فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۴ - Serial Number ۵۴, Autumn ۲۰۲۴
65 - 76
حوزههای تخصصی:
The historical urban fabrics of Iran are increasingly threatened by contemporary construction practices that often neglect the principles of Iranian-Islamic architecture. As a result, the cultural and spatial identity of these areas is gradually diminishing. This research investigates the principle of "compatibility" as a design strategy for integrating advanced construction technologies into historic contexts through infill housing. Focusing on the historic core of Yazd, which UNESCO recognizes for its unique desert architecture and the continuity of its cultural traditions, the study employs an applied, descriptive methodology. Based on the 2021 census, 10,795 households reside in the area. Using proportional stratified random sampling and Morgan's table, 384 household heads across nine districts were selected for survey distribution. Data collected through questionnaires and interviews revealed multiple factors critical to compatible infill development, including transportation systems, street morphology, proportional harmony, visual coherence, building scale, spatial continuity, land use organization, construction speed, economic feasibility, aesthetic integration, and value preservation. Factor analysis grouped these into three principal dimensions: aesthetics (mean score of 3.49), cost (3.32), and speed (3.45). The findings emphasize the need for context-responsive design approaches that reconcile modern construction demands with the preservation of heritage values. By offering empirical insights and a structured framework for assessing compatibility in historic environments, this study contributes to the discourse on sustainable urban regeneration. It provides architects, planners, and policymakers with criteria to guide infill housing strategies that maintain architectural integrity while addressing contemporary urban needs.
سیر تحول منبرهای چوبی ایران بر اساس تکنیک های ساخت و تزیین (دورۀ سلجوقی تا صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
157 - 177
حوزههای تخصصی:
منابر ازجمله مهم ترین اجزای مسجد هستند که همواره در سمت راست محراب ها (به عنوان یک سنت از زمان پیامبر اکرم (ص) تا به حال) قرار می گیرند. با اینکه در طول دوران اسلامی ایران، مواد مختلفی در ساخت آنها به کار گرفته شده، اما به نظر می رسد که ماده چوب بیشترین فراوانی را در بین آن ها دارا بوده است. از دوره سلجوقی تا صفوی، نمونه های گوناگونی از منبرهای چوبی در ایران ساخته شده است که لزوم واکاوی و بررسی آنها به منظور دستیابی به چگونگی سیر تحول فرمی، تکنیکی و تزئینی این عناصر فرهنگی، ضروری به نظر می رسد. با توجه به این موضوع هدف مقاله فوق، بررسی و توصیف اجزا، فرم و تکنیک های ساخت و تزیین در منبرهای چوبی ایران از دوره سلجوقی تا صفوی است. با توجه به این مسئله پرسشی که به ذهن متبادر می گردد این چنین است: ویژگی های فرمی، نقش و تکنیکی منبرهای چوبی ایران از دوره سلجوقی تا صفوی چگونه هستند. اطلاعات با پیمایش های میدانی و مطالعات کتابخانه ای، به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که، منبرسازان دوره سلجوقی روش های ساخت و تزئین معینی را دنبال نموده اند که در دوره ایلخانی با تغییراتی مانند: افزایش ارتفاع و اسکلت پنهان مواجه شده است. اما در دوره تیموری با کاهش ارتفاع، کیفیت ظرافت تزئینات ارتقا می یابد. و در دوره صفوی نیز، ساخت منبرها به روش استادکاران دوره سلجوقی با تنوع تزئینی مضاعف مشاهده شده است. درواقع، استفاده از فن گره چینی با نقوش هندسی، تنها موضوع مشترک منبرسازان دوره سلجوقی تا صفوی در ایران است.
خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
59 - 71
حوزههای تخصصی:
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگیهای انسان کمالیافته دارد. کمالالدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگیهای خودشکوفای شخصیت کمالالدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسانگرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگیهای خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه میتواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و فیشبرداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شدهاند. تجزیهوتحلیل دادهها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر میتواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگیهایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسانها، قدرشناسی نسبت به پدیدههای جهان با توجه به طبیعتگرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران بهطور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردمسالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگیها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شدهاند.
