فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
جایگاه پی بست های ضمیری در فارسی باستان و میانه تا حدودی ثابت بوده است و آنها در جایگاه واکرناگل، یا جایگاه دوم، یعنی پس از اولین واژه، در جمله ظاهر می شدند. این پی بست ها در اکثر زبان های ایرانی دچار تحول شده و از حیث نقش و جایگاه تغییر کرده اند. در این مقاله توزیع و نقش های مختلف پی بست های ضمیری در گویش رایجی، یا گویش آران و بیدگل، از زبان های ایرانی نو شمال غربی، بررسی شده است و در ضمن مقایسه ای هم با کاربرد این واژه بست ها در برخی دیگر از زبان های ایرانی شده است. این پی بست ها در رایجی در نقش نشانه فاعل متعدی در زمان گذشته، ضمیر ملکی، مفعول مستقیم و غیرمستقیم و متمم حروف اضافه به کار می روند. در رایجی این واژه بست ها دیگر در جایگاه واکرناگل به کار نمی روند و از این حیث با زبان های ایرانی باستان و میانه متفاوت اند. این پی بست ها در اشاره به فاعل منطقی جمله در زمان گذشته به صورت شناور می توانند به سازه های مختلفی قبل از فعل اضافه شوند. این واژه بست ها در نقش های دیگر به هسته خود اضافه می شوند.
ریشه شناسی واژه هایی از گویش بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بختیاری از گویش های جنوب غربی ایران است و به همراه دیگر گویش های لری و فارسی، بازمانده فارسی میانه است که خود بازمانده فارسی باستان است. در این مقاله 44 واژه از گویش بختیاری ریشه شناسی شده است. در مورد هر واژه، نخست بر پایه شواهد موجود در خود گویش، ساخت اشتقاقی واژه و دگرگونی های آوایی انجام گرفته بر روی آن توضیح داده شده، سپس بر پایه برابر یا هم ریشه واژه در دیگر گویش ها و زبان های ایرانی و نیز زبان های هندواروپایی، به ریشه شناسی واژه و بازسازی صورت ایرانی باستان و هندواروپایی آغازین آن پرداخته شده است. واژه ها با تلفظ رایجشان در بختیاری گونه کوهرنگ آورده شده اند.
تأثیر ارائه مشارکتی و غیرمشارکتی بصورت انبوه و توزیع شده در درک و تولید هم نشین های واژگانی (The Effects of Collaborative Versus Non-collaborative Massed and Distributed Presentation on the Comprehension and Production of Lexical Collocations)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی تاثیر ارائه مشارکتی و غیرمشارکتی انبوه و توزیع شده همنشین های واژگانی، تعداد 105 دانشجوی مورد تحقیق به 4 گرو تقسیم شدند. هر یک از گروهها به روش متفاوتی مورد تدریس قرار گرفتند. در پایان دوره آموزش، آزمونهای درک و تولید واژگانی از دانشجویان گرفته شد. به منظور مقایسه عملکرد فراگیران در درک همنشین های واژگانی از فرایند تحلیل واریانس دو طرفه استفاده شد. نتایج نشان داد نه شیوه تدریس و نه نوع ارائه تاثیر معنی داری در درک همنشین ها ندارند. فرایند تحلیل واریانس دو طرفه دیگری برای بررسی عملکرد فراگیران در آزمون تولیدی مورد استفاده قرار گرفت. نتیجه این بررسی نیز نشان داد هیچ یک از دو فاکتور موردنظر به تنهایی تاثیر معنی داری در تولید همنشین ها ندارند ولی تاثیر تعاملی آنها به لحاظ آماری معنی دار است. نتایج این تحقیق می تواند برای فراگیران و مدرسان زبان انگلیسی کاربردهای تئوری و عملی داشته باشد.
