فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
241 - 271
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تورم و نوسانات نرخ ارز بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) در ایران و با استفاده از رویکرد مدل سازی کاپولا انجام شده است. این مطالعه به دنبال ارائه ی دیدگاه جدیدی از ارتباط پیچیده و غیرخطی میان این متغیرهای اقتصادی و سرمایه گذاری خارجی در ایران است.
روش: این پژوهش با استفاده از داده های مربوط به سرمایه گذاری مستقیم خارجی، نرخ تورم، و نرخ ارز در بازه زمانی ۱۳۸۲ تا ۱۴۰۲ صورت گرفته است. داده ها از منابع معتبر داخلی و بین المللی گردآوری شده و سپس با بهره گیری از روش کاپولا که امکان مدل سازی وابستگی های پیچیده بین متغیرها را فراهم می کند، مورد تحلیل قرار گرفته اند. در این راستا، از ۲۵ نوع تابع کاپولا، شامل توابع کلایتون و جو- فرانک چرخشی برای تحلیل وابستگی بین تورم، نرخ ارز، و سرمایه گذاری مستقیم خارجی استفاده شده است. پارامترهای این توابع با روش های بیزی و شبیه سازی زنجیره مارکوف مونت کارلو (MCMC) تخمین و ارزیابی شدند.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که ارتباط میان تورم و نرخ ارز با جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی به صورت نامتقارن و غیرخطی بوده و افزایش تورم با کاهش معنادار در سرمایه گذاری خارجی همراه است. همچنین، نوسانات نرخ ارز به عنوان یک عامل ریسک اقتصادی بر تصمیم گیری سرمایه گذاران خارجی اثر منفی داشته و باعث کاهش تمایل آنها به سرمایه گذاری در ایران شده است. نتایج مدل سازی کاپولا نشان داد که تابع کلایتون به بهترین شکل رابطه میان تورم و جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی را مدل سازی می کند، در حالی که تابع جو-فرانک چرخشی برای تحلیل رابطه میان نرخ ارز و سرمایه گذاری مستقیم خارجی مناسب تر است. معیارهای ارزیابی شامل حداکثر راستنمایی، معیار اطلاعاتی آکاییک (AIC)، و حداقل مجذورات خطا (RMSE) نشان دهنده ی دقت این توابع در مدل سازی داده های مورد بررسی است.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تورم و نرخ ارز به طور قابل توجهی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران تأثیر منفی دارند. تورم بالا به عنوان عاملی بی ثبات کننده، از جذابیت سرمایه گذاری می کاهد و نوسانات نرخ ارز به عنوان یک ریسک اقتصادی جدی، مانعی برای ورود سرمایه گذاران خارجی محسوب می شود. تحلیل کاپولا نیز وابستگی های نامتقارن و پیچیده میان این متغیرها را برجسته می سازد. در نتیجه، سیاست گذاران اقتصادی ایران می توانند با مدیریت مؤثرتر نرخ تورم و تثبیت نرخ ارز، بستر مناسب تری برای جذب سرمایه گذاری های خارجی فراهم آورند. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، دوره های زمانی کوتاه تری در کنار عوامل بیشتری مانند نرخ بهره و ثبات سیاسی مورد بررسی قرار گیرند تا دیدگاه دقیق تری از تأثیر این عوامل بر جذب سرمایه گذاری خارجی حاصل شود.
Comparative Analysis of Evaluation of Business Process Management Regarding Digital Transformation Using the COCOSO Method(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
167 - 189
حوزههای تخصصی:
Nowadays, business process management (BPM) contributes to the success of companies by ensuring that their processes are both effective and efficient. A comprehensive description of a business process can serve as a foundation for designing IT systems, ensuring data quality, establishing performance metrics, and implementing processes using Business Process Management Systems (BPMS), among other applications. Currently, many Iranian companies are also interested in evaluating their Business Process Management (BPM) practices. In recent decades, significant advancements in the digital realm have become increasingly vital for companies, making it essential to utilize these developments effectively to impact business processes. Consequently, the current research has ranked BPM measurement methods within the context of digital transformation, employing the COCOSO hierarchical analysis technique in Semnan Industrial Town. In this context, BPM measurement methods and measurement criteria with the digital transformation approach and data quality, are derived from a review of the research literature. Subsequently, an appropriate BPM evaluation method is identified using a multi-criteria decision-making approach. The results of this ranking indicate that BPM measurement models grounded in comprehensive quality management are the most appropriate. Additionally, a sensitivity analysis has been conducted to validate these findings.
کاربرد هوش مصنوعی در شهرهای هوشمند: یک مرور نظام مند با استفاده از روش ترتیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی با ایجاد نوآوری در مدل مدیریت شهری، راه حل های بسیار مناسبی برای مشکلات بی شمار تحول و توسعه شهری از جمله تأمین آب کافی، مدیریت انرژی، مدیریت زباله و کاهش تراکم ترافیک، صدا و آلودگی ارائه می دهد. با توجه به ماهیت اجتماعی و فنی شهرهای هوشمند و کاربرد های هوش مصنوعی در این زمینه، در سال های اخیر تحقیقات دانشگاهی افزایش قابل توجهی در این موضوع داشته است. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل محبوبیت کلمات کلیدی «شهر هوشمند» و «هوش مصنوعی» در Google Trends نشان می دهد که این کلمات کلیدی از سال 2014 تا کنون به طور فزاینده ای محبوب شده اند. بنابراین، این مقاله به بررسی نظام مند وضعیت فعلی و جهت گیری های آینده تحقیقات کاربرد هوش مصنوعی در شهرهای هوشمند به روش مرور ترتیبی می پردازد. بلکه پس از انجام مراحل مرور نظام مند به روش ترتیبی و غربالگری نهایی تعداد 61 مقاله، جهت تجزیه و تحلیل انتخاب شد. یافته ها نشان داد میزان انتشار پژوهش ها در این حوزه از سال 2018 به بعد روند افزایشی داشته است. همچنین بررسی دامنه موضوعی پژوهش های منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در شهرهای هوشمند بیشتر در حوزه مدیریت شهری و توسعه پایدار (30 درصد)، زندگی هوشمند و زیرساخت های هوشمند (28 درصد) و محیط هوشمند (21 درصد) است. همچنین نتایج حاصل نشان داد که 64 درصد مطالعات از روش کیفی، 21 درصد از روش کمی و 15 درصد از روش ترکیبی استفاده کرده اند. با توجه به اینکه کاربرد هوش مصنوعی در شهرهای هوشمند در مرحله مفهوم سازی است استفاده از روش کیفی به طور چشمگیری بیش از سایر پژوهش ها مورد توجه محققان این حوزه بوده است. اما پیشرفت و توسعه کاربرد هوش مصنوعی در شهرهای هوشمند موجب افزایش استفاده از رویکردهای تجربی و روش های کمی در سال های 2023 و 2024 شده است. همچنین بررسی ها نشان داد که این پژوهش های منتخب روی سطح سه قیف پارادایمی یعنی نظریه خاص با 46 درصد، روش های تحلیلی با 29 درصد و مشاهدات تجربی با 25 درصد تمرکز دارند.
