهشگران و علاقه مندان آثار صخره ای دشوار کرده است. از سویی دیگر، ماهیت صخره ای و غار بودن این محل ها بیشتر پژوهشگران را بر آن داشته است؛ که آن را به آیین مهرپرستی نسبت دهند؛ این در حالی است که شواهدی از آیین مهرپرستی در این فضاهای قُدسی کشف و شناسایی نگردیده است. نیایشگاه های صَخره ای از جمله آثار ارزشمند معماری ایرانی هستند که ماهیت کاربری و گاهنگاری این آثار همواره مورد بحث بوده است. در این پژوهش نیایشگاه قدمگاه در شهرستان آذرشهر به روش مطالعات تطبیقی و تاریخی – تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته و به دنبال پاسخ به پرسش های زیر است: 1. گاهنگاری نسبی قدمگاه براساس شواهد باستان شناختی و معماری متعلق به چه دورانی است؟ 2. ماهیت کارکردی این فضای دستکند چه بوده است؟ این پژوهش در پی آن است که ضمن بررسی و بازشناسی این فضای قٌدسی، از طریق مطالعه تطبیقی و بررسی برخی جزئیات، تاریخ و کارکرد قابل قبول تر، برای این نیایشگاه ارائه دهد. بر اساس پژوهش حاضر، با مدارک موجود این فضای دستکند، یک نیایشگاه صخره ای (خانقاه) مربوط به سده های میانی اسلامی بوده و به نظر می رسد منسوب دانستن این محوطه به آئین مهرپرستی دور از ذهن بوده است. در نهایت، اگر چه گاهنگاری دیگر نیایشگاه های صخره ای نیازمند پژوهش مستقل است، شاید گاهنگاری و کاربری نسبی نیایشگاه صَخره ای قدمگاه آذرشهر بتواند راهگشایی برای دیگر آثار دستکند مشابه باشد.
۷۰۴۶.

پژوهشی در روش های سبک سازی تاق ها در بناهای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۸ تعداد دانلود : ۳۹۲
معماری ایرانی آکنده از نوآوری ها و ابتکارهایی است که به مرور زمان تکامل بیشتری یافته و موفق به برپایی بناهایی پایدار و برخوردار از منطق ایستایی و تعادل نیروها شده است. استفاده از مصالح بومی در کنار به کار بردن روش ها و تکنیک های سازه ای متنوع، راه را برای معماران ایرانی جهت خلق فضاهای بی نظیر و پایا هموار کرده است. یکی از مهم ترین وظایف معماران و مرمتگران، بازخوانی و تحلیل این روش هاست؛ چراکه بی شک، برای وارد شدن به مقوله شناخت، حفاظت و مرمت میراث معماری نیاز است تا در ابتدا با رویکرد علمی به این میراث عظیم نگریسته و سپس آنالیز دقیقی از سازه بنا به عمل آید. یکی از این تکنیک ها، سبک سازی است . این مهم با بهره گیری از هندسه، تناسبات، تجربه و درایت معمار حاصل شده است. سبک سازی در بناهای تاریخی به روش های مختلفی اجرا می شده و در کنار کاهش وزن بنا، باعث تعادل در نیروهای وارد بر اجزای باربر به ویژه تاق و تأمین پایداری بیشتر بنا می شده است. این پژوهش در پی یافتن پاسخ این پرسش هاست که سبک سازی در بناهای تاریخی چگونه و به چند طریق اجرا می شده، چه نقشی در توازن نیروها در بنا به عهده داشته و چگونه توانسته است باعث افزایش عمر مفید و مقاوم کردن بنا در برابر بلایای طبیعی شود. برای یافتن پاسخ، نوشتار پیش رو با هدف بررسی و شناخت روش مزایای سبک سازی در بناهای سنتی صور گرفته و سپس انواع روش های سبک سازی را از لحاظ شکل و نحوه انتقال نیرو و اثرگذاری بر بنا بررسی کرده است. این الگوها توسط شکل هایی که معرف طرح کلی ساختاری و هندسی آنهاست، همراه با تحلیل و بررسی ارائه شده است. روش پژوهش کیفی مبتنی بر مطالعات توصیفی، تطبیقی، میدانی و تحقیق از استادکاران سنتی بوده که در نهایت با استفاده از مدل سازی توسط نرم افزار اتوکد و تری دی مکس و مقایسه انواع شکل های سبک سازی، سعی در ارائه تیپولوژی سبک سازی در عناصر سازه سنتی کرده است. در انتها، روش های متنوع سبک سازی در ابنیه سنتی مشخص و این موضوع درک شده است که سبک سازی با کاهش وزن سازه و حل مسائل رانشی، سبب پایداری بیشتر بنا می شود. گفتنی است این بررسی شامل گنبد، طاق های گنبدی و سازه های تمام چوب نیست که در اقلیم خزری ایران رایج است .