چشم انداز آموزش زبان فارسی به غیر ایرانیان از منظر برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
تجربه نشان داده است که غفلت از برنامه درسی و نحوه طراحی آن به معنای عدم توجه جدی به محتوا، اهداف یادگیری، اهداف رفتاری، نحوه آموزش و شیوه ارزشیابی برنامه زبان آموزی است. هدف این مقاله توجه دادن متخصصان زبان فارسی به اهمیت برنامه درسی در چشم انداز آموزش زبان فارسی به غیر ایرانیان است. از مهم ترین ویژگی های یک کتاب مناسب آموزش زبان داشتن نظریه زبانی و نظریه یادگیری و توجه به تفاوت های زبان آموزان و اهداف و نیازهای آنهاست. سؤال مقاله حاضر این است که فرآیند تدوین کتاب های آموزشِ زبان فارسی به غیرایرانیان، تا چه حد از اسلوب علمی طراحی برنامه درسی تبعیت می کند. برای این منظور در بخش مبانی نظری، تفاوت بین روش تدریس و طراحی برنامه درسی نشان داده شده و روش های تدریس و برنامه های درسی بر پایه نظریه های زبانی توصیف شده است. سپس سیر تکوین برنامه های درسی و جهت گیری های غالب در این زمینه و در نهایت نحوه بازنمایی این سیر تکوینی در کتاب های آموزش زبان فارسی به غیرایرانیان مورد بحث قرار گرفته است. در بخش پایانی مقاله نیز ضمن برشمردن عوامل مؤثر در طراحی برنامه درسی مناسب چند پیشنهاد کاربردی برای بسامان کردن فرآیند تدوین منابع آموزش زبان فارسی به غیر ایرانیان ارائه شده است.
ساخت های معرفه ساز در لری بویراحمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لری بویراحمدی از گویش های جنوب غربی اییاری و لری لرستانی سه گونه اصلی از گویش های لرییل می دهند. بویراحمدی ساخت های متنوع و جالبی برای معرفه ین مقاله ساخت های معرفه ساز در لری بویراحمدی بررسی شده و با برابر آنها در دیگر گونه های لری و نیز برخی از گویش های ایرانی، به ویژه گویش های حوزهی از این ساخت ها را دارند، مقایسه شده است. داده های بویراحمدیِ این تحقیق به صورت ضبط گفتار و ثبت آوانگاری گفتار دوازده نفر از گویشوران بویراحمدی از شهرستان مارگون و روستاهاییلویه و بویراحمد در تابستان 1387 گردآوری شده است. نتایج نشان می لری بویراحمدی چهار ساختِ مختلفِ معرفه ساز دارد: پسوندهاییه دار [–ku:] و [–u:]یبی از صفت های اشاره [u:] «آن» و [i:] «این» به همراه پسوندهاییه دار [–vo] ، [–yo] و [–ho] برای معرفه ی روند. یه دارِ [–i:] نیز برای معرفه ی قیدهای زمان استفاده می شود.
بررسی و توصیف ساخت آوایی در گویش علیمیرزایی سرخس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی توصیفی و همزمانی ویژگی های آوایی مشترک موجود در گونه های زبانی رایج در 20 منطقه از شهرستان سرخس صورت گرفته است. از این تعداد، مناطقی که شامل فرآیند های آوایی مورد نظر هستند ذکر شده است. همچنین داده هایی که در بررسی استفاده شده اند شامل 100 صورت زبانی است. داده های مورد بررسی به صورت مصاحبه و ضبط صدا گردآوری شده است. گویشوران اکثراً مردان سالخورده، کشاورز یا دامدار، کاسب و کم سواد یا بیسواد بودند که تمام عمر خود را در روستاها گذرانده اند. فرایندهای واجی مشاهده شده در گونه های مورد بررسی بدین ترتیب است: 1- همگونی همخوانی و واکه ای و دگرگونی واکه ای؛ 2- افزایش واکه پایانی؛ 3- حذف همخوان پایانی؛ 4- تبدیل واکه /e/، /o/، / i/ در هجای اولیه به واکه /a/. از نتایج دیگر این تحقیق وجود سه واجگونه /s/، /ż/، /q/ است که به آنها اشاره شده است.