رویکردهای نوین علم سنجی در ارزیابی و سیاست گذاری مسئولانه پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
7 - 14
حوزههای تخصصی:
ارزیابی و سیاست گذاری بهینه پژوهش همواره یکی از مسائل مهم مورد توجه سیاستگذاران پژوهش بشمار می رود. به دلیل وجود تنوع در نوع بروندادها و دستاوردهای پژوهش و همچنین وجود انواع مختلف تاثیر گذاری و اثر بخشی پژوهش، و متفاوت بودن ماهیت پژوهش و استراتژی سازمان ها، سیاست گذاری صحیح و پیاده سازی روش های بهینه ارزیابی پژوهش همواره با دشواری ها و پیچیدگی های خاص خود همراه بوده است. علاوه بر این وجود تفاوت در رشته های موضوعی مختلف با فرهنگ انتشار و استناد متفاوت، قضاوت در خصوص روش بهینه ارزیابی پژوهش را تحت تاثیر قرار داده و این امر را با چالش های فراوانی مواجه کرده است. در کنار این موارد کثرت شاخص های پژوهشی، تعدد پایگاه های ارائه دهنده شاخص ها، متفاوت بودن روش های محاسبه استنادات، متفاوت بودن پوشش موضوعی و دامنه نمایه سازی مجلات رشته ها، قالب های انتشارات متفاوت، و زبان های مختلف و سوگیری های موجود در پایگاه های استنادی به سایر چالش های ارزیابی پژوهش افزوده است. از این رو ضرورت و لزوم توجه به رویکردهای نوین و بکارگیری روش های صحیح خصوصا کاربرد مسیولانه شاخص های پژوهشی در ارزیابی پژوهش بیش از پیش احساس می شود. این مقاله در نظر دارد که با گذری بر رویکردهای نوین در بکارگیری شاخص های علم سنجی و مرور برخی بیانیه های بین المللی پیشنهادات کاربردی در راستای روش های بهینه و منصفانه در ارزیابی پژوهش را ارایه دهد. ارزیابی و سیاست گذاری بهینه پژوهش همواره یکی از مسائل مهم مورد توجه سیاستگذاران پژوهش بشمار می رود. به دلیل وجود تنوع در نوع بروندادها و دستاوردهای پژوهش و همچنین وجود انواع مختلف تاثیر گذاری و اثر بخشی پژوهش، و متفاوت بودن ماهیت پژوهش و استراتژی سازمان ها، سیاست گذاری صحیح و پیاده سازی روش های بهینه ارزیابی پژوهش همواره با دشواری ها و پیچیدگی های خاص خود همراه بوده است. علاوه بر این وجود تفاوت در رشته های موضوعی مختلف با فرهنگ انتشار و استناد متفاوت، قضاوت در خصوص روش بهینه ارزیابی پژوهش را تحت تاثیر قرار داده و این امر را با چالش های فراوانی مواجه کرده است. در کنار این موارد کثرت شاخص های پژوهشی، تعدد پایگاه های ارائه دهنده شاخص ها، متفاوت بودن روش های محاسبه استنادات، متفاوت بودن پوشش موضوعی و دامنه نمایه سازی مجلات رشته ها، قالب های انتشارات متفاوت، و زبان های مختلف و سوگیری های موجود در پایگاه های استنادی به سایر چالش های ارزیابی پژوهش افزوده است. از این رو ضرورت و لزوم توجه به رویکردهای نوین و بکارگیری روش های صحیح خصوصا کاربرد مسیولانه شاخص های پژوهشی در ارزیابی پژوهش بیش از پیش احساس می شود. این مقاله در نظر دارد که با گذری بر رویکردهای نوین در بکارگیری شاخص های علم سنجی و مرور برخی بیانیه های بین المللی پیشنهادات کاربردی در راستای روش های بهینه و منصفانه در ارزیابی پژوهش را ارایه دهد.
سیاست گذاری مبتنی بر شواهد علمی: وضع موجود و راهکارهای بهبود در کتابخانه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سیاست گذاری مبتنی بر شواهد پژوهشی یکی از رویکردهای مدیریتی است که بر مبنای حرکت از طیف کاملاً شهودی و ناخودآگاه به سمت طیفی علمی و در نظر گرفتن تمامی ظرفیت های سازمانی استوار است. بدیهی است که بخش عمده ای از این شواهد علمی از طریق مؤسسات دانشگاهی و مراکز پژوهشی به دست می آید. بسیاری از کشورهای جهان، مؤسسات و انجمن های علمی بسیاری را تأسیس می کنند و طیف گسترده ای از محققان را برای تجزیه وتحلیل و ارزیابی نتایج تحقیقات دانشگاهی به کار می گیرند تا بتوانند برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های سازمانی خود را با جدیدترین یافته های علمی همسو سازند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر نیز بررسی این مسئله بود که چگونه می توان بین تصمیم گیری و سیاست گذاری های سازمان اسناد و کتابخانه ملی با شواهد علمی و پژوهشی پیوند برقرار کرد، موانع احتمالی کدام است و چگونه می توان بر آن ها فائق آمد.روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی تحلیلی انجام پذیرفت. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که در قالب پرسشنامه با پرسش های باز و بسته طراحی شد. جامعه پژوهش و حجم نمونه از میان کارکنان سازمان اسناد و کتابخانه ملی به صورت هدفمند انتخاب شد، به طوری که حداقل دارای 15 سال سابقه کار و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد به بالا باشند. با این پیش فرض که هم به لحاظ تجربه، نیمه کاری خود را در سازمان طی کرده و بتوانند ارزیابی بهتری از شرایط موجود ارائه دهند و نیز حداقل یک کار پژوهشی به ثمر رسانده باشند از این نظر، 198 نفر واجد شرایط فوق بودند. 164 نفر حاضر به همکاری شدند و به پرسش ها پاسخ دادند. برای سنجش روایی، پرسشنامه در اختیار پنج نفر متخصص کتابداری و نیز متخصصان حوزه مدیریت و سیاست گذاری مبتنی بر شواهد قرار گرفت. برای سنجش پایایی نیز تعداد 35 پرسشنامه بین جامعه موردبررسی توزیع و جمع آوری و سپس با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (85%) پایایی پرسشنامه سنجیده شد. در تجزیه وتحلیل ها از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف (k-s)، t تک متغیره و همچنین برای رتبه بندی موانع از آزمون فریدمن استفاده شد.یافته ها: کارکنان بر این اعتقاد بودند که استفاده از داده ها و یافته های پژوهشی برای تصمیم گیری و برنامه ریزی در بخش های تخصصی سازمان در حد بالا (25/4 در مقیاس 5) لازم و ضروری است. آن ها برای حل مسائل کاری که تاکنون با آن مواجه بوده اند بسیار زیاد (4 از 5) به استفاده از دستاوردهای پژوهشی نیاز پیداکرده اند و براین اعتقادند که کاربست شواهد پژوهشی می تواند کارایی آنان را در انجام فعالیت های تخصصی به مقدار زیاد ارتقا بخشد؛ اما از سوی دیگر، کاربست شواهد پژوهشی را در تصمیم های کلان سازمانی کمتر از حد متوسط ارزیابی کرده اند.نتیجه گیری: برنامه ریزان و مدیران علاقه مند به اجتناب از شکست های عمده در تصمیم ها و برنامه های خود باید توجه بیشتری به کاربست شواهد علمی و پژوهشی داشته باشند تا بتوانند دانش و آگاهی خود را از پیامدها بهبود بخشند و عدم قطعیت و ریسک آن را در حوزه کاری خود کاهش دهند.
بررسی نقش هستی شناسی و نمودار دانش در طبقه بندی اسناد متنی: مروری بر مطالعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: باتوجه به افزایش نرخ استفاده از اینترنت و افزایش حجم اسناد الکترونیکی قابل مشاهده در وب، طبقه بندی خودکار متن تبدیل به یکی از روش های کلیدی برای ارتقای بازیابی اطلاعات و مدیریت دانش مجموعه های متنی دیجیتالی شده است. افراد با طبقه بندی متون می توانند اطلاعات موردنیاز خود را با دقت بیشتر و سرعت بالاتر جستجو و بازیابی کنند. آن چیزی که در بحث طبقه بندی خودکار اسناد حائز اهمیت است، برچسب گذاری اسناد به کلاس های از پیش تعریف شده است، به گونه ای که اسنادی که در یک طبقه جای می گیرند بیشترین شباهت و با اسناد سایر طبقه ها بیشترین تفاوت را داشته باشند و قابلیت استفاده از روابط معنایی را داشته باشد. در ای ن راس تا، پژوه ش حاض ر به بررسی نقش هستی شناسی و نمودار دانش در طبقه بندی خودکار اسناد متنی می پردازد.روش: این مطالعه به مرور پژوهش ها و اسناد مرتبط با کاربرد ابزارهای معنایی مانند هستی شناسی ها و نمودار دانش در طبقه بندی اسناد متنی پرداخته است. به منظور جمع آوری متون، سه پایگاه اطلاعاتی داخلی شامل «بانک اطلاعات نشریات کشور»، «پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی» و «مرجع دانش» و سه پایگاه استنادی خارجی یعنی «وب آو ساینس»، «اسکوپوس» و «گوگل اسکالر» بدون درنظرگرفتن بازه زمانی در هر دو دسته بررسی شده است.