۷۰۴۷.

ریخت شناسی اُرسی در تیمچه های بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۳۲۰
اُرسی ها، بازشوهای به یادگارمانده از دوران صفوی تا قاجار، مجموعه ای از هنرهای سنتی متنوعی هستند که به عنوان عنصری شاخص در بناها استفاده شده و علاوه بر تأمین نور، به زیبایی فضاهای داخلی و خارجی بنا افزوده است. بازار تبریز یکی از قدیمی ترین و اصلی ترین بازارهای ایران است و اُرسی های زیادی را در خود جای داده که از لحاظ کارکرد و ظاهر و اندازه از سایر اُرسی های بررسی شده تا به امروز متمایز است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش هاست: ۱. جایگاه و موقعیت مکانی اُرسی و ویژگی ها و شاخصه های ساختاری آن ها در تیمچه های بازار تبریز کدام اند؟ ۲. وجه اشتراک اُرسی ها ازنظر ساختار در تیمچه ها کدام اند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و بازدیدهای میدانی و مصاحبه با کسبه قدیمی بازار به ریخت شناسی اُرسی ها، بررسی قدمت، موقعیت و اهمیت آن ها، بررسی کاربری، شکل کلی، طرح و نقش، مواد و مصالح و نظام اندازه و پیمون در تیمچه های بازار تبریز می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با وجود اهمیت رنگ و نقش ونگار در دور ه قاجار، اُرسی ها در تیمچه های بازار طرحی ساده تر داشتند و رنگ کمتری در آن ها مشهود بوده که در اغلب موارد نیز عدم دسترسی آسان و رسیدگی به اُرسی ها موجب از بین رفتن آن ها شده است و در پاره ای موارد، مالکان اُرسی ها را با بازشو های جدید جایگزین کرده یا در چهارچوب اُرسی سابق بازشو جدید قرار داده اند. اُرسی های بازار ازلحاظ کاربری، طرح، رنگ و ابعاد با اُرسی در موقعیت های مکانی دیگر متفاوت بوده و ازنظر انداز ه بدنه، شکل کتیبه، هندسه طرح رویه و تعداد لنگه ها در سطح تیمچه های بازار دارای تمایزاتی هستند.
۷۰۴۸.