از شهرنشینی تا شهروندی: بازاندیشی در ریشه های کژساختی شهر معاصر ایرانی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به نقش شهرنشینان در شکل گیری فرم شهرهای معاصر ایران میپردازد، جایی که مفهوم شهروندی هنوز نه در ذهن حاکمان و نه در بافت عموی اجتماعی به باور عملی تبدیل نشده است. قوانین و برنامه های شهری کلان و خرد، به وضوح در حل مشکلاتی مانند عدالت اجتماعی، رفع فقر شهری و کاهش درگیری ها ناکافی بوده اند. در غیاب حکمروایی مشارکتی و مدیریت شهری شهروندمدارانه، جنگ های محلی بر سر تملک زمین در شهرهای کشورهای در حال توسعه مانند ایران ادامه دارند و موجب تخریب بافت اجتماعی-اقتصادی و کالبدی میشوند. مقاله به نقش شهرنشینان سودجو و گروه های ذینفع در عبور از قوانین و تشدید تنش و بی ثباتی درون شهری در شرایط بحرانی مانند جنگ، تحریم اقتصادی و سوانح طبیعی اشاره نموده و توضیح می دهد که در جوامع مردم سالار و شهروندمحور به صورت مستمر تلاش می شود تا این رفتارها با جلب مشارکت همراه با اعمال مدیریت شهری محدود شوند. در این پژوهش به روش تحلیل بازتابی مضامین مرکب از نظرات متخصصان، آمار و اطلاعات مستخرج از منابع آکادمیک و تجارب مستند نگارنده نشان داده میشود که در جوامع بحران زده با ساختارهای مدیریت شهری ناپایدار و نهادهای ذینفع و ذینفوذ قوی، نهادها و شهرنشینان در تلاش مستمر برای تقسیم نابرابر منابع و از همه مهمتر توزیع نامتناسب مالکیت زمین در چرخه اقتصاد غیررسمی موجب تشدید فقر شهری میگردند. این تنشها باعث ناکارآمدی عملکردی، نازیبایی منظر، ناپایداری زیست محیطی و ناامنی مالکیت فقرا شده و عملا فرسودگی بافت موجود، تکثیر بافتهای ناکارآمد و کژساختی اندامهای نوین شهری را در بدو تولد موجب میگردند.
شناسایی و ارتقاء نقش طبیعت در ادراک خانه های معاصر
حوزههای تخصصی:
:واژه خانه برای آن که مفهوم واقعی خود را داشته باشد، بایستی به واقع محلی برای آرامش و آسایش انسان باشد. یکی از عواملی که منجر به ایجاد این حس می شود، حس تعلق به مکان است.. اگرچه مولفه های بسیاری از جمله مسایل روانشناختی در ایجاد این حس در افراد موثر هستند ولی این پژوهش به دنبال شناسایی و ارتقا عوامل کالبدی موثر از طریق احساس و ادراک است.یکی از عوامل موثر، وجود عوامل طبیعی و ارتباط افراد با آن است که در خانه های معاصر با توجه به محدودیت های موجود، کم رنگ شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و ارتقاء عوامل طبیعی موثر در ایجاد حس تعلق به مکان در خانه های معاصر است. این پژوهش از لحاظ ماهیت کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و از انواع روش های کیفی، روش عرفی می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده و جامعه آماری شامل 50 نفر از دانشجویان کارشناسی معماری در آزمون بازپاسخ است. این پژوهش به دنبال فهم تجربه زیسته افراد و توصیف آن به همان نحوی که مورد مواجهه قرار می گیرند می باشد. این مطالعه نشان می دهد که هر چقدر ساکنان خانه های معاصر در ارتباط بیشتری با طبیعت باشند در ایجاد حس تعلق در آنها موثر خواهد بود. در این راستا عناصر کالبدی موثر مرتبط با عوامل طبیعی معرفی و راهکارهایی جهت افزایش این غنای حسی پیشنهاد شده است.
ظرفیت سنجی کالبدی مدارس تاریخی در بازاستفاده تطبیقی فضاهای آموزشی؛ نمونه موردی: مدارس جانی خان، شفیعیه، رحیم خان، معمارباشی و شیخ عبدالحسین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردهای عملیاتی برای حفظ ارزش های تاریخی و فرهنگی ساختمان های تاریخی در راستای توسعه پایدار و بهره مندی از آن ها، بازآفرینی و بازاستفاده تطبیقی آن ها با برنامه ریزی عملکردی جدید است. ظرفیت سنجی کالبدی بناهای موردنظر برای احیا و بازآفرینی ضروری و پراهمیت است. ازجمله مهم ترین بناهای میراثی برجای مانده از دوران گذشته در شهرهای تاریخی ایران، مدارس هستند. هدف از این مطالعه آن است که ظرفیت های کالبدی پنج مدرسه میراثی جهت بازاستفاده تطبیقی بررسی شود که عبارتند از جانی خان قم، شفیعیه و رحیم خان در اصفهان و معمارباشی و شیخ عبدالحسین در تهران. در این مطالعه به روش تحقیق کمی و از طریق آزمون افتراق معنایی و نیز تحلیل همبستگی میان متغیرها، معیارهای استخراج شده از مبانی نظری بازآفرینی تطبیقی که عبارت اند از: بهره مندی از نور طبیعی، امکان تهویه طبیعی هوا، امکان تعدیل طبیعی دمای هوا، سکوت و آرامش فضا، ظرفیت مبلمان مطلوب فضا، ایمنی و امنیت ساختمان، زیبایی و تزئینات، سیرکولاسیون و دسترسی مطلوب، فضای سبز و چشم انداز زیبا و تنوع مصالح تحلیل شد. نتایج سنجش معیارها در پنج مدرسه انتخاب شده نشان می دهد که در مدارس برخوردار از ظرفیت های فضایی بیشتر، وسیع تر و متنوع تر و نیز ارتباط بیشتر با حیاط مرکزی به عنوان موقعیت تأمین کننده نور، هوا، چشم انداز، سکوت، آرامش و طبیعت، قابلیت بالاتری برای احیا و برنامه ریزی فضایی جدید وجود دارد. همچنین نتایج روشن می سازد از میان پنج مدرسه انتخابی به ترتیب مدرسه جانی خان با میانگین امتیاز (۱.۹۱)، مدرسه رحیم خان (۱.۸۹) و مدرسه معمارباشی (۱.۸۶) بیشترین ظرفیت را برای بازاستفاده تطبیقی دارند.