یافته ها: نتایج واکاوی متون نشان داد در مدل فضای برداری ارتباط معنایی بین کلمات در نظر گرفته نمی شود و ترتیب کلمات در جملات از بین می رود. با نادیده گرفتن روابط معنایی و نحوی مختلف بین کلمات در زبان طبیعی، بازنمایی متفاوتی از اسناد فراهم می شود؛ اما هستی شناسی ها و نمودار دانش با دریافت معنای موجودیت ها و کلاس ها به تقویت مدل های یادگیری ماشینی کمک می نمایند. استفاده از این ابزارها به عنوان یک مرجع خارجی در حین فرایند طبقه بندی عمل می کند و دانش زمینه را برای مدل های طبقه بندی فراهم می نماید. به طورکلی استفاده از این ابزارها به ماشینن ها اجازه می دهند معنای داده هایی را که با آن ها کار می کنند، درک کنند.نتیجه گیری: کاربست هستی شناسی ها و نمودار دانش در طبقه بندی اسناد متنی می تواند موجب تقویت نتایج الگوریتم های یادگیری ماشین از طریق بهره برداری از دانش زمینه شود. این ابزارها می تواند معانی کلمات را از جملات دارای ابهام آزاد نموده و مشکلات مرتبط با زبان طبیعی را حل کند. استفاده از هستی شناسی و نمودار دانش می تواند به طور مؤثری در طبقه بندی اسناد متنی کمک کند و باعث ارتقای دقت و کارایی مدل های طبقه بندی شود؛ اما ساخت و ادغام هستی شناسی و نمودار دانش امری خسته کننده، زمان بر و پیچیده است که امکان پذیری و ارزش عملی آن ها را محدود می کند. در زبان فارسی علاوه بر مشکل مطرح شده در به کارگیری هستی شناسی ها و نمودار دانش در طبقه بندی اسناد، محدودیت هایی مانند ویژگی های خاص زبان فارسی در نگارش و محدودیت فنی وجود دارد؛ لذا استفاده از هستی شناسی و نمودارهای دانش عمومی و یا دامنه در بحث طبقه بندی اسناد نیازمند توجه به این محدودیت ها و پیچیدگی های فنی است و علاوه بر این مستلزم توسعه و تلاش های بیشتری بالأخص در زبان فارسی است.
نقش مدیریت دانش در ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی و ارائه الگوی مناسب (مطالعه کتابخانه های عمومی استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
113 - 143
حوزههای تخصصی:
کتابخانه های عمومی با در اختیار داشتن منابع و مراجع مختلف، به یکی از بزرگ ترین نیروگاه های تولید دانش و اطلاعات تبدیل شده اند که مدیریت مؤثر و کارآمد آن ها می تواند تأثیر بسزایی در توسعه سواد اطلاعاتی کاربران داشته باشد. هدف پژوهش حاضر نیز بررسی نقش مدیریت دانش در ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی و ارائه الگوی مناسب بوده است. روش پژوهش، روش ترکیبی با استفاده از فن فراترکیب، تحلیل محتوا و دلفی برای شناسایی و دسته بندی مؤلفه های مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی و سپس روش پیمایش بود. جامعه آماری شامل 284 کتابدار و 45582 کاربر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله تعداد 181 کتابدار و 497 کاربر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسش نامه محقق ساخته مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی برگرفته از پیشینه نظری و تجربی پژوهش بود که به تأیید گروه خبره رسید. روش تجزیه وتحلیل داده ها، مدل یابی معادلات ساختاری بود. یافته های پژوهش نشان داد که سطح استقرار چهار مؤلفه مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی استان خوزستان بالاتر از متوسط است. همچنین سطح برخورداری کاربران از هشت مؤلفه سواد اطلاعاتی نیز بالاتر از متوسط است. درنتیجه، مدل پیشنهادی ضمن تأیید فرضیه های فرعی و اصلی پژوهش، نشان داد که اجرا و استقرار مدیریت دانش بر ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی استان خوزستان تأثیرگذار بوده است.
Improving the Quality of Business Process Event Logs Using Unsupervised Method(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the contemporary dynamic business environment, the dependability of process mining algorithms is intricately tied to the quality of event logs, often marred by data challenges stemming from human involvement in business processes. This study introduces a novel approach that amalgamates insights from prior works with unsupervised techniques, specifically Principal Component Analysis (PCA), to elevate the precision and reliability of event log representations. Executed through Python and the pm4py library, the methodology is applied to real event logs. The adoption of Petri nets for process representation aligns with systematic approaches advocated by earlier studies, enhancing transparency and interpretability. Results demonstrate the method’s efficacy through enhanced metrics such as Fitness, Precision, and F-Measure, accompanied by visualizations elucidating the optimal number of principal components. This study offers a comprehensive and practical solution, bridging gaps in existing methodologies, and its integration of multiple strategies, particularly PCA, showcases versatility in optimizing process mining analyses. The consistent improvements observed underscore the method’s potential across diverse business contexts, making it accessible and pertinent for practitioners engaged in real-world business processes. Overall, this research contributes an innovative approach to improve event log quality, thereby advancing the field of process mining with practical implications for organizational decision-making and process optimization.
الگوی سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سرریز دانش مزیت فکری است که از طریق تبادل اطلاعات به دست می آید، و در ازای آن هیچ پاداش مستقیمی به تولیدکننده داده نمی شود، یا پاداش داده شده کمتر از ارزش دانش تولید شده است. در واقع سرریزدانش به عنوان موقعیتی است که یک شرکت از تلاش های تحقیق و توسعه یک بنگاه اقتصادی دیگر بدون پرداخت پاداش قابل توجهی که به آن بنگاه اقتصادی بپردازد، بهره می برد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بود.
روش: پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های کاربردی، با روش کیفی بوده که ماهیت اکتشافی دارند. همچنین این پژوهش از نظر هدف بنیادی است که با تحلیل کیفی آمیخته با طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در طرح های تحقیق آمیخته اکتشافی، پژوهشگر درصدد کشفی عمیق درباره موقعیت نامعین می باشد و برای این منظور ابتدا به گردآوری داده های کیفی می پردازد. بنابراین، برای انجام این طرح، در مرحله اول برای شناسایی مؤلفه های سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری، با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه بر مبنای نمونه گیری نظری، ابعاد گوناگون این فرایند شناخته شد. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه، مؤلفه های سرریز دانش استخراج گردید. جامعه مورد مطالعه شامل خبرگان، کارآفرینان و مدیران شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بود. روش نمونه گیری هدفمند بوده و در نهایت براساس اشباع نظری، 12 نفر به عنوان نمونه شرکت کردند. از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کسب توافق لازم، ابعاد، مؤلفه ها، و شاخص های نهایی برای الگوی سر ریز دانش شناسایی و تعیین شد. برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی (روایی صوری و محتوایی کیفی) پژوهش و به منظور اطمینان از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه پژوهشگر، مشارکت کنندگان یا خوانندگان گزارش پژوهش، اقداماتی از قبیل بازبینی توسط اعضاء، بررسی همکار، تجربه و سوابق اساتید راهنما و مشاور، تجربه چندین ساله در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و مدیریت دانش و اطلاعات و مشارکتی بودن پژوهش استفاده شد. برای پایایی نیز از تکنیک محاسبه پایایی بین دو کدگذار (شاخص تکرارپذیری) استفاده گردید.