تفاوت های بین فرهنگی و انتقال منظورشناختی در کنش گفتاری رد کردن در انگلیسی و فارسی (Cross-Cultural Differences and Pragmatic Transfer in English and Persian Refusals)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر تفاوت های بین فرهنگی فراوانی قواعد معنایی در انجام کنش گفتاری رد کردن درخواست بین فارسی زبانان و انگلیسی زبانان را بررسی می کند. همچنین این مسئله مورد بررسی قرار گرفت که آیا زبان آموزان ایرانی که انگلیسی را به عنوان زبان دوم یاد می گیرند راهکارهای رد کردن در زبان اول خود را به زبان دوم انتقال می دهند یا نه و آیا رابطه ای بین سطح مهارت آنها و انتقال این راهکارها وجود دارد. بدین منظور،66 بومی زبان فارسی و 59 بومی زبان انگلیسی از هر دو جنسیت به ترتیب نسخه های فارسی و انگلیسی از یک پرسشنامه تکمیل گفتمان را پر کردند. از آزمون تعین ســطح آکسفورد (OPT) برای تشکیل دو گــروه 61 نــفری از زبان آموزان سطح بالا و 81 نفری از زبان آموزان سطح پائین ایرانی استفاده شد. این دو گروه پرسشنامه انگلیسی تکمیل گفتمان را تکمیل کــردند. راهکارهای رد کردن درخواست که شرکت کنندگان در این تحقیق از آن استفاده کردند به قواعد معنایی تبدیل شدند و سرانجام به سه دسته مستقیم، غیرمستقیم و راهکارهایی که به ردکردن ضمیمه می شوند، طبقه بندی شدند. نتایج تحقیق تفاوت معناداری در کاربرد راهکارهای مستقیم رد کردن بین انگلیسی و فارسی نشان نداد. بر خلاف فارسی زبانان که در کاربرد راهکارهای غیرمستقیم از انگلیسی زبانان پیشی گرفتند، انگلیسی زبانان راهکارهای که به ردکردن ضمیمه می شوند را بیشتر به کارگرفتند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که هردو گروه زبان آموزان سطح بالا و پائین در به کار گیری رد کردن غیرمستقیم و راهکارهایی که به ردکردن ضمیمه منجر می شوند انتقال منظور شناختی داشتند. البته زبان آموزان سطح پائین بیشتر از زبان آموزان سطح بالا راهکارهای زبان اول خود را به زبان دوم انتقال می دهند.
بررسی وندها در گویش کهنوجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رودباری از گویش های ایرانی جنوب غربی است که در جنوب استان کرمان در شهرستان های رودبار، کهنوج، منوجان، قلعه گنج، جیرفت، عنبرآباد و همچنین برخی از مناطق استان هرمزگان رایج است و گونه های مختلفی دارد. در این مقاله به معرفی وندهای فعال گونة کهنوجی و توصیف و طبقه بندی آنها در دو زیرگروه اشتقاقی و تصریفی، به مقایسة آنها با زبان فارسی معیار پرداخته ایم. براساس داده های این پژوهش، هرچند بسیاری از وندهای کهنوجی با زبان فارسی رسمی مشترک است، با این حال، برخی از وندهای این گویش یا در زبان فارسی وجود ندارند و یا از بین رفته اند. بنابراین ریشه آنها را باید در زبان فارسی دری یا میانه دنبال کرد. از آنجا که تاکنون تحقیق مستقلی در زمینه معرفی وندهای این گویش صورت نگرفته است، توصیف و شناسایی آنها می تواند امکانات این گویش را در حوزة واژه سازی، بیش از پیش برای پژوهشگران علاقه مند مشخص سازد.