راهبردهای معماری در فضاهای کسب و کار روستایی: یک مطالعه سنتز پژوهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اصول و راهبردهای معماری فضاهای کسب و کار روستایی دارای اهمیت زیادی در توسعه روستایی است. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر معماری بر کسب و کار روستایی (راهبردهای معماری توسعه فضاهای کسب و کار روستایی) انجام گرفته است. روش تحقیق: تحقیق حاضر مبتنی بر روش کیفی و از نوع سنتز پژوهی است و با انجام تحلیل محتوای استقرایی و سپس فرا ترکیب کیفی همراه است. واحد تحلیل در این تحقیق مقالات علمی_ تحقیقی چاپ شده در مجلات معتبر مورد تایید و در بازه زمانی 2000 تا 2021است. روش نمونه گیری هدفمند و حجم نمونه 37 مقاله بوده و جهت تحلیل داده ها از الگوی شش مرحله ای سنتز پژوهی روبرتس و پتیکرو (2006) استفاده شده است و در نهایت یک چارچوب مفهومی تدوین شده است. یافته ها: در 3 مولفه اصلی معماری (مسکن معیشتی)- غیر مسکونی (روستا و کشاورزی)- ترکیبی (افزایش فعالیت، ناسازگاری) دسته بندی شد. مولفه معماری (مسکن معیشتی) شامل: کاهش هزینه ساخت و تولید بنا - افزایش نقش زنان و اشتغال روستا ( مسکن معیشتی ، خانه دوم) - پرهیز از برخی ویژگیهای مسکن شهری در عین بهبود حوزه زیست و دید و منظر غیر مسکونی (روستا و کشاورزی) شامل اولویت حفظ زمینهای کشاورزی نسبت به ساخت شهرکهای ویلایی (گردشگری)، افزایش تولید کشاورزی، دامداری و حتی خدماتی بوده و مولفه ترکیبی (افزایش فعالیت، ناسازگاری) شامل ترکیب و افزایش فعالیتها، شیوه های بومی، نوین و ترکیبی در طراحی، ساخت و تولید و تفکیک و سازگاری فضاهای کشاورزی و دامداری با فضاهای زیستی خانگی می باشد. نتیجه گیری: این راهبردهای معماری می توانند در روند بهبود فضاهای کسب و کار روستایی و اقتصاد روستا موثر باشند.
تبیین تأثیر عوامل کالبدی آتریوم بر عملکرد حرارتی و تهویه ساختمان های بلند در اقلیم شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: باوجود تأثیرات قابل توجه آتریوم ها بر تهویه طبیعی و شرایط حرارتی داخل ساختمان، دانش کافی در مورد تأثیر پارامترهای مختلف طراحی بر عملکرد انرژی و تهویه آتریوم ها وجود ندارد. این پژوهش، به بررسی تأثیر عوامل کالبدی آتریوم بر عملکرد حرارتی و تهویه ساختمان های بلند در اقلیم شهر رشت می پردازد. هدف: هدف این پژوهش، به بررسی تأثیر عوامل کالبدی آتریوم بر عملکرد حرارتی و تهویه ساختمان های بلند است. روش شناسی تحقیق: رویکرد اصلی روش تحقیق این مطالعه کمی بوده و از روش شبیه سازی استفاده می کند. ساختمان مرجع شبیه سازی، ساختمان بلند با ده طبقه و پلان مربع با طرح باز، دارای یک آتریوم مستطیل در مرکز ساختمان، تعریف شده است. شاخص های عملکرد حرارتی و عملکرد تهویه به عنوان متغیرهای وابسته و ابعاد و جهت گیری آتریوم به عنوان متغیر مستقل موردبررسی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده از شبیه سازی علاوه بر بررسی در قالب آمار توصیفی، مورد آزمون های همبستگی و رگرسیون قرار می گیرد.. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر رشت است. یافته ها: یافته نشان می دهد که متغیرهای طول و عرض آتریوم، محیط و مساحت آتریوم در مدل مرجع در اقلیم شهر رشت، رابطه معنادار و مستقیم با نیاز انرژی و حجم تهویه ساختمان دارد. اگرچه افزایش ابعاد آتریوم باعث کاهش نیاز روشنایی و افزایش توان تهویه ساختمان می شود، اما تا حد قابل توجهی باعث افزایش نیاز حرارتی و به تبع آن، نیاز انرژی کل ساختمان می شود. نتایج: بر اساس یافته ها، نتیجه گیری می شود که در یک مساحت مساوی استفاده از آتریوم مربع شکل به طورکلی نتایج بهتری را رقم می زند. همچنین آتریوم های مستطیل شکل با کشیدگی در محور شمالی-جنوبی، پاسخ بهتری ازنظر عملکرد انرژی نسبت به سایر جهت گیری ها در شهر رشت دارا است.