یافته ها: شرایط علّی سرریز دانش شامل علل سازمانی، فرهنگ ارتباط و همکاری، علل دانشی، فعالیت های نوآورانه، رهبری، پژوهش و توسعه، منابع انسانی، حمایت؛ پیامدهای سرریز دانش شامل افزایش دانش و توانمندی، پیامدهای اقتصادی، پیامدهای عملکردی، گسترش شبکه ها و ارتباطات سازمانی و پیامدهای فناورانه؛ شرایط زمینه ای سرریز دانش شامل زیرساخت ها، توسعه آموزش و یادگیری، ارتقاء توانایی ها و مهارت ها، سرمایه گذاری و تجارت و ارتباطات؛ شرایط مداخله گر سرریز دانش شامل شرایط سیاسی، شرایط فرهنگی و شرایط تعاملی؛ راهبردهای سرریز دانش شامل راهبردهای ارتباطی و تعاملی، توسعه سیستم ها و ساختارها، راهبردهای تجاری و راهبردهای سیاسی می باشند. نتایج دلفی فازی نشان داد که همه مفاهیم مربوط به مدل پارادایمی سرریز دانش دارای آستانه پذیرش بالای 7/0 بوده و مؤلفه های شناسایی شده برای مدل پارادایمی تأیید شد.
نتیجه گیری: در این پژوهش پیامدها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و راهبردهای سرریز دانش در میان شرکت های دانش بنیان نانو و بایو فناوری بررسی شد. منطبق بر یافته ها، فراهم کردن برخی عوامل و شرایط و از بین بردن موانع با استفاده از راهبردهای مناسب، می تواند در ارتقاء سرریز دانش مؤثر باشد و پیامدهای مثبتی را برای شرکت ها و کل جامعه به همراه آورد. سرریز دانش به عنوان نوعی عامل خارجی که باعث نشت غیرارادی و تبادل داوطلبانه دانش از کشورهای توسعه یافته می شود، منبعی برای افزایش بهره وری عوامل تولیدی است و آثار مثبتی به همراه دارد. براساس فرایند سرریز دانش می توان منابع کمیاب و بهترین دانش را پیدا کرد و با در دسترس قرار دادن آن برای همه کارکنان، به آنها کمک کرد تا در دانش جدید و بروز تسلّط پیدا کنند. بنابراین، در شرکت های دانش بنیان، بیش از دیگر سازمان ها، دانش به عنوان مهم ترین دارایی شرکت مطرح است و وقتی به طور مناسب به کار رود، می تواند منجربه توسعه توانمندی کارکنان و بهبود تولید و خدمات گردد. به طوری که سرریز دانش در این شرکت ها، با در اختیار داشتن دانش نیروهای داخلی و خارجی و یکپارچه سازی آن، یادگیری و توانمندسازی فردی و سازمانی را گسترش می دهد و منجربه افزایش نوآوری سازمانی می گردد. سرریز دانش باعث تسریع روند ارتقای فناوری و رشد اقتصادی می شود. یکی از کانال های جذب سرریز دانش، واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای از کشورهای توسعه یافته است که در صورت هدفمند بودن، افزایش تنوع و کیفیت کالاهای واسطه ای و سرمایه ای را به همراه داشته و امکان یادگیری از فناوری و دانش وارداتی را برای شرکت های کشورهای در حال توسعه فراهم می آورد و بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای مورد نظر را درپی خواهد داشت. یافته های این پژوهش برای سیاست گذاران در حوزه های شرکت های دانش بنیان نانو و بیوفناوری از منظر پیاده سازی الگوی پارادایمی سرریز دانش جهت کسب مزیت رقابتی و ارتقای جایگاه خود در سطح بین المللی حائز اهمیت است و می تواند راهنمایی برای مدیران و متخصصان این حوزه قرار گیرد.
ارائه مدلی مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر اساس مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
159 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر اساس مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان است. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور افزایش سرعت و دقت فعالیت های مختلف سازمان ها و در نتیجه بالا بردن بهره وری آن ها، می توان به سمت پیشرفت دانش سازمانی و بالا بردن سطح آگاهی های سازمان و بالا بردن توسعه و خلاقیت سازمان رسید. در واقع، با گردآوری دانش نیاز محیط بیرونی و درونی سازمان با یک مهندس سیستم دانش آیتم های کاربردی می سازد تا در آینده همین آیتم ها به صورت واقعی به اجرا در آیند. نقش پشتیبان فناوری اطلاعات برای مدیریت دانش، پیشرفت قابل توجهی در رفتار هوشمندانه و مبتنی بر دانش سازمان ها و افراد آن ها به وجود خواهد آورد.روش شناسی: نوع پژوهش کاربردی و رویکرد آن کیفی است که با استفاده از نظریه زمینه ای و داده بنیاد انجام شده است. این پژوهش با بهره گیری از رویکردی امیک و تبیین ایدوگرافیک به دنبال عوامل پیش برنده تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) و مهندسی دانش است. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 178 نفر متشکل از مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت های دانش بنیان در سطح ارشد هستند. روش نمونه گیری پژوهش، نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی بوده و جهت گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه باز و ساختارنیافته با صاحبنظران و اهل فن استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل در پژوهش حاضر، روش های تحلیل تماتیک و نظریه زمینه ای است و آزمون های آماری با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی انجام گرفته است.یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش مشخص گردید، عوامل مؤثر بر ارائه مدل مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان شرایط علّی (تغییر و تحولات در نقش دانشگاه ها)، شرایط زمینه ای (ارتقای آکادمیک سیاستگذاری و طراحی مجدد ساختارها- نهادینه کردن)، شرایط مداخله گر (بسترهای آیین نامه ای و قانونی)، فرآیند/تعاملات (شبکه سازی) و پیامدها (دست یابی به مزیت رقابتی) هستند و فناوری اطلاعات به عنوان مهمترین عامل تواناساز فرایند مهندسی دانش با سرعت و دقت بالاست.نتیجه گیری: فقدان سیاست کلی دولت در توسعه فناوری اطلاعات در زمینه مهندسی دانش، نبود بستر مخابراتی جهت تبادل اطلاعات، عدم آشنایی و مهارت کارکنان در استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات به عنوان چالش مهم در به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان های دانشی است. بنابراین، پیشنهاد می شود که دولت ها بسترهای مناسب را فراهم نموده و در جهت ارتقای این فناوری برنامه ریزی نمایند.