بررسی و توصیف طنین معنایی و معنی ضمنی واژه در نظام معنایی واژگان و همنشینی ها در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند مطالعات تحلیل گفتمان با زبانشناسی پیکره، زمینه های جدیدی را در مطالعات زبانی فراهم آورده است که قبلاً کمتر مورد توجه قرار می گرفت. یکی از این زمینه های جدید، مطالعه طنین معنایی حاصل از همنشینی های مکرر یک واژه با مجموعه ای از واژه های دیگر است. طنین معنایی به بار مثبت، منفی و یا خنثایی اشاره می کند که یک واژه به ظاهر خنثی پس از هم نشینی مکرر با کلمات مثبت، منفی یا خنثی به خود می گیرد. این مفهوم یکی از مفاهیم بسیار مهم در زبانشناسی پیکره است که اخیراً مورد علاقه زبان شناسان واقع و به آن پرداخته شده است. این مقاله، برای نخستین بار به معرفی طنین معنایی در زبان فارسی، بیان تعاریف و کاربردهای آن و نیز ارائه مثال هایی در یک پیکره از متون فارسی می پردازد. چارچوب نظری این پژوهش، مبتنی بر دیدگاه های سینکلر (1987) و بیل لو (1993) است. بر این اساس با جست و-جوی تعدادی از ترکیب های فعلی در محیط اینترنت، پیکره ای از جمله های فارسی حاوی این ترکیب ها به همراه همایند های آنها استخراج گردید. نتایج این بررسی به لحاظ آماری نشان می دهد که واژه ها و عبارت-های مترادف در زبان فارسی می توانند طنین معنایی متفاوتی داشته باشند.
در دادههای منظورشناختی ضمنی « درخواست » توجه به ساختار کنش کلامی (Noticing Request-Realization Forms in Implicit Pragmatic Input: Impacts of Motivation and Language Proficiency)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی آگاهی منظورشناختی-زبانی زبانآموزان در اثنای پردازش دادههای منظورشناختی ضمنی و نیز ارتباط این آگاهی با توانایی زبانی و انگیزه بود. بدین منظور ارتباط بین توجه به درخواست دوجملهای با سطح زبانی و انگیزه درونی و بیرونی سنجیده شد. آزمودنیهای این تحقیق شامل 121 زبان آموز سطح پیشرفته بودند که به پرسشنامه انگیزه و آزمون توانایی زبانی پاسخ دادند. در ابتدا بر اساس نتایج پرسشنامه، ساختار عاملی انگیزه مشخص شد. سپس از بین این افراد، 35 زبانآموز به طور تصادفی برای مرحله تجربی انتخاب شدند و درفعالیتی شرکت کردند که هدف آن توجه به ساختار درخواست بود. در پایان فعالیت، این زبانآموزان در پروتکل کلامی شرکت کردند تا میزان آگاهی آنان از ساختار مورد نظر سنجیده شود. نتایج نشان داد که زبانآموزان به ساختار درخواست به طور غیریکسان توجه کردند و اینکه این توجه با انگیزش آنها ارتباط معنیدار داشت نه با سطح زبانی. مع هذا ارتباط توجه با انگیزه بیرونی با یافتههای تاکاهاشی ( 2005 ) که مطالعه مشابهی انجام داده است مغایرت دارد. یافتههای این تحقیق دال بر آن است که زبانآموزان در محیطهای مختلف دارای تمایلات انگیزشی متفاوتی برای توجه به ویژگی های منظورشناختی داده ها هستند.