هم سنجی اساطیر گیاهی در سفالینه های سلجوقی با یک قطعه پارچهٔ محفوظ در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقوش ثبت شده بر آثار هنری به ویژه مواردی که متعلق به اعصار دور هستند، علاوه بر جنبه های آرایه ای و زینتی، دارای کارکردهایی بوده اند که با اساطیر، اعتقادات و آیین های رایج در آن زمان، پیوندی تنگاتنگ دارند. به عبارت دیگر، نقوش مزبور به مثابه نمادهایی هستند که بر عقاید و یا پیام هایی خاص دلالت دارند. از مهم ترین مصادیق این موضوع می توان به آثار هنری ساخته و پرداخته در عصر سلجوقی اشاره کرد که از آن گنجینه ای غنی، به ویژه در زمینهٔ منسوجات و سفال برجای مانده است. مقالهٔ حاضر که به شیوهٔ اسنادی تدوین و از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته، با هم سنجی میان نقوش یک قطعه پارچهٔ محفوظ در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت و شش سفالینهٔ موجود از دورهٔ سلجوقی، مشترکات فکری، اسطوره ای و اجتماعی ارائه شده در آن ها را مورد بررسی قرار داده و نسبت به شناسایی و دسته بندی اشتراکات کارکردی آن ها اقدام نموده است. نتایج پژوهش نشان می دهد تمامی نقوش به کار رفته در آثار یادشده، دارای کارکرد فرهنگی بوده و نشان گر عقاید روز آن زمان هستند، یعنی نقوش و نمادهای به کار رفته در آثار، برای مردم آن روزگار معنایی کارکردی داشته و صِرف تکرار گذشته و با هدف زیبایی نبوده اند.
مطالعه تطبیقی نقش زنان در موسیقی سوگ اقوام بختیاری و سیستانی (با تاکید بر بررسی آیین های سوگواری گاگِریوَه و اَرده خوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی بومی به عنوان یکی از انواع موسیقی، نمودی است از احوالات مردم و آداب و رسوم مخصوص هر قوم و به نوعی تاریخ شفاهی آن سرزمین محسوب می شود و حضور زنان در موسیقی اقوام می تواند بیانگر بخشی از بینش مردمان نواحی مختلف باشد. موسیقی بومی با توجه به محتوا، مضامین و کاربردشان، دارای اقسام مختلفی است و موسیقی سوگ به عنوان یکی از اقسام موسیقی بومی به مجموعه ای از موسیقی و آوازهایی اطلاق می شود که در مدح و غم از دست دادن فرد متوفی و در مراسم سوگواری خوانده شوند. هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش است که در آیین های سوگواری«گاگِریوَ» در اقوام بختیاری و «اَرده خوانی» در اقوام سیستانی، در اجرای آواها و برگزاری مراسم توسط زنان، چه شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد؟ از علل انتخاب این دو قوم می توان به پیشینه فرهنگی، قدمت آداب و رسوم و نیز شباهت آیین های قومی این اقوام به یکدیگر اشاره کرد. در این راستا، به روش کتابخانه ای و بررسی مقالات منتشر شده و مصاحبه از چند تن از اقوام بختیاری و سیستانی، نقش زنان در این سوگ آواهای بومی به شیوه تطبیق مضمونی و روش تحلیلی، مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. با توجه به یافته های انجام شده، به نظر می رسد، زنان در هر دو قوم به عنوان اجرا کننده سوگ آواها، نقش مهمی را در زنده نگه داشتن فرهنگ بومی و مذهبی این اقوام ایفا می کنند و در مجموع دارای وجوه مشترکی در محتوا و مفاهیمی نمادین چون روایی بودن و شیوه اجرای موسیقی سوگ، وزن و قالب ابیات سوگ سرود ها، هستند. پژوهش در راستای موسیقی بومی و مکتوب نمودن آنچه به عنوان باورهای یک قوم در قالب موسیقی بیان می شود، می تواند سبب حفظ و گسترش موسیقی اقوام شده و از نابودی آداب و رسوم، باورها، فرهنگ اصیل و زبان بومی هر قوم، جلوگیری کرده و سبب ماندگاری هویت بومی و فرهنگی و تاریخ شفاهی آن اقوام گردد.