نگاشت عناصر داده ای منابع جغرافیایی در مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط در مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا (ال .آر.ام.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمان دهی منابع جغرافیایی به عنوان یکی از انواع منابع غیرکتابی مورداستفاده کاربران کتابخانه ها، از آن روی که اطلاعات دقیق و راهبردی در مورد هر نقطه از جهان ارائه می دهند، بسیار مهم تلقی می شود. در بسیاری از کتابخانه های کشور سازمان دهی منابع جغرافیایی به شیوه کتاب و با قالب مارک ایران انجام می شود، درنتیجه به دلیل عدم برقراری ارتباط میان رکوردهای کتابشناختی، کاربران در جستجو و بازیابی منابع جغرافیایی با چالش مواجه می شوند. ازآنجایی که برقراری ارتباط معنایی میان رکوردهای کتابشناختی در کتابخانه های کشور مستلزم پیاده سازی نظام های فهرست نویسی کتابخانه ای مبتنی بر مدل های مفهومی است که جدیدترین آن ها، مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا (ال.آر.ام.) است، نگاشت رکوردهای کتابشناختی مارک ایران با مدل ال .آر.ام. امری ضروری است. بدین منظور، این پژوهش با هدف تطبیق عناصر داده ای منابع جغرافیایی در قالب مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط در مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا ال.آر.ام. انجام شده است.روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی بود که به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از ابزار سیاهه وارسی مربوط به گزارش نهایی ایفلا ویرایش اوت سال 2017 انجام شده است. در این سیاهه وارسی، ساختار مربوط به 11 موجودیت (در سه سطح) ، 37 ویژگی و 36 رابطه بین آن ها به طور جامع و واضح در قالب جداول جداگانه ارائه شده است.یافته ها: در مطالعه حاضر تمامی عناصر داده ای منابع جغرافیایی در قالب مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط میان آن ها در مدل ال.آر.ام. در یک جدول نگاشت شده است. بدین صورت که ستون های این جدول متشکل از فیلدهای اصلی و فرعی بلوک های مارک ایران مربوط به رکوردهای منابع جغرافیایی برگرفته از نرم افزار رسا و نیز ستون های موجودیت ها، ویژگی ها و روابط منابع جغرافیایی در مدل مرجع کتابخانه ای ایفلا ال.آر.ام. است. با توجه به ساز و کار گسترش پذیری مدل ال.آر.ام.، پنج رابطه جدید (شخص بخشی دارد شخص، اثر خلق شده توسط شخص، شخص معادل است با شخص، اثر خلق شده توسط عامل جمعی و عامل جمعی معادل است با عامل جمعی) توسط پژوهشگران در مدل ال.آر.ام. پیشنهاد و افزوده شده است.نتیجه گیری: چنانچه همه موجودیت ها، ویژگی ها و روابط میان آن ها نظام مند توصیف شود، نگاشت فیلدهای مربوط به منابع جغرافیایی در رکوردهای مارک ایران به مدل ال.آر.ام. موفقیت آمیز خواهد بود. نتایج حاکی از آن است که تمامی عناصر داده ای منابع جغرافیایی در قالب مارک ایران با موجودیت ها، ویژگی ها و روابط میان آن ها در مدل ال.آر.ام. قابلیت انطباق دارند. همچنین نتایج این مطالعه نشانگر بازنمون روابط جدیدی میان موجودیت های مدل ال.آر.ام. است. ازآنجایی که مدل ال.آر.ام. یک مدل مرجع است و قواعد آر.دی.ای. نیز از این مدل به عنوان راهنما بهره می برد، انتقال از قالب یونی مارک به مدل مفهومی ال.آر.ام. می تواند راه حل مناسبی برای سازمان دهی منابع جغرافیایی با استفاده از استانداردهای نوین باشد.
هستی شناسی؛ بهبود خدمات اطلاع رسانی در آرشیو صدا و سیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
43 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شناخت رابطه بین دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما و توانایی های اطلاع رسانی آنان به همراه ارائه الگوی هستی شناسی آرشیو صداوسیما است. این پژوهش، کاربردی و ازنظر نوع پژوهش ترکیبی متوالی (کیفی-کمی)، ازنظر روش پژوهش، آمیخته[1] است. گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه و پرسشنامه بود. ابتدا در مطالعه دلفی از طریق مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران در حوزه آرشیو که تعداد افراد در مطالعه دلفی 10 نفر بود، مؤلفه های اصلی تهیه شد و پرسشنامه محقق ساخته بین آرشیویست های صداوسیما مستقر در تهران که تعداد آن ها 120 نفر بود به صورت سرشماری توزیع شد. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از دو روش کیفی (مطالعه دلفی) و کمی (پرسشنامه) استفاده شده است. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون کولموگراف اسمیرنوف، جهت نرمال بودن داده ها و تحلیل داده ها از آزمون t (همبستگی)، از نرم افزار لیزرل[2]، برای ارائه الگوی هستی شناسی از نرم افزار پورتژه[3] استفاده شده است. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده از فن مدل یابی معادلات ساختاری آزمون شده است. KMO یا آزمون مشخصه کایزر- مایر- اولکین یک معیار ارزیابی است که در تحلیل عاملی و تحلیل مؤلفه ها برای ارزیابی مناسبی داده ها و استفاده از مدل های عاملی استفاده می شود. این آزمون به اندازه گیری این موضوع می پردازد که آیا داده ها مناسب هستند تا از روش های تحلیل عاملی استفاده شود یا خیر. KMO یک اندازه گیر از میزان مشابهت بین متغیرها در داده ها است. مقادیر KMO بین 0 و 1 قرار دارند. اگر مقدار KMO نزدیک به 1 باشد (به عنوان مثال 8/0 یا بالاتر)، این نشان دهنده این است که داده ها به خوبی برای تحلیل عاملی مناسب هستند. نتایج حاصل از پژوهش تائید کننده این نظر هست که آرشیویست با دایره واژگانی غنی می تواند در اطلاع رسانی به کمک هستی شناسی آرشیو، بهینه و مفید باشد. هستی شناسی پیشنهادی حاصل تبدیل مفاهیم حوزه برنامه های صداوسیما که در آرشیوهای آن موجود است در چهار مرحله: گردآوری مفاهیم، کشف و تعیین روابط میان مفاهیم، ایجاد کاربرگه برای هر مفهوم و پیاده سازی هستی شناسی در محیط پروتژه انجام پذیرفت. این الگوی پیشنهادی می تواند برای تولید هستی شناسی آرشیو صداوسیما مفید واقع شود. میانگین دایره واژگانی غنی در بین پاسخگویان برابر با 01/4 و حداقل و حداکثر آن 3 و 5 است بنابراین میانگین دایره واژگانی غنی در حد متوسط به بالا است که نشان دهنده این است که آرشیویست با دایره واژگانی غنی به کمک هستی شناسی آرشیو، می تواند منابع اطلاعاتی مرتبط با نیاز اطلاعاتی مراجعان به آرشیو های صداوسیما را در اختیار آنان قرار دهد. همچنین میانگین متغیر کیفیت اطلاع رسانی آرشیویست های صداوسیما در بین پاسخگویان برابر با 89/3 و حداقل و حداکثر آن92/2 و 72/4 است؛ بنابراین میانگین متغیر کیفیت اطلاع رسانی آرشیویست ها در حد متوسط به بالا است و با هستی شناسی آرشیو، کیفیت اطلاع رسانی بهتر خواهد شد. رابطه مثبت و معنی داری بین هستی شناسی و دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما برای اطلاع رسانی وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش این متغیر میزان استفاده بهینه از دایره واژگانی و اطلاع رسانی بهینه آرشیویست های صداوسیما نیز افزایش می یابد. ارائه اطلاعات مفید در کمترین زمان، قابل توجه است و آرشیویست های صداوسیما توانایی ارائه اطلاعات متناسب با نیاز اطلاعاتی مراجعین را دارند. آموزش استفاده از ابزارهای بازیابی اطلاعات، هستی شناسی و به کارگیری تجربیات حرفه ای آرشیویست ها، کیفیت اطلاع رسانی را بهتر می کند. [1]. Mix methode[2]. lisrer[3]. protege
بررسی وضعیت استفاده کتابداران و کاربران کتابخانه های عمومی از شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش کشف وضعیت استفاده کتابداران و کاربران کتابخانه های عمومی از شبکه های اجتماعی مجازی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع و روش شناسی، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش کتابداران و کاربران استفاده کننده از شبکه های اجتماعی اینستاگرام و بله در نهاد کتابخانه های عمومی هستند. تعداد 204 نمونه از جامعه کتابداران و 81 نمونه نیز از جامعه کاربران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه بود. یافته ها: بین قالب اطلاعات (نحوه نمایش اطلاعات) ارایه شده و میزان تعامل کاربران و کتابداران (پسند کردن، نظر دادن و...) با صفحات مجازی شبکه های اجتماعی نهاد کتابخانه های عمومی کشور رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از نظر میزان تعامل کتابداران و کاربران با صفحات شبکه های اجتماعی مشخص شد که کتابداران با توجه به وجود رابطه استخدامی و لزوم تولید محتوا در صفحات مذکور به عنوان بخشی از وظایف محوله، ارتباط و تعامل بیشتری نسبت به کاربران دارند. همچنین از نظر کتابداران، استفاده از اطلاعات مرتبط موجود در صفحات شبکه های اجتماعی در عملکرد سازمانی آنها مؤثر است. با توجه به اینکه پلتفرم های خارجی مانند اینستاگرام در کشور گاه با محدودیت های قانونی مواجه می شوند، پیشنهاد می شود پلتفرم های داخلی با ارتقای خدمات خود از نظر فنی، باعث افزایش گرایش کاربران به استفاده از آنها شوند. اصالت/ارزش: مهم ترین نتیجه پژوهش این است که کتابخانه های عمومی اقدام به فعالیت در شبکه های اجتماعی کرده اند و این اقدام فعلاً در سطح وظیفه سازمانی مانده است و این کتابخانه ها هنوز نتوانسته اند به جذب کاربران و تعامل مناسب با آنها در این شبکه های اجتماعی بپردازند. لازم است کتابخانه های عمومی برای حذب و تعامل بیشتر با کاربران در این شبکه ها اقدام و برنامه ریزی کنند.