بررسی برخی نکات ساختواژی در مورد واژه بست های ضمیری در گویش کاخکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویش کاخکی از گویش های جنوب خراسان رضوی است که در بخشی به همین نام (از بخش های دوگانه شهر گناباد ) تکلم می شود. تا آنجا که بررسی ها نشان می دهد این گویش به همراه دو گویش دیگر(خانیکی و فردوسی)، تنها گویش های شناخته شده زبان فارسی در استان های خراسان رضوی و جنوبی محسوب می شوند که نظام حالت ارگتیو دارند. وجود حالت ارگتیو سبب شده که این گویش در نظام ساختواژی خود ویژگی های جالبی را بروز بدهد. برخی از این ویژگی ها در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که کارکرد و جایگاه ضمایر واژه بستی فاعلی و مفعولی در این گویش با فارسی معیار تفاوت های قابل ملاحظه ای دارد. همچنین به لحاظ ترتیب قرارگرفتن تکواژهای تصریفی نسبت به پایه فعلی(اصل همبستگی بایبی 1985) این گویش ویژگی های متفاوتی را نسبت به فارسی معیار نشان می دهد. از نکات جالب ساختواژی در این گویش، اضافه شدن ضمایر واژه بستی فاعلی به ضمایر شخصی مستقل و ضمایر شخصی واژه بستی با نقش های متفاوت است. در این تحقیق معلوم شد که ضمایر واژه بستی در گویش کاخکی به حروف اضافه نمی چسبند و از این نظر با فارسی محاوره ای امروز متفاوتند.
فعل در رمان جای خالی سلوچ و منشأ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستار، به بررسی، توصیف و تحلیل ماهیت و کیفیت افعال در رمان جای خالی سلوچ و خاستگاه های زبانی آنها پرداخته است. از آن جا که در سبک نوشتار داستانی محمود دولت آبادی، یکی از دغدغه هایش به کارگیری زبانی غنی و سالم است، در جستجوی چنین زبانی، او از سرچشمه های زبان فارسی (معیار، محاوره، ادبی و کهن) و گویش (سبزواری و غیر آن) بهرة بسیار برده است. این رویکرد به عنوان نمونه در یکی از معروف ترین رمان های وی، جای خالی سلوچ، به ویژه در پیدایش افعالی متنوع و متفاوت، آشکار می شود. این تنوع و تفاوت از این نظر برجستگی می یابد که در جنبه های معنایی و واژگانی و ساختار (صرفی و نحوی) افعال توجه خواننده را به خود جلب می کنند؛ چنان که برای خواننده مسألة منشأ این افعال پیش می آید. در این که پاره ای از این افعال منشأ گویشی (سبزواری) و فارسی (معیار و ... ) دارند، شکی نیست؛ اما بخش عظیمی را باید از مشترکات گونه های زبان و گویش دانست.
پیرامون تاتی کلاسور(kalāsur)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی پویای گروهی: مدل راهبردی میانجی گری در آموزش مهارت شنیداری (Group Dynamic Assessment: An Inventory of Mediational Strategies for Teaching Listening)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی پویای گروهی که مبتنی بر فرضیه اجتماعی- فرهنگی ویگوتسکی می باشد اخیراً به عنوان روشی برای شناسایی حوزه تقریبی رشد زبان آموزان در کلاس مطرح شده است (پانر و لنتالف، 2010؛ شعبانی، 2010). این مقاله بر آن است تا کاربرد ارزیابی پویای گروهی را به عنوان روشی برای شناسایی راهبردهای میانجیگری که یک مدرس زبان انگلیسی در تعامل خود با گروهی از زبان آموزان در زمینه مهارت شنیداری مورد استفاده قرار داده به تصویر بکشد. هدف دیگر این مقاله شناسایی تاثیر آموزش مبتنی بر ارزیابی پویای گروهی بر یادگیری جمعی می باشد. روش اجرایی این ارزیابی به صورت میکروژنتیک، طولی و تعاملی می باشد. جمعی از زبان آموزان در گروه سنی 20 تا 25 در این مطالعه شرکت کردند. مواد آموزشی مورد استفاده در جلسات ارزیابی شامل فایل های شنیداری