بررسی فضای سرابستان در خانه های آل مظفر (ایلخانی) یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۳۵۳
در زمان آل مظفر چون این ناحیه از ایران (یزد) که قسمت فراوانی از کشور محسوب می شد، از انهدام تعمدی مغول مصون ماند، می توان انتظار داشت که در این منطقه، از زمان سلجوقیان فعالیت های مداوم ساختمانی وجود داشته باشد. به ویژه با توجه به حوزه سیاسی خاص، تحت نفوذ حکمرانان آل مظفر می توان سبک محلی خاصی با عنوان سبک مظفری یا به اعتقاد دونالد ویلبر مکتب یزد را در این حوزه شناسایی و معرفی کرد. هدف این مقاله ردیابی کیفیت فضایی سرابستان در معماری خانه های آل مظفر- تیموری منطقه یزد بوده است. در این بررسی، قدیمی ترین خانه های یزد که تاکنون ثبت و شناسایی شده اند، به همراه متون تاریخی استناد شدند. با توجه به کمبود خانه های ایلخانی در دیگر مکان های ایران، تعدد اشارات تاریخی به خانه در متون تاریخی یزد و نبود پژوهشی در این زمینه، در این مقاله به اهمیت و جایگاه خانه- باغ (سرابستان) در معماری مسکونی دوره آل مظفر پرداخته شده است. این پژوهش با ترکیبی از روش های تحلیلی-تاریخی و پژوهش نمونه ها و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای- اسنادی، به شناخت فضای سبز معماری مسکونی در دوره آل مظفر پرداخته و چگونگی معماری خانه-باغ این دوره را بررسی و تحلیل کرده است. نتایج پژوهش کتابخانه ای نشان می دهد، سرابستان در متون تاریخی دوره ایلخانی- تیموری یزد به کرات و به شکل های متفاوتی دیده می شود. تحقیقات نشان می دهد، در انطباق خانه- باغ های موجود و متون تاریخی یزد سه گونه سرابستان به دست آمده است. دسته اول شامل خانه هایی با باغ مشجر به صورت گودال بوده که با پیشگاه ترکیب می شده اند. دسته دوم شامل خانه هایی بوده که باغچه کوچکی به نام باغ خلفی داشته اند که این دسته خود دارای دو زیرگونه بوده که گونه اول، خانه های چهارصفه با باغچه پشتی را شامل می شود که در پشت یکی از صفه ها قرار داشته و گونه دوم، خانه های ایلخانی دارای باغ پشتی ( باغ خلفی ) در پشت ایوان رفیع (جنوبی) را دربرمی گیرد.
۷۰۵۱.

تبیین عوامل مؤثر بر ابهام در تاریخ گذاری بناهای مذهبی دوره ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۹۷
یکی از ارکان اصلی شناخت هویت هر بنا، دست یابی به تاریخ بناست. تاریخ یک بنا به معنای شناخت بنا در بستر تاریخی آن است، به گونه ای که بتواند در ارتباط با زمینه شکل گیری اش به طور کامل فهم شود. مرور آنچه در ارتباط با نحوه شناخت مبدأ تاریخی بناهای مذهبی ایران به ویژه در دوره مغول (سده هفتم و هشتم هجری قمری) نگاشته شده است نشان می دهد، محققین و به ویژه شرق شناسانی که در باب معماری این دوره پژوهش و اظهارنظر کرده اند، به رغم تلاش های ارزنده شان، به دلیل نداشتن آشنایی عمیق با بستر جغرافیایی طبیعی ایران از یک سو، و رخدادهای سیاسی مذهبی از سوی دیگر و همچنین در دسترس نبودن بسیاری از متون و منابعی که امروزه می تواند در اختیار محققان قرار گیرد، نتایج مطالعاتشان با خطاهایی همراه بوده است. به همین دلیل، موارد مبهم زیادی در پژوهش های انجام شده بر ابنیه این دوره دیده می شود که گاه نتایج مطالعات قبلی را زیر سوال برده است. به همین منظور مقاله حاضر در پی شناخت دلایل ایجاد ابهام در تاریخ گذاری بناهای این دوره است. این که چه بر بناهای این دوره گذشته است و چه تاثیری برآنها داشته است که تا بدین حد محققان را با خطا مواجه ساخته، موضوع پژوهش است و در این راستا مصادیق متعددی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. پژوهش مورد نظر پژوهشی کیفی است؛ که در برخورد با داده های پژوهش از شیوه توصیفی و تحلیلی بهره می برد. بر این اساس نگارندگان، نخست به بررسی و مطالعه کالبد بناهای منتسب به دوره ایلخانی پرداخته و سپس با مراجعه به متون و منابع تاریخی تلاش کرده اند به شناخت دقیق تری از دلایل ایجاد ابهام در کار پژوهشگران پیشین برسند. از این رو به منظور پرهیزدادن دیگر پژوهندگان تاریخ معماری، بر آن بوده است تا با دسته بندی عمده خطاهای صورت گرفته به الگویی برای تاریخ گذاری دست یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد عمده خطاهای صورت گرفته تحت تأثیر تغییرات ابنیه این دوران، چه در سازماندهی فضایی بنا، چه در الحاق تزئینات در ادوار بعدی و چه در استفاده از کتیبه های مختلف به کار رفته در این گونه بنا بوده است، که عمدتاً می توان گفت با انگیزه های سیاسی مذهبی انجام می پذیرفته است.