طراحی یک هستی شناسی برای ادبیات کودکان و نوجوانان بر مبنای اصطلاحنامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (اصکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد بسیاری استفاده از اصطلاحنامه های قبلی به عنوان دانش پایه و مبنایی برای تعیین روابط سلسله مراتبی برای ساخت هستی شناسی بسیار موثر خواهند بود. مفاهیم و ویژگی های بعدی و غنا بخشی به اصطلاحات به واسطه مطالعه متون مرتبط حاصل خواهد شد. هدف اصلی این پژوهش ارائه یک هستی شناسی جهت تبیین درست روابط، ویژگی ها و مفاهیم موجود در ادبیات کودک و نوجوان و دسترسی پذیری هرچه بهتر متون مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان است. وجود چنین منبعی باعث پربارتر شدن ادبیات کودک و نوجوان آن چنان که در ایران در جریان است خواهد شد. در این پژوهش اصطلاحنامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که جامع ترین اصطلاحنامه در زمینه کودک و نوجوان است، به عنوان نقطه شروع ساخت هستی شناسی استفاده شد. این پژوهش به روش مت آنتولوژی که روش قابل قبول و پیشنهاد شده از سوی متخصصان این حوزه است در یازده مرحله انجام شد. ابزار مورد استفاده نرم افزار پروتژه (نسخه 5.5) بود. یافته ها نشان دادند که این حوزه دارای 11 رده اصلی (آموزش و پرورش، ادبیات، ارتباطات، جامعه شناسی، دانش شناسی و علم اطلاعات، دین، روانشناسی، زبانشناسی، فلسفه، فناوری و علوم تجربی و هنر و فرهنگ) است. هریک از این رده ها به چندین کلاس فرعی تقسیم می شوند. گسترده بودن تعداد رده های اصلی مربوط به حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان را می توان چنین برداشت کرد که هدف اصلی ادبیات کودک و نوجوان تنها سرگرم کردن نیست بلکه هدف آموزش و پرورش و آشناسازی او با مسائل مختلف زندگی را نیز در پی دارد. در نهایت 29 رابطه نوع شی و 23 رابطه نوع داده و پنج رابطه تفسیری برای اصطلاحات تعریف شد. همچنین 950 نمونه یا مثال به هستی شناسی اضافه شد. به جهت زیاد بودن آثار ادبی در گروه کودکان و نوجوانان نمونه های زیادی برای هر یک از کلاس ها قابل ذکر بود که این موضوع از جمله نقاط قوت این هستی شناسی به حساب می آید. این هستی شناسی با برخورداری از مجموعه کاملی از اصطلاحات و مفاهیم و روابط معنایی که با نمونه های مختلف برای هر یک از انواع ادبی همراه شده است، برای نویسندگان، کتابداران و سایر فعالان در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان بسیار کارآمد و سودمند خواهد بود.
نیازهای اطلاعاتی و انتظارات جامعه آذری ساکن در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد به کشف نیازهای اطلاعاتی و انتظارات جامعه آذری ساکن در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از کتابخانه های عمومی بپردازد. روش: این پژوهش با رویکرد کمّی و به روش پیمایش با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران، کاربران و غیرکاربران کتابخانه های عمومی در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و خوشه ای انتخاب شدند. روایی محتوایی و صوری پرسشنامه از سوی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و علوم اجتماعی تأیید شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آزمون-بازآزمون استفاده شد. بازه زمانی انجام پژوهش سال های 1399-1400 بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخ به سؤالات پژوهش از آماره های فراوانی، میانگین و آزمون کروسکال والیس استفاده شد. یافته ها: شبکه های اجتماعی مهم ترین منبع کسب اطلاعات در گروه کاربران و غیرکاربران بودند. موضوعات مورد علاقه شرکت کنندگان به ترتیب روانشناسی، مهارت های زندگی و آموزش زبان بودند و آنها منابع اطلاعاتی غیردرسی و سرگرمی را به دو زبان فارسی و ترکی آذری ترجیح می دهند. مهم ترین نکته در ارتباط با کمیت و کیفیت منابع اطلاعاتی توجه ناکافی به منابع مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری بود. آنها توجه به منابع اطلاعاتی مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری را ضروری می دانند. در زمینه شناسایی نیازهای آموزشی، آموزش مهارت های عمومی زندگی مهم ترین نیاز آموزشی شناسایی شده توسط جامعه مورد مطالعه بود. از دیدگاه کاربران، داستان سرایی به زبان ملی؛ از دیدگاه غیرکاربران، ارائه اطلاعات کاریابی؛ و از دیدگاه کتابداران، برگزاری برنامه های فرهنگی-هنری از مهم ترین نیازهای فرهنگی-اجتماعی کتابخانه های عمومی استان های مورد مطالعه محسوب می شود. اصالت/ارزش: جامعه مورد مطالعه طیف وسیعی از نیازهای اطلاعاتی، آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و خدماتی را داشتند. آنها بر لزوم توجه بیشتر به منابع مربوط به فرهنگ و زبان جامعه آذری تأکید داشتند. کتابخانه های عمومی باید خدمات و منابع متناسب با نیازها و انتظارات خاص جامعه آذری را طراحی و ارائه کنند. بدین طریق هم به حفظ میراث و فرهنگ اقوام کمک می کنند و هم موجبات مراجعه و استفاده بیشتر از کتابخانه های عمومی را در استان های مورد مطالعه فراهم می سازند.
اهمیت نقاط دستیابی به منابع اطلاعاتی دیجیتال از دیدگاه پژوهشگران علوم انسانی: مطالعه موردی اعضای هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش مطالعه و شناسایی میزان اهمیت نقاط دستیابی به منابع اطلاعاتی دیجیتال از دیدگاه پژوهشگران علوم انسانی است. روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی است. برای گردآوری داده های موردنیاز از پرسش نامه محقق ساخته با پایایی 894/0 استفاده شده است. جامعه پژوهش کل اعضای هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (138 نفر) بوده است که پرسش نامه میان همگی توزیع شد و نمونه گیری صورت نگرفت. یافته ها نشان داد که مهم ترین نقاط دستیابی که از سوی پژوهشگران علوم انسانی برای بیشتر گونه های منابع دیجیتال انتخاب شدند، عنوان، پدیدآور و موضوع بودند، البته با مطالعه یافته ها برای هر نوع منبع اطلاعاتی دیجیتال می توان به مواردی دست یافت که برای آن دسته از منابع اطلاعاتی دیجیتال مهم شناخته شدند. از میان فیلدهای خاص دیجیتال سازی، موارد فرمت و حجم منابع از اهمیت بالاتری برخوردار بودند. نتایج پژوهش حاکی از این است که بیشتر نقاط دستیابی و فیلدهای بازیابی انواع منابع اطلاعاتی دیجیتال از دیدگاه پژوهشگران علوم انسانی حائز اهمیت هستند و آگاهی از این دیدگاه و بهره گیری از آن می تواند برای کتابداران، فهرست نویسان اجتماعی، طراحان نرم افزارهای اطلاع رسانی و پایگاه های اطلاعاتی، و مدیران وب سایت ها علمی- پژوهشی مفید و مؤثر باشد.