مطالعه تطبیقی منسوجات ایرانی ساسانی و اوایل اسلامی با مصر قبطی (منطقه اخمیم) با رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نساجی سنتی ایران، هنری با قدمتی کهن است که ریشه در دوران ایلامیان دارد، در دوره ساسانی به اوج خود رسید و با آغاز دوره اسلامی، زمینه گسترش آن به دیگر نقاط جهان، به ویژه سرزمین های غربی اسلامی، فراهم شد. همچنین نقوشی که بن مایه آن ها به دوره ساسانی بر می گردد، در ادوار پس از این سلسله در هنر ایران دوره اسلامی و دیگر سرزمین ها مورد تقلید قرار گرفتند و به عنوان نقش مایه های تزیینی در منسوجات به کار گرفته شدند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی آثار پارچه بافی در ایران دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی (سده چهارم تا هشتم میلادی) و قبطیان مصر (سده هفتم و هشتم میلادی) در منطقه اخمیم با اتکا بر رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت هستند از: 1- نقش مایه، جنس و نوع بافت منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی و قبطیان مصر چه ویژگی هایی دارند؟ 2- وجوه افتراق و اشتراک آنها چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی - تطبیقی انجام شده و داده ها با استفاده از منابع مکتوب و تصاویر موجود در موزه ها و به شیوه نمونه گیری از نوع موارد در دسترس انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد، نقش مایه، رنگ و زمینه، جنس الیاف، نوع بافت، شیوه بافت و شیوه تزیین در دوره ساسانی - اوایل اسلامی و قبطی، به ترتیب در قالب چهار گروه حیوانی و پرندگان، گیاهی، انسانی، انتزاعی و هندسی، با رنگ های مات و تند و درخشان، از جنس کتان و پشم و ابریشم، با بافت جناغی و ملیله، با ساختار S و Z باف، متقارن در قالب مدالیون (هر دو دوره)، مربع، چرخشی، زیگزاگ و لوزی ظاهر شده اند. همچنین، در منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی، نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی به ترتیب کنش های فرمانروایی(شهریاری)، چیرگی(سلحشوری) و شاخص بقا (پیشه وری)، را بازتاب می دهند، درحالی که در منسوجات قبطی، نقوش حیوانی و گیاهی نشانگر شاخص بقا و نقوش انسانی شامل هر سه کنش فرمانروایی، چیرگی و شاخص بقا هستند. گفتمان های حاکم در این دوران ها، نقشی مهم در بازنمایی ساختار طبقاتی جامعه و برقراری نظم اجتماعی داشته اند؛ نظمی که پیوستگی آن در گرو حضور حاکمی است که اجزای جامعه را به صورت یک کل منسجم به هم پیوند دهد.
ارزیابی مشخصه های معماری بومی در مناطق مختلف از لحاظ میزان تطابق با اقلیم
حوزههای تخصصی:
درسال های اخیر به دلیل مشکلات روزافزون ناشی از آسیب های وارد شده به محیط زیست در جهان، گرایش معماران و طراحان شهری به سیستم های ساختمانی بناهای منطبق با اقلیم و سازه های بومی انرژی کارآمد بیشتر شده است. معماری بناهای بومی در هر منطقه با توجه به عناصر موجود در محیط طبیعی و برای ایجاد آسایش اقلیمی که از مهمترین فاکتورهای مربوط به طراحی بنا می باشد شکل گرفته اند. معماری متمرکز بر اقلیم انواع مختلفی در سراسر جهان دارد. شرایط منطقه ای، محلی، فرهنگی، اقلیمی و تاریخی این نوع معماری را شکل می دهند. ساختمان هایی در طی دوران مدرن تا به امروز شکل گرفته و سطح زیادی از شهرها را به خود اختصاص داده اند در اکثر مواقع نمی توانند پاسخگوی آسایش اقلیمی انسان باشند در صورتی که معماری که بر اساس اقلیم شکل می گیرد شامل الگوها و المان های متنوعی برای ایجاد بناهای پربازده می باشد. این پژوهش با هدف بررسی عناصر معماری بومی در نقاط مختلف جهان و مطالعه ساختار آن از جهت انطباق پذیری با المان های معماری اقلیمی و نکاتی است که از آن می توان به دست آورد. داده ها با مطالعه منابع اولیه به دست آمده و با توجه به روش تحقیق که بر مبنای ادبیات تحقیق و تشریح نمونه های موردی می باشد، تعدادی بنای بومی در نقاط مختلف بررسی و در نهایت تطبیق پذیری هریک از آن ها با عناصر اقلیم مشخص شده است.
واکاوی حس تعلق به مکان در محیط های آموزشی کودکان (گروه سنی 4 تا 5 سال)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ ماره ۱
68 - 86
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به روش نظریه زمینه ای و از نوع مطالعه موردی انجام شده است. روش جمع آوری داده ها شامل تحلیل منابع کتابخانه ای، طراحی پرسشنامه و مصاحبه با کارشناسان و اساتید معماری و روانشناسی محیط است. نمونه گیری به روش گلوله برفی و به صورت آنلاین انجام شده و حجم نمونه با استفاده از روش کوکران محاسبه شده است.