۷۰۵۲.

تبیین رابطه طبع افراد با گرایش به معماری سنتی در اقلیم گرم و خشک نمونه موردی؛ شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۳۸
در معماری طبایع عنوان می شود که؛ شرایط جسمی و روحی انسان بر گرایش او به عوامل محیطی موثر است. لذا تقسیم بندی مزاجی افراد در طب سنتی می تواند بر گرایش ایشان به شاخص های معماری موثر باشد. از این رو انطباق گرایشات معماری افراد با مزاج ایشان می تواند به عنوان دغدغه ای در ذهن معمار و طراح مطرح شود. از این رو تبیین رابطه میان انواع مزاج و شدت گرایش به معماری به عام و معماری سنتی بطور خاص می تواند هدف اصلی این پژوهش باشد. روش شناسی این پژوهش ازنظر هدف از نوع کاربردی- توسعه ای و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. ابزار مورد استفاده پرسشنامه، که در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مزاج های مختلف گرایشاتی با شدت های متفاوت نسبت به یک بنای سنتی می دهند و هرچقد که بر عنصر گرمی و خشکی مزاج افراد افزوده شود شدت واکنش بهتری نسبت به یک بنای سنتی از خود بروز می دهند. همچنین نتایج آزمون F نشان می دهد که مقدار P-valve
۷۰۵۳.

مطالعه تأثیرات گراورهای وارداتی بر ساختار نقاشی فرنگی سازی ایران دوره صفوی بر اساس آرای ارنست گامبریچ و کندال والتون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۳۷۵
از اواسط دوران صفوی، بخشی از نقاشی ایران تحت تأثیر هنر اروپا قرار گرفت و منجر به شکلی از نقاشی شد که از همان دوران به نام فرنگی سازی شهرت یافت. هر چند در اکثر منابع، به نام نقاشان فرنگی حاضر در دربار صفوی و همچنین ورود آثار هنری از اروپا اشاره شده است و علی رغم اینکه برخی گراورهای استفاده شده در آثار فرنگی سازی شناسایی شده اند، به نظر می رسد تأکید پژوهشگران بیشتر بر حضور اروپاییان و تأثیر کلی فرهنگ و نقاشی غرب بوده و به گراورها، دیگر آثار تصویری و تأثیر مسیر انتقال تصاویر توجه نشده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا می توان برخی از ویژگی های فرنگی سازی را نتیجه انتقال تصویر نقاشی از مسیر گراور و عدم دسترسی به اصل نقاشی های اروپایی دانست؟ در مقاله پیش رو با استفاده از نظریات ارنست گامبریچ و کندال والتون، با روش توصیفی-تحلیلی، سعی بر روشن ساختن احتمال تأثیر فرآیند انتقال تصویر نقاشی بر نقاشی ایران است. نخست با به کار بستن آرای والتون در مورد سه اثر فرنگی سازی و گراور های منبع این آثار، اختلال در درک ژانر و تأثیر حذف داده ها در درک شیوه اجرا؛ و سپس با آرای گامبریچ، نحوه تطبیق دادن و برداشت از نقاشی اروپایی با تمرکز بر موارد طرح واره، تکنیک، رنگ، ابعاد، تضاد، سبک و تزئین، تحلیل شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد احتمالاً مواجهه هم زمان با تصاویری متنوع از دوره های متفاوت، عامه پسند تا فاخر و ناآشنایی با نقاشی غربی در درک آثار اختلال ایجاد کرده و از سوی دیگر با دگردیسی در برخی داده های تصویریِ گراور، هنرمند ایرانی، موارد مذکور را با امکانات بیانی نقاشی ایرانی تلفیق یا جایگزین کرده است.
۷۰۵۴.