تحلیل و ترسیم شبکه مفهومی پژوهش های حوزه مرجعیت علمی در ایران: تحلیل هم واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرجعیت علمی یکی از مفاهیم اساسی در علم و از جمله سیاست های کلان نظام کشور در گفتمان پیشرفت علمی ایران است. از دهه هشتاد به دنبال مطرح شدن ادبیات «مرجعیت علمی» در جامعه علمی ایران، پژوهش های زیادی در تبیین و ابعاد نظری، کاربردی، علمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن در فرمت های مختلف و در مجامع داخلی و بین المللی انجام شده است. هدف از این پژوهش تحلیل ساختار مفهومی دانش مرجعیت علمی در ایران است. پژوهش حاضر بر اساس رویکرد علم سنجی با روش های تحلیل هم واژگانی، خوشه بندی اطلاعات و تحلیل شبکه اجتماعی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه مدارک علمی اعم از مقاله های فارسی، کتاب ها، پایان نامه های تحصیلی و پروژه های تحقیقاتی از ابتدا تا دی ماه 1402 می باشد. یافته های مربوط به تحلیل هم واژگانی نشان داد، بیش از 241 مفهوم یا کلیدواژه در این حوزه مطرح شده و مفهوم «مرجعیت علمی» به طور خاص با بالاترین فراوانی، مفاهیم: «اهل بیت (ع)، قرآن کریم ،کسب یا دستیابی به مرجعیت، دانشگاه علوم پزشکی، دانشگاه ها دیدگاه رهبری و آموزش عالی» بیشترین فراوانی را در بین کلیه مفاهیم داشته اند. علاوه بر آن، زوج های مفهومی"مرجعیت علمی- اهل بیت (ع)، مرجعیت علمی- قرآن، مرجعیت علمی– دیدگاه رهبری، مرجعیت علمی- دستیابی و مرجعیت علمی- دانشگاه ها" بیشترین هم رخدادی با هم بر قرار کرده اند. همچنین 30 مفهوم مانند: "بومی سازی علم، پویایی علمی، نشاط علمی، سرمایه علمی، مرجع علمی، پژوهش تمدن ساز، اقتدار علمی، علم گرایی، جریان علمی، کرسی ترویجی، مرزهای دانش، میراث علمی، سرآمدان علم..." به عنوان مفاهیم نوظهور در پژوهش ها شناسایی شدند. نتایج مربوط به خوشه بندی نشان داد دانش این حوزه در ایران از 13 خوشه اصلی تشکیل شده است. ترسیم نقشه های مفهومی حوزه دانش مرجعیت علمی نشان داد شبکه شکل گرفته مفاهیم دارای گسستگی است و مفاهیم آن کمتر با هم ارتباط برقرار کرده اند. با توجه به عدد تراکم شبکه (0268/0)، نمی توان گفت شبکه مفهومی متراکمی دارد. با توجه مفاهیم بدست آمده از پژوهش های انجام شده در حوزه مرجعیت علمی، این حوزه در ایران هنوز جوان است و دایره گستره کاربردی آن در سایر حوزه ها کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است. اما بعد از مطرح شدن آن توسط مقام معظم رهبری، در سال های اخیر پژوهش های مرتبط با آن رشد داشته است؛ ولی دامنه آن گسترده نیست. این وضعیت در نقشه های بدست آمده به خوبی مشهود است. بیشتر مفاهیم بدست آمده در محور تبیین و تعاریف بعد نظری مرجعیت علمی بوده است. در مجموع این پژوهش تصویر کلانی مفهومی از حوزه مرجعیت علمی را ارائه داد.
تحلیل و مصورسازی آثار علمی جهان در حوزه کسب و کارهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تولیدات علمی حوزه کسب و کار دیجیتال در پایگاه استنادی وب آو ساینس بود.
روش: این مطالعه به صورت کاربردی و با رویکرد کمّی، با بهره گیری از شاخص های علم سنجی و تحلیل شبکه هم رخدادی واژگان، تولیدات علمی حوزه کسب وکار دیجیتال را بین سال های 1985 تا 2022 در پایگاه استنادی وب آو ساینس بررسی کرده است. نتایج حاصل از جستجوی موضوعی در بخش جستجوی پیشرفته پایگاه وب آو ساینس به منظور حذف موارد غیرمرتبط و همپوشانی ها، ابتدا در فرمت اکسل ذخیره سازی شدند. سپس بار دیگر جستجو انجام شده و با غیرفعال کردن نتایج نامرتبط و همپوشانی ها، نتایج جستجوی حاصل در فرمت پلین تکس از پایگاه استنادی وب آو ساینس خروجی گرفته شد. به منظور یکدست سازی نتایج حاصل از بررسی، از نرم افزار بیب اکسل استفاده شد. نرم افزارهای یو.سی.آی.نت، و ویس ویوور نیز برای ترسیم نقشه های علمی و تعیین چگالی مورد استفاده قرار گرفتند. در نهایت جامعه آماری پژوهش 1076 مقاله نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس در زمینه کسب وکار دیجیتال تعیین شد.
یافته ها: در طول 37 سال اخیر، بین سال های 1985 تا 2005 میزان انتشار آثار علمی زیر 5 مورد بوده و اولین جهش تولیدات علمی به سال 2007 با انتشار 42 اثر برمی گردد. روند تولیدات علمی به طور کلی رو به رشد بوده است. سال 2022 با انتشار 182 اثر علمی، سال رونق علمی این دانش در جهان محسوب می شود. سال 2021 با انتشار 165 اثر و سال 2020 با 136 اثر و سال 2019 با 126 اثر جزو پرتولیدترین سال های انتشار آثار علمی در حوزه کسب وکار دیجیتال معرفی شدند. بنابراین، می توان گفت که حوزه کسب وکار دیجیتال در جهان بیش از پیش پر اهمیت شده و در کانون توجه تحقیقات پژوهشگران قرار گرفته است. نتایج بررسی پربسامدترین موضوعات حوزه کسب وکارهای دیجیتال نشان داد که اندیشمندان اقتصاد بازرگانی، علوم رایانه و فنی و مهندسی، کتابداری (علم اطلاعات) و مخابرات توجه ویژه ای به این حوزه داشته اند. با بررسی نقشه علمی موضوعی کسب وکار دیجیتال مشخص گردید که نقشه از 5 خوشه که به ترتیب خوشه اول با 27 کلیدواژه، خوشه دوم با 20 کلیدواژه، سومین خوشه با 17کلیدواژه، چهارمین خوشه با 16 کلیدواژه و پنجمین خوشه با 13 کلیدواژه دربردانده 93 موضوع کلیدی در حوزه کسب وکار دیجیتال هستند. بنابراین، نقشه علمی کسب وکار دیجیتال از انسجام خوب موضوعی برخوردار بوده و رویت پذیری مناسبی دارد و ساختار شبکه هم رخدادی واژگان حوزه کسب وکارهای دیجیتال از پیوستگی زیادی برخوردار است.