مروری نظام مند بر موانع و تسهیل کننده های تحقق مشارکت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۵
53 - 77
حوزههای تخصصی:
مشارکت شهری به عنوان یکی از رویکردهای نوین در امر برنامه ریزی شهری در دهه های اخیر مورد توجه جدی قرار گرفته و ضرورت بهره گیری از آن در طرح ها و برنامه های شهری مطرح شده است. با توجه به اهمیت این موضوع در برنامه ریزی شهری، ضرورت دارد تا موانع و تسهیل کننده های پیش رو در مسیر تحقق مشارکت مورد شناسایی قرار گیرند، علی رغم اشاره موردی به این موارد در پژوهش های مرتبط، به صورت ویژه و متمرکز به موانع و تسهیل کننده های مشارکت اشاره نشده است. در این راستا، مقاله حاضر با مرور مقاله های داخلی و خارجی در بازه سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳، به دسته بندی موانع و تسهیل کننده های تحقق مشارکت پرداخته است. در این پژوهش با مروری نظام مند، 148 مقاله، در دو پایگاه داده خارجی (Science Direct وGoogle Scholar) و سه پایگاه داده داخلی (نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، SID) مورد بررسی قرار گرفتند. بعداز مرور تمامی متن مقاله ها، 50 مقاله کمتر مرتبط کنار گذاشته شده و 96 مقاله باقیمانده برای استخراج کدها مورد استفاده قرار گرفتند. به منظور تحلیل مفاهیم به دست آمده از تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد و درنهایت موانع تحقق مشارکت در قالب زیرمقوله های فردی، معنایی، محتوایی و فرایندی و نهادی و تسهیل کننده های تحقق مشارکت در قالب زیرمقوله های زیرساختی- محیطی، فردی و نهادی معرفی شدند. در نتایج به دست آمده از بررسی کدهای اولیه مشخص شد که زمینه های فردی، اجتماعی و نهادی بر تحقق مشارکت تأثیرگذار هستند و تحقق مشارکت در یک جامعه در گروی ایجاد فرهنگ مشارکتی در جامعه و نهادهای مرتبط و همچنین تأمین زیرساخت مناسب برای تحقق مشارکت است.
سنجش تاب آوری شبکه های دسترسی نواحی شهری دربرابر زلزله (مطالعه موردی: منطقه سه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۷
55 - 68
حوزههای تخصصی:
مناطق شهری، تاب آوری، شبکه دسترسی، نواحی شهری زلزله یکی از مهمترین بلایایی است که شهرها و سکونتگاه های شهری را تحت تاثیر قرار داده و خسارات جبران ناپذیری را به نقاط مختلف مناطق شهری به ویژه شبکه های دسترسی وارد می کند. هدف اصلی این پژوهش تعیین مولفه های تاب آوری فیزیکی با تاکید بر شبکه دسترسی در منطقه 3 شهر تهران می باشد. وش-پژوهش کتابخانه ای و میدانی استوش-پژوهش کتابخانه ای و میدانی است به طوریکه شاخص ها با توجه به مطالعات میدانی و اطلاعات حاصل از بررسی وضعیت شبکه دسترسی منطقه در طرح های توسعه راهبردی و طرح جامع آن، انتخاب شدند. وزندهی معیارها و زیرمعیارها با استفاده از روش AHP با تکمیل پرسشنامه به وسیله 20 نفر از متخصصان شهری و مقایسه دو دویی هر کدام انجام پذیرفت و اهمیت پارامترها طبق روش تحلیل سلسله مراتبی با نرم افزار EXPERT CHOICE E تعیین گردید .نتایج نشان می دهد که سطح تاب آوری شبکه دسترسی در نیمه شرقی و نیمه جنوب غربی منطقه نسبتاً پایین است. که نیازمند توجه و بهبود شرایط در این مناطق است. زلزله یکی از مهمترین بلایایی است که شهرها و سکونتگاه های شهری را تحت تاثیر قرار داده و خسارات جبران ناپذیری را به نقاط مختلف مناطق شهری به ویژه شبکه های دسترسی وارد می کند. هدف اصلی این پژوهش تعیین مولفه های تاب آوری فیزیکی با تاکید بر شبکه دسترسی در منطقه 3 شهر تهران می باشد
نمادهای بصری با مفاهیم جامعه شناختی در داستان های بیژن نجدی و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
699 - 714
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی علم بررسی نظام های اجتماعی است که مبتنی بر کنش های متقابل، رفتارها و نقش های اجتماعی است. ادبیات هر دوره، نماینده روحیات و فرازونشیب های اجتماعی آن دوره بوده و همراه با تحولات اجتماعی در زمان های مختلف تغییر می یابد و در هر عصر معنی و مفهوم خاص خود را پیدا می کند؛ به طوری که اوضاع اجتماعی هر دوره را می توان از ادبیّات آن دوره شناخت و انعکاس آن را دریافت. بیژن نجدی ازجمله شاعران و نویسندگانی است که رویدادها و واقعیات اجتماعی عصر خود را در مجموعه داستانی خود منعکس نموده و به آن رنگ و بوی جامعه عصر خویش را داده است. باتوجه به اهمیت سیاسی و فرهنگی کشور و ضرورت روشن شدن اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه بررسی جامعه شناختی مجموعه داستانی «یوزپلنگانی که با من دویده اند» می تواند روشنگر وقایع و رویدادهای مهم آن دوره باشد. در مقاله حاضر که به شیوه توصیفی و تحلیلی نگاشته شده؛ پس از طرح مباحثی در مورد جامعه شناسی و ادبیات به بررسی مضامین جامعه شناسی در پنج حوزه خانواده، فرهنگ، مذهب، سیاست و اقتصاد پرداخته شده است. مسائل اجتماعی تا حد زیادی در این مجموعه داستانی بازتاب داشته است. هرکدام از این نهادهای مطرح شده به گونه ای هنری بیان کننده واقعیات و رویدادهای جامعه عصر نویسنده می باشد. بیژن نجدی یکی از نویسندگان بزرگ معاصر است که به خوبی توانسته مجموعه داستانی خود را در یک ژانر اجتماعی بگنجاند و جامعه داستانی خود را به جامعه واقعی نزدیک کند. اهداف پژوهش:بررسی واقعیات و مسائل اجتماعی در آثار داستانی بیژن نجدی.بررسی نمادهای بصری و واقعیات اجتماعی در شاهنامه فردوسی.سؤالات پژوهش:بازتاب عناصر جامعه شناختی در مجموعه داستانی «یوزپلنگانی که با من دویده اند» تا چه حدی است؟نمادهای بصری و واقعیات اجتماعی چه جایگاهی در شاهنامه فردوسی چه جایگاهی دارند؟