نگرشی تطبیقی به ارتباط متن و زبان تصویری دست در نگاره های شاهنامه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۳۴۷
نگارگران شاهنامه طهماسبی برای به تصویر کشیدن متنِ لبریز از داستانِ شاهنامه، با بهره گیری از زبان تصویری دست، تلاش داشته تا عواطف و هیجانات را به مخاطب منتقل کنند. با توجه به کثرت کاربرد این نوع از ارتباطات غیرکلامی در حالت های مختلف، امکان داشت نقاش تحت تأثیر عوامل مختلف نظیر دستور دربار، تغییراتی در قسمت هایی از اثر به وجود آورده باشد که با متن هم خوانی ندارد. در این رابطه، پرسش اصلی مقاله این گونه مطرح می شود که نگارگران شاهنامه طهماسبی، چه وصف ها و حالت هایی را برای نمایش متن با حرکات دست برگزیده و در این راه تا چه میزان به متن کتاب وفادار بوده اند؟ و پرسش فرعی مقاله این است که به چه دلیل در بعضی از نگاره ها زبان تصویری "دست" به صورت اغراق و زیاده روی به چشم می خورد؟ هدف اصلی این تحقیق، شناخت مهارت های نقاشیِ هنرمندان شاهنامه طهماسبی در به کارگیری زبان تصویری "دست" و میزان توجه آنها به متن است. اشراف نسبت به ایجاد خلاقیت در نگارگری گذشته ایران، ضرورت پژوهش را دوچندان کرده و نیز با پرداختن به این موضوع که رفتارهای انسان از محیط کسب می شوند، از طریق مطالعه این نوع زبان تصویری می توان به قسمتی از آداب و رسوم گذشتگان پی برد. این مقاله، به شیوه توصیفی، تحلیلی بر پایه تطبیق داده ها و با استناد به نگاره های موجود در شاهنامه، از طریق منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه تحقیق نشان داد که نگارگران شاهنامه طهماسبی در نگاره های خود، از حرکات دست در جهت نشان دادن صحنه های عاطفیِ داستان مانند؛ پیروزی و شکست، اندوه و افسوس، رقص، شگفتی و انتظار استفاده می کردند. آنان خلاقانه از ارتباطات غیرکلامی دست در جهت نمایش متن بهره برده و موفق به بازنمایی داستان و بخشی از فرهنگ دوران خود شده اند و نیز در پاره ای موارد تحت تأثیر سبک شعری اصفهان که مکتب ادبی رایج در عهد صفویان بود، از زبان تصویری "دست" به صورت اغراق در احساسات و تکرار در نگاره های خود استفاده نموده و بدین طریق، بخشی دیگر از آیین دوره خود را به صورت نمایش هم بستگی میان شعر و نگارگری، ارائه کردند.
۷۰۵۵.

بررسی نحوه ی تأثیرگذاری جغرافیا بر هویت فرش ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۷۸۸۴
فرش دستباف ایران به عنوان یک کالای فرهنگی-هنری همواره ارزش و اعتبار خاصی داشته و دارد. از اینرو کمک به زنده نگه داشتن این هنر وظیفه ی همه ی دست اندرکاران این حرفه می باشد. جابه جایی های جغرافیایی بافندگی یکی از راهکارهایی است که با اهداف مختلفی از سوی ارگان های دولتی و خصوصی برای کمک به بهبود رونق تجاری فرش اتخاذ شده و تبعا تاثیرات مثبت و منفی بسیاری نیز داشته و مخالفت هایی را نیز به همراه داشته است. یکی از استدلال های مخالفان این جریان، آسیب دیدن هویت فرش ها در روند این جابه جایی ها می باشد. این پژوهش به صورت کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی به جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و میدانی پرداخته است. هدف از انجام تحقیق بررسی نحوه ی تاثیرگذاری تغییر جغرافیای بافندگی بر هویت فرش ایران است و درصدد پاسخ به این سوال برآمده که: تغییر جغرافیای بافندگی چه تاثیری بر تغییر هویت های شناخته شده مناطق مختلف ایران می گذارد؟ داده های به دست آمده نشان می دهد که در جریان جابه جایی های جغرافیایی بافندگی، هرکجا که یکی از مولفه های اصلی هویت ساز فرش آسیب ببیند لاجرم هویت فرش نیز دچار آسیب می شود، اما در مواردی نیز چارچوب تولید منطقه ی مبدا هیچ تغییری نکرده و فرش با کیفیتی تولید شده که تشخیص آن از فرش تولید شده در منطقه مبدا حتی برای خبرگان هم ناممکن است. در چنین شرایطی نقش جغرافیا در تأثیرگذاری بر هویت فرش تغییر کرده و به نظر می رسد بازبینی این نقش نکته ی حایز اهمیتی است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است.