نتیجه گیری: نقشه چگالی موضوعی که با نرم افزار ویس ویوور ترسیم شد، نشان می دهد که نوآوری، موضوع داغ پژوهش در این حوزه است، موضوعات تحول دیجیتال، کسب وکار دیجیتال و دیجیتالی شدن، در نقشه به عنوان موضوعات هسته در حوزه پژوهش در کسب و کار دیجیتال شناخته شدند. سایر موضوعات مدل تجاری، فناوری اطلاعات، استراتژی کسب وکار دیجیتال، داده های کلان، مدل های کسب وکار دیجیتال، اکوسیستم کسب وکار دیجیتال و اینترنت نیز جز موضوعات نزدیک به هسته حوزه کسب وکار دیجیتال تشخیص داده شدند. بنابراین، نقشه چگالی حاصل موفق شد حوزه های داغ پژوهشی را که مورد تاکید پژوهشگران است، معرفی نماید. تحلیل خوشه های موضوعی، بهره گیری از فناوری های دیجیتال ازجمله اینترنت اشیاء، بلاکچین و پلتفرم های دیجیتال را در اکوسیستم کسب وکار ضروری دانسته و نقش آنها را در آینده زیست بوم کسب وکار دیجیتال مهم می داند. نمودار راهبردی حاصل از پژوهش نشان داد خوشه تحول کسب وکار دیجیتال به بلوغ رسیده است. خوشه های تجارت الکترونیک و اینترنت اشیاء توسعه یافته، اما مجزا هستند. استراتژی کسب وکار دیجیتال در بخش خوشه های حاشیه ای (رو به رشد)، و در نهایت خوشه تحول دیجیتال در بخش خوشه های مرکزی، اما توسعه نیافته قرار دارد. بنابراین، می توان گفت که انجام پژوهش در زمینه این موضوعات ضرورت دارد. این پژوهش می تواند اطلاعات مهمی پیرامون روند تولید دانش در حوزه کسب وکارهای دیجیتال برای پژوهشگران، تصمیم گیران و صنعتگران ارائه نماید. با تحلیل و مصورسازی آثار علمی کسب وکار دیجیتال نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس، این امکان میسر شد تا موضوعات مورد علاقه اندیشمندان کسب وکار دیجیتال که بیشتر مورد توجه بوده و تولید آثار علمی بیشتری را به خود اختصاص داده اند، شناسایی و موضوعات نوظهور و در حال رشد تشخیص داده شوند.
سازوکاری برای مدیریت زمان و افزایش دقت اطلاعات هنگام استفاده از کتابخانه سلنیوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
199 - 225
حوزههای تخصصی:
امروزه داده ها به عنوان یکی از دارایی های ارزشمند سازمان ها و صنایع مختلف، نقش مهمی را در توسعه و پیشرفت کسب وکارها ایفا می کنند. درواقع هر سازمانی برای جمع آوری داده های خود از منابع مختلفی استفاده می کند که یکی از این منابع بستر وب است که در آن روزانه داده های زیادی توسط کاربران مختلف و یا حتی ربات ها در سراسر جهان تولید و منتشر می شود. جمع آوری و تحلیل چنین داده هایی، می تواند اطلاعات مفیدی را برای سازمان فراهم نماید. به همین منظور طی دهه های گذشته ابزارهای مختلفی توسعه یافته اند که به برداشت اطلاعات از بستر وب کمک شایانی نموده اند که ازجمله آن ها می توان به کتابخانه های ریکوئست، سلنیوم، اسکرپی، سوپ زیبا و ... در زبان برنامه نویسی پایتون اشاره نمود. بااین حال، هر یک از این کتابخانه ها با چالش هایی مواجه هستند. ما در این مقاله با مطالعه کتابخانه سلنیوم و با توجه به وجود چالش های متعدد در آن، راه حلی را برای مدیریت زمان و بهبود چالش نامتقارن بودن آن ارائه نموده ایم. آزمایش های ما نشان می دهد که استفاده از راه حل پیشنهادی، دقت اطلاعات برداشت شده از بستر وب را افزایش و درنتیجه چالش نامتقارن بودن را بهبود می دهد و همچنین زمان برداشت اطلاعات از بستر وب را نیز کاهش می دهد.
هستان نگاری فراداده ای پایان نامه ها: طراحی یک الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هستان نگاری فراداده ای پایان نامه ها با استفاده از SPAR (مجموعه هستان نگاری های طراحی شده به منظور انتشار و ارجاع دهی معنایی) برای بازنمون معنایی آن ها بوده است.روش : پژوهش از نوع کاربردی است و در آن از دو روش تحلیل محتوا و انطباق و ابزار پژوهش مشاهده و سیاهه وارسی، استفاده شده است. جامعه پژوهش تعداد 69 پایان نامه و رساله با موضوع سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در سه پایگاه (سامانه منابع دیجیتال، نرم افزار رسا و پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) هستند و فراداده های آن ها از طریق انطباق با یکدیگر، اصلاح و تکمیل شدند. از سوی دیگر، با تحلیل موجودیت های هر یک از هستان نگاری های SPAR و افزودن موجودیت های دیگر توسط پژوهشگر، سیاهه نهایی به تفکیک کلاس ها، روابط (ویژگی ها) و اعضا (نمونه ها) تشکیل و با ورود آن ها به نرم افزار Protégé نسخه 5/5، الگوی هستان نگاری فراداده ای آن ها ترسیم شد.یافته ها: بررسی ها کاستی هایی را در وجود چهار عنصر مهم فراداده ای (موضوع، راهنما، مشاور و چکیده) در رسا و کتابخانه دیجیتال مشخص کرد. در میان 18 هستان نگاری SPAR بیشترین موجودیت به ترتیب از FaBiO، FRAPO و CiTO انتخاب شد. همه موجودیت های BiDO، BiRO، C4O، Fivestar، FR، FRBR، PO، PRO، PSO و PWO برای پایان نامه ها مناسب تشخیص داده شد. 195 عضو از 6 هستان نگاری SPAR، 292 عضو با برچسب MdTDs از اطلاعات پایان نامه ها و ۱۰۰ عضو با برچسب SUNMdTDs توسط پژوهشگر انتخاب و وارد نرم افزار شد. سیاهه نهایی شامل 1558 موجودیت شد که به تفکیک کلاس، روابط (شیء، داده و توضیحی) و نمونه یا عضو به همراه توصیف و تعریف هر یک از موجودیت ها به بخش های مربوط در نرم افزار انتخابی با در نظر داشتن روابط سلسله مراتبی و تعیین قیود برای کلاس ها و تعیین دامنه و بُرد برای روابط یا ویژگی ها وارد شد. درنهایت گراف RDF با استفاده از پلاگین گرافیکی OntoGraf ترسیم و الگوی نهایی MdOntTDs تدوین شد. سه نوع فراداده جدید پیشنهاد شد: 1) موضوع: علاوه بر کلیدواژه های پایان نامه ها، موضوعات آن ها تا سه سطح دسته بندی و براساس رابطه hasSubject و isSubjectOf به پایان نامه ها متصل شد. 2) روش پژوهش، با خواندن چکیده و گاه متن هر پایان نامه استخراج شد و با استفاده از رابطه های hasMethod و usedIn به پایان نامه مربوط پیوند خورد. 3) مقاله های برگرفته از پایان نامه ها نیز تا جای ممکن جستجو و با رابطه hasJournalArticle و journalArticleOf به پایان نامه وصل شد.نتیجه گیری: الگوی حاصل در صورت پیاده سازی، می تواند بر موانع بازیابی مانند محدودیت جستجوی کلیدواژه ای، مشکل پیوند و اشتراک داده ها در وب و فقدان یکدستی داده ها فائق آید. در نرم افزار این پژوهش ارتباطات هر کلاس و نمونه های مربوط به آن به صورت شبکه ای سلسله مراتبی در قالب سه گانه های RDF به وضوح قابل رؤیت است و ارتباط میان موجودیت ها با افزایش نقاط دسترسی، جستجوهای معنایی عمیق تری را نوید می دهد. با تمام این ها در حال حاضر به سبب نبود یا کمبود اطلاعات برچسبی و پیوندی، استفاده بخشی از موجودیت های انتخاب شده در این مقاله مقدور نیست.