فضاهای خاص آیینی در خانه، نگاهی به تأثیر مدرنیسم در تغییر انگاره های آیینی در معماری خانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنش های آیین ممکن است در هر دو قلمرو مقدس و نامقدس حیات اجتماعی دیده شوند. در هر دو مورد کیفیت نمادین کنش ویژگی ممتاز اعمال آیین است. اولین نکته مبین این اصل است که نمادین بودن کنش آیین عنصر اساسی این نوع کنش به شمار می آید. نمادین بودن آیینها این اجازه را به افراد می دهد که اندیشه ها و تفکرات خود را توسعه دهند و آنها را به یکدیگر انتقال دهند که این خود مبنای شکلگیری کنش ارتباطی است. ارتباطات نمادین افراد را قادر می سازد که اندیشه ها و اطلاعات خود را تولید و تبیین و ثبت کنند. ضمن این تعریف عام، می توان اظهار داشت که آیین ها در گذار از سنت به مدرنیته، تفاوت اصلی در این خصوص میان این دو دوره تاریخی، بیشتر متوجه محتوا است و نه ساختار و این ادعایی است که این نوشتار با بررسی نظریات و آثار مدرنیستی در حوزه مسکن، در پی تبیین آن است. در واقع، سؤال اصلی پژوهش این است که تأثیر مدرنیسم در تغییر انگارههای آیینی در خانه چقدر است؟ روش تحقیق در نوشتارِ حاضر، براساس روش کیفی و استدلال منطقی استوار است. ضمناً بررسی اسنادی و مطالعه کتابخانهای، بنیان تحلیل، توصیف و تفسیر نتایج در این مقاله را شکل می دهد. مقاله حاضر، در مرحله گردآوری داده ها از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای بهره برده است و در مراحل بعد، از روش استدلال قیاسی استفاده شده است. در نهایت با بررسیها و تحلیلهای به عمل آمده میتوان این طور نتیجه گرفت که محتوای سنتی آیینی جای خود را به عواملی دیگر مثل تلویزیون، اتاق خواب، آتش یا شومینه (در طرحهای لوید رایت) داده است و به لحاظ ساختار تغییری در این موجودیت ثابت و پایدار آیین در خانه به وجود نیامده است.
واکاوی ارتباط مؤلفه های تأثیرگذار بر ایجاد حس دل بستگی به محیط در مدارس متوسطه دخترانه ارومیه بر اساس نظریه سیمون؛ نمونه موردی: پایه هفتم مدارس دخترانه ناحیه 2 ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه طراحی محیط های آموزشی به عنوان عرصه رشد و تکامل نوجوانان به عنوان نسل آینده، فراتر از ساحت کالبدی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است که نوجوانان در طول دوران تحصیل خود به آن معنا بخشیده و به آن دلبسته می شوند. مکان از جنبه های مادی و غیر مادی، نوعی احساس را در کاربران خود القا می کند که می تواند نوعی دلبستگی به مکان در افراد ایجاد نماید و این دلبستگی منجر به ایجاد روابط اجتماعی بین افراد و محافظت از مکان می شود. برای افزایش حس دلبستگی به مکان نظریه های متعددی از جمله نظریه سیمون مطرح شده است. هدف از این پژوهش شناسایی مؤلفه های تاثیرگذار نظریه سیمون (Being of place - Becoming of place) و ارتباط آن ها با حس دل بستگی به مکان در مدارس می باشد. در جهت تحقق اهداف، ابتدا با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی در بستری پیمایشی و بامطالعه منابع کتابخانه ای نظریه سیمون بررسی و مؤلفه های موثّر به صورت چارچوب نظری تدوین گردید و سپس با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی به اولویت بندی و ارتباط مؤلفه ها پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش شامل 7404 نفر از دانش آموزان دختر پایه هفتم متوسطه اول مدارس دولتی ناحیه 2 شهر ارومیه که تعداد نمونه 365 نفر از فرمول کوکران بدست آمد. گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه مؤلف ساخت انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد در این پژوهش از میان متغیرهای درون زای مدل نظریه سیمون شامل تقویت مکانی، مکان آفرینی، تحقق مکانی، رهایی مکانی، هویت مکانی و تعامل مکانی، مولفه های تاثیرگذار بر حس دلبستگی در مدارس دخترانه عبارتند از تقویت مکانی، مکان آفرینی و تحقق مکانی. همچنین نتایج نشان داد که تحقق مکانی نقش واسطه ای در ارتباط با تقویت مکانی و مکان آفرینی دارد لذا می توان با ارتقای متغیر تقویت مکانی، تحقق مکانی را افزایش داد و از این طریق به ارتقای حس دلبستگی به مکان به کمک متغیر مکان آفرینی رسید.