۷۰۵۶.

مطالعه سیر تحول کاسه های شیشه ای ایران از قرون 4 ق.م تا 7 ه.ق از منظر ریخت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۵۸۹
در پس چند هزاره تاریخ هنر ایران، آثار شیشه ای ارزنده ای بر جای مانده و کاسه های شیشه ای بخشی از این آثار است. مطالعه کاسه های شیشه ای با تمرکز بر عناصر تشکیل دهنده آن، فرم و تزیینات تحت عنوان ریخت شناسی یکی از روش های شناخت پیشینه و سیر تاریخی هنر شیشه گری ایران است. پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ این پرسش اساسی که کاسه های شیشه ای ایران به لحاظ ریخت شناسانه در طول تاریخ چه تحولاتی را پشت سر گذاشته اند؟ نمونه کاسه های شیشه ای متعلق به دوران پیش و پس از اسلام را مورد مطالعه قرار داده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد کاسه های شیشه ای پیش از اسلام بی رنگ، تقریباً هم شکل و نیم کروی بوده و با نقوش هندسی و گیاهی تزیین یافته اند. در طی قرن ها و با برآمدن اسلام شیوه های نوین ساخت و تزیین شیشه باعث دگرگونی فرم کاسه های شیشه ای گشته به طوری که این کاسه ها از تنوع فرم، تزیین و رنگ برخوردار می باشند. هنرمند شیشه گر علاوه بر نقوش هندسی از انواع نقوش جانوری، گیاهی، انسانی، نوشتاری و غیر هندسی در تزیین کاسه های دوران اسلامی بهره برده است. همچنین روش ساخت و تزیین کاسه های شیشه ای در گذر زمان دچار تحولاتی شده است.
۷۰۵۷.

بازنمایی بصری استعاره در بیلبوردهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۴۸۳
بیان مسئله: بیلبوردهای شهری یکی از مؤثرترین رسانه های تبلیغاتی هستند که به واسطه شیوه به کارگیری عناصر بصری نقش مهمی در جذب مخاطب بر عهده دارند. کاربرد استعاره های بصری در این رسانه تبلیغاتی از اهمیت بسزایی برخوردار است و شناخت آن وابسته به درک تعامل میان عناصر بصری و شیوه انتقال پیام است. پیرامون استعاره های بصری در زمینه تبلیغات ایرانی پژوهش های اندکی صورت یافته و از این رو عملکرد آن در این حوزه از هنر کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی بازنمایی بصری استعاره به لحاظ ویژگی های ساختاری در بیلبوردهای تبلیغاتی شهر تهران با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی مبتنی بر مکانیسم های بصری است و در جریان پژوهش به تحلیل استعاری معانی تعاملی پرداخته شده است. از این رو سؤال اصلی پژوهش بر این مبنا استوارست که آیا می توان استعاره های بصری به کار رفته در بیلبوردهای تبلیغاتی را منطبق بر مکانیسم های بصری معینی دانست؟روش پژوهش: روش تحقیق به کار رفته، توصیفی-تحلیلی است. انتخاب جامعه آماری به صورت هدفمند شامل 35 بیلبورد شهر تهران است که دست مایه اصلی طراحی آن ها استعاره بصری است.نتیجه گیری: استعاره های به کار رفته در بیلبوردها، نقش پیام رسانی را به واسطه تعامل عناصر بصری انجام داده که این تعاملات، قابل تطبیق با مکانیسم های بصری رویکرد نشانه شناسی اجتماعی هستند و بازنمایی آن ها دارای ویژگی های ساختاری مشخصی است. نتایج حاصل از تحلیل جامعه آماری هدفمند مشتمل بر 35 بیلبورد شهر تهران، نشانگر یکی از مکانیسم های به کار رفته در هریک از آنها است که مکانیسم کارکردی با جایگزینی عنصر نامتعارف به جای عنصر متعارف، بیشترین کاربرد را داشته و مکانیسم های مبتنی بر دسته بندی که تعداد عناصر بصری بیشتری دارند، کمتر مورد استفاده واقع شده اند.