VOA بوده است. تحلیل کیفی نمونه های تعاملی این روش یک مدل راهبردی میانجیگری متشکل از انواع مختلف بازخوردهای مسقیم و غیرمستقیم را نشان می دهد. بررسی ها نشان داد که روش داربست جمعی (دوناتو، 1994) زمینه را برای توزیع کمک (پلات و بروکس، 1994) بین زبان آموزان در فضای اجتماعی کلاس فراهم می کند به طوری که داوطلبین اولیه و ثانویه به طور متقابل از کمک های یکدیگر بهره می گیرند (پانر، 2009). با استفاده ازمدل راهبردی میانجیگری فرایندهای میکروژنتیک و تکاملی زبان آموزان در طول زمان شناسایی شد. هم چنین مشخص شد حوزه تقریبی رشد گروهی فراتر از حوزه تقریبی رشد انفرادی عمل می کند. در پایان، با توجه به یافته ها پیشنهاد می شود راهبردهای میانجیگری شناسایی شده در این تحقیق به عنوان راهنما برای مدرس زبان انگلیسی در هنگام تعاملات خود با حوزه تقریبی رشد زبان آموزان در کلاس مورد استفاده قرار گیرد.
قابلیت تدریس حساسیت میان فرهنگی از دیدگاه قومیت محوری در مقابل تعادلگرایی قومی: مطالعه ای در ایران (Teachability of Intercultural Sensitivity from the Perspective of Ethnocentrism vs. Ethnorelativism: An Iranian Experience)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر ارتباط احتمالی بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان ایرانی را مورد مطالعه قرار می دهد. هدف دیگر این تحقیق بررسی امکان افزایش سطح حساسیت میان فرهنگی این زبان آموزان از طریق آموزش کلاسی است. بدین منظور سی و شش دانشجوی سال آخر مذکر ومونث پس از همگون سازی انتخاب شدند. در ابتدا از دانشجویان خواسته شد آزمون حساسیت میان فرهنگی را کامل نمایند. این دانشجویان پس ازشرکت در دوره آموزشی نیم ترمی حساسیت میان فرهنگی همان آزمون را بار دیگر کامل نمودند. اطلاعات کسب شده از طریق پیش امتحان و پسا امتحان با استفاده از آزمونهایی از قبیل کای دو و ویل کاکسن سایند رنک مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج کسب شده حاکیست که اولا ارتباط بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان مورد مطالعه به لحاظ آماری معنی دار می باشد. دوما، آموزش حساسیت میان فرهنگی امکان پذیر می باشد و موجب ارتقای قابل توجه سطح حساسیت میان فرهنگی زبان آموزان مورد مطالعه گردید. نتایج مطالعه حاضر در صورت تعمیم علاوه بر بهبود احتمالی کیفیت آموزش زبان انگلیسی می تواند مدرسان این زبان را به بذل توجه در خور به توانش میان فرهنگی بعنوان جزء لا ینفک آموزش زبان در عصر حاضر ترغیب نماید.
تأثیر معرفگی بر نشانة مفعولی در زبان های تاتی، تالشی و بلوچی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از زبان ها که نظام حالت نمایی آشکار مفعول های مستقیم دارند، همة مفعول ها را به شیوة یکسان نشان نمی دهند و تنها حالت زیرمجموعه ای از مفعول های خود را بسته به ویژگی های معنایی و کاربردی آن نشان می دهند؛ این پدیده، مفعول نمایی افتراقی نامیده می شود. ویژگی های مرتبط با مفعول نمایی افتراقی شامل جانداری و معرفگی مفعول های مستقیم است. در این مقاله مفعول نمایی افتراقی در سه زبان ایرانی نو شمال غربی، یعنی تاتی، تالشی و بلوچی بررسی شده و از تحلیل آیسن (2003) از مفعول نمایی افتراقی بر اساس نظریه بهینگی و بر مبنای دو پیوستار جانداری و معرفگی برای بررسی نظام حالت نمایی در این سه زبان استفاده شده و استدلال شده که در هر سه زبان مفعول نمایی افتراقی وجود دارد و نقطة برش در امتداد دو پیوستار معرفگی و جانداری در آن ها نشان داده شده است.