ارائه مدل بازاریابی دیجیتال در صنعت گردشگری (مطالعه موردی: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
40 - 51
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی مدل بازاریابی دیجیتال در صنعت گردشگری مورد مطالعه شهر تهران به انجام رسیده است و از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ رویکرد اکتشافی و از لحاظ نوع، کیفی است. جامعه آماری این تحقیق گروهی از خبرگان شامل مدیران و متولیان ارشد در حوزه گردشگری و اساتید دانشگاهی در حوزه های مدیریت بازاریابی و مدیریت گردشگری بودند که براساس روش نمونه گیری هدفمند، از میان آنها 11 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و مصاحبه شدند. براساس نتایج حاصل از تحقیق، مشخص شد که هسته اصلی در جهت نهادینه کردن بازاریابی دیجیتال در صنعت گردشگری کشور، عزم جدی مدیریت در به کارگیری ابزارهای بازاریابی دیجیتال و افزایش سهم ایران از بازار گردشگری است. در این مسیر عواملی مانند عوامل علّی شامل تأکید بر اخلاق در طراحی پیام تبلیغی، تأکید پیام تبلیغی بر مزیت های رقابتی، تطابق پیام تبلیغی با فرهنگ جامعه هدف و قدرت پیام تبلیغی برای ایجاد نیاز در مشتری بر هسته مرکزی مدل تأثیرگذار است. براساس مدل ارائه شده در تحقیق هسته مرکزی مدل از طریق دو راهبرد اصلی یعنی استفاده از رسانه های تخصصی جهت انتشار پیام تبلیغی و انتشار سیستماتیک و ویروسی پیام تبلیغی از طرق رسانه های اجتماعی می تواند پیامدهای مثبتی را رقم بزند. نکته حائز اهمیت اینکه دو عامل زمینه ای شامل فرهنگ سازی برای استفاده از بازارایابی دیجیتال در صنعت گردشگری، بودجه مناسب و فرصت داشتن برای اجرای بازاریابی دیجیتال و همچنین دو عامل مداخله گر شامل الگوبرداری از کشورهای موفق دنیا در زمینه بازاریابی گردشگری، رقابت در منطقه از لحاظ جذب گردشگر نیز بر راهبردهای مدل اثرگذار هستند. براساس این مدل، اگر مدیران و دست اندرکاران حوزه گردشگری بتوانند بازاریابی دیجیتال را در مجموعه خود نهادینه کنند، پیامدهای مهمی همچون وفاداری سازی گردشگران به مراکز گردشگری، ارزآوری و بهبود اقتصادی کشور، تقویت برند گردشگری را به دست خواهند آورد.
بررسی عملکرد بیونیکی موریانه و مورچه، در جهت بهینه سازی تهویه و انرژی
حوزههای تخصصی:
انسان ها برای رسیدن به تعامل با طبیعت، باید انرژی و منابع طبیعی را حفظ کنند و در مصرف آن ها صرفه جویی نمایند، هدف اصلی این پژوهش، بررسی عملکرد بیونیکی موریانه و مورچه، در جهت بهینه سازی تهویه و انرژی است و اهداف فرعی، بررسی لانه موریانه و مورچه و روش های عملکردی آن ها برای ایجاد تهویه طبیعی و نیز، بررسی لانه موریانه و مورچه و روش های عملکردی آن ها برای حفظ انرژی است، به نظر می رسد با استفاده از دستاوردهای مطالعه ساختارهای موجود در لانه موریانه و مورچه و با توجه به این که این حشرات اجتماعی پیچیده-ترین لانه های زیرزمینی را با عمق زیاد با سیستم شبکه ای می سازند و در تمام نقاط لانه، دمای مناسب و ثابتی را با گردش هوای خوب و رطوبت نسبی، به طور غریزی حفظ می کنند و عملکرد های بیونیکی مناسبی برای رسیدن به تهویه طبیعی و حفظ انرژی دارند، می توانند الگوی مناسبی در جهت بهینه سازی تهویه و انرژی باشند، روش تحقیق به طورکلی تحلیلی بوده و با بررسی لانه موریانه و مورچه و الگوهای عملکردی آن ها و تلفیق تمام یافته ها، می توان به هدف والای حفظ و بقای انرژی دست یافت، با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اینترنتی و با استفاده از کتاب ها و مقالات ترجمه شده معتبر و با بررسی عملکردهای، لانه موریانه و مورچه، در جهت تهویه طبیعی، با جمع بندی و ارزیابی یافته ها، می توان نتایج مطلوبی در جهت بهینه سازی تهویه و انرژی در معماری به دست آورد، نتایج حاصل از این پژوهش، برای رسیدن به هدف والای تعامل و یکپارچگی با طبیعت و رسیدن به ایده های بیونیکی با رویکرد بهینه سازی تهویه و انرژی، با بررسی عملکردهای مورچه و موریانه در لانه سازی در جهت حفظ انرژی و بهینه سازی تهویه و الگوبرداری از قوانین عملکردی آن ها است.