۷۰۵۸.

عوامل تقویت و تهدید کارکردهای امنیتی سکه های دوره هخامنشیان (559-330ق.م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۴۷۹
سکه ها منابع مصور و معتبری از زمان های گذشته هستند که مطالعه آنها می تواند به روشن شدن بخش های تاریک تاریخ گذشتگان کمک شایانی کند. سکه ها در زمان های گذشته نقش امنیتی، تجاری و رسانه ای داشته اند. هدف این پژوهش بررسی عوامل تقویت و تهدید کارکردهای امنیتی سکه های دوره هخامنشیان (559-330ق.م) با بهره گیری از روش تحقیق تاریخی و شیوه نگارش توصیفی تحلیلی است. در گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اسناد و آرشیو موزه ای استفاده شده است. تجارت و ابزارهای داد و ستد همواره از مؤلفه های بسیار مهم حیات اجتماعی یک جامعه به شمار می آید، لذا در پژوهش حاضر تلاش شده تا این جنبه از تاریخ اجتماعی-اقتصادی با طرح ای ن فرض یه که عوامل سیاسی و اقتصادی با کارکردهای امنیتی سکه های هخامنشی رابطه مستقیم داشته اند، مورد واکاوی قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد عوامل تقویت کننده کارکرد سکه های هخامنشی را باید در اقدامات داریوش اول در زمینه توجه به زیرساخت های اقتصادی (جاده شاهی)، اداری (دیوان برید) و تدبیر در شیوه های مدیریت سیاسی (ساتراپ نشینی) جست وجو کرد. عوامل تهدیدزای کارکرد سکه های هخامنشی را نیز باید در سوءمدیریت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جانشینان داریوش مانند سیاست تقسیم سکه طلا در جنگ های پلوپونزی، استخدام سربازان مزدور، فساد دربار، افزایش قدرت ساتراپ ها و افزایش نرخ بهره و مالیات تحلیل کرد.
۷۰۵۹.

شاخصه های پیکرنگاری درباری در نسخه چاپ سنگی هزار و یک شب دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۷۱۵
هنر دوره قاجار با بهره گیری از سنت های پیشین و نگاهی به ناتورالیسم غربی و ادب پروری حکام این دوره، خصوصیات نوینی را وارد عرصه مجلس آرایی کرد ه است.  از این خصوصیات می توان به  چهره پردازی، منظره پردازی و پرسپکتیو و پیکرنگاری درباری اشاره کرد. این شیوه با دارا بودن این مؤلفه ها به سبکی جدید در نقاشی تبدیل شد. رویکردهای آن براساس میزان درک زیبایی شناسی قاجاریه شکل گرفت. پس از ورود صنعت چاپ، مصورسازی به روش چاپ سنگی همسو با پیکرنگاری درباری ادامه یافت. یکی از آثاری که در این دوره با چاپ سنگی مورد نسخه برداری قرار گرفت کتاب هزار و یک شب  است. این کتاب که مجموعه داستان هایی با مضامین تغزلی، حماسی و عامیانه را در بردارد،  پیوستگی نزدیکی با فرهنگ و جهان بینی اساطیری و ادبیات غنایی دارد. مسئله ای که اینجا مطرح می گردد میزان تأثیرپذیری بازآفرینی این نسخه چاپی و پیکرنگاری موجود در آن  از نقاشی و هنر رایج در دوره قاجار است.  این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کتابخانه ای  انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که نسخه چاپ سنگی هزار و یک شب اثر میرزا علیقلی خوئی، با مکاشفه ای بین تجربیات سنتی و رهیافت های نوین شیوه جدیدی در مجلس آرایی قاجار ارائه کرده است. اهداف پژوهش 1. بررسی نقش و تأثیر نقاشی های درباری در نسخه چاپ سنگی هزار و یک شب دوره قاجار 1.