ساخت های کنایی در گویش هورامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی ساختهای کنایی در گویش هورامی میپردازد. گویش هورامی در ساختهای گذشتة ساده از الگوی حالت کنایی گسسته بهره میگیرد. این گویش علاوه بر استفاده از سازکار مضاعفسازی واژهبست ، برای نشان دادن الگوی حالت کنایی از سازکار دیگری نیز بهره میگیرد که منحصر به این گویش است و در سایر گویشهای کردی دیده نمیشود. در ساختهای برآمده از سازکار دوم بیان الگوی کنایی، سازه ها ی فاعل و مفعول مستقیم به ترتیب دستخوش فرایندهای تأکید و مبتداسازی می شوند؛ بدین ترتیب این ساختها نسبت به ساخت هایی که از سازکار مضاعفسازی واژه بست بهره می گیرند، خوانش معنایی نشاندارتری دارند. ترتیب سازه های به کار رفته در ساخت های کنایی نشاندار همواره ثابت است؛ سازة مفعول مستقیم در موضع آغازین این ساختها ظاهر میشود، در جایگاه بعدی سازة فاعل که همواره میزبان تکواژ حالت نمای غیرفاعلی است قرار می گیرد و در پایان جایگاه پایانی جمله را فعل گذشتة ساده از آن خود می کند. پژوهش حاضر دو هدف عمده را در دستور کار خود دارد: نخست بررسی و توصیف ساختهای کنایی بینشان و نشان دار در گویش هورامی و بیان ویژگیهای بنیادین هریک از آنها و دوم تلاش برای ارائة تبیین نحوی از مراحل فرایند اشتقاق نحوی ساختهای کنایی نشاندار بر پایة مفاهیم نظری برنامة کمینهگرا. تبیین نحوی ارائه شده در این مقاله از مفاهیم جدید مطرح شده در چارچوب برنامة کمینهگرا بهره می گیرند؛ نظیر فرضیة گروه متممساز گسسته و فرافکن های بیشینة تأکید و مبتدا .
ضمایر شخصی در زبان ها و گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ها و گویش های ایرانی از جمله منابع غنی زبان شناسی در ایران هستند که به دلیل قدمت و گستردگی، کارگاهی بزرگ برای تحقیقات زبان شناسی در ایران به حساب می آیند. ضمائر در این زبان ها و گویش ها از تنوع و پیچیدگی قابل توجهی برخوردارند که تحلیل ساختار و نقش هایی که این اقلام ایفا می کنند می تواند جالب توجه باشد. در همین راستا در این پژوهش 32 زبان و گویش به لحاظ ساختار و نقشی که ضمائر ایفا می کنند به سه جهت کلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. بخش اول به توصیف ساختار ضمیر در زبان ها و گویش های ایرانی اختصاص یافته و نشان داده شده است که ضمیر شخصی در این گویش ها به لحاظ ساختار واژه به چه شکلی ظاهر می شود. در بخش دوم به نقش ضمیر در این گویش ها پرداخته شده است. در این بخش ضمیر به لحاظ متغیرهایی نظیر شخص، شمار، جنسیت، حالت، زمان و نظام تعدی مورد بررسی قرار گرفته است. این بخش نشان می دهد زبان ها و گویش های مورد بررسی از ابزارهای متفاوتی نظیر افزودن واکه، تغییر آرایش واجی، تغییر واجی به منظور نشان دادن تأثیر متغیر های فوق بر ضمیر استفاده کرده اند. بخش سوم به بررسی الگوهای تغییر واجی در ضمیر های شخصی اختصاص یافته است.