واکاوی شاخصه های پیکرنگاری در نسخه چاپ سنگی هزار و یک شب سؤالات پژوهش 1.میزان تأثیر پذیری علیقلی خوئی، نویسنده  نسخه هزار یک شب دوره قاجار از نقاشی درباری تا چه حدی بوده است؟ 2. پیکرنگاری در نسخه چاپ سنگی هزار و یک شب دوره قاجار اثر میرزا علیقلی خوئی چه شاخصه هایی دارد؟ 1- آیا شرایط اجتماعی و سیاسی قاجاریه زمینه تولید نسخه چاپ سنگی با مضمون هزار و یک شب را دارا بود؟ 2- آیا میرزا علیقلی خوئی در ترسیم صحنه ها از سبک پیکرنگاری درباری الهام گرفته است؟ 3- میزان تاثیر پذیری علیقلی خوئی از نقاشی درباری تا چه حدی بوده است ؟
۷۰۶۰.

جلوه های نمادین طبیعت در شعر و نگارگری قرون چهارم و هفتم هجری (با تاکید بر اشعار منوچهری دامغانی و غزلیات شمس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۹ تعداد دانلود : ۸۱۹
نمادگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بیان تصویری و انتقال مفاهیم، آثار زیادی از نگارگری ایرانی را در صورت و معنا به هم نزدیک کرده است، از سوی دیگر کاربست نماد یکی از آرایه های ادبی نیز محسوب می شود. در رهگذر سرودن، آنچه چشم احساس، عاطفه و تخیّل شاعر را بیشتر به سوی خود جذب می کند، آفرینش و پهنه و گستره طبیعت است. هنرمند ایرانی در فضایی نمادین به آفرینش می پردازد؛ نگارگر ایرانی با بهره گرفتن از بستر ارزشمند شعر و ادب فارسی، نه در پی بازنمایی طبیعت ملموس، بلکه به فرانمایی جلوه های نمادین پرداخته است. منوچهری دامغانی و مولانا محمد جلال الدین بلخی (شمس) از برجسته ترین مهم شعرای توصیف گر طبیعت در ادبیّات فارسی هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی در صدد واکاوی جلوه های نمادین طبیعت در شعر و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری است. یافته های پژوهش نشان می دهد، کاربرد طیف واژگانی در اشعار منوچهری و مولوی نشان از آن دارد که جهان شعری آن ها، جهانی سبز و مملاء از نمادهای طبیعت پرور است. نمادپردازی تصویرگری طبیعت در شعر این دو شاعر و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری به صورت زیبایی نمایان است. ابداع و استفاده از عناصر نمادین در نگارگری ایران در قرون چهارم و هفتم هجری، صورت مستقلی نداشته بلکه روند تکاملی در صورت و محتوا را براساس شعر و ادب فارسی این دوره همراه با شاعرانی چون منوچهری و مولانا و تحت تاثیر ورود تصویرسازی طبیعت پردازانه به شیوه چینی در نگارگری ایران طی کرده است. اهداف پژوهش 1.شناخت جلوه های نمادگرایی از طبیعت در شعر و نگارگری ایران با تاکید بر اشعار منوچهری دامغانی و غزلیات شمس. 2.مقایسه عناصر طبیعت از دیدگاه منوچهری (طبیعت گرای صرف) و مولانا (شمس). سؤالات پژوهش 1.کاربست نمادگرایی چه جایگاهی در اشعار منوچهری و مولوی و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری داشته است؟ 2. منوچهری دامغانی و مولوی در اشعار خود به طبیعت چه نگاهی داشته